- نگهداشت پیکره های کالبدی فضاها
- یکسان سازی شرایط زیستی شهر
- ادغام مجدد مراکز و بافتهای تاریخی و قدیمی شهری در محیط
- مشارکت شهروندان در مرمت شهری
- طرح موضوع مرمت شهری در محافل چند رشته ای (خانی، ۱۳۸۳، صص ۴۳-۴۲).
در این شیوه اجرای هر پروژه شهری نیازمند شناخت و بررسی اجمالی سازمان فضایی است. نمونه موفق احیای بافت تاریخی به روش ارگانیک، در بخش تاریخی شهر موستار در بوسنی و هرزگوین، صورت گرفته است(کلانتری و پوراحمد، ۱۳۸۴، ص ۶۳).
۲-۳-۶- نگرش سلولی(توانمندی)
این نگرش به بافتهای تاریخی، محصول انقلاب صنعتی است. در این دوره مرمت شهری با هدف توانمند سازی رواج یافت. به گونه ای که فضاهای شهری اغلب به مثابه میراثی از شهر تلقی شدند که باید برای تقویت وضعیت اجتماعی و اقتصادی فعال شوند. در چنین شرایطی نگرشی بر شهر و سرنوشت آن چیره می شود که اغلب به طور منظم و بی وقفه فضاهای فرسوده و آسیب دیده تاریخی شهرها را هدف دگرگونیهای خاص قرار می دهد( کلانتری و پوراحمد، ۱۳۸۴، ص ۶۱).
پایان نامه - مقاله - پروژه
« در نتیجه نگرش سلولی به بافتهای تاریخی، حتی بدون هشدار یا اظهار نظر در خصوص یادمانهای تاریخی موجود در پیکره بناهای قدیمی و ارزشمند شهر، توان بخشی اقتصادی آنها مورد توجه قرار گرفته و انگیزه اصلی حفاظت، مرمت و نوسازی ساختار اقتصادی است. نقطه حرکت و یا سرآغاز این تدبیرها، احیاء و بهسازی بخشهایی از شهر است که توان و کارایی خود را به دلیل فرسودگی کالبدی و محدودیت در دسترسی به شبکه های خدمات رسانی فنی و رفاهی مدرن از دست داده اند.»( خانی، ۱۳۸۳، ص ۳۷).
اقدامات مرمتی با این دیدگاه حداکثر توجه خود را به کیفیت کارهای ساختمانی معطوف کرده و وجه ظاهر بازسازی یا بهسازی شده بافت را به عنوان ارزشی می نگرد که همه می توانند از آن بهره برداری کنند( فلامکی، ۱۳۷۹، صص ۸۴-۸۲).
تجربه های برخاسته از این نگرش در شهرهای لندن، مونیخ، رم و فلورانس قابل مشاهده است. این شهرها توانسته اند زندگی را به معنای واقعی به بافت تاریخی برگردانند و زندگی امروز را تقریباً با حفظ همان ارزشهای زمان حاضر در کنار ارزشهای تاریخی در بافت پیاده کنند، به طوریکه در این شهرها مراکز تاریخی به گرانترین فضاهای شهری تبدیل شده اند این در حالی است که تا حدود دهۀ ۱۹۶۰ میلادی، بافتهای تاریخی در این شهرها ویرانه و متروک بود. این بینش ضمن آنکه می کوشد منابع اقتصادی را تضمین نماید، خواستار دستیابی به بهبود شرایط اجتماعی شهروندان است و از هر گونه امکاناتی که مفید به نظر برسد بهره می گیرد، طبق این دیدگاه برای مرمت شهری بیشتر به نوسازی و بهسازی و احیاء آن، با رویکردی محیطی و انسانی توجه می شود، یعنی از طریق احیاء و بهسازی بخشهایی از شهر که توان و کارایی خود را به دلیل فرسودگی کالبدی و عدم دسترسی به شبکه های خدمات رسانی، فنی- رفاهی مدرن از دست داده است و به همین دلیل، ساکنان و شاغلان و مراجعه کنندگان به آنها رغبت خاص به زندگی در اینگونه پیکره های شهری ندارند. این محدوده ها یا محله های شهری که موضوع یا ابزاری برای تقویت شهر هستند و به عنوان بناها یا بافت ارزشمند تاریخی شناخته می شوند از طریق نوسازی و مرمت پیکره های کالبدی آنها حفظ می گردد.
در این نگرش استمرار ارزشهای فرهنگی- عاطفی- اجتماعی چندان مد نظر نیست و ساکنان و شاغلان معمولاً در پژوهشها- بررسیها و تصمیم گیریهایی که به طراحی مرمت شهری ربط می یابند مداخله داده نمی شود و به عبارتی دست قادری برای پس زدن بولدوزرها در میان نیست(خانی ۱۳۸۳، ص ۳۶).
نگه داشت پیکره کالبدی بناها، تقویت مواضع یا مکانهای مرمتی و ادغام بافت مرمت شده با فضاهای مجاور از مهمترین مشخصه های مرمت شهری با هدف توانمند سازی یا روش سلولی است(کلانتری و پور احمد، ۱۳۸۴، ص ۶۲).
۲-۳-۷- رویکرد نظری تبیین توانمند سازی سکونتگاه های شهری
از اواخر دهۀ هشتاد در چارچوب نظری جدیدی برای پاسخ به کاستی های دیدگاه اسکان غیر رسمی به سکونتگاه های اقشار کم درآمد شهری تلاشهایی آغاز شد که حاصل آن گزینش اصطلاح سکونتگاه های نابسامان یا بی قاعده بود. این سمت گیری جدید عمیقاً از طرح دیدگاه های نظری مانند توانمند سازی و بازنگری در نقش دولتها در زمینه تأمین مسکن و خدمات، توسعه پایدار و نقش تعیین کننده مراکز شهری در توسعه اقتصادی و ضرورت مبارزه با فقر شهری، متأثر بوده است. بر مبنای این نگرش، سکونتگاه و سر پناهی که اقشار کم درآمد شهری با سرمایه خود احداث کرده اند، بخشی از سرمایه اقتصادی کل جامعه محسوب می شود که باید بر اساس برنامه ریزی مشارکتی و با تأکید بر جلب همکاری آنها در زمینه شناخت اولویتها و راهکارها به ساماندهی و انتظام بخشی اینگونه سکونتگاه ها پرداخته شود( صرافی ۱۳۸۱، ص ۱۰).
امر توانمند سازی بر دیدگاه« فقر زدایی» و در توسعه پایدار انسان محور با تکیه بر مشارکت شهروندان و شهر (مدیریت شهری) متکی است. مشارکتی که بر اساس گفتگوی دو جانبه شکل می گیرد و شهروند با کسب هویت از طریق این گفتگو به زیستگاه خود هویت می بخشد( خضرایی، ۱۳۸۱، ص ۶۰). مضمون اصلی مشارکت در محله های قدیمی و حاشیه ای، توانمند سازی مدنی ساکنین است و توانمند سازی مدنی عبارت است از:
تشکیل نهادهای محله ای یا به رسمیت شناختن نهادهای موجود در تصمیم گیری و هدایت زندگی محله، هدف از مشارکت یا توانمند سازی مدنی مردم، افزایش احساس تعلق به محله و پاسخگویی مناسب اهالی به پرسش«سهم دولت، سهم مردم» در ساماندهی محله است(خاتم، ۱۳۸۱، ص ۴۰).
محورهای اصلی راهبرد توانمند سازی عبارتند از: ( اطهاری، ۱۳۸۲، ص ۵۰)

 

    • برقراری ارتباط کامل بین بخش مسکن و برنامه های کلان اقتصادی،

 

    • برقراری پیوند همه جانبه بین برنامه ریزی مسکن و برنامه ریزی شهری،

 

    • تدوین سیاستهایی به منظور تحقق توانمند سازی خانوارها با بهره گرفتن از سازمانهای غیر دولتی و سازمانهای مبتنی بر اجتماعات یا مشارکت همه جانبه مردم(دلال پور محمدی، ۱۳۷۹، صص ۱۳۳-۱۳۲).

 

    • توجه ویژه به فقرا، محیط زیست و بهداشت در برنامه های مسکن به وسیله دولت،

 

    • فراهم آوردن شبکه های زیر بنایی و اعطای حقوق مالکیت در مسکن غیر رسمی موجود،

 

    • فعالیت توأمان و هم بسته دولت در بخش خصوصی تشکلهای خودیار و حداکثر استفاده از عملکرد بازار.

 

به طور کلی مهمترین اصول و ابعاد رهیافت(راهبرد) توانمند سازی عبارتند از:

 

    • مشارکت و برنامه ریزی با همکاری مردم

 

    • تمرکز زدایی در تصمیم گیری حکومت

 

    • ارتقای موقعیت زنان و برابری جنسیتی

 

    • به رسمیت شناختن گروه های سنی اجتماع و ظرفیت سازی مدیریت محلی(آموزش ابزارهای نوین مدیریت و برنامه ریزی در بین مدیران شهری)(جعفری، ۱۳۸۲، ص ۵۳).

 

۲-۳-۷-۱- ابعاد و زمینه های توانمند سازی بافت قدیمی شهرها
توانمند سازی بافت قدیم شهرها در ابعاد مختلف مطرح است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) توانمند سازی کالبدی
ب) توانمند سازی فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و اقتصادی
ج) حمایتهای مالی، علمی و فنی دولت
د) مشارکت مردمی
هـ) راهکارهای تأمین منابع مالی
در میان ابعاد مختلف سیاست توانمند سازی ابعاد کالبدی که زمینه ارتقای سطح بافت قدیمی را با بهره گرفتن از به فعلیت درآوردن توانمندی های کالبدی بافت که نقش دولت و مشارکت مردم در تمام مراحل پروژه را مد نظر دارد، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.
۲-۳-۷-۲- توانمند سازی محیط فیزیکی- کالبدی بافت قدیمی شهرها
از جمله راهکارها جهت توانمند سازی محیط فیزیکی- کالبدی بافت قدیمی شهرها مرمت شهری می باشد، مرمت شهری و انواع مداخله در بافت قدیمی و تاریخی شهرها بر اساس میزان وفاداری به گذشته در سه گروه بهسازی، نوسازی، و بازسازی قرار می گیرند، این سه نوع مداخله هر یک طیف گسترده ای از اقدامات را بر حسب نیاز شامل می شوند جهت احیاء و توانمند سازی بافت قدیم و هسته مرکزی شهرهای ایرانی انواع مداخله و مرمت شهری الزامی است و با توجه به اینکه هسته مرکزی شهرهای ایرانی از نظر نوع بافت(تاریخی، قدیمی و فرسوده) با یکدیگر تفاوت دارند ارائه راهکارها نیز متفاوت می باشد، اما به طور کلی با ارائه راهکارهای توانمند سازی می توان مرمت شهری را در بافتهای شهری به شیوه توانمند سازی انجام داد.
۲-۳-۷-۳- توانمند سازی فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و اقتصادی بافت قدیمی شهرها
در راهبرد توانمند سازی، راه و فرایندی به کار گرفته می شود که طی آن مشارکت مردمی و ارتقای ظرفیتهای اجتماعات محلی در بافت قدیم شهرها نهادینه شود تا در نهایت، اگر چه با حمایت و بستر گشایی بخش دولتی، خود ایشان برآورد کننده نیازهایشان باشند. آنچه در این راهبرد کلیدی است، تأکید ویژه بر افزایش درآمد به منظور آموزشهای حرفه ای و بالا بردن مهارت نیروی کار و نیز یاری آنان در دسترسی به منابع، سازماندهی و بازار یابی بهتر کسب و کارشان به ویژه با میانجی گری سازمانهای غیر دولتی و محلی حائز اهمیت است. توانمند سازی برخوردی همه جانبه در راستای توسعه اجتماعات محلی را در بافت قدیم شهرها می طلبد که تنها در پوسته اقدامات کالبدی و طرحهای مهندسی نمی گنجد.
توسعه محیط انسانی بافت قدیم شهرها از طریق راهبرد توانمند سازی قابل دستیابی است، ایجاد اشتغال، افزایش آگاهی، افزایش مهارتها و ابزار بهره برداری از منابع طبیعی و زیست محیطی در نهایت منجر به ایجاد ثروت می گردد. بنابراین در توانمند سازی محیط انسانی بافت قدیم شهرها رشد اقتصادی که از درون اجتماع به وجود آمده باشد یک ضرورت است. نایل شدن به راهبرد توانمند سازی از طریق حمایتهای فنی، علمی و مالی دولت با مشارکت مردمی تسهیل شده و سازمانهای غیر دولتی می توانند این فرایند را به گونه ای مطلوب سرعت بخشند.
توانمند سازی محلات قدیمی در گرو توانمند سازی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ساکنین است. از آنجا که اغلب ساکنان بافت قدیمی دارای درآمد ناچیز و جزء طبقات پایین جامعه محسوب می شوند، به همین خاطر تأکید بر افزایش درآمد خانوارها و فقر زدایی در توانمند سازی اجتماعی و اقتصادی امری کلیدی می باشد، در توانمند سازی اقتصادی تأمین معاش پایدار برای ساکنان از اولویویژه ای برخوردار است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...