پروژه های پژوهشی درباره :نقش و کارکرد حجت های الهی در زندگی انسان از ... |
![]() |
بعضی از نقش ها مصالحشان محدود و به یک برهه زمانی منحصر بوده و در یک شرایط ویژه ای ایفا می شود. نقش های موقتی فصلی و محدود به یک زمان مشخص است.
برخی از برنامه های نبوت نیز در یک مقطع و زمان مشخصی صورت می گیرد؛ مانند جنگ ها و صلح هایی که پیامبر داشتند که در یک مقطع خاصی تصمیم گرفته و اجرا می شوند و در مقاطع دیگر شرایط و مصالح عوض می شود و دیگر آن برنامه منتفی می شود.
وقتی یک کار خاصی مانند ابلاغ وحی مطرح می شود، پیامبر وظیفه دارد که در زمان خاصی آن وظیفه را انجام دهد. این وظیفه مقطعی است بدین معنا که قانون مورد نیاز مردم از طرف خدا گرفته شده و در اختیار مردم گذاشته شده است. بنابراین وقتی قانون در اختیار مردم قرار گرفت و اطلاع رسانی شد مسئله ختم نبوت مطرح می شود.
اما گاهی صحبت از اجرای قانون است. اجرای قانون یا تبیین به روز قانون یا پاسخگویی به نیاز علمی به روز مردم دیگر نمی تواند مقطعی باشد و معنا ندارد که مقطعی باشد.
طبیعتا وقتی که یک چیزی دائمی شد، لازمه اش این است که مجری او نیز دائمی باشد. وقتی نیاز دائم به تفسیر داریم معنایش این است که نیاز دائم به مفسر داریم.
با توجه به تبیینی که از دائم و موقت داشتیم، متوجه می شویم که بعضی از کارکردهای انبیا موقت بوده است، کما اینکه بعضی از کارکردهای اصل نبوت نیز پایان پذیرفت و برخی از کارکردهای انبیا دائماً باید اعمال شود.
با ارتحال پیامبر اسلام (ص) باب نبوت و نزول وحی بسته شد، ولی این بدین معنی نیست که امت اسلامی پس از آن حضرت از بیان اصول عقاید و تشریح فروع و احکام و حکومت و حکمیت شخصی که از طرف خدا تعیین شده باشد، بی نیاز می باشد بلکه نیاز آنان به فردی که این وظایف را انجام دهد، پیوسته باقی است.
پیامبر وظایف مهمی از قبیل قضاوت، پاسخگویی به شبهات، ابلاغ وحی و.. داشتند که با رحلت پیامبر وحی و ابلاغ آن به پایان رسید. اما مباحث قضاوت، تبیین دین و پاسخگویی به سؤالات و نیازمندی های جدید، جلوگیری از تحریف، دفع شبهات از جمله نیازمندی های دائمی است .
بنابراین آن چیزی که مقطعی است ابلاغ وحی است و بقیه نقشها دائمی می باشد.
هدایت تشریعی به معنای اخذ و ابلاغ وحی جزو وظایف موقت بود و لذا ختم نبوت اتفاق افتاد ولی هدایت به معنای تفسیر و توضیح وحی ، دائمی است و ما دائماً احتیاج داریم.
تا زمانی که جامعه است حکومت نیز وجود دارد. هیچ جامعه ای بدون حکومت نمی تواند وجود خارجی داشته باشد.
اجرای عدالت یک وظیفه دائمی است و دائما باید یک مجری عادل حضور داشته باشد و حجت خدا در قالب حاکم و سرپرست جامعه مطرح می شود.
«توسعه و گسترش زندگانی مسلمانان بر اثر فتوحات اسلامی، آنان را با مسائل تازه و حوادث جدیدی روبرو می کرد که در دوران بعثت پیامبر اکرم، نمونه آنها وجود داشت و طرح و بیان احکام این سلسله از حوادث، در دوران حیات رسول خدا، برای گروهی که با این موضوعات آشنائی نداشتند، امکان پذیر نبود و یا لااقل، لزوم نداشت.
از طرف دیگر، پیامبر اسلام خاتم پیامبران، و آئین او آخرین شریعت آسمانی است و باید تمام آنچه را که بشر ممکن است تا روز قیامت به آن نیاز داشته باشد، در اختیار او بگذارد و او را از هر قانون بشری و تقنین آسمانی بی نیاز سازد.
ملاحظه این امور ما را بر آن می دارد که بطور قطع و یقین بگوییم ، پیامبر عالیقدر اسلام، برای حفظ مصالح اسلام و تحقق پذیری هدف بعثت، این قسمت از معارف و احکام را که روی علل یادشده، امت موفق به فراگرفتن آنها نشدند، پیش فردی از مسلمانان به ودیعت نهاده که مسلمانان پس از درگذشت او در تمام این حوادث مراجعه کنند و همه نیازهای دینی و مذهبی خود را با پیروی از افعال و گفتار او برطرف سازند.[۴۴۸]»
یک چنین فردی نمی تواند یک فرد عادی باشد، زیرا یک فرد عادی نمی تواند این همه علوم و معارف و احکام و فرائض را در مدت کم از پیامبر فراگیرد، بلکه باید این فرد بسان پیامبر دارای علمی گسترده و در برابر هرنوع خطا و اشتباه که موجب سلب اعتماد مردم می گردد، مصون و بیمه باشد.
زندگی انسان چنان با حجت الهی عجین شده است که در روز قیامت نیز با او محشور می شود؛ آیه هفتاد و یک سوره اسراء، بر ادامه امامت حق تا روز قیامت دلالت میکند؛ «یَوْمَ نَدْعُواْ کُلَّ أُنَاسِ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتىَِ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُوْلَئکَ یَقْرَءُونَ کِتَابَهُمْ وَ لَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا؛ (به یاد آورید) روزى را که هر گروهى را با پیشوایشان مىخوانیم! کسانى که نامه عملشان به دست راستشان داده شود، آن را (با شادى و سرور) مىخوانند و بقدر رشته شکاف هسته خرمایى به آنان ستم نمىشود»
مفاد دو آیه یاد شده این است که روز قیامت ، انسان ها به صورت دسته دسته، وارد صحرای محشر می شوند تا سرنوشت آنان از منظر سعادت و شقاوت و بهشت و دوزخ، روشن گردد. برای تحقق این هدف، افراد را با پیشوای آنان دسته بندی و در محکمه عدل الهی ، حاضر می کنند. آن گاه نامه کسانی که در دنیا از امام حق پیروی کرده اند به دست راست شان داده می شود و آنان پاداش اعمال خود را به طور کامل دریافت می کنند. اینان، اهل نجات و رستگاری خواهند بود. کسانی که در دنیا، چشم حقیقت بین آنان کور بوده است و امام حق را نشناخته اند و از او پیروی نکرده اند ، در قیامت از رستگاری و سعادت برین محروم خواهند بود.
بنابرآ نچه گفته شد، مقصود از «امام» در آیه مزبور، اعم از امام حق و باطل است، ولی در هر حال ، مفاد آیه این است که امام حق تا قیامت در بین بشر باقی خواهد بود و به طور پیوسته ، در برابر امام حق ، امام باطلی هم وجودخواهد داشت.
مطلب یاد شده، دراحادیث اهل بیت(علیهم السلام) نیز بیان شده است.
امام صادق (ع) می فرمایند : «ان الارض لا تخلو الا و فیها امام[۴۴۹]؛ زمین هیچگاه خالى از امام باقى نمى ماند». و نیز از آن حضرت است که «لو بقى اثنان لکان احدهما الحجه على صاحبه[۴۵۰]؛ اگر دو نفر در روى زمین باقى بمانند یکى از اینها باید حجت در روى زمین باشد , غیر از این نیست . »
نتیجه
اصلی ترین اثری که بر گفتارهای قبل مترتب می شود اینکه برخی از وظایف و کارکردها اگر در یک برهه ای از زمان انجام شود، کافی است. اما لازمه برخی از وظایف آن است که در طول زمان انجام گیرد. و از آنجاکه با درگذشت پیامبر اسلام (ص)، فقط باب نبوت و نزول وحی بسته شد، بنابراین نبی باید در قالب دیگری بعنوان ولی خدا، حجت خدا، خلیفه خدا حضور داشته باشد.
به عبارت روشن تر امامت و پیشوائی پس از پیامبر، همان انجام وظایف مقام رسالت است و امام، تمام وظایفی را که رسول و پیامبر بر عهده دارد، بر عهده می گیرد. تنها تفاوتی که رسول و امام دارند این است که پیامبر پایه گذار دین و طرف وحی الهی و دارای کتاب است و امام منهای این جهت ، نسخه دوم پیامبر، مبین و بیانگر اصول و فروع، حافظ و نگهبان دین از تحریف، مرجع کلیه امور دینی و دنیوی و تعقیب کننده تمام وظایف مقام نبوت به عنوان جانشین از پیامبر است.
با درگذشت پیامبر اسلام (ص)، باب نبوت و نزول وحی بسته شد، بنابراین نشان می دهد آن چیزی که مقطعی است ابلاغ وحی است و بقیه وظایف دائمی است و نیاز امت اسلامی به فردی که این وظایف را انجام دهد پیوسته باقی است.
بخش سوم
آثار کارکردهای حجت های الهی در زندگی انسان
پدیده دعوت که فردى از افراد یک نوع , سایر افراد را به عقیده و مرامى بخواند و آنها را به سویى بکشاند , از مختصات اجتماع بشرى است.
شعاع تأثیر این دعوتها از حیث عرض و طول و عمق یکسان نیست و متفاوت است . تأثیر بیشتر آنها کم , و در ابعاد کوچکى صورت گرفته و مى گیرد و لهذا از جنبه تاریخى و اجتماعى قابل توجه و اهمیت نیست . اما پاره اى از دعوتها در یک بعد پیشروى داشته است , مثلا سطح وسیعى را ولو براى مدت کوتاهى فراگرفته , و یا قرنهاى متمادى هر چند در میان مردمى اندک دوام یافته , و یا نفوذى ریشه دار گرچه در میان مردمى اندک و در زمانى نسبتا کوتاه پیدا کرده است . اینگونه دعوتها در خور اهمیت و شایسته بررسى و تحلیل و احیانا تجلیل است.
آنچه بیش از همه در خور اهمیت و قابل توجه است دعوتهایى است که در همه ابعاد پیشروى داشته است , هم سطح بسیار وسیعى را اشغال کرده و هم قرنهاى متمادى در کمال اقتدار حکومت کرده و هم تا اعماق روح بشر ریشه دوانده است. اینگونه دعوتهاى سه بعدى مخصوص سلسله پیامبران است.[۴۵۱]
از آنجا که هر امر، پدیده و حادثه ای که در عالم رخ می دهد آثار و نتایجی را به دنبال دارد و هر علتی معلولی و هر مؤثری اثری دارد؛ بنابراین وقتی حجت های الهی نقشی را ایفا می کنند، آثار آن در مؤمنان و معتقدان به آنها ظاهر می شود.
رسالت رسولان الهی در بخشهای گوناگون جهان آفرینش منشأ آثار فراوانی بوده است، چنانکه در جوامع مختلف بشری، تأثیر خاص خود را به همراه داشته است.
«رسالت رسول گرامی(ص) در تأمین تمدن، آشناکردن جوامع بشری به حقایق جهان هستی از لحاظ معرفت و به اصول ارزشی از لحاظ عبادت خدا و اخلاق فاضله، واستقرار نظام ارزشمندی بر پایه«قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَکى»[۴۵۲] و از بین بردن نظام منحطی که بر پایه«َ قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلى»[۴۵۳] استوار بود تأثیر مستقیم داشت، چنانکه تواضع و فروتنی را جایگزین استکبار و تفاخر به مال و قوم و عشیره کرد وتکاثر باطل و سراب را به کوثر ناب مبدل ساخت.[۴۵۴]»
آثار رسالت حجت های الهی
از منظر قرآن کریم رسالت حجت های الهی در جامعه بشری آثار زیادی را دربردارد که ما در حد این نوشتار به برخی از آنها اشاره می کنیم؛
ریشه کنی بت پرستی؛
شرک و بت پرستی از جمله کارهای باطلیست که بشر همواره خود را به آن آلوده ساخته و با سرگرم شدن به آن از خدا و خداپرستی و سعادت دنیا و آخرت خود را محروم ساخته است از این رو یکی از وظایف مشترک بین تمام انبیاء و رهبران الهی علیهم السلام دعوت به یکتاپرستی و مبارزه با شرک و بت پرستی بوده است.[۴۵۵]
قرآن کریم در آیات ۵۷ تا ۶۷ انبیاء و ۹۰ تا ۹۶ صافات ماجراى شکستن بت ها به وسیله ابراهیم را باز گفته است. ابراهیم از راه های گوناگون با بت پرستی مبارزه کرد، ولی بیانات و مبارزات ابراهیم ـ علیه السلام ـ در آن تیره بختان لجوج اثر نکرد، از طرفی دستگاه نمرود برای سرگرم کردن مردم و ادامه سلطه خود هرگز نمیخواست که مردم از بت پرستی دست بردارند. آیات سوره انبیاء بیان مى کند که مشرکان، قیام او بر ضد بت پرستى را جدى نگرفته بودند: «قَالُواْ أَ جِئْتَنَا بِالحَْقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِین[۴۵۶]؛ گفتند: آیا (سخن) حق را براى ما آورده اى یا از بازیگرانى؟» ابراهیم در مبارزه خود مرحله جدیدی را برگزید و با کمال قاطعیت به بت پرستان و نمرودیان اخطار کرد و چنین گفت: «وَ تَاللَّهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنَامَکمُ بَعْدَ أَن تُوَلُّواْ مُدْبِرِین؛ به خدا سوگند در غیاب شما نقشهای برای نابودی بتهایتان میکشم».سرانجام، حضرت ابراهیم (ع) غیر از بت بزرگ، سایر بت ها را شکست و بت بزرگ را نگه داشت تا در آینده از همین راه، دشمن را در بت پرستی محکوم نماید و بدین وسیله حقانیت خداپرستی روشن شود.[۴۵۷]
همانطور که حضرت ابراهیم (ع) از راه های گوناگونی با بت پرستی مبارزه کرد و سرانجام بتها را شکست. برا ین اساس بت شکنی پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) در مراحل پایانی تبلیغ اسلام قرار داشت و این عمل پیامبر (ص) و امام علی (ع)، مبارزه با مصادیق مهمی بود که موجب انحراف مردم شده و بر شرک ورزی بیشتر دامن می زد.
اساساً انبیا و رسولان الاهی به ویژه پیامبر اکرم (ص) مبعوث شده بودند، برای این که عقاید باطل را از بین ببرند و در مقابل، ارزشها و عقاید الاهی را جایگزین نمایند؛ از این رو، این مأموریت الاهی، پرتاب کردن بت ها را که مظاهر شرک هستند، توسط پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع) می طلبید.
برهم زدن سنت های غلط جاهلی؛
بعنوان مثال در بین عرب ها، پسرخوانده، تمام احکام پسر را داشت از جمله اینکه ازدواج با همسر مطلقه پسر خوانده را حرام می پنداشتند لذا خداوند به پیامبرش دستور می دهد با این سنت غلط مبارزه کند. [۴۵۸]
تشکیل جامعه توحیدی (در زمان حضرت داود و سلیمان)[۴۵۹]؛
حضرت داود و سلیمان از پیامبرانی بودند که علاوه بر مقام نبوت دارای مقام سلطنت و حکومت نیز بودند و موفق به تشکیل حکومت و سازوبرگ نظامی شده و توانستند بر بخش عظیمی از سرزمین های آباد، تسلط یافته و فرمانروایی کنند و با دشمنان نیز به جنگ و ستیز پرداخته و آنها را از میان برداشتند بطوری که حکومت و شکوه و عظمت آن مورد تحسین همگان قرارگرفت.
تشکیل حکومت دینی ؛
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 10:04:00 ب.ظ ]
|