مطالب با موضوع : بررسی تاثیر اعتیاد به کار بر فرسودگی شغلی کارکنان ادارات دولتی شهرستان نطنز- ... |
![]() |
جنسیت رابطه میان استرس شغلی و اعتیاد به کار را تعدیل می کند.
جنسیت رابطه میان عدم تعادل میان زندگی / کار و اعتیاد به کار را تعدیل می کند.
آنان این تحقیق را بر روی ۱۹۹ نفر از کارکنان تمام وقت( ۵۴% مرد و ۴۶% ) که در سازمان های مختلف از جمله شرکت های مشاوره، بیمارستان ها و دانشگاههای مستقر در جنوب شرقی آمریکا کار می کردند انجام دادند. یافته های تحقیق آنان عبارت بودند از:
میان ابعاد اعتیاد به کار که توسط “اسپنس و رابینز” (۱۹۹۲) مطرح شده بودند همبستگی مثبت وجود دارد.
میان استرس شغلی و عدم تعادل میان زندگی / کار با تک تک ابعاد اعتیاد به کار بصورت جداگانه و در کل همبستگی مثبت وجود دارد.
زنان و مردان تفاوت معنی داری از لحاظ استرس شغلی ندارند.
زنان و مردان تفاوت معنی داری از لحاظ عدم تعادل میان زندگی / کار ندارند.
استرس شغلی و عدم تعادل میان زندگی / کار بدون حضور متغیر تعدیل گر جنسیت با اعتیاد به کار همبستگی دارند.
جنسیت رابطه میان اعتیاد به کار و استرس شغلی و عدم تعادل میان زندگی / کار را تعدیل نمی کند.
“ون لیانگ” و همکارش در سال ۲۰۰۹ به تحقیق در مورد دو دسته عوامل به وجود آورنده اعتیاد به کار ، ویژگی های شخصیتی و مشوق های فردی و سازمانی پرداختند فرضیه های تحقیق آنان عبارت بود از,
ویژگی های شخصیتی به طور معنی داری اعتیاد به کار را تحت تاثیر قرار می دهد.
مشوق های فردی بطور معنی داری اعتیادبه کار را تحت تاثیر قرار می دهد.
مشوق های سازمانی بطور معنی داری اعتیادبه کار را تحت تاثیر قرار می دهد.
ارتباط مثبت میان ویژگی های شخصیتی معتادین به کار و اعتیاد به کار در مواقعی که مشوق های فردی بیشتری وجود داشته باشد، قویتر می شود.
ارتباط مثبت میان ویژگی های شخصیتی معتادین به کار و اعتیاد به کار در مواقعی که مشوق های سازمانی بیشتری وجود داشته باشند، قویتر می شود.
کلیه فرضیه های تحقیق آنان در پایان تحقیق مورد تائید قرار گرفت.
“چمبر لینگ” و همکارش در سال ۲۰۰۹ رابطه میان اعتیاد به کار ، سلامتی و خود باوری را مورد آزمون قرار دادند، فرضیه های تحقیق آنان عبارت بودند از:
نباید هیچ رابطه ای میان اعتیاد به کار والدین و اعتیاد به کار فرزندان بزرگسال آنان وجود داشته باشد.
میان اعتیاد به کار و آسودگی روانی رابطه منفی وجود دارد.
میان اعتیاد به کار و ناراحتی های جسمانی رابطه مثبت وجود دارد.
میان اعتیاد به کار و خود باوری رابطه منفی وجود دارد.
دانشجویان معتاد به کار در مقایسه با دانشجویان غیر معتاد به کار، آسودگی روانی پایین تر، ناراحتی های جسمانی بیشتر و خود باوری کمتری را گزارش می دهند.
دانشجویانی که والدین معتاد به کار دارند، در مقایسه با دانشجویانی که والدینشان معتاد به کار نیستند، آسودگی روانی و خود باوری کمتر و ناراحتی های جسمانی بیشتری را گزارش می دهند.
این محققان، تحقیق خود را بر روی تعداد ۲۷۸ نفر از دانشجویان فارغ التحصیل(۲۹ نفر) و در حال فارغ التحصیلی (۲۴۹ نفر) در دانشگاه میدوسترن انجام دادند. یافته های تحقیق آنان حاکی از این بود که اعتیاد به کار با ناراحتی های جسمانی، و سطوح پائین آسودگی روانی و خود باوری ارتباط داشته و آسودگی روانی فرزندان بزرگسال والدین معتاد به کار می تواند تحت تاثیر رفتار های آنان واقع گردد. ضمناً فرضیه اول تحقیق آنان مورد تائید قرار نگرفت.
“بورکی” و همکارانش در سال ۲۰۰۶ رابطه میان شخصیت و اعتیادبه کار را مورد آزمون قرار دادند، آنان فرض نموده بودند بین ویژگی های شخصیتی و هر یک از ابعاد اعتیاد به کار که توسط اسپنس و رابینز مطرح گردیده بودند رابطه وجود دارد. آنان این تحقیق را برروی تعدادی از کارکنان یک بیمارستان به انجام رسانیدند و به این نتیجه رسیدند که بین ویژگی های شخصیتی افراد و اعتیاد به کار رابطه وجود دارد.
تحقیقات صورت گرفته در خصوص فرسودگی شغلی
با توجه به اهمیت موضوع سلامت جسمی و روانی کارکنان در عرصه سازمان، موضوع فرسودگی شغلی به خصوص در میان دانشجویان و اساتید رشته های مدیریت و روانشناسی چه در داخل و چه در خارج کشور تحقیقاتی بسیاری انجام شده است که در زیر به چند نمونه آن اشاره می شود.
تحقیقات داخلی:
بحری بینا باج و همکاران (۱۳۸۲ ) در تحقیقی با عنوان بررسی ارتباط فرسودگی شغلی و سلامت روانی در حرفه مامایی و پرستاری نشان دادند که بین فرسودگی شغلی و نمرات سلامت روانی همبستگی مثبت معنی داری وجود دارد
صاحب زاده و همکاران در سال ۸۹ تحقیقی با عنوان فرسودگی شغلی در مدیران اجرایی و پرستاری بیمارستان های دانشگاهی شهر اصفهان بر روی ۱۶۶ نفر از مدیران اجرائی و پرستاری بیمارستان های شهر اصفهان به صورت سرشماری انجام دادند.
آنان در این تحقیق به بررسی وضعیت فرسودگی شغلی افراد مورد نظر در سه بعد خستگی عاطفی، عملکرد فردی و مسخ شخصیت و نیز رابطه آن با ویژگی های جمعیت شناختی شامل جنسیت، سن، وضعیت تاهل، آخرین مدرک تحصیلی، سمت سازمانی، زمان شیفت کاری، تعداد شیفت کاری در شبانه روز، سابقه کار در سمت فعلی، وضعیت استخدام، نوع فعالیت بیمارستان و سال های سابقه خدمت پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان می دهد که در ۷/۲۴ درصد آنان فرسودگی خیلی کم، ۳/۲۵ درصد کم، ۲۶ درصد متوسط و ۲۴ درصد زیاد می باشد. هم چنین آنان به این نتیجه رسیدند که بین سمت سازمانی و فرسودگی شغلی ارتباط معنی داری وجود دارد و میانگین فرسودگی شغلی در بین سرپرستاران (۶/۸۲ درصد) بیشترین و در مترون ها(۳۶/۴۱ درصد) کمترین می باشد.
آقائی و همکارانش (۱۳۹۰) تحقیقی با عنوان پیش بینى ابهام نقش، تعارض نقش، فرسودگى شغلى و ابعاد چهارگانه سرریز شدگى استرس مشاوران مراکز مشاوره شهر اصفهان بر اساس ویژگی های جمعیت شناختی آنان بروی۱۱۸ نفر از مشاوران شاغل در مراکز مشاوره شهر اصفهان، اعم از مراکز مشاوره دولتى و خصوصى انجام دادند که به نتایج زیر دست یافتند.
ویژگی های جمعیت شناختی بروی ابهام نقش تاثیری نداشتند
ویژگی های جمعیت شناختی بروی تعارض نقش تاثیری داشتند
ویژگی های جمعیت شناختی بروی فرسودگی شغلی تاثیری داشتند و متغیرهایی هم چون سن و تحصیلات، جنسیت، وضعیت تاهل و رشته تحصیلی بیشترین سهم را در پیش بینی فرسودگی شغلی داشتند.
اسدی و همکارانش (۱۳۹۰) در تحقیقی با عنوان اثربخشس معنادرمانی گروهی بر کاهش فرسودگی بروی ۲۸ نفر از دبیران مدارس تبریز که بیشترین میزان فرسودگی شغلی را داشتند انجام دادند. آنان در تحقیق خود دریافتند که جلسات معنا درمانی به طور معناداری باعث کاهش فرسودگی شغلی می شود.
سورشجانی در سال ۱۳۸۹ به بررسی رابطه میان هوش هیجانی و سلامت روان با فرسودگی شغلی در میان دبیران، پرستاران و کارکنان اداره آب و برق شهرستان بهبهان پرداخته است. نمونه آماری وی مشتمل بر ۴۰۰ نفر از کارکنان مزبور بوده است. وی در این تحقیق به نتایج ذیل دست یافت
هوش هیجانی و سلامت روانی بر فرسودگی شغلی تاثیر منفی دارند.
نوع شغل بر فرسودگی شغلی تاثیر معناداری دارد.
غلامی حیدر آبادی ( ۱۳۹۰) در تحقیقی تحت عنوان بررسی رابطه مولفه های فرهنگ سازمانی با انگیزش و فرسودگی شغلی مشاوران شهر تهران که بروی ۳۰۰ نفر صورت گرفت به این نتایج دست یافتند
بین فرهنگ سازمانی در ابعاد کارآفرینی و مشارکتی با انگیزش شغلی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد.
بین فرهنگ سازمانی در ابعاد کارآفرینی و مشارکتی با فرسودگی شغلی همبستگی منفی و معناداری وجود دارد.
بین فرسودگی شغلی مشاوران زن و مرد تفاوت معنی داری مشاهده نگردید.
تحقیقات خارجی
در مطالعه ای که در سال ۲۰۱۰ توسط هازل[۷۴]در فلوریدا با هدف تعیین استرس شغلی، فرسودگی شغلی، رضایت شغلی و تمایل به ترک کار در پرستاران بیمارستانهای دولتی صورت گرفت نیز اثر منفی واماندگی عاطفی و نداشتن موفقیت فردی شغلی بر رضایت شغلی گزارش شد نتایج مطالعه مذکور ارتباط استرس شغلی،فرسودگی شغلی،نداشتن رضایت شغلی و تمایل به ترک کار را تایید کرد( شهناز دوست و همکاران، ۱۳۹۰، ص ۵۰)
اکستد و فاگربرگ (۲۰۰۱) طی پژوهشی گزارش دادند که در ایالات متحده پزشکان زن ، بیشتر از همتایان مردشان دچار فرسودگی شغلی هستند ، طی بررسی ها مشاهده شد که بیشتر بیماران پزشکان عمومی زن را افراد پیچیده و دارای مشکلات روحی مثل افسردگی ،اختلالات خوردن و اضطراب تشکیل می دهند . همچنین این پزشکان اظهار کردند که نسبت به همتایان مرد خود ،تسلط کمتری بر محیط کار دارند .
در پژوهشی که ونزنگ ،لیزر و مک موری (۲۰۰۲) انجام دادند و با توجه به پژوهشهای قبلی در مورد فرسودگی شغلی پزشکان پایه گذاری شده بود ، پرسشنامه هایی در مورد رضایت شغلی برای ۵۷۰۴ پزشک ارسال و در آن میزان رضایت شغلی متخصصان داخلی برآورد شد . نتایج این پژوهش نشان داد که متخصصان داخلی که ۱۹ درصد پاسخ دهندگان نمونه مورد برسی بودن ،از نظر رضایت از روابط با همکاران و بیماران ، شغل و تخصص ،کمتر از سایر نمونه مورد بررسی که شامل پزشکان خانواده و زیرگروههای تخصص داخلی بودن ، رضایب داشتند . همچنین در مورد متخصصان داخلی نشان داده شده که بین بالاتر بودن سن و میزان رضایت از شغل ارتباط معنادار بیشتری وجود دارد . در ضمن عوامل تاثیر گذار بر نارضایتی شغلی در این پژوهش وحود مسائل روان شناختی در بیماران ، بیشتر بودن ساعات کار زمانی که در مطب با بیماران می گذراندند بود . همچنین در این پژوهش نتیجه گیری شده که متخصصان داخلی نسبت به پزشکان خانواده کمتر به دانشجویان پزشکی توصیه می کنند که این رشته تخصصی را انتخاب کنند.
در مطالعه ای نیرل ، شیروم و ایمایل (۲۰۰۴ ) به منظور بررسی فشار کاری ، فرسودگی شغلی و رضایت شغلی برای یک نمونه تصادفی پرسشنامه هایی ارسال شده که این افراد شامل پزشکان متخصص ( چشم پزشکی ، متخصص پوست ،گوش و حلق وبینی ، زنان و زایمان ، قلب و جراحی عمومی ) بودند .در نتایج به دست آمده شیفت و ساعات کاری در هفته ارتباط مثبت و معناداری با فشار کاری و فرسودگی داشتند . همچنین مشخص شد که استخدام دولتی در مقایسه با شغل خصوصی پزشکان و سن ، ارتباط منفی با فشار کاری و فرسودگی شغلی داشت و داشتن مسؤلیتهای زیاد و افزایش ساعات کاری باعث تحمیل فشار کاری زیاد بر پزشکان تخصص های مختلف و افزایش فرسودگی شغلی آنها می گردد( عاطف و همکاران، ۱۳۸۵)
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 03:59:00 ق.ظ ]
|