کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو



 



۱

 

۰

 

 

 

جدول ۵-۲: میزان توافق دو مدل کلاسیک و IRT در تعیین سوالات مناسب و نامناسب
از نظر قدرت تشخیص برای آزمون زیست شناسی
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

 

 

 

 

 

IRT

 

 

 

 

 

سوال

 

مناسب

 

نامناسب

 

 

 

CTT

 

مناسب

 

۷۲

 

۵

 

 

 

نامناسب

 

۰

 

۱

 

 

 

همان­طور که جداول بالا نشان می­ دهند، از نظر قدرت تشخیص؛ در آزمون ادبیات­فارسی، ۶۰ سوال و در آزمون زیست­شناسی، ۷۲ سوال در هر دو مدل مناسب و همچنین، در آزمون زیست­شناسی در هر دو مدل، یک سوال نامناسب شناسایی شد. به عبارتی دیگر؛ دو مدل کلاسیک و IRT در آزمون ادبیات فارسی ۳۶/۹۸ درصد موارد و در آزمون زیست­شناسی در ۵۹/۹۳ درصد موارد با هم توافق داشتند.
به طور کلی؛ مطلوب است که سوالات دارای ضریب تمیز بالا و ضریب دشواری متناسب با هدف
آزمون باشند. از آن­جا که امتحانات­نهایی در گروه آزمون­های ملاک­مرجع قرار دارند، انتظار می­رود به منظور تفکیک افراد مسلط از غیر مسلط، آگاهی این آزمون­ها در اطراف نمره­ی ملاک (نمره ۱۰) بیشینه باشد. به این معنا که در امتحانات­نهایی که با اهداف ارزشیابی پایانی صورت می­گیرند، می­بایست سوالات دشواری متوسط داشته باشند. در حالی که در کنکور که با اهداف گزینشی برگزار می­گردد، تتای ماکسیمم در تتای بالاتری قرار می­گیرد. یعنی، دشواری سوالات در سطح بالایی قرار دارد. با توجه به متفاوت بودن نمره­ی برش امتحانات­نهایی و کنکور، می­توان گفت؛ در کل امتحانات نهایی چون آزمون­های ملاک­مرجع هستند، قابلیت گزینش داوطلبان ورود به موسسات و مراکز آموزش­عالی را ندارند. تحقق هر کدام از اهداف ارزشیابی و گزینشی مستلزم امتحانات جداگانه­ ای می­باشد. همچنین، با توجه به خطیر بودن تصمیماتی که بر اساس نتایج کنکور گرفته می­ شود، ضرورت دارد مطالعات گسترده و علمی به منظور جایگزینی نظام جدید گزینش دانشجو صورت پذیرد و امتحانات­نهایی از جنبه­ های مختلف اندازه ­گیری (روایی، اعتبار و ویژگی­های روان­سنجی سوالات) بارها و بارها مورد بررسی قرار گیرند.
وضعیت قبولی آزمودنی­ها و چگونگی توزیع نمرات آن­ها
در آزمون ادبیات­فارسی حدوداً، ۷۵ درصد از آزمودنی­ها قبول شدند. دختران نسبت به پسران در
این درس، دارای توان یادگیری کم و بیش یکسانی هستند و در مقایسه با آن­ها از تجانس بیشتری برخوردارند. نسبت قبول شدگان دختر به پسر تقریباً ۵/۱ برابر و نسبت ردشدگان پسر به دختر تقریباً ۵/۳
برابر است.
در آزمون زیست­شناسی ۲/۴۷ درصد جزء قبول شدگان هستند. به بیانی دیگر، تقریباً نسبت
قبولی­ها به ردی­ها ۵۰ به ۵۰ است و این اوج واریانس را نشان می­دهد، به طوریکه می­توان گفت این آزمون در محدوده­ نمره­ی ملاک قبولی از قدرت تمایز بالایی برخوردار است. در آزمون مذکور، نسبت قبول­شدگان دختر به پسر و همچنین، نسبت ردشدگان پسر به دختر کمی بیش از ۵/۱ برابر است. ۷۶% نمونه­ مورد مطالعه­ ویکمن (۲۰۱۳)، از هر دو جنس نیز، در امتحان­نهایی زیست­شناسی رد شده بودند.
میانگین نمره­ی کل آزمودنی­ها در دروس زیست­شناسی و ادبیات­فارسی به­ترتیب برابر با
(۹۷/۹، ۱۹/۱۳) است که عملکرد ضعیف دانش ­آموزان در درس زیست­شناسی را نشان می­دهد. در مطالعه­ سلیمانی (۱۳۸۴) و سادئی (۱۳۷۶) نیز، میانگین نمره در دروس امتحانات­نهایی پایین بوده است.
آزمون ادبیات­فارسی دارای کجی منفی است که می­توان گفت یا سوالات آزمون ساده بوده ­اند و یا
مطابق بوده است با انتظاری که از آزمون­های پیشرفت تحصیلی می­رود که در پایان یک دوره آموزشی، آزمودنی­ها می­بایست کلیه مطالب تدریس شده را یاد گرفته باشند و این خود به خود آسانی آزمون را به دنبال دارد. در آزمون زیست­شناسی نیز، توزیع نمرات آزمودنی­ها متقارن است اما دارای کشیدگی منفی بوده به بیان دیگر، قله این توزیع پایین­تر از قله توزیع نرمال می­باشد و به اصطلاح منحنی با خوابیدگی در اوج را داریم. مقدار بالا و منفی کشیدگی بیانگر واریانس زیاد در بین نمرات است. لذا این متغیر با اینکه دارای توزیع متقارنی است اما نرمال نخواهد بود. نتایج بدست آمده از آزمون کولموگروف - اسمیرنوف نیز، تأیید کننده­ نتایج بدست آمده از شاخص­ های کجی و کشیدگی است.
مقایسه ی عملکرد آزمودنی ها به تفکیک جنسیت
آزمون t مستقل نشان داد که در دو آزمون مورد مطالعه، آزمودنی­های دختر و پسر عملکرد
متفاوتی داشته اند. در آزمون ادبیات فارسی میانگین پسران (۵/۱۱) یک و نیم نمره و میانگین دختران (۸۷/۱۴) نزدیک به پنج نمره بالاتر از نمره­ی ملاک قبولی است. همچنین، میانگین پسران و دختران (۴۶/۸ و ۴۹/۱۱) در آزمون زیست­شناسی به ترتیب، حدوداً یک و نیم نمره پایین­تر و بالاتر از ملاک قبولی است که بیانگر عملکرد ضعیف دختران و افت تحصیلی آزمودنی­های پسر در درس مذکور است. این خود نیاز به مطالعات جداگانه­ ای جهت ریشه­یابی دارد.
دانش ­آموزان دختر در هر دو آزمون، بیشترین سهم قبولی و میانگین بالاتر را به خود اختصاص
داده­اند. این نتیجه با مطالعه­ حسنی و همکاران (۱۳۹۲)، آتشک (۱۳۹۰)، مارینا (۲۰۱۳) همخوانی دارد. ولی با مطالعه­ ویکمن (۲۰۱۳) ناهمخوانی دارد. این ناهمخوانی را می­توان این گونه تفسیر کرد که عملکرد پایین دختران در نمونه­ مورد مطالعه­ ویکمن به دلیل ضعف در یادگیری زبان انگلیسی بوده، به بیان دیگر؛ امتحان زیست­شناسی، تک بعدی نبوده است.
توزیع نمرات آزمون ادبیات فارسی، برای پسران، متقارن و برای دختران دارای کجی منفی است. در

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1400-08-04] [ 10:39:00 ب.ظ ]




۱-۸-۳- میزان توجه ملا فتح الله کاشانی به قاعده قرائت صحیح در تفسیر آیات چقدر است؟
۱-۸-۴- آیا مفسّر قاعده توجه به مفردات را در تفسیر خود رعایت کرده است؟
۱-۸-۵- آیا در تفسیر منهج الصادقین از ادبیات عرب برای تبیین و تفسیر آیات بهره گرفته شده است؟
پایان نامه - مقاله - پروژه
۱-۸-۶- میزان توجه مفسّر به قراین مختلف از جمله سیاق و سبب نزول چقدر است؟
۱-۸-۷- مولف منهج الصادقین توجه به دلالت های کلام را چه مقدار رعایت کرده است؟
۱-۹- فرضیه های پژوهش
۱-۹-۱- تفسیر کشف مراد و مقاصد الهی از آیات است و مقصود از قواعد احکام کلی ای است که با شناخت آن ها فهم دقیقی از قرآن فهمیده می شود.
۱-۹-۲- ملا فتح الله از مفسّران و متکلمان قرن دهم در کاشان است و تفسیر منهج الصادقین که تفسیری فارسی و روان است یکی از مهمترین آثار وی می باشد که از آغاز تا کنون مورد توجه قرآن پژوهان بوده است.
۱-۹-۳- مفسّر چون در پی نگارش تفسیری عامه پسند بوده است بحث گسترده در موضوع قرائت را مفید ندانسته و در این موضوع به حداقل بسنده کرده است.
۱-۹-۴- ملا فتح الله در حد امکان به مفاهیم کلمات در زمان نزول توجه کرده است.
۱-۹-۵- مفسّر به اعراب آیات در هنگام تفسیر دقت نموده است.
۱-۹-۶- مولف منهج الصادقین در مواردی که تفسیر آیات منوط به در نظر گرفتن قراین گوناگون بوده است، آن ها را به کار گرفته است.
۱-۹-۷- مفسّر به دلالت های کلام تا حد امکان توجه کرده است.
۱-۱۰- پیش فرض های پژوهش
۱-۱۰-۱- قرآن کریم برای عموم مردم قابل فهم است.
۱-۱۰-۲- فهم قرآن دارای مراتب مختلف است و در قرآن اموری چون کنایه ایجاز و استعاره به کار رفته است.
۱-۱۰-۳- فهم دقیق قرآن نیاز به قواعد و ضوابط دارد.
۱-۱۰-۴- رعایت قواعد تفسیر توسط مفسّر سبب پرهیز از اختلاف در تفسیر و تفسیری قریب به وافع می شود.
۱-۱۱- اهداف پژوهش
در مباحث قبلی اهمیت قواعد تفسیر و رعایت آن ها توسط مفسّر بررسی شد و گفتیم که اگر این قواعد در هنگام تفسیر رعایت نشود سبب تفسیر به رای و بروز خطا در یافته های تفسیری مفسّر خواهد شد و در نتیجه از ارزش تفسیر او کاسته خواهد شد. هدف از این پژوهش این است که با ارائه میزان رعایت قواعد تفسیر در منهج الصادقین اهتمام و اهمیت این مفسّر را به این قواعد مشخص کرده تا از این رهگذر ارزش و اهمیت این تفسیر برای نسل جدید روشنتر شود و هم با زنده نگه داشتن آثار این مفسّر بزرگ که در آن روزگاران مورد توجه و عنایت خاص فارسی زبانان بوده است، خدمتی به فرهنگ و وتاریخ و تمدن اسلامی کرده باشیم و حقی که این بزرگان بر عهده ما دارند را بتوانیم تا حد امکان ادا کنیم.
۱-۱۲- روش گرد آوری اطلاعات
در انجام این پژوهش ابتدا اطلاعات به صورت کلی از کتب مختلف جمع آوری شده و سپس با بررسی مطالب، مباحثی که مورد نیاز بود فیش برداری شده است. روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و در انجام این پژوهش از کتابخانه های پژوهشگاه فرهنگ و معارف قرآن، آستان قدس رضوی و دفتر تبلیغات اسلامی استفاده شده است.
۱-۱۳- نتایج علمی و عقلی تحقیق
از آن جا که تفسیر منهج الصادقین یک تفسیر جامع شیعی به زبان فارسی است و قواعد آن تاکنون معرفی نشده است، پژوهش حاضر می تواند در مراکز عالی و حوزوی به عنوان مقدمه ای برای آشنایی بیشتر قرآن پژوهان با این تفسیر و زمینه ای برای ورود به بحث تفسیری، مورد استفاده قرار گیرد. علاوه براین، ارزیابی تفسیر و این که مخاطب با دانستن قواعد تفسیر بهتر می تواند از آن استفاده کند، نیز از دیگر نتایج علمی این پژوهش به شمار می آید.
۲- مفهوم شناسی
۲-۱- معنای لغوی تفسیر
در کتب لغت معانی متعددی برای تفسیر آمده است که برخی از آن ها عبارتند از «پیدا و آشکار کردن امر پوشیده»[۵]، «جدا کردن»[۶] ، «ابانه»،[۷] «شرح قصه های مجمل قرآن»[۸] و …
بعضی لغت شناسان تفسیر را به معنای«اظهار معنای معقول» دانسته اند و نیز آن را مخصوص بیان مفردات و غرائب الفاظ می دانند.[۹]
فخر الدین طریحی صاحب مجمع البحرین در معنای لغوی تفسیر چنین می نویسد:
«تفسیر در لغت کشف معنای لفظ و اظهار آن است و از فسر که مقلوب سفر است گرفته شده است. گفته می شود «اسفرت المراه عن وجهها» زمانی که زن چهره خود را آشکار می کند و گفته می شود«اسفر الصبح» هنگامی که صبح آشکار شود.[۱۰]»
با توجه به معانی فوق می توان فهمید از آن جا که تفسیر مصدر باب تفعیل است و چون ثلاثی مجرد این واژه (فسر) متعدی است تنها معنایی که بدان اضافه می‌شود تاکید و مبالغه بیشتر است، از این رو تفسیر در لغت به معنای به خوبی آشکار کردن امر پوشیده است. چنانچه برخی نیز همین معنا را برای تفسیر بیان کرده اند و گفته اند:
«واژه «فسر» (بر وزن عصر) به معنی آشکار کردن و توضیح دادن مطلبی و واضح ساختن آن است و تفسیر مصدر باب تفعیل است که همان معنای مجرد خود را با تاکید و مبالغه بیشتری بیان می کند و در معنای آن می توان گفت: نیکو آشکار کردن و از پوشیده ای پرده برداشتن است.»[۱۱]
۲-۲- معنای اصطلاحی تفسیر
واژه تفسیر فقط یک بار در قرآن به کار برده شده است(وَلَا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاکَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِیرًا)[۱۲]«و براى تو مثلى نیاوردند مگر آنکه [ما] حق را با نیکوترین بیان براى تو آوردیم»
مفسّران در بیان معنای تفسیر در این آیه نظرات مختلفی را بیان کرده اند.[۱۳] برخی[۱۴] از مفسّران معنای«بیان و کشف» را ذکر کرده اند و برخی[۱۵] دیگر آن را به معنای«معنا و مُؤدّی» گرفته اند.
مفسّران و دانشمندان علوم قرآنی در تفاسیر خود تفسیر را تعریف کرده اند. در این جا به ذکر چند تعریف از تفسیر که در کتب تفسیری آمده است اشاره می کنیم. و در پایان تعریف یکی از دانشمندان معاصر را که تعریف جامعی از تفسیر است، می آوریم.
۲-۲-۱- علامه طباطبایی;
علامه طباطبایی;در معنای تفسیر می فرمایند:
«و هو بیان معانی الآیات القرآنیه و الکشف عن مقاصدها و مدالیلها»[۱۶] یعنی تفسیر به معناى بیان معانی آیات قرآنى، و کشف مقاصد و مدالیل آن است.
۲-۲-۲- ملا فتح الله کاشانی
ملا فتح الله کاشانی در تفسیر منهج الصادقین تفسیر را این گونه تعریف کرده است:
«بباید دانست که تفسیر کشف مراد است از لفظ مشکل و آن مشتق است از فسر به معنى روشن کردن»[۱۷]
۲-۲-۳- آیت الله خویی;
آیت الله خویی;در البیان در تعریف تفسیر چنین می فرمایند:
«التفسیر هو إیضاح مراد اللّه تعالى من کتابه العزیز»[۱۸]؛ تفسیر آشکار کردن مراد خدای تعالی در قرآن است.
۲-۲-۴- سید هاشم بحرانی
بحرانی در البرهان فی تفسیر القرآن چنین می نویسد:
«التفسیر: تبیین و إیضاح المقصود من الکلام.»[۱۹]؛ تفسیر بیان و آشکار کردن مراد و مقصود کلام است.
یکی از دانشمندان معاصر علوم قرآنی پس از بررسی تعاریف تفسیر از دیدگاه مفسّران، تعریف پیشنهادی برای تفسیر ارائه می دهد که تعریف جامعی از تفسیر می باشد وی می نویسد:
«تفسیر عبارت است از بیان مفاد استعمالی آیات قرآن، و آشکار نمودن مراد خدای متعال از آن بر مبنای ادبیات عرب و اصول عقلایی محاوره.»[۲۰]
ایشان در ادامه به توضیح این تعریف می پردازند و هر کدام از اصطلاحات بکار برده شده در تعریف را توضیح می دهند.[۲۱]
با توجه به مطالب فوق روشن می شود که معنای لغوی و اصطلاحی تفسیر بی ارتباط با یکدیگر نیستند و هر دو به نوعی بر بیان و آشکار نمودن امر پنهان و پوشیده دلالت دارند به گونه ای که در همه تعاریف کشف و بیان و آشکار کردن دیده می شود، از این رو تفسیر حقیقی بر سخنی اطلاق می شود که با توجه به قواعد و اصول، مراد خدای تعالی از آیات و مفاد استعمالی آن ها را بیان کند و بر این اساس به سخنی که فاقد این خصوصیات باشد تفسیر اطلاق نمی شود.
۲-۳- معنای لغوی و اصطلاحی قواعد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:38:00 ب.ظ ]




نظریه طبقاتی مارکس بر این باور است که؛ تاریخ جوامعی که تاکنون موجود بوده‌اند، تاریخ نبردهای طبقاتی است. بنا براین نظر، جامعه بشری همین که از حالت ابتدایی و به نسبت تمایز یافته‌اش بیرون آمد، پیوسته منقسم به طبقاتی بوده است که در تعقیب منافع طبقاتی‌شان با یکدیگر برخورد داشته‌اند. (مارکس ، ۱۳۶۳)
پایان نامه
به نظر مارکس، منافع طبقاتی و برخورد قدرتی که همین منافع به دنبال می‌آورند، تعیین کننده اصلی فراگرد اجتماعی و تاریخی هستند. تحلیل مارکس پیوسته بر این محور دور می‌زند که چگونه روابط میان انسان‌ها با موقعیت‌شان در ارتباط با ابزارهای تولید شکل می‌گیرند؛ یعنی این روابط به میزان دسترسی افراد به منافع نادر و قدرت‌های تعیین کننده بستگی دارند. وی یادآور می‌شود که دسترسی نابرابر به این منابع و قدرت‌ها در همه زمان‌ها و شرایط به نبرد طبقاتی مؤثری نمی‌انجامد؛ بلکه مارکس تنها این نکته را بدیهی می‌داند که امکان درگیری طبقاتی در ذات هر جامعه تمایز یافته‌ای وجود دارد زیرا که چنین جامعه‌ای میان اشخاص و گروه‌هایی که در درون ساختار اجتماعی و در رابطه با ابزار تولید پایگاه‌های متفاوتی دارند، پیوسته برخورد منافع ایجاد می‌کند.
کارل مارکس در پیشگفتار کتاب سرمایه، چنین می‌نویسد که در نظام سرمایه داری با افراد تنها به عنوان تشخص مقوله‌های اقتصادی و تجسم روابط و منافع ویژه طبقاتی سروکار پیدا می‌کنیم. وی عملکرد سایر متغیرها را انکار نمی‌کند، اما نقش طبقات را تعیین کننده می‌داند. مکان‌های گوناگونی که انسان‌ها در طبقات اشغال می‌کنند به “منافع طبقاتی” گوناگونی نیز می‌ انجامد. این منافع گوناگون از آگاهی طبقاتی یا فقدان آن در میان افراد بر نمی‌خیزد، بلکه از جایگاه‌های عینی‌شان بر فراگرد تولید مایه می‌گیرند. انسان‌ها ممکن است به منافع طبقاتی‌شان آگاه نباشند اما باز همین منافع آنها را جهت می‌دهد . (مارکس ،۱۳۸۶)
در نتیجه روابط اجتماعی تولید با دگرگونی و تحول ابزارهای مادی تولید و نیروهای جامعه دگرگون می‌شوند. در یک نقطه معین، روابط اجتماعی دگرگون شده تولیدی با روابط مالکیت موجود، یعنی با شیوه تقسیم بندی‌های موجود میان مالکان و غیر مالکان تضاد پیدا می‌کنند. همین که جامعه به چنین نقطه‌ای می‌رسد، نمایندگان طبقات رو به تعالی، روابط موجود مالکیت را مانع تکامل بیشترشان تلقی می‌کنند. این طبقات که دگرگونی در روابط مالکیت موجود را به عنوان تنها راه تعالی شان تشخیص می‌دهند، طبقاتی انقلابی می‌شوند. بر اثر تضادها و تنش‌های موجود بر چارچوب ساختار رایج اجتماعی، روابط اجتماعی تازه‌ای تحول می‌یابند و این روابط به نوبه خود به تضادهای موجود دامن می‌زنند.
به اعتقاد مارکس، منافع طبقاتی از منافع فردی تفاوت بنیادی دارند و نمی‌توانند از منافع فردی برخیزند. منافع اقتصادی بالقوه اعضای یک قشر خاص، از جایگاه آن قشر در درون ساختارهای اجتماعی ویژه و روابط تولیدی سرچشمه می‌گیرند. اما این امکان بالقوه تنها زمانی بالفعل می‌شود و طبقه بر خود به طبقه برای خود تبدیل می‌شود که افراد اشغال کننده پایگاه‌های یکسان در یک نبرد مشترک درگیر شوند. در آن صورت شبکه‌ای از ارتباطات میان آنها پدید می‌آید. آنان از این مسیر به سرنوشت مشترک‌شان آگاه می‌شوند. طبقات ستمکش گرچه دست و پای‌شان را چیرگی ایدئولوژیک ستمگران بسته است اما با این همه برای نبرد با آنها ایدئولوژی‌های ضد ایدئولوژی حاکم را نیز به وجود می‌آورند. . (مارکس،۱۳۸۶)
۲-۱-۲-۱۰. کار بیگانه شده
از منظر مارکس،هر چه کارگر کالای بیشتر می‌آفریند، خود به کالای ارزان‌تری بدل می‌شود، افزایش ارزش جهان اشیاء، نسبتی مستقیم با کاستن از ارزش جهان انسان‌ها دارد.
واقعیت یافتگی کار صرفاً به این معناست که شیئی (ابژه) که کار تولید می‌کند یعنی محصول کار، در مقابل کار به عنوان چیزی یگانه و قدرتی مستقل از تولیدکننده قد علم می‌کند. بدین ترتیب محصول کار در شیئی تجلی می‌یابد و به ماده‌ای تبدیل می‌شود. این محصول عینیت یافتن کار است. واقعیت یافتگی کار، عینیت یافتن آن است. اما این عینیت‌یافتگی به عنوان از دست دادن واقعیت (محصول) تا آن حد است که کارگر واقعیت خویش را تا مرز هلاک شدن از فرط گرسنگی از دست می‌دهد. (مارکس، کتاب دست‌نوشته‌ها)
عینیت یافتن به معنای از دست دادن شی تا حدی است که از کارگر اشیائی ربوده می‌شود که نه تنها برای زندگی‌اش بلکه برای کارش ضروری است. بدین ترتیب کارگر هر چه بیشتر اشیاء تولید می‌کند، کمتر صاحب آن می‌شود و بیشتر زیر نفوذ محصول خود یعنی سرمایه قرار می‌گیرد. در نتیجه می‌توان گفت که بدین صورت رابطه کارگر با محصول کار خویش، رابطه با شیء بیگانه است. (مارکس ، ۱۳۶۳)
براساس این پیش‌فرض، هر چه کارگر از خود بیشتر در کار مایه گذارد، جهان بیگانه اشیائی که می‌آفریند بر خودش و در واقع ضد خودش قدرتمندتر و زندگی درونی‌اش تهی‌تر می‌شود و اشیای کمتری از آن او می‌شوند. بیگانگی کارگر از محصولاتی که می‌آفریند، نه تنها به معنای آن است که کارش تبدیل به یک شیء و یک هستی خارجی شده است بلکه به این مفهوم نیز هست که کارش خارج از او، مستقل از او و به عنوان چیزی بیگانه با او موجودیت دارد و قدرتی است که در برابر او قرار می‌گیرد.
اقتصاد سیاسی کلاسیک با نادیده گرفتن رابطه مستقیم میان کارگر و محصولاتش، بیگانگی ذاتی در سرشت کار را پنهان می‌کند. درست است که کار برای ثروتمندان اشیای شگفت‌انگیز تولید می‌کند اما برای کارگر فقر و تنگدستی می‌آفریند. کار به وجود آورنده قصرهاست، اما برای کارگر آلونکی می‌سازد، کار زیبایی می‌آفریند اما برای کارگر زشتی‌آفرین است.
بیگانگی نه تنها در نتیجه تولید که در خود عمل تولید و در چارچوب فعالیت تولیدی نیز اتفاق می‌افتد. اگر کارگر در خود عمل تولید، خویشتن را از خود بیگانه نکرده باشد چطور می‌تواند نسبت به محصول فعالیت‌اش بیگانه باشد؟
به دلیل این واقعیت که کار نسبت به کارگر، عنصری خارجی است یعنی به وجود ذاتی کارگر تعلق ندارد، در نتیجه در حین کار کردن نه تنها خود را به اثبات نمی‌رساند، بلکه خود را نفی می‌کند و به جای خرسندی احساس رنج می‌کند. بنابراین کارگر فقط زمانی که خارج از محیط کار است، خویشتن را درمی‌یابد و زمانی که در محیط کار است، خارج از خویشتن خویش می‌باشد.(همان منبع)
چنین کاری، کار اجباری است که نیازی را برآورده نمی‌سازد، بلکه ابزاری صرف برای برآورده ساختن نیازهایی است که نسبت به آن خارجی هستند. ما در اینجا شاهد از خودبیگانگی هستیم که قبلاً به شکل بیگانگی از اشیاء مشاهده کرده بودیم.
انسان موجودی است که به خلاف حیوان که در تولیداتش فقط خود را بازتولید می‌کند و از این طریق نیازهای جسمانی‌اش را مرتفع می‌سازد، می‌تواند تمام طبیعت را بازتولید کند. اما در نتیجه‌ی کار بیگانه شده، وجود نوعی آدمی، به وجودی بیگانه و به ابزاری در خدمت حیات فردی‌اش تبدیل می‌شود و بدین ترتیب آدمی از ذات معنوی و وجود انسانی‌اش بیگانه می‌شود.
پیامد مستقیم این واقعیت که آدمی از محصول کار خویش، از فعالیت حیاتی خویش و از وجود نوعی خودبیگانه می‌شود، بیگانگی آدمی از آدمی است. در حقیقت این قضیه که سرشت نوعی آدمی از او بیگانه شده است، به این مفهوم است که آدم‌ها از هم و هرکدام از آنها از سرشت ذاتی آدمی بیگانه شده‌اند.
اگر محصول کار به کارگر تعلق داشته باشد و اگر این محصول چون نیرویی بیگانه در برابر او قد علم می‌کند، فقط از آن جهت است که به انسان دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجه اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی‌اش باشد. نه طبیعت، بلکه فقط خود انسان است که می‌تواند این نیروی بیگانه بر انسان باشد. (مارکس ، ۱۳۶۳)
تنها در اوج تکامل مالکیت خصوصی، راز اینکه انسان از یک سو محصول کار بیگانه شده و از سوی دیگر وسیله‌ای است که با آن کار خود را بیگانه می‌کند، آشکار می‌شود.
۲-۱-۳. نقد سرمایه داری در دیدگاه مارکس
۲-۱-۳-۱. بحران زایی
از منظر مارکس سرمایه در روند رشد خود، با دینامیسمی درونی و وقفه ناپذیر مدام رشد می‌کند و مانند توده بهمن، مدام بزرگتر می‌شود و تمام موانع را از سر راه بر می‌دارد، یا “آنها را می‌بلعد تا خود فربه‌تر شود، و وقتی دیگر مانعی نبود، سرانجام خود را می‌بلعد .” (مارکس،۱۳۸۶)
مارکس معتقد است، بزرگ و انبوه شدن در ذات سرمایه است و ثابت ماندن در حکم مرگ آن است. او تلاش می‌کند ثابت کند که این رشد تا ابد ممکن نیست و در جایی به رکود و سپس بحران می‌کشد و آنگاه است که ساعت مرگ سرمایه فرا می‌رسد.
سرمایه دمادم تضادهای درونی خود را می‌آفریند، که در بحران‌های اقتصادی تظاهر می‌یابد. تضاد اصلی که سرنوشت سرمایه را رقم می‌زند، تضادی است که میان سرشت جمعی نیروی کار برای تولید ارزش اضافی (سرچشمه سرمایه) و شکل فردی مالکیت ابزار تولید و محصولات تولیدی در می‌گیرد. همین تضاد است که سرانجام رشد سرمایه را به بن بست می‌کشد. (همان منبع)
مارکس نکته‌ای را یادآور می‌شود که برای درک بحران های نظام مهم است: در فراگرد بغرنج انباشت سرمایه، پس از تراکم و تمرکز و انحصار، بخشی از نقدینه خود را از روند تولید آزاد می‌کند و به صورت سرمایه خالص مالی به جریان می‌افتد. انبوهه ثروت فردی بر کل روند تولید چیره می‌شود و بر سیر آن تأثیر می‌گذارد. اصل “کمترین سرمایه برای بیشترین بهره” رقابت طبیعی کار با سرمایه را به رقابت شدید سرمایه با سرمایه متحول می‌کند. هرگاه سرمایه به سودی هم ارز با موازین مشخص رقابت در بازار دست نیابد، کل نظام دچار بحران می‌شود. (همان منبع)
مارکس بار دیگر نتیجه می‌گیرد: “انحصار سرمایه برای شیوه تولیدی که خود با آن و تحت تأثیر آن شکوفا شده، به صورت مانع رشد در می‌آید. تضاد میان تمرکز وسایل تولید از سویی و سرشت اجتماعی نیروی کار از سوی دیگر به حدی می‌رسد که همنشینی آنها دیگر در پوسته سرمایه‌داری نمی‌گنجد. این پوسته سرانجام می‌ترکد.”
مارکس توضیح می‌دهد که با پیشرفت فنی، تناسب میان سرمایه ثابت و سرمایه شناور به سود اولی به هم می‌ریزد، در حالیکه بیشترین سود همیشه از بخش دوم ناشی می‌شود. با پایین آمدن میزان سود، انگیزه تولید افت می‌کند، و سرمایه از رشد و تکامل، یعنی عنصر حیاتی خود دور می‌افتد. علایم بیماری به صورت رعشه ‌هایی از عارضه‌های اقتصادی و اجتماعی ظاهر می‌شود. سرانجام با یورش گورکنانی که سرمایه‌داری خود آفریده است (پرولتاریا) ناقوس مرگ آن به صدا در می‌آید. (همان منبع)
مارکس فروپاشی قطعی حکومت سرمایه را مژده می‌دهد:
“هر نظم تاریخی در تکامل جامعه، پایه‌های مادی سامان‌های برتر را فراهم می‌آورد. هر شکل اجتماعی در مرحله معینی از کمال، جای خود را به نظمی بالاتر می‌دهد. هنگامی که تضاد میان مناسبات توزیع ثروت، که بازتاب شکل تاریخی مناسبات تولیدی هستند، با نیروهای تولید و ظرفیت های تولیدی به نهایت برسد، تعارض دامنه و ژرفای بی سابقه ای پیدا می‌کند. در این حال برخوردی قطعی میان تکامل مادی تولید و شکل اجتماعی آن پدید می‌آید. مارکس این شرایط را زمینه‌ای برای انقلاب اجتماعی می‌داند.(همان منبع)
۲-۱-۳-۲. بهره کشی و تشدید شکاف طبقاتی
تنها انگیزه‌ای که سبب می‌شود صاحب سرمایه در کشاورزی، صنعت، عمده‌فروشی یا خرده‌فروشی کالایی خاص سرمایه‌گذاری کند، سود شخصی خویش است. برای سرمایه‌دار مفیدترین شیوه به کار انداختن سرمایه در شرایطی که یک میزان خطر وجود داشته باشد، شیوه‌ای است که بیشترین سود را نصیب او سازد، اما این شیوه همیشه مفیدترین شیوه نیست.
از دیدگاه مارکس ، مفیدترین شیوه‌ای که می‌توان سرمایه را به کار بست، بهره بردن از نیروهای تولید است. نرخ سود مانند اجاره بها و دستمزد با رونق جامعه افزایش و با رکود آن کاهش نمی‌یابد. به عکس نرخ سود در جوامع ثروتمند معمولاً پایین و در جوامع فقیر بالاست. نرخ سود معمولاً در کشورهایی که به سرعت در حال زوال می‌باشند، بالاترین سطح را دارد. (مارکس، ۱۳۶۳)
‌کارگر تا زمانی به عنوان کارگر موجودیت دارد که در مقام یک سرمایه برای خود وجود داشته باشد و هنگامی به عنوان یک سرمایه وجود دارد که برای او سرمایه‌ای وجود داشته باشد. در نظام سرمایه‌داری، کارگر بیکار، یعنی آدم کارکنی که خارج از روابط کار است، به حساب نمی‌آید.
بر این اساس،‌ نیازهای کارگر چیزی جز یک چیز نیست؛ تأمین معاش کارگر تا وقتی که به کار مشغول است. یعنی تا آن حد ضروری است که نسل کارگران از گرسنگی نمیرند. بنابراین دستمزد کارگر به همان اندازه که نگهداری و مراقبت از سایر ابزارهای تولید اهمیت دارد، یا به کلام دیگر به همان اندازه که طرف سرمایه به طورکلی برای بازتولید آن با بهره، موردنیاز است و یا مانند روغنی که به چرخ‌ها می‌مالند تا از حرکت نیفتند، مهم شمرده می‌شود. سرمایه‌دار و کارگر، مصرف‌کننده را فریب نمی‌دهند، بلکه یکدیگر را فریب می‌دهند و این موضوع به رابطه‌ای طبیعی تعبیر می‌شود. (همان منبع)
کار، سرمایه و رابطه میان این دو خصیصه، مالکیت خصوصی را به نمایش درمی‌آورد. مسیر حرکتی که این اجزای تشکیل‌دهنده باید طی کنند، به شرح زیر است: (همان منبع)
الف) وحدت با میانجی‌یابی، سرمایه با کار: در این مرحله سرمایه و کار با هم وحدت دارند، سپس اگرچه از هم جدا شده و نسبت به هم بیگانه می‌شوند، اما متقابلاً تکامل می‌یابند و یکدیگر را به عنوان وضعیتی ایجابی ارتقاء می‌دهند.
ب) تضاد میان سرمایه و کار: که یکدیگر را به صورت متقابل طرد می‌کنند. کارگردر این میان، سرمایه‌دار را به عنوان ناوجود خویش می‌داند و به عکس هرکدام سعی می‌کند دیگری را از حیات ساقط کند.
ج) تضاد هرکدام با خویش: سرمایه‌دار کاملاً قربانی می‌شود و به صفوف طبقه کارگر درمی‌آید، در حالی که کارگر (البته فقط به صورت استثنا) سرمایه‌دار می‌شود. کار مرحله‌ای از (تکامل) سرمایه و هزینه آن محسوب می‌شود، از این روی دستمزد کار غرامتی است که سرمایه می‌دهد. (مارکس،۱۳۷۷)
از نظر مارکس، مبارزه آشتی‌ناپذیر سرمایه‌دار و کارگر مزدکار را تعیین می‌کند. در این مبارزه پیروزی ناگزیر از آن سرمایه‌دار است. سرمایه‌دار بدون کارگر بیشتر می‌تواند زندگی کند تا کارگر بدون سرمایه‌دار. پایین‌ترین و ضروری‌ترین سطح دستمزد آن است که معاش کارگر را برای دوره‌ای که کار می‌کند، تأمین می‌کند.
تقاضا برای کار انسان همانند همه کالاهای دیگر، ضرورتاً سطح تولید آدمی را تنظیم می‌کند. هرگاه عرضه بیش از تقاضا می‌شود، بعضی از کارگران به ورطه گدایی و بینوایی می‌افتند. لذا بقای کارگر تابع همان شرایطی می‌شود که بقای هر کالای دیگر؛ پس کارگر تبدیل به کالا می‌شود و باید بخت و اقبال یارش باشد تا خریداری بیابد. هنگامی که سرمایه‌دار سود می‌برد کارگر لزوماً سودی نمی‌برد، اما هرگاه سرمایه‌دار ضرر کند کارگر لزوماً ضرر می‌کند. مثلاً اگر سرمایه‌دار قیمت بازار را به راه‌های مختلف بالاتر از سطح قیمت طبیعی نگاه دارد، کارگر سودی نمی‌برد. (مارکس، ۱۳۷۷)
در مورادی که کارگر و سرمایه‌دار رنج می‌برند، کارگر به خاطر هستی خویش رنج می‌کشد و سرمایه‌دار به خاطر سودی که باید از مال بی‌جانش درآورد.
مارکس سه وضعیت را در جامعه مورد نظر قرار می‌دهد و وضعیت کارگران را در آنها بررسی می‌کند: (همان منبع)
الف) اگر ثروت جامعه‌ای در سراشیب سقوط قرار گیرد، هیچ طبقه‌ای به اندازه طبقه کارگر چنین بی‌رحمانه دچار رنج و سختی نمی‌شود.
ب) اگر ثروت جامعه‌ای در حال افزایش باشد، این تنها وضعیتی است که مطلوب کارگران است، در این شرایط رقابت میان سرمایه‌داران شروع و تقاضا برای کارگران از عرضه آن بیشتر می‌شود.
بالا رفتن دستمزدها باعث می‌شود که کارگران بیش از حد کار کنند. کارگران اگر درآمد بیشتری بخواهند باید اوقات فراغت خویش را بیشتر قربانی کنند و لذا تمام آزادی خویش را از دست بدهند. در چنین جامعه‌ای که بیش از همه برای کارگران مطلوب است، نتیجه ناگزیر برای کارگران، کار بیش از حد، مرگ زودرس، تنزل تا سطح ماشین و نوکر و مطیع سرمایه شدن است.
با افزایش سطح دستمزدها، جنون سرمایه‌داران برای پولدار شدن، کارگران را نیز فرا می‌گیرد که تنها با قربانی کردن ذهن و جانشان آرام می‌شوند. با افزایش دستمزدها و کار بیش از حد کارگران، بخش عظیمی از کار انباشته می‌شود و در نتیجه‌ی آن انباشت سرمایه صورت می‌گیرد. وقتی کار زیادی انباشته شود در واقع محصولات کارگر هر چه بیشتر از او گرفته می‌شود تا آنجا که کار او به عنوان دارایی شخص دیگری در مقابل او قرار می‌گیرد و لذا محصول کار با کارگر، بیگانه‌تر می‌شود.
همچنین انباشت سرمایه، تقسیم کار را شدت می‌بخشد، کارگر را یک بُعدی می‌سازد و او را تا حد ماشین تنزل می‌دهد و رقابت او را نه تنها با آدم‌ها بلکه با ماشین‌ها نیز موجب می‌شود. ‌انباشت سرمایه رفته رفته موجب می‌شود که کمیت معینی از صنعت، کمیت بیشتری از محصولات را تولید کند و تولید مازادی به وجود آید و بخش عظیمی از کارگران اخراج شوند و دستمزدها به پایین‌ترین سطح ممکن برسد.
ج) در کشوری که به ثروتی سرشار دست یافته است، هم دستمزد کار و هم سود سهام احتمالاً بسیار اندک است و رقابت برای اشتغال چنان زیاد است که موجب کاهش سطح دستمزدها تا بدان حد می‌شود که به زحمت کفاف معاش تعدادی از کارگران را می‌دهد. (همان منبع)
از نظر مارکس در این نظام همه چیز با کار خریده می‌شود، اما در همان حال اعلام می‌کند که کارگری که قادر نیست هر چیز را بخرد، مجبور است خود و هویت انسانی‌اش را بفروشد. از این منظر، کار یگانه قیمت ثابت چیزهاست، در حالی که در عمل چیزی ناپایدارتر از قیمت کار که دستخوش نوسانات فراوان است وجود ندارد.
۲-۱-۳-۳. پول سالاری
نیاز به پول نیازی است واقعی که نظام جدید اقتصادی آن را به وجود آورده و این تنها نیازی است که این نظام به وجود می‌آورد. کمیت پول به چنان میزانی افزایش می‌‌یابد که به تنها کیفیت مؤثر آن تبدیل می‌شود.
هر چه کمتر باشی، کمتر از زندگی بهره بگیری، زندگی از خودبیگانه‌ات بیشتر خواهد شد؛ هر چه بیشتر داشته باشی، اندوخته وجود بیگانه‌ات بیشتر خواهد بود. کاری را که از انجام دادنش ناتوان هستی، پولت انجام می‌دهد. پول می‌تواند بخورد، بیاشامد، می‌تواند سفر رود و … .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:38:00 ب.ظ ]




سینوپتیک-فرودگاهی

 

١٣۶٧

 

٧٩٢

 

 

 

لامرد…………..

 

فرودگاه لامرد

 

خودکار-سینوپتیک

 

١٣٧٢

 

۴١٠

 

 

 

نورآباد…………..

 

نورآباد

 

خودکار-سینوپتیک

 

١٣٨۶

 

٩٧٢

 

 

 

نی ریز…………..

 

نی ریز

 

خودکار-سینوپتیک

 

١٣٧٩

 

١۶٣٢

 

 

 

مأخذ:اداره کل هوا شناسی فارس
۳-۱۶-وجه تسمیه و مختصری از پیشینه تاریخی استان فارس
فارس سرزمین پهناوری است که پیشینه طولانی در تاریخ و تمدن ایران و جهان دارد . سابقه تمدن در این استان به حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد می رسد . وجود رودهای بزرگ در فارس سبب شکل گیری مراکز تمدنی در این سرزمین شده است. یکی از قدیمی ترین تمدن های دوره تاریخ قبل از ورود اقوام آریایی به استان فارس تمدن عیلامی است که در هزاره دوم قبل از میلاد در غرب فارس وجود داشته است. هخامنش، رئیس یکی از قبایل پارسی در سال ۶۵۰ قبل از میلاد، نخستین حکومت پارسیان را در پاسارگاد کنونی تأسیس کرد. شیوه حکومت کوروش بر پارس بر دیگر ملل همسایه ،نمونه کاملاً متفاوتی از رفتار حکمرانان جهان باستان بود . منشور کوروش درباره آزادی های مردم در قلمرو هخامنشیان یکی از مهم ترین دستاوردهای پارسیان برای تمدن بشری محسوب می‌شود . ایران در دوره داریوش پهناورترین کشور عالم باستان بود .قلمرو گستره هخامنشی مجموعه عظیمی از تمدن های بشری دوران باستان را در خود جای داده بود. از معروف­ترین آثار باقی مانده از دوره هخامنشی در فارس به مجموعه پاسارگاد و مجموعه پارسه می‌توان اشاره کرد .موقعیت جغرافیایی فارس و فاصله آن با مراکز حکومتی سلوکی و اشکانی و سیاست ملوک الطوایفی دولت های پس از هخامنشی موجب شکل گیری پادشاهی محلی در فارس شد. در روزگاری که اشکانیان بر سراسر ایران حکومت می کردند فارس همچنان دارای پادشاهی محلی بود. هر شهری که در این استان قابل توجه بود، پادشاهی محلی بود . یکی از مهم ترین این امارات شهر استخر بود که بر ویرانه های شهر قدیم پارسه بنا شده بود. ساسانیان آخرین سلسله حکومتی ایران باستان از سرزمین پارس برخاستند . وجود آتشکده های متعدد و معابد دینی زردتشتی در فارس عهد ساسانی نشان از مذهبی بودن این سرزمین در آن دوران دارد . یکی از سه آتشکده معروف دوره ساسانیان آتشکده آذر فرنبغ در فارس قرار داشت. تأثیر اسلام بر فرهنگ و جامعه ایرانی آنچنان شدید بود که تاریخ ایران را به دو بخش تقسیم کرد. فارس در دوره اسلام تغییرات چشمگیری یافت . ظهور اسلام مقارن با غروب ساسانیان بود. در پانزده قرن اخیر تاریخ فارس دوران پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت (استان شناسی فارس ،۸۲:۱۳۹۳).
پایان نامه - مقاله - پروژه
۳-۱۷-جمعیت(تعداد جمعیت و ساختار جنسی آن):
شهر واحد جمعیتی است و جمعیت به گونه ی که در شهر استقرار یافته است باید مورد توصیف و تشریح قرار بگیرد . مطالعه جمعیت شهری در عین حال که روشنگر درجه شهرگرایی کشورها است، امکان می‌دهد که اولاًطبقه بندی اساسی روی شهرها انجام گیرد، ثانیاً نیروی کار و تولید شهر ارزیابی و سطح نیازهای جامعه شهری و تجهیزات آن برآورده شود. به هر صورت در برنامه‌ریزی‌های شهری باید از داده های آماری جمعیت سود جست و عدد کل جمعیت شهر را دانست و توزیع آن را در شاخه های مختلف فعالیت‌های شهری بررسی کرد و ترکیب و ساختار جنسی و سنی و منشاء جغرافیایی جمعیت شهر را مورد تحلیل قرار داد. شهر به مانند ارگانیسم زنده تابع رشد و توسعه است و در این مسیر بخشی از جمعیت خود را بیرون از محدوده خویش جمع آوری می نماید (فرید ،۲۱۶:۱۳۶۸). در اغلب مطالعات جمعیتی و برنامه­ ریزی­هایی که به نوعی به جمعیت مربوط می­ شود، تعداد جمعیت از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. جمعیت و شاخص­ های آن را نباید از مسایل رشد و توسعه به معنای وسیع کلمه جدا کرد، چون سطح بالای توسعه اقتصادی­­­­­­ـ­اجتماعی معمولاً با کاهش جمعیت همراه است (زیاری، ۱۳۸۳: ۱۵۴).
طبق نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰جمعیت ساکن در استان فارس معادل ۴۵۹۶۶۵۸ نفر می‌باشد که از این تعداد۵۸/۶۷ نفر شهرنشین و ۰۹/۳۲ نفر روستانشین هستند و از کل جمعیت استان در این سال ۳۸/۵۰درصد را مردان و ۶۱/۴۹درصد را زنان تشکیل می دهند. معمولاً نسبت جنسی عبارت است از نسبت مردان به زنان همان جمعیت محاسبه می‌شود (زیاری،۱۵۵:۱۳۸۶).
که در آن Mتعداد مردان و F تعداد زنان است.
= نسبت جنسی
جدول شماره (۳-۲):جمعیت و ساختار جنسی آن

 

 

۱۳۹۰

 

سال
استان

 

 

 

جمع

 

روستایی

 

شهری

 

 

 

زن

 

مرد

 

زن

 

مرد

 

زن

 

مرد

 

ترکیب جنسی

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:37:00 ب.ظ ]




در سیکل اول اندازه دو رشته به وجود آمده بزرگتر از سکانس واقعی مورد­نظر است. چرا که در فرمان داده شده جهت ساخت رشته مکمل، DNA پلی مراز از انتهای سکانس مورد نظر جلوتر رفته، محصول PCR بزرگتر از سکانس مورد نظر را تولید می­ کند با این وجود، بعد از سیکل دوم، فرآورده ­های حاصل دارای اندازه مورد نظر هستند که به آن­ها محصول کوتاه (Short PCR Product of PCR) هم گفته می­ شود. هم اندازه با طول سکانس مورد نظر هستند )یعنی از ابتدای پرایمر دوم).
مواد مورد نیاز برای انجام واکنش PCR
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه

 

    1. dNTP­ ها از شرکت سیناژن تهیه شدند که حاوی ۵۰۰ میکرولیتر از محلول ترکیب شده نوکلئوتیدهای dGTP و dTTP و dATP و dCTP با غلظت ۱۰ میلی­مول بودند. نگهداری آنها در فریزر ۲۰- صورت گرفت.

 

    1. کلرید منیزیم(MgCl2)

 

محلول کلرید منیزیم از شرکت سیناژن تهیه شد. این محلول با غلظت ۵۰ میلی­مول و بدون رقیق کردن مورد استفاده قرار گرفت. به ازای هر نمونه در واکنش ۲۵ میکرولیتری، ۱ میکرولیتر از این محلول استفاده شد.

 

    1. بافر واکنش PCR

 

بافر واکنش از شرکت سیناژن تهیه شد. بافر واکنش حاوی ۵۰۰ میلی­مول کلرید پتاسیم و ۲۰۰ میلی­مول تریس- اسید کلریدریک با PH=8 بود. غلظت این محلول به صورت ۱۰X می­باشد و بدون رقیق کردن در واکنش PCR استفاده می­ شود. بافر واکنش نیز در فریزر ۲۰- نگهداری شده و قبل از استفاده ذوب شده و پس از استفاده دوباره به فریزر ۲۰- منتقل می­ شود. به ازای هر نمونه در واکنش ۲۵ میکرولیتری، ۵/۲ میکرولیتر از این محلول استفاده شد.

 

    1. آنزیم Taq Polymerase

 

تیوب­ این آنزیم حاوی ۱۰۰ واحد از این آنزیم است. این آنزیم بطور مستقیم در واکنش PCR مورد استفاده قرار می­گیرد. نگهداری این آنزیم در فریزر ۲۰- درجه سانتیگراد است و برای استفاده بایستی بر روی یخ قرار گیرد. به ازای هر نمونه در واکنش ۲۵ میکرولیتری ۳/۰ میکرولیتر استفاده می­ شود.

 

    1. آب دوبار تقطیر شده استریل

 

از آب مقطرهای درون شیشه­های آمپول که به صورت استریل و دوبار تقطیر شده عرضه می­گردد، استفاده می­ شود.
به جای مواد بالا نیز گاهی از مستر میکس آماده نیز استفاده شده که از شرکت به آزما خریداری شده و حاوی همه مواد بالا نیز می­باشد و فقط کافی است به آن پرایمرها و نمونه DNA را بزنیم.

 

    1. پرایمر(آغازگر)

 

همان طور که در توضیح مکانیسم PCR 24 بازی می باشند که به نقاط مکمل گفته شد، پرایمرها یک رشته نوکلئوتیدی ۱۸ خود بر روی رشته الگو متصل شده و سبب مشخص شدن ناحیه تکثیر مورد نظر می شوند. در واقع علاوه بر عمل گفته شده، پرایمر ها گروه –OH 3′ مورد نیاز جهت عمل پلی مرازی آنزیم را در واکنش PCR فراهم می­آورند. در طراحی و بهینه سازی پرایمرها مواردی باید رعایت شود تا بتوانیم از اتصالات غیر اختصاصی جلوگیری نماییم. مشخصات پرایمرهای RAPD در جدول ۳-۴ نشان داده شده است.
جدول ۳-۶ مشخصات پرایمرهای RAPD
جدول ‏۳‑۴ مشخصات پرایمرهای RAPD

 

دمای ذوب (c˚) توالی نام آغازگر
۳۴ ‘-GTGAGGCGTC-3′5 OPC-02
۳۲ ‘-AAAGCTGCGG-3′5 OPC-11
۳۲ ‘-GACGGATCAG-3′5 OP C-15
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:37:00 ب.ظ ]