(همان:۳۰۰)
در الگوی نحوی زیر، ویژگی‌های نحوی مصراع اول را مصراع دوم، تداعی می‌کند و ذهن از این دریافت لذّت می‌برد. نقش‌های دستوری مفعول، فعل، فاعل و مسند تکرار شده است:
منبــر را کرده ده عقل مجرّد پایگـی خطبه را کــرده نه چــرخ فلک منبــری
(همان:۳۵۸)
در سخن منظومی دیگر آرایه تکرار نحوی با تکرار نقش‌های فاعل، متمم، فعل و مفعول، چنان برجسته است که بیت به صورت موازنه کامل به نظر می‌رسد:
امامـت ز عصمــت بـــرد استقامـت عصمـت به فعل امــر پذیــرد تمامــت۱۶
(همان:۳۵۹)
۴-۳ سجع
«از آنجا که موسیقی، بی‌واسطه ترین هنر برای رهیافت به درون آدمی است، می‌تواند بی‌نهایت آثار ادبی را عمیق، زیبا و دلنشین سازد و جان‌ها را برباید. انسان در نخستین گام برخورد با مقوله‌های هنری، خودآگاه و ناخودآگاه از بار موسیقیایی کلمات دگرگون می‌گردد و هر چه یک اثر ادبی بتواند ابعاد بیشتری از موسیقی را به کام خویش بکشاند، زیباتر، قوی‌تر و مؤثرتر می‌گردد»(محبّتی،۱۳۷:۱۳۸۰). سجع یکی از امکاناتی است که موسیقی کلام را به وجود می‌آورد و واژه‌های آهنگین را می‌آفریند و آن است که «دو واژه به گونه‌ای در ریخت و ساختار آوایی با هم پیوند و همبستگی داشته باشد»(کزازی،۴۱:۱۳۸۵).
دانلود پایان نامه
در سجع چهار شرط لازم است: «برگزیدن الفاظ مفرد، هم‌نشین ساختن الفاظ به شیوه‌ای نیکو، تابع معنی بودن کلمات و دلالت هر قرینه بر معنایی تازه، تا سبب اطناب نشود»(زرین کوب،۷۵:۱۳۶۳).
سجع به سه دسته متوازی، مطرّف و متوازن تقسیم می‌شود و به طوری کلی این نمونه از سجع‌ها مخصوص نثر هستند و در شعر نمود برجسته‌ای ندارند و حال‌آنکه آرایه موازنه و مزدوج، در شعر فیاض لاهیجی یافت شده است.
۱-۴-۳ ﻣﻮازﻧﻪ
موازنه در علم بدیع، «آوردن کلماتی است هم‌ وزن در دو مصراع از شعر یا دو پاره از نثر، به گونه‌ای که همه کلمات قرینه و یا اکثر آنها با یکدیگر هم وزن باشند»(احمدنژاد،۱۱۳:۱۳۷۲). موازنه ترفندی موسیقیایی، گوش‌نواز و خیال‌انگیز است و درباره آن گفته شده است که «موازنه با نوعی تکرار مضمون همراه است و این خود سبب تأکید مطلب می‌شود، به هر حال موازنه به ویژه اگر به طور طبیعی و به ضرورت تأکید مضمون بیاید، گوش‌نواز و دلنشین است. ترفند موازنه، زمانی که با تکرار نحوی همراه باشد، زیبایی آن دو چندان می‌شود»(وحیدیان کامیار،۴۵:۱۳۷۹).
فیاض لاهیجی از این آرایه به زیبایی استفاده کرده و موازنه در شعر او ۴۳ بار و معادل ۱۵/۶۵ درصد از انواع سجع آمده است.
در زیر واژه‌های “بهشت” و “بهار"، “عدن” و “خلد"، “حسن” و “خط"، سجع متوازن هستند و الفاظ “دیده” و “رسیده"، سجع متوازی هستند. زیبایی این بیت در این است که کلمات در عین اختلاف (کثرت)، با هم وحدت دارند و خواننده از دریافت آن لذّت می‌برد:
بهشت عدن به حسن رسیده می‌ماند بهار خلـــد به خط دمیــده می‌مانــد
(فیاض لاهیجی،۱۸۵:۱۳۷۳)
واژه‌های “ز” و “به"، “عکس” و “زلف"، سجع متوازن و کلمات “سنبلستان” و “هزار دستان"، سجع متوازی هستند که وجود آنها سبب زیبایی و خوش‌آهنگی کلام شده است:
ز عکس زلف تو آیینه سنبلستانست به وصف روی تو بلبل هزار دستانست
(همان:۱۳۴)
شاعر با توسّل به آرایه موازنه، کلمات “مگو” و “مبین"، “ز” و “مه"، “عقل” و “علم"، سجع متوازن و الفاظ “خود رأیی” و “خود آرایی"، سجع متوازی را می‌آورد که واژه‌های سجع‌دار، سبب بیگانه‌سازی و غرابت سخن گشته است:
مگو ز عقل که دام فریب خود رأییست مبین به علــم کـه آیینــه خـود آراییســـت
(همان:۱۳۵)
در بیتی دیگر آرایه موازنه با آوردن الفاظ “مصوّر” و “مهندس” ، “حسن” و “شکل” که سجع متوازن هستند و “گونه” و “نسخه"، “رویت” و “ابرویت” و “مثالی” و “هلالی"، به صورت سجع متوازی قابل تأمّل است:
مصوّر گونه از رویت برد حسن مثالی را مهندس نسخه ز ابرویت برد شکل هلالی را۱۷
(همان:۸۲)
۲-۴-۳ مزدوج
درباره آرایه مزدوج گفته‌اند که «آرایه مزدوج، آن است که در نثر یا شعر، واژه‌های سجع‌دار در کنار هم و یا نزدیک هم بیاید و دو جمله یا فقره که قرینه هستند، یعنی تساوی نسبی هجایی دارند (با یک یا دو مورد اختلاف) با سجعی به هم بپیوندند»(تقوی،۴۶:۱۳۱۷). این صنعت وقتی زیبا و هنری است که بر صنایع لفظی چون سجع و جناس، متّکی باشد(شمیسا،۹۴:۱۳۸۳).
در اشعار فیاض لاهیجی آرایه مزدوج به میزان ۲۳ مورد و با ۸۴/۳۴ درصد از انواع سجع آمده است که در زیر به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود.
در بیت زیر الفاظ “آب” و “تاب” و “کار” و “بار"، سجع‌هایی هستند که به صورت عمودی در کنار هم آمده‌اند و آهنگ کلام را هنری و شاعرانه ساخته‌اند:
ما ز تاب افتاده‌ایم، از آب و تاب ما مگوی ما ز کار افتاده‌ایم، از کار و بار ما مگوی
(فیاض لاهیجی،۲۴۵:۱۳۷۳)
در بیتی دیگر کلمات “نورانی” و “روحانی” ، “جسمانی” و “جاودانی"، نمونه‌ای از آرایه مزدوج هستند که به زیبایی آورده شده است:
بـه عقـل نورانــی به نفـس روحانــی به طبع جسمانـی به حسن جاودانـی
(همان:۳۵۴)
کلمات سجع دار “علاج” و “مزاج” که در بیت زیر آمده‌اند، آرایه مزدوج می‌باشد.
گهی ز بهر عــلاج مــزاج تو کـردی علی العموم طبیبان خاص را تعیین۱۸
(همان:۲۲۹)

 

پی نوشت‌های فصل دوم:
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...