-

 

 

 

 

۳-۳-۳- محلول های مورد نیاز در الکتروفورز ژل آگاروز

 

۳-۳-۶-۱- بافر(۱۰X)TBE

از استوک های ۱۰ برابر (۱۰X) غلظت (شرکت فرمنتاز) رقت یک برابر برای الکتروفورز استفاده شد.
پایان نامه - مقاله - پروژه

۳-۳-۶-۲- محلول اتیدیم برماید

یک محلول پایه با غلظت ۱۰ میلی گرم بر میلی لیتر اتیدیم بروماید تهیه شد و برای رنگ آمیزیDNA ، ۳ میکرولیتر مورد استفاده قرار گرفت (این ماده فوق العاده سمی و جهش زا می باشد).

۳-۳-۶-۳- محلول بافر بار گذاری(۶X)

این بافر بدلیل داشتن چگالی بالا از برگشت محصول PCR به سطح ژل جلوگیری کرده و با ایجاد رنگ در نمونه میزان حرکت آن را نشان می دهد. در این تحقیق برای انتقال محصولات PCR به ژل، نسبت ۵ به ۱ از نمونه (۶X Loading dye) از شرکت تاکارا[۱۶۷] مخلوط شد و داخل چاهک های ژل بارگذاری شد. در چاهک وسط نشانگر استاندارد به میزان ۲ میکرولیتر قرار گرفت تا اندازه محصولات PCR قابل بررسی و ارزیابی شود.

۳-۳-۶-۴- الکتروفورز محصولات PCR

۵/۱گرم آگارز ساخت شرکت مرک (Merck) آلمان در ۱۰۰ میلی لیتر بافرTBE(1X) اضافه گردید، و سوسپانسیون برای حل شدن حرارت داده شد. زمانی که دمای ژل به حدود ۵۵ درجه سانتگراد رسید ۵ میکرولیتر اتیدیوم بروماید به آن اضافه شد. آنگاه درون سینی مخصوص ژل به طوریکه حباب هوا داخل ژل ایجاد نشود ریخته شده و شانه چاهک ها در محل خود قرار گرفت. بار گذاری نمونه های DNA در ژل به مدت ۵/۱ ساعت با ولتاژ ۷۵ ولت انجام شد و سپس توسط دستگاه ژل داک[۱۶۸] عکس گرفته شد.

۳-۳-۳- تجزیه و تحلیل آماری

 

۳-۳-۷-۱- رتبه بندی داده های حاصل از الکتروفورز

پس از تهیه عکس، با بهره گرفتن از نرم افزاز Photo Capt وزن هر یک از باندهای DNAکه به خوبی قابل رؤیت بودند برای تمام جمعیت ها مشخص شد. تا از روی آن و بر اساس باندهای مشترک روی ژل جدول توافقی صفر و یک تشکیل گردد پس از تعیین وزن باندهای DNA در تمام گونه ها برای ایجاد ماتریس شباهت بین گونه ها و با توجه به اینکه نشانگر ISSR جزء نشانگرهای غالب بوده که در نمره دهی وجود (یک) یا عدم وجود ( صفر) باند امتیاز دهی شد(گوپتا و وارشنی[۱۶۹]، ۲۰۰۰؛ سیک[۱۷۰] و همکاران، ۲۰۰۸). سپس اعداد وارد برنامه Excel شد، و با نرم افزار۲٫۰۲ NTYSIS تجزیه و تحلیل گردیدند. نشانگر ۱Kb به کار رفته در این تحقیق روی ژل آگاروز باند تولید می کرد. اندازه باند های این نشانگر از بالا به پایین به ترتیب ۱۰۰۰، ۸۰۰، ۶۰۰، ۴۰۰، ۲۰۰ (bp) بود.

۳-۳-۷-۲- میزان اطلاعات چند شکل(PIC)[171]

میزان اطلاعات چند شکل، پارامتر نشان دهنده میزان چند شکلی یک نشانگر بوده و معیاری برای قدرت تمایز هر جفت آغازگر می باشد. این مقدار برای هر آغازگر با نرم افزار Excel محاسبه شد، با توجه به این که RAPD جزء نشانگرهای غالب محسوب می شود از فرمول زیر محاسبه می گردد(محمدی، ۱۳۸۵).
‍‍ PIC=∑[۲Pi(1-Pi)] فرمول (۳-۱)
Pi مقدار فراوانی آلل ها برای نشانگر های غالب است.

۳-۳-۷-۳- ضریب کوفنتیک[۱۷۲]

یکی از روش های مقایسه کارایی الگوریتم های مختلف خوشه بندی تخمین ضریب همبستگی کوفنتیک می باشد که در آن همبستگی بین ماتریس شباهت دایس با ماتریس کوفنتیک که بر اساس دندروگرام که به عنوان خروجی تجزیه می باشد، برآورد می گردد. این ضریب با نرم افزار NTYSYS ver 2.02e محاسبه گردید.

۳-۳-۷-۴- تجزیه به مولفه های اصلی و محورهای اصلی (PCA)[173] و (PCOA)[174]

تجزیه به مولفه های اصلی و تجزیه خوشه ای، از روش های چند متغیره خطی است که دارای کاربرد زیادی در تجزیه تنوع ژنتیکی دارد. تجزیه به مولفه های اصلی روشی برای کاستن حجم داده ها به منظور روشن ساختن روابط بین دو یا چند متغیر و توجیه تغیرات کل داده های اصلی و اولیه به وسیله تعداد محدودی از متغیر های مستقل به نام مولفه های اصلی می باشد. تجزیه به محورهای اصلی نیز نوع دیگری از تکنیک چند متغیره می باشد که در بررسی های مربوط به تنوع ژنتیکی هدف عمده از این تجزیه ترسیم روابط افراد و نمایش آنها در ساختار فضایی بر اساس محورهای اصلی می باشد. تجمع افراد در چنین نمودارهایی نشان دهنده دسته افراد مشابه است. نکته قابل توجه این است که در تجزیه به محورهای اصلی ما بیشتر به دنبال نمایش گرافیکی افراد می باشیم در حالی که در تجزیه به مولفه های اصلی، هدف ایجاد الگوهایی در متغیرها می باشد (محمدی، ۱۳۸۵). تجزیه به مولفه های اصلی بر روی داده های صفات کمی با نرم افزار SPSS ver 11.5 و PCOA داده های مولکولی با بهره گرفتن از نرم افزار NTYSYS ver 2.02e محاسبه شد.

۳-۳-۷-۵- نسبت چند گانه موثر(EMR)[175] و Β (درصد باند چند شکل)

نسبت چندگانه موثر، بیانگر تعداد جایگاه های ژنی چند شکل موجود در یک ژرم پلاسم می باشد (Powel et al., 1996). این مقدار برای هر آغازگر با نرم افزار Excel محاسبه شد. شاخص نشانگری بیانگر میزان چند شکلی است و بعنوان شاخصی جهت برآورد کارایی یک نشانگر در یک ژرم پلاسم ناشناخته استفاده گردد(Pawel et al., 1996). این مقدار برای هر آغازگر با نرم افزارExcel محاسبه شد.
EMR= np×β فرمول (۳-۲)
np= تعداد کل باند چند شکل.
(= np/np+nnp β) نسبت تعداد باند چند شکل به تعداد کل باند می باشد (Powel et al., 1996).

۳-۴- تجزیه رگرسیون گام به گام صفات مورفولوژیک، فیتوشیمیایی و داده های مولکولی

برای حذف تعدادی از متغیرها در مدل و تصمیم گیری برای تشکیل مدل نهایی، روش های مختلفی وجود دارد. یکی از روش ها برای انتخاب بهترین مدل، رگرسیون گام به گام می باشد. در رگرسیون گام به گام می توان در طی مراحل نسبت به حذف یا افزودن متغیرها برای انتخاب مدل نهایی اقدام نمود. ابتدا همه متغیرها وارد مدل می شوند و آنهایی که معنی دار نباشند از مدل حذف می شوند. تعدادی از متغیرها معنی دار می شوند. تجزیه رگرسیون گام به گام با در نظر گرفتن مکان های نشانگری به عنوان متغیرهای مستقل و صفات مورفولوژیک و فیتوشیمیایی به عنوان متغییرهای وابسته با نرم افزار SAS انجام شد.

فصل چهارم

 

تجزیه و تحلیل داده ها(یافته ها)

۴-۱- ارزیابی خصوصیات مورفولوژیکی( کمی و کیفی)

۴-۱-۱- بررسی صفات کمی

دامنه ضریب تغییرات (C.V) بین صفات کمی از ۳۶/۲ الی ۵۱/۳۱ درصد متغییر بود، که بیشترین ضریب مربوط به قطر ساقه (۵۱/۳۱%) و کمترین مقدار هم مربوط به طول شاخه گلدار (۳۶/۲%) بود(جدول ۴-۱). صفاتی که ضریب تغییرات بالایی دارند محدوده وسیع تری از کمیت را دارند که دامنه انتخاب وسیع تری برای آن صفت محسوب می شود. در این رابطه پژوهشی توسط مقدم و همکاران (۱۳۹۲) انجام شد که با بررسی تنوع مورفولوژیکی توده های جنس ریحان (Ocimum spp) بومی ایران بیشترین و کمترین ضریب تغییرات را به ترتیب به صفات طول گل آذین (۷۷/۱۷%) و وزن تر و خشک بوته (۷۶/۱%) بیان کردند. همچنین تحقیقات بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین ضریب تغییرات در جمعیت های آویشن کوهی به ترتیب در صفات طول گل آذین (۳۴/۴۷%) و رسیدگی بذر (۱۰/۱۵%) است.
نتایج تجزیه واریانس صفات کمی نشان داد که جمعیت ها از نظرکلیه صفات مورد بررسی تفاوت معنی داری با هم)۰۵/۰(p≤، دارند (جدول ۴-۱) که دلیل بر وجود تنوع در صفات بررسی شده است بنابراین، امکان انتخاب یک توده یا جمعیت برای مقادیر مختلف یک صفت وجود دارد بنابراین هریک از این جمعیت ها با توجه به صفت مورد نظر می توانند در برنامه های اصلاحی استفاده شوند. در این ارتباط تجزیه واریانس صفات کمی و کیفی در آویشن کرمانی( بیکدلو،۱۳۹۰) نشان داد که کلیه صفات مورد بررسی بین جمعیت ها تفاوت معنی داری با هم در سطح آماری یک درصد داشتند، بطوریکه یافته های تحقیق حاضر با یافته های فوق همسو می باشد.
بر اساس نتایج آزمون مقایسه میانگین، از نظر صفت تعداد شاخه در بوته جمعیت آذربایجان غربی (۴) با میانگین ۱۸۰ عدد و جمعیت زنجان (۲) با میانگین۷۰ عدد به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میانگین در این صفت بودند (جدول ۴-۲). البته جمعیت های کردستان و قزوین دارای بیشترین میانگین از نظر این صفت در بین جمعیت ها را نشان دادند. جمعیت آذربایجان غربی(۴) در ارتفاع ۱۶۰۰ متری از سطح دریا و با عرض جغرافیایی بالاتر نسبت به سایر جمعیت ها و از نظر طول جغرافیایی در مقیاس پایین تری قرار دارد، بنابراین موقعیت طول و عرض جغرافیایی در تعداد شاخه در بوته آویشن تاثیر بسزایی دارد، به بیان دیگر می توان گفت که با افزایش تعداد شاخه در بوته سطح تاج پوش گیاه افزایش یافته و در نهایت بیوماس کلی وزین تر شده و در میزان کلی ماده موثره تاثیر دارد به طوری که در تحقیقات مقدم و همکاران (۱۳۹۲) بیشترین و کمترین تعداد شاخه فرعی در توده های ریحان را به ترتیب در توده کرج ۴۷/۱۵ و بابل ۴۰/۱۰ عدد گزارش کردند.
نتایج آزمون مقایسه میانگین در صفت وزن تر بوته، جمعیت آذربایجان غربی(۲) با میانگین ۱/۱۸۳۳ گرم و جمعیت های آذربایجان غربی (۴) و تهران با میانگین ۶/۶۷۲ گرم به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند(جدول ۴-۲). در مجموع جمعیت های آذربایجان غربی بیشترین وزن را از نظر این صفت داشتند. جمعیت آذربایجان غربی (۲) در ارتفاع ۱۵۲۴ متری از سطح دریا و با عرض جغرافیایی بالاتر نسبت به سایر جمعیت ها و از نظر طول جغرافیایی در مقیاس پایین تری قرار دارد، بنابراین موقعیت طول و عرض جغرافیایی در صفت فیزیولوژیک (وزن تر بوته) آویشن تاثیر بسزایی دارد، در این زمینه تحقیقات بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین وزن تر بوته (گرم) آویشن کوهی به ترتیب در جمعیت های مازندران ۲ (۲/۳۸۹) و سیاهکل (۰۰/۱۲۹) بدست آمد. همچنین تحقیقات مقدم و همکاران (۱۳۹۲) بیشترین و کمترین وزن تر بوته در توده های ریحان را به ترتیب در توده بروجرد ۶۵/۱۵۵ و یاسوج ۰۸/۱۱۲ عدد بیان کردند.
از نظر صفت وزن خشک بوته جمعیت آذربایجان غربی (۲) با میانگین ۱۶۳۴ گرم و جمعیت آذربایجان غربی (۴) با میانگین ۵۷۰ گرم به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند (جدول ۴-۲). در مجموع جمعیت های آذربایجان غربی دارای بیشترین وزن از نظر این صفت بودند، جمعیت آذربایجان غربی (۲) در ارتفاع ۱۵۲۴ متری از سطح دریا و با عرض جغرافیایی بالاتر نسبت به سایر جمعیت ها و از نظر طول جغرافیایی در مقیاس پایین تری قرار دارد، بنابراین موقعیت طول و عرض جغرافیایی در صفت فیزیولوژیک (وزن خشک بوته) آویشن تاثیر بسزایی دارد. همچنین تحقیقات بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین وزن خشک بوته ( گرم) آویشن کوهی به ترتیب در جمعیت های الموت (۰۰/۱۳۳۰) و سیاهکل (۰۰/۷۰۰) بدست آمد. در تحقیقی دیگر توسط مقدم و همکاران (۱۳۹۲) بیشترین و کمترین وزن خشک بوته در توده های ریحان را به ترتیب در توده زرند ۲۲/۴۱ و بابل ۱۰/۲۳ بیان کردند. تحقیقات متعدد نشان داده است که رابطه بین تولید گیاهی و شاخص های گیاهی معکوس نشان داده شده است علت این امر را شاید تا حدودی ناشی از اینکه گیاهان مناطق خشک و نیمه خشک بدلیل تراکم نسبتا کم، بازتابش مادون قرمز میانی چنانچه انتظار می رود ندارند(زرینه، ۱۳۸۷: پای رنج و همکاران، ۱۳۹۰).
مقایسه میانگین از نظر صفت وزن هزار دانه، جمعیت قزوین (۱) با میانگین ۵۳/۰ گرم و جمعیت آذربایجان غربی (۲) با میانگین ۳۰/۰ گرم به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند (جدول ۴-۲). قابل ذکر است که از نظر این صفت جمعیت های قزوین دارای بیشترین بودند که از نظر موقعیت جغرافیایی در ارتفاع ۱۸۰۰-۱۵۰۰ متری از سطح دریا و با طول جغرافیایی بالاتر نسبت به سایر جمعیت ها قرار دارند.
از نظر صفت درصد قوه نامیه جمعیت های زنجان (۳)، زنجان (۲)، زنجان (۱)، آذربایجان غربی (۴)، آذربایجان غربی (۲)، آذربایجان غربی (۱)، قزوین (۲)، قزوین (۱)، کردستان (۲) و تهران با میانگین ۱۰۰ درصد قوه نامیه و جمعیت کرمان با میانگین ۲۶ درصد به ترتیب بیشترین و کمترین بودند (جدول ۴-۲). در مجموع جمعیت های قزوین، زنجان و آذربایجان غربی دارای بیشترین بودند. نتایج نشان داد که بذر جمعیت هایی که از مناطقی با عرض جغرافیایی بالاتر و طول جغرافیایی کمتر جمع آوری شده اند نسبت به جمعیت هایی که از مناطقی با عرض جغرافیایی پایین تر و طول جغرافیایی بیشتر (کرمان) جمع آوری شده اند دارای درصد قوه نامیه بیشتری هستند بنابراین موقعیت جغرافیایی در صفات فیزیولوژیک آویشن موثر است.
از نظر صفت عرض برگ جمعیت لرستان با میانگین ۳۷/۸ میلیمتر و جمعیت کردستان (۱) با میانگین ۰۹/۴ میلیمتر دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند. در مجموع جمعیت های آذربایجان غربی از نظر این صفت دارای برتری بودند (جدول ۴-۲). بطوری که بذر این جمعیت ها در محدوده ارتفاع ۱۳۸۹- ۱۶۰۰ متراز سطح دریا جمع آوری شده اند و در مقیاس عرض جغرافیایی بیشتر و طول جغرافیایی کمتری نسبت به سایر جمعیت ها قرار دارند با این حال با یکسان سازی شرایط رشد تفاوت های ژنتیکی جمعیت ها بهتر نمایان شد. همچنین تحقیقات بیکدلو و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بالاترین عرض برگ در آویشن کرمانی مربوط به جمعیت رابر با میانگین ۸۵/۵ میلیمتر و کمترین میزان هم در جمعیت کوه ابر با میانگین ۹۵/۳ میلیمتر بود، و تحقیقات بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین عرض برگ در آویشن کوهی به ترتیب در جمعیت های اوان (۴۳/۳) و مازندران ۱ (۰۰/۲) است. مقدم و همکاران (۱۳۹۲) بیشترین و کمترین عرض برگ را در توده های ریحان را به ترتیب در توده بجنورد ۰۰/۲۴ و بندرعباس ۴۰/۱۳ بیان کردند.
از نظر صفت طول برگ جمعیت تهران با میانگین ۶۲/۱۳ میلیمتر و جمعیت آذربایجان غربی (۲) با میانگین ۵۸/۷ میلیمتر دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند(جدول ۴-۲). در مجموع جمعیت های آذربایجان غربی از نظر صفت طول برگ دارای حداکثری بودند. بطوری که بذر این جمعیت ها در محدوده ارتفاع ۱۳۸۹- ۱۶۰۰ متر از سطح دریا جمع آوری شده اند و در مقیاس عرض جغرافیایی بیشتر و طول جغرافیایی کمتری نسبت به سایر جمعیت ها قرار دارند و تحت شرایط یکسان تفاوت های ژنتیکی آنها بهتر مشخص می گردد. در این ارتباط تحقیقات بیکدلو و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بالاترین طول برگ در آویشن کرمانی مربوط به جمعیت رابر با میانگین ۴۳/۹ میلیمتر و کمترین میزان هم در جمعیت تاش با میانگین ۸ میلیمتر بود، همچنین تحقیقات بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین طول برگ در آویشن کوهی به ترتیب در جمعیت های اوان (۸۴/۶) و پیرانشهر (۰۹/۴) است. همچنین تحقیقات مقدم و همکاران (۱۳۹۲) بیشترین و کمترین وزن تر بوته در توده های ریحان را به ترتیب در توده خلیل آباد ۶۰/۴۰ و بندرعباس ۲۷/۲۹ بیان کردند.
از نظر صفت قطر ساقه جمعیت لرستان با میانگین ۹۷/۰ میلیمتر و جمعیت آذربایجان غربی (۴) با میانگین ۱۰/۰ میلیمتر دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند (جدول ۴-۲). همچنین تحقیقات بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین قطر ساقه در آویشن کوهی به ترتیب در جمعیت های رودبار (۸۲/۰) و مازندران ۱ (۴۶/۰) بود.
مقایسه میانگین در صفت ارتفاع گیاه نشان داد که جمعیت زنجان (۱) با میانگین ۳۰ سانتیمتر با ارتفاع ۲۰۰۰ متری از سطح دریا و جمعیت آذربایجان غربی (۲) با میانگین ۶۰/۱۳ سانتیمتر با ارتفاع ۱۵۲۴ متری از سطح دریا دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند(جدول ۴-۲). در مجموع جمعیت های قزوین از نظر این صفت دارای برتری نسبی بودند، البته از سویی دیگر جمعیت های کردستان با بالاترین ارتفاع از سطح دریا (۲۴۰۰ متر) نسبت به سایر جمعیت ها دارای کمترین ارتفاع بوته بودند که این بیان کننده آنست که ارتفاع از سطح دریا در ارتفاع گیاه آویشن تاثیر دارد. این یافته بیان کننده آن است که هرچه ارتفاع گیاه بیشتر باشد ابعاد برگ و قسمت های زایشی همسو با آن بزرگ تر خواهد بود و جمعیت هایی که از ارتفاع بیشتری برخوردار باشند زمینه تولید متابولیت ثانویه بالایی خواهند داشت و همچنین برداشت مکانیزه راحتر می گردد. یافته های بیکدلو و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بالاترین ارتفاع گیاه در آویشن کرمانی مربوط به جمعیت رابر با میانگین ۹۰/۱۳۷ میلیمتر و کمترین میزان هم در جمعیت تاش با میانگین ۹/۱۱۴ میلیمتر بود. همچنین در آویشن کوهی (بابالار و همکاران، ۱۳۹۲) بیشترین و کمترین ارتفاع بوته را به ترتیب در جمعیت های پیرانشهر ۲/۲۵ و سیاهکل ۰۰/۱۴ سانتیمتر بیان کردند. با بررسی مشخصات ظاهری آویشن کرمانی توسط مکی زاده تفتی و همکاران (۱۳۸۹) بیشترین ارتفاع بوته ۷/۹ سانتیمتر مربوط به اکوتیپ کرمان– راین و کمترین ارتفاع بوته ۸/۴ سانتیمتر مربوط به اکوتیپ شاهرود را گزارش کردند و در توده های ریحان (مقدم و همکاران، ۱۳۹۲) بیشترین و کمترین طول گیاه را را به ترتیب در توده یاسوج ۵۰/۴۸ و تبریز ۴۱/۳۰ سانتیمتر بیان کردند.
از نظر صفت طول میانگره جمعیت زنجان (۱) با میانگین ۲۹/۱۷ میلیمتر و جمعیت آذربایجان غربی (۱) با میانگین ۷۹/۸ میلیمتر دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند(جدول ۴-۲). جمعیت هایی که با طول میانگره بیشتری برخوردار باشند شاخه گلدار بلندتر و ابعاد برگی بزرگ تری خواهند داشت، در چنین شرایطی بیوماس گیاه هم افزایش می یابد و وقتی بیوماس افزایش پیدا کرد وزن خشک گیاه هم افزایش یافته و در نهایت بر عملکرد اسانس تاثیر بسزایی دارد، همچنین تحقیقات بیکدلو و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بالاترین طول میانگره در آویشن کرمانی مربوط به جمعیت رابر با میانگین ۱۲/۱۵ میلیمتر و کمترین میزان هم در جمعیت تاش با میانگین ۳۶/۸ میلیمتر بود و یافته های بابالار و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که بیشترین و کمترین طول میانگره در آویشن کوهی به ترتیب در جمعیت های مازندران ۲ (۱۳/۲۵) و رودبار ۱۴/۸ است.
از نظر صفت عرض برگچه جمعیت لرستان با میانگین ۴۷/۲ میلیمتر و جمعیت آذربایجان غربی (۱) با میانگین ۷۷/۰ میلیمتر دارای بیشترین و کمترین از نظر این صفت بودند(جدول ۴-۲). از این حیث جمعیت آذربایجان غربی (۱) در ارتفاع ۱۳۸۹ متری از سطح دریا و با کمترین عرض جغرافیایی نسبت به سایر جمعیت ها بود که این بیانگر آنست که ارتفاع از سطح دریا و عرض های جغرافیایی پایین تر در صفت عرض برگچه تاثیر دارد.
از نظر صفت طول برگچه جمعیت کردستان (۳) با میانگین ۴۶/۵ میلیمتر و جمعیت تهران با میانگین ۵۳/۱ میلیمتر به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند (جدول ۴-۲). از این حیث جمعیت تهران با ارتفاع ۱۵۰۰ متری از سطح دریا و با بالاترین طول جغرافیایی نسبت به سایر جمعیت ها بود. این بیانگر آنست که ارتفاع از سطح دریا و طول جغرافیایی بالاتر در صفت طول برگچه تاثیر دارد که این بحث در مورد اکثر جمعیت ها صادق بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...