این عبارت از خطبه که به فراوانی نعمت­های الهی اشاره می­ کند، به این آیه شریفه تلمیح دارد:
… وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَهً وَ باطِنَه[۳۳۰] …
علامه طباطبایی در تفسیر این قسمت از آیه شریفه می­نویسد:
«و مراد از نعمت­هاى ظاهرى بنا براین که خطاب در آیه به مشرکین باشد، حواس ظاهرى، از گوش چشم و اعضاى بدن، و نیز سلامتى و عافیت و رزق طیب و گوارا، و مراد از نعمت‏هاى باطنى نعمت­هاى غایب از حس است، مانند شعور و اراده و عقل.
پایان نامه - مقاله - پروژه
و اما بنا بر این­که خطاب به عموم انسان­ها باشد مراد از نعمت‏هاى ظاهرى آن نعمت‏هاى ظاهرى مذکور به اضافه دین خواهد بود، چون دین نیز از نعمت‏هاى محسوسى است که امور دنیا و آخرت مردم را نظام مى‏بخشد. و مراد از نعمت‏هاى باطنى باز همان نعمت‏هاى باطنى مذکور خواهد بود، به اضافه مقامات معنوى که تنها از راه اخلاص در عمل حاصل مى‏گردد.»
«وَ تَمَامِ مِنَنٍ أَوْلَاهَا»
منت همان خوبی و احسان ونعمتی است که به دنبال آن اظهار امتنان وشکرگذاری، واجب ولازم می ­آید. منت و منن در مورد نعمت­های خیلی ارزشمند و گرانسنگ به­کار می‌رود. از این‌رو در قرآن در موارد خاصی کلمه «منَّ» به جای «انعم» به کار رفته است. خداوند ازجمله نعمت بعثت را به عنوان منت معرفی می کند:
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبینٍ[۳۳۱]
قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ یَمُنُّ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ …[۳۳۲]
هدایت به ایمان نیز منتی بزرگ برمؤمنان است که خداوند متعال آنان را از جهل وغفلت وگمراهی به اسلام وایمان هدایت فرمود.
یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ [۳۳۳]
همچنین نجات از مال پرستی ودنیا دوستی ومادیگری وراهیابی به ایمان و اسلام منتی برهمه مؤمنان است.
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَتَبَیَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاهِ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ کَثیرَهٌ کَذلِکَ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْکُم[۳۳۴]

۵٫۱٫۳٫ نعمت­های بی­شمار الهی

«جَمَّ عَنِ الْإِحْصَاءِ عَدَدُهَا وَ نَأَى عَنِ الْجَزَاءِ أَمَدُهَا وَ تَفَاوَتَ عَنِ الْإِدْرَاکِ أَبَدُهَا»
در فرازهای قبلی کیفیت و چگونگی نعمت­ها مانند ابتدایی و عمومی و رسا بودن آن­ها مورد نظر بود. اما حضرت در این جمله یک ویژگی کمّی برای نعمات الهی بیان می­ کنند و می‌فرمایند: عدد آن­ها فزون‌تر از شمارش است.
نعمت­های خداوند نامحدود و فوق احصاء است، این حمد ممتاز در کلام آن بانو، همسان حمد معروف حضرت علی است که می‌فرماید:« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا یُحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّون[۳۳۵]»‏[۳۳۶]
عدد نعمات وآلاء الرحمان ومنن الهی از مرز آمار و ارقام فراتر بوده و شمارش آن ناممکن است؛
در خطبه شریفه، در مورد فراوانی و کثرت نعمات الهی الفاظ و تعبیرات گوناگونی به­کار رفته است، و در واقع حضرت فاطمهبا استفاده از لفظ «جمّ» خواسته­اند مفهوم بی­نهایت را در مورد آلاء ونعمت­های الهی مجسم وقابل درک کرده باشند.
آیت الله تهرانی در شرح این فراز و در توضیح این مطلب که نعمت­های خداوند از جزا، و این­که ما بتوانیم پاداش بدهیم دور است، می­فرمایند:
«کلمۀ «اَمَد» هم به «تمام مدت» گفته می‏شود، هم به «ابتدا»، در هر صورت قابل اندازه گیری نیست. پس یا اشاره دارد به این­که اوّل نعمت­هایش یا ابتدای انعامش در دسترس بشر نیست و یا این­که تمام مدّت انعامش از دسترس بشر دور است[۳۳۷]
یعنی فهم اوّل و آخر نعمت­های خداوند، از قدرت ادراک بشر خارج است.
حضرت فاطمه زهرا در این دو جمله بعد از ثنا و ستایش و بیان کمیت وکیفیت نعمت­ها آن­ها را از بعد دیگری مورد بررسی قرار می­ دهند و آن این است که موهبت­های الهی از قلمرو درک و فهم انسان بیرون و جبران ناپذیر است، به این معنا که هیچ بشری در هیچ جایگاه و منزلتی، تاب و توان ادراک نهایت نعمت­های الهی را ندارد و این همه احسان را نمی­تواند جبران کند. چنان­که خداوند متعال در قرآن می­فرماید:
قَلیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ[۳۳۸]. پس به لحاظ دائم­ الفیض بودن خداوند و متصل بودن زنجیره نعمت­ها که از ازلیت آغاز و تا ابدیت ادامه دارد حضرت می­فرمایند: «و نای عن الجزاء امدها و تفاوت عن الادراک ابدها»
در بخش چهارم حضرت زهرا با سه جمله دیگر قسمت حمد را تمام می‌کنند. این سه جمله که باز با سجع و قافیه خاصی بیان می‌شود در واقع رابطه نعمت‌های الهی را با بندگان بیان می‌کند.
در جمله‌های قبلی، کثرت، کیفیت و طولانی ‌بودن مدت نعمت‌ها را بیان فرمودند که این­ها ویژگی‌های خود نعمت‌هاست. در این بخش رابطه نعمت‌ها با خلایق و تعاملی که بین متنعّمین با این نعمت‌هاوجود دارد مورد توجه قرار گرفته است. در واقع در این فراز مسئولیت در برابر نعمت­ها را بیان می­فرمایند. حضرت می‌فرمایند:
«وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّکْرِ لِاتِّصَالِهَا، وَ اسْتَحْمَدَ إِلَى الْخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا، وَ ثَنَّى بِالنَّدْبِ إِلَى أَمْثَالِهَا: نعمت­هایی که خداوند برای ازدیاد و دوام آن­ها ما را دعوت به شکرگذاری نموده، و بندگانش را بر فرستادن آن­ها مطیع خود گردانیده، و برای کامل نمودن بخشش­هایش از آنان حمد و ستایش خود را خواسته، و در کنار آن به طلب چنین نعمت­هایی امر فرموده است.»
«اجزال نعمت»یعنی کثرت و زیادی نعمت، و این فرمایش حضرتبدین معنی است که خداوند متعال ازآن­ها (مردم) به سبب زیادی نعمت و کامل کردن آن، درخواست حمد وستایش کرد[۳۳۹].
«استزاد» درخواست زیادشدن است وضمیر«ها» به «نعمه» برمی­گردد و «لام» در «لاستزادتها» به معنای «الی» است، یعنی آن­ها را می­خواند برای درخواست ازدیاد؛ یعنی زیادی نعمت را بطلبید چراکه درخواست آن­ها به سبب شکر موجب ازدیاد نعمت می­ شود. و «لام» در لاتصالها تعلیل برای ندب است، یعنی آن­ها را ترغیب کند که به سبب شکر، زیادی نعمت را بخواهند چراکه نعمت­ها برای آن­ها متصلِ بدون قطع شدن است. و احتمال دارد لام اولی برای تعلیل باشد و لام دومی برای صله باشد که متعلق به شکر است. یعنی شکرگزاری به خاطر اتصال نعمت­های الهی موجب ازدیاد آن­ها می­ شود[۳۴۰].
علامه مجلسی درشرح جمله «و ثنّى بالندب إلى أمثالها» چنین می­نویسد:
«یعنی بعد از این­که نعمت­های دنیوی را برای آن­ها تکمیل کرد، آن­ها را دعوت کرد برای کسب امثال این نعمت­ها برای آخرت؛ و یا اعم ازآنست و برای افزایش نعمات دنیوی است. واحتمالا مراد از ندب الی امثالها امر به بندگان برای احسان ونیکی است[۳۴۱]
در این­جا احتمال می­رود،- همچنان­که مرحوم مجلسی هم می­فرماید- مراد از «امثالها» نعمت­های اخروی باشد.
حضرت فاطمهدر این سه جمله چند نکته را بیان می­فرمایند:
الف. علاوه بر این‌که خداوند نعمت‌هایی را ابتدائاً به بندگانش عطا کرده، مردم را به شکر نعمت‌های الهی دعوت کرده است تا بر نعمت‌هایشان افزوده شود. این خود، نعمت عظیمی فوق نعمت‌هاست. از امام صادق نیز در کتاب کافی روایت است که فرمودند:
« عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: مَنْ‏ أُعْطِیَ‏ الشُّکْرَ أُعْطِیَ الزِّیَادَهَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ [۳۴۲]»
ب. خداوند با آن نعمت‌هایی که ابتدائاً عطا کرده چیزی را فروگذار نکرده است؛ ولی علاوه بر این، راه دیگری برای بندگان باز کرده است تا بتوانند نعمت‌های خود را افزایش دهند، این سنت دیگری است. سنت اول الهی این است که هر چه لازمه زندگی مخلوقات این عالم است به آن­ها عطا کند؛ ولی لطف بالاتر در حق مخلوقات این است که خداوند متعال اجازه دهد از نعمت‌های بیشتری استفاده کنند[۳۴۳].
امام علی بن الحسین زین العابدین فرمودند: «وَ مِنْ‏ أَعْظَمِ‏ النِّعَمِ‏ عَلَیْنَا جَرَیَانُ ذِکْرِکَ عَلَى أَلْسِنَتِنَا وَ إِذْنُکَ لَنَا بِدُعَائِکَ وَ تَنْزِیهِکَ وَ تَسْبِیحِکَ [۳۴۴]»

۶٫۱٫۳٫ استنادهای قرآنی بیشماری نعمت­های الهی

«جَمَّ عَنِ الْإِحْصَاءِ عَدَدُهَا»
این عبارت در فرمایش حضرت فاطمه مطلبی است که در خود قرآن هم روی آن تأکید شده است. واین عبارت به آیه شریفه …وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللَّهِ لا تُحْصُوها[۳۴۵]… تلمیح دارد.
«وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّکْرِ لِاتِّصَالِهَا»
چنان­که گذشت، آن حضرت پس از شرح نعمت‌ها و ستایش و ثنای الهی، یادآور مسئولیت انسان در برابر نعمت‌ها می‌شوند که خداوند به منظور پیوستگی و تداوم نعمت‌ها بشر را در قبال آن­ها دعوت به شکر نمود. این فراز از فرمایش حضرت در خطبه شریفه، تلمیح به این آیه شریفه از قرآن کریم دارد:
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدیدٌ[۳۴۶]

۲٫۳٫ توحید وصفات پروردگار

«وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ کَلِمَهٌ جُعِلَ الْإِخْلَاصُ تَأْوِیلَهَا وَ ضُمِّنَ الْقُلُوبُ مَوْصُولَهَا وَ أَنَارَ فِی التَّفَکُّرِ مَعْقُولُهَا الْمُمْتَنِعُ مِنَ الْأَبْصَارِ رُؤْیَتُهُ وَ مِنَ الْأَلْسُنِ صِفَتُهُ وَ مِنَ الْأَوْهَامِ کَیْفِیَّتُهُ ابْتَدَعَ الْأَشْیَاءَ لَا مِنْ شَیْ‏ءٍ کَانَ قَبْلَهَا وَ أَنْشَأَهَا بِلَا احْتِذَاءِ أَمْثِلَهٍ امْتَثَلَهَا » «گواهی می دهم که معبودی غیر «اللَّه» نیست. تنها او معبود است و شریکی ندارد. کلمه ای است که تأویل آن اخلاص است . و متضمّن رساندن قلوب به اعتقاد وحدانیت خداست، و آن­چه را که عقل به آن پی می برد در اندیشه ها ظاهر نموده است. خداوندی که امکان دیدنش و قدرت توصیف او برای کسی نیست، و به خیال کسی نمی گنجد. خداوندی که تمام اشیاء را بدون آن­که چیزی قبل از آنان باشد بوجود آورده، و بی­آن­که از نمونه­هایی برای خلقت پیروی کرده باشد.»

۱٫۲٫۳٫ شهادت به وحدانیت خداوند

«وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ کَلِمَهٌ جُعِلَ الْإِخْلَاصُ تَأْوِیلَهَا»
حضرت فاطمه براساس سنت پیامبراکرمو ائمه اطهار در انشاء خطبه بعداز حمد و ستایش الهی و شمارش نعمت­ها، در ادامه خطبه، شهادت به وحدانیت خداوند داده و مطالبی را در مورد توحید بیان می‌فرمایند.
هیچ دانشمند متفکر و اهل بحث که کارش غور و تعمّق در مسائل کلی علمی است، در این تردید ندارد که مسأله توحید از همه مسائل علمی‌ دقیق‌تر و تصور و درک آن از همه دشوارتر و گره آن از همه پیچیده‌تر است، چون این مسأله در افقی قرار دارد که از افق سایر مسائل علمی و نیز از افق افکار نوعِ مردم بلندتر است و معلوم است که چنین مسأله‌ای چه معرکه‌ای در دل‌ها به پا خواهد کرد[۳۴۷].
کلمه «شهادت» به معناى حاضر بودن در جریان، و اطلاع یافتن از آن است[۳۴۸].
آیت الله شهید دستغیب در معنای شهادت چنین آورده­اند:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...