۰٫۰۰۱

 

 

 

هویت سردرگم

 

۱٫۴۷۸-

 

۰٫۲۴۱-

 

۰٫۰۰۱

 

 

 

دلبستگی دوسوگرا

 

۱٫۵۱۵-

 

۰٫۲۱۲-

 

۰٫۰۰۱

 

 

 

هویت هنجاری

 

۰٫۹۳۹

 

۰٫۱۶۲

 

۰٫۰۰۴

 

 

 

هویت اطلاعاتی

 

۰٫۵۷۳

 

۰٫۰۹۹

 

۰٫۰۴۹

 

 

 

جدول ۴-۶ خلاصه تحلیل رگرسیون چند متغیری پیش‌بینی کفایت اجتماعی دانش آموزان از طریق سبک‌های دلبستگی و سبک‌های هویت را نشان می‌دهد. با فرض اینکه R2، درصد واریانس مشترک سبک‌های دلبستگی و سبک‌های هویت در پیش‌بینی کفایت اجتماعی دانش آموزان است، نتایج جدول فوق نشانگر آن است که مجموع متغییرهای بکار رفته (سبک‌های دلبستگی و سبک‌های هویت) ۲۵% از واریانس کفایت اجتماعی دانش آموزان را پیش‌بینی می‌کند. با توجه به اینکه F محاسبه شده در سطح کمتر از ۰۱/۰ معنا‌دار است، لذا مدل رگرسیون خطی معنا‌دار است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می‌دهد که سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا و سبک های هویت اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم در سطح (۰۱/۰=α) قادر به پیش‌بینی کفایت اجتماعی دانش آموزان به صورت معکوس و معنی‌دار می‌باشند و آزمون t برای معناداری ضرایب رگرسیون در سطح کمتر از ۰۱/۰ معنادار است. با توجه به اینکه β ضریب استاندارد شده رگرسیون است، مشخص می‌گردد که سبک دلبستگی اجتنابی با ضریب تبیین (۲۹/۰-) بیشترین سهم را در پیش‌بینی کفایت اجتماعی دانش آموزان دارد. همچنین معادله رگرسیون فوق به صورت زیر نوشته می­ شود:
پایان نامه - مقاله - پروژه
Y= - 171.34B1 (۲٫۷۹) - B2 (۱٫۴۸) – B3 (۱٫۵۱) – B4 (۰٫۹۴) – B5 (۰٫۵۷)
Y= کفایت اجتماعی دانش آموزان B= سبک دلبستگی اجتنابی
B2= سبک هویت سردرگم B= سبک دلبستگی دوسوگرا
B4= سبک هویت هنجاری B= سبک هویت اطلاعاتی
فصل پنجم بحث و نتیجه‌گیری
در این فصل به خلاصه ای از بیان مساله مورد نظر، هدف پژوهش، روش های آماری مورد استفاده جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات اشاره می شود. سپس، در زمینه های پژوهش بحث و بررسی صورت می گیرد و در ادامه به پیشنهادها و محدودیت‌های پژوهش اشاره می شود.
۱-۵ خلاصه پژوهش:
کفایت اجتماعی به وضعیتی اطلاق می‌شود که افراد خود را به تدریج از روی عمد و غیرعمد تعدیل می‌کنند تا با فرهنگ موجود سازگار شوند، مانند رعایت عادت، عرف و یا تقلید (مصائبی، ۱۳۸۷). و این صحت نخواهد داشت جز اینکه کودک در یک محیط، این عاطفی‌گری و محبت مادرانه و پدرانه را بچشد و ارتباط عاطفی مناسبی با والدین خود برقرار نماید از این طریق زمینه را برای شکل‌گیری هویت مناسب و سازگاری اجتماعی مثبت و سازنده آماده نماید. بدون شک نوع ارتباط عاطفی با والدین یا نوع سبک دلبستگی[۱۱۳] یکی از عوامل بسیار تأثیرگذار است، در چگونگی شکل‌گیری هویت نوجوانان است.نوجوانی زمانی مناسب برای شکل دهی هویت (احساس و مفهومی از خود) است که تاریخچه گذشته فرد و توانمندی های مورد نیاز برای سلامت روان شناختی در بزرگسالی را درهم می آمیزد. از این رو در این پژوهش به بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سبک های هویت با کفایت اجتماعی دانش آموزان دبیرستان پرداخته شد.
سازمان بهداشت جهانی سلامت روانی را سالم و متعادل بارآوردن شخصیت (خود و دیگران ) از طریق فراهم آوردن محیط مناسب برای تامین نیازها و شکوفایی استعداد می داند. یکی از مسائل حائز اهمیت در حیطه شناخت خود که می‌تواند بر سلامت روان افراد تاثیرگذار باشد سبک هویت فرد است. سبک پردازش هویت عبارت است از اینکه افراد چگونه اطلاعات مربوط به خود را پردازش می‌کنند. چگونه درباره اطلاعات مربوط به خود و موضوعات هویتی بحث و گفتگو می‌کنند و تصمیم می‌گیرند. جدید ترین نظریه مربوط به هویت، نظریه سبکهای هویت برزونسکی است. برزونسکی سازماندهی منتقدانه نظام باورها را از تکالیف نوجوانان می‌داند و در تلاش برای مفهوم‌سازی تفاوت‌های فردی در تحول هویت به روش فرآیندی سه سبک پردازش هویت را بیان می‌کند: ۱- سبک هویت اطلاعاتی ۲- سبک هویت هنجاری ۳- سبک هویت سردرگم-اجتنابی.
هم‌اکنون مطالعاتی در حیطه رشد هویت وجود دارد که تفاوت‌های فردی مهمی را در رفتار و ویژگی‌های شخصیتی بین دانش‌آموزان دبیرستانی آشکار ساخته‌اند. این یافته‌ها نشان می‌دهند دانش‌آموزانی که در اندازه‌گیری هویت نمره بالای میانگین می‌آورند قابل اعتمادترند، سازگارترند، خودپذیری بالاتری دارند و از لحاظ شخصیتی منسجم‌تر از دانش‌آموزانی هستند که نمرات آنان پائین‌تر از متوسط است. برزونسکی (۲۰۰۳) طی تحقیقی نشان داد که افراد دارای سبک هویت اطلاعاتی در مقایسه با دو سبک دیگر از بالاترین سطح سلامت و تعهد برخوردارند.
از این رو سوال اصلی این پژوهش آن است که آیا که آیا بین نوع سبک‌های دلبستگی، سبک‌های هویت با کفایت اجتماعی رابطه وجود دارد؟
طرح پژوهشی حاضر با روش همبستگی صورت پذیرفت. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان دختر وپسر ۱۵ تا ۱۸ ساله دبیرستان گیلان غرب استان کرمانشاه بود که در سال تحصیلی ۹۳-۹۴ در این مراکز مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش حاضر ش
امل ۳۰۰ دانش‌آموز بود که ۲۴۰ نفر از دانش‌آموزان به عنوان گروه نمونه انتخاب و به پرسشنامه‌های کفایت اجتماعی فلنروسبک دلبستگی ، سبک‌های هویت برزونسکی پاسخ دادند.
با توجه به مطالب ذکر شده در راستای پاسخ به سوالات پژوهش به بررسی نتایج حاصل از پژوهش و مقایسه داده های پژوهشی با تحقیقات گذشته پرداخته می شود.
۲-۵ : بحث در چارچوب فرضیه‌های پژوهش
فرضیه اول: بین سبک‌های دلبستگی و کفایت اجتماعی دانش‌آموزان دبیرستانی رابطه وجود دارد.
فرضیه اول پژوهش که به تبیین رابطه سبک‌های دلبستگی و کفایت اجتماعی دانش‌آموزان دبیرستانی می پرداخت ،نشان داد که بین نمرات سبک‌های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا با کفایت اجتماعی دانش‌آموزان ارتباط معکوس و معنی‌داری (۰۱/۰ P≤) وجود دارد. به عبارتی با افزایش نمرات سبک‌های دلبستگی ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا)، نمرات کفایت اجتماعی دانش‌آموزان کاهش می‌یابد و بالعکس. اما بین نمرات دلبستگی ایمن و کفایت اجتماعی دانش‌آموزان ارتباط معنی داری مشاهده نشد.
بالبی (۱۹۶۹) معتقد است که کیفیت ارتباط با دوستان و همسالان، بازتابی است از کیفیت ارتباط والدین – کودک. به طور معمول کودکی که دلبستگی ایمن دارد از والدینش مدل عملی پاسخ دهنده و پذیرا داشته و از خود مدل عملی با ارزش و دوست داشتنی دارد. دیدگاه این کودکان در مورد ارتباط با همسالان مثبت است و انتظار پاسخ­های مثبت دارند. از سوی دیگر کودکان وابسته ناایمن، مدل عملی که از والدین خود دارند، یا به عنوان طردکننده است، یا پاسخ دهنده بی ثبات و این دو مدل هر دو منجر به از بین رفتن روابط اجتماعی کودکان با همسالان می‌شود.
کیفیت دلبستگی افراد در سنین کودکی نقش مهمی‌در تعیین درجه آسیب پذیری افراد برای کجروی­های رشدی، بازی می‌کنند و سبک دلبستگی فرد از عوامل مؤثر ایجاد آسیب­های روان شناختی در طول زندگی است(بالبی، ۱۹۸۸، به نقل از ترویسی و همکاران، ۲۰۰۵، به نقل از بهزادی پور).
چوهان (۱۹۹۰)نتایج تحقیقات نشان میدهند میزان اعتماد در هر کدام از اشکال دلبستگی به طور معنی دار با خودپنداره ی مثبت و کفایت اجتماعی رابطه مثبتی دارند. علاوه بر این بین دلبستگی مادرانه باخودپندارهی مثبت، عدم رفتار ضداجتماعی و زورگویی نسبت به دیگران رابطه معنی داری وجود دارد. کهن[۱۱۴] برای حمایت ازا ین فرضیه یعنی رابطه کیفیت دلبستگی مادرانه با کفایت اجتماعی) توانایی معاشرت با همسالان و جرات مندی سازگارانه(، کفایت اجتماعی کودکان کلاس اول را بررسی کرد و دریافت که پسران دلبسته ی ناایمن از کفایت اجتماعی کمتری برخوردارند و همسالان و معلمان نیز آنها را کمتردوست داشتنی ارزیابی کرده اند. به طور کلی، ننتیجه گرفت که کیفیت دلبستگی مادر-کودک در سنین ۶ سالگی با کفایت اجتماعی او در موقعیت تحصیلی رابطه مثبتی دارد .
فرضیه دوم: بین سبک‌های هویت و کفایت اجتماعی دانش‌آموزان دبیرستانی رابطه وجود دارد.
فرضیه دوم پژوهش که به تبیین رابطه بین نمرات سبک هویت سردرگم و کفایت اجتماعی دانش‌آموزان درسطح۰۱/۰=α ارتباط معکوس و معنی‌داری تایید شدو همچنین بین سبک‌های هویت اطلاعاتی ، هنجاری و تعهد هویت با کفایت اجتماعی دانش‌آموزان ارتباط مستقیم و معنی‌داری (۰۱/۰ P≤)تایید شد. به عبارتی با افزایش نمرات سبک‌های هویت اطلاعاتی، هنجاری و تعهد هویت و کاهش نمرات سبک هویت سردرگم نمرات کفایت اجتماعی دانش‌آموزان افزایش می‌یابد و بالعکس.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...