دانلود منابع پایان نامه درباره شیوه های پند و اندرز در آثار سعدی با تأکید بر ... |
![]() |
اگـــر بر شــدی دودی از روزنــی
قوی بازوان سست و درمانده سخت
ملـــخ بوستـــان خورده مردم ملــخ
ازو مـــانده بر استخـــوان پوستـــی
خـــداوند جـاه و زر و مــال بــــود
چه درماندگی پیشت آمـــد ؟ بگــوی
چــو دانی و پرسی سؤالت خطــاست
مشقـــّت به حد نهـــایت رسیــــد؟
نه بر مــی رود دودِ فـــریادخــــوان
کُشـــد زهـر جایی که تریاک نیســت
تو را هست ، بط را ز طوفان چه باک؟
نگــه کـردن عـــالِم انـــدر سفیـــه
نیـاســــاید و دوستــــانـش غـــریق
غم بی مـــرادان دلم خستـــه کــــرد
نه بر عضو مردم ، نه بر عضـــو خویش
کــه ریشـــی ببینـــم بلـــرزد تنــــم
که باشد به پهلوی رنجور سسـت
به کام اندرم لقمه زهرست و درد
کجا ماندش عیش در بوستـــان ؟
(سعدی، ۱۳۸۹: ۵۸)
این حکایت ما را به یاد خشکسالی عهد حضرت یوسف می اندازد. سعدی در این حکایت توجه به دوستان و هم نوعان را سفارش کرده است و از زبان مردی ثروتمند که اگر چه دارای جاه و زر و مال است ولی به خاطر سختی هایی که برای خود متحمّل شده بود بسیار ضعیف و لاغر شده است. این گونه مخـاطب را نصیحت کرده است:
وقتی که می بینیم سایر مردم در رنج و عذاب هستند نباید ما تنها در اندیشه ی خویشتن باشیم و دیگران را نادیده بگیریم. همان طور که ما رنج و عذاب را برای خودمان نمی پسندیم نباید نسبت به درد و رنج های دیگران نیز بی تفاوت باشیم.
نمونه ی دیگر اگزمپلوم که می توان آن را در مقام اتحاد، در نظر گرفت، حکایت « اندرنگه داشتن خاطر درویشان » در باب اول است که با هم می خوانیم:
مِهـــا زورمندی مکـــن با کِهـــان
ســــر پنجـــه ی ناتوان بر مپیــچ
عدو را به کوچــک نبــاید شمــرد
نبینی کـه چون با هم آینــد مـــور
نه موری که مویی کز آن کمتر است
مبُر گفتمت پای مــردان ز جـــای
دل دوستــان جمع بهتر که گنـــج
مینـــداز در پــای کـــار کســـی
که بر یک نَمَط می نماند جهــان
که گر دسـت یابد برآیی به هیـچ
که کوه کلان دیدم از سنـگ خُرد
ز شیــران جنگـی بر آرند شــور
چو پر شد ز زنجیر محکم تراست
که عاجز شوی گر در آیــی ز پای
خزینه تهــی به که مــردم به رنج
که افتد که در پایش افتی بســـی
(سعدی، ۱۳۸۹: ۵۷)
در بیت سوم با توصیه به کوچک نشمردن دشمن که شاید با هم متحد شوند و مقاوم گردند مقام اتحاد را گوشزد کرده است. همچنین در بیت پنجم این حکایت نمونه ای اگزمپلوم وجود دارد که سعدی، مقام اتحاد را در آن یادآوری کرده است. با آوردن این حکایت، شیخاجل می خواهد توجه به افرادی را که در سطح پایین تر زندگی قرار دارند سفارش نماید. سعدی در این حکایت این گونه اندرز می دهد که حتی اگر گنجینه ی ما به دلیل بخشش به افراد تهی دست، خالی بماند بهتر از آن است که سایر افراد بشری در رنج و سختی باشند.
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 09:34:00 ب.ظ ]
|