|
|
۴۰
خطرجویی جنسی
بلی
۱۱۱
۳۰
۳۸/۸
۰۰۴/۰
خیر
۶۱
۳۸
سوء مصرف موادو الکل
بلی
۱۰۲
۳۹
۷۱/۱۷
۰۰۱/۰
خیر
۴۵
۵۴
فرضیهاول:مشکلات تنظیمهیجانی،خودانتقادی، قربانیشدن و الگوگیری از همسالان خودآسیب رسانی را پیشبینی میکنند برای بررسی این فرضیه از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. از آنجاییکه در مدل سازی معادلات ساختاری میتوان روابط غیر مستقیم را در کنار روابط مستقیم محاسبه کرد و روابط بین متغییرهای پیش بینی کننده و پیش بینی شونده را به صورت یک مدل برازش با خطای کمینه کرد از این روش استفاده شد. برای برازش مدلی برای پیش بینی خود آسیب رسانی مستقیم و انتخاب متغییرهای مدل ابتدا به الگوی همبستگی پیرسون و همبستگی تفکیکی بین متغییرها توجه شد. براساس الگوی روابط همبستگی، رابطه معنیداری بین ناآگاهی هیجانی، وضوح ناکافی هیجانی و خودآسیبرسانی مستقیم وجود نداشت. در نتیجه این متغییرها از مدل حذف شدند.
 براساس این نتایج، مدل پیش بینی خود آسیب رسانی مستقیم ارائه شد که در آن مشکلات تنظیم هیجانی نقش متغییر مستقل و خودبی کفایت پنداری، الگوگیری از همسالان و قربانی شدن نقش متغییرهای میانجی گر و تعدیل کننده را داشتند. مدل باضرایب مسیر در شکل ۱۱ نمایش داده شده است. براساس یافته های تحلیل مسیر، مدل از برازش قابل قبولی برخوردار است (۸۷/ ۶۰= χ۲ ، ۵۸/۳ = χ۲/df ، ۹۳۵/۰= CFI ، ۹۱۵/۰ = NFI ، ۱۰۴/۰ = RMSEA و ۰۰۱/۰>P). خی دو بزرگ و معنی دار شده است و این برای یک مدل خوب برازش مناسبی نیست. شاخص RMSE بیشتر از ۸/۰ بود که نشان می دهد خطای مدل بالاتر از حد مطلوب است. در کل مدل ۲۲ ٪ از واریانس خودآسیب رسانی مستقیم را پیش بینی کرد. ضرایب مسیرها در جدول ۱۷ نمایش داده شده است. براساس نتایج این مدل متغییرهای مشکل تنظیم هیجانی، خود بی کفایت پنداری و الگوگیری از همسالان به صورت معنی داری خودآسیب رسانی مستقیم را پیش بینی می کنند. مسیر قربانی کردن به خودآسیب رسانی مستقیم معنی دار نبود. مشکلات تنظیم هیجانی هم به صورت مستقیم و هم از طریق خود بی کفایت پنداری و الگوگیری از همسالان می توانند خودآسیب رسانی مستقیم را پیش بینی کند. متغییر خود بی کفایت پنداری با ضریب پراثرتری خودآسیب رسانی مستقیم را پیش بینی کرد. نقص کنترل تکانه نپدیرفتن هیجان ها کمبود مهارت تنظیم هیجانی مشکل هدف گزینی ۱۷/۱۳ ۵۷/۱۳ مشکلات تنظیم هیجانی خود بی کفایت پنداری خود آسیبرسانی مستقیم ۲۲/۰ ۸۶/۲ الگوگیری از همسالان ۸۹/۵
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 06:43:00 ق.ظ ]
|
|
- شایعات کارکنان - بررسی های دولتی - بررسی گروه مشتری - سایت های نامنظم برنامه ریزی شده: - تبلیغات - پشیبرد فروش - روابط عمومی - بازاریابی مستقیم - فروش شخصی - نقطه خرید - بسته بندی - حامی گری - خدمات مشتری - وب سایت اغلب بدون توجه: - امکانات - خدمات -توزیع - طرح کالا - عملکرد کالا - قیمت نمودار ۷-۲ منابع پیام (Wells,Burntt & Moriarty,2000) اکنون هر یک از ابزارهای ارتباطی را در ذیل مورد بحث و بررسی قرار میدهیم . ۱-۲-۴-۱-۲- تبلیغات : تبلیغات بعنوان هر پرداخت به شکل ارتباط غیر شخصی در باره یک سازمان ، کالا، خدمات یا ایده ای بوسیله یک حمایت کننده مشخص ، میباشد. جنبه پرداخت شده این تعریف ارتباط پیدا می کنند با این حقیقت که فضا یا زمان برای یک پیام تبلیغاتی بطور کلی باید خریداری شود. عنصر غیر شخصی این تعریف به این معنی است که تبلیغات شامل رسانه های انبوه (TV– رادیو- مجلات و روزنامه ها) که می تواند یک پیام را برای گروه های بزرگی از افراد، اغلب در زمان مشابه انتقال دهد. ماهیت غیر شخصی تبلیغات به این معنی است که بطور کلی هیچ فرضی برای بازخور مستقیم از دریافت کننده پیام وجود ندارد. بنابراین قبل از اینکه پیام فرستاده شود تبلیغات چی باید اینکه چگونه مخاطب می خواهد تفسیر کند و پاسخ دهد به آن را مد نظر قرار دهد . تبلیغات بعنوان گسترده ترین شکل ترفیع احتمالاً بخاطر نفوذ و سرایتش مورد نظر قرار گرفته شده است. Blech and Blech ,2004: 16)) بعنوان مهمترین ابزار ترفیع خصوصاً برای شرکتهای که کالا و خدمات آنها برای تعداد زیادی از مصرف کنندگان بازار هدف گذاری شده است، مورد توجه قرار گرفته است. Blech and Blech ,2004:17)) دلایل متعددی وجود دارد که چرا تبلیغات عنصر مهمی از آمیخته ترفیع می باشد.
 تبلیغات یک روش اثر هزینه مناسب برای ارتباطات با مخاطب گسترده می باشد. تبلیغات می تواند برای ایجاد تصویر برند و جاذبه ای سمبولیکی برای یک شرکت یا برند و ظرفیت خیلی مهمی را برای شرکتهای که کالا و خدماتی می فروشند که بسختی ویژگیهای کارکردی آنها قابل تمایز می باشد،مورد استفاده قرار گیرد . تبلیغات توانائی دارد برای نفوذ بر مصرف کنندگان وقتیکه رسیدن به تمایز در میان سایر عناصر آمیخته ترفیع به سختی صورت می گیرد. در عین حال ماهیت و مدت تبلیغات از یک صنعت به صنعت دیگر تفاوت می کند( Blech and Blech ,2004:18) تبلیغات یکی از ابزارهای IMC است که جنبه غیر شخصی دارد. تبلیغات با انبواهی از مخاطبانی که از نظر جغرافیایی پراکنده هستند در ارتباط مستقیم میباشد. هدف اصلی از تبلیغات ایجاد آگاهی و خلق تصویر ذهنی از برند در ذهن مشتری در بلند مدت است از تبلیغات غالباً برای معرفی محصولات جدید استفاده می شود و تحت شرایطی برای محصولات بالغ به منظور یادآوری برند در ذهن مشتری استفاده می شود. (اخلاصی، ۱۳۹۰: ۳۴-۳۳). تبلیغات، آمیخته ای از صنعت و هنر و وسیله ای برای اطلاع رسانی صحیح یا غلط میباشد . تبلیغات، صنعت و دانشی است گسترده که از علوم دیگر در آن بسیار یافت می شود به عبارتی دیگر تبلیغات مجموعه ای از دانش های متفاوت است که توسط آن می توان مجموعه اطلاعاتی را به جامعه القاء کرد. تبلیغات جادوی قرن ۲۰ است. بازاریابی بدون تبلیغات، معنایی ندارد. تولیدات به معنی اعم، زمانی می توانند سودآور باشند که مصرف کنندگان را در شعاعی وسیع تحت تأثیر خود قرار دهند و این امر ممکن نمی باشد مگر با تبلیغات صحیح. به عبارت دیگر تبلیغات عبارت است از ارتباط و معرفی غیر شخصی محصول یا خدمات از طریق حامل های مختلف در مقابل دریافت وجه برای خدمات انتفاعی یا غیر انتفاعی یا برای افرادی که به نحوی در پیام مشخص شده اند. (حسینی، ۱۳۸۹: ۲۴-۲۳). تبلیغات جمع تبلیغ است و تبلیغ به معنی ابلاغ کردن، بیان کردن و معرفی کردن می باشد بنابراین می توان گفت تبلیغات به معنی مجموعه روش هایی است که با پیام دادن، معرفی کردن، نشان دادن و برشمردن محاسن و موارد استفاده یک کالا یا خدمات و حتی یک ایده در مصرف کننده یا مخاطب احتمال انگیزه و کشش ایجاد نموده و در انتخاب او اثر می گذارد. خلاصه اینکه تبلیغ بیان بلوغ است و بلوغ کالا یا خدمات به معنی برخورداری صفات و ویژگی های مورد نظر مشتری و تمایز آن صفات نسبت به رقبا است. ارتباطات مکانیسم اصلی تبلیغات است و تعبلیغات یک فعالیت ارتباطی است و ارتباط یعنی پیام دادن و جواب گرفتن. (بلوریان تهرانی، ۱۳۹۰: ۴-۵) اگرچه تبلیغات به عنوان یکی از قوی ترین ابزارهای ایجاد تداعیات قدرتمند، مطلوب و منحصر به فرد از برند و ایجاد قضاوتها و احساسات مثبت نسبت به آن شناخته می شود اما همیشه بحث برانگیز بوده است زیرا تأثیرات آن اغلب به سختی قابل سنجش و پیش بینی است. با وجود این نتایج مطالعات متعدد با بهره گیری از رویکردهای گوناگون قدرت بالقوه ی تبلیغات را در بهبود فروش و جایگاه برندها نشان می دهد. (کلر، ۱۳۸۹، ۳۵) تبلیغات یکی از متداول ترین ابزارهایی است که شرکت ها برای هدایت ارتباطات ترغیب کننده خود به سوی خریداران و جوامع هدف خود از آن استفاده می کنند به عبارت دیگر تبلیغات عبارت است از هرگونه ارائه و پیشبرد غیر شخصی ایده، کالا یا خدمات توسط یک تبلیغ کننده که انجام آن مستلزم پرداخت هزینه می باشد. (محمدیان، ۱۳۹۱، ۷۹) تبلیغات یک رسانه انبوه و ایجاد کننده آ گاهی است که غیر شخصی، یکطرفه، پیام های برنامه ریزی شده، پرداخت شده بوسیله یک حامی مشخص و انتشار یافته برای مخاطب مشخص به منظور نفوذ در نگرش و رفتارهایشان میباشد.Duncan, 2002 :5)) تبلیغات رایج ترین ابزار IMC است و تقریباً برای عموم مردم معادل با بازاریابی است و حوزه وسیعی از ابزارها را در بر می گیرد و هدف اصلی آن ایجاد آگاهی در مخاطب است.( Ejebro, 2007: 13) تبلیغات بوسیله ایجاد آگاهی برای شرکت ارزش افزوده ایجاد می کند. خلق ایده، اطلاعات و موضع یابی برند روش های برای ایجاد آگاهی و ارزش افزوده می باشند. تبلیغات اثربخش، هزینه بالایی دارد. شرکت تقریباً می تواند بطور دقیق در مورد اینکه چه وقت تبلیغات انجام شود، تصمیم گیری کند بنابراین شرکت کنترل کاملی روی آن دارد. از طرف دیگر هنگامیکه از تبلیغات استفاده می شود نمی توان تمامی مخاطبان هدف را تحت پوشش قرار داد و تبلیغات یک ارتباط یک طرفه می باشد، تبلیغات دارای اعتبار کمتری است بخاطر اینکه برای آن وجه پرداخت می شود همچنین دیگر محدودیت اساسی تبلیغات ارتباط و هم سوئی آن با فرهنگ جامعه است(. Ejebro, 2007: 14) از مزایای آن اجراء سریع و پوشش وسیع بازار و کنترل روی محتوای پیام توسط بازاریابان و محدودیتهای آن، این حقیقت است که ممکن مشتریان خاص را نمیتواند تحت پوشش قرار دهد و پیچیدگی تبلیغات در تعیین اثربخشی هزینه صرف شده برای آن می باشد.Gabrielsson & Johansson,2002: 17)) تقریباً تبلیغات می تواند در ایجاد یک تصویر بلند مدت برای یک برند موفق باشد . تبلیغات ارزانتر است از پیشبرد فروش و گرانتر است از روابط عمومی اما اغلب موجب یک احساس منفی می شود.( Katrandjiev, 2000: 89) . محققان مطرح کرده اند که تبلیغات در ایجاد ارزش ویژه برند از دیدگاه مشتری موفق بوده است. لکن اثر تبلیغات به مبلغ سرمایه گذاری شده و نوع پیام های ارتباطی بستگی دارد. محققان متعددی بحث و بررسی کرده اند که چگونه مصارف تبلیغات ادراک شده، ارزش ویژه برند و ابعادش را تحت تأثیر قرار میدهد. (Villarejo & Sanchez,2005; Bravo et al,2007; Cobb et al,1995; Simon &Sullivan ,1993;Yoo et al ,2000) اگر استراتژی ارتباطی که بوسیله تبلیغات نمایندگی می شود، مناسب باشد مشتریان نسبت به کالا آگاهی پیدا می کنند و می تواند مشتریان را به سمت کالا هدایت کند و باور داشته باشند که کالا می تواند نیازهای آنان را بهتر از رقبا ارضاء نماید و این در نهایت آنان را به خرید واقعی سوق می دهد (Hutt & Speh, 2004: 412) در ادامه مهمترین مباحثی که در ارتباط با تبلیغات باید مد نظر قرار گیرد آمده است در همین راستا اهداف تبلیغات مورد بررسی قرار می گیرد . اهداف تبلیغاتی را می توان براساس غرض از تبلیغات تقسیم کرد. غرض از انجام تبلیغات ممکن است آگاه کردن، متقاعد کردن یا یادآوری باشد. توضیحات مربوط به هر یک از اهداف فوق در جدول ذیل آمده است. جدول ۷-۲ اهداف تبلیغات براساس غرض از تبلیغات
تبلیغات اطلاع دهنده[۹۰] |
تبلیغات متقاعد کننده[۹۱] |
تبلیغاد یادآوری[۹۲] |
آگاه کردن بازار از وجود کالای جدید اعلام موارد استفاده جدید یک کالا آگاه کردن بازار از تغییر قیمت توضیح درباره نحوه کار کالا |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مثبت
ابعاد بهزیستی اجتماعی
مبادله انواع اعتماد و حمایت اجتماعی
سرمایه اجتماعی و کارآمدی اجتماعی
جدول شماره ۲-۱: شاخص های بهزیستی اجتماعی با توجه به سطوح تحلیل منبع: کییز و شاپیرو،۲۰۰۴ به نظر کییز مطالعه مربوط به سلامت با بهره گرفتن از مدلهای زیستی بیشتر بر وجه خصوصی از سلامت تاکید دارند، ولی افراد در درون ساختارهای اجتماعی[۲۸۴] و ارتباطات قرار دارند و کیفیت زندگی و عملکرد خوب در زندگی بیش از سلامت روانی است و تکالیف و چالشهای اجتماعی[۲۸۵] نیز تعیین کننده هستند (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴) به اعتقاد کییز و شاپیرو (۲۰۰۴) آنچه بیشتر به زندگی غنا و معنا میبخشد، ارتباط با خویشاوندان، روابط و تجارب مشترک است. بنابراین آنان به توانایی فرد در تعامل موثر با دیگران و اجتماع به منظور ایجاد روابط ارضاکننده شخصی و به انجام رساندن نقشهای اجتماعی، عنوان بهزیستی اجتماعی را میدهند.
 وی در سطح تحلیل فردی مدل پنج عاملی[۲۸۶] خویش را مطرح می کند که در آن پنج عامل انسجام[۲۸۷]، پذیرش[۲۸۸]، شکوفایی[۲۸۹]، مشارکت[۲۹۰] و انطباق[۲۹۱] اجتماعی شاخص های سلامت را تشکیل می دهند (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴؛ به نقل ازسام آرام، ۱۳۸۸). ۲-۳-۱- شکوفایی اجتماعی[۲۹۲]: منظور این است که جامعه به شکل مثبت در حال رشد است. فکر کردن به اینکه جامعه پتانسیل رشد به شکل مثبت را خواهد داشت و می تواند این توانمندی را به شکل بالفعل در آورد. «شکوفایی اجتماعی عبارت از ارزیابی توان بالقوه مسیر تکامل اجتماع است و باور به اینکه اجتماع در حال یک تکامل تدریجی است و توانمندیهای بالقوهای برای تحول مثبت دارد که از طریق نهادهای اجتماعی و شهروندان شناسایی می شود. افراد سالم در مورد شرایط آینده جامعه امیدوار و قادر به شناسایی نیروهای جمعی هستند و معتقدند که خود و سایر افراد از این نیروها و تکامل اجتماع سود می برند.» بر این اساس شهروندی که در جامعه از این رشد برخوردار باشد، باور دارد که خود سازنده سرنوشت خویش و دیگران هست. پس خود را در حال تحول مستمر و دارای نیروهای بالقوه میداند که تلاش می کند تا این نیروها را شکوفا سازد. بنابراین افرادی که واجد این سطح مطلوب از بعد بهزیستی اجتماعی هستند به وضعیت کنونی و آینده امیدوارترند و معتقد بر این هستند که دنیا به مکانی بهتر برای همه افراد تبدیل خواهد شد (عبدالله تبار و همکاران، ۱۳۸۸). شکوفایی اجتماعی، ایدههای رشد و پیشرفت را به تصویر می کشد. دانستن و اعتقاد داشتن به اینکه جامعه به شکل مثبتی در حال رشد است. فکر کردن به اینکه جامعه پتانسیل رشد به شکل مثبت را دارد. این تفکر که جامعه پتانسیل خود را به شکل واقعی درمیآورد و بالفعل میکند. شکوفایی اجتماعی یعنی باور به این که اجتماع سرنوشت خویش را در دست دارد و به مدد توان بالقوه اش مسیر تکاملی خود را کنترل می کند (همان). ۲-۳-۲- همبستگی( انسجام) اجتماعی[۲۹۳]: درک کیفیت، سازماندهی و عملکرد دنیای اجتماعی در این بعد مورد نظر است. شهروند سالم از نظر اجتماعی سعی می کند تا در مورد دنیای اطراف خود اطلاعات بیشتری داشته باشد، تا خود را بتواند با دیگران که همان جامعه و خارج از او هستند تطبیق دهد، در این بعد «اعتقاد به اینکه اجتماع قابل فهم، منطقی و قابل پیش بینی است. افرادی که از نظر اجتماعی سالم اند نه تنها درباره نوع جهانی که در آن زندگی می کنند، بلکه همچنین راجع به آنچه اطرافشان رخ میدهد علاقمند بوده و احساس می کنند قادر به فهم وقایع اطرافشان هستند. این مفهوم در مقابل بیمعنایی در زندگی است و در حقیقت درکی که فرد نسبت به کیفیت، سازمان دهی و اداره دنیای اجتماعی اطراف خود دارد» (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴؛ به نقل ازسام آرام، ۱۳۸۸). انسجام اجتماعی قابل قیاس با بیمفهوم بودن در زندگی است و شامل ارزیابی که قابل تشخیص، قابل حس و قابل پیش بینی است. از لحاظ روانشناسی، افراد سالم تر، زندگی شخصی خود را با بامعنا و منسجم میبینند. انسجام شخصی ممکن است علامت سلامتی باشد. به عبارتی افرادی که تلاش منسجمی برای حفظ انسجام دارند با حوادث غیر قابل پیش بینی و آسیب زا روبه رو میشوند. اعتقاد به اینکه اجتماع قابل فهم، منطقی و قابل پیشبینی است. دانستن و علاقهمند بودن به جامعه و مفاهیم مربوط به آن. افراد سالم و اجتماعی در مقابل دسیسههای اجتماع مراقب هستند و احساس می کنند که می توانند آنچه که در اطرافشان رخ میدهد را بفهمند (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴؛ به نقل ازسام آرام، ۱۳۸۸). ۲-۳-۳- پذیرش اجتماعی[۲۹۴]: این بعد از بهزیستی اجتماعی اشاره به این می کند که پذیرش دیگران نسخه اجتماعی پذیرش خود میباشد. در واقع «افرادی که نگرش مثبتی به شخصیت خود دارند و جنبه های خوب و بد زندگی را توامان میپذیرند افراد دارای سلامت روانی و اجتماعی هستند. منظور از پذیرش اجتماعی درک فرد از جامعه با توجه به خصوصیات سایر افراد است. پذیرش اجتماعی شامل پذیرش دیگران، اعتماد به خوب بودن ذاتی دیگران و نگاه مثبت به ماهیت انسانهاست که همگی آنها باعث می شود فرد در کنار سایر اعضای جامعه انسانی احساس راحتی کند. کسانی که دیگران را می پذیرند به این درک رسیده اند که افراد به طور کلی سازنده هستند. همانگونه که سلامت روانی شامل پذیرش خود می شود، پذیرش دیگران نیز در جامعه می تواند به بهزیستی اجتماعی بیانجامد» (هزارجریبی، ۱۳۹۱). پذیرش اجتماعی ساختار اجتماعی است که از طریق شخصیت افراد دیگر به عنوان یک مقوله کلی در نظر گرفته می شود افرادی که اعتماد به پذیرش اجتماعی دیگران نشان می دهند تصور می کنند که افراد دیگر مهربان هستند و اعتقاد دارند که افراد میتوانند کوشا و ماهر باشند، از لحاظ اجتماعی، پذیرش افراد، نظریه های مطلوبی را در مورد ماهیت انسان و احساس آرامش با دیگران را ارائه می دهد. پذیرش اجتماعی، قیاس اجتماعی پذیرش شخصی میباشد، به عبارتی افرادی که احساس خوبی در مورد شخصیتشان دارند و مفاهیم خوب و بد به زندگی را میپذیرند، سلامت ذهنی خوبی را نشان می دهند. بنابراین پذیرش اجتماعی دیگران ممکن است همتای اجتماعی با پذیرش خود باشد (سیگرت[۲۹۵]، ۲۰۰۵). داشتن گرایشهای مثبت نسبت به افراد، تصدیق کردن دیگران و به طور کلی پذیرفتن افراد علیرغم برخی رفتار سردرگمکننده و پیچیده آنها. پذیرش اجتماعی مصداق اجتماعی از پذیرش خود (یکی از ابعاد سلامت روان ) است. در پذیرش خود فرد نگرش مثبت و احساس خوبی در مورد خودش و زندگی گذشته دارد و با وجود ضعفها و ناتوانیهایی که دارد همه جنبه های خود را میپذیرد . در پذیرش اجتماعی فرد اجتماع و مردم آن را با همه نقصها و جنبه های مثبت و منفی باور دارد و میپذیرد(همان). ۲-۳-۴- مشارکت (سهم) اجتماعی[۲۹۶]: در مشارکت اجتماعی افراد احساس می کنند که چیزی با ارزشی برای عرضه به اجتماع دارند، شهروندان تصور می کنند که در فعالیت روزمره شان به واسطه اجتماع با ارزش شمرده می شود. مطالعات نشان دادهاند که مشارکت اجتماعی پایین و فقدان حمایت اجتماعی اثرات منفی روی سلامت افراد دارد (هرزونک[۲۹۷]، ۲۰۰۲). بر این اساس مشارکت اجتماعی باوری است که طبق آن فرد خود را عضوی حیاتی از اجتماع می داند و این افراد تلاش می کنند که احساس دوست داشته شدن را داشته باشند و در دنیایی که صرفاً به دلیل انسان بودن برای آنها ارزش قائل است سهیم باشند. همچنین مشارکت اجتماعی می تواند بیانگر ارزیابی فرد از ارزش اجتماعی خود باشد. از بعد بهزیستی اجتماعی این شاخص عبارت از «این احساسی که افراد چیزهای با ارزشی برای ارائه به جامعه دارند. این تفکر که فعالیتهای روزمره آنها به وسیله جامعه ارزش دهی می شود. در حقیقت مشارکت اجتماعی باوری است که طبق آن افراد خود را عضو حیاتی اجتماع می داند و فکر می کند چیز ارزشمند برای عرضه دنیا دارد. این افراد تلاش می کنند تا در دنیای که صرفاً به دلیل انسان بودن برای آنان ارزش قائل است سهیم باشند». مشارکت اجتماعی همچنین شبیه به مفاهیم مسئولیت پذیری و خودکارآمدی به صورت توأمان است و فرد خودکار می تواند رفتارهای معینی را انجام داده و مقاصد خاصی را به اتمام برساند و مسئولیت اجتماعی یعنی ایجاد تعهدات شخصی در ارتباط با اجتماع (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴؛ به نقل ازسام آرام، ۱۳۸۸). مشارکت اجتماعی، ارزیابی ارزش اجتماعی شخص است. این مشارکت شامل این باور است که شخص عضو اصلی جامعه است، و برای دنیای خودش ارزش قایل است. مشارکت اجتماعی، مفاهیم کارآمدی و مسئولیت پذیری را نشان میدهد. خود کار آمدی باوری است که شخص می تواند رفتارهای خاصی را انجام دهد و می تواند به اهداف خاصی برسد مسئولیت پذیری اجتماعی[۲۹۸]، شناخت وظایف شخصی است که برای اجتماع فایده دارد. مشارکت اجتماعی منعکس می کند که به چه میزان افراد احساس می کنند که آنها در جهان ارزشمند هستند. وچه مقدار برای جامعه مفید هستند (توسلی،۱۳۸۲). طبق نظر هوگی و همکاران (۱۹۹۹) «مشارکت در جامعه به جوانان فرصت بسط روابط اجتماعی با افرادی غیر از خانواده و همسالان را در موقعیتهای مختلف اجتماعی میدهد و به آنها کمک می کند تا یک درک درست نسبت به خود و دیگران پیدا کنند و از این طریق هویت اجتماعی خود را تقویت نمایند» (سیکاگنانی[۲۹۹] و همکاران،۲۰۰۷). ۲-۳-۵- انطباق(یکپارچگی) اجتماعی[۳۰۰]: ارزیابی یک فرد با در نظر گرفتن کیفیت همراهی او با جامعه اطرافش میباشد. «انطباق اجتماعی، ارزیابی فرد از کیفیت روابطش در جامعه و گروه های اجتماعی است. فرد سالم احساس می کند که بخشی از اجتماع است و خود را با دیگرانی که واقعیت اجتماعی را می سازند سهیم میداند (عبدالله تبار و همکاران، ۱۳۸۸). از دیدگاه دورکیم[۳۰۱] (به نقل از کییز، ۱۹۹۸) سلامت و یگانگی اجتماعی، روابط افراد را بایکدیگر از طریق هنجارها منعکس می کند. در واقع احساس تعلقی که بین شهروندان بوجود می آید می تواند جنبهای محوری در امر سلامت داشته باشد، لذا یکپارچگی با دیگران در محیط و جامعه اطراف میبایست حاصل تجربه مشترک شباهت با دیگران باشد. در پیوستگی اجتماعی اعتقاد به اینکه اجتماع قابل فهم، منطقی و قابل پیش بینی است، مورد اهتمام میباشد. «افرادی که از نظر اجتماعی سالماند نه تنها درباره نوع جهانی که در آن زندگی می کنند، بلکه همچنین راجع به آنچه اطرافشان رخ میدهد علاقمند بوده و احساس می کنند قادر به فهم وقایع اطرافشان هستند. این مفهوم در مقابل بی معنایی در زندگی است و در حقیقت درکی که فرد نسبت به کیفیت، سازمان دهی و اداره دنیای اجتماعی اطراف خود دارد» (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴؛ به نقل ازسام آرام، ۱۳۸۸). مفاهیم بهزیستی اجتماعی مطرح شده بوسیله لارسون و کییز مفید به نظر میرسند. هر دو دامنهای از فاکتورها را پوشش می دهند و در تشکیل حوزه هایی پوششی برای بهزیستی اجتماعی در جایگاه حمایت خانوادگی اضافی موثرند. اگرچه به نظر می رسد که تعریف کاملاً دقیقی از بهزیستی اجتماعی نباشند. برای مثال کییز موضوع حمایت اجتماعی را پوشش نمیدهد در حالیکه لارسون حمایت اجتماعی را در محیط بعنوان یک عنصر اساسی در سلامت اجتماعی مطرح می کند، و در حالیکه نقش افراد را در جامعه وسیع تر در شکل مشابهی همانند کییز لحاظ نکرده است. مطالعات بسیار دیگری از شبکه های اجتماعی و حمایت اجتماعی یا سطوحی از تفکیک فردی بعنوان اصول استفاده کرده اند در حالیکه برای مشخص کردن جنبه های مهم دخیل در بهزیستی اجتماعی، ارائه تصویر کاملی ضروری است (کالاگان، ۲۰۰۸). کِییز (۱۹۹۸) متذکر می شود که همچنین عناصر ساختمانی در زندگی یک فرد بر بهزیستی اجتماعی تاثیر دارد و بویژه بر تشکیلات اجتماعی و قدمت آن موثر است. بهزیستی اجتماعی (همچنانکه کییز تعریف کرده) به صورت طبیعی در سراسر دوره زندگی تغییر می کند و با افزایش سن بر منابع و مفاهیم فردی موثر است. در نتیجه کییز (۱۹۹۸) دریافت که یکپارچگی اجتماعی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی و تحقق اجتماعی همگی با افزایش سن بیشتر می شوند (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴؛ به نقل ازسام آرام، ۱۳۸۸). ۲-۱۴-کیفیت زندگی و بهزیستی اجتماعی در تعریف بهزیستی اجتماعی و کیفیت زندگی، جنبه های اجتماعی اهمیت ویژه ای یافته اند. افراد خودشان متذکر میشوند که داشتن روابط اجتماعی خوب، داشتن نقش اجتماعی مناسب و انجام فعالیت های اجتماعی همگی در کیفیت زندگی شان موثر هستند (کالاگان، ۲۰۰۸). دامنۀ وسیعی از عوامل اجتماعی و فردی وجود دارند که احتمالاً بر ایجاد بهزیستی کلی برای یک فرد سهیم بوده و مشارکت دارند. یکی از این عوامل فعالیتهای اجتماعی[۳۰۲] میباشد. فعالیت اجتماعی در زندگی بسیاری افراد نقش مهمی دارد زیرا می تواند فرصتی برای فعل و انفعال فراهم کند، در حقیقت تحقیقات نشان می دهند که فعالیت اجتماعی به صورت کاملاً انحصاری به سطوح حمایت اجتماعی ارتباط دارد. برای مثال، بررسی سلامت در انگلستان (۲۰۰۰) نشان داد که مشارکت اجتماعی در میان افراد مسن در مراکز سالمندان به میزان حمایت اجتماعی کسب شده بستگی دارند. مردانی (و نه زنانی) که احساس میکردند که سطوح حمایتی پایین تری دارند در بخش کمتری از فعالیتهای نسبت به افرادی که سطوح بالاتری را داشته اند مشارکت میکردند. مک کی و دیگران (۱۹۹۹) دریافتند که افرادی با روابط دوستانه بیشتر، سطوح بالاتری از فعالیت اجتماعی را داشته اند، اگرچه این به وضوح به محیطی که در آن زندگی میکردند و بویژه به سبکی که بر اساس آن حمایت میشدند بستگی دارد. همچنانکه مطرح شده «فعالیتهایی مثل کلاسهای تمرینی و ورزش، نه فقط سلامتی و استقلال را سبب میشوند، بلکه همچنین افزایش فعل و انفعال اجتماعی را سبب میشوند که در نهایت به بهبود بهزیستی احساسی افراد منتهی می شود» (استاتی[۳۰۳] و همکاران، ۲۰۰۲). فعالیتهایی در ارتباط با یک انجمن محلی، مثل داوطلب شدن، نیکوکاری و فعالیتهای مذهبی نیز در ارتباط با رضایت مندی از زندگی و بهزیستی موثر بوده اند (کالاگان، ۲۰۰۸). تحقیقات دیگر رابطه میان فعالیت و بهزیستی را با متمایز کردن فاکتورهای دیگر در روابط مورد بررسی قرار می دهند. برای مثال، ریچی[۳۰۴] و همکاران (۲۰۰۱) دریافتند که نه تمام انواع فعالیتهای مرتبط با بهزیستی، اما آنهایی که فعالیتهای منعکس کنندۀ سلامتی بوده اند، سبک زندگی مستقلی را به افراد مسن پیشنهاد می کنند که حسی از کنترل مثل تکرار ملاقات ها با دوستان (فعالیت رسمی)، کار در یک باغ، پیاده روی (فعالیت تکی)، پرستاری در خدمات مذهبی و کار در آخر هفته (فعالیت غیررسمی) را سبب می شوند. سرانجام، وار[۳۰۵] و همکاران (۲۰۰۴) نشان دادند که فعالیت می تواند بر بهزیستی از طریق رسیدن به اهداف موثر باشد. برای مثال؛ اغلب فعالیتها با کسب اهداف فردی همراه است و کسب اهدف جزء مهمی از سلامت روحی مناسب است. در ارتباط با این امر، فعالیتها اغلب پاداشهایی را پیشنهاد می دهند. بعلاوه، فعالیت ممکن است به منافع دیگری خارج از این موارد مرتبط باشد و این نتایج ممکن است بر بهزیستی تاثیر داشته باشند. بنابراین این طور به نظر میرسد که فعالیتهای اجتماعی تاثیر مثبتی بر بهزیستی دارند به ویژه آن دسته از فعالیتها که یک جنبۀ اجتماعی دارند. اگرچه وار و همکاران (۲۰۰۴) تذکر مهم دیگری را مطرح کردند که تاثیر بالقوه فعالیت بر بهزیستی می تواند به شکل معکوس بکار گرفته شود، مثلاً اینکه افرادی با سطوح بهزیستی بالاتر ممکن است احتمال بیشتری برای درگیری اجتماعی بیشتر و سطوح فعالیت بالاتر داشته باشند. باید شهروندان را با این مسئله آشنا کرد که سرنوشت زندگی آنان با خانواده و جامعه ای که در آن زندگی می کنند پیوند خورده است، پس از طریق آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم باید شهروندان را برای اینکه نقش بارز و سازندهای در زندگی خانوادگی و اجتماعی خود داشته باشند، آماده کرد که این امر به شاخص شکوفایی اجتماعی شهروندان در راستای ارتقاء بهزیستی اجتماعی کمک خواهد کرد. همچنین تقویت خوب نگریستن و مثبت نگریست رفتارها و کردار های دیگران از نکات بارز و شاخص های اساسی بهزیستی اجتماعی است که باید در سطوح کلان شهرها و جامعه مورد اهتمام برنامه ریزان و مدیران شهری قرار گیرد. مشارکت اجتماعی شهروندان در سطح شهر و خانواده از دیگر موارد مهم بهزیستی اجتماعی است، باید سعی کرد که شهروندان را به این امر که در هر سطحی مسئولیت پذیر باشند و به تعهدات شخصی خود در هر موقعیتی پاسخگو بوده و از این طریق آنان را برای هرگونه مشارکت آماده کرد از موارد دیگر شاخص های بهزیستی اجتماعی است. تقویت هویت شهری و تعلق داشتن به شهر و سهم داشتن شهروندان در تمام عرصه های شهری و… بیانگر انسجام اجتماعی شهروندان است که نقش بارزی در بهزیستی اجتماعی خواهد داشت. ۲-۱۵- مبانی نظری رفتار شهروندی سازمانی مطالعه رفتار افراد در محیطهای کاری از دیر باز مورد توجه اندیشمندان علوم مدیریت بوده است و با ظهور رشته رفتار سازمانی[۳۰۶] در سالهای نخست دهه ۱۹۶۰ این امر جدیت بیشتری یافت. بسیاری از مطالعات صورت گرفته سعی در تقسیم بندی رفتارها و علل بروز آنها داشته اند. مباحثی نظیر؛ ادراک[۳۰۷]، انگیزش[۳۰۸]، نگرشهای شغلی[۳۰۹] و غیره از جمله مواردی هستند که به بررسی ریشه بسیاری از رفتارهای آدمی در محیط کار می پردازند (بینستوک[۳۱۰]، ۲۰۰۳). کارآیی و توسعه هر سازمان تا حد زیادی به کاربرد صحیح نیروی انسانی بستگی دارد. در نظام بوروکراتیک تمام تلاش مدیران جهت کسب ویژگیهایی برای کارایی بیشتر با حفظ سلسله مراتب هرمی سازمان بوده است. یکی از مهمترین این خصیصه ها در هر سازمان، داشتن افرادی است که راغبند در تغییرات موفقیت آمیز سازمان، بدون وجود الزامات رسمی شغل، شرکت کنند. رفتارهایی که از انتظارات رسمی نقش فرا رفته ولی برای بقاء سازمان، مهم و حتی ضروری هستند و به عنوان رفتارهای سازمانی شهروندی[۳۱۱] (OCB) تعریف شده اند (سامچ و زاچاری[۳۱۲] ، ۲۰۰۲؛ به نقل ازپارنل[۳۱۳] ، ۲۰۰۳). رفتار شهروندی سازمانی(OCB)، رفتاری اختیاری و فرا وظیفه ای[۳۱۴] است که در افزایش عملکرد اثربخش سازمان مؤثر است و به طور مستقیم یا غیر مستقیم بوسیله سیستم پاداش رسمی سازمان سازماندهی نمی شود (اورگان[۳۱۵]، ۱۹۹۸). رفتار شهروندی سازمانی اقداماتی را توصیف می کند که در آن کارکنان فراتر از نیازهای از پیش تعیین شده نقش خود ، عمل می کنند و این امر سبب بالا رفتن اثر بخشی سازمانی می شود ( چین[۳۱۶]، ۲۰۰۴) در تحقیقات اسامی گوناگونی مانند خودانگیزی سازمانی (جورج و بریف[۳۱۷]، ۱۹۹۲؛ به نقل از پارنل ، ۲۰۰۳)، رفتارهای سازمانی اجتماع گرا (بریف و ماتاوی[۳۱۸]، ۱۹۸۶؛ به نقل از پارنل، ۲۰۰۳ ) و رفتارهای فرانقش (وان داینی و کام[۳۱۹]، ۱۹۹۵؛ به نقل از پارنل، ۲۰۰۳) به این پدیده سازمانی داده شده است . مفهوم رفتار شهروندی سازمانی اولین بار توسط ارگان و باتمن[۳۲۰] در سال ۱۹۸۰ میلادی به کار گرفته شد. تحقیقات اولیهای که در زمینه رفتار شهروندی سازمانی انجام گرفت بیشتر برای شناسایی مسئولیت ها و یا رفتارهایی بود که کارکنان در سازمان داشتند، اما اغلب نادیده گرفته میشدند. این رفتارها با وجود اینکه در ارزیابیهای سنتی عملکرد شغلی به طور ناقص اندازه گیری میشدند و یاحتی گاهی اوقات مورد غفلت قرار میگرفتند، اما در بهبود اثربخشی سازمانی مؤثر بودند. این اعمال که در محل کار اتفاق می افتند را اینگونه تعریف می کنند: “مجموعه ای از رفتارهای داوطلبانه و اختیاری که بخشی از وظایف رسمی فرد نیستند، اما با این وجود توسط وی انجام و باعث بهبود مؤثر وظایف و نقش های سازمان میشوند". با این تعاریف، ازانسان به عنوان شهروند سازمانی انتظار میرود بیش از الزامات نقش خود و فراتر از وظایف رسمی، در خدمت اهداف سازمان فعالیت کند. به عبارت دیگر، ساختار رفتار شهروندی سازمانی به دنبال شناسایی، اداره و ارزیابی رفتارهای فرانقش کارکنانی است که در سازمان فعالیت می کنند، و در اثر این رفتارهای آنان اثربخشی سازمانی بهبود مییابد (بینستوک، ۲۰۰۳). «اشنیک[۳۲۱] (۱۹۹۱) معتقد است؛ رفتار شهروندی سازمانی به قصد کمک به همکاران و یا سازمان توسط افراد انجام میشود و البته در حیطه وظایف رسمی و شغلی آنان نمیباشد. ویگودا و همکاران[۳۲۲] (۲۰۰۷) معتقدند؛ رفتار شهروندی سازمانی، شامل انواعی از کمکهای غیررسمی و اختیاری میباشند که کارمند، بدون توجه به تحریمها و پاداشهای رسمی و به عنوان فردی آزاد آنها را انجام داده و یا از انجام آنها، خوداری می کند» (ابراهیم پور،۱۳۹۰). به زغم مورمن و بلکلی[۳۲۳] (۱۹۹۵) رفتار شهروندی سازمانی، شامل رفتارهایی است که برای سازمان مفید بوده ولی به عنوان بخشی از عناصر اصلی شغل در نظر گرفته نشده است. این رفتارها اغلب از طرف کارکنان به منظور حمایت از منابع سازمانی صورت میگیرد و ممکن است به طور مستقیم نیز منافع شخص خاصی را به دنبال نداشته باشد. «مکنزی و ژان[۳۲۴] (۱۹۹۸) رفتار شهروندی سازمانی را شامل؛ رفتارهای آگاهانه و داوطلبانهای از جانب کارمندان میدانند که به طور مستقیم سطح اثربخشی سازمانی را صرفنظر از چگونگی بهرهوری کارمندان، افزایش خواهند داد. اریک و همکاران معتقدند، رفتار شهروندی سازمانی، فعالیتهایی است که از فرد، خواسته نشده که آنها را انجام دهد ولی انجام آنها باعث حمایت از سازمان شده و به آن سود میرساند» (اریک و همکاران، ۲۰۰۸). آلن و همکاران[۳۲۵] (۲۰۰۰) معتقدند؛ رفتار شهروندی سازمانی مجموعهای از رفتارهای سازنده و همکارانه است که نه تنها به وسیله شرح شغل تصریح نشده بلکه به طور مستقیم و یا قراردادی نیز توسط سیستم رسمی سازمانی پاداش داده نمیشود. رفتار شهروندی سازمانی به عنوان رفتار فردی که اثربخشی سازمان را به واسطه کمک به محیط اجتماعی و روانی آن ارتقاء میدهد نیز تعریف شده است (زارعی، ۱۳۸۹). لی پین و جانسون[۳۲۶] (۲۰۰۲) رفتار شهروندی سازمانی را تحت عنوان «تمایل به تشریک مساعی و مفید بودن در محیطهای سازمانی، تعریف کردهاند» (دیگروت وبرودلی، ۲۰۰۵). کیم[۳۲۷](۲۰۰۶) رفتار شهروندی سازمانی را رفتاری فراتر از نقشهای رسمی از پیش تعیین شده توسط سازمان تعریف نموده که ذاتی بوده و پاداش آن به طور مستقیم در مجموعه ساختار پاداشهای رسمی سازمانی نمیگنجد ولی در ارتقاء اثربخشی و کارکرد موفقیتآمیز سازمان از اهمیت زیادی برخوردار است»(احمدی وخادمی،۱۳۸۹). رابینز و جاج[۳۲۸] (۲۰۰۷) معتقدند؛ رفتار شهروندی سازمانی رفتاری براساس صلاحدید شخصی است که جزو نیازمندیهای شغلی کارمند نبوده در عین حال باعث افزایش اثربخشی سازمانی در جهت ارضای منافع ذینفعان خواهد بود(سبحانی زاده،۱۳۸۹). بطور کلی، اجزا و عناصر اصلی رفتار شهروندی سازمانی عبارتند از: رفتاری است فراتر از آن چه که برای کارکنان سازمان به طور رسمی تشریح گردیده است. رفتاری اختیاری و بر اساس اراده ی فردی است. رفتاری است که به طور مستقیم، پاداشی به دنبال نداشته و یا از طریق ساختار رسمی سازمانی، مورد قدردانی قرار نمیگیرد. رفتاری است که برای عملکرد و موفقیت عملیات سازمان، بسیار مهم است (کاسترول و همکاران، ۲۰۰۴). پژوهشهای اولیه در خصوص سازه رفتار شهروندی سازمانی، نوع دوستی[۳۲۹] و تابعیت کلی از سازمان را رفتاری سودبخش برای سازمان تعریف کرده بودند. به علاوه تابعیت کلی از سازمان را نیز نماینگر رفتاری دانستهاند که بیشتر غیرشخصی بوده و نشان دهنده تابعیت فرد از هنجارهای سازمانی است. بنابراین رفتارهای که برای کارمند خوب تعریف شده، زمینههایی چون؛ پیروی از قوانین، مقررات و رویههای سازمانی حتی در شرایط عدم حضور کنترل کننده رسمی را شامل میشود (کاتلن، ۲۰۰۶). ۲-۱۶- دیدگاه های مختلف در مورد رفتار شهروندی سازمانی(OCB) به رغم توجه فزاینده صاحبنظران به سازه رفتار شهروندی سازمانی، بین آنان در خصوص ابعاد مفهوم فوق اجماع نظر کامل وجود نداشته و مانند بسیاری دیگر از سازههای سازمانی، سازه رفتار شهروندی سازمانی نیز ابعادی چندگانه یافته است. مرور ادبیات نشان می دهد که در تعریف مفهوم OCB دو رویکرد اصلی وجود دارد. اورگان و سایرمحققان متقدم در این زمینه، این نوع رفتار را تحت عنوان رفتار فرانقشی[۳۳۰] مورد ملاحظه قرار دادهاند . به گونه ای که کمکهای افراد در محیط کارفراتر از الزامات نقشی است که برای آنها تعیین شده است و بطور مستقیم و آشکار از طریق سیستم پاداش رسمی سازمان مورد تقدیر قرار نمیگیرد . گروه دیگری از محققان همچون گراهام پیشنهاد می کنند که رفتار شهروندی سازمانی باید به صورت مجزا از عملکرد کاری، مورد ملاحظه قرار گیرد چرا که در این صورت مشکل تمایز بین عملکرد نقش وفرانقش به وجود نخواهد آمد. در دیدگاه مذکور رفتارشهروندی سازمانی باید به عنوان مفهومی جهانیکه شامل تمام رفتارهای مثبت کارکنان در درون سازمان است، مورد توجه قرار گیرد (مقیمی، ۱۳۸۴). ۲-۱۶-۱- دید گاه ارگان در رفتار شهروندی سازمانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق دستکاری فروش ارتباطمنفی(معکوس) معناداری وجود دارد.” مطابق با جدول ۴-۱۱ فصل چهارم سطح معنیداری (sig) متغیر متغیر نقدشوندگی سهام (Liquidity) کمتر از سطح معنیداری در نظر گرفته شده در پژوهش حاضر (۵%) است؛ همچنین قدرمطلق آماره t مربوط به این متغیرها بزرگتر از آماره tبدست آمده از جدول با همان درجه آزادی است. لذا فرضیه H0 در سطح اطمینان ۹۵% رد شده و فرضیه H1 مبنی بر این که بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق دستکاری فروش ارتباط معناداری وجود دارد تایید می گردد، لذا با توجه به علامت منفی ضریب متغیر مزبور می توان نتیجه گرفت بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق دستکاری فروش ارتباط معکوس وجود دارد، بنابراین فرضیه اول پذیرفته می شود.این نتایج همسو با نتایج تحقیقات لی و همکاران(۲۰۱۳)، کاستلو و ویتنبرگ(۲۰۱۱)،گش و مون(۲۰۱۰)،رضایی (۱۳۸۹) و قالیباف اصل و ایزدی (۱۳۸۸) می باشد.
 ۵-۲-۳ آزمون فرضیه فرعی دوم “بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق مخارج اختیاری ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد.” مطابق با جدول ۴-۱۱ فصل چهارمسطح معنیداری (sig) متغیر متغیر نقدشوندگی سهام (Liquidity) کمتر از سطح معنیداری در نظر گرفته شده در پژوهش حاضر (۵%) است؛ همچنین قدرمطلق آماره t مربوط به این متغیرها بزرگتر از آماره tبدست آمده از جدول با همان درجه آزادی است. لذا فرضیه H0 در سطح اطمینان ۹۵% رد شده و فرضیه H1 مبنی بر این که بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق مخارج اختیاری ارتباط معناداری وجود دارد تایید می گردد، لذا با توجه به علامت منفی ضریب متغیر مزبور می توان نتیجه گرفت بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق مخارج اختیاری ارتباط معکوس وجود دارد، بنابراین فرضیه دوم پذیرفته می شود.این نتایج همسو با نتایج تحقیقات لی و همکاران(۲۰۱۳)، کاستلو و ویتنبرگ(۲۰۱۱)،گش و مون(۲۰۱۰)،رضایی (۱۳۸۹) و قالیباف اصل و ایزدی (۱۳۸۸) می باشد.. ۵-۲-۴ آزمون فرضیهفرعی سوم ” بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق سطح غیر عادی تولید ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد.” مطابق با جدول ۴-۱۲ فصل چهارمسطح معنیداری (sig) متغیر نقدشوندگی سهام (Liquidity) بیشتر از سطح معنیداری در نظر گرفته شده در پژوهش حاضر (۵%) است؛ همچنین قدرمطلق آماره t مربوط به این متغیرها کوچکتر از آماره tبدست آمده از جدول با همان درجه آزادی است. لذا فرضیه H0 در سطح اطمینان ۹۵% تایید شده و فرضیه H1 مبنی بر این که بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق سطح غیر عادی تولید ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد ،رد می گردد. این نتایج با نتایج تحقیقات لی و همکاران(۲۰۱۳)، کاستلو و ویتنبرگ(۲۰۱۱)،گش و مون(۲۰۱۰)،رضایی (۱۳۸۹) و قالیباف اصل و ایزدی (۱۳۸۸)ناهمسو می باشد. ۵-۳ محدودیت های پژوهش در هنگام انجام هر تحقیق محدودیت هایی نیز بر سر راه محقق قرار می گیرد که این تحقیق نیز از آن مستثنی نیست. عمده ترین محدودیت های تحقیق حاضر که در تفسیر یافتههای پژوهش و تعمیم آن باید مد نظر قرار گیرد به شرح زیر است: ۱- در این تحقیق همانطور که در فصل سوم هم بدان اشاره شد با برخی محدودیت ها در زمینه انتخاب نمونه مواجه بودیم که از آن جمله عدم تغییر سال مالی، در دسترس بودن اطلاعات مورد نیاز متغیرها و …. بود. قطعا استفاده از دورههای و تعداد شرکت های بیشتر بر اعتبار و روایی تحقیق خواهد افزود. ۲- یکی از محدودیت های این تحقیق عدم استفاده از رگرسیون در سطح شرکت (رگرسیون سری زمانی) به دلیل کوتاه بودن سری زمانی هر شرکت بوده است. بنابراین، پیشنهاد می شود که در سال های آتی با در اختیار داشتن اطلاعات لازم برای انجام تحقیق مشابه دربازه زمانی طولانی تر، این تحقیق با بهره گرفتن از رگرسیون سری زمانی در سطح هر شرکت انجام گردد. ۳- با توجه به قلمرو زمانی تحقیق حاضر(۹۱-۱۳۸۲) و نیز اینکه شرکتهای نمونه از لحاظ اندازه، ساختار سازمانی، نوع محصولات و نوع صنعت لزوماً معرف تمام واحدهای اقتصادی فعال در کشور نیستند، لذا تعمیم یافتهها بایستی با احتیاط انجام گیرد. ۴- شرکت های بورس اوراق بهادار تهران نمونه کوچکیاز شرکت های ایرانی است، لذا تعمیم نتایج این تحقیق به کل شرکت های ایرانی میسر نیست. ۵- داده های این تحقیق از بورس اوراق بهادار تهران استخراج گردیده که عدم کارایی این بورس اتکا به نتایج تحقیق را با محدودیت مواجه می سازد. ۵-۴ پیشنهادهای تحقیق ۵-۴-۱ پیشنهادهای منتج از تحقیق - با توجه به نتایج فرضیه هایتحقیق مبنی بر تاثیر معکوس نقدشوندگی سهام بر مدیریت واقعی سود به سرمایهگذاران و تحلیلگران پیشنهاد میگردد در تحلیل طرح های سرمایهگذاری در داراییهای مالی و اوراق بهادار به تاثیر معکوس مدیریتسودواقعیازطریقمخارجاختیاریو دستکاری فروش بر نقدشوندگی سهام شرکت هاکه در این تحقیق بدان اشاره شد، توجه ویژه مبذول داشته ؛ زیرا لحاظ این عوامل مهم منجر به انتخاب سبد سرمایهگذاری بهینه با کمینه مخاطره و بیشترین بازدهی میگردد ، ضمن آنکه شفافیت محیط تصمیمگیری و نتایج حاصله را نیز دوچندان می نماید. - با توجه به نتایج فرضیه های تحقیق مبنی بر تاثیر معکوس نقدشوندگی سهام بر مدیریت واقعی سودبه نهادهای نظارتی همچون سازمان بورس، سازمان ماور مالیاتی، سازمان حسابرسی، جامعه حسابداران رسمی ایران و موسسات حسابرسی پیشنهاد می گردد به منظور بررسی کیفیت گزارشات مالی و نیز کیفیت سود، با توجه میزان نقدشوندگی سهام شرکت ها میزان مدیریت سود اعمال شده توسطمدیرانشرکتهارا ارزیابی و سعی نموده از طریق تدوین قوانین و مقررات لازم الاجراء موجبات کاهش دستکاری و مدیریت سود توسط مدیران شرکت ها را فراهم آورند. - با توجه به نتایج فرضیه های تحقیق مبنی بر تاثیر معکوس نقدشوندگی سهام بر مدیریت واقعی سودبه سهامداران و مجامع عمومی صاحبان سهام پیشنهاد می گردد در تصمیماتتقسیمسود، ارزیابی عملکرد مدیران و اعطای پاداش به مدیران با توجه به درجه نقدشوندگی سهام شرکت، میزان دستکاری و مدیریت سود اعمال شده توسط مدیران را ارزیابی و بر مبنای آن تصممیات بهینه اتخاذ نمایند تا از تقسیم سود موهومی و نیز ارزیابی نادرست عملکرد مدیران جلوگیری شود. ۵-۴-۲ پیشنهادهای برای تحقیقات آتی به منظور انجام پژوهشهای آتی در ارتباط با این پژوهش، موضوعات زیر پیشنهاد میشود: - بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر مدیریت سود واقعیشرکت ها. - بررسی تاثیر درصد سهام شناور آزاد شرکت هابر مدیریت سود واقعی شرکت ها. - بررسی اثر عواملی همچون نوع نوع صنعت و شرایط اقتصادی بر مدیریت سود واقعی شرکت ها. فهرست منابع احمدپور، احمد؛رسائیان، امیر . ( ۱۳۸۵). بررسی اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در بورس اوراق بهادار تهران. مجله علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران،۲۰، ۳۸-۱۳. آذر. ع و منصور مؤمنی ،۱۳۸۰،” آمار و کاربرد آن در مدیریت “، انتشارات سمت ، جلد دوم. ایزدینیا، ن؛ رسائیان، الف. (۱۳۸۹). پراکندگی مالکیت و نقدشوندگی سهام. بررسی های حسابداری و حسابرسی، ۶۰، ۳-۲۲. بهاری مقدم . م، ۱۳۸۵ ،"محرک های مؤثر برمدیریت سود” ، رساله دکتری ، دانشگاه علامه طباطبایی. حسینی، سید علی.(۱۳۸۷). بررسی رابطه بین کیفیت افشا ( قابلیت اتکا و به موقع بودن ) و مدیریت سود. رساله دکتری، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران خسرونژاد. ح، ۱۳۸۸،"رابطه نسبت بدهی ها واندازه شرکت با مدیریت سود” ،پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه علامه طباطبایی. سیدی .ع ، ۱۳۸۶، ” بررسی رابطه بین مشخصه های هیأت مدیره با مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ” ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران. صلواتی،شاپور؛رسائیان، امیر .(۱۳۸۶). بررسی رابطه بین ساختار سرمایه و نقدشوندگی سهام در ایران. نامه اقتصادی مفید، شماره ۶۳، ۱۶۳-۱۴۳. قالیباف اصل. ح و فاطمه رضایی ،۱۳۸۶، “بررسی تأثیر ترکیب هیأت مدیره برعملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” ، تحقیقات مالی ، شماره ۲۳ ماتسیشی، ریچارد (۱۳۷۸). «درباره سرشت اطلاعات و دانش و تعبیر آن در علوم اقتصادی». ترجمه فرهاد پولادی نجفآبادی . کتابداری و اطلاعرسانی، فصلنامه کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد آستان قدس رضوی . جلد۲، ش ۴، ص ۱۱۵. مشایخی . ب و مریم صفری ،۱۳۸۵، ” وجه نقد ناشی از عملیات و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ” ، بررسی های حسابداری و حسابرسی ، شماره ۴۴ مک کنا، سی. جی (۱۳۷۲). اقتصاد عدم اطمینان. ترجمه سعید مقاری و عبدالرضا فهیمی. تهران: پژوهشکده علوم دفاعی استراتژیک دانشگاه امام حسین (ع). مهرآذین . ع ، ۱۳۸۷، ” ارزیابی مدل های مبتنی براقلام تعهدی در کشف مدیریت سود” ، رساله دکتری ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات. مهرانی . ک و زهره عارف منش ، ۱۳۸۷، ” بررسی هموارسازی سود در شرکت های پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران ” ، بررسی های حسابداری و حسابرسی ، شماره ۵۱. نوروش . ا و محمدرضا نیک بخت ، ۱۳۸۴، ” بررسی مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران” ، مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، شماره ۴۳. Aitken, M. And Comerton-Forde, C.(2003). How should liquidity be measured?. Pacific-Basin Finance Journal, 11,45-59 Akerlof, G (1970). The Market for Lemons: Quality Uncertainty and Market Mechanisms. Quarterly Journal of Economics. Amihud, Y.(2002). Illiquidity and stock returns: Cross-section and time series effects. Journal of Financial Markets, 5,31–۵۶. Amihud,Y., Mendelson, H., Pedersen, L.H.(2005). Liquidity and asset prices. [pdf] America: nowpublishers. Available at: . Arnold, G.(2005). Corporate Financial Management. 3rd ed. Pearson Education: Harlow Avramov, D., Chordia, T.(2006). Asset pricing models and financial market anomalies. Review of Financial Studies, 19,1001–۱۰۴۰. Baltagi, H.(2005). Econometric Analysis of Panel Data. 2rd ed, England: John Wiley & Sons. Beber, A., Brandt, M. W., Kavajecz, K. A. (2009). Flight-to-quality or .ight-to-liquidity? Evidence from the Euro-area bond market. Review of Financial Studies, vol. 22(3), 925- 957. Beyer,A. &Guttman.I.(2012).Voluntary disclosure, manipulation and real effects.available online at: http://ssrn.com /abstract =1647808 Bodie, Z., Merton, R. C.(1998). Finance, Prentice Hall. Upper Saddle River. Botosan, C.(1997).Disclosure level and the cost of equity capital.The Accounting Review, 72, 323–۳۴۹.. Brealey, R. A., Myers, S. C. , Allen, F.(2006). Corporate Finance. 8rd ed. McGraw-Hill/Irwin: Boston et al. Brito J. A., John K. (2002). Leverage and growth opportunities: risk avoidance induced by risky debt. working paper University of New York, Salomon Centre (Stern School of Business). Brockman, P., Chung, D.Y. (2002). Commonality in Liquidity: Evidence from an Order-Driven Market Structure. Journal of Financial Research, 25, 521-539. Brown, R. (2002). Invetement Analysis and portfolio management. Harcoart college.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- ــــــ . هژده گفتار، مجموعه مقالات مصطفی مقربی: “درباره فعلهای فارسی". تهران: توس، ۱۳۷۵، ص۷۱ـ۸۹ .
(این مقاله با عنوان دیگری در جلد دوم کتاب نامواره دکتر محمود افشار چاپ شده است.)
-
- ــــــ . “[درباره مقاله «جمله شرطی در زبان فارسی»، اثر تقی وحیدیان]". زبان شناسی. س۳. ش۱. پیاپی ۵. بهارـ تابستان ۱۳۶۵، ص۱۰۷ـ۱۱۲.
(این مقاله با عنوان دیگری در کتاب” هژده گفتار"، از انتشارات توس چاپ شده است.)
-
- ــــــ . “سخنی در پاسخ آقای دکتر تقی وحیدیان کامیار” [نقد مقاله “نقدی بر «نقد جملههای شرطی» در فارسی"]. زبان شناسی. س۵. ش۱. پیاپی ۹. بهارـ تابستان ۱۳۶۷، ص۱۱۵ـ۱۱۸.
-
- ــــــ . “سیصد و سیزده"، در: جشننامه استاد ذبیحالله صفا. به کوشش محمد ترابی. تهران: نشر شهاب، ۱۳۷۷، ص۴۲۲ـ۴۳۳.
سیصد به جای سیده و سیزده به جای سه ده؛ واکههای هشتگانه در زبان فارسی و تحول آنها با اشاره به اشعار فارسی کهن.
-
- ــــــ . “فعلهایی که از ریشهای مختوم به «ن» در زبانهای کهن ایرانی ساخت یافته است و برخی از مشتقهای اسمی و وصفی آنها". ایرانشناسی. بتسدا، آمریکا. س۳. ش۲. تابستان ۱۳۷۰، ص ۳۴۵ـ۳۵۱.
تقسیمبندی فعلهایی که به “ن” ختم میشوند.
-
- ــــــ . “نکتهای زبان شناسی و دستوری: فعلهایی که از ریشهای مختوم به “ن” در زبانهای کهن ایرانی ساخت یافته است و برخی از مشتقهای اسمی و وصفی آنها"، در: قافلهسالار سخن خانلری. تهران: البرز، ۱۳۷۰، ص ۲۷۳ـ۲۸۲.
(این مقاله با عنوان دیگری در مجله ایرانشناسی، س ۳، ش ۲ چاپ شده است.)
-
- ــــــ . هژده گفتار، مجموعه مقالات مصطفی مقربی: “یک نام آوای فارسی". تهران: توس، ۱۳۷۵، ص۹۸ـ۱۰۴؛ نیز در: یکی قطره باران، جشننامه استاد دکتر عباس زریاب خویی. به کوشش احمد تفضلی. تهران: [قلم]، ۱۳۷۰، ص۵۹۳ـ۶۰۳.
تعریف نامآوا؛ بررسی نام آوای “گر” (ger یا gar) با پسوند مصدری “یدن".
-
- ملاح، حسینعلی. “درباره: دن یا ون” [نقد اثر محمد پروین گنابادی]. سخن. دوره ۲۲. ش۵. آذر ۱۳۵۱، ص۵۰۳ـ۵۰۵.
-
- ملک، محمدرضا. “نقدی بر ترجمههای اشعار اردوی علامه اقبال لاهوری به زبان فارسی"، در همایش بینالمللی علامه اقبال و چالشهای سبز فایل (تهران، ۶ اسفندماه ۱۳۷۹)، مجموعه مقالات همایش علامه اقبال. گردآورنده اداره کل هماهنگیهای فرهنگی وزارت خارجه. تهران: وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات، ۱۳۸۰، ص۲۰۱ـ۲۰۹.
مقایسه برخی مقولههای نحوی زبان فارسی و زبان اردو؛ حرف اضافه “نی” و “کو” در زبان اردو.
-
- ملکوتی، علی. “اولی تر"، در: نامواره دکتر محمود افشار. به کوشش ایرج افشار، با همکاری کریم اصفهانیان. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، ۱۳۶۶، ج۵، ص۲۸۲۵ـ۲۸۳۶.
نظری اجمالی به برخی از دستورهای فارسی نوشته شده درباره صفت “اولی"؛ نمونههایی از استعمال “اولی” و “اولیتر” در نثر و نظم.
-
- ــــــ . “«ی» اختصاص/ رفع ابهام/ «ی» معرفه” [نقد مقاله “«یای نکره»، «یای معرفه»"، اثر مهدی افشار]، در: پژوهشهای ایرانشناسی. به کوشش ایرج افشار، با همکاری کریم اصفهانیان. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، ۱۳۷۸، ج۱۱، ص۶۳ـ۶۷.
تقسیمبندی دستورنویسی برای زبان فارسی؛ نقد مقاله مهدی افشار؛ “ی” اشارهای یا “ی” تعریف؛"ی” علامت نکره مخصصه.

-
- ملکی، عطاءالله. “درباره مفهوم واج، نگاهی به فارسی". زبان و ادب. س۳. ش۱۴. زمستان ۱۳۷۹، ص؟.*
-
- منتظم، حسین. “تاجیکی زبان است یا لهجه” [نقدی بر نوشتار «روابط زبان پهلوی و پارسی دری»، اثر محمدجواد مشکور]. فروهر. س۲۲. ش۹ـ۱۰. پیاپی۳۰۴. آذرـ دی ۱۳۶۶، ص۳۸ـ۳۹، ۴۳.
-
- ــــــ . “«را» در کجا به کار میرود". اندیشه و هنر. س۱، ص۱۵۴ـ۱۵۶.*
-
- منزوی، احمد. “توضیحی در مورد نخستین دستور زبان فارسی". نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز. س۳۰. ش۳. ۱۳۵۷، ص۲۸۲ـ۲۸۶.*
-
- ــــــ . “دومین دستور زبان فارسی” [معرفی «اصول فارسی» نوشته عبدالصمد زنده طاهر ملتانی]. آینده. س۱۵. ش۶ـ۹. ۱۳۶۸، ص۵۳۲ـ۵۳۴.
نخستین اثر در دستور زبان فارسی؛ فرهنگنویسان و دستورنویسی؛ دومین دستور زبان فارسی در شبه قاره هند.
-
- منشیزاده، مجتبی. “تکواژ ماضیساز و گونههای آن". پژوهشنامه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی. س۲۳. بهارـ تابستان ۱۳۷۷، ص۱۱۲ـ۱۱۹.
بررسی تاریخی: ریشه فعل در فارسی باستان و فارسی میانه، تبدیل در تکواژ پایه ماضیساز.
- ــــــ . “مشکل «یا»ی نکره و عدد «یک» در فارسی امروز (بحثی مقابلهای در زبان فارسی و انگلیسی)". پژوهشنامه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی تهران. ش۲۰. بهارـ تابستان ۱۳۷۶، ص۱۱۴ـ۱۱۸.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|