کــه عــدم آمـد امیــدِ عــابدان

 

 

 

 

 

 

 

(مثنوی۵/۱۰۱۹-۱۰۲۰)

 

 

 

خَاک ُوآبُ و باد مَعنَاش ظَاهِرَن

 

 

 

عُنصُرِبِــی اِمکَان مَعنــَاش بَـاهِرَن

 

 

 

۱) ترجمه بیت: معنای عناصر اربعه آب و خاک و باد و آتش کاملاً مشخص است وعنصری که بدون هستی باشد معنای آن هم آشکار است.
۲) نکات بلاغی: ظاهرن با باهرن: کلمه قافیه و(ر روی و نون وصل) آب، خاک‌، با و آتش: مراعات النظیر است و باد، آتش، خاک و آب: عناصر اربعه را تشکیل می دهند، ظاهر با باهر: جناس مضارع اختلاف در حرف اوّل، آب با خاک و آتش با آب و باد: تضاد است.
۳) شرح مفاهیم عرفانی: ظاهر: آشکار پدیدار، در معنی عرفانی نقطه مقابل باطن است و آنچه که با حواس قابل درک و دریافت باشد، ظاهر و باطن در همدیگر اثر دارند. هرگاه با ریاضت و مجاهدت به حق ظاهر آراسته گردد باطن هم درست می گردد، و ظاهر عنوان و نشانه ای از باطن و درون عارف است. (ر. ک، سجادی، ۱۳۸۹: ۵۶۱)

 

 

وَ قــُوْسِ صُعُـود وَ قُــوْسِ نـُزُول

 

 

 

اَرْایِ شِنَــاخْتِــنِ ظَــاهِــرکِــرد رَسول

 

 

 

۱) ترجمه بیت: خداوند برای رسانیدن انسان به کمال از عدم نیستی به هستی پیامبر را فرستاده است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۲) نکات بلاغی: نزول با رسول: کلمه قافیه است، صعود با نزول تضاد.
۳) شرح مفاهیم عرفانی: نخستین موجودی که خداوند خلق نموده است عقل است که به نفس الرحمن مطرح است. و از سیر نزولی انسان تا سیر صعودی مراتب وجود انسان را طی تا او را به منزل اصلی که مبدا کل است وصل نماید، به نظر عرفا اوّلین صادر حق عقل اوّل است که به روح محمّدی معروف است، و این نور محمّدی اولین تنزل حق به صورت امکان وجود خلقی است که واسطه موجودات بوده است. وتمام مراتب کمال از پایینتر از خود را به نحو کامل داراست و حدیث حضرت رسول ناظر بر این معنی است که میفرمایند: «اَوَّلُ مَا خَلَقَ الله نُوری» و« اَوَّلُ مَاخَلَقَ اللهُ الْعَقْل» این بیانگراین موضوع است که، هیچ موجودی از حیطه واسطه ی وجودی انسان کامل حضرت ختمی مرتبت خارج نمیشود، روح محمّدی همان عقل اوّل است. (ر. ک، یثربی یحیی، عرفان نظری، ۱۳۷۲: ۳۳۰ – ۳۳۲)، مولوی در دفتراوّل مثنوی بر سیرنزول و صعود اجزای هستی چینین اشاره دارد:

 

 

در من آمد آن که از وی گشت مات

 

 

 

آدمی و جانور، جامد، نبــــات

 

 

 

ایــن خـود اجزا اند، کـلیّات از او

 

 

 

زرد کرده رنگ و فاسد کرده بو

 

 

 

تا جهان گه صابر است و گه شکور

 

 

 

بوستان گه حُلّه پوشد، گاه عـور

 

 

 

آفتــابـی کــو بـر آیـد نـارْ گــون

 

 

 

ساعتـی دیگر شود او سرنگـون

 

 

 

 

 

 

 

(مثنوی۱/۱۲۸۴-۱۲۸۷)

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...