دانلود فایل های پایان نامه در رابطه با پیامدهای جنگ بر حقوق کودکان- فایل ۱۳ |
![]() |
عدم تبعیض: برنامهها باید در اختیار کودکان بدون هرگونه تبعیض قرار گیرد درحالیکه اطمینان میدهد شامل دخترها و کودکان مخصوصاً گروههای آسیبپذیر، مظلوم یا زجر کشیده میشود.
بهترین منافع بچه: در همه تصمیمگیریهایی که سلامت اجتماعی و روانی بچه را تحتتأثیر قرار میدهد باید به بهبود سلامتی بچه هماهنگ با CRC و کنوانسیون حذف انواع تبعیض علیه زنان توجه عمده شود.
ارزش ها و فرهنگ: برنامههای روانی باید مبتنی بر ارزشیابی موقعیتی باشد و شامل اطلاعاتی در مورد فرهنگ و ارزشهای جامعهای که کودکان دوباره به آن ملحق میشود باشد.
مشارکت کودکان: برنامهها باید مبتنی بر درک اصولی باشد که از معالجه، سلامت و پیشرفت حمایت کند و اطمینان دهد که کودکان در بهبودی خودشان مشارکت دارند. مشارکت متضمن حقی برای ملحق شدن به گروهها، بیان عقاید و دیدگاهها و دسترسی به اطلاعات و آگاهی میباشد.
رویکرد جامعهمداری و خانواده: برنامهها باید توانایی جوامع را بهمنظور برآوردن نیازهای کودکان برای هویت فرهنگی، تأمین اقتصادی و امنیت فیزیکی افزایش دهد. همه برنامهها باید شامل شیوههای رضایت بخش مراقبت کلی و حمایت از خانوادهها و جوامع شود.
رویکرد مبتنی بر جامعه و خانواده: مشارکت خانوادهها و جوامع به بهبود طولانیمدت کودکان کمک خواهدکرد و از تجاوز بیشتر به حقوق آنها جلوگیری میکند. برنامهها به منظور فراهم کردن خدمات دائمی باید از مالکیت پروسههای بهبود روانی جامعه حمایت کنند.
سلامت و پیشگیری: برنامههای روانی باید یک وضعیتی از سلامت اجباری را برای پیشرفت سلامتی کودکان دوباره ایجاد کنند درحالیکه از آنها در برابر آسیب بیشتر محافظت میکنند. این برنامهها شامل آموزش همگانی در مورد تأثیرات روانی و اجتماعی خشونت روی کودکان و آموزش والدین و سایر مراقبان برای شناسایی آنها میباشد. قسمت اصلی برای یک رویکرد پیشگیرانه تشخیص مداوا به عنوان یک پروسه طولانیمدت میباشد.
موقعیت تجزیه و تحلیل و ارزیابی: برنامهها باید مبتنی بر تحلیل موقعیتی جامع از جمله امنیت انسانی، مسئله اقتصادی و نیازهای خاص کودکان، خانوادههایشان، مراقبان و سایر اعضای جامعه باشد.
همکاری: جامعه داخلی، آژانسها و دولت محلی و ملی باید برای حمایت از بهبودی کودکان جنگ با هم فعالیت کنند و از اختلال بیشتر رشد عاطفی، فکری و فیزیکی آنها جلوگیری کنند. یک پروسه مشاورهای باید ایجاد شود تا ادغام اصول مورد توافق در عرصه بینالمللی را برای توسعه و اجرای برنامههای مبتنی بر حقوق هماهنگ کند.
اطلاعات محدود و متناقضی در مورد آنچه که مداخلههای روانی مناسب برای کودکان را تشکیل میدهد وجود دارد.۱۵۰ درحالیکه بعضی برنامهها یک رویکرد فردی میگیرند تعداد فزایندهای از سایر برنامهها به انعطافپذیری نوجوانان و مهارتهای خلاق مقابلهای و نیاز برای مداخلههای مبتنی بر جامعه تأکید میکند.۱۵۱ آن اکنون اصل کلی تأیید شده از رویکرد مناسب میباشد که طبق آنها نوجوانان با نیازهای خاص مانند رزمندههای مرخص شده یا جوانان معلول باید در چارچوب برنامههای گسترده برای همه کودکان جنگزده، حمایت روانی دریافت کنند. اگر برنامهها با همکاری همهجانبه یک جامعه گسترش یابد، اعضای آن جامعه میتوانند هر حمایت دیگری را که برای نوجوانها با نیازهای خاص موردنیاز میباشد، شناسایی کنند.
۳٫۳٫۲ ترویج بهبود روانی و روشهای آن ۱۵۲
کودکانی که از جنگ جان سالم به در میبرند مجبور هستند با وحشتی که شاهد آن بوده اند، مقابله کنند. جنگ پایه زندگی کودکان را تضعیف میکند، خانههایشان را خراب میکند، جوامعشان را متلاشی کرده و اعتماد آنها را به بزرگسالان از بین میبرد. کودکانی که تجربه مستقیم خشونت درجنگ را داشتند، هنوز از ناراحتی عاطفی شدید در برابر مرگ تا جدایی از اعضای خانواده و از دست دادن دوستان رنج میبرند.
در روآندا، تحقیقی در سال۱۹۹۶ برآورد کرد که ۹۶%کودکان مصاحبهشده شاهد خشونت بودهاند، ۸۰% اعضای خانوادهشان را از دست دادند و ۷۰% شاهد بودند که کسی مجروح یا کشته شده است. ۱۵۳ این تجربهها میتواند دنیای یک بچه را خراب کند و زخمهای عاطفی برجا گذارد.
جنگ بر روی تمام جنبههای رشد بچه از جمله فیزیکی، عقلانی، روحی و اجتماعی اثر میگذارد. کودکانی که در تماممدت جنگ زندگی کردهاند، به حمایت روانی احتیاج دارند. ماده ۳۹ کنوانسیون حقوق کودکان، حقوق کودکان را برای بهبود روانی و استقرار مجدد به دنبال جنگ مسلحانه یا سایر تجربههای توهینآمیز تضمین میکند.۱۵۴
اصطلاح «روانی» به رابطه پویا بین تأثیرات اجتماعی و روانی تأکید دارد که بهطور مداوم هر کدام بر دیگری تأثیر میگذارد. تأثیرات روانی آنهایی هستند که بر عاطفه، رفتار، تفکر، حافظه، توانایی یادگیری، آگاهی و فهم اثر میگذارد. تأثیرات اجتماعی به روابط تغییریافته توسط مرگ، جدایی، بیگانگی و سایر خسارات، فروپاشی خانواده و جامعه، آسیب به ارزشهای اجتماعی و شیوههای مرسوم و ویرانی امکانات و خدمات اجتماعی اشاره دارد. آن همچنین تا بُعد اقتصادی گسترش مییابد بهخاطر اینکه جنگ، افراد و خانوادههای زیادی را نیازمند کرد و امکانات آنها را برای حمایت از خودشان و حفظ جایگاهشان در جامعه خراب کرد.۱۵۵
برنامهریزی روانی میتواند طیف وسیعی از فعالیتها را دربرگیرد و باید در همه ابعاد فوریت و برنامهریزی بازسازی بعد از جنگ برای کودکان ادغام شود. اینها بهتر از همه در همکاری با کودکان، والدین و مقامات مسئول توسعه و اجرا میشوند. فعالیتها باید با هدف حمایت از ابعاد اجتماعی و روانی رشد بچه باشد در حالیکه تأثیرات مخاصمات مسلحانه را کاهش میدهد.
تمایلی برای بررسی کمکهای روانی در چارچوب برنامههای حساب شده مشاوره وجود دارد. با وجود آن رشد اجتماعی کودکان و روشهایی که با آن کودکان دنیایشان را درک میکنند، نتیجه تعامل مستمر در میان کودکان، خانواده و جامعه میباشد. بههمین دلیل است که مداخلههای روانی در داخل جامعه ریشه دارد و از نهادینه شدن کودکان جلوگیری میکند. تأثیر برنامههای بهبود روانی تا حد زیادی متکی به فهم و توجه به فرهنگ محلی، آگاهی و سنت میباشد. برای مثال معنویت نقش مهمی در بسیاری از فرهنگها ایفا میکند و در جای مناسب باید در راهبردهای حمایت روانی گنجانده شود.
همه برنامهها در موقعیتهای اضطراری و عواقب بعدیشان احتمال بالقوه برای پیشرفت یا تضعیف سلامت روانی کودکان و خانوادهها را دارند. کارکنان بشردوست باید از پیامدهای کارشان آگاه باشند وگرنه آنها فرصتهایی را برای حمایت از کودکان از دست میدهند یا حتی بی دلیل باعث آسیب میشوند.
تمام برنامههای امدادی بشردوستانه مفهوم روانی دارند. حمایت روانی برای کودکان، خانوادهها و جامعه باید پشت سرهم همراه با فعالیتهای توسعهیافته اقتصادی، آموزشی و بهداشتی فراهم شود۱۵۶ و باید یک مداخله مقدم در موقعیتهای اضطراری باشد. مداخلهها باید آنقدر قابل تغییر باشد تا با تغییر شرایط وفق دادهشوند.۱۵۷ قصهگویی، هنر، تئاتر، نمایش و ورزشها برای کمک به مداوا استفاده شدهاند.
کارکنان بشردوست، روزنامهنگاران و سایر وکلا باید از کودکان حمایت کنند به علت دردی که احتمالاً نتیجه مداخلههای نامناسب، «رواندرمانی» یا مصاحبههایی که باعث میشود کودکان بدترین لحظاتشان را نقل کنند یا در ذهن مرور کنند. اینها میتواند زخمهای کهنه را باز کند و سیستم دفاعی بچه را مخصوصاً در نبود حمایت یا پیگیری مداوم ویران کند.
برمبنای کار پیمان بینالمللی نجات کودکان (ISCA)،UNICEF مجموعهای از کارگاهها را در سال۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ برای ایجاد اتفاقنظر روی مجموعهای از اصول راهنما برای برنامهریزی روانی برگزار کرد. این اصول به توجه به فرهنگ محلی، رویکردهای مبتنی بر جامعه، بهبود و مشارکت کودکان تأکید دارد و بهطور فزایندهای در واکنشهای بشردوستانه در کشورهای جنگزده و در بستههای آموزشی گسترش داده شده توسط مأموران عالیرتبه سازمان ملل برای پناهندگان(UNHCR) و توسط ISCA نشان داده میشوند.
۴٫۳٫۲٫ مورد توجه قراردادن فرهنگ محلی
روشهایی که با آن افراد و جوامع با وقایع ناراحتکننده مقابله میکنند میتواند بهطور چشمگیری از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت باشد. اینکه چطور افراد درد، شوک و رنج را نشان میدهند تاحد زیادی بستگی به عوامل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و اجتماعی دارد. آداب و رسوم مرتبط با رشد کردن و بالغ شدن به علاوه آداب مرتبط با مرگ، دفن و سوگواری بهطور خاص مهم میباشند. آنچه به کودکان در مورد مرگ طبق عادت گفته میشود و اینکه چطور انتظار میرود آنها در واکنش به مرگ و اندوه رفتار کنند، در میان فرهنگهای مختلف فرق میکند.
روشهای سنتی در حمایت از بهبود روانی کودکان میتواند مفید باشد. بهعنوان مثال آداب و رسوم تطهیر برای دور کردن ارواح مزاحم استفاده شده است تا استرس را کم کند و کودکان را دوباره به جوامعشان پیوند دهد. در اشتیاق آنها برای حمایت از این رویکردهای سنتی، سازمانهای بشردوست حاضر بودند به آنها با پرداخت نقدی، کمک مالی کنند. این میتواند ناخواسته به شیوههای سنتی جنبه تجاری دهد و مفهوم اصلی و تأثیر نهایی آنها را تحریف کند.
بسیاری از آداب و رسوم شفابخش به نیروهای طبیعت برای احضار روح و اجداد نسبت داده میشود. در آنگولا کودکان اعتقاد دارند که اگر آنها یک مراسم خاکسپاری را درست اجرا کنند آنها توسط روح والدینشان مورد آمرزش قرار میگیرند اما اگر آنها در انجام این کار شکست بخوردند، مجازات میشوند.
بعضی از آداب و رسومهای فرهنگی میتواند آسیبدیدگی کودکان را تشدید کند. فرستادن کودکان قربانی سوءاستفاده جنسی به زندان یا بازداشتگاه غیرعادی نمیباشد. در بعضی فرهنگها، یک دختری که مورد تجاوز قرار گرفته است، مجبور میشود برای حفظ آبروی خانوادهاش با متجاوز جنسی ازدواج کند.
در بعضی از موقعیتها، رویکردهای رواندرمانی فردی که تأکید بر ابراز هیجان دارد، زیان آور میباشد. برای مثال، برای رواندرمانگر دور از انتظار میباشد که از توضیح خواستن کودکان در مورد احساسات و تجربیاتشان اجتناب کند اما آداب و رسوم آنگولایی که برای تطهیر کودکان سرباز مورد استفاده قرار گرفت مانع از آن میشد که ارواح بد دوباره کودکان را ببیند وقتی که در مورد آنچه در طول جنگ برایشان اتفاق افتاد صحبت میکنند.
در سایر موارد، موقعیتها برای بررسی احساسات میتواند به پروسه بهبودی کودکان کمک کند. مطلوب این است که این بررسیها باید در یک محیط باثبات و حمایتی با مراقبانی که یک رابطهی مداوم با بچه دارند مانند خانواده و دوستان اتفاق افتد. ۱۵۸
۵٫۳٫۲٫ سیستمهای مراقبت فعلی
روابط تربیتی و پایدار با بزرگسالان عامل مهمی در بهبود روانی بچه میباشد. اگرچه همه آنهایی که یک قسمتی از زندگی روزانه کودکان هستند نقشی در پروسه درمان دارند اما والدین و مراقبان اصلی بهتر از همه آماده کمک به کودکان هستند.
برای انجام این کار، خانوادهها و جوامع باید احساس امنیت و اطمینان کنند بنابراین برنامهها باید به والدین و معلمها کمک کند تا با کودکان در مورد مسائل دشوار ارتباط برقرار کنند. در روآندا، پیغامهای رادیویی، نمایش تلویزیونی و کتاب کودکان به کار گرفته میشوند تا حساسیت صدمه روحی را در سطح جامعه نشان دهد.
دولتها و سازمانهای امدادی باید با جدیت فعالیت کنند تا مانع از نهادینه شدن کودکان شوند و نهادینه کردن گروههای خاص کودکان مانند کودکان سرباز، یتیمها یا کودکان جدا شده، آنها را بدنام میکند و انزوا و گوشهگیری آنها را تشویق میکند.۱۵۹ مراقبتهای نهادینه همچنین میتواند بهعلت ویژگی متفاوت برای ادامه دادن، پُرهزینه باشد و در زمان مخاصمات مسلحانه اغلب نامنظم میباشد.
سازمانهایی مانند پیمان بینالمللی نجات کودکان، کمیته نجات بینالمللی (IRC)، صندوق کودکان مسیحی و سایرین برنامه هایی را برای کمک به کودکان بهمنظور یک وضعیت طبیعی از طریق کارهای روزانه یک خانواده و زندگی اجتماعی مانند رفتن به مدرسه، آماده کردن غذا، شستن لباسها و کار در مزرعه گسترش داده است. انگیزش عاطفی و عقلانی از طریق فعالیتهای منظم گروهی مانند ورزش، نقاشی و نمایش ایجاد میشود.
در سال ۱۹۹۹، فوراً به دنبال جایگزینی انبوه، سازمان بینالمللی نجات کودکان مدارس روباز را برای ۴۰۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ بچه کوزوویی در ۲۰ اردوی پناهندگان و مراکز اجتماعی در آلبانی سازماندهی کرد.۱۶۰ برای معلمها و مددکارهای اجتماعی از جامعه پناهندگان وسایل آموزشی مانند تخته سیاه، گچ، کاغذ و مداد فراهم میشود. در روآندا، بیش از ۲۵۰۰۰ مددکار اجتماعی از جمله معلمها، مشاوران و کارکنان کلینیک آموزشهایی در زمینههای مرتبط با سلامت روانی دریافت کردهاند. یک ارزیابی از این برنامه گزارش کرد در مدارسی که معلمها آموزش دریافت کردهاند حضور دانش آموزان بالاتر بود و کودکان نمرات بهتری گرفتند.۱۶۱
تسریع کردن یا گرفتن آموزش و تعلیم مهارتها میتواند حس هدف، اعتماد به نفس و هویت یک بچه را پرورش دهد. این برنامهها باید در داخل سیستم آموزش ملی گنجانده شود وبه طور واقعبینانه به نیازهای بازار کار متصل شود. نباید به جوانان چند ماه آموزش شغلی و مهارتها داده شود و سپس با یک باور غلط که آنها یک مهارت قابل عرضه دارند به بیرون فرستاده شوند. برای این منظور تجزیه و تحلیل بازارهای محلی و ارتباط با سیاست اقتصادی موردنیاز میباشد بهمنظور اینکه مناسبترین شغل کارآموزی یا رویکردهای پیشرفت اقتصادی را شناسایی کند. در سیرالئون، آژانسها، کودکان بزرگتر را که قبلاً با نیروهای جنگی ارتباط داشتند در کارگاههایی در داخل جامعه قرار میدهند که آنها به عنوان کارآموز برای حداکثر سه سال کار کنند.۱۶۲
۶٫۳٫۲٫ مشارکت کودکان
یک اصل مهم برنامههای روانی این است که کودکان باید بهطور جدی در طراحی کمک مبتنی بر جامعه، فعالیتهای بهبودی و بازسازی درگیر شوند.۱۶۳ این کار ارتباط و تداومپذیری این برنامهها را افزایشمیدهد و به کودکان کمک میکند روابط با بزرگسالان را دوباره ایجاد کنند و حسشان را از هویت و احترام به خود تقویت کنند. برنامهها باید در مشارکت گستردهای توسط مقامات، جوامع، و اولویت و توسط خود کودکان را تضمین کند.
۷٫۳٫۲٫ کنترل و ارزیابی
در مورد تأثیرات روانی طولانیمدت جنگ اطلاعات خیلی کمی داریم اما بدون شک کودکانی که والدین و سایر اعضای نزدیک خانوادهشان را از دست میدهند، تأثیرات این فقدان را برای بقیه زندگیشان تحمل خواهندکرد. دوام چنین احساساتی در سطح جهانی درطول پنجاهمین سالگرد جنگ جهانی دوم مورد تأکید قرار گرفت زمانی که بازمانده را توصیف کردند که چطور تجربههای غمانگیز دوران کودکیشان همچنان بر آنها تأثیر میگذارد.
آژانسهای بشردوستانه باید با دولت و جوامع فعالیت کنند بهمنظور اینکه حمایت خاص موردنیاز برای کودکان را فراهم کنند. در روآندا پیشنهاد شدهاست که جمع آوری اطلاعات درمورد تأثیرات روانی به سیستم ملی بیماریهای واگیردار متصل شود و سلامتی روانی در تدابیر مراقبتهای اصلی سلامتی گنجانده شود.۱۶۴ در سال ۱۹۹۹ سازمان نجات کودکان انجمن بینالمللی سنجش روانی تشکیل داد تا روشهای کمی و کیفی در این حوزه را اصلاح کند و بهترین روشها را ارائه دهد.۱۶۵
۸٫۳٫۲٫آموزش برای بقا و پیشرفت
درطول آشوب جنگ، آموزش میتواند یک منطقه امن برای کودکان ایجاد کند. در ابتدا، آموزش میتواند به اندازه یک بازی سازماندهی شده ساده باشد. فعالیتهای سرگرمکننده مانند ورزش، نقاشی، موسیقی میتواند به کودکان برای مقابله با ضربهی روحی ناشی از درگیری کمک کند. کلاسهای غیررسمی یا جلسات نمایش به ایجاد مجدد کارهای روزانه کمک میکند و اعتماد بیشتری به کودکان در مورد خودشان، خانواده و جامعهشان میدهد. از طریق آموزش کودکان میتوانند از همراهی و حمایت دوستانشان بهرهمند شوند درحالیکه از تماس مرتب با معلمهایی که میتوانند سلامت روانی و فیزیکی آنها کنترل کنند برخوردار شوند. آموزش، موقعیتهایی را برای کودکان فراهم میکند که آگاهی و مهارتهای نجات زندگی را گسترش داده و شکل ساختاری برای زندگیشان به دست آورند.
یک بررسی اخیر توسط بانک جهانی اعلام کرد که افزایش در ثبتنام مدرسه به امنیت جامعه و کاهش احتمال جنگ داخلی کمک میکند. آموزش میتواند از توجه به حقوقبشر حمایت کرده و دورنماهای صلح را اصلاح کند.۱۶۶ آموزش به پیوند جوامع از طریق یکجا جمع کردن کودکان، والدین، مربیان و مقامات محلی با یک هدف مشترک کمک میکند. جوامعی که مدرسه دارند پی میبرند که آنها یک چیز پایدار و باارزش برای حمایتکردن دارند. درطول جنگ یا در پیامدهای آن، شروع دوباره تحصیلات اطمینان خاطر را از طریق نشاندادن یک درجه ثبات فراهم میکند. وقتی تحصیلات ادامه پیدا میکند حتی در سختترین شرایط جوامع به آینده امید دارند.
مدارس اهداف شرححال مهم در موقعیتهای جنگ میباشد. در مناطق روستایی، ساختمان مدرسه، تنها بنای ثابت و مقاوم میباشد که بسیار برای گلولهباران کردن یا غارت آسیبپذیر است. در موزامبیک تقریباً ۵۴% شبکههای مدرسه ابتدایی درطول جنگ داخلی ویران شدند.۱۶۷ UNICEF گزارش کرده است که در سودان نزدیک مرز چاد از میان ۱۵۳ مدرسه تنها ۱۷ مدرسه دائر میباشد.۱۶۸
معلمها در معرض حمله قرار میگیرند بهخاطر اینکه اعضای مهم جامعه هستند و آنها تمایل دارند بیش از حدمعمول سیاسی شوند. درطول خشونت مربوط به کشتار جمعی در روآندا، بیش از دوسوم معلم ها یا فرار کردند یا کشته شدند.۱۶۹ در سریلانکا در جولای سال ۲۰۰۰ بنابر گزارش رسیده چریکها، معلمهایی را موردهدف قرار دادند که سعی داشتند از شاگردان مدرسه درمقابل سربازگیری اجباری و آدمربایی حفاظت کنند.۱۷۰در ترکیه معلمها در منطقه کردنشین توسط نیروهای غیردولتی بهخاطر استفاده از برنامههای آموزشی تُرک موردتهدید قرار گرفتند.
ترس و آشوب حفظ یک محیط منجر به یادگیری را سخت میسازد و این میتواند خسارت شدیدی را به روحیه دانش آموزان وارد سازد. مطالعات نشان داد که در مدارس فلسطین بسیاری از معلمها و دانش آموزان مشکل تمرکز داشتند مخصوصاً اگر آنها خشونت را تجربه کرده یا شاهد آن بودند یا اعضای خانوادهشان در زندان بهسر میبردند.۱۷۱ و بهعلت اینکه آموزش رسمی نیاز به سرمایهگذاری دائمی و حمایت اجرایی دارد ادامه دادن به آن درمیان بیثباتی سیاسی مشکل میباشد. درطول درگیری شدید، به احتمال خیلیزیاد دولتها بیشتر بودجه دفاعی را تأمین میکنند تا هزینههای آموزشی یا بهداشتی را.
به هرحال، در بحبوحهی جنگهایی با شدت پایین مانند جنگ در سریلانکا آموزش ادامه داشتهاست و جایی که جنگ دورهای میباشد، تحصیلات میتواند درطول آرامش دورهای ادامه یابد اگرچه در چنین شرایطی تدابیری برای حفاظت از کودکان در مقابل حمله یا سربازگیری توسط گروه مسلح لازم میباشد.
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 07:55:00 ق.ظ ]
|