۵-۸-۳ سو وشون:
هر دو فارسی می دانستند اما شکسته بسته . ( ص ۶)
دور تا دور سفره سینیهای اسفند با گل و بته و نقش لیلی و مجنون قرار داشت و دروسط نان برشته به رنگ گل. ( ص ۵)
در آن شلوغی کی به یاد این تناسبات برای عروس افتاده . ( ص ۸)
پایان نامه - مقاله - پروژه
-سروها ،نخلهای زینتی ،درختهای نارنج همه چراغانی شده بودند.هر درختی به رنگی . ( ص ۱۰ )
….. به صرافت افتاد لابد اولی را صنف قناد فرستاده ،دومی را هم صنف آجیل فروش . ( ص ۱۰ )
شنیدم توی درشکه دربغل حاج آقایت مرده . ( ص ۹۰ )
بعد افسرها ی خارجی رفتند سراغ خانمهای دیگر . ( ص ۱۱)
همه تان را در یک دم کردند دلال و پادو و دیلماج خودشان ص ۱۶ )
حتی درد دل با من که دخترش بودم نمی کرد . ( ص ۷۶)
تو را از وقتی بچه ات مرد و شوهرت جوان مرگ شد ،بردند یکی دیگر جایت آوردند . ( ص ۸۹)
-چادر نماز سورمه ای با خالهای آبی انداخته بودند روش.(۱۱۱)
-گذاست روی میز(۲۵)
-چشمهایش دور ازهم ،پیشانی پهن(۲۴)(حذف بعل بدون هیچ قرینه ای )
-اقلا بیست تا بچه قد و نیم قد ریختن تو (۹۹)
-باز صدای عمه .نمی خواست بشنود.۲۷۰)
-خزیدن زیر کامیون اسلحه (۲۰۴)
-خاک وکاه می ریزند روی پایشان .(۲۷۱)
۵-۸-۴-چراغها را من خاموش می کنم
با دودست کوچکش چند بار زد به زانویم (۴۸)
-کفش های ساتن سیاهش پاشنه بلند بود و پشت باز(۴۸)
-این بار حس کردم تشکر می کند . بابت شکستن سکوت .(۵۱)
-آرتوش کفگیر زد زیر نیمرو(۵۸)
-با انگشت زد به نوک دماغم (۶۱)
-عطر فروش بغلی گفت از تهران آمده بودند دنبالش .(۶۱)
-آرمینه و آرسینه نشستند صندلی عقب .(۶۲)
-از گنجه خوشتان آمده ؟کار انگلستان ،اواخر قرن هجده .(۴۷)
-از جای دیوار کوب ها چند تکه سیم زده بود بیرون .(۴۶)
-آرتوش که گفت مهند س تاسیسات ، دومین شکلات رفت توی دهان آلیس(۴۲)
-آلیس و مادر رفتند طرف در (۴۳)
-گفتم تخم مرغ رنگی ببرید برای امیلی (۳۸)
-هنوز گیج بوی شمع و کندر بودم و کرخ از گریه .(۳۳)
-تلوزیون فیلم مستندی نشان می داد از پالایشگاه (۱۹)
-و زل زد به صلیب کوچک گردنم .(۱۵)
-دوباره رفتم سراغشان ،چهار زانو نشسته بودند روی تخت .(۱۸)
-جعبه دستمال کاغذی را سرانم روی میز(۷)
-این هم کلاه است گذاشته سرش ؟عین لگن بچه .(۸۰)
-گفتم بطری بازی ؟ و نفسم را دادم تو؟(۵۳)
-امیل پا انداخته بود روی پا .کفش های ورنی سیاه پوشیده بود با جوراب های سیاه .(۵۵)
-موها را خیس کرده بود و خوابانده بود روی سرش.(۱۱)
-امیل با مارد بزرگ و پدرش آمده بود آبادان .(۱۲)
-قدش کوتاه بود،خیلی کوتاه ،تقریبا تا آرنجم .(۱۳)
-بعد دوتایی چرخیدند طرف دخترک .(۴)
-به عکس بزرگ و رنگی آلن دلون و رمی اشنایدر نگاه کردم که با پونز زده بود به دیوار.(۱۷)
جدول شماره ۵-۵: قاعده کاهی سبکی در بخش نحوی

 

تعداد قاعده کاهی نحوی نام کتاب
۱۹۵ شازده احتجاب
۶۸۵ نام ها و سایه ها
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...