استخراج روغن پسته ی کوهی(Pistacia atlantica) با کمک امواج فراصوت ... |
![]() |
- فرمولبندی کنترل مدل پیشبین تعمیمیافته صنعتی چندمتغیره
پیادهسازی روش IGPC مبتنی بر این اصل است که اکثر فرآیندهای صنعتی هر چند با درجه بالا را میتوان با یک فرایند درجه اول با تاخیر مدل کرد.
یک فرایند صنعتی چند متغیره را میتوان به صورت زیر مدل کرد:
نمایش تابع تبدیل معروفترین مدل نمایش برای فرآیندهای چند متغیره است، به این دلیل که ماتریسهای توابع تبدیل میتوانند به آسانی از روش تحلیل فرکانسی یا اعمال ضربه و پله به سیستم همانند روش Reaction Curve محاسبه شوند. برای بسیاری فرآیندهای صنعتی، هر ستون از ماتریس تابع تبدیل تبدیل سیستم می تواند با اعمال پله متناظر با ورودی و اندازه گیری بهره استاتیک، ثابت زمانی و زمان تأخیر برای هر یک از خروجیها محاسبه شود. اگر این فرایند برای تمام ورودی ها تکرار شود، ماتریس تابع تبدیل به دست خواهد آمد.
ماتریس تابع تبدیل ورودی-خروجی مدل CARIMA چند متغیره می تواند توسط ماتریس گویای زیر با ابعاد تعریف شود:
(۵-۱)
با توجه به ماتریس گویای فوق ()، مسئله شامل یافتن دو ماتریس چند جملهای و است تا رابطه )۵-۱( برقرار شود. سادهترین راه برای انجام این کار تبدیل ماتریس به یک ماتریس قطری با عناصر برابر با کوچکترین مضرب مشترک مخرج توابع تبدیل های متناظر با هر سطر ماتریس است. سپس ماتریس برابر خواهد بود با . به این نوع توصیف مدل Left Matrix Fraction گفته می شود.
این نوع توصیف را برای ماتریس تابع تبدیل فوق محاسبه میکنیم، داریم
.
برای سادگی در محاسبات فرض می کنیم فرایند مورد نظر یک فرایند دو ورودی دو خروجی باشد، برای فرایند های با ابعاد بالاتر این روابط به سادگی قابل تعمیم میباشند.
برای یک فرایند دو ورودی دو خروجی ماتریس تابع تبدیل به صورت زیر میباشد:
(۵-۲)
توصیف Left Matrix Fraction برای ماتریس تابع تبدیل فوق به صورت زیر است:
که در آن ماتریسهای قطری میباشند. از مدل CARIMA برای توصیف سیستم فوق استفاده میکنیم
(۵-۳)
که نویز سفید فرایند با میانگین صفر میباشد و زمان مرده فرایند در ماتریس منعکس می شود.
ساختار زمان مرده سیستمهای چند متغیره توسط ماتریسی با عنوان ماتریس Interactor مشخص می شود که ساختار تاخیر را برای سیستمهای چند متغیره نمایش میدهد [۵۳]. این ماتریس همواره وجود دارد اگر ماتریس تابع تبدیل سیستمT(z) مناسب اکید باشد و برای تمام مقادیر z دترمینان ماتریس تابع تبدیل مخالف صفر باشد. ماتریس Interactor به صورت ماتریس چندجملهای به صورت زیر تعریف می شود:
که k یک عدد صحیح و K یک ماتریس غیر منفرد[۴۲] است. این ماتریس می تواند دارای فرم باشد که در آن D(z) دارای فرم قطری و یک ماتریس پایین مثلثی است که عناصر روی قطر اصلی آن برابر واحد و عناصر زیر قطر صفر یا قابل تقسیم بر z هستند. Interactor ماتریس می تواند برای طراحی پیشجبرانکننده با در نظر گرفتن سیگنال کنترل به صورت ، استفاده شود [۵۴]. سپس بردار خروجی می تواند به صورت زیر نوشته شود:
بنابراین این سیستم می تواند به صورت یک فرایند با یک زمان مرده d تعریف شود. توجه داشته باشید که پیشجبرانکنندهها شامل اضافه کردن زمان مرده به فرایند است. روش کنترل مدل پیشبین همانطور که در [۵۵] اشاره شده است نیازی به استفاده از این نوع جبرانکنندهها ندارد بنابراین اثرات ناخواسته ناشی از اضافه کردن زمان مرده به ورودی ها و خروجیها در این روش دیده نمیشود.در این مقاله نشان داده می شود که برای حل مسئله بهینهسازی در روش کنترل مدل پیشبین تعمیمیافته، اگر شرایطی برای انتخاب افقهای کنترل و پیشبینی در کنترل مدل پیشبین در نظر گرفته شود تنها اطلاعات اولیهای از ماتریس Interactor برای کنترل چندمتغیره مورد نیاز خواهد بود.
در اکثر فرآیندها ماتریس Interactor دارای فرم قطری میباشد. در این قسمت دو حالت مختلف توصیف می شود، در حالت اول برای همه خروجیهای فرایند یک تک تاخیر و در حالت دوم برای هر یک از خروجیهای فرایند تاخیر جداگانه در نظر گرفته می شود (). این دو حالت را در زیر به صورت کامل شرح می دهیم.
- فرض کنید زمان مرده کمینه و بیشینه برای فرایند فوق به صورت زیر تعریف شود:
.
در این حالت فرض میکنیم اختلاف زیادی بین و وجود نداشته باشد در این صورت برای همه خروجیهای فرایند زمان مرده را در نظر میگیریم. خروجی فرایند با تحریک تا زمان تحت تاثیر قرار نخواهد گرفت و خروجیهای قبل از این زمان را پاسخ آزاد فرایند مینامیم. حد پایین افق کنترل، می تواند برابر با تعریف شود. قابل ذکر است که دلیلی برای در نظر گرفتن کوچکتر از این مقدار وجود ندارد و بزرگتر در نظر گرفتن آن از این مقدار موجب میشود که خروجی های پیشبینی شده در زمانهای اولیه، که از اهمیت بالایی برخوردار هستند در تابع هدف در نظر گرفته نشوند. اگر اختلاف زیادی بین دینامیک متغیرهای فرایند وجود نداشته باشد حد بالای افق کنترل میتواند به صورت بیان شود.
بنابراین با در نظر گرفتن
(۵-۴)
و ضرب طرفین (۵-۳) در و جایگذاری ماتریسهای و داریم
(۵-۵)
اگر مقادیر ، و معلوم باشند بهترین مقدار خروجی پیشبینی شده فرایند، به صورت زیر بیان می شود:
(۵-۶)
تابع هزینه را به صورت زیر تعریف میکنیم:
(۵-۷)
که در آن و میباشد، که N افق کنترل میباشد. این تابع هدف تابعی از ، ، ، ، ، …، ، ، و مرجع ورودی خواهد بود. کمینه کردن این تایع هدف به ازای سیگنالهای کنترل ، ، … و رابطه زیر را نتیجه خواهد داد:
(۵-۸)
که در آن
(۵-۹)
(۵-۱۰)
(۵-۱۱)
M و R ماتریسهایی با ابعاد ، Y ماتریسی و و ماتریسهایی با ابعاد هستند. اگر دو سطر اول ماتریس را l بنامیم در این صورت داریم:
(۵-۱۲)
اگر مقادیر آینده سیگنال مرجع نامعلوم باشند، مقادیر آن را برابر با سیگنال مرجع در لحظه t میگیریم، در این صورت داریم
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 03:49:00 ق.ظ ]
|