دانلود مقالات و پایان نامه ها با موضوع استنادهای قرآنی خطبه فدکیه حضرت فاطمه۹۲- فایل ۱۴ |
![]() |
این عبارت از خطبه که به فراوانی نعمتهای الهی اشاره می کند، به این آیه شریفه تلمیح دارد:
… وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَهً وَ باطِنَه[۳۳۰] …
علامه طباطبایی در تفسیر این قسمت از آیه شریفه مینویسد:
«و مراد از نعمتهاى ظاهرى بنا براین که خطاب در آیه به مشرکین باشد، حواس ظاهرى، از گوش چشم و اعضاى بدن، و نیز سلامتى و عافیت و رزق طیب و گوارا، و مراد از نعمتهاى باطنى نعمتهاى غایب از حس است، مانند شعور و اراده و عقل.
و اما بنا بر اینکه خطاب به عموم انسانها باشد مراد از نعمتهاى ظاهرى آن نعمتهاى ظاهرى مذکور به اضافه دین خواهد بود، چون دین نیز از نعمتهاى محسوسى است که امور دنیا و آخرت مردم را نظام مىبخشد. و مراد از نعمتهاى باطنى باز همان نعمتهاى باطنى مذکور خواهد بود، به اضافه مقامات معنوى که تنها از راه اخلاص در عمل حاصل مىگردد.»
«وَ تَمَامِ مِنَنٍ أَوْلَاهَا»
منت همان خوبی و احسان ونعمتی است که به دنبال آن اظهار امتنان وشکرگذاری، واجب ولازم می آید. منت و منن در مورد نعمتهای خیلی ارزشمند و گرانسنگ بهکار میرود. از اینرو در قرآن در موارد خاصی کلمه «منَّ» به جای «انعم» به کار رفته است. خداوند ازجمله نعمت بعثت را به عنوان منت معرفی می کند:
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ[۳۳۱]
قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ یَمُنُّ عَلى مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ …[۳۳۲]
هدایت به ایمان نیز منتی بزرگ برمؤمنان است که خداوند متعال آنان را از جهل وغفلت وگمراهی به اسلام وایمان هدایت فرمود.
یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ [۳۳۳]
همچنین نجات از مال پرستی ودنیا دوستی ومادیگری وراهیابی به ایمان و اسلام منتی برهمه مؤمنان است.
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ فَتَبَیَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاهِ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ کَثیرَهٌ کَذلِکَ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْکُم[۳۳۴]…
۵٫۱٫۳٫ نعمتهای بیشمار الهی
«جَمَّ عَنِ الْإِحْصَاءِ عَدَدُهَا وَ نَأَى عَنِ الْجَزَاءِ أَمَدُهَا وَ تَفَاوَتَ عَنِ الْإِدْرَاکِ أَبَدُهَا»
در فرازهای قبلی کیفیت و چگونگی نعمتها مانند ابتدایی و عمومی و رسا بودن آنها مورد نظر بود. اما حضرت در این جمله یک ویژگی کمّی برای نعمات الهی بیان می کنند و میفرمایند: عدد آنها فزونتر از شمارش است.
نعمتهای خداوند نامحدود و فوق احصاء است، این حمد ممتاز در کلام آن بانو، همسان حمد معروف حضرت علی است که میفرماید:« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا یُحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّون[۳۳۵]»[۳۳۶]
عدد نعمات وآلاء الرحمان ومنن الهی از مرز آمار و ارقام فراتر بوده و شمارش آن ناممکن است؛
در خطبه شریفه، در مورد فراوانی و کثرت نعمات الهی الفاظ و تعبیرات گوناگونی بهکار رفته است، و در واقع حضرت فاطمهبا استفاده از لفظ «جمّ» خواستهاند مفهوم بینهایت را در مورد آلاء ونعمتهای الهی مجسم وقابل درک کرده باشند.
آیت الله تهرانی در شرح این فراز و در توضیح این مطلب که نعمتهای خداوند از جزا، و اینکه ما بتوانیم پاداش بدهیم دور است، میفرمایند:
«کلمۀ «اَمَد» هم به «تمام مدت» گفته میشود، هم به «ابتدا»، در هر صورت قابل اندازه گیری نیست. پس یا اشاره دارد به اینکه اوّل نعمتهایش یا ابتدای انعامش در دسترس بشر نیست و یا اینکه تمام مدّت انعامش از دسترس بشر دور است[۳۳۷].»
یعنی فهم اوّل و آخر نعمتهای خداوند، از قدرت ادراک بشر خارج است.
حضرت فاطمه زهرا در این دو جمله بعد از ثنا و ستایش و بیان کمیت وکیفیت نعمتها آنها را از بعد دیگری مورد بررسی قرار می دهند و آن این است که موهبتهای الهی از قلمرو درک و فهم انسان بیرون و جبران ناپذیر است، به این معنا که هیچ بشری در هیچ جایگاه و منزلتی، تاب و توان ادراک نهایت نعمتهای الهی را ندارد و این همه احسان را نمیتواند جبران کند. چنانکه خداوند متعال در قرآن میفرماید:
قَلیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ[۳۳۸]. پس به لحاظ دائم الفیض بودن خداوند و متصل بودن زنجیره نعمتها که از ازلیت آغاز و تا ابدیت ادامه دارد حضرت میفرمایند: «و نای عن الجزاء امدها و تفاوت عن الادراک ابدها»
در بخش چهارم حضرت زهرا با سه جمله دیگر قسمت حمد را تمام میکنند. این سه جمله که باز با سجع و قافیه خاصی بیان میشود در واقع رابطه نعمتهای الهی را با بندگان بیان میکند.
در جملههای قبلی، کثرت، کیفیت و طولانی بودن مدت نعمتها را بیان فرمودند که اینها ویژگیهای خود نعمتهاست. در این بخش رابطه نعمتها با خلایق و تعاملی که بین متنعّمین با این نعمتهاوجود دارد مورد توجه قرار گرفته است. در واقع در این فراز مسئولیت در برابر نعمتها را بیان میفرمایند. حضرت میفرمایند:
«وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّکْرِ لِاتِّصَالِهَا، وَ اسْتَحْمَدَ إِلَى الْخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا، وَ ثَنَّى بِالنَّدْبِ إِلَى أَمْثَالِهَا: نعمتهایی که خداوند برای ازدیاد و دوام آنها ما را دعوت به شکرگذاری نموده، و بندگانش را بر فرستادن آنها مطیع خود گردانیده، و برای کامل نمودن بخششهایش از آنان حمد و ستایش خود را خواسته، و در کنار آن به طلب چنین نعمتهایی امر فرموده است.»
«اجزال نعمت»یعنی کثرت و زیادی نعمت، و این فرمایش حضرتبدین معنی است که خداوند متعال ازآنها (مردم) به سبب زیادی نعمت و کامل کردن آن، درخواست حمد وستایش کرد[۳۳۹].
«استزاد» درخواست زیادشدن است وضمیر«ها» به «نعمه» برمیگردد و «لام» در «لاستزادتها» به معنای «الی» است، یعنی آنها را میخواند برای درخواست ازدیاد؛ یعنی زیادی نعمت را بطلبید چراکه درخواست آنها به سبب شکر موجب ازدیاد نعمت می شود. و «لام» در لاتصالها تعلیل برای ندب است، یعنی آنها را ترغیب کند که به سبب شکر، زیادی نعمت را بخواهند چراکه نعمتها برای آنها متصلِ بدون قطع شدن است. و احتمال دارد لام اولی برای تعلیل باشد و لام دومی برای صله باشد که متعلق به شکر است. یعنی شکرگزاری به خاطر اتصال نعمتهای الهی موجب ازدیاد آنها می شود[۳۴۰].
علامه مجلسی درشرح جمله «و ثنّى بالندب إلى أمثالها» چنین مینویسد:
«یعنی بعد از اینکه نعمتهای دنیوی را برای آنها تکمیل کرد، آنها را دعوت کرد برای کسب امثال این نعمتها برای آخرت؛ و یا اعم ازآنست و برای افزایش نعمات دنیوی است. واحتمالا مراد از ندب الی امثالها امر به بندگان برای احسان ونیکی است[۳۴۱].»
در اینجا احتمال میرود،- همچنانکه مرحوم مجلسی هم میفرماید- مراد از «امثالها» نعمتهای اخروی باشد.
حضرت فاطمهدر این سه جمله چند نکته را بیان میفرمایند:
الف. علاوه بر اینکه خداوند نعمتهایی را ابتدائاً به بندگانش عطا کرده، مردم را به شکر نعمتهای الهی دعوت کرده است تا بر نعمتهایشان افزوده شود. این خود، نعمت عظیمی فوق نعمتهاست. از امام صادق نیز در کتاب کافی روایت است که فرمودند:
« عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: مَنْ أُعْطِیَ الشُّکْرَ أُعْطِیَ الزِّیَادَهَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ [۳۴۲]»
ب. خداوند با آن نعمتهایی که ابتدائاً عطا کرده چیزی را فروگذار نکرده است؛ ولی علاوه بر این، راه دیگری برای بندگان باز کرده است تا بتوانند نعمتهای خود را افزایش دهند، این سنت دیگری است. سنت اول الهی این است که هر چه لازمه زندگی مخلوقات این عالم است به آنها عطا کند؛ ولی لطف بالاتر در حق مخلوقات این است که خداوند متعال اجازه دهد از نعمتهای بیشتری استفاده کنند[۳۴۳].
امام علی بن الحسین زین العابدین فرمودند: «وَ مِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَیْنَا جَرَیَانُ ذِکْرِکَ عَلَى أَلْسِنَتِنَا وَ إِذْنُکَ لَنَا بِدُعَائِکَ وَ تَنْزِیهِکَ وَ تَسْبِیحِکَ [۳۴۴]»
۶٫۱٫۳٫ استنادهای قرآنی بیشماری نعمتهای الهی
«جَمَّ عَنِ الْإِحْصَاءِ عَدَدُهَا»
این عبارت در فرمایش حضرت فاطمه مطلبی است که در خود قرآن هم روی آن تأکید شده است. واین عبارت به آیه شریفه …وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللَّهِ لا تُحْصُوها[۳۴۵]… تلمیح دارد.
«وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّکْرِ لِاتِّصَالِهَا»
چنانکه گذشت، آن حضرت پس از شرح نعمتها و ستایش و ثنای الهی، یادآور مسئولیت انسان در برابر نعمتها میشوند که خداوند به منظور پیوستگی و تداوم نعمتها بشر را در قبال آنها دعوت به شکر نمود. این فراز از فرمایش حضرت در خطبه شریفه، تلمیح به این آیه شریفه از قرآن کریم دارد:
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ[۳۴۶]
۲٫۳٫ توحید وصفات پروردگار
«وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ کَلِمَهٌ جُعِلَ الْإِخْلَاصُ تَأْوِیلَهَا وَ ضُمِّنَ الْقُلُوبُ مَوْصُولَهَا وَ أَنَارَ فِی التَّفَکُّرِ مَعْقُولُهَا الْمُمْتَنِعُ مِنَ الْأَبْصَارِ رُؤْیَتُهُ وَ مِنَ الْأَلْسُنِ صِفَتُهُ وَ مِنَ الْأَوْهَامِ کَیْفِیَّتُهُ ابْتَدَعَ الْأَشْیَاءَ لَا مِنْ شَیْءٍ کَانَ قَبْلَهَا وَ أَنْشَأَهَا بِلَا احْتِذَاءِ أَمْثِلَهٍ امْتَثَلَهَا » «گواهی می دهم که معبودی غیر «اللَّه» نیست. تنها او معبود است و شریکی ندارد. کلمه ای است که تأویل آن اخلاص است . و متضمّن رساندن قلوب به اعتقاد وحدانیت خداست، و آنچه را که عقل به آن پی می برد در اندیشه ها ظاهر نموده است. خداوندی که امکان دیدنش و قدرت توصیف او برای کسی نیست، و به خیال کسی نمی گنجد. خداوندی که تمام اشیاء را بدون آنکه چیزی قبل از آنان باشد بوجود آورده، و بیآنکه از نمونههایی برای خلقت پیروی کرده باشد.»
۱٫۲٫۳٫ شهادت به وحدانیت خداوند
«وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ کَلِمَهٌ جُعِلَ الْإِخْلَاصُ تَأْوِیلَهَا»
حضرت فاطمه براساس سنت پیامبراکرمو ائمه اطهار در انشاء خطبه بعداز حمد و ستایش الهی و شمارش نعمتها، در ادامه خطبه، شهادت به وحدانیت خداوند داده و مطالبی را در مورد توحید بیان میفرمایند.
هیچ دانشمند متفکر و اهل بحث که کارش غور و تعمّق در مسائل کلی علمی است، در این تردید ندارد که مسأله توحید از همه مسائل علمی دقیقتر و تصور و درک آن از همه دشوارتر و گره آن از همه پیچیدهتر است، چون این مسأله در افقی قرار دارد که از افق سایر مسائل علمی و نیز از افق افکار نوعِ مردم بلندتر است و معلوم است که چنین مسألهای چه معرکهای در دلها به پا خواهد کرد[۳۴۷].
کلمه «شهادت» به معناى حاضر بودن در جریان، و اطلاع یافتن از آن است[۳۴۸].
آیت الله شهید دستغیب در معنای شهادت چنین آوردهاند:
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 11:44:00 ب.ظ ]
|