دانلود فایل های پایان نامه در رابطه با بررسی تطبیقی گفتمان سیاسی و اجتماعی طنز در اشعار ملک الشعرای بهار ... |
![]() |
صاحب الرأیا رو صبح نشین روی خرک
رأیها پیش نه و داد بزن های جگرک
پـوت قـند آیـد از بهر تـو تـوپ بـرک
می ده پیشتر و می دهـدت بیـشترک
آنکه عقلش کم و فضل و خردش کمترک است
انتخــابــات شــد و اول دوز و کلــک است
(بهار، ۱۳۵۸،ج۱ : ۲۲۲)
قسمت اعظم دیوان بهار شامل اینگونه اشعار است که در تمامی آنها نوعی انتقاد حاکم است. اما قسمت اعظم اشعار زهاوی از نوع اول است که در آن قافیه هر چند بیت یکبار تغییر میکند.
وزن: «مجموعهای از زمانههای مساوی و مکرر است که بیت از آنها تشکیل میگردد و همچنین با تفعیلات شناخته میشود.» (الورقی،۱۹۸۴: ۱۶۵) بنابراین وزن باعث توازن وانسجام موسیقایی در شعر میگردد.
در شعر کلاسیک علاوه بر قافیه و قالب، اشعار بر اساس اوزان شانزدهگانۀ عروضی سروده میشد، حتی زمانی که از قالبهای عامیانه استفاده میکردند، این اوزان در آنها وجود داشت. با وجود اینکه زهاوی در مقابل وزن و قافیه کلاسیک ایستاد و در بیتی که ذکر گردید شعر را مقید به وزن نمیداند، ولی شعر خود را هیچگاه عاری از اوزان خلیلی نکرد. بعبارت دیگر وی در شعر خود تاحدودی، موفق به تغییر قافیه شد، ولی هیچگاه نمیتوانست که آن را از اوزان عروضی رها سازد.
خود وی در اینباره چنین میگوید: « من معتقدم که شعر قاعده و قانون ندارد و فراتر از هر قاعدهایست. شعر آزاد است و نباید در قید غل و زنجیر باشد… من اعتقاد دارم که بعد از چندین بیت در یک قصیده، هیچ مانعی برای تغییر قافیه وجود ندارد و شاعر میتواند بر هر وزنی شعر بسراید، چه بر وزن اوزان خلیلی چه بر وزنهای دیگر.» (الدجیلی، بی تا: ۲۰) بنابراین شعر مرسل، فقط از قید قافیه و روی آزاد میشود نه از موسیقی یا وزن، چرا که وزن برای شعر ضروری است. بهار همانند زهاوی در کنار تغییراتی که محتوا، زبان و قالب شعری خود بوجود آورد، در وزن همیشه نسبت به شعر قدیم وفادار ماند.
هر دو شاعر در اشعار طنز خود متناسب با مضمون گاهی از اوزان تند و ضربی همچون خفیف یا بسیط و یا مدید استفاده میکنند و یا براساس وزنهای نرم و روان همچون منسرح شعر میسرایند، البته در بیشتر مواقع اشعار طنز، در وزنهای تند بکار میرود.
۲٫۲٫۲٫۴٫ موسیقی درونی
موسیقی درونی عبارتست از «هماهنگی و نسبت ترکیبی کلمات و طنین خاص هر حرفی در مجاورت با حرف دیگر.» (شفیعی کدکنی،۱۳۸۸: ۵۱) موسیقی درونی در شعر بویژه شعر کلاسیک بسیار تاثیرگذار است، چرا که در این اشعار نمیتوان بنابر مضمون، وزن را تغییر داد. آرایه های لفظی و معنایی به همراه دلالت موسیقایی کلمات در موسیقی درونی شعر بسیار تاثیر گذار هستند.
از میان زیباییهای لفظی که شامل جناس، تقسیم، تصدیر، تضاد و.. است، جناس در شعر و نثر تاثیر بسیاری در موسیقی درونی میگذارد و بمعنای شباهت دو لفظ در ظاهر و تفاوت آندو در معناست. بنابراین نوعی تکرار در آن وجود دارد البته با این تفاوت که تکرار در لفظ است نه در معنا.
جناس انواع متفاوتی دارد، از جمله جناس تام، ناقص و اشتقاق. جناس تام به معنای تکرار دو لفظ همانند که فقط در معنا با هم تفاوت دارند. جناس ناقص تفاوت در تعداد، شکل، ترتیب و یا نوع حروف است و جناس اشتقاق زمانی ایجاد میشود که اصل دو کلمه که تقریباً در لفظ همسان هستند، با هم متفاوت باشد. از جمله این جناسها که موسیقی درونی را در شعر ایجاد میکنند، میتوان به بیت زیر اشاره کرد:
إذا حُییَ الإنسانُ صادَفَ مُنکَراً وَ إن ماتَ لاقی مُنکراً وَ نَکیرا
(الزهاوی، ۱۹۲۴ : ۵۱)
(آنزمان که انسان زنده است با کردارهای ناپسند روبرو میشود، و زمانی که میمیرد با فرشتگان موکل قبر.)
در این بیت بین دو کلمۀ “منکر” جناس تام وجود دارد، چرا که کلمۀ اول به معنای اعمال منکر و ناپسند است و کلمۀ دوم نام یکی از فرشتگان موکل قبر است. بهار هم در بیت زیر بین دو کلمۀ مادام جناس تام ایجاد کرده است:
اندرین شهر پدید آمده مادامی چند بسته بر پای دل خسته ما، دامی چند
(بهار،۱۳۵۸،ج۱ : ۲۰۲)
در این بیت بین دو کلمۀ “مادامی و ما، دامی” جناس تام وجود دارد، کلمۀ اول به معنای مادام و کلمۀ دوم ترکیبی از “ما” و “دامی” است. همچنین جناس ناقص در ابیات هر دو شاعر به وفور دیده میشود، بین دو کلمۀ ” العسر” و “الیسر"در این بیت:
أ یُذکرکَ الإنسانُ فی العُسرِ جائِعاً وَ ینساکَ عِندَ الیُسرِ إذ هو یُشبِعُ
(ناجی،۱۹۶۳: ۳۴۶)
(ای خدای بزرگ، آیا انسان زمانی که در سختی و گرسنگی است تو را بیاد میآورد و آنهنگام که در آسایش و سیری است، تو را فراموش میکند.)
همچنین کلماتی چون: “دنیا و دینا، جاحد و واحد، المزایا و المنایا، الشعر و الشعور، فکرا و کفرا، معقول و منقول، کف و فک” وبسیاری از کلمات دیگر جناس ناقص ایجاد کرده است. همچنان که بهار در بیت زیر بین دو کلمۀ “دستان و مستان” جناس ناقص ایجاد کرده است:
هردم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست کار ایران با خداست
(بهار،۱۳۵۸،ج۱ : ۱۴۶)
علاوه بر آن کلماتی چون: “گُل و گِل، کر و کور، خوش و شوخ، ایران و ویران، کمالی و مالی، امن و امان، بحر و بر” و الفاظ دیگری جناس ناقص وجود دارد.
این دو شاعر از جناس اشتقاق هم بسیار در اشعار خود بهره بردهاند، همچون جناسی که بین دو لفظ “مصل و صل” وجود دارد:
بَعضُ الصَلوهِ ریاءٌ کَم مِن مُصَلٍّ کَصَلِّ
(ناجی،۱۹۶۳: ۳۲۰)
( برخی از نمازها فقط دورویی است، چه بسا نمازگزاری که همچون مار افعی است.)
“مصل” از ریشه صلی یُصلی، بعمنای نمازگزاردن است و “صلّ” به معنای مار افعی است. همانگونه که بهار بین دو کلمۀ “پوشیدم و پشم” در بیت زیر ایجاد کرده است:
من تو را دیدم واز غیر تو پوشیدم چشم با سر زلف باشد دو جهان پیشم پشم
(بهار،۱۳۵۸،ج۱ : ۲۰۲)
همچنین بین کلمات: “اسطور و ساطور، مسود (به معنای آقا و سرور) و أسود (جمع اسد بمعنای شیر)، زاغ و زغن” و… نوعی جناس اشتاق وجود دارد. نکتهای که باید ذکر شود این است که هر دو شاعر از لفظ پردازیها بدور بوده و مقید به زیباییهای لفظی نیستند و آرایههایی چون جناس را هرجا پیش میآمد و ضرورت موسیقایی ایجاب میکرد، استفاده میکردند.
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 11:56:00 ب.ظ ]
|