پایان نامه ارائه مدلی با استفاده از منطق فازی برای ارزیابی آمادگی سازمان ... |
![]() |
شکل(۱۴)-نمایش اعداد گوسی- ضابطه تابع گوسی ۸۷
شکل (۱۵)-سیستم استدلال فازی ممدانی با سه متغیر ورودی و یک متغیر خروجی ۸۸
شکل(۱۶)-نمودار سیستم های استنتاج طراحی شده ۹۰
شکل(۱۷)- مرکز ثقل ۹۱
شکل(۱۸)- میانگین مراکز ۹۲
شکل(۱۹)-ماکزیمم عضویت ۹۲
شکل (۲۰)-توابع عضویت متناظر ورودیهای سه سطح ۱۰۲
شکل (۲۱)-توابع عضویت متناظر خروجیهای سه سطح ۱۰۳
شکل (۲۲) سیستم استنتاجی زیربعد آمادگی آگاهی سرویسگرایی ۱۰۳
شکل (۲۳)-خروجی حاصل از قوانین زیربعد آمادگی آگاهی سرویسگرایی ۱۰۹
شکل (۲۴)-سطح خروجی زیربعد آمادگی مدیریت سازمانی ۱۰۹
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱- مقدمه
هر مجموعه، سازمان و ارگان برای حفظ موجودیت و پیشبرد اهداف خود در فضای رقابتی امروز، نیازمند انطباق با شرایط موجود و بنابراین ناگزیر از ایجاد تغییرات مداوم در خود است. این تغییرات باعث میشود تا سازمان یا مجموعه به طور مداوم پیچیدهتر شود. در این جا است که نقش فن آوری اطلاعات پررنگتر میشود زیرا بدون استفاده از آن هزینه و زمان بسیار زیادی مورد نیاز خواهد بود که صرف آن غیرممکن می کند و در صورت ممکن بودن نیز، مشکلات بسیاری در راستای انجام کارها و دستیابی به اهداف سازمان ایجاد میکند. رشد روزافزون تغییرات در سازمانها از یک سو و نیاز شدید به بهرهگیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آنها از سوی دیگر، ایجاب میکند که تا حد ممکن این دو (اعمال تغییرات در سازمان و تغییر متناسب با آنها در عملکرد و ساختارهای فناوری اطلاعات و زیرساختهای سختافزاری، نرمافزاری و اطلاعاتی سازمان) با هم هماهنگ باشند. این امر به معنای آن است که بتوانیم در انتقال تغییرات از فرایندها، دادهها و سایر موارد سازمان به برنامهها و سایر مقولات مربوط به IT انعطاف ایجاد کنیم. یکی از مهمترین رویکردهایی که این هدف را دنبال میکند، رویکرد معماری سرویسگرا [۱]است.
برای معماری سرویسگرا تعاریف مختلفی بیانشده است از جمله:
چارچوبی برای یکپارچهسازی فرآیندهای حرفه و پشتیبانی آنها توسط فناوری اطلاعات با کمک مؤلفههای استاندارد و امن تحت عنوان سرویس که قابلیت استفاده مجدد و اتصال به یکدیگر جهت پوشش تغییرات حرفه را دارا میباشند.
معماری سرویسگرا شامل سیاستها، تجارب و چارچوبهایی است که کارکردهای سیستمی را قادر میسازد به صورت مجموعهای از سرویسهای توزیعشده در اندازههای مورد نظر سازمان تعریف شوند.
چارچوبی وسیع و استاندارد که سرویسها در آن ساخته، مستقر و مدیریت میشوند و هدفش افزایش چابکی زیرساختهای فناوری اطلاعات در جهت واکنش سریع به تغییرات در نیازهای کسب و کار میباشد.
روشی برای طراحی و پیادهسازی نرمافزارهای گسترده سازمانی به وسیله ارتباط بین سرویسهایی که دارای خواص اتصال سست و قابل استفاده مجدد هستند.
سبکی از معماری است که از اتصال سست سرویسها جهت انعطافپذیری و تعامل پذیری حرفه و به صورت مستقل از فناوری پشتیبانی میکند و از ترکیب مجموعه سرویسهای مبتنی بر حرفه تشکیل شده که این سرویسها انعطافپذیری و پیکربندی پویا را برای فرآیندها محقق میکنند.
انگیزه اصلی و مهمترین دستاورد از ایجاد معماری سرویس گرا، نیاز به افزایش انعطافپذیری و سرعت و چابکی فناوری اطلاعات در قبال نیاز به تغییر در سازمان و به تبع آن تغییر در ساختار IT سازمان است. در سازمانی که بتواند به اهداف فوق برسد، فرایندها و سرویسها کاملاً انعطافپذیر بوده و میتوانند بر اساس نیاز متخصصان کسب و کار و بدون نیاز به پرسنل فنی به سرعت ایجاد و پیکربندی شوند. این تصویر از سازمان چابک با نیازهای رو به رشد محیطهای متغیر کاری و با توجه به محدودیتهای زیرساختهای فنی و سازمانی وفق دارد.
با وجود آن که نیاز به تغییرات سریع و مداوم بسیار زیاد است، اما ممکن است برای این تغییرات موانع فنی و سازمانی ایجاد شود زیرا ممکن است ایجاد زیرساختهای مورد نیاز بسیار زمانگیرتر از آن باشد که نیاز فعلی را برآورده کند و یا به منابع بیشتری نیاز داشته و هزینههای سنگینی را بر سازمان تحمیل کند و بنابراین برای رسیدن به هدف انعطاف و سرعت، لازم است زیرساختهای فنی و کاری را طوری با بهرهگیری از یک معماری مناسب مثل معماری سرویسگرا بسازیم که حداکثر انعطاف ممکن را تضمین کند و رسیدن به هدف را ممکن سازد. از مزایای بهرهگیری از سرویسگرایی در سطح سازمان به طور کلی میتوان به موارد زیر اشاره کرد ۱- چابکی-۲ صرفهجویی در هزینهها ۳-قابلیت استفاده مجدد-۴ استقلال از تکنولوژی-۵ زیرساختهای کاری مؤثر-۶ فرایند مؤثرتر توسعه نرمافزار-۷ احتمال موفقیت بیشتر در ایجاد تغییرات-۸ امکان گرفتن بازخوردهای مناسب و اطلاعات مورد نیاز در سطوح مختلف از ذینفعان ۹- کاهش قابل توجه ریسک ۱۰- یکپارچگی آسان با شرکاء داخلی و خارجی ۱۱- اتصال بین کسب و کار و فناوری اطلاعات.
شاید بتوان گفت که بیشتر مواردی که در بالا به آنها اشاره شد ناشی از تجزیه صحیح و مناسب مسائل مهم و مورد توجه در سازمان است زیرا این امر موجب میشود پروژههای IT کوچکتری تعریف شوند و بنابراین ریسک آنها کم شده و احتمال موفقیت آنها بسیار بالاتر میرود. از سوی دیگر استقلال این بخشهای کوچکتر از یکدیگر از ویژگیهای مهم تعریف سرویسها است که در صورت تشخیص صحیح، موجب افزایش انعطاف و سرعت در تغییرات در سازمان و ایجاد قابلیت استفاده مجدد بالا و نیز صرفهجویی در هزینهها از طریق استفاده از منابع موجود و قابل استفاده میباشد. از طرفی هدف معماری سازمانی شناخت جنبههای مختلف سازمان در سطوح مختلف مانند سطح حرفه، سطح طراحی مفهومی، سطح طراحی منطقی و فیزیکی و … است؛ بنابراین با تدوین معماری سازمانی میتوان سازمان را در وجوه مختلف اهمیت آن مورد بازشناسی قرار داد. اگر بتوان معماری سازمانی را به طور سرویسگرا تعیین و تدوین کرد، میتوان با بهرهگیری از مزایای سرویسگرایی به اهداف معماری سازمانی رسید.
از آن جا که هر گونه تصمیمگیری و سیاستگذاری در جهت رشد و توسعه سازمان در استفاده از معماریهای گوناگون از جمله معماری سرویسگرا، مستلزم آگاهی از سطح آمادگی فعلی سازمانها میباشد، اینجاست که فعالیتهای ارزیابی نقشی مهم برای تصمیمگیرندگان ایفا میکنند، در نتیجه نیازمند یک مدل ارزیابی برای آگاهی از میزان آمادگی در سازمانها در حرکت به سمت پیادهسازی معماری سرویسگرا میباشیم؛ از طرفی معمولاً تصمیمات سازمانی در محیطی غیرقطعی، مبهم و فازی، با معیارهایی ناواضح و مبهم، اطلاعات ناکافی و …اتخاذ میشود، اگر عدم اطمینان (فازی بودن) در تصمیمگیریهای انسان در نظر گرفته نشود، نتایج میتواند گمراه کننده باشد. بر خلاف روشهای پارامتری مرسوم، منطق فازی از نیاز به مدلسازی ریاضی محض و فروض توزیعی مربوطه اجتناب میکند در نتیجه در بسیاری از تحلیلهای تجربی در زمینههای سازمانی از نظریه مجموعههای فازی و مدلهای منطق فازی در راستای ارتقا، بهبود نتایج، دقت ارزیابی و کارائی فرایندهای ارزیابی استفاده میشود. منطق فازی توصیفات زبان طبیعی سیاستهای تصمیمگیری را به الگوریتمی که از یک مدل ریاضی استفاده میکند، ترجمه می کند. اینچنین مدلی شامل فازیسازی، استدلال و فازیزدایی است.
در این تحقیق برای هر یک از حوزههای ارزیابی آمادگی سازمان، ارزیابی کمی و کیفی مورد نیاز در پذیرش معماری سرویسگرا بیان میشود. شاخصها به شکلی تعریف میشوند که کل سازمان مورد بررسی را تحت پوشش قرار داده و وضعیتی شفاف و روشن از معماری سرویسگرا و زیرحوزههای آن را مشخص می کند و با تکیه بر عوامل کلیدی موفقیت در پیادهسازی معماری سرویسگرا و استفاده از اصول و راهکارهای منطق فازی، مدلی به منظور ارزیابی آمادگی سازمان در پذیرش معماری سرویس گرا ارائه شود.
۱-۲- توجیه ضرورت انجام طرح
هر پروژهای قبل از اجرا باید از منظرهای مختلف از جمله مالی، زمانی، نیروی انسانی، فنی و … مورد ارزیابی قرار گیرد. هدف از تحقیق ارائه شده کسب اطمینان از قابلیتهای سازمانی برای رسیدن به نتایج دلخواه میباشد تا بتوان نسبت به انجام پروژه یا عدم انجام آن تصمیمگیری کرد؛ بنابراین درک صحیح از میزان آمادگی، برای جهتگیری درست تلاشها و تدوین استراتژیهای متناسب بسیار حائز اهمیت بوده و به عنوان یک عامل کلیدی موفقیت برای پیادهسازی این سیستم ها مطرح میباشد، در این راستا ضروری است که سازمانها نیز قبل از هر اقدام برای پیادهسازی سیستمهای سرویسگرا و معماری آن، به ارزیابی و امکانسنجی پیادهسازی این سیستم بپردازند تا در صورت تصمیم در پیادهسازی پروژه مورد نظر، اجرای آن مطابق واقعیتها و محدودیتهای سازمان صورت گیرد و حتیالامکان به نتایج مورد نظر نزدیک باشد. بر این اساس در پروژه حاضر، پس از مرور و بررسی مبانی نظری مرتبط، مؤلفهها و شاخصهای تعیین میزان آمادگی سازمان اعم از کیفی و کمی برای پیادهسازی معماری سرویسگرا، استخراج و سپس مورد ارزیابی و تحلیل قرار خواهد گرفت. برآورد میزان آمادگی برای پیادهسازی سیستمهای سرویسگرا در هر سازمان متفاوت است لذا، انتخاب ابعاد و شاخصهای مناسب جهت ارزیابی آمادگی، بایستی با در نظر گرفتن ملاحظاتی خاص برای هر سازمان انجام شود.
۱-۳- سؤال تحقیق (هدف از اجرا)
به منظور جلوگیری از صرف زمان و هزینه فراوان در سازمانهای ایرانی به منظور پیادهسازی معماری سرویسگرا که بر اثر توجه بیش از حد به یک عامل و عدم توجه کامل به سایر عوامل سازمانی ممکن است نهایتاً منجر به شکست پروژه پیادهسازی و بعضاً ورشکستگی سازمان شود، لازم است ابزار و روشهایی در اختیار مدیران و کارشناسان قرار گیرد تا قبل از به اجرا در آمدن آن، با دقت میزان آمادگی سازمان را مورد ارزیابی قرار دهند تا نتیجهبخش بودن و مثمر ثمر بودن آن را بررسی کنند. باید دقت داشت اجرای یک معماری نامناسب، نه تنها کمکی به تأمین اهداف سازمانی ننموده بلکه خود موجب خلل در فرآیندهای کسب و کار میشود. با بهکارگیری فعالانه ارزیابی، سازمانها میتوانند نقاط قوت برنامه معماری سازمانی خود را تقویت نموده و نیز حیطههای نیازمند بهبود را شناسایی و برنامههای خود را مطابق آنها تنظیم کنند، در نتیجه تاثیر مثبت معماری سازمانی در تصمیم گیریها برای سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات بیشتر خواهد شد. هدف عمده این تحقیق ارائه مدلی کلی با بهره گرفتن از منطق فازی به منظور معرفی عواملی است که از طریق آن میتوان میزان آمادگی یک سازمان را برای پیادهسازی معماری سرویس گرا ارزیابی نمود.
سؤالات مطروحه در این تحقیق به شرح زیر میباشند:
چه شاخصها و معیارهایی بر آمادگی سازمانها جهت پیادهسازی معماری سرویسگرا موثر است؟ هر یک از شاخصهای موثر بر آمادگی سازمان به چه میزان دارای اهمیت هستند؟ آمادگی سازمان جهت پیادهسازی معماری مورد نظر به چه میزان است؟
۱-۴- مدل تحقیق
استخراج شاخصها برای سنجش آمادگی سازمان جهت پیادهسازی معماری سرویس گرا
بررسی عوامل مؤثر بر سطح آمادگی سازمانی
طراحی مدل ارزیابی آمادگی سازمان
با بهره گرفتن از منطق فازی
نتیجهگیری و جمعبندی
بررسی موردی سازمان
۱-۵-مفروضات
مدل بیانی از طرحهای سازمان است. مدلهای ارزیابی تا کیدی بر ارزیابی آنچه که با ارزش است و بها دادن به آنچه که ارزیابی شده است، میباشد.
ارزیابی آمادگی سازمان روشی است که با بهرهگیری از آن، ابعاد مختلف سازمان بررسی شده و آمادگی هر یک از اجزای سازمان برای پذیرش معماری مورد نظر سنجیده میشود.
شاخص متغیری است که بیانگر و نشان دهنده شرایط موجود میباشد و بنابراین میتواند برای اندازه گیری تغییرات مورد استفاده قرار گیرد.
معماری سرویسگرا نقش اتصال بین کسب و کار و فناوری اطلاعات را بر عهده دارد.
منطق فازی نه تنها به عنوان متدولوژی کنترل؛ بلکه راهی برای پردازش داده ها، بر مبنای مجاز کردن عضویت گروهی کوچک به جای عضویت گروهی دسته ای ارائه میکند.
منطق فازی معتقد است که ابهام در ماهیت علم است. بر خلاف نظریههای کلاسیک که معتقدند باید تقریبها را دقیقتر کرد تا بهرهوری افزایش یابد.
۱-۵-کلمات کلیدی فارسی:
مدل، ارزیابی آمادگی، معماری سرویسگرا، شاخص، منطق فازی
مدل بیانی از طرحهای سازمان است. مدلهای ارزیابی تا کیدی بر ارزیابی آنچه که با ارزش است و بها دادن به آنچه که ارزیابی شده است میباشد.
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 10:16:00 ق.ظ ]
|