منبع: [۸]
این رویکرد دارای مزیت هایی برای مدیران و پژوهشگران در حوزه ی کسب و کار است که اولین مزیت آن این است که تمرکز بر فعالیت ها، یک رویکرد طبیعی برای کارآفرینان و مدیرانی است که باید در مورد طراحی مدل کسب و کار تصمیم گیری نمایند [۸]. به طور مثال آیا فعالیت های X و Y که در مرکزیت مدل کسب و کار قرار دارند باید درون یا خارج از مرزهای سازمان کنترل شوند؟ (بهترین حالت برای کنترل X و Y چیست؟) .[۸]
پایان نامه
دوم، این رویکرد به جای تمرکز بر انتخاب های منفرد بر تفکر سیستمی و کل نگر در هنگام طراحی مدل کسب و کار تمرکز دارد. سوم، تمرکز بر فعالیت ها این اجازه را می دهد که روی سازمان مرکزی که باید بر روی طراحی مدل کسب و کار و این که چگونه یک فعالیت جدید را به مدل کسب و کار فعلی داخل کند و هم چنین این که چه کسی باید این فعالیت را کنترل کند، تمرکز شود. چهارمین مزیت سیستم فعالیت ها این است که این رویکرد شامل احتمالات ممکن برای توسعه و بازسازی تئوری های آینده است. به طور مثال باید به این نکته با دقت بیشتری رسیدگی شود که فعالیت ها چگونه با توجه به منابع مختلف توسط سازمان ایجاد شده اند (یعنی ممکن است به جنبه های اجتماعی ارتباط بین مشارکت کنندگان در مدل کسب و کار و ابعاد تعاملی این ارتباط توجه بیشتری شود.) [۸].
۲-۵-۴) چارچوب مدل کسب و کار جانسون، کریستنسن و کاگرمن[۱۱۰]
گزاره ارزش مشتری

 

 

  • مشتریان هدف

 

 

 

  • آنچه که باید برای مشتریان انجام شود

 

 

 

  • پیشنهادات به مشتریان

 

 

فرمول سود

 

 

  • مدل درآمد

 

 

 

  • ساختار هزینه

 

 

 

  • مدل حاشیه سود

 

 

 

  • شتاب منابع (منابع با چه سرعتی باید مورد استفاده قرار گیرند تا حجم تولید مورد نظر تحقق یابد.)

 

 

منابع کلیدی

 

 

  • مردم

 

 

 

  • تکنولوژی، تولیدات

 

 

 

  • وسایل

 

 

 

  • اطلاعات

 

 

 

  • کانال ها

 

 

 

  • مشارکت، اتحاد با سایرین

 

 

 

  • برند

 

 

فرایند های کلیدی

 

 

  • فرایند ها

 

 

 

  • احکام و معیارها

 

 

 

  • قواعد

 

 

شکل (۲-۱۱): چارچوب مدل کسب و کار جانسون
منبع: [۱۷]
جانسون و همکارانش [۱۷] پیشنهاد می کند که « یک مدل کسب و کار باید شامل چهار جزء باشد: گزاره ی ارزش مشتری و فرمول سود که ارزش سازمان و مشتریان را تعیین می کنند و منابع کلیدی و فرایند های کلیدی که توصیف می کنند چطور آن ارزش به مشتریان و سازمان انتقال خواهد یافت.»
۲-۵-۴-۱) گزاره ارزش مشتری
یک سازمان موفق سازمانی است که راهی برای خلق ارزش برای مشتریان اش بیابد، یعنی راهی برای کمک به مشتریان تا کاری از آنها مرتفع گردد و مشکلی از مشکلات آنها حل شود. منظور از “کار” در این جا یک مشکل بنیادی در یک موقعیت خاص است که نیاز به راه حل دارد [۱۷].
۲-۵-۴-۲) فرمول سود
فرمول سود نوعی برنامه است که تعیین می کند سازمان چگونه به خلق ارزش برای خود بپردازد در حالیکه ارزش مشتریان را نیز تامین می کند [۱۷].
۲-۵-۴-۳) منابع کلیدی[۱۱۱]
منابع دارایی های سازمان هستند مانند کارکنان، تکنولوژی، محصولات، وسایل و ابزار ها، کانال ها و برند که همه ی اینها برای خلق و انتقال ارزش به مشتریان هدف مورد نیاز می باشند. در این جا مقصود منابع کلیدی و روش هایی که این منابع با یکدیگر در تعامل هستند می باشد که برای مشتریان و سازمان ارزش می آفریند. (هر سازمانی منابع عمومی و پایه ای دارد که تاثیری در تمایز رقابتی ندارند.) [۱۷]
۲-۵-۴-۴) فرایند های کلیدی[۱۱۲]
سازمان های موفق فرایند های مدیریتی و عملیاتی ای دارند که به آنها این امکان را می دهند که به انتقال ارزش به شکلی بپردازند که موفقیت آمیز و تکرار شونده باشد. این موارد شامل آموزش، توسعه، ساخت، بودجه بندی، برنامه ریزی، فروش و خدمات می باشد. از فرایند های کلیدی همچنین می توان به قواعد، استانداردها و دستور العمل ها اشاره نمود. [۱۷]
۲-۵-۵) چارچوب مدل کسب و کار اپلگیت[۱۱۳] و همکاران

مدل درآمد
مدل هزینه
مدل دارایی
شکل (۲-۱۲) : چارچوب مدل کسب و کار اپلگیت و همکاران

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...