۱-۲-۲-۱- مناطق خشک[۵]
برای طبقه ­بندی مناطق خشک نظر­های مختلفی وجود دارد که دارای نا­همخوانی فراوانی هستند. به عقیده بویک، ماه­خشک ماهی است که کمتر از ۱۰ میلیمتر بارندگی دارد. براین مبنا، منطقه­ای که بارش سالانه آن حداکثراز۱۲۰ میلی­متر کمتر باشد، منطقه خشک شناخته می­ شود ]۱۰[.
پایان نامه - مقاله - پروژه
به گمان گنسن، سرزمین­هایی که کمتر از ۳۵۰ میلی­متر بارندگی سالانه دارند خشک تلقی می­شوند و اگر مقدار بارندگی کمتر از ۱۲۵ میلی­متر باشد منطقه، کاملاً خشک و بیابانی است.به بیان هاگدون و همکاران، چنانچه بارندگی سالانه ۲۰-۰ میلی­متر باشد، بیابان بیش از حد­خشک، اگر ۵۰-۲۰ میلی­متر باشد منطقه بیابان فوق­العاده خشک، در صورتی که ۱۵۰-۵۰ میلی­متر باشد منطقه خشک و اگر ۲۵۰ – ۱۵۰ میلی­متر باشد منطقه مورد­نظر نیمه­خشک می­باشد ]۱۵[.
کیهان معتقد است اگر بارندگی ۲۵۰-۰ میلی­متر باشد منطقه مورد­مطالعه خشک است اما در صورتی که به ۴۵۰-۲۵۰ میلی­متر برسد منطقه نیمه­خشک محسوب می­ شود ]۳[.
جزیره­ای هم پیشنهاد نمود :
اگر بارندگی سالانه محلی تا ۱۰۰ میلی­ متر باشد، اقلیم فر­اخشک است.
اگر بارندگی سالانه محلی ۱۰۰ تا ۲۵۰ میلی­متر باشد، اقلیم خشک است.
اگر بارندگی سالانه محلی ۲۵۰ تا ۴۰۰ میلی­متر باشد، اقلیم نیمه­خشک است.
اگر بارندگی سالانه محلی ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلی­متر باشد، اقلیم مرطوب است ]۱۱[.
با توجه به تعاریف مذکور که تنها گوشه ­ای از تعاریف ارائه شده در رابطه با مناطق­خشک می­باشد پس چاره­ای نبود جز اینکه تعریف دبیرخانه کنوانسیون مقابله با بیابان­زایی و تقلیل اثرات خشکسالی به لحاظ هماهنگ­سازی، انتخاب شود که به شرح زیر است:
بهتر است برای تعریف مناطق­خشک از شاخص­خشکی استفاده شود که از حاصل تقسیم میانگین بارندگی سالانه به تبخیر و تعرق پتانسیل سالانه محاسبه می­ شود در صورتی که این نسبت بین۲/۰- ۰۵/۰ باشد، آن منطقه دارای اقلیم خشک است (میدلتون و توماس۱ ۱۹۷۷) به طوری که در مجموع حدود ۲/۵ میلیارد هکتار یا نزدیک به ۳۰ درصد سطح کره زمین دارای اقلیم­خشک است ]۱۵[.
۱-۲-۲-۲- تخریب اراضی یا تخریب زمین
واژه تخریب­اراضی از دو کلمه تخریب (Degradation) و اراضی (Land) گرفته­شده است. در تعریف بیابان­زایی زمین شامل: کلیه منابع آب و خاک محلی، سطح زمین، پوشش­گیاهی و محصولات کشاورزی است. منظور از تخریب هم در این تعریف بروز کاهش در توان بالقوه منابع­زمینی بوده که ممکن است بوسیله یک فرایند یا ترکیبی از فرایند­ها حادث شود.
یونپ (۱۹۷۷) به کاهش بیوماس (زیست توده) در اکوسیستم­های مناطق­خشک، نیمه­خشک و خشک­ نیمه­مرطوب، بیابان­زایی و به کاهش استعداد و تخریب منابع­خاک به وسیله یک یا چند عامل فعال، تخریب­زمین اطلاق می­ شود ]۴۱[. این فرایند در مناطق­خشک دارای صور مختلفی است که در این پایان نامه، به عنوان فرایند و یا عوامل مؤثر در بیابان­زایی از آن یاد­شده که بیانگر نوعی بیابان­زایی است. از جمله این عوامل می­توان به تخریب پوشش­گیاهی، نقصان تولیدات زراعی، فرسایش­آبی، فرسایش­بادی، شور­شدن و قلیایی­شدن خاک، ماندابی­شدن زمین، سله­بستن خاک و … اشاره نمود.
گلاسود تخریب اراضی را به صورت زیر بیان می­ کند.
“تخریب زمین عبارت است از فرایند­ی که انسان در آن نقش داشته و موجب می­ شود تا پتانسیل تولید خاک کاهش یافته و یا در­آینده کاهش یابد. از نقاط ضعف این تعریف عدم اشاره به پوشش­گیاهی است ]۴۱[.
۱-۲-۳- عوامل مؤثر بیابان­زایی
به طور کلی علل بیابان­زایی ایران را می­توان در دو عامل اصلی خلاصه کرد: اول، عامل انسانی و دوم عامل محیطی.
پس محور­های بیابان­زایی به سه بخش تقسیم می­شوند:
۱-انسان
۲-عوامل زمینی
۳-اقلیم و آب و هوا
۱-۲ - ۳-۱-فعالیت­های انسان[۶]
این فعالیت­ها بسیار گسترده بوده به نحوی که قابل­شمارش نیستند و در اینجا به اختصار بیان می­شوند:
بیابان­زایی ناشی از تکنولوژی
بیابان­زایی ناشی از تغییر کاربری­اراضی
بیابان­زایی ناشی از فعالیت­های مرتعدار­ی و دامدار­ی
بیابان­زایی ناشی از گرم­شدن کره زمین به وسیله انسان
بیابان­زایی ناشی از فعالیت­های کشاورزی ]۲[.
۱-۲-۳-۲-عوامل اقلیمی
با وجود مطالعات گسترده اقلیم­شناسان در مورد شاخص آب و هوایی مناطق­بیابانی جهان، اختلاف نظر وجود دارد، به همین دلیل شاخص­ های اقلیمی متفاوتی ارائه شده است. برخی مانند آمبرژه مناطق بدون بارندگی را بیابان می­نامند و یا گوسن که بارندگی و دما را مبنا قرار داده است، تورنوایت تبخیر و تعرق بالقوه را معیار قرار داده و فائو به مناطقی که بارندگی سالانه آن کمتر از ۲۰۰ میلی­متر است بیابان اطلاق میکند ]۸[.
۱-۲-۳-۳-عوامل زمینی
خصوصیات زمین­ شناسی مختلفی به شرح زیر در گسترش بیابان­زایی در ایران نقش دارند:
فراوانی سازند­های مارنی نئوژن، تبخیر­ی و تخریبی، فراوانی گنبد­های نمکی و تکتونیک ایران. گنبد­های نمکی در مناطق مختلف ایران وجود دارد که به صورت منابع مجزا در تخریب منابع­طبیعی ایران عمل می­ کنند. مناطق اصلی تجمع این گنبد­های نمکی در ایران به شرح زیرند:
جنوب­کازرون، شمال­یزد، اردکان، شمال­کرمان، بندرعباس – سروستان، جنوب­سمنان- شمال­کویر بزرگ نمک. از نظر سنی گنبد­های نمکی ایران از پرکامبرین تا نئوژن متغیر می­باشند ]۲۷[.
سازند­های تخریبی - تبخیری مارنی به دو شکل موجب گسترش بیابان­ها می­شوند:

این رسوبات آبرفتی ناشی از آبها و سازند­های جوان زمین­ شناسی مانند سازند­های قدیمی آبشویی نشده­اند، به صورت منابع وسیع و گسترده باعث تغییر در کیفیت آبها می­شوند و منشا اولیه برای نمک کویر­های ایران می­باشند.
این سازند­ها تحت تأثیر فرسایش بادی – آبی قرار گرفته و برای ایجاد و توسعه ارگ (ناهمواری ماسه ای) منابعی بی ­پایان می­باشند.
پس با توجه به موارد فوق عوامل زمینی را می­توان به سه بخش مهم طبقه ­بندی کرد:
۱-زمین­ شناسی ۲- ژئومورفولوژی ۳- خاک
هر کدام از بخش­های­فوق در مناطق­خشک دارای یک سری ویژگی­های مختص خود می­باشند: مثلاً خاک مناطق­بیابانی می ­تواند شامل موارد زیر باشد:
-خاک­های تپه­های ماسه­ای و ماسه­ساحلی
خاک­های کویر­های نمکی و اراضی شور
خاک­های شوره­زار­ها و خاک­های باتلاقی شور
-خاک­های سایر مناطق ­یابانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...