کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو



 



۶۵

 

…………………

 

درصد فراوانی وضعیت تاهل افراد نمونه

 

۴-۵

 

 

 

۸۰

 

…………………

 

مقایسه میانگین عوامل موثر بر خرید بر خرید ناگهانی و برنامه ریزی شده

 

۴-۶

 

 

 

***********************

 

 

 

فهرست فرمولها

 

 

صفحه

 

 

 

عنوان فرمول

 

 

 

۴۴

 

…………………

 

فرمول محاسبه حجم نمونه کوکران

 

۳-۱

 

 

 

۵۳

 

…………………

 

فرمول محاسبه آلفای کرونباخ

 

۳-۲

 

 

 

***********************

 

 

 

چکیده
شناخت رفتار مصرف کننده در محیط کسب و کار عامل مهمی برای دستیابی به فروش بیشتر و کسب سهم بیشتر بازار میباشد. انواع خرید مشتریان شامل دو نوع خرید ناگهانی و برنامه ریزی شده میباشد. هر یک از خرید های ناگهانی و برنامه ریزی شده تحت تاثیر عوامل مختلفی میتوانند افزایش پیدا کنند. در واقع هر فروشنده با شناسایی این عوامل مهم رفتار مصرف کننده میتواند سهم چشمگیری از بازار را به خود اختصاص دهد و با اتخاذ راهکار های مناسب درصد فروش ناشی از خریدهای ناگهانی و برنامه ریزی شده را افزایش دهد. در واقع هدف از انجام این تحقیق کمک به بازاریابان و فروشندگان در جهت افزایش میزان فروش محصولات و کالاهایشان میباشد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
در این تحقیق، عوامل تاثیر گذار بر خرید از یک مدل بومی که در آن عوامل موثر بر خرید تعیین شدهاند، استخراج شده است و اثر هر یک از این عوامل بر هر دو نوع خرید ناگهانی و برنامه ریزی شده تعیین شده است. با شناسایی این عوامل، فروشنده میتواند سیاست بازاریابی مناسب برای افزایش میزان فروش خود را انتخاب کند.
برای انجام این تحقیق مشتریان فروشگاه های زنجیره ای سلمان به عنوان مورد مطالعه انتخاب شدهاند. این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است و ابزار جمع آوری اطلاعات آن پرسشنامه است.
نتایج تحقیق حاکی از آن است که سه عامل مناسب بودن محل خرید، راهنمایی فروشنده و فرد گرایی دارای تاثیری یکسان بر هر دو نوع خرید ناگهانی و برنامه ریزی شده میباشند.
علاوه بر اینکه بازاریابان باید اولویت کاری خود را بر روی عواملی که تاثیر یکسان بر هر دو نوع خرید برنامه ریزی شده و ناگهانی دارد بگذارند، میبایست تلاش خود را به عواملی که تاثیر بیشتری در میزان خرید مشتری نیز دارند (مناسب بودن محل خرید، راهنمایی فروشنده و ترفیعات بازاریابی) هم معطوف کنند.
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱- مقدمه
در جو رقابتی دنیای امروز، فروش بیشتر به معنی موفقیت برای تولید کننده و بازاریابان است. فروش بیشتر نیز بدون شناخت رفتار مصرف کننده به عنوان مشتری نهایی امکان پذیر نیست. بنابراین رفتار مصرف کننده یک فاکتور جامع در تمامی فعالیت های بازرگانی است. نکته کلیدی موفقیت استراتژی بازاریابی از جنبه علمی و میدانی، درک رفتار مصرف کننده است. شناخت عوامل تاثیر گذار بر میزان خرید، هم برای شرکت های تجاری و هم سازمان های غیر انتفاعی و همینطور سازمانهای دولتی که قوانین مربوط به بازار را تدوین میکنند کاربرد دارد. امروزه بسیاری از شرکتها و سازمانها مفاهیم جدید بازاریابی را پذیرفته اند و طبق آن عمل میکنند. آنها متوجه شده‌اند که تمرکز بر نیازهای مصرف کنندگان از ملزومات اساسی گرایش بازاریابی است. بدین ترتیب مطالعه و کشف نیازهای مصرف کنندگان و تجزیه و تحلیل فرایند رفتار مصرف کننده و الویت بندی عوامل تأثیرگزار بر این فرایند، موجب موفقیت شرکتها خواهد شد.
انواع خرید به طور کلی به دو نوع برنامه ریزی شده و برنامه ریزی نشده تقسیم بندی میشود. خرید برنامه ریزی نشده اغلب با عناوینی همچون خرید ناگهانی و یا تفننی نیز عنوان میگردد. در این تحقیق میزان تاثیر عوامل موثر بر هر دو نوع خرید مورد مقایسه قرار خواهد گرفت تا با شناسایی عوامل بعضا مشترک و انجام فعالیت بازاریابی در رابطه با آنها، میزان فروش را افزایش دهیم.
۱-۲- بیان مساله
شناخت رفتار مصرف کننده و عوامل تاثیر گذار بر هر دو نوع خرید در محیط کسب و کار فاکتور مهمی برای دستیابی به فروش بیشتر و کسب سهم بیشتر بازار میباشد. به عبارت دیگر اگر بتوان به عنوان یک فروشنده یا بازاریاب متوجه شد که چه عواملی بر خرید ناگهانی و چه عواملی بر خرید برنامه ریزی شده تاثیر میگذارند، میتوان با برنامه ریزی مناسب میزان فروش محصولات را بیشتر کرد.
خرید برنامه ریزی شده[۱] به خریدهایی گفته میشود که خریدار قبل از خرید با برنامه ریزی قبلی (انتخاب نوع محصول، برند، مقایسه با محصولات مشابه، قیمت و سایر عوامل) به خرید محصول و یا کالایی میپردازد که واقعا به آن نیاز دارد.
در مقابل خرید برنامه ریزی شده، خرید ناگهانی[۲] یا بدون برنامه ریزی وجود دارد. خرید ناگهانی یکی از جنبه های رفتاری مهم مصرف کننده است که نکته جالب و مهمی برای درک فعالیت بازاریابی در بر دارد. خرید ناگهانی به خرید هایی گفته میشود که هیچ قصد و برنامه قبلی برای این خرید ها وجود نداشته و در یک فرایند تصمیم گیری سریع ناشی از هیجان و انگیزه ایجاد شده، فرایند خرید شکل میگیرد. بیشتر مواقع ممکن است افراد برای یک خرید برنامه ریزی شده به بازار بروند ولی تحت تاثیر عواملی خاص، از خرید اصلی منحرف شده و به خرید کالایی دیگر بپردازند (استرن[۳]، ۱۹۶۲).
خرید ناگهانی که به آن خرید بدون برنامه، خرید با تصمیم آنی، خرید تفننی و از دید روانشناسانه تکانه ای نیز گفته میشود از جنبه های مهم رفتار مصرف کنندگان میباشد. در واقع  خرید  ناگهانی تجربه یک تمایل و اشتیاق برای خرید است.  این اشتیاق یک احساس ناگهانی و شدید بوده و اغلب وسوسه انگیز است.  همه ما ممکن است خرید هایی را انجام دهیم که هیچ قصد و برنامه قبلی برای این خرید نداشته و در یک فرایند تصمیم گیری سریع ناشی از هیجان و انگیزه ایجاد شده اقدام به خرید نماییم. ایجاد این انگیزه خرید، هنر یک فروشنده ماهر است که با اتخاذ  راهکار های مختلف ممکن میگردد.  خرید ناگهانی میل فوری، بدون هدف، قوی و پایدار به خرید کالا میباشد، به طور کلی خرید ناگهانی(تفننی)، خرید بدون برنامه میباشد که از قبل برنامهای برای خرید آن وجود نداشته است (قادری، ۱۳۸۸).
خرید ناگهانی رفتاری است که هنوز شباهت ها و تفاوت های موجود در ریشه اجتماعی- روانشناختی آنها تحت کشف و بررسی است. هر چقدر خرید گران تر باشد درگیری ذهنی بالایی را برای مشتری به وجود میآورد و کمتر منجر به خرید ناگهانی میشود.  اما در خرید ارزان سطح درگیری  ذهنی مصرف کننده  پایین بوده و بیشتر منجر به خرید ناگهانی میشود. در این گونه خریدها متاسفانه نارضایتی پس از خرید زیاد است و خریدارانی که اینچنین خرید کرده اند از خرید خود چندان خرسند و راضی نیستند.  میتوان تصور کرد که در خرید های ناگهانی بر طبق تصمیمات عقلانی خرید انجام نمیشود و بیشتر بر پایه و اساس سرگرمی، تفریح، هیجانات و احساسات، فرد مبادرت به خرید میکند و بیشتر این نوع خرید ها  اتفاقی و فوری میباشند.  خرید ناگهانی یک پژوهش اصلی در میان محققان رفتار مصرف کننده میباشد نه تنها به خاطر پیچیدگی بلکه  همچنین به خاطر گستردگی آن در میان دامنه گسترده ای از طبقه بندی محصولات  توجه زیادی را در محققین  رفتار مصرف کننده  به خود جلب کرده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 04:34:00 ق.ظ ]




۶- خودداری از به کار بردن الفاظ زشت و توهین آمیز.
توانمند سازی
تاریخچه اولین تعریف اصطلاح توانمندسازی به سال ۱۷۸۸ بر میگردد که در آن توانمندسازی را به عنوان تفویض اختیار در نقش سازمانی خود میدانستند که این اختیار بایستی به فرد اعطاء یا در نقش سازمانی او دیده شود. این توانمندسازی به معنی اشتیاق فرد برای پذیرش مسئولیت واژهای بود که برای اولین بار به طور رسمی به معنی پاسخ گویی تفسیر شد. گرو به تعاریف رایج فرهنگ لغت از توانمند سازی اشاره میکند که شامل: تفویض قدرت قانونی، تفویض اختیار کردن، ماموریت دادن و قدرت بخشی است(بختیاری، ۱۳۸۹ : ۱۲).
پایان نامه - مقاله - پروژه
مهارت وانگیزه میتواند عملکردشان را بهبود بخشد. این سه عامل (دانش، مهارت و انگیزه) در بخش عامل تاثیرگذار بر توانمند سازی به طور کامل تشریح شده است.
در تعریفی دیگر، توانمند سازی به معنی قدرت بخشیدن است. بدین معنی که به افرادکمک کنیم تا احساس اعتماد به نفس خود را بهبود بخشند ونیز بدین معنی است که انگیزه دورنی را برای ایجاد یک وظیفه بسیج کنیم بدین مفهوم، هدف از توانمند سازی منابع انسانی استفاده از ظرفیتهای بالقوه انسانها به منظور توسعه ارزش افزوده سازمانی، تقویت احساس اعتماد به نفس و چیرگی بر ناتوانیها و در ماندگیهای خود به عبارت دیگر، هدف ازتوانمند سازی، ارائه بهتر منابع فکری مربوط به هر زمینه از عملکرد سازمان است(اسکات وژاف، ۱۳۸۳: ۱۶)
بنابراین مفهوم توانا سازی منابع انسانی، نظریه تضاد سازمان با افراد را مورد سئوال قرار میدهد. فلسفه توانا سازی میگوید که سازمان میتواند افراد خود را راضی کند ودر عین حال آنچه را نیاز دارد به دست آورد. این رابطه می تواند یک برد- برد به نفع دو طرف باشد.
سه عنصری که زمینه تواناسازی را در محیط کاری به وجود میآورند عبارتند از : نگرشها، روابط وساختار سازمانی، که هریک از این عناصر سازمانی باید تغییر کند تا محل کار توانمند را بوجود آورد. در غیر این صورت تلاش ها به هدر خواهد رفت.
محیط کار توانمند، محیطی است که در آن کارکنان نیروی محرکه اصلی هستند. توانمند سازی ظرفیتهای بالقوه را برای بهره وری از سرچشمه توانایی انسانی که از آن استفاده کامل نمیشود، در اختیار میگذارد. هرگاه سازمانها بخواهند در دنیای پیچیده و پویایی امروزی ادامه حیات دهند، این نیروی بالقوه را بایستی مهار کرده ومورد استفاده قرار داد. کارکنان توانمند به خودشان وسازمان نفع میرسانند. آنها مشاغل یا زندگی خود را بیشتر دارای هدف حس میکنند و درگیری آنها مستقیما به بهسازی مستمر در سیستمها و فرایندهای محل کار تبدیل می شود. در کل تعاریف کلیدی توانمند سازی وتوانمند سازی منابع انسانی عبارتند از:
-توانمند سازی عبارت است از:
- شناختن ارزش افراد و سهمی که می توانند در انجام امور داشته باشند.
- طراحی وساخت سازمان به نحوی که افراد ضمن کنترل خود، آماده قبول مسئولیت های بیشتر نیز داشته باشند.
- توسعه وگسترش قابلیت و شایستگی افراد برای نیل به بهبود مستمر در عملکرد سازمان.
- تقویت باورها افزایش دانش و مهارتها بهبود ویژگیهای روان شناختی کارکنان وبهسازی شرایط سازمانی ومحیطی به نحوی که افراد بتوانند با حداکثر کارایی واثر بخشی در سازمان فعالیت کنند.
- توانمند سازی منابع انسانی یعنی: ایجاد مجموعه ظرفیتهای لازم در کارکنان برای قادر ساختن آنان به ایجاد ارزش افزوده در سازمان و ایفای نقش و مسئولیتی که در سازمان به عهده دارند، توام با کارایی و اثر بخشی (نیازی و نصر آبادی، ۱۳۸۸: ۲۲).
توانمند سازی به مثابه یک مفهوم انگیزشی
در منابع علمی روان شناختی از توانمند سازی به منزله یک حالت درونی انگیزشی در افراد یاد می شود. افراد به قدرت و تبادل درونی برای نفوذ وکنترل بر سایر افراد نیاز دارند. قدرت برخورداری از یک نیاز درونی وحق تعیین است وتوانمند سازی ریشه در تمایلات انگیزشی افراد دارد. هرگونه راهبردی که به افزایش حق تعیین سرنوشت وکفایت کارکنان منجر گردد، موجبات توانمند سازی را فراهم می آورد. توانمند سازی در حقیقت ایجاد شرایط لازم برای ارتقای انگیزش افراد در انجام دادن وظایفشان از طریق پرورش کفایت نفس است (بختیاری واحمدی مقدم:۱۳۸۹: ۷۵).
تاکنون محققان ودانشمندان بسیاری در زمینه توانمندسازی به تحقیق پرداختهاند. آنان تعاریف متفاوتی در توانمندسازی کرده اند که در ذیل به اهم آنها اشاره میشود:
توانمندسازی در حقیقت واگذاری اختیارات رسمی وقدرت قانونی به کارکنان است.
توانمندسازی فرایند توسعه است، فرایندی که باعث افزایش توان کارکنان برای حل مشکل و ارتقای بینش سیاسی کارکنان میشود و آنها را قادر میسازد تا عوامل محیطی را شناسایی کنند و تحت کنترل خود در آورند.
توانمندسازی اعطای اختیار وتصمیم گیری به کارکنان به منظور افزایش کارایی آنان و ایفای نقش مفید در سازمان است.
توانمندسازی فقط دادن اختیار به کارکنان نیست، بلکه موجب میشود که کارکنان با فراگیری دانش ،مهارت وانگیزه بتوانند عملکردشان را بهبود بخشند. توانمندسازی فرایند ارزشی است که از مدیریت عالی سازمان تا پایین ترین رده امتداد می یابد (اسکات وژاف، ۱۳۸۳؛ ۵۰).
توانمندسازی یعنی اینکه کارکنان به خوبی بتوانند وظایفشان را درک کنند، پیش از آنکه به آنان بگویند چکار کنند.
توانمندسازی، از راه چالشهای داخلی وخارجی سازمان بدست میآید. چالشهای خارجی شامل افزایش شتاب تغییرات، محیط رقابتی، انتظارات جدید مشتریان و شرایط جدید بازار کار است و چالشهای داخلی بیشتر بر حفظ و نگهداری نیروی انسانی موجود، افزایش سطح انگیزش، رشد و شکوفایی استعدادها و مهارتهای کارکنان تاکید دارد.
توانمندسازی، به کارگیری قدرت رهبری در دیگران وتوانایی انجام دادن کار بوسیله آن تعریف می شود و اساس آن تغییر در رهبری است. هنگامی که رهبر دیدگاه خود را در خصوص آنچه می خواهد انجام شود، بیان میکند، او در حقیقت میزان زیادی از اختیارات را تفویض میکند و به پیروان خود اجازه میدهد تا با علاقه در جهت دستیابی به هدف فردی و سازمانی حرکت نمایند. تنها در این صورت است که آنان احساس قدرت میکنند و انگیزه بیشتری در آنان ایجاد میشود.
عملکرد کارکنان توانمند، اصل مهمی در سازمان و مدیریت اثر بخش است که میتواند با دادن قدرت و نیز کنترل بیشتر زیر دستان سبب افزایش بهره وری در سازمان گردد همچنین توانمندسازی با رفتارهای نوآور، مدیریت ورهبری اثر بخش در ارتباط است. (Balanchard، ۲۴:۲۰۰۳).
توانمندسازی، فرایند نیل به بهبود مستمر در عملکرد سازمان است از طریق توسعه وگسترش نفوذ افراد وتیمهای شایسته و با صلاحیت، در بیشتر جنبه ها و وظایفشان محقق میشود این به نوبه خود در عملکرد فردی ودر عملکرد کل سازمان اثر گذار است. در سطح فردی توانمند سازی به احساس تسلط، رقابت وقدرت فردی مربوط میگردد. در سطح بین فردی بر روی توانایی نفوذ بر افرادی تاکید میشود که فرد با آنان در ارتباط است و در سطح سیاسی بر روی قدرت اجتماعی یا دسترسی به منابع و فرصت برای شکل دادن به آنها تاکید می گردد ( Ergenli ، ۲۳۷:۲۰۰۷).
توانمند سازی به معنای تزریق نیرو در کارکنان است. سازمان باید احساس نیروی شخصی کارمند را تقویت کند. توانمندسازی به معنای داشتن حس قدرت شخصی و آزادی با محدودیتهای خاص برای استفاده از آن قدرت است. افراد غیر توانمند هم دارای حس قدرت شخصی نیستند وهم این احساس را دارند که مجاز به استفاده از این قدرت نیستند (kildas ، ۲۰۰۵، ۴۸).
اهمیت و ضرورت توانمندسازی
سازمانهای امروز تحت تاثیر عواملی از قبیل افزایش رقابت جهانی، دگرگونیهای ناگهانی نیاز به کیفیت و خدمات پس از فروش و وجود منابع محدود و… زیر فشارهای زیادی قرار دارند. پس از سالهای زیادی تجربه دنیا به این نتیجه رسیده است که اگر سازمانی بخواهد در ارائه خدمات عقب نماند باید از نیروی انسانی متخصص، خلاق و با انگیزی بالا برخوردار باشد. منابع انسانی اساس ثروت واقعی یک سازمان را تشکیل میدهند بین سرمایه انسانی وبهرهوری در سازمانها رابطه مستقیم وجود دارد. یک سازمان موفق مجموعه است که انسانهای با فرهنگ سازمانی، اندیشه و اهداف مشترک که با کار گروهی در نظام انعطافپذیر سازمان تجارب و دانش خود را با عشق به پیشرفت روز افزون سازمان در اختیار مدیریت خود قرار میدهند. بنابراین هر فرد نسبت به سازمان و وظیفهای که انجام میدهد احساس مالکیت خواهد کرد. استفاده از تواناییها بالقوه منابع انسانی برای هر سازمانی مزیت بزرگ به شمار میرود. در بهره وری فردی سازمان از مجموع استعدادها وتواناییهای بالقوه فرد به منظور پیشرفت سازمان استفاده میکند و با بالفعل در آوردن نیروهای بالقوه واستعدادهای شگرف در جهت سازندگی موجب پیشرفت فرد و همسویی با سازمان خواهد شد. بنابر این لازمه دست یابی به هدفهای سازمان مدیریت موثر این منابع با ارزش است.
“کونین واسپرتیزر” معتقدند، با وجود آن که توانمندسازی میتواند به سازمان مزیت رقابتی بدهد و به رغم این که بسیاری از مدیران این واقعیت را قبول دارند که توانمندسازی مطلوب است، اما اغلب سازمانها در اجرای آن دچار مشکل شده اند(کروبی و متانی،۱۳۸۸ :۱۱).
” اسکاف وژاف” (۱۹۹۱)، در مورد این که چرا کارکنان را توانمند سازیم میگوید:
سازمان، هم از درون وهم از بیرون مورد هجوم قرار میگیرند. از جنبه بیرونی، رقابت شدید در سطح جهانی، تغییرات سریع باور نکردنی، تقاضای جدید برای کیفیت و خدمات و محدودیت منابع، پاسخگوی سریع را از سازمانها میطلبند. از جنبه درونی کارکنان احساس میکنند که با آنان صادقانه برخورد نمیشود و مایوس و سرخورده میشوند. سازمان نیز پیوسته توقع بیشتری دارد و مرتباً قواعد بازی را تغییر میدهد. در عین حال کارکنان خواهان کار با معنی هستند، صراحت و صداقت بیشتری را خواستارند و خودیابی و خود شکوفایی بیشتری از کارشان طلب میکنند. مدیران باید در مقابل این فشارها، گروهی را به کار گیرند تا سازمان بتواند وظایفش را انجام دهد. محیط کار امروزی به کارکنانی نیاز دارد که بتواند تصمیم بگیرند، راه حلهای تازه ای برای مسائل پیدا کنند، خلاقیت داشته باشند و در مقابل کار خود پاسخگو باشند.
با توجه به مطالعات صورت گرفته در مییابیم که افراد توانمند، سرمایه بزرگی برای سازمان و مدیریت محسوب می شوند. زیرا آنها خود راهبر و قابل اطمینان هستند و توانایی تطابق با تغییرات برون سازمانی را دارند، پذیرای یادگیری هستند واز مشارکت در امور لذت میبرند.
علل گرایش سازمان ها به توانمند سازی
محرکهای درونی و بیرونی متعددی سازمانها را بر توانمندسازی کارکنانشان ترغیب نمودهاند که مهمترین آنها عبارتند از :
مهمترین محرک های درونی توانمند سازی
۱- بهره وری: توانمندسازی کارکنان یکی از تکنیکهای موثر برای افزایش بهره وری کارکنان واستفاده بهینه از ظرفیتها و توانمندهای فردی و گروهی آنان در راستای اهداف سازمانی است. هرگاه از کیفیت و بهره وری سخن به میان میآید، برنامههای توان افزایی در زمره اجزای تفکیک ناپذیر موضوع قرار میگیرند. ارتباط توانمند سازی و بهره وری سازمانی یک ارتباط دو سویه می توان تلقی کرد. بدین ترتیب که از طرفی تحلیل مسئولیتها، تعیین وظایف و اختیارات و بهبود سطح دانش تخصصی کارکنان برای انجام مسئولیتهای تعریف شده نه تنها به ارتقای توان کاری سازمان ونهایتا بهبود بهره وری خواهد انجامید بلکه کارکنان را از یک مدل ذهنی انعطافپذیر و پویا که همواره پذیرای ایدهها وراه حل های جدید خواهند بود نیز برخوردار میسازد. از طرف دیگر برنامههای تواناسازی موجب تغییر در مسئولیت مدیران وکارکنان نیز میگردد. زمانی که توانایی کارکنان افزایش مییابد سبک مدیریت از نظارت نزدیک به سمت هدایت و تفویضی تغییر مییابد. این تغییر سبک، باعث تغییر در مسئولیتپذیری کارکنان میگردد، چرا که آنان با آزادی عملی که در انجام کارها به دست می آورند، خلاق وخود مدیر می گردند واین همان حلقه گم شده است که در ایجاد بهره وری سازمانی می بایست مورد توجه قرار گیرد( هداوند و صادقیان، ۱۳۸۶، ۵۵).
“کانتر” معتقد است که نه تنها عملکرد سازمانی با توانمندسازی دیگران بالا میرود، بلکه بهره وری جامعه نیز با افزایش سطح مهارتها ارتقا می یابد( فرهنگی، ۱۳۸۲: ۱۰). پشتوانه قوی این ادعا که توانمندسازی عملکرد را بهبود میبخشد، از طریق دو مطالعه وبررسی مهم که در سالهای ۱۹۸۷و۱۹۹۰ انجام گرفته است وجود دارد. نتایج هر دو تحقیق نشان میدهد که تعداد زیادی از پاسخ دهندگان معتقد بودند که درگیری ذهنی و عاطفی کارکنان در کار و اعمال مشارکت، موجب افزایش اعتماد آنان در مدیریت بهبود فرایند وروشهای سازمانی میگردد.
۲- ایجاد تحول در سازمان: توانمندسازی کارکنان برای انجام اقداماتی فراگیر در زمینه تغییر وتحول، مستلزم تحول سازمانی است تحولات درون سازمانی بزرگ به ندرت بودن مساعدت افراد رخ میدهد، اما اگر کارکنان احساس کنند فاقد قدرت هستند، عموماً به این امر کمک نمیکنند، اینجاست که توانمند سازی معنی می یابد ( کارتر،۱۳۸۲: ۶۸) [۱۰]. یکی از مهمترین مبانی تحول سازمانی بکارگیری مدل مشارکت در توانمند سازی است. مشارکت در برنامه های تحول سازمانی مختص نخبگان یا افراد سطح بالای سازمان نیست بلکه باید به طور وسیعی در سراسر سازمان گسترش یابد افزایش مشارکت و توانمند سازی از عمدهترین اهداف اصلی و ارزشهای والای حوزه تحول سازمان میباشند. این مبانی تحول سازمان، هم در عمل و هم از طریق تحقیق، اعتبار خود را ثابت نموده اند.
۳- امنیت شغلی: در زندگی سازمانی، امنیت شغلی از جمله مسائلی است که ذهن کارکنان سازمانها را به خود مشغول میسازد و بخشی از انرژی روانی و فکری سازمانها صرف آن میگردد. در صورتی که کارکنان به سطح مطلوبی از آسودگی خاطر دست یابند، با فراق بال، توان و انرژی فکری و جسمی خود را در اختیار سازمان قرار میدهند وسازمان ها کمتر دچار تنشهای انسانی می گردند. وقتی بحث امنیت شغلی مطرح میگردد موضوع رسمی شدن وتضمین حقوق و مزایا در ذهن تداعی می شود. در صورتی که در دنیای امروز امنیت شغلی در گرو رسمی شدن و استخدام مادام العمر نیست بلکه تواناسازی کارکنان محور امنیت شغلی است منظور از امنیت شغلی این است که سازمان موجبات توانا سازی فرد را فراهم کند به طوری که نظرتخصصی و توانمندی سازمان وابسته به فرد شود و در بیرون نیز به تخصص و توانمندی فرد نیاز باشد و این مستلزم آن است که سازمانها بستر لازم را فراهم کنند تا کارکنان از ابعاد مختلف بالندگی لازم را کسب کنند ( کروبی ومقانی،۱۳۸۸؛ ۱۷).
محرکهای بیرونی و محیطی متعددی وجود دارد که توانمندسازی کارکنان را در سازمان ضروری نموده است.
مهمترین محرک های بیرونی توانمند سازی
الف) تاثیر فناوری بر محیط های کاری : امروزه فناوری جایگزین مشاغل تکراری شده است. این ابزارها تغییرات شدیدی در نوع مهارتهای مورد نیاز افراد واعضای سازمانها ایجاد کرده است. بدیهی است برای رویارویی با چنین چالشی کارکنان باید توانمند شوند یعنی در تمامی جهات رشد نمایند.
ب) ضرورت انعطاف پذیری سازمان ها: در شکل سنتی سازمانها با ساختار سلسله مراتب و قدرت متمرکز در راس هرم تغییرات عمدهای در حال رخ دادن است. به اعتقاد مدیران عالی در محیطی که شدت رقابت جهانی وفناوری های نوین از ویژگیهای آن به شمار میآید دست برداشتن از کنترل متمرکز با عث افزایش انعطاف پذیری سازمانها خواهد شد. در این میان توانمند سازی کارکنان بهترین فلسفه عدم تمرکز است( نوروزی، ۱۳۸۴: ۸۰) .
ج) قوانین ومقررات دولتی: در فصل نهم قانون مدیریت خدمات کشوری، توانمندسازی کارکنان در مواد ۵۸ و۶۲ مورد تاکید قرار گرفته است. ماده ۵۸ بیان می دارد سازمان موظف است به منظور ارتقای سطح کارایی واثر بخشی دستگاه های اجرایی، نظام آموزش کارمندان دستگاه های اجرایی را به گونهای طراحی نماید که همراه با متناسب ساختن دانش، مهارت ونگرش کارمندان با شغل مورد نظر انگیزه های لازم را در جهت مشارکت مستمر کارمندان در فرایند آموزش تامین نماید. به نحوی که رابطهای بین ارتقای کارمندان، مدیران وآموزش برقرار گردد و از حداقل سرانه ساعت آموزشی بر اساس مقررات مربوطه در هر سال برخور دار گردند. در ماده ۶۲ نیز آمده است که؛ کارمندان موظفند همواره نسبت به توانمندسازی وافزایش مهارتهای وتواناییهای شغلی خود اقدام نمایند. دستگاه های اجرایی، شیوه ها والگوهای لازم برای افزایش توان سنجی مداوم کارمندان خود را که توسط سازمان تهیه و ابلاغ می شود به مورد اجرا خواهد گذارد( رضایی پور،۱۳۸۶: ۴۷).
رویکرد های توانمند سازی
رویکرد مکانیکی
بر این اساس، توانمند سازی به معنی تفویض اختیار و قدرت به کارکنان رده پایین میباشد. توانمند سازی فرایندی است که طی آن مدیریت ارشد، یک بینش روشن را تدوین کرده و برنامهها و وظایف معین برای نیل به آنرا در سازمان ترسیم می نماید. مدیریت ارشد، اطلاعات ومنابع مورد نیاز برای انجام وظایف را برای کارکنان فراهم می نماید واجازه می دهد تا آنها در صورت نیاز رویه ها و فرایندها را اصلاح کنند. در این رویکرد، نتایج کار و فعالیت بیشتر تحت کنترل مدیر میباشد. ساده سازی، روشن سازی کار و وظایف مورد تاکید است (عبدالهی و بیژن وند، ۱۳۸۵؛۲۱).
راهبردهای ضمنی توانمند سازی از این دیدگاه عبارتند از:
الف) از مدیریت عالی شروع می شود.
ب) ماموریت ها، چشم انداز وارزشهای سازمانی به روشنی تعریف میشوند.
ج)وظایف، نقش ها و پاداش های کارکنان به وضوح روشن میشوند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:33:00 ق.ظ ]




گفتار سوم: اصل سهولت دسترسی به قوانین

اصل سهولت دسترسی به قوانین به عنوان مکمل سایر اصول مربوط به امنیت حقوقی شهروندان مطرح می شود. چرا که شهروند در صورتی از حقوق و تکالیف خویش آگاهی می یابد که دولت، قوانین مصوب را در دسترس شهروندان قرار دهد. از ابتدای دهه ۱۹۸۰ بر ضرورت مقررات گذاری کمتر و مقررات زدایی تأکید شده است. وجود انبوه قوانین و مقررات بی شمار به عنوان عامل مخل دسترسی به قانون و شفافیت و گاه کارآمدی آن تلقی می شود.[۵۲]
در کشور ما مثل بیشتر کشورهای جهان، ماده ۳ قانون مدنی انتشار قوانین و مقررات مصوب را در روزنامه رسمی پیش بینی نموده است که البته امروزه با توجه به توسعه ابزارهای اطلاع رسانی دولت می تواند از طرق بهتری شهروندان را نسبت به قوانین آگاه سازد.

گفتار چهارم: اصل اعتماد مشروع

اصل اعتماد مشروع بدین معناست که شهروندان بتوانند نتایج اقدامات خویش را از نظر حقوقی پیش بینی نمایند و از این طریق نوعی اعتماد عمومی نسبت به نظام حقوقی در شهروندان ایجاد می شود. وجود این اصل و اجرای آن توسط شهروندان منجر به پاسخ این پرسش می شود که آیا اقدامات مقامات عمومی بر مبنای مشخص و با ثباتی استوار است یا بر اثر شرایط اقتصادی و سیاسی تغییر می نماید؟ این مسئله نقش بسیار مهمی در ارزیابی عملکرد عاملان قوه قضائیه دارد و حتی تأثیر بسیار مستقیمی در گردش سرمایه، سرمایه گذاری های داخلی و خارجی و خصوصاً فرار سرمایه دارد.[۵۳] در واقع ایجاد اعتماد مشروع از طریق قانون، مبتنی بر نوعی نگاه ابزاری به قانون است که طی آن قانون به عنوان ابزاری برای راهبری و کنترل اجتماعی و وسیله ای برای مهندسی اجتماعی است.[۵۴]
پایان نامه - مقاله - پروژه
این اصل در نظام های حقوقی گوناگون مورد پذیرش قرار گرفته است و در حیطه عملکرد دستگاه قضایی و اداری نیز گسترش یافته است.[۵۵]

گفتار پنجم: اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها

مطابق این اصل شهروند باید از بابت عواقب حقوقی اعمال خویش در اطمینان به سر برد و دغدغه ای از نظر عواقب سوء کیفری اعمال خویش نداشته باشد. این اصل در فقه اسلامی نیز در قالب قاعده فقهی «قبح عقاب بلابیان» مطرح گردیده است. به عبارت دیگر اگر مسلمانی به لحاظ کیفری از وضعیت حقوقی مشخص برخوردار باشد، تنها زمانی اعمال وی از منظر شرعی مستحق عقوبت است که بیان شرعی مشخص اعمال مذکور را منع نموه باشد.[۵۶] اصل ۳۶ قانون اساسی ما نیز در این خصوص مقرر داشته است: «حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد». بنابراین اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها را می توان به عنوان نقطه مشترک اصل امنیت حقوقی و امنیت قضایی تلقی نمود.

گفتار ششم: اصل برائت

اصل برائت نیز به عنوان یکی دیگر از اصول فرعی مربوط به امنیت حقوقی می باشد. این اصل در واقع نتیجه اصل قانونی بودن جرایم است که در امور کیفری کاربرد فراوان دارد. در فقه اسلامی نیز یکی از قواعد مهم به شمار می رود. اصل ۳۷ قانون اساسی اصل برائت را به روشنی مورد شناسایی قرار داده است. در واقع اصل امنیت حقوقی ایجاب می کند که شهروندان اطمینان داشته باشند که به جز احراز جرم هیچ گاه وضعیت حقوقی آنان دگرگون نمی شود و همواره تا پیش از تغییر وضعیت حقوقی از حمایت نظام حقوقی برخوردارند.[۵۷]

گفتار هفتم: اصل عطف بماسبق نشدن قوانین

همواره بر این امر تأکید شده است که عطف به ماسبق شدن قوانین، مخالف امنیت قانونی (حقوقی) است.[۵۸] این اصل نقش مؤثری در تضمین وضعیت حقوقی پیشین افراد دارد. در واقع این اصل بر این مبنا استوار شده است که حق ها و تکالیف اشخاص باید قابل پیش بینی باشد. امروزه قابل پیش بینی بودن قوانین اصلی ضروری در تمامی نظام های حقوقی است. در برخی از نظام های حقوقی اساساً به اصل امنیت حقوقی اشاره ای نشده است و اصل عدم عطف به ماسبق قوانین جایگزین آن شده است. نظام حقوقی ایالات متحده آمریکا نمونه بسیار جالب توجهی در این خصوص است.[۵۹]
اعمال این اصل هر چند بیشتر در حوزه قوانین کیفری مورد استناد قرار می گیرد اما امروزه به حوزه های گوناگون حقوقی راه یافته و بی تردید اعمال این اصل در قوانین مالی و مالیاتی، فارغ از قوانین کیفری، دارای اهمیت فراوانی است. بهره گیری از روش های نوین به منظور حفظ منافع عمومی از یک سو و اعمال اصل مذکور جهت حفظ وضعیت حقوقی شهروندان از سوی دیگر، جنبه های گوناگون اهمیت این اصل را آشکار می نماید.[۶۰]

گفتار هشتم: اصل احترام به حقوق، امتیازات و اختیارات مکتسبه

از منظر امنیت قانونی هر قانون موضوعه با نوعی تعهد از سوی دولت همراه است. دولت این تعهد را در مقابل شهروندانی بر عهده می گیرد که از امنیت قانونی منتفع اند.[۶۱] اصل احترام به حق ها و امتیازات مکتسبه شهروندان نیز ناشی از همین تعهدات است و یکی از عناصر مهم و کلیدی اصل امنیت حقوقی می باشد. در ادبیات حقوقی کشورمان از این اصل بیشتر تحت عنوان «حقوق مکتسبه» یا «حقوق مثبته» یاد می شود که منظور حقوقی است که به موجب قانون برای شهروندان ایجاد می شود، اما با مداقه بیشتر به نظر می رسد که این عنوان جامع نیست، زیرا تنها بخشی از کارکرد این اصل یعنی ایجاد حق برای شهروندان را در بر می گیرد. در حالی که قانون تنها حق برای افراد ایجاد نمی کند بلکه گاه امتیاز قانونی و گاه اختیار هم برای شهروندان در نظر می گیرد. این اصل هم شامل وقایع حقوقی می گردد و هم اعمال حقوقی را در بر می گیرد.[۶۲]
بنابراین اصل امنیت حقوقی یکی از مبانی دولت حقوقی است که خود در برگیرنده اصول فرعی دیگر میباشد که به همراه آن ها مجموعه ای را تشکیل می دهند که با اعمال آن ها مجموعه روابط عمومی حقوقی شهروندان و نیز روابط آنان با نهادهای حکومتی سامان یافته و از ثبات بیشتری برخوردار می شود. این ثبات بی تردید موجب اعتماد مشروع شهروندان که همان اطمینان به صحت قوانین و نیز عملکرد نهادهای مجری آن ها است، خواهد گردید. هرچند در سالهای اخیر در ایران قوانینی به تصویب رسیده که این ویژگی ها را نادیده گرفته و حق تأمین اجتماعی را برای رسیدن به اهداف خاصی مورد استفاده ابزاری قرار داده است.[۶۳] علی الخصوص که ویژگی بارز بیمه های اجتماعی برخلاف بیمه های بازرگانی این است که در بیمه های بازرگانی روابط میان بیمه گر و بیمه گذار و بیمه شده ناشی از قرارداد و توافق است ولی در بیمه های اجتماعی قانون بر روابط فیمابین حکومت میکند.[۶۴] کارشناسان از جمله چالش های عمده نظام تأمین اجتماعی کشورمان را عدم توجه به اصول بیمه گری در تصمیمات مربوط به بخش های مختلف نظام تأمین اجتماعی و ضعف رویکرد علمی در تصمیمات و همچنین نارسایی های قانونی و در نهایت عدم رضایت خدمت گیرندگان از نظام تأمین اجتماعی می دانند.[۶۵]

بخش دوم: تکالیف کارفرمایان مشمول قوانین و مقررات تأمین اجتماعی در پرتو تأمین اصل امنیت حقوقی

بخش دوم
تکالیف کارفرمایان مشمول قوانین و مقررات تأمیناجتماعی در پرتو تأمین اصلامنیتحقوقی
تکالیف کارفرمایان در نظام تأمین اجتماعی همواره مورد مناقشه بوده است. برخی بر این باورند که تکالیف کارفرمایان خصوصاً در تأمین و پرداخت حق بیمه باعث افزایش زیاد هزینه نیروی کار شده و در نتیجه موجب ماشینی شدن خدمات و افزایش بیکاری می شود.[۶۶] لکن مقایسه های بین المللی نشان می دهد که مشارکت بالای کارفرمایان به عکس موجب ارتقای سلامت و کیفیت نیروی انسانی شده و بهره وری کارفرمایان را افزایش می‌دهد.[۶۷] این مشارکت نیازمند ایفای تعهدات و تکالیفی است که نظام تأمین اجتماعی بر عهده کارفرمایان قرار داده است.
این بخش به تکالیف کارفرمایان مشمول تأمین اجتماعی می پردازد. از آنجا که حیطه تأمین اجتماعی از جمله بخش های حقوق عمومی است و تابع ضوابط حقوق عمومی است،[۶۸] تمامی روابط فی مابین مشمولین این حوزه صرفاً بر مبنای قوانین و مقررات مربوط تنظیم می گردد به گونه ای که خارج از قوانین و مقررات موضوعه اصولاً نه حقی و نه تکلیفی برای طرفین ایجاد نمی شود، لذا تکالیف مربوط به کارفرمایان نیز صرفاً باید در قالب قوانین و مقررات بررسی گردد. مبنای هرگونه تکلیفی برای کارفرمایان نیز همان قانون تأمین اجتماعی خواهد بود. البته به تدریج قوانین و مقررات دیگری به مباحث حقوقی مربوط به تکالیف کارفرمایان اضافه گردیده اند که در خلال مطالب به آنها نیز پرداخته می شود. بنابراین تکالیف کارفرمایان در فصول مختلف این بخش بیان خواهد شد و توضیحات تفصیلی در هر مورد آورده می شود.
از آنجا که این پایان نامه علاوه بر بررسی موضوع حقوق و تکالیف کارفرمایان به تبیین اصل امنیت حقوقی نیز پرداخته است، بنابراین تأکید بر این است که در بررسی هر یک از موضوعات، مطالب بحث شده با اصول مربوط به امنیت حقوقی سنجیده شود و سعی خواهد شد تکالیف قانونی مقرر در چارچوب اصل امنیت حقوقی تفسیر گردد و چنانچه تکالیف مقرر در قوانین با اصول امنیت حقوقی سازگاری نداشته و رعایت این اصول مبنای کار تدوین کنندگان قوانین و یا مقررات مربوط نبوده باشد، به عنوان دیدگاه انتقادی بر آن مقرره بررسی های مقتضی صورت گرفته و پیشنهادات اصلاحی ارائه خواهد شد.
به کرات مشاهده میگردد تدوین کنندگان قانون بدون توجه به حقوق قانونی مشمولین قانون اقدام به قانون گذاری نموده اند و یا در تدوین قانون به قوانین قبلی توجه نداشته اند که این موضوع خود سبب می گردد در عمل با چند قانون متعارض که اتفاقاً هیچ یک ناسخ دیگری نبوده و همگی از قوانین لازم الاجرا محسوب می‌گردند مواجه شویم.
اصل امنیت حقوقی هرگونه ابهام، اجمال، عدم شفافیت، عدم انسجام و یکپارچگی قوانین و مقررات را نفی می کند و آن را مخالف حقوق قانونی مشمولین و مجریان قانون می داند بدین لحاظ در چنین مواردی پیشنهاد اصلاح قوانین و مقررات و یا نسخ یک قانون در اجرای قانون دیگر لازم می آید که تمامی این موارد در بخش حاضر به تفصیل توضیح داده خواهد شد.

فصـل اول: تکالیف کارفرما به بیمه نمودن کارکنان خود نزد سازمان تأمین اجتماعی

همان گونه که در بخش قبل توضیح داده شد مفهوم کارفرما مفهومی است عام که هم شامل کارفرمایان مشمول قانون کار میگردد و هم کارفرمایان غیرمشمول قانون کار را در بر می گیرد. از آنجا که موضوع بیمه اجتماعی مطابق قوانین و مقررات مختلف امری است اجباری و الزامی، بنابراین کارفرمایان به طور کلی ملزم به بیمه نمودن کارکنان خود می باشند، اعم از اینکه کارکنان ایشان مشمول قانون کار و یا مشمول سایر مقررات استخدامی باشند.
بنابراین حق بیمه‌هایی که بیمه‌شدگان به سازمان می‌پردازند مهم ترین منبع مالی سازمان را تشکیل می‌دهد (ماده ۲۸ قانون تامین اجتماعی) و به همین جهت قانونگذار جهت حمایت سازمان در وصول آن و جلوگیری از ورود سازمان در دام تشریفات سنگین، طولانی و پر هزینه اقامه دعوی در محاکم عمومی، مطالبات سازمان بابت حق بیمه‌ها را مشمول اختیارات اجرایی خاص قرار داده و بدین وسیله سازمان می‌تواند برای وصول آن اقدام به صدور اجرائیه نماید. اما آنچه گفته شد مربوط به حق‌بیمه‌های، بیمه‌های اجباری است.[۶۹] یعنی مشمولین بند (الف) ماده ۴ قانون تأمین ‌اجتماعی و گرنه مطالبات سازمان بابت حق بیمه‌های بیمه‌های اختیاری اعم از بیمه‌های صاحبان حرف و مشاغل آزاد (ماده واحده راجع به قانون اصلاح بند (ب) و تبصره ۳ ماده ۴ قانون تأمین اجتماعی مصوب تیرماه ۱۳۵۴) و بیمه های مربوط به ادامه بیمه به طور اختیاری (تبصره ماده ۸ قانون تأمین‌اجتماعی) قابلیت صدور اجرائیه ندارند. این نوع بیمه‌ها ماهیتاً نوعی قرارداد خصوصی بین بیمه‌شده و سازمان تأمین اجتماعی است. بنابراین مطالبات ناشی از این بیمه‌ها را باید جزء مطالبات عمومی سازمان تلقی کرد.[۷۰]
این فصل به الزام کارفرما به بیمه نمودن کارکنان اختصاص یافته و بحث بیمه اجباری کارکنان از جوانب مختلف و از دیدگاه قوانین مختلف بررسی خواهد شد.

مبحث اول: الزام کارفرمایان مشمول قانون کار به بیمه نمودن کارگران خود نزد سازمان تأمین اجتماعی

ماده ۱۴۸ قانون کار مقرر می دارد: «کارفرمایان مشمول این قانون مکلفند براساس قانون تأمین اجتماعی نسبت به بیمه نمودن کارگران واحد خود اقدام نمایند».
همان گونه که در مباحث قبل بیان گردید قوانین و مقررات مربوط به کار و تأمین اجتماعی در زمره قوانین امری است و تخطی از آن بر هیچ یک از مشمولین قانون جایز نیست. الزامی که درخصوص کارفرمایان مشمول قانون کار در ماده مذکور مقرر گردیده است مربوط به الزام کارفرما به بیمه نمودن کارگران خود نزد سازمان تأمین اجتماعی است، در این الزام اطراف قضیه که عبارتند از: کارفرما، کارگر، دولت و سازمان تأمین اجتماعی، همگی مکلف به اجرای قانون هستند. یعنی کارفرما مکلف است لیست بیمه ای کارگر را به سازمان تأمین اجتماعی ارائه نماید. کارگر حق ندارد از پذیرش بیمه خودداری کند و دولت می باید سهم حق بیمه خود را از بابت کارگر به سازمان تأمین اجتماعی بپردازد و در نهایت سازمان تأمین اجتماعی نیز ملزم به پذیرش لیست بیمه ای و احتساب سوابق بیمه ای کارگر بوده و مکلف است بر مبنای سوابق مذکور و مطابق قانون نسبت به ارائه تعهدات قانونی خود به شخص بیمه شده اقدام نماید.
نکته دیگری که در این ماده حائز اهمیت است این است که کارفرمایان مشمول قانون کار صرفاً می باید حق بیمه کارگران خود را به صندوق تأمین اجتماعی واریز نمایند و حق ندارند کارگران خود را نزد سایر صندوق ها بیمه کنند.
قانون کار ضمانت اجرای عدم ارسال لیست بیمه ای کارگران و بیمه نکردن ایشان نزد سازمان تأمین اجتماعی را در ماده ۱۸۳ اینچنین بیان نموده است: «کارفرمایانی که برخلاف مفاد ماده ۱۴۸ این قانون از بیمه نمودن کارگران خود خودداری نمایند علاوه بر تأدیه کلیه حقوق متعلق به کارگر (سهم کارفرما) با توجه به شرایط و امکانات خاطی و مراتب جرم به جریمه نقدی معادل دو تا ده برابر حق بیمه مربوط محکوم خواهند شد».
با تمهید چنین ضمانت اجرایی مقنن سعی در الزام و اجبار کارفرمایان مشمول قانون کار به بیمه اجباری کارگران نموده و در حقیقت نوعی ضمانت اجرای کیفری برای کارفرمای خاطی در نظر گرفته است.[۷۱]

مبحث دوم: الزام کلیه کارفرمایان به بیمه نمودن کارکنان خود نزد سازمان تأمین اجتماعی

علاوه بر الزام مقرر در ماده ۱۴۸ قانون کار که در مبحث قبل بیان شد،کارفرمایان کلیه کارگاه ها ملزم به بیمه نمودن کارکنان خود می باشند. بیمه تأمین اجتماعی امری الزامی و اجباری است بدین جهت پس از اینکه مقنن در قانون خاص (قانون کار) کلیه کارگران را مشمول بیمه اجباری دانسته است، مجدداً در قانون تأمین اجتماعی که یک قانون عام بیمه ای محسوب می گردد و بر کلیه کارفرمایان و کارگاه ها اعم از اینکه در شمول قانون کار باشند و یا خارج از آن قانون قرار گیرند حاکم است و کارفرمایان کارگاه ها اعم از اینکه مشمول قانون کار باشند یا نباشند را مکلف به بیمه نمودن کارکنان خود نموده است، البته مشروط بر اینکه حمایت بیمه ای دیگری نداشته باشند. این حکم در بند (الف) ماده ۴ قانون تأمین اجتماعی اینگونه بیان شده است که: «مشمولین این قانون عبارتند از: افرادی که به هر عنوان در مقابل دریافت مزد و حقوق کار می کنند …».
بنابراین تمامی کسانی که واجد وصف مزد و حقوق بگیر می باشند و مسلماً دارای کارفرما هستند در زمره بیمهشدگان اجباری قانون تأمین اجتماعی قرار می گیرند و کارفرما مکلف است لیست بیمه ایشان را به سازمان تأمین اجتماعی ارائه نماید. البته در سایر مفاد ماده ۴ قانون تأمین اجتماعی، قانون گذار کارکنانی را که از حمایت های بیمهای تأمین اجتماعی خاصی برخوردار هستند، از شمول قانون تأمین اجتماعی مستثنی می داند. برای مثال: کارمندان دولت، افزارمندان ارتش، نیروهای مسلح و… که دارای بیمه اجتماعی خاص می باشند از شمول مقررات قانون تأمین اجتماعی خارج هستند. ظاهراً در زمان تدوین قانون تأمین اجتماعی (سال ۱۳۵۴) بیمه تأمین اجتماعی برخی از کارکنان کامل نبوده است و بدین جهت لازم گردیده که مقنن در ماده ۴ این قانون تأکید نماید که آن دسته از کارکنان دولت که دارای حمایت های کامل بیمه تأمین اجتماعی نباشند، در قسمتی که فاقد حمایت لازم می باشند از حمایت های مقرر در قانون تأمین اجتماعی بهره مند می گردد. در هر صورت هدف حمایت اجتماعی کامل از کارکنان و مزد و حقوق بگیران بوده است.[۷۲]

مبحث سوم: نحوه اقدام کارفرمایان درخصوص اعلام اشتغال بیمه شده و ارائه لیست بیمه‌ای کارکنان خود به سازمان تأمین اجتماعی

قانونگذار پس از اینکه تکلیف و الزام کارفرمایان به بیمه نمودن کارکنان خود را به ترتیبی که در مبحث پیشین بیان شد، مقرر نموده است؛ ساز وکار و نحوه این اقدام را نیز توسط قوانین و مقررات مختلف روشن کرده است. در این مبحث، نحوه اقدام کارفرمایان درخصوص اعلام اشتغال کارگر و خروج وی از کارگاه؛ نحوه تنظیم لیست حقوق و مزد و ارسال آن و همچنین مهلت ارسال لیست مزد و حقوق در پرتو قوانین و مقررات به بحث گذارده شده است.

گفتار اول: اعلام اشتغال کارگر و اعلام خروج وی از کارگاه

همانگونه که در مباحث بعدی خواهد آمد یکی از وظایف اصلی کارفرما در بیمه نمودن کارگران کارگاه، ارسال لیست مزد یا حقوق کارگران شاغل در کارگاه می‌باشد. این امر مستلزم شناسایی کامل کارگاه و کارگران شاغل در کارگاه و تعیین شماره مخصوص کارگاه و بیمه شدگان است؛ بر این اساس کارفرمایان کارگاه هایی که در زمان تصویب قانون تأمین اجتماعی دائر و مشغول فعالیت بوده‌اند پس از تصویب قانون می‌بایست حداکثر ظرف پانزده روز به شعب سازمان مراجعه و با بهره گرفتن از فرم‌های چاپی که در اختیار آنها قرار می گیرد مشخصات کارگاه و کارگران خود را تکمیل و تسلیم شعب نمایند تا شعبه مربوط نسبت تعیین شماره کارگاه و همچنین شماره بیمه کارگران اقدام نماید. همچنین کارفرمایان کارگاههایی که بعد از تصویب قانون تأمین اجتماعی دایر شده و یا کارگاه به آنها منتقل شده است، می‌بایست ظرف پانزده روز از تاریخ تأسیس کارگاه یا انتقال کارگاه به شعب سازمان جهت دریافت شماره مخصوص کارگاه و همچنین شماره بیمه کارگران مراجعه نمایند و در صورتی که این قبیل کارفرمایان که مشمول قانون تأمین اجتماعی می‌باشند، کارگر جدید استخدام نمایند باید حداکثر ظرف ۱۵ روز از تاریخ استخدام برای نام نویسی و دریافت شماره انفرادی کارگر جدید خود اقدام نمایند. چنانچه بیمه شده در اثناء قرارداد کار بنا به دلایلی ترک کار نماید یا مدت خدمت وی در محل کارگاه به پایان برسد، کارفرما مکلف است ظرف یک هفته موضوع را کتباً به شعبه مربوط سازمان اعلام نموده و در زمان تنظیم و ارسال صورت مزد یا حقوق نیز، موضوع ترک کار یا پایان خدمت بیمه شده را با ذکر تاریخ در ستون ملاحظات مقابل ردیف مربوط به بیمه‌شده در لیست مزد یا حقوق قید نماید.
چنانچه بیمه شده شاغل در کارگاه دچار بیماری یا حادثه (ناشی از کار و غیرناشی از کار) شده و امکان حضور در محل کارگاه را نداشته باشد، کارفرما مکلف است موضوع بیماری بیمه شده و ایام بیماری را با ذکر تاریخ در ستون ملاحظات صورت مزد ارسالی تعیین و اعلام دارد. این امر مطابق مواد ۱۳ و ۱۴ مقاوله نامه شماره ۱۷۴ سازمان بین المللی کار نیز بر عهده کارفرما قرار داده شده است.[۷۳] انجام تکلیف مزبور از این جهت حائز اهمیت است که اولاً، چون مادامی که ترک کار یا پایان خدمت بیمه شده به شعب سازمان اعلام نشده باشد فرد شاغل فرض شده و براساس آن کارفرما مکلف به پرداخت حق‌بیمه مربوط می‌باشد و وقتی که کارفرما بیماری بیمه شده را به اطلاع سازمان می‌رساند، اعلام بیماری به منزله عدم اشتغال بیمه شده و به تبع آن عدم الزام کارفرما در پرداخت حق بیمه مربوط می‌باشد. ثانیاً، اعلام بیماری بیمه شده در ارائه حمایت‌های درمانی و بیمه‌ای به بیمه شده نیز موثر می‌باشد؛ بدین توضیح که یکی از الزامات و تکالیفی که بر عهده سازمان تأمین‌اجتماعی قرار گرفته این است که چنانچه بیمه شده دچار بیماری یا حادثه شده و توانایی اشتغال به کار را به طور موقت از دست بدهد و این امر مورد گواهی پزشکان (مورد اعتماد سازمان) قرار گیرد، سازمان تأمین اجتماعی علاوه بر اینکه خدمات درمانی مربوط را ارائه می کند، مکلف است مادامی که بیمه شده توانایی اشتغال به کار را به دست نیاورده است، یعنی تا پایان مدت استراحت پزشکی که مورد تأیید قرار گرفته است، به بیمه شده مبلغی را به عنوان غرامت دستمزد پرداخت ‌نماید این مبلغ جایگزین مزد یا حقوقی می‌شود که بیمه شده در ایام بیماری از دریافت آن محروم شده است.
مزیت دیگری که اعلام بیماری بیمه شده به شعب سازمان تأمین اجتماعی برای کارفرما و کارگر به همراه دارد این است که کافرما در این ایام تکلیفی به پرداخت حقوق و مزایای مقرر در قانون کار و حق بیمه سهم خود و کارگر ندارد ضمن اینکه این ایام جزء سوابق پرداخت حق بیمه کارگر محسوب می‌شود.[۷۴]

گفتار دوم: تنظیم لیست حقوق و مزد و ارسال آن

یکی دیگر از تکالیفی که قانونگذار در راستای بیمه نمودن کارگران شاغل در کارگاه به عهده کارفرما قرار داده این است که کارفرما می‌بایست لیست مزد و حقوق ماهانه کارگران شاغل در کارگاه را مطابق ضوابط مقرر در آیین نامه طرز تنظیم صورت مزد و حقوق مصوب ۱۹/۱۲/۵۴ شورای عالی تأمین اجتماعی، تنظیم و به شعبه سازمان مستقر در محل کارگاه تحویل نماید. در همین راستا ماده ۲ آیین نامه مذکور مقرر می‌دارد: «کلیه کارفرمایانی که کارگر یا کارمند مشمول قانون تأمین‌اجتماعی در استخدام یا در اختیار دارند صرفنظر از نوع قرارداد کار و ترتیب استخدام و نحوه پرداخت مزد یا حقوق، موظفند صورت مزد و حقوق، فوق العاده شغل و مزایای کارکنان خود را تنظیم و به واحدهای مربوط سازمان ارسال نمایند.» با نگاهی به حکم مندرج در ماده مذکور نکاتی قابل ملاحظه می‌باشد. اول اینکه کارفرما مکلف است اسامی کلیه کسانی که در محل کارگاه اشتغال دارند اعم از اینکه نوع همکاری آنها استخدامی و یا قراردادی باشد و صرفنظر از اینکه نوع قرارداد مزبور تمام وقت یا پاره وقت باشد را در لیست حق بیمه درج نماید. با این اقدام از یک طرف کارفرما نسبت به اعلام کارگرانی که در همان ماه در محل کارگاه شاغل بوده‌اند، اقدام می کند و از طرف دیگر سازمان کارگران مشمول تأمین اجتماعی را در محل کارگاه مزبور شناسایی نموده و نسبت به احتساب سوابق بیمه‌ای این قبیل افراد و متعاقباً ارائه خدمات درمانی و حمایت های بیمه‌ای به آنان اقدام نماید. البته چنانچه کارفرما انجام کار را به پیمانکار یا مقاطعه کار واگذار نماید و پیمانکار موضوع قرارداد را با به کارگیری کارگر به انجام رساند، تکلیف مزبور یعنی تنظیم و ارسال لیست مزد و حقوق به عهده پیمانکار بوده و پیمانکار در مقابل سازمان مسؤولیت دارد. چنانچه کارفرما انجام کار را به پیمانکار واگذار نموده و پیمانکار بدون استفاده از کارگر، کار را شخصاً انجام دهد بواسطه اینکه این نوع رابطه مشمول مقررات تأمین اجتماعی نمی‌باشد نه کارفرما و نه پیمانکار الزامی به تنظیم ارسال لیست ندارد.
نکته قابل ذکر اینکه چنانچه کارفرما افرادی که بازنشسته صندوق تأمین اجتماعی یا سایر صندوقهای بیمه‌ای نظیر بازنشستگی کشوری می‌باشند را به عنوان کارگر در محل کارگاه به کار گیرد، از آنجایی که سازمان تأمین اجتماعی دریافتی‌های این قبیل افراد را مشمول کسر حق بیمه نمی‌داند، کارفرما می‌بایست ضمن درج نام این افراد در لیست حق بیمه بازنشسته بودن آنها را نیز در لیست درج نموده و تصویری از حکم بازنشستگی را ضمیمه لیست نماید.
در صورتی که کارگر شاغل در کارگاه به واسطه بیماری یا حادثه در استراحت پزشکی بسر می‌برد، کارفرما می‌بایست علاوه بر درج نام کارگر در لیست شاغلین در کارگاه، مقابل نام وی در ستون ملاحظات لیست، ایام بیماری را با ذکر تاریخ درج نماید البته از آنجایی که کارفرما تکلیفی بر پرداخت حقوق و مزایای کارگر در این قبیل موارد ندارد و به تبع آن تکلیفی برای پرداخت حق بیمه کارگر ندارد اعلام مزبور صرفاً از جهت استفاده کارگر از خدمات تأمین اجتماعی و احتساب سوابق وی می‌باشد. همچنین در صورتی که کارفرما دارای کارگاه های متعدد باشد می‌بایست صورت مزد بیمه‌شدگان مربوط به هر کارگاه را جداگانه تنظیم و به واحد مربوط ارسال دارد.
حکم دیگری که در ماده ۲ آیین نامه مقرر گردیده این است که کارفرما می‌بایست میزان مزد و حقوق و فوق‌العاده‌هایی که مطابق قانون به کارگر پرداخت می کند را در لیست حق بیمه درج نماید اهمیت انجام تکلیف مزبور از این جهت می‌باشد که مطابق ماده ۲۸ قانون تأمین اجتماعی، مزد یا حقوقی که کارفرما به کارگر پرداخت می‌کند، مبنای محاسبه حق بیمه و کسر آن می‌باشد و سازمان تأمین اجتماعی بر مبنای لیست ارسالی کارفرما میزان حق بیمه را تعیین و وصول خواهد نمود؛ مگر اینکه خلاف واقع بودن لیست مزبور احراز گردد که در این صورت لیست مزبور ملاک عمل سازمان نمی‌باشد. اما آنچه که در این خصوص مطرح می‌شود این است که مزد یا حقوق شامل چه پرداخت هایی می‌شود و کارفرما کدام یک از پرداختیها را می‌بایست در لیست درج نماید. بند ۵ ماده ۲ قانون تأمین اجتماعی در تعریف مزد یا حقوق مقرر داشته «مزد یا حقوق یا کارمزد در این قانون شامل هرگونه وجوه و مزایای نقدی یا غیرنقدی مستمر است که در مقابل کار به بیمه شده داده می‌شود» بدین ترتیب ملاحظه می‌گردد کلیه وجوه و مزایای نقدی و غیرنقدی که کارفرما به طور مستمر به کارگر پرداخت می‌کند، داخل در مفهوم مزد یا حقوق بوده که ملاک محاسبه و کسر حق بیمه قرار می‌گیرند. بنابراین کارفرما جهت تعیین میزان حق بیمه می‌بایست این وجوه را در لیست حق بیمه درج نماید. البته ازآنجایی که کمک هزینه عائله مندی و پرداختهای غیرمستمر کارفرما از قبیل هزینه سفر، هزینه ایاب و ذهاب و… مشمول کسر حق بیمه قرار نمی‌گیرند، کارفرما تکلیفی به درج این وجوه در لیست حق بیمه ندارد.[۷۵]

گفتار سوم: مهلت ارسال لیست مزد و حقوق

کارفرمایان کارگاه‌ها مکلفند پس از تنظیم لیست حقوق و مزد، آن را به امضاءکارگران شاغل در کارگاه رسانده و لیست حقوق و مزد هر ماه را تا آخرین روز ماه بعد به شعب مربوط ارسال نمایند. در قرارداد پیمانکاری نیز پیمانکار موظف است لیست (صورت مزد و حقوق) کارکنان شاغل در دوره اجرای قرارداد (از تاریخ شروع عملیات قرارداد تا تاریخ خاتمه یا تحویل موقت قرارداد) را همه ماهه تا آخرین روز ماه بعد به سازمان تأمین اجتماعی ارسال نماید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:33:00 ق.ظ ]




اهمیت و ضرورت خاص این تحقیق که آن را در شکل کنونی اش مطرح می سازد، ،مطالعه انتقادی زبان به منظور کشف و آشکار کردن گفتمانهای حاکم بر متون ادبی است. گفتمانهایی که به گفته فرکلاف(۱۳۷۹) توسط ساختار های اجتماعی تعیین می شود ودر حیات و تدوام این ساختار ها نقش دارند.
-۱-۴-پرسش های پژوهش :
در این رساله پرسش های زیر مد نظر بوده اند:
آیا بین نثر داستانی داستان نویسان زن ومرد ، از نظر به کارگیری دشواژه ها[۱۲] تفاوتی مشاهده می شود و اگر آری این تفاوت با توجه به جنسیت نویسندگان چگونه است؟
آیا بین نثر داستانی داستان نویسان زن ومردا ز نظر خلق و ایجاد واژگان جدید(قاعده کاهی واژگانی) تفاوتی مشاهده می شود و اگر آری این تفاوت با توجه به جنسیت نویسندگان چگونه است ؟
۳- آیا بین نثر داستانی ،داستان نویسان زن و مرد از نظر استفاده از واژگان قدیمی (قاعده کاهی زمانی) تفاوتی مشاهده می شود و اگر آری این تفاوت با توجه به جنسیت نویسندگان چگونه است ؟
۴-آیا بین نثر داستانی ،داستان نویسان زن ومرد ا ز نظر نقض قواعد نحوی زبان تفاوتی مشاهده می شود و اگر آری این تفاوت با توجه به جنسیت نویسندگان چگونه است ؟
۵-آیا بین نثر داستانی ،داستان نویسان زن ومرد از نظر استفاده از ساخت یا گویشی خارج از زبان معیار (قاعده کاهی گویشی )تفاوتی مشاهده می شود و اگر آری این تفاوت با توجه به جنسیت نویسندگان چگونه است؟
۱-۵-روش تحقیق:
در دسته بندی عام روش های مطالعه در انسان شناسی به دو دسته روش های میدانی و کتابخانه ای ، روش تحقیق این مطالعه در دسته روش های تحقیق اسنادی یا کتابخانه ای جای می گیرد ولی از این طبقه بندی عام که بگذریم روش تحقیق این رساله تحلیل انتقادی گفتمان است .این پژوهش با بهره گرفتن از این روش و در سه مرحله انجام گرفته است :
-۱-۶استخراج گویه ها[۱۳] :
در این مرحله گویه هایی که بتوانند بازنمای تفاوت گفتمانهای زنانه و مردانه در نثر ادبیات داستانی معاصر باشد ،گردآوری و تنظیم شدند.این گویه ها با سویه زبان شناسی اجتماعی و اغلب از گویه هایی که نزد فرمالیستها به عنوان برجسته سازی(معیار ادبیت یک متن) دانسته می شوند ،برگزیده شدند.
- گرد آوری و تلخیص داده ها :
در این مرحله متون منتخب برای استخراج گویه های مورد نظر چند باره خوانی شدند . در این مرحله داده های مورد نظر در جداولی خلاصه و فهرست شدند.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
-تحلیل و نتیجه گیر داده ها :
در این مرحله داده های استخراج شده با توجه به بنیاد های نظری رساله که مفصلا در بخش نظریه ها و شرح روش تحلیل گفتمان آمده اند، تحلیل شدند .
۱-۷-اهداف تحقیق:
این رساله می کوشد تا چگونگی به کارگیری عنصر زبان را با توجه به جنسیت نویسندگان درنثر دونسل از داستان نویسان معاصر ایران بررسی کند و از این رهگذر به این شناخت نائل شود که شیوه متفاوتی که زنان و مردان در استفاده از زبان(نثر داستانی) دارند چگونه متحول شده است .این رساله اهداف جزئی تر زیر را برای خود قائل شده است :
-بررسی و مقایسه نثر نویسندگان زن و مرد از منظر کاربردصنایع بدیع لفظی (قاعده کاهی یا هنجارگریزی در جهت ادبی کردن متن)
- بررسی و مقایسه نثر نویسندگان زن و مرد ازمنظرکاربرد دشواژه ها و ضرب المثل ها
۱-۸مروری بر تحقیقات پیشین :
موضوع این رساله نه در چارچوب انسان شناسی یا جامعه شناسی ادبیات که در حوزه زبان شناسی اجتماعی و زبان شناسی انسان شناسی قابل طرح است .در این رساله ادبیات به عنوان جایگاهی برای تجلی زبان در نظر گرفته می شود وبا وارد کردن متغیر جنسیت ، به تحلیل و بررسی آن پرداخته می شود . رویکردی که با افزایش تحقیقات انسان شناسان و ارائه داده هایی در باره زبانهای اقوام و گروه های مختلف ایجاد شد و در آن عوامل اجتماعی چون جنسیت ،طبقه ،قومیت ،مذهب و ….بر چگونگی استفاده از زبان موثر دانسته می شوند. این رویکرد به شکل گیری رشته زبان شناسی اجتماعی منجر شد ، در این رشته کارهای پژوهشی و ر ساله های دانشگاهی زیادی به مساله زبان و جنسیت اختصاص یافت.در بین این تحقیقات ، دو رویکرد متفاوت قابل تشخیص است. دسته اول تحقیقاتی هستند که نسبت به مساله زبان جنسیت رویکردی توصیفی دارند .در این رساله ها اغلب با رویکردی تجربی به جمع آوری و سپس تحلیل زبانی که از سوی زنان و مردان به کا رگرفته می شود ،پرداخته شده و تفاوت های بین شیوه به کارگیری زبان از سوی دو جنس با توجه به بافت اجتماعی تبیین می شود. از بین این رساله ها می توان نمونه های فارسی و غیر فارسی زیادی را بر شمرد که از میان این تعداد زیاد، به ذکر نمونه های برجسته آن اکتفا می شود:
پیتر ترادگیل(۱۹۸۳) در کتاب مقدمات زبان شناسی اجتماعی ، ربین لیکاف (۱۹۷۵)در کتاب زبان و جایگاه زنان ، هودسون(۱۹۹۰) در کتاب زبان شناسی اجتماعی[۱۴] ولارنس ترسک درکتاب مقدمات زبان شناسی (۱۹۸۳) به مساله زبان و جنسیت می پردازند و با تحقیقات گسترده تجربی تفاوت زبان زنان ومردان را استخراج کرده اند. نتیجه این تحقیقات اغلب این است که شیوه ای که زنان و مردان زبان را به کارمی گیرند، به شدت متاثر از جایگاه اجتماعی ایشان است و جایگاه فروتر زنان ،ایشان را به سمت به کارگیری شکل خاصی از صورتهای نحوی و واژگانی زبان سوق داده است . ازنمونه های ایرانی این تحقیقات می توان به موارد زیر اشاره کرد :
۱)-جان نژاد ،محسن (۱۳۸۰)، پژوهش زبان شناسی اجتماعی ؛ دانشکده ادبیات و علوم انسانی ،گروه زبان شناسی همگانی . کار جان نژاد در حیطه زبانشناختی اجتماعی به بررسی تفاوتهای زبانی میان گویشوران مرد و زن ایرانی درتعامل مکالمه ای می پردازد. جان نژاد در این کار با استفاد آنچه در این رساله از آن با نام رویکرد توصیفی نسبت به زبان نام می برد ،تفاوت های زنان و مردان ایرانی در کاربردواژگان ،قواعد نحوی و…را بررسی می کند.
-۲)جابر ،مریم ، (۱۳۸۱)بررسی مبالغه و رابطه آن با جنسیت در نوشتار فارسی و انگلیسی ؛ گروه زبان شناسی، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی .
خانم جابر در این رساله ۱۸۰۰ جمله از ۱۴۹ متن غیرعلمی را انتخاب کرده تا به آزمون این فرضیه دست بزند که آیا زنان مبالغه آمیز تر از مردان می نویسند ؟نتایج تحقیقات فرضیه مورد نظر را به این صورت تایید کرده که زنان در هر دو زبان فارسی و انگلیسی مبالغه آمیز تر از مردان هم زبان خویش می نویسند.
۳)-عبدالحسین برزگر آق قلعه (۱۳۷۸)، جنسیت و تفاوت واژگان درفارسی معیار به کار رفته در ادبیات داستانی معاصر ، گروه زبان شناسی همگانی ،دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران .آق قلعه در این کاردو اثر از سیمین دانشور و امین فقیری را مقایسه کرده و به این نتیجه رسیده است که زبان دانشور زبانی نزدیک به زبان معیار و زبان فقیری زبانی پر از اصطلاحات عامیانه (مردانه )است .
۴)-اصلانی محمدرضا(۱۳۸۳)،تعامل زبان و جنسیت و کارکردهای آن درادبیات داستانی معاصر فارسی،گروه زبان شناسی و زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور مرکز تهران.
اصلانی در رساله اش چهار اثر داستانی از چهار نویسنده(دو زن و مرد )انتخاب می کند و با بهره گرفتن از فن تحلیل محتوا به بررسی تفاوتهای گفتاری شخصیت ها ی داستانها می پردازد و به این نتیجه می رسد که بین جنسیت نویسندگان و جنسیت راویان داستان و بین جنسیت نویسندگان و جنسیت شخصیت اصلی داستان تشابهی وجود ندارد و در حیطه واژگانی ایده کلی گفتار گونه زبانی زنان از مردان محدود تر است .تعداد دشواژه های زنان و مردان برابر است و گونه زبانی زنان مودبانه تر از مردان نیست . این رساله از این جهت که چندی از فرضیه های رایج نابرابری زبانی به نفع مردان را تایید نکرده است ، قابل تامل است .
اما دسته دوم پژوهش هایی هستند که نسبت به مساله زبان و جنسیت رویکردی نه توصیفی که رویکردی انتقادی دارند ،در این متون زبان امری ایدئولوگ در نظر گرفته می شود که ایدئولوژی مرد سالاری را در خود پنهان دارد و تنها با رویکردی انتقادی می توان این ویژگی را آشکار کرد .بیشتر تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده اند ،از رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان استفاده کرده اند،از این موارد می توان به نمونه های زیر اشاره کرد :
-۴)رویگریان ،شیوا (۱۳۷۸)سخن همدلانه و رقابت جویانه در ادبیات زنان پس از انقلاب ، گروه زبان شناسی همگانی ،دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران. این رساله بر آن است که با ابزار نقد زبان شناختی (تحلیل کلام )و با بهره جویی از نظرات فاولر و فرکلاف نشان دهد که زبان متن های نویسندگان زن آمیزه ای از دیسکورس های مختلف لیکن عمدتا زبانی همدلانه است که به اقتضای شرایط مبارزه جویانه می شود. همچنین نشان داده می شود که چگونه بعضی از این متون به رغم همنوایی شان با ایدئولوژی مردسالار با سلطه این ایدئولوژی به مبارزه بر می خیزند.
-۵) علوی، فاطمه(۱۳۸۱)، بررسی دیدگاه روایی در سه داستان کوتاه صادق چوبک رویکرد تحلیل کلام انتقادی دانشگاه تهران ,دانشکده دانشکده ادبیات و علوم انسانی , گروه زبانشناسی همگانی ,رشته زبانشناسی همگانی کارشناسی ارشد،علوی در رساله خود با بهره گرفتن از روش تحلیل گفتمان سه اثر ادبی را مورد بررسی قرار می دهد و زبان روای (صادق چوبک)را در سه اثروی بررسی و مقایسه و برسی می کند.
-۶)شایسته پیران (۱۳۷۵)،نگاهی به سخن کاوی و تحلیل مکالمه ، گروه زبان شناسی همگانی ،دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ،خانم شایسته پیران در رساله خود با بهره گرفتن از روش تحلیل گفتمان و تحلیل مکالمه به بررسی زبان شناختی دست زده است . کار ایشان در حوزه توضیحات روشن و دقیق نظری و اجرای اصولی روش تحلیل گفتمان و تحلیل مکالمه حائز توجه است .
۱-۹تعریف برخی مفاهیم بنیادی:
تحلیل انتقادی گفتمان :
تحلیل گفتمان ،گونه ای از تحلیل زبان است که زبان را فراتر از بررسی واژه و جمله می داند و برای بررسی یک قطعه زبانی ،آن را در کلیت خود و در ارتباط با بافتی که در آن خلق شده است قرار می دهد . در این حالت به شدت بر رابطه زبان و متن اجتماعی که در آن تولید شده و این مساله که زبان برای کدامین کاربرد به کار گرفته شده است تاکید می شود. یول و براون) ۱۹۸۳( در توضیح این نکته می گویند :«تحلیل گفتمان ،تجزیه و تحلیل زبان در کاربرد آن است ؛در این صورت نمی تواند منحصر به صورتهای زبانی مستقل از اهداف و کارکردهایی باشد که این صورتها برای پرداختن به امور انسانی به وجود آمده اند.» تحلیل گفتمان تنها شامل درک روابط نحوی ساختاری زمینه ی متن [۱۵]نیست .بلکه فراتر از آن به عوامل بیرون از متن ،یعنی بافت موقعیتی [۱۶]فرهنگی ؛اجتماعی و….نیزمی پردازد. درواقع با شناخت رابطه جمله ها با یکدیگر و نگریستن به کل آنها نظمی که نتیجه این روابط است،آشکار می شود. اما تحلیل گفتمان ازجایی آغاز می شود که محقق این فرضیه بنیادی را می پذیرد که زبان امری ایدئولوگ است و بنا به اقتضای ذاتی خود می کوشد که ایدئوژی را پنهان کرده و به صورت امری طبیعی جلوه دهد ، کار تحلیل انتقادی گفتمان این است که نظم یا ایدئولوژی پنهانی که در پس ساختار های متن است را کشف کند و نشان دهد که آنچه که در زبان به عنوان امور بدیهی و یا طبیعی پذیرفته شده اند ،همگی ایدئولوژی عامتر پنهان در بافت اجتماع را باز تولید می کنند.
گونه زبانی :[۱۷]
این اصطلاح در جامعه شناسی زبان و سبک شناسی درباره هر نوع نظام بیان زبانی است که استفاده ازآن با شاخص های زبانی تعیین می شود .در برخی موارد شاخص های زبانی ممکن است به آسانی در گونه های شغلی و جغرافیایی جای بگیرند در مورادی دیگر گونه ها ی زبانی از شاخص های متعددی چون جنسیت ،سن و شغل تعیین می شوند. (کریستال ۱۹۹۲:۳۷۰)گونه زبانی زنان بیشتر ازسوی زنان استفاده می شود و گونه زبانی مردان بیشتر از سوی مردان.
گونه زبانی معیار:
در جامعه شناسی زبان به آن گونه معتبر زبانی گفته می شود که در هر جامعه زبانی ورای تفاوت های منطقه ای است و به عنوان وسیله ارتباطی واحد در رسانه های گروهی و در تدریس زبان به خارجیان به کار می رود. (کریستال ۱۹۹۲:۳۲۵). مدرسی (۱۳۶۸:۲۳۱)زبان معیار را گونه معتبری از زبان تعریف می کند که بیشتر به وسیله گویندگان تحصیل کرده ای که در شهرهای فرهنگی و سیاسی یک کشور زندگی می کنند به کار گرفته می شود.این گونه زبانی بالاترین شان و منزلت را در جامعه دارد و می تواند نشانه تحصیلات بالا ،طبقه اجتماعی بالاتر و منزلت اجتماعی افزونتری باشد .
برجسته سازی :
فرمالیستهایی چون اشکلوفسکی[۱۸] ،موکاروفسکی[۱۹] و هاروانک [۲۰]بر این عقیده اند که در زبان دو فرایند زبانی خودکاری[۲۱] و برجسته سازی[۲۲] از یکدیگر قابل تشخیص هستند . هاروانک(۱۹۳۲) می گوید، فرایند خودکاری، زبان را به قصد اطلاع رسانی و برای بیان موضوعی به کار می برد، بدون اینکه شیوه بیان جلب نظر کند و یا مورد توجه اصلی قرار گیرد. ولی برجسته سازی به کارگیری عناصر زبان است ،به گونه ا ی که شیوه بیان جلب نظر کند،غیر متعارف باشد و در مقابل فرایند خودکاری زبان ،غیر خودکاری باشد .خودکاری در گفتگوها ی معمولی و برجسته سازی در متون ادبی به کار گرفته می شود و در شعر به اوج می رسد . لیچ(۱۹۶۹) درباره زبان ادبی می گوید که از زبان کاربردی پیچیده تر است ، خود ارجاع است و از پیچیدگی بیشتری بر خورداست . وی فرایندی که در آن زبان ادبی (از زبان کاربردی ) متمایز می شود را فرایند برجسته سازی می نامد. در این فرایند قواعد یا معیارهای زبان هنجار به نفع ادبیت متن حذف و نادیده گرفته می شوند.لیچ دو اصل کلی ، قاعده کاهی و قاعده افزایی را دراین مورد عنوان کرده و برای هریک مواردی را بر می شمارد که در فصل روش شناسی به ذکر آنها پرداخته ام .
دشواژه :
دشواژه یا تابو امری است که ممنوعیت شدیدی درباره آن وجود دارد و جامعه بنا بر دلایل اعتقادی یا اخلاقی از به زبان آوردن نام آن ،لمس آن و… پرهیز می کند.امر تابویی به شیوه ای غیر عقلانی حرام و ممنوع است است و تنها در حالت خاصی می توان ازآن تابو زدایی کرده و به آن نزدیک شد. در زبان هرگونه اشاره صریح و یا مستقیم به واژه هایی تابویی ممنوع بوده و همراه با اعمال مجازات است.مک کارتی (۱۹۹۴) دشواژه ها را واژگانی می داند که قدرت تکان دهنده و توهین آمیزی دارند و در نوشته های چاپی ذکر نمی شوند.(ترادگیل ۱۳۷۶:۳۸)
گرچه الزاما همه واژگان تابویی توهین آمیز نیستند ولی از اشاره مستقیم به آنها پرهیز می شود . مثلا به کارگیری واژه کانسر[۲۳] به جای سرطان که حالت تابویی دارد و یا معادل های متفاوت دستشویی رفتن،توالت رفتن ،قضای حاجت و…
فصل دوم :تاریخچه
۲-۱تاریخچه مفاهیم :
در این بخش بر آنم که ضمن ارائه تاریخچه ای ازمفاهیم مورد استفاده در این رساله تعریف خاصی ازآنها که در این رساله موردنظر هستند را به شیوه ای روشن بیان کنم.
الف) تحول نثر فارسی،شکل گیری ادبیات جدیدفارسی
مقدمات اولین تحولات نثر فارسی به سال های قبل از انقلاب مشروطه بر می گردد.مجموعه تحولاتی که در اوضاع اجتماعی ایران و متاثر از اوضاع سیاسی و اجتماعی جهان رخ داده بود،نیاز به تغییر در همه ابعاد زندگی ایرانیان را آشکار کرد.
ایران قرن نوزدهم ،هرچند دیر و با تاخیر کم کم به این باور می رسید که دنیا تغییر کرده است و شیوه کهنه و قدیمی حکومت ،زندگی ،اندیشدن و… دیگر چندان در این دنیای جدید به کار نمی آید. اولین واکنش های ایراینان نسبت به درک اختلاف خود با غرب یا آنچه که نخستین اندیشه های بیداری ایرانیان نامیده اند،شامل اقدامات اصلاح گران آن زمان نظیر عباس میرزا ،امیر کبیر و… مانند واردکردن ماشین چاپ توسط عباس میرزا ،تاسیس دارالفنون ،انتشار روزنامه و… توسط امیر کبیر ،همگی به نوعی نیاز های جدیدی را در استفاده از زبان مطرح کردند و در جهت تغییر نثر فارسی موثر بودند.
نثر درباری دشوار،اغراق شده ،پر از اصطلاحات ،تاکیدا ت ،معادلها و.. ناتوان از پاسخ دادن به نیازها ی جدید؛ ناگزیر تغییر یافت،این تغییر نمی توانست درحداصلاحات باقی بماند ، چرا که پیش از آن اصلاحات و تغییراتی توسط اشخاصی چون قائم مقام فراهانی ،ادیب الممالک فراهانی ،ذکاء الملک ،اعتماد ا لسلطنه ،سپهر و… رخ داده بود ،این اصطلاحات گرچه ،گرایش به سادگی داشت ،اما با رواج زبانهای اروپایی و دانش نوین این قابل دوام نبود و کسی به آن تاسی نکرد (آرین پور ۱۳۷۵:۲۲۷.).درنتیجه تغییر در نثر فارسی بسی گسترده تر باید رخ می داد. با تاسیس دارالفنون و نیاز به ترجمه متون درسی، حجم زیادی از متون خارجی به فارسی ترجمه شدند که به تبع نثر متون اصلی(ومحتوایشان ) نمی توانستند ،دشوار یا پیچیده باشند.علاوه بر این موضوع ، ورود ماشین چاپ و انتشار روزنانه نیز در تحول نثر فارسی نقش داشتند. زیرا روزنامه ها برا ی خوانده و فهیمده شدن توسط مردم عادی کوچه و بازار نوشته می شدند ونمی تواستند با زبانی دور از زبان ایشان نوشته شوند. مجموعه این تغیرات نثر فارسی را به سمت ساده نویسی سوق داد. تحول نثر فارسی به سمت ساده نویسی در جهات گوناگونی(نظیر تغییرژانر،تغییر سبک و…) خود را بروز داد.
پیدایش روزنامه ها که تاقبل از آن وجود نداشتند،سفرنامه ها ،داستانها و…. همگی هم محمل وهم منشا تغییر نثرفارسی بودند. تغییر نثر با تغییر فرم ؛شکل یا ژانر ادبی نیز همراه بود. اشکال سنتی ادبی مثل قصه یا حکایت کم کم با اشکال جدید تر نوشتن مثل داستان (بلند یا کوتاه )جایگزین شدند. آخوندزاده در این باره ، در نامه ای به میرزا آقاخان تبریزی می نویسد:«دور گلستان و زینت المجالس گذشته است .امروز این قبیل تصنیفات به کار نمی آید،امروز تصنیفی که متضمن فوائد ملت و مرغوب طبایع خوانندگان است ،فن دراما و رمان است .» (میرعابدینی۱۳۷۷:۱۷) میرزا آقا خان کرمانی نیز به لزوم پیدایش ادبیاتی جدید برای نیاز های جدید ایران اشاره می کند(همان). ادبیات جدید نه تنها در شکل که در محتوا نیز تغییر می کند و به ادبیاتی انتقادی تبدیل می شود.انتقاد از وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران در همه وجوه ادبی به چشم می خورد. این انتقاد نمی تواند از زبان و ادبیات کسانی استفاده کندکه ازآنها انتقاد می کند ، وجه انتقادی این نوشته ها بر شیوه و شکل آن نیز تاثیرگذار بوده است . ادبیات انتقادی نمی توانست پرده پوشانه یا اغراق آمیز باشد ، این ادبیات باید زبانی روشن ، واضح و ساده داشته باشد. روشنفکران آن دوره برای تضمین سلاست نثر و درنغلتدین نویسندگان جدید در دام کهنه نویسی در پی دانش جدیدی هستند. آخوند زاده این دانش جدید را با نام نقد ادبی به ایرانیان معرفی می کند که به تازگی در اروپا رواج یافته و آن را باعث ایجاد سلاست در نظم ونثر و دفع قصورات زبان می داند :
«انتقاد در یوروپا متداول است و فواید عظیم درآن مندرج؛این عمل را به اصطلاح فرانسه کرییتیک می نامند.نتیجه این عمل این است که رفته رفته نظم و نثر انشاء و تصنیف درزبان هر طایفه یوروپا سلاست به هم می رساند و از جمیع قصورات مبرا می گردد.مصنفان و شاعران از تکلیفات و ملزومات خود استحضار کلی می یابند. »(همان ص۲۵)
این ادبیات جدید که قرار بود به موضوعات جدید (انتقاداز وضع جدید یا آشنایی بادانشهای جدیداروپا )بپردازداغلب توسط کسانی خلق می شد که به نحوی با فضای بیرون از ایران آشنا شده بودند و به تفاوت و اختلاف بین ایران و اروپا پی برده بودند.اینان اغلب یا روشنفکران و تاجران مهاجرند(آخوندزاده ،طالبوف،مراغه ای) و یا تبیعدی های سیاسی (میرزا آقاخان کرمانی،میزرا حبیب اصفهانی ) ( میر عابدینی ۱۳۷۷:۱۹)
کم کم اشکال جدید ادبی مثل داستان ، نمایشنامه ،سفرنامه و رمان ظهور پیدا می کنند.اولین تلاش های جدی برای نوشتن آنچه که رمان می نامیم با سیاحتنامه ابراهیم بیک یا بلای تعصب او در سال ۱۲۷۴ شمسی آغاز شد.
حاج زین العابدین مراغه ای ، تاجری اهل استانبول این اثررا در سه جلد در سال های ۱۲۷۴.۱۲۸۵و۱۲۸۹ منتشر کرد. بعد از وی طالبوف تاجری اهل قفقاز مسالک ا لمحسنین و بعد کتاب احمد یا سفینه طالبی را منتشر کرد. این کتابها که همگی با محتوایی انتقادی و آموزشی ،و برای رهایی از وضعیت نابسامان و نادانی و پراکندگی ملت ایران نوشته شده اند؛ هنوز در ساده نویسی نثر به پای ساده نویسانی چون ملکم خان نمی رسند و کم و بیش گرفتار سنت های ادبی درست نوشتن هستند.
بعد از رمان های آغازین ،رمان های تاریخی و انتقاد اجتماعی متولد شدند.آزادی نسبی ا جتماعی و دموکراسی نیم بند بعد ازانقلاب مشروطیت در حکم هشداری بود به مردم ایران و توجه به پیشرفت های کشورهای دیگر و عقب ماندگی ایران . همین موضوع دستمایه ای شد برای به وجود آمدن رمان های تاریخی ….و بازگشت به گذشته و شکوه وسروری ایران باستان ، ی چون «شمس و طغرا »اثر محمد باقر میرزا خسروی ؛«عشق و سلطنت یا فتوحات کوروش کبیر » نوشته حسن بدیع و «دام گستران یا انتقام خواهان مزدک»اثر صنعتی زاده کرمانی در این بستر خلق شدند و به وجود آمدند ، در این رمان ها تاریخ استیلای مغولان بر ایران و عظمت ایران باستان روایت شده بود، به دنبال آن رمان های انتقاد اجتماعی به وجود آمدکه در آنها مسبب اوضاع و احوال آشفته ایران و عقب ماندگی کشور،زمامداران وقت دانسته می شدندو پیکان حمله مستقیما به سوی ایشان نشانه می رفت.رمان های چون «تهران مخوف »اثر مشفق کاظمی و «جنایات بشر»نوشته ربیع انصاری و «روزگار سیاه»نوشته عباس خلیلی از این دسته اند. (میر صادقی ۱۳۸۱ :۱۹) اولین نمونه ای این رمان ها در سال های ۱۳۰۰پدیدآمدند، سال هایی که با رونق شهر نشینی در ایران تیپ های جدید اجتماعی نظیر کارمندان ،دیوانسالاران و….در جامعه حضور پیدا کرده بودند .از بین گروه های جدید اجتماعی فواحش و کارمندان مشخص ترین تیپ های اجتماعی معرفی شده به وسیله این رمان ها هستند. (میرعابدینی ۱۳۷۷)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:32:00 ق.ظ ]




۵-۳-۱ پیشنهادهای اجرایی( حاصل از پژوهش)
۵-۳-۱-۱ پیشنهاد مربوط به فرضیه اصلی اول:: (فناوری اطلاعات بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر مثبت و معناداری دارد).
با کنترل، برنامه ریزی و هدایت شرکتهای پخش و توزیع میتوان بر چالشها غلبه کرده و راهی بسوی مدیریت زنجیره تامین باز نمود.
زنجیره تأمین تنها مرتبط با سازنده و تأمینکننده نیست، بلکه حمل و نقل، انبارها، خرده فروشیها و حتی خود مشتریان و اطلاعات مربوط به آنها را نیز در بر میگیرد. بر این اساس چابکی زنجیره تأمین وظیفه یکپارچه سازی واحدهای سازمانی در طول زنجیره تأمین و هماهنگ سازی جریان مواد، فناوری اطلاعات و مالی را به منظور برآوردن تقاضای مشتری و با هدف بهبود رقابت پذیری یک زنجیره تأمین کامل را باید بر عهده گیرد.
۵-۳-۱-۲ پیشنهاد مربوط به فرضیه اصلی دوم: (فناوری اطلاعات بر عملکرد شرکت تأثیر مثبت و معناداری دارد).
با تجزیه و تحلیل هر استراتژی مدیران میتوانند زمان مورد نیاز برای بررسی کل استراتژیها را بدست آورند و از دامهای تصمیمگیری شتاب زده جلوگیری کنند. در عمل، تمام شکلهای زنجیره تأمین در بدست آوردن و پیشبینی آینده، آسان نیستند. چارچوب راه های آشکارتر و محسوستر ساختن آنها را فراهم می کند.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
چارچوب پیشنهاد شده یک رویکرد موثر در مدیریت کردن عملکرد زنجیره تامین در یک محیط پویا فراهم می کند.
در شرکتهای تولیدی کالاها پس از تولید در انبارها و مکانهای دیگر انبار میشوند. این نوع برنامه ریزی عملکرد شرکت را پیچیدهتر میکند. اگر شرکت از فناوری اطلاعات جدیدی و از یک مدل تجاری ساخت برمبنای سفارش استفاده کند، هیچ نیازی برای انبارکردن محصولات ساخته شده وجود نخواهد داشت.
۵-۳-۱-۳ پیشنهاد مربوط به فرضیه فرعی اول: (تغییرات بازار بر عملکرد شرکت تأثیر دارد).
برنامههای اصلی تولید در رابطه با تعیین ظرفیت تولید-تعادل خط تولید و عوامل مهم و موثر در تعیین نوع و میزان محصول مورد نیاز بازار است. موجودیهای هر سازمان به عنوان سرمایه جاری هستند و باید در حدی نگهداری شوند که رکود سرمایه ایجاد نشود و نبود موجودی باعث توقف تولید نگردد. در این بخش نوع و میزان موجودی – مکان نگهداری – هزینه موجودی و عوامل دیگر مربوط به تغییرات بازار به صورت بهینه تعیین میشوند. در این حوزه بهترین مکان و موقعیت برای تولید انبار و فروش و عملکرد شرکت است بهطوریکه مسیرهای حمل و نقل محصول تا مشتری نهایی را با توجه به ایتمهای زیر انتخاب کند؛
- تجزیه و تحلیل هزینه فرصت از دست رفته
- هزینه فرصت از دست رفته
جابجایی و انتقال محصول از محل تولید تا محل مصرف و مواد از مبداء تا محل تولید براساس روش های موجود و بهینه سازی هزینه انجام شود.
۵-۳-۱-۴ پیشنهاد مربوط به فرضیه فرعی دوم: (تغییرات بازار بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر دارد).
تغییرات بازار (داده ها، نوع پردازش، ستادهها، سطح و میزان دسترسی به داده ها و ستادهها که در تصمیمگیری مدیریت) نقش مهم و بسزایی دارند، لذا پیشنهاد میشود به صورت یکپارچه فعالیتهای برنامه ریزی توزیع، ساخت، برنامه ریزی تفصیلی، کنترل موجودی، هماهنگی زنجیره تأمین با چندین کانال توزیع، جریان اطلاعات صحیح درباره تقاضا، سرمایه گذاری، ظرفیت موجودی، برنامه ریزی تفصیلی نقل و انتقال و… را به طور بهینه مدنظر داشته باشد.
۵-۳-۱-۵ پیشنهاد مربوط به فرضیه فرعی سوم: (پاسخگویی به تغییرات بازار بر چابکی زنجیره تأمین تأثیر دارد).
پیشنهاد میشود در جهت پاسخگویی به تغییرات بازار همواره دو معیار پاسخگویی و انعطافپذیری در قالب شاخصهایی مانند انعطافپذیری افزایشی تدارکات، انعطاف پذیری افزایشی ساخت، انعطافپذیری افزایشی توزیع، انعطاف‌پذیری بازگشت اضافی به تأمینکنندگان، انطباق پذیری افزایشی تدارک، انطباقپذیری افزایشی ساخت، انطباقپذیری افزایشی توزیع، انطباق‌پذیری کاهشی تدارک، انطباق پذیری کاهشی ساخت و انطباق‌پذیری کاهشی توزیع مورد ارزیابی قرار گیرد.
۵-۳-۱-۶ پیشنهاد مربوط به فرضیه فرعی چهارم: (پاسخگویی به تغییرات بازار بر عملکرد شرکت تأثیر دارد).
براى مدیریت مؤثر زنجیره تامین ضرورى است که تأمینکنندگان و مشتریان با یکدیگر و با یک روش هماهنگ و با شراکت و ارتباطات اطلاعاتى و گفت و گو با اعتماد بالا با یکدیگر کار کنند. عرضه‌کنندگان و مشتریان باید اعتماد متقابل داشته باشند. مشتریان در زمینه کیفیت محصولات و خدمات به تامین‌کنندگان خود باید اعتماد ‌کنند.
۵-۳-۲ پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی
پیشنهاد میگردد که موضوع مورد بحث در سایر صنایع بررسی شود و نتایج حاصل با صنعت سیمان مورد مقایسه قرار گیرد. بعلاوه، میتوان مدل ارائه شده در این تحقیق را بر روی طیف صنایع مختلف بررسی نموده و نگاهی کلی بر وضعیت صنایع ایرانی از لحاظ عملیات زنجیره تأمین و اثر آن بر عملکرد شرکت کسب نمود. این مورد میتواند پیشنهادهای کاربردی خوبی در رابطه با وضعیت صنایع ایرانی به کارشناسان اتحادیهها و انجمنهای صنفی مربوطه ارائه دهد. در نهایت، به علت عدم توافق در نتایج حاصل از تحقیقات مختلف در رابطه با تأثیر عملیات تدارکات بر عملکرد شرکت، بررسی بیشتر نقش تأمینکنندگان در بهبود عملکرد شرکت در صنایع مختلف پیشنهاد میگردد.
با توجه به اهمیت و گستردگی موضوع زنجیره تأمین، هنوز جای کار بسیاری در این رابطه وجود دارد. در این بخش، برای پژوهشهای آینده و افراد علاقمند به پژوهش در این ارتباط، چند زمینه کاری معرفی میشود.
مطالعه تطبیقی مدیریت و بهره‌گیری از نوسانات و انحراف‌ها در زنجیره تأمین با تأکید بر پاسخگویی سریع.
شناسایی ارتباط بین سرمایهگذاری در سیستمهای حمل و نقل و کارایی عملیاتی در زنجیره تأمین شرکتهای صادراتی.
۵-۴ محدودیتهای پژوهش
۵-۴-۱ محدودیتهای در اختیار پژوهشگر
در هر پژوهش، برخی محدودیتها در فرایند انجام کار به وجود میآید که نشان دهنده لزوم رعایت جوانب احتیاط در تعمیم نتایج است. در ذیل به این موارد اشاره میگردد: در پژوهش حاضر، برای سنجش برخی شاخصهای عملکرد شرکت، که داده های عینی در مورد آنها موجود است، از پرسشهای ذهنی استفاده شده است. چرا که به طور معمول اینگونه اطلاعات در شرکتها محرمانه تلقی میشود. به نظر میرسد استفاده از داده های عینی، نتایج واقعیتری را ارائه دهد. متغیرهای مستقل این پژوهش، بخشی از عوامل تأثیرگذار بر عملکرد و چابکی زنجیره تأمین را تشریح میکنند. در حالی که متغیرهای دیگری مانند نوآوری در استفاده از تجهیزات مدرن و پیشرفته نیز میتواند در این مدل تأثیرگذار باشند.
۵-۴-۲ محدودیتهای خارج از اختیار پژوهشگر
- از آنجاییکه در شرکتهای ایرانی، پست سازمانی با عنوان مدیریت زنجیره تأمین تعریف نشده است، برای یافتن پاسخدهنده مناسب از مدیریت عامل درخواست میشد تا با توجه به ماهیت پرسشنامه و داده های مورد نیاز، مدیر یا مدیران اجرایی مناسب برای پاسخ به سؤالهای پرسشنامه را معرفی نماید. در برخی از موارد نیز مدیریت عامل خود نسبت به تکمیل پرسشنامه اقدام مینمود. در نتیجه میتوان چنین عنوان نمود که صحت پاسخهای دریافتی تا حد زیادی منوط به تشخیص مدیریت عامل در انتخاب مدیر یا مدیران مناسب جهت تکمیل پرسشنامه است.
- جبهه گرفتن برخی از پاسخدهندگان به سؤالات، زیرا آنها فکر میکردند که این پرسشنامه ها را رئیس شرکت توزیع کرده و از پاسخ دادن امتناع میکردند. باید برای هر فرد به جداگانه توضیح میدادیم که این پرسشنامه صرفاً جهت انجام پایان نامه است.
منابع و مأخذ

منابع فارسی

 

      • ابوفاضلی، علی اکبر؛ مژدهی، ناهید؛ مهربان، امیر رضا(۱۳۸۵) لجستیک الکترونیکی و نقش و اهمیت آن در مدیریت زنجیره تامین، نخستین کنفرانس بین المللی مدیریت زنجیره ی تامین و سیستم ها ی اطلاعات. تهران.

     

      • احمدی، حسین (۱۳۸۴).مدیریت زنجیره تامین، چاپ اول، انتشارات مرکز آموزش وتحقیقات صنعتی ایران. تهران.

     

      • آقاجانی زهرا (۱۳۸۶).کاربرد فناوری اطلاعات در زنجیره تأمین (لجستیک الکترونیک). بررسیهای بازرگانی :۲۴، ۹۹-۹۲٫

     

      • آلایش مهدی (۱۳۸۶).کاربرد فناوری اطلاعات در زنجیره تأمین (لجستیک الکترونیک). بررسیهای بازرگانی :۲۴، ۹۹-۹۲٫

     

      • توربیان، حسین، صادقی، محمود، رحیمی ابوالفضل(۱۳۸۵) .مدیریت زنجیره تامین، چاپ اول، انتشارات مرکز آموزش وتحقیقات صنعتی ایران. تهران.

     

      • رجبزاده علی،حسین زاده علی رضا، نالچیگر نیلوفر، نالچیگر سروش(۱۳۸۹) .ارائه مدل عوامل مؤثر بر ایجاد ریسک در زنجیره تأمین الکترونیکی و تأثیر آن بر عملکرد سازمانی. مدیریت فناور ی:(۴)، ۷۸-۵۹٫

     

      • رحمانسرشت حسین، افسرامیر۱۳۸۵٫ اثرتسهیم اطلاعات بر استراتژیهای رقابتی و عملکرد زنجیره

     

      • زنگنه نیا، جعفر(۱۳۸۴). نقش فناوری اطلاعات در زنجیره تامین بکارگیری و پیاده سازی آن. اولین سمینار لجستیک .تهران

     

      • سرایدار علیرضا، محمودی غلام، سجادی نیما(۱۳۸۸). مدیریت زنجیره تأمین و پشتیبانی تکنولوژی اطلاعات .تدبیر(۱۳). ۱۵-۴۱٫

     

      • شفیع زاده رضا،(۱۳۸۵). چالش ها و راهکارهای فراروی مدیریت زنجیره تامین، اولین کنفرانس ملی لجستیک، ص ۱۳۸٫

     

      • ضامن میلانی مرتضی، رضایی ذبیح الله، ابراهیمی عباس(۱۳۸۴) ،” مدیریت راهبردی زنجیره تامین “، تهران، انتشارات ترمه.

     

      • عظیمی، جعفر، دهقان، سمیه( ۱۳۸۶) نقش فناوری اطلاعات در زنجیره تامین بکار گیری و پیاده سازی آن. اولین سمینار لجستیک.تهران

     

      • عمید امین، رضاییان علی، باقری مهدی (۱۳۸۶). تحلیل و بررسی برنامه ریزی راهبردی سیستم های اطلاعاتی در بهبود عملکرد مدیریت زنجیره تأمین. پیام مدیریت (۲۵)، ۳۴-۵٫

     

    • غلامیان محمود، آقایی سینا(۱۳۸۷). ابزارهای نوین پیگیری کالا و اطلاعات در مدیریت زنجیره تأمین. مدیریت؛ ۱۱۶- ۱۳۳٫
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:32:00 ق.ظ ]