ویژ­گی­هایی مثل عوامل فرهنگی، ساختار­های اجتماعی/ مسائل اجتماعی، حمایت­کننده­ها وعوامل موقعیتی مربوط به این زیر طبقه بودند. این ویژ­گی­ها نه­تنها عامل یکپارچه ساز خود در قبل از حادثه محسوب می­­شدند، بلکه بر چگونگی زندگی بعد از سوختگی نیز تأثیر­گذار بودند.
یاد­آور: معرفی خود در بافت فرهنگی؛ قبل از سوختگی
داستان مشارکت­کنندگان در این پژوهش با پاسخ به این سوال محقق «در موردخودتان بگویید؛ اینکه چطور سوختید، بعد از آن چه اتفاقاتی برای شما رخ داد و چطور به زندگی معمول بازگشتید و یا به اینجایی که هستید رسیدید؟» آغاز گردید. بسیاری از آنها مستقیماً در مورد چگونگی حادثه صحبت کردند. بعضی ابتدا تاریخچه­ای از شرایط خانوادگی و موقعیت اجتماعی خود گفتند و تعدادی از آنها با مقدمه­ای از زندگی زناشویی و یا مشکلاتی که مسبب اصلی این حادثه بود، سخن خود را آغاز کردند. هرچه که در مصاحبه ها عمیق می شدم و یا مصاحبه های دیگری انجام می­دادم متوجه شدم که سوختگی رویدادی است که اگرچه در اغلب موارد به صورت اتفاقی رخ می­دهد اما در موارد عمدی حتما با یک نقشه یا حداقل یک ذهیتی از پیش موجود، ایجاد شده است، که در بیشتر آنها رد پایی از یک مشکل روانی مثل سوءظن یا یک مشکل رفتاری نظیر اختلاف، عموما خانوادگی، دیده می­ شود. این نشان می­دهد که مسائل فرهنگی در محیطی که این تحقیق در ان انجام گرفت می ­تواند به عنوان یکی از شرایط زمینه­ای ایجاد آسیب سوختگی مطرح باشد.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
در خصوص حوادث عمدی بعضی از مشارکت­کنندگان به پدیده ازدواج زودهنگام دختران و یا نقش نداشتن آنها در تصمیم گیری برای ازدواج اشاره کردند.
سوختن در آتش­بازی روز چهارشنبه­ سوری یا در تالار عروسی هنگام روشن کردن آتش برای اسپند دود کردن نیز اگرچه حادثه­ای تصادفی برای شرکت­ کنندگان(ش۵،۷ ) بود اما به نوعی،
حکایت از ارتباط پیچیده مسائل فرهنگی با سوختگی را نشان می­داد.
مستندات
بر اساس گزارش­های ثبت شده همه ساله تعدادی به دلیل آتش­بازی یا ساخت نارنجک­ها و فشفشه­های دست­ساز غیر استاندارد در مراسم آتش بازی چهارشنبه آخر سال دچار آسیب­های سوختگی می­شوند(۷۹).
«وقتی آدم کارش می­افته توی این دادگاه­ها، می­بینه که برای سوختگی فلانجا تافلانجا اینقدر دیه کامل….خوب اصلا این­ها دیگه با پول قابل قیاس نبود. مثلا فکر کنید یکی اصلا زیبایی اش رو از دست داده بود، زندگی اش رو …جونی اش رو.. حالا این ها با پول قابل قیاس نبود که این جوری، اینقدر دیه !… اون حکم­های ناعادلانه …خوب این­ها خیلی ناراحت کننده بود. یعنی در کنار اون سختی­های بیماری، قوانینی که داشتیم اون­ها هم آدم رو از یک طرف دیگه ناراحت می کرد(ش۱)».
یادآور: احساس بی­ عدالتی
نگاه جنسیتی و بحث دیه و مسائل قانونی برای زنانی که توسط همسرانشان دچار معلولیت در زیبایی شده بودند، حکایت از شرایط سیاسی در زمینه حاضراست که می ­تواند نتایج ناگواری بر روح و روان قربانیان بگذارد. این فشارها گاه آن­چنان جنجال برانگیز می­ شود که دامنه­ آن به مسائل سیاسی و حتی بحث­های مورد علاقه خارج از مرزها کشیده خواهد شد.
بیوگرافی
«خواستگار اسیدپاش خانم (الف) از زندان آزاد شد» این خبری بود که درصدر مهم‌ترین خبرهای روزنامه‌ها قرار گرفت و حادثه‌نویسان را به تکاپو انداخت تا علت آزادی جوانی را که چندین سال قبل، زیبایی و بینایی را ازدختری بی‌گناه گرفته بود جویا شوند جوان اسیدپاش پس از محاکمه در دادگاه کیفری استان تهران به حبس، تبعید و پرداخت دیه محکوم شده بود اما در حالی از زندان ازاد شد که قربانی می­گوید «هنوز دیه‌اش را دریافت نکرده است و به این حکم اعتراض دارد»(۸۰).
یادآور: مثلث فقر، ناآگاهی، ریسک تندرستی
وضع بد اقتصادی نه تنها زمینه ساز سوختگی است، بلکه به دلیل ناتوانی پرداخت هزینه­ های بالای درمان سوختگی، در کنار ناآگاهی طبقات اجتماعی پایین جامعه بر معلولیتها و عوارض ناشی از سوختگی می­افزاید. به طور مثال استفاده از منابع گرمازای غیر استاندارد به دلیل برخوردار نبودن از شرایط مناسب رفاهی یکی از دلایل شایع برای سوختگی است.
« پدر نداشتم، مادرم هم پیر بود خواهر و برادرانم کم سواد. با اون همه زخم هایی که هنوز خوب نشده بود اوردنم خونه و برای پانسمان می بردن بابا باغی، برای همین بعد از یک مدت گوشت اضافه دراورد، ۱۶ بار عمل جراحی شدم. الان بعد از ۳۰ سال مجددا عمل شدم(ش۲)».
ماتریکس­خود/ خود بیرونی/ مراحل گذر
عوامل مرتبط با زمان و مکان از ویژگی­های این زیر طبقه بود. صرف نظر از هریک از شرایط ذکر شده که زمینه ساز سوختگی حادثه­ای یا عمدی هستند، نقطه مشترک تجارب همه مشارکت­کنندگان این بود که آنها در فرایند بازگشت به جامعه مسیر مشابهی را از موقعیت حادثه، بیمارستان، منزل، اجتماع و جامعه طی کرده بودند. سرعت عبور از این مراحل بر حسب عوامل موقعیتی و ویژگی­های دموگرافیک در فرد متفاوت بود. این بخش از زمینه جزو لاینفک فرایند بازگشت مبتلایان سوختگی به جامعه است.
یادآور: موقعیت حادثه؛ سوختگی در یک لحظه
تجربه سوختن برحسب شدت آسیب، درمرحله اول تهدیدی هولناک، سریع وغیر قابل پیش بینی است که مشارکت­کنندگان را با پاسخ­های غیر ارادی و فیزیولوژیک مواجهه می­سازد. دراین مرحله، ترسناک و غیرقابل پیش ­بینی بودن حادثه فرصت هرگونه اقدام آگاهانه را از افراد گرفته و لذا اطرافیان را جهت نجات جان بیمار به واکنشهای سریع روانی - حرکتی وادار می­ کند
«مامانم توی حیاط چراغ نفتی رو روشن کرده بود تا آب گرم کنه، منهم با فاصله­ی نیم متر ایستاده بودم. شعله­های آتش به من رسید، دست­هام و صورتم سوخت، من دویدم در حالی که جیغ می­زدم ای­وای سوختم، ای­وای سوختم، مامانم اومد آتش رو خاموش کرد و لباسهام رو در آورد،بعد من رو اوردن بیمارستان(ش۶)».
«بعد از حادثه بعضی­ها گفتند زنگ بزنیم ۱۱۵ ولی اونجا ماشین اومد و هر کدام از ما را با یک ماشین آوردند توی بیمارستان شهر(س)، اونجا هم یکسری آزمایشات انجام دادند، من ریه­ام خونریزی کرده بود،CT اسکن و این­ها انجام دادند. بعد وقتی دیدند نمی تونند کاری انجام دهند اعزام کردندشهر(ج). ما تقریبا ظهر اسیب دیده بودیم، شب رسیدیم به این شهر اونجا هم هیچکاری واسمون نکردند. نه روز اونجا بودم، توی این نه روز هیچ کاری نکردند. فقط یک دکتر اومدبالای سر من اون هم متخصص داخلی بود، مال ریه بود. دوبار از من CT اسکن گرفت یک لوله توی ریه­ام گذاشت و همون کارهای قبلی، هی می­گفتم زخم پام، می­گفتند مشکلی نداره، بعد از ۹ روز این ها ما رو مرخص کردند، گفتم چی شد؟ پام! من پام تکون نمی خوره ، درد داره، گفتند نه پات خوبه…اونها گفتند برو خونه با پماد چرب کن خودش خوب میشه بعد از ۲۰ روز دیدم پام خوب نمیشه مراجعه کردم به شهر(ه) که مرکز تخصصی سوختگی است.اونجا هم اتاق خالی نبود و مجبور شدم توی بخش ترمیمی رو زمین بخوابم ولی خوب پام جراحی و پانسمان می­شد(ش۴-سوختگی ناشی از برق گرفتگی)».
یادآور: مواجهه با مصدوم و تلاش برای نجات زندگی
با ورود مصدومین به بیمارستان، آنها تحت عنوان بیمار مبتلا به سوختگی وارد مرحله دیگری یعنی بستری در بیمارستان، می­شدند. تجارب مشارکت­کنندگان از ساختار و شرایط سیستم پیش بیمارستانی و بویژه مراکز درمانی عمومی حاکی از نارضایتی آنها از این مراکز بود. کار عمده پزشکی و پرستاری در این مراکز نجات جان بیمار و درمان خطرات اورژانسی بود. تعدادی از آنها به دلیل عوارض بعدی ناشی از زخم­های سوختگی که در این مراکز مورد توجه قرار نگرفته بود شخصا برای ادامه درمان به بیمارستان های تخصصی مراجعه کرده بودند. وضعیت ساختار بخش های تخصصی سوختگی هم خالی از عیب نبود. به طور مثال کمبود تخت، نرسیدن به بیمار، کم توجهی به بیمار بویژه درد آنها، بد رفتاری با همراهان و فضا و جو دلگیر و غم­انگیز بخش و سرویس­های نامناسب از تجارب مشارکت­کنندگان بود. هرچند که تجارب مثبتی از رفتار دلسوزانه و مهربان پرستاران نیز وجود داشت. همچنین تجارب چندین ساله محقق در این مراکز حاکی از انجام اقدامات پزشکی و پرستاری زیادی برای بهبود زخمها و و اعمال جراحی ترمیمی و موفق سوختگی در نجات جان بیماران است. با این وجود تعدادی از بیماران برای ادامه درمان و یا به امید بهبودی بیشتر بدشکلی­های بجامانده با توصیه پرسنل پزشکی یا سایر منابع اطلاعاتی دیگر به مراکز فوق تخصصی سوختگی و ترمیمی در پایتخت مراجعه کرده بودند .
یادآور: گذر از درد جسمی به رنج روحی
با ترخیص از بیمارستان و ورود به منزل مشارکت­کنندگان وارد مرحله­­ی دیگری از گذر می­شدند.
«توی بیمارستان یک جور سخت بود، زخم­ها و درد غیر قابل تحمل. من همیشه فکر می کردم اگر از بیمارستان مرخص بشم خوب میشم. ولی وقتی اومدم خونه دیدم نه بابا حالا یک عالمه مونده که برگردم به وضع قبل …توی بیمارستان مشکلات جسمی و درد سخت بود، توی خونه ارتباط داشتن با محیطی که حالا با شرایط وضعیت جدید می خواد (ش۱)».
یادآور: حمایت زمینه ساز بازگشت به جمع و جامعه
ترکیبی از ویژگی­های مثبت شخصیتی، روحی، روانی و معنوی در قالب حمایت­های خانوادگی و اجتماعی زمینه سازمرحله­ی گذر از منزل به سوی جمع و اجتماع هستند.
«بعد که اومدیم خونه، خواهر­هانم تقسیم کار کرده بودند…بعد از هر بار که فیزیوتراپ می­یومد، زخم دست­هام حسابی خونریزی می­کرد، ملافه­هام همیشه خونی می­شد.خواهر بزرگترم می­برد آنها را می­شست تا مادرم زیاد ناراحت نشه هرکسی یک جوری همکاری می­کرد.درسته من خودم آدم محکمی هستم ولی اطرافیان هم خیلی مهم هستند. فرض کنید اگه من کسی رو نداشتم که اینقدر حمایتم کنه، مراقبت کنه، حمایت عاطفی بکنه، امید بده شاید نمی تونستم واقعاً برگردم(ش۱)».
یادآور: تداوم زندگی با داغ سوختگی
برای تعدادی از بیماران رنج ناشی از سوختگی در تمامی مراحل زندگی آنها را همراهی می­نماید.
«از اون زمان سوختگی خیلی گذشته، چندین بار رفتم زیر تیغ جراحی، حالا زخم­هام خیلی بهتره ولی اون روز های پر درد و رنج و عذاب از یادم نمی ره، هیچوقت هم یادم نخواهد رفت درسته کمتر اذیتم میکنه ولی تا آخر عمر این داغ با منه(ش۴)».
ماتریکس­خود/ آسیب سوختگی
قدرت آسیب­زایی و ماهیت تهاجمی سوختگی از ویژگی­های این زیر طبقه بود. شرایط مرحله حادثه، نظیر زمان، مکان، مدت تماس، عامل سوزانده ؛ نحوه انتقال و اقدامات کمکی که بلافاصله بعد از حادثه صورت می­گرفت تعیین کننده­ نتایج مرحله­ بعد از حادثه بود. بطور مثال در مصدومینی که به علت برق گرفتگی و سقوط از بلندی، دچار آسیب شده بودند، مدت تماس بیشتری در معرض عامل سوزاننده بودند، در محل حادثه یا انتقال به بیمارستان معطل شده بودند و به مراکز درمانی غیر تخصصی سوختگی اعزام شده بودند(نظیر آنچه برای مشارکت کنننده ۵و ۱ روی داده بود)، ابعاد و دامنه­ تهدید و آشفتگی ناشی از آسیب سوختگی بیشتر بود
یادآور: سوختگی، شلیکی به سوی حلقه­ی سلامت جسمی، روحی، روانی، معنوی، پنداشتی یک انسان.
در مرحله­ اول حادثه، این شلیک مخرب، جسم مصدومین را مورد تخریب قرار می­دهد. سپس با ورود آنها به منزل ترکش­های آن به سلامت روحی، روانی و معنوی مددجویان آزار می­رساند. زمانی که قربانیان خود را برای ورود به جمع آماده می­ کنند، داغی که بر بدن آنها بر جای نهاده، پنداشت آنها از خود را فرو می­ریزد و زمینه لازم برای فروپاشی یک انسان را فراهم می­سازد. تحلیل زمینه در قالب مقوله ماتریکس خود در دیاگرام ۱-۴ نشان داده شده است.
«سوختگی همه چیز آدم رو می­گیره، زیبایت رو، جوانییت رو، اصلاً زندگی رو خراب می­کنه(ش۱)».
«الان من دیگه اون آدم قبل نیستم، عقده­­ای هستم، افسرده­ام(ش۶)»
«مشکلات همه پله پله است. اول تو بیمارستان درد کشیدن، وقتی میری بیرون و خونه توی خونواده، بعد هم که اگه خوب بشی که می خواهی بری توی اجتماع و جمع بالاخره انتظارداری همونطور که قبل بودی باشه ولی متأسفانه اونطوری نیستی که! بعضی ها قبول می کنن اما بعضی­ها ناراحت می­شن، از دیگران دوری می­کنن، یا اصلاً از خونه بیرون نمیرن (ش۹)».
دیاگرام۱-۴
ماتریکس­خود، تحلیلی از ماتریکس وضعیت/پیامد فرد مبتلا به سوختگی
تحلیل برای فرایند(عمل/احساسات/تعاملات)
فرایند بازگشت مبتلایان به سوختگی به جامعه در قالب مقولات دغدغه­ی اصلی (گسیختگی­خود)، استراتژی (مکان­ یابی) و پیامد(تعادل) شرح داده می­ شود.
گسیختگی خود
این مقوله بر اساس دو زیر طبقه­ی الف) تهدید و ب) آشفتگی استخراج گردید. یافته­های حاصل نشان داد که تهدید سوختگی با ایجاد آشفتگی در ابعاد مختلف وجودی افراد مبتلا؛ همچنین میانجی­گری «ماتریکس­خود» آن­ها را در مسیر بازگشت به جامعه با پدیده­ای به نام «گسیختگی­خود» رو برو می­سازد. پدیده­ای که با وقفه در روند معمول زندگی و عدم توانایی سازماندهی دنیای فردی، بین­فردی و بیرونی مربوط به خود مشخص می­ شود(جدول۲-۴). مشارکت کننده ­ای در خصوص ناتوانی در کنترل و مدیریت دنیای فردی خود چنین بیان کرد:
«درد زخمها و پانسمان قابل تحمل نبود گریه می­کردم، گاهی داد می­زدم. …جاهای سالم رو هم پوستش رو کندند تا زخم های سوخته را به پوشانند… آنقدر ناتوان بودم که حتی برای خوردن و تکان خوردن در تخت نیاز به کمک دیگران داشتم (ش۱)»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...