این قاعده در مورد «انتظار» هم صدق می‌کند؛ به طوری که برای شناخت انتظار از ضدّ آن کمک می‌گیرند. در کتاب شریف مکیال المکارم پس از ذکر «تهیّؤ» که از لوازم انتظار است، برای تکمیل آن تعریف، از ضدّش ـ که یأس می‌باشدـ کمک گرفته شده است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
یأس به معنای ناامیدی، نقطۀ مقابل انتظار است که امید در آن موج می‌زند. اگر انتظار به معنای «انتظار ظهور» باشد، ضدّ آن «یأس از ظهور» می‌باشد که مفهوم آن کاملاً وجدانی است. امّا بسیاری اوقات انتظار به معنای «انتظار فرج» به کار رفته است که در این صورت ضدّ آن یأس از امداد و کمک الهی می‌باشد. چنین یأسی از بزرگترین گناهان کبیره به شمار آمده است
انتظار فرج یعنی امید به رحمت خداوند درگرفتاری‌ها. و هر قدر اعتقاد به توحید در انسان قوی‌تر باشد، انتظار فرج در او بیشتر و شدیدتر می‌شود. به همان اندازه که یأس از رحمت خداوند، مبغوض ذات مقدسش می‌باشد، انتظار فرج، محبوب اوست. و چون آن یأس به شرک منتهی می‌شود که مبغوض‌ترین عمل در پیشگاه خداوند است، انتظار فرج- که ضدّ آن می‌باشد- محبوب‌ترین اعمال نزد او به شمار می‌آید.[۸]
امیرمؤمنان u فرمودند:
«اَعْظَمُ البَلاءِ انْقِطاعُ الرَّجاءِ؛ [۹]بزرگترین گرفتاری، ناامید شدن است»
پس هرقدر گرفتاری انسان شدید باشد، ناامیدی از رحمت خداوند، از آن شدیدتر و سخت‌تر است. هیچگاه امید انسان به دستگیری خداوند نباید از بین برود. زیرا چه بسا از طریقی که انسان تصوّرش را نمی‌کند، رحمت الهی شامل حالش گردد. لذا فرموده‌اند:
«کُنْ لِما تَرجُو أرْجی مِنکَ لِما تَرجُو[۱۰]؛ به چیزی که امید (وقوعش را) نداری، از آنچه امید (وقوعش را) داری، امیدوارتر باش».
اگر کسی امیدش به دستگیری پروردگار باشد، چه بسا در زمانی که به لحاظ محاسبات عادی هیچگونه امیدی نمی‌رود، باب فرج و گشایشی برایش باز شود که وقتی روی حسابهای معمولی امید آن می‌‌رفت، باز نشده باشد. هر قدر اعتقاد به «توحید» در انسان قوی‌تر باشد، امیدش به دستگیری خداوند در گرفتاری‌ها بیشتر و ناامیدی‌اش از رحمت الهی کمتر است. این امر در مورد همۀ گرفتاری‌ها، چه مادّی و چه معنوی، صدق می‌کند.[۱۱]
امکان دارد جامعه‌ها در اثر مشکلات، جنگ‌ها و کارهای طاقت فرسا به جایی برسند که از زندگی مأیوس شوند. یکی از نشانه‌های یأس از زندگی، خودکشی است. وقتی افرادی از زندگی مأیوس می‌شوند می‌گویند: خودمان را بکشیم و راحت کنیم.
انسان مؤمن به طور کامل باید به زندگی آینده امیدوار باشد که معنای انتظار فرج همین است؛ یعنی انتظار رسیدن به زندگی بهتر.
ما در این زمان نباید منتظر آمدن زندگی بدتر باشیم. ما وظیفه داریم برای زندگی بهتر، رشد بیشتر، رشد در زندگی معمولی، رشد در علم، رشد در صنعت، رشد در اخلاقیات و امثال آن تلاش و کوشش کنیم.
انسان نباید مأیوس شود و بگوید: من به هیچ جا نمی‌رسم، جامعه ما از بین رفته است، دیگر به جایی نخواهد رسید.

حقیقت انتظار فرج

از روایات چنین فهمیده می‌شود که انتظار فرج آمادگی یافتن و زمینه سازی برای ظهور امام مهدی است.[۱۲] بنابراین انتظار با نشستن و دست روی دست گذاشتن نمی‌سازد، انتظار فرج با چشم به در دوختن و حسرت خوردن تمام نمی‌شود بلکه در حقیقت انتظار، حرکت، نشاط و شور آفرین نهفته است مقام معظم رهبری آقای خامنه‌ای در سخنرانی خود در نیمه شعبان سال ۱۳۸۷ هـ.ش چنین فرمودند:
[حقیقت] انتظار فرج به عنوان عبارت اُخرای انتظار ظهور، این است که مؤمن به اسلام، مؤمن به مذهب و اهل بیت u وضعیتی را که در دنیای واقعی وجود دارد، عقده و گره در زندگی بشر می‌شناسد.
… انتظار یعنی قانع نشدن، قبول نکردن وضع موجود زندگی انسان و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب، که مسلم است این وضع مطلوب با دست قدرتمند ولی خدا، حضرت حجت بن الحسن، مهدی صاحب زمان u تحقق پیدا خواهد کرد. باید خود را به عنوان یک سرباز، به عنوان انسانی که حاضر است برای آن چنان شرائطی مجاهدت کند، آماده کنیم.
انتظار فرج معنایش این نیست که انسان بنشیند، دست به هیچ کاری نزند، هیچ اصلاحی را وجهه همت خود نکند، صرفاً دل خوش کند به این که ما منتظر امام زمان u هستیم. این که انتظار نیست، انتظار چیست؟ انتظار دست قاهر قدرتمند الهی ملکوتی است که باید بیاید و با کمک همین انسان‌ها را بنده واقعی خدا بکند باید برای این کار آماده بود. تشکیل نظام جمهوری اسلامی یکی از مقدمات این حرکت عظیم تاریخی است. هر اقدامی در جهت استقرار عدالت، یک قدم به سمت آن هدف والاست، انتظار معنایش این است. انتظار حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار رها کردن و نشستن برای این که کار به خودی خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار آمادگی است. این آمادگی را باید در وجود خودمان در محیط پیرامون خودمان حفظ کنیم.[۱۳]
این که در روایات مذکور، انتظار به عنوان بهترین عمل و عبادت یاد شده، و ارزش آن همچون جنگیدن با دشمن در رکاب پیامبر اکرم e و قرار گرفتن در ستاد مرکزی ارتش حضرت مهدی (عج) تبیین شده، به روشنی بیانگر آن است که انتظار به معنای حضور پی‌گیر و فعّال در صحنه‌های دفاع از انقلاب و ارزش‌ها، و حرکت‌های توحیدی و انقلابی است، نه انتظار ذهنی و گوشه نشینی و همواره به یاد ذهنی امام زمان بودن.[۱۴]
حقیقت انتظار فرج آن است که انسان منتظر، لحظه به لحظه و آن به آن منتظر ظهور صاحب الامر باشد.
در روایتی از زبان شریف امام صادق uاین کونه آمده است:«تَوَقَّع أَمرَ صاحِبِک لَیلَکَ و نَهارَکَ»؛ شب و روز در انتظار آمدن امام زمانu باش. نه سالی یک بار،نه هفته ای یک بار؛نه روزی یک بار؛هر لحظه و هر آن[۱۵]،در انتظار آمدن حضرت باش[۱۶]!
در این جا،این پرسش پیش می آید که چگونه باید در هر لحظه و هر آن چشم به راه امام زمان بود،در حالی که روایت هایی داریم که صیحه ی آسمانی[۱۷] در ماه مبارک رمضان زده[۱۸] می‌شود. یعنی حضرت جبرائیل، میان آسمان و زمین صیحه می‌زند، که امام زمانu ظهور کرده است؛ اما در ماه مبارک رمضان بودن این صیحه، از نشانه های حتمی و صد در صد نخواهد بود؛ممکن است در غیر ماه مبارک رمضان باشد
همین طور ده‌ها علامت دیگر،مانند نشانه هایی که درباره ی ایران،بویژه قم گفته شده است[۱۹] ،این ها همه از علامتهای غیر حتمی اند که ممکن است رخ بدهد و ممکن است واقع نشوند
بنابراین در روایات وارد شده است که: «لا یأتیکُم إلّا بَغتَهً[۲۰]:آن حضرتu ناگهان و یک مرتبه ظهور می فرمایند»؛ نه این که بنشینند تا ماه مبارک رمضانی رخ بدهد و بیایند.به همین سبب فرمودند: «شب و روز در انتظار آمدن امام زمانu باش!»
دعای «الهی عظم البلا[۲۱]…»را که می خوانیم،به این جمله ها می رسیم: «خدایا!امام زمان ما را بفرست[۲۲]» کی؟در ماه مبارک رمضان و پس از صیحه ی آسمانی؟!نه؛((کَلَمحِ البصر أو هو أقرب:در یک چشم به هم زدن یا کمتر از این زمان» لمح،یعنی اشاره؛اشاره ی چشم-با پلک زدن یا بی پلک زدن-چه اندازه زمان لازم دارد؟
انسان در چنین انتظاری باید باشد؛نه یک بار در طول سال؛نه یک بار در طول هفته؛نه یک بار در طول روز.

دیدگاه‌ها در مورد انتظار فرج

 

الف)انتظار فرج در قرآن

از نظر اسلام، قرآن و مسلمانان مسأله انتظار و امید به آینده و حاکمیت مطلق حق در تمام جهان در آخر زمان یکی از مسائل حیاتی اسلام است و قرآن کریم با قاطعیت هر چه تمام‌تر این مسأله را به عنوان یک وعده تخلف ناپذیر الهی مطرح نموده و در کمال صراحت، پیروزی نهایی ایمان اسلامی و آینده درخشان آیین پاک محمدی را به مسلمانان نوید داده و جای هیچ گونه شک و تردید و ابهام برای احدی باقی نگذارده است در این زمینه آیات بسیاری در قرآن کریم وارد شده که برای نمونه برخی از آنها در اینجا آورده می‌شود:
۱-در سوره توبه آیه ۳۳ در مورد جهانی شدن آیین اسلام و غلبه این دین مبین بر همه ادیان جهان چنین آمده است: « هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ »
او کسی است که پیامبر خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا دین حق را بر تمام ادیان غالب و پیروز گرداند. اگر چه مشرکان کرامت داشته باشند.
۲-در سوره انبیاء آیات ۱۰۶-۱۰۵ در رابطه با وعده‌ای که خداوند به بندگان صالح و شایسته خود در مورد فرمانروایی آنان بر تمام جهان داده است چنین اآمده است: « وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»
(ما پس از تورات در کتاب زبور چنین نوشتیم که در آینده، صالحان و پاکان وارثان زمین خواهند بود.)
۳-در سوره قصص آیه ۵ در مورد آینده مستضعفان و حکومت آنان بر سر تاسر کره خاکی چنین آمده است:
« وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ »
(و ما اراده کردیم بر آنها که در روی زمین به ضعف کشیده شده‌اند سنت نهاده و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.)
۴-در سوره غافر آیه ۵۱ در مورد این که خداوند قطعاً فرستادگان خود را یاری نمود چنین آمده است.
« إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ »
(به طور قطع و یقین، ما پیامبران و کسانی را که ایمان آوردند در زندگی دنیا و روزی که شاهدان (حضرت معصومین علیهم السلام) بپاخیزند یاری می‌نماییم.)
از مجموع آیات یاد شده به خوبی استفاده می‌شود که جهان روزی را در پیش دارد که حکومت مطلق دنیا به دست پاکان و صالحان و افراد با ایمان خواهد افتاد و طبق روایات و نویدهای تمام انبیای الهی آن عصر درخشان و روزگار طلایی که مورد انتظار بشر و همه مسلمانان و شیعیان جهان است، همان روز قیام منجی عالم بشر و دوران پرشکوه ظهور مبارک مهدی موعود u خواهد بود.[۲۳]

ب)انتظار فرج در روایات اسلامی

اصل انتظار فرج، از یک اصل کلی اسلامی و آیات قرآن مجید مایه می‌گیرد و آن اصل حرمت یأس و نومیدی از لطف و رحمت خداوند است. مسلمانان بر اساس تعالیم قرآن و روایات عقیده دارند که در پایان روزگار خداوند مردی را از دودمان پیامبر اسلام e برمی‌انگیزاند که به وسیله او دین اسلام را آشکار می‌سازد.
اینک به قسمتی از روایات که به این مطلب اشاره می‌کند پرداخته می‌شود:
پیامبر اکرم می‌فرماید: اگر از دوام دنیا به جز یک روز بیشتر نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدری طولانی می‌گرداند تا مردی از دودمان من برانگیزد که هم نام من است… او زمین را پر از عدل و داد می کند همچنان که پر از ظلم و جور شده است.[۲۴]
امیرالمؤمنان علی u می‌فرماید: مهدی مردی از دودمان ماست که در آخرالزمان ظاهر می‌شود در همه عالم شخصی به نام مهدی منتظر که مردم انتظارش را می‌کشند جز او وجود ندارد (او یک تن بیشتر نیست). از این حدیث شریف استفاده می‌شود که هرگز تعددی در مورد حضرت مهدی موعود وجود ندارد و به قول معروف مهدی شخصی است نه نوعی.
محمد بن زیاد از امام کاظم پرسید: آیا در میان شما امامان کسی هست که از انظار مردم غایب شود؟ امام فرمود: آری او کسی است که شخصاً از دیدگان مردم غایب می‌شومد ولی یادش از دلهای مؤمنان نمی‌رود، از دوازدهیمن امامان است که خداوند هر مشکلی را برای او آسان می‌کند و هر سختی و ناهمواری را برای او هموار می کند. گنجها و معادن زمین را برای او ظاهر می‌گرداند و هر دوری و درازی را برای او نزدیک و کوتاه می‌کند و هر ستمگر گردن کشی را به وسیله او نابودی می‌سازد و هر شیطان سرکشی را به هلاکت می‌رساند. او پسر بانوی کنیزان است که ولادتش بر مردم پوشیده می‌ماند… تا زمانی که خداوند او را ظاهر گرداند و به وسیله او زمین را پر از عدل و داد کند چنانکه پر از ظلم و ستم شده باشد.[۲۵]

ج) انتظار فرج از دیدگاه شیعه و اهل سنت

در معارف شیعی، بر خلاف دیگر ادیان و مذاهب، منجی موعود تنها به عنوان شخصیتی مربوط به آینده که در آخرالزمان زمین را از هر گونه بی‌عدالتی و نابرابری پیراسته می‌سازد، مطرح نیست؛ بلکه او شخصیتی است فرازمانی که سه زمان گذشته، حال و آینده را به هم پیوند می‌دهد.
امام مهدیu از یک سو شخصیتی تاریخی و مربوط به گذشته است؛ چرا که او بر اساس قرائن و شواهد تاریخی انکار ناپذیر در زمان و مکان مشخص و از نسل و تبار شناخته شده به دنیا آمده و حوادث و رویدادهای مختلف تاریخی را رقم زده است. این امام از دیگر سو، شخصیتی است مربوط به زمان حال؛ زیرا او به موجب نصوص فراوان، حجت خداوند بر بندگان در عصر حاضر و امام زمان شیعیان است و مردم در همین زمان حال نیز وظایف و تکالیف مشخصی در برابر او دارند. و بالاخره این امام؛ همچون موعود دیگر ادیان، شخصیتی مربوط به زمان آینده است؛ چرا که بنابر روایات بی‌شماری که از پیامبر اکرمe و اهل بیت عصمت و طهارت u نقل شده، او جهان را پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده از عدل و داد آکنده می‌سازد و آینده بشر را رنگ و بویی خدایی می‌دهد.
بنابراین تنها زمانی می‌توان به شناختی جامع از شخصیت امام مهدی u و اندیشه مهدویت و انتظار شیعی دست یافت که جایگاه و نقش این شخصیت و اندیشه را در سه زمان گذشته، حال و آینده بررسی کنیم و ضمن توجه به ریشه‌های تایخی اندیشه مهدویت، رسالتی را که در عصر حاضر در برابر آن امام بزرگوار u برعهده داریم به فراموشی نسپاریم و در عصر غیبت تمام تلاش خود را برای کسب رضایت آن حضرت و دوری از ناخشنودی ایشان، به کار بندیم.
با این نگاه به انتظار است که دیدگاه فرهنگی- اجتماعی، شکل گرفته و نگاهی متفاوت را نسبت به آنچه تاکنون در زمینه فرهنگ مهدوی وجود داشته مطرح کرده است.[۲۶]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...