قرآن کریم چگونه از دلالات استعاری برای بیان در مفاهیم ... |
![]() |
در کلام خداوند متعال که فرموده « قَدْ مَکَرَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللّهُ بُنْیَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَیْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ » استعاره تمثیلیه مطرح است چون حال تمام مکرکنندههای مبطلی که در کید و نقشه کشی تدبیر میکردند را و کسانی را در پی چارهجوئی بودند برای ضرر و مکر به مؤمنین و برای آنها دام پهن کرده بودند را تشبیه نموده است به حال گروهی که ساختمان محکمی را ساختند و تکیه دادند آن را بر اسطوانههای آن و چهارچوب آن پس ساختمان از ستونها فرو ریخت به این صورت که سست شد و قدرت نگهداری چیزهایی که بر آن بنا شده بود را نداشت پس سقف خراب شد و بر آنها فرو ریخت. (الدرویش ،۲۰۰۹،ج ۴ : ۲۳۶)
۳-۲۱- سوره نحل آیه ۱۱۲
وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا قَرْیَهً کَانَتْ آمِنَهً مُّطْمَئِنَّهً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ
و خدا شهرى را مثل زده است که امن و امان بود [و] روزیش از هر سو فراوان مىرسید، پس [ساکنانش] نعمتهاى خدا را ناسپاسى کردند، و خدا هم به سزاى آنچه انجام مىدادند طعم گرسنگى و هراس را به [مردم] آن چشانید.
در کلام خداوند متعال که فرموده ( وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا قَرْیَهً ) مجاز مرسل مطرح است و دو استعاره مکنیه ، اما مجاز مرسل که در کلام خدا مطرح است لفظ قریه است که مراد اهل قریه میباشد پس علاقه مجاز همان علاقه محلیت است که محل استعمال میشود و حال اراده میشود.
و اما استعاره اول عبارتست از استعاره ذوق برای لباس اما اذاقه یعنی چشانیدن در بین عربها جاری مجرای حقیقت شده است چون شایع شده که در بلایا این لفظ را بکار میبرند و میگویند فلانی فقر و نداری و ضرر را چشید.
خداوند تشبیه نموده (آنچه از این دو درک میشود را که عبارتست از اثر ضرر و درد) را به طعم تلخ و غیر طیّب غذا که قابل درک است.
و اما لباس تشبیه آن صحیح است چون لباس در بر میگیرد پوشندهاش را.
و اما استعاره دوم استعاره لباس است برای گرسنگی و ترس مثل این که احاطه پیدا کرده بر آنها و آنها را فرا گرفت همانگونه که لباس پوشندهاش را فرا میگیرد و میپوشاند. و بناء استعاره بر استعاره دایره وسیعی است که افکار در آن گمراه میشوند.و گاهی فهم آن سخت میشود . (الدرویش ،۲۰۰۹،ج ۴ : ۳۰۸- ۳۰۹)
در صورتی ما می توانیم اسم لباس را استعاره ی تصرحیه در نظر بگیریم که ضرر وإلم را به خوف وجوع تشبیه کنیم [۸۶].
در این آیه شریفه دو استعاره وجود دارد.
استعاره ی اول آیه ی ۱۱۲ ازسوره ی نحل :
- استعاره در لفظ « اذاق » به نظر می رسد استعاره تصریحییّه یا مصرّحه باشد.
ارکان استعاره در آیه شریفه عبارتند از:
- مستعار : لفظ « اذاق »
- مستعارٌله : « عان » به معنی ( درد ) کشیدن .
- مستعارٌمنه : « اذاق » به معنی چشیدن .
- جامع یا وجه شبه : تحمل کردن .
شرح استعاره ی آیه به اعتبار گوناگون:
۳ – ۲۱- ۱ – ۱ . به اعتبار ذکر طرفین(مصرّحه،مکنیّه) :
درآیه شریفه مستعارٌله« عان » به معنی ( درد) کشیدن به مستعارٌمنه « اذاق » یعنی چشیدن تشبیه شده ومستعارٌله در آیه ذکرنشده بلکه مستعارٌمنه به صراحت ذکرشده ، به همین خاطر بدان استعاره مصرحّه یا تصریحیّه گویند .
۳ – ۲۱ – ۲ – ۱ . به اعتبار واقع درماده ی طرفین (تحقیقیّه،تخییلیّه):
دراین آیه مستعارٌله « عان » یعنی ( درد ) کشیدن موضوعی خیالی و وهمی نیست بلکه امری معقول می باشد به همین بدان استعاره ی تحقیقیّه یا محقّقه گویند.
۳ – ۲۱ – ۳ – ۱ . به اعتبار لفظ مستعار ( اصلیّه ، تبعیّه ) :
لفظ مستعار در این آیه « اذاق » فعل است پس به اعتبار فعل بودن ، بدان استعاره ی تبعیّه گویند.
۳ – ۲۱ - ۴ – ۱ . به اعتبار جامع یا وجه شبه ( عامیّه ، خاصیّه ) :
مستعارٌله « عان » یعنی ( درد ) کشیدن و مستعارٌمنه « اذاق » یعنی چشیدن وجامع آن دو ( تحمل کردن ) ، موضوعی است که می توان به راحتی آن را تشخیص داد و نیاز به تفکر و اندیشیدن ندارد ، به همین خاطر بدان استعاره عامیّه گویند.
۳ – ۲۱ – ۵ – ۱ . استعاره ی مصرّحه به اعتبار طرفین ( عنادیّه و وفاقیّه ) :
مستعارٌله « عان » یعنی ( درد ) کشیدن یک امر معنوی است اما مستعارٌمنه « اذاق » یعنی چشیدن ، موضوعی است حسّی که با هم در یک جا جمع نمی شوند به همین خاطر بدان ، استعاره ی عنادیّه گویند.
۳ – ۲۱ – ۶ ۱ . استعاره به اعتبار ملائمات ( مطلقه ، مرشّحه ، مجرّده ) :
« لباس الجوع و الخوف » از ملائمات مستعارٌله « عان » یعنی ( درد ) کشیدن و مستعارٌ منه « اذاق » یعنی چشیدن است به همین خاطر بدان استعاره ی مطلقه گویند.
* پس نتیجه می گیریم که در آیه ی۱۱۲ از سوره ی نحل استعاره ی مصرّحه ، محقّقه ، تبعیّه ، عامیّه ، عنادیّه و مطلقه وجود دارد.
استعاره ی دوم آیه ی ۱۱۲ ازسوره ی نحل :
- استعاره مصرّحه در لفظ « لباس » .
ارکان استعاره در آیه شریفه عبارتند از:
- مستعار : لفظ « لباس ».
- مستعارٌله : « احاط » به معنی احاطه یافتن[۸۷] .
- مستعارٌمنه : « لباس ».
- جامع یا وجه شبه : دربرگرفتن .
شرح استعاره ی آیه به اعتبار گوناگون:
۳ – ۲۱- ۱ – ۲ . به اعتبار ذکر طرفین(مصرّحه،مکنیّه) :
درآیه شریفه مستعارٌله« احاط » به معنی احاطه یافتن به مستعارٌمنه « لباس » تشبیه شده ومستعارٌله در آیه ذکرنشده بلکه مستعارٌمنه به صراحت ذکرشده ، به همین خاطر بدان استعاره مصرحّه یا تصریحیّه گویند .
۳ – ۲۱ – ۲ – ۲ . به اعتبار واقع درماده ی طرفین (تحقیقیّه،تخییلیّه):
دراین آیه مستعارٌله « احاط » یعنی احاطه یافتن موضوعی خیالی و وهمی نیست بلکه امری معقول می باشد به همین بدان استعاره ی تحقیقیّه یا محقّقه گویند.
۳ – ۲۱ – ۳ – ۲ . به اعتبار لفظ مستعار ( اصلیّه ، تبعیّه ) :
لفظ مستعار در این آیه « لباس » اسم جامد است پس به اعتبار اسم جامد بودن ، بدان استعاره ی اصلییّه گویند.
۳ – ۲۱ - ۴ – ۲ . به اعتبار جامع یا وجه شبه ( عامیّه ، خاصیّه ) :
مستعارٌله « احاط » یعنی احاطه یافتن و مستعارٌمنه « لباس » وجامع آن دو ( دربرگرفتن ) ، موضوعی است که می توان به راحتی آن را تشخیص داد و نیاز به تفکر و اندیشیدن ندارد ، به همین خاطر بدان استعاره عامیّه گویند.
۳ – ۲۱ – ۵ – ۲ . استعاره ی مصرّحه به اعتبار طرفین ( عنادیّه و وفاقیّه ) :
مستعارٌله « احاط » یعنی احاطه یافتن یک امر معنوی است اما مستعارٌمنه « لباس » ، موضوعی است حسّی که با هم در یک جا جمع نمی شوند به همین خاطر بدان ، استعاره ی عنادیّه گویند.
۳ – ۲۱ – ۶ – ۲ . استعاره به اعتبار ملائمات ( مطلقه ، مرشّحه ، مجرّده ) :
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 09:00:00 ق.ظ ]
|