این ضمایر میتوانند نقشهای متفاوتی، چون فاعل، مفعول، بدل و … داشته باشند؛ مانند من رفتم، او را دیدم و … .
البته فرشیدورد معتقد است این ضمایر نقشهایی چون مضافالیه یا شبهمضافالیه نمیتوانند داشته باشند و صفت هم به سختی میگیرند (فرشیدورد، ۱۳۸۸: ۲۴۶).
ب) ضمایر شخصی پیوسته: این ضمایر بر دو دستهاند: ضمایر فاعلی و ضمایر مفعولی.
- ضمایر فاعلی که همان شناسهها هستند و با فعل صرف میشوند، عبارتند از: «-َ م، ی، -َ د، یم، ید، -َ ند».
- ضمایر مفعولی که به اسم، فعل، صفت، ضمیر و متمم فعل و … میچسبند و عبارتند از: « -َ م، َت، -َ ش، -ِ مان، -ِ تان، -ِ شان».
این ضمایر اگر به همراه فعل بیایند، مفعول هستند: زدش بر زمین: او را زد؛ اگر به همراه اسم یا صفت بیایند، مضافالیه هستند: جانش از رفتن من بخست: جان او.
* ضمیر مشترک: آن است که برای شش صیغه یکسان به کار میرود و عبارتند از: خود، خویش، خویشتن.
پایان نامه - مقاله - پروژه
- اگر به ضمیر مشترک ضمیر متصل غیر فاعلی بچسبد، دیگر نمیتوان آن را ضمیر مشترک دانست؛ مانند خودم، خودت؛ زیرا در این حال لفظ مشترکی در کار نیست (همان: ۲۴۷).
- ضمیرهای مشترک نیز بسیاری از نقشهای اسم را میپذیرند؛ مانند به خود گفتم: متمم.

 

    1. صوت (شبه جمله)

 

کلماتی هستند که برای بیان حالات عاطفی گوینده؛ مانند «درد، تعجب، شادی، تحسین و …» به کار میرود. این کلمات، جملۀ کاملی محسوب میشوند و نشانۀ خاصی ندارند؛ مانند افسوس، زنهار و … .
فرشیدورد، ساختمان صوت را به سه قسم بسیط، مشتق و مرکب تقسیم میکند. او صوتهایی چون هان، ای، کاش، حاشا و … را بسیط میداند و اصواتی که با پسوند «ا» ساخته میشوند، جزء صوتهای مشتق درنظر میگیرد؛ مانند خوشا، دردا، شگفتا، اهلاً و سهلاً و … .
ایشان ساختمان اصوات مرکب را اینگونه در نظر میگیرد:
۱) از دو صوت: ای وای، ای دریغا؛
۲) از دو یا چند جزء که فعلش حذف شده است: شب بخیر؛
۳) از کلمۀ اشاری و ضمیر (در قدیم): اینت؛
۴) از تکرار صوت یا کلمۀ دیگر: به به؛
۵) از صوت و صفت آن: صد آفرین (فرشیدورد، ۱۳۸۸: ۵۱۶ و ۵۱۵).

 

    1. صفت

 

صفت کلمهای است که حالت و چگونگی اسم را بیان میکند و برای مقید کردن اسم به کار میرود.
اقسام صفت: پیشین
پسین
صفت پیشینصفاتی هستند که قبل از اسم میآیند؛ اما این صفات عبارتند از:
۱) اشاره: «این، آن، همان، همین)؛
۲) مبهم: «هر، همه و …»؛
۳) پرسشی: «کدام، چند و …»؛
۴) شمارشی: «اعداد، اُم و اُمین (پنجم) و …»؛
۵) تعجبی: «به، چه».
صفت پسینصفاتی هستند که بعد از اسم میآیند و ویژگیهای اسم بعد از خود را توضیح میدهند؛ به این صفات چون ویژگیهای اسم را از قبیل، رنگ، اندازه، کیفیت و … بیان میکنند، صفت بیانی میگویند.
صفات بیانی ۵ گونه است: صفت ساده، صفت فاعلی، صفت مفعولی، صفت نسبی، صفت لیاقت.
صفت ساده: صفتی است که چگونگی و خصوصیت موصوف را میرساند که معنی فاعلی و مفعولی و … ندارد؛ مانند کتاب خوب.
صفت فاعلی: صفتی است که بر انجامدهنده کار دلالت میکند؛ مانند گیرنده، گریان.
صفت مفعولی: صفتی است که کار بر آن واقع میشود؛ مانند شنیده، خوانده.
صفت نسبی: صفتی است که اسمی را به چیزی یا کسی یا جائی نسبت میدهد؛ مانند ایرانی.
از نشانه های صفت نسبی میتوان به (ی، ین، ینه، گان و …) اشاره کرد.
صفت لیاقت: صفتی است که ارزش موصوف را میرساند و نشانۀ آن «ی» است که به آخر مصدر فارسی میافزایند؛ مانند فهمیدنی.
۱ـ ۵. اقسام صفت از حیث ساخت
۱) صفت ساده: خوب، زشت؛
۲) صفت مرکب: سفیدبخت، بداندیش؛
۳) گروه وصفی: دست از جان شسته.
۲ـ ۵. اقسام صفت از حیث ریشه
«صفت جامد: صفتی است که از بن فعل گرفته نشده باشد: خوب؛
صفت مشتق: صفتی است که از بن فعل جدا شده باشد: راننده؛
بیشتر صفات فاعلی و مفعولی و لیاقت و نیز برخی از صفات نسبی جزء صفات مشتقاند: گیرنده، خریدار» (انوری و گیوی، ۱۳۸۷: ۱۵۸).
۳ـ ۵. اقسام صفات بیانی از حیث سنجش
صفت بیانی از لحاظ مقایسۀ موصوف آن با افراد دیگر اقسامی دارد که هر یک از دستورنویسان به آن اشاره کردهاند و برخی صفت را از این حیث به دو نوع تفضیلی و عالی تقسیم میکنند و برخی دیگر از جمله فرشیدورد و انوری و گیوی اقسام دیگری، چون مطلق و برابر را هم به آن اضافه میکنند.
«۱) صفت مطلق: آن است که موصوفش با چیزی مقایسه نمیشود و از لحاظ لفظی خالی از نشانه های تفضیلی و عالی و برابر است؛ مانند کتاب زیبا.
خیامپور صفت مطلق را بر دو قسم سماعی و قیاسی در نظر میگیرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...