«جهاد فریضه‏ای از فرائض اسلام و از ارکان آن محسوب می‏شود که واجب کفایی است. به این معنی که بر همه‏ی مردم به جز زنان، پیران، مریض‏ها، کودکان و دیوانگان واجب است که به قدر کفایت قیام به امر جهاد کنند. امّا … از جمله شروط جهاد وجود امام عادل است که جهاد جز به اذن او جایز نیست و جهاد بدون ظهور او، یا حضور کسی که او برای اداره امور مسلمین نصب کرد و خود امام یا چنین نایبش مردم را به جهاد دعوت نکنند شایسته نخواهد بود و بر مردم واجب نمی‏شود. پس تا زمای که امام ظاهر نبوه و منصوب او حاضر نباشد، جهاد با دشمن جایز نخواهد بود و جهاد با ائمّه‏ی‏ جور یا غیر امام خطائی است که انجام دهنده‏ی آن مستحق گناه است و اگر موفق شود اجری نخواهد داشت و اگر شکست خورده و آسیب ببیند گناهکار خواهد بود. مگر این که مسلمانان مورد هجوم دشمن قرار گیرند و اساس اسلام یا جان و مال خاندانش مورد تهدید قرار گیرد. در این صورت جهاد و دفاع واجب است حتّی با امام جائر، امّا نه به قصد جهاد ابتدایی یا همراهی امام جائر، بلکه به قصد دفاع از نفس و خویشان و مؤمنان و اساس اسلام.»[۱۴۸]
پایان نامه - مقاله - پروژه
آنچه مسلّم است و روایات به روشنی به آن دلالت دارد این است که شرکت در جهاد ابتدایی به دستور و همراهی پیشوای ظالم، جایز نیست مگر انسان مجبور شود، که در آن صورت نیز باید قصدش تقویت دین باشد نه تقویت جائر[۱۴۹] امّا اینکه حتماً باید با حضور امام معصوم یا نائب خاصّ او باشد جای تردید است زیرا در احادیث مربوط به این موضوع قیدی که برای لزوم و جواز شرکت در جهاد مطرح شده قید عدالت برای پیشوا است. و لذا صاحب جواهر در این شرط تردید کرده می‏فرماید:
«اگر دلیل اجماع در این مورد تمام باشد به آن عمل می‏شود و الّا مسأله جای مناقشه دارد زیرا عمومیّت ولایت فقیه در زمان غیبت که مورد بحث را نیز شامل می‏شود به ضمیمه‏ی عمومیّت ادلّه‏ی جهاد (آیات و روایاتی که امر به جهاد می‏کند) به دلایل دیگر ترجیح دارد.»[۱۵۰]
چنان که علّامه سبزواری در کتاب کفایه الاحکام بعد از نقل قول مشهور می‏فرماید:
«شاید استناد ایشان به اخباری است که به درجه‏ی صحّت نرسیده و با عموم آیات جهاد نیز معارض است، پس حکم کردن طبق فتوای مشهور مشکل است.»[۱۵۱]
نظر امام خمینی «» نیز مشابه نظر صاحب جواهر می‏باشد. چرا که ولیّ ‏فقیه را در کلیّه‏ی امور حکومتی جانشین امام می‏داند. و در مستثنا شدن حکم جهاد ابتدایی از نیابت کلّی فقها در امور حکومتی تأمّل دارد. به دو قسمت از کلام ایشان در این زمینه توجّه کنیم:
«همه‏ی اختیاراتی که در خصوص ولایت و حکومت برای پیامبر «» و ائمّه «» معیّن شده عیناً برای فقیه نیز معیّن و ثابت است. امّا اگر ولایتی از جهت دیگر غیر از زمامداری و حکومت برای ائمّه «» معیّن و دانسته شود، در این‏صورت فقها از چنین ولایتی برخوردار نخواهند بود.»[۱۵۲]
«کلیّه‏ی اختیاراتی که امام «» دارد فقیه نیز دارا است. مگر دلیل شرعی اقامه شود مبنی بر آن که فلان اختیار و حقّ ولایت امام «»، به جهت حکومت ظاهری او نیست بلکه به شخص امام مربوط می‏شود که به سبب مقام معنوی او بر وی اختصاص یافته است، و یا دلیلی اقامه شود که فلان موضوع گرچه مربوط به مسائل حکومت و ولایت ظاهری بر جامعه‏ی اسلامی است لیکن مخصوص شخص امام معصوم «» ‏است و شامل دیگران نمی‏شود همچون دستور به جهاد غیر دفاعی که بین فقها مشهوراست. هر چند این مسأله نیز خود جای بحث و تأمّل بسیار دارد.»[۱۵۳]
مقام معظم رهبری نیز قول به جواز جهاد ابتدایی را با اذن ولیّ امر مسلمین - در صورتی که مقتضای مصلحت باشد - اقوی می‏داند.[۱۵۴]
۱-۲- اذن در جهاد دفاعی
بر عکس جهاد ابتدایی، در جهاد دفاعی قول مشهور بین فقها این است که اذن و اجازه‏ی امام یا نائب خاص و حتّی نائب عامّش در این مورد لازم نیست؛[۱۵۵] چرا که دفاع از جان و مال و حیثیت مسلمانان بر هر مسلمانی که توان دفاع دارد، در هر شرایطی واجب است.[۱۵۶] صاحب جواهر «» می‏فرماید:
«جهاد در آن جایی که مسلمانان مورد هجوم واقع شده و کیان اسلام در خطر افتاده باشد متوقّف به حضور امام و به اجازه‏ی او نیست.»[۱۵۷]
امام خمینی «» نیز می‏فرماید:
«اگر دشمنی که از او بر اساس اسلام و اجتماع مسلمین ترس باشد، بلاد مسلمین یا مرزهای آنها را مورد هجوم قرار دهد. بر مسلمانان واجب است به هر وسیله‏ای که ممکن است با بذل مال و جان دفاع نمایند و مشروط به حضور امام و اذن او یا اذن نائب خاص و عامّش نیست. پس بر هر مکلّفی به هر وسیله‏ای‏که ممکن باشد، بدون قید و شرطی واجب است دفاع کردن.»[۱۵۸]
کاشف الغطا «» بر خلاف مشهور، در مورد جهاد دفاعی نیز اجازه‏ی امام یا نائب او را در صورت امکان شرط می‏داند:
در این موارد (موارد جهاد دفاعی) اگر چنانچه امام حضور دارد بر او واجب است اقدام به جهاد کند و در دست گرفتن این منصب برای دیگری جز به اذن خاصّ امام درخصوص جهاد یا در ضمن مناصب دیگر جایز نیست. و در این صورت بر تمام مکلّفین واجب است از او پیروی کرده به سخنانش گوش فرا دهند. امّا اگر جهاد جزء مناصب وی نباشد، اقدام به جهاد برای او جایز نیست. امّا اگر امام حضور نداشته باشد یا حضور داشته باشد ولی استیذان از او ممکن نباشد بر فقها لازم است به این تکلیف قیام کنند، و واجب است افضل آنان یا کسی را که در این مورد از طرف امام مأذون است مقدّم بدارند. برای غیر فقها اقدام به این کار جایز نیست و در صورتی که فقها به این کار اقدام کردند باید مردم از آنها پیروی نمایند و اگر کسی با آنان مخالفت کرد با امام خود مخالفت کرده است. حال اگر فقیه حاضر نبود یا آن که فقیه وجود داشت ولی دسترسی به او امکان‏ نداشت یا فقیه از اهل وسواس بود که به ظاهر دین پیامبر اکرم «» عمل نمی‏کرد، دراین صورت بر هر کس که صاحب رأی و تدبیر است و به سیاست آشنا است و از دقایق ریاست آگاهی دارد و دارای فهم و درک صحیح و ثبات و قاطعیت و احتیاط می‏باشد، واجب است این بار سنگین را با کمک افرادی که کار به وسیله‏ی آنان انجام می‏گیرد به طور واجب کفائی به دوش بکشد، و اگر همه این تکلیف را ترک کردند همگی کیفر می‏شوند.»[۱۵۹]
در بررسی روایات نیز به چنین روایتی برخورد می‏کنیم که:
«مردى از امام رضا «» پرسید: فدایت شوم، به مردى از دوستداران شما خبر رسیده شخصى شمشیر و مرکب در اختیار او مى‌گذارد تا در راه خدا جهاد کند. دوستانش به او خبرى مى‌دهند که جنگیدن به همراه این افراد جایز نیست و به او مى‌گویند: تجهیزاتى را که از آن مرد گرفته، به او برگرداند.
امام «» فرمود: این کار را باید بکند و آن‌ها را باید به صاحبش برگرداند. مرد گفت: براى یافتن آن شخص رفته ولى او را پیدا نکرده است و به او گفته‌اند که او مرده است.
امام «» فرمود: حال که چنین است در مرزهاى اسلام به مرزبانى بپردازد ولى نجنگد. گفتم: (در مناطقى) مانند: قزوین، عسقلان، دیلم و شبیه به آن‌ها (که اهل شرکند) مرزبانى کند؟
امام «» فرمود: آرى.
آن مرد پرسید: اگر دشمن به منطقه‌اى که وى مرزبانى مى‌کند، حمله کرد او چه کند؟
فرمود: از کیان اسلام، دفاع کند.
گفت: یعنى جهاد کند؟ فرمود: نه، مگر این که خطرى خانه و کاشانه‏ی مسلمانان را تهدید نماید. مثلًا اگر روم به سرزمین‌ مسلمانان تجاوز کند، نظر تو این است که نباید جلوى آن‌ها بایستند؟! آنگاه امام فرمود: مرزبانى کند ولى نجنگد در عین حال اگر بر کیان اسلام خطرى پیش آید باید با دشمن بجنگد البتّه هدف فقط دفاع از اسلام باشد نظرى به حاکم جور نداشته باشد و جنگ با کفّار را یک وظیفه فردى در برابر اسلام بداند زیرا یکى از راه‌هاى محو اسلام، از یاد بردن نام حضرت محمد «» است.»[۱۶۰]
با تدقیق در معنای این حدیث در می‏یابیم که در زمانی که امام معصوم «» حضور ندارد، مسلمانان می‏توانند با اخذ سلاح از حاکمان وقت، به پاسدارى از مرزهاى سرزمین اسلامى بپردازند، ولى نجنگند؛ چرا که مشروعیت جنگ و جهاد با اذن امام عادل است و باید در راه خدا و براى خدا باشد.
«… در مرزهاى اسلام به مرزبانى بپردازد ولى نجنگد … .»
همچنین در صورت تجاوز دشمن به کشور اسلامی و دست‏اندازی به مسلمانان و اموال آنان، دفاع بر آحاد مسلمین واجب می‏شود و اذن امام عادل شرط نیست.
«اگر دشمن به منطقه‌اى که وى مرزبانى مى‌کند، حمله کرد او چه کند؟ فرمود: از کیان اسلام، دفاع کند.»
گفتار دوم: مرد بودن
جهاد اسلامی بر زنان واجب نیست[۱۶۱] و این وظیفه‌ی مهم بر عهده‌ی مردان گذاشته شده است. در عین حال زنان از اجر جهاد محروم نگشته‏اند. امیرالمؤمنین «» می‏فرماید:
«کتَبَ اللَّهُ الجِهَادَ عَلی الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ، فَجِهَادُ الرَّجُلِ أَنْ یَبْذُلَ مَالَهُ وَنَفْسَهُ حَتّی یُقْتَلَ فی‏ سَبیِلِ اللَّهِ، وَ جِهادُ الْمَرْأَهِ اَنْ تَصْبِرَ عَلی‏ مَا تَری‏ مِنْ أَذیَ زَوْجِهَا وَ غَیرَتِهِ؛[۱۶۲] خداوند، جهاد را بر مردان و زنان، واجب کرده است؛ پس جهاد مرد، گذشتن از مال و جانش تا حدّ کشته شدن در راه خدا است، و جهاد زن، این است که بر آزار و اذیت‏هاى همسرش و نیز غیرت ورزیدن همسرش نسبت به او صبر کند.»
در نتیجه جهاد زنان یک جهاد تربیتی و اخلاقی است که مشکلات بوجود آمده از جانب شوهر را تحمّل کنند. آیت الله خویی نیز این مطلب را چنین بیان و استناد می‏نماید و مرد بودن را از شرایط جهاد می‏شمارد:
«فلا یجب على المرأه اتّفاقاً، و تدلّ علیه - مضافا إلى سیره النبیّ الأکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم - معتبره الأصبغ، قال: قال أمیرالمؤمنین «»: کتب اللّه الجهاد على الرجال و النساء، فجهاد الرجل أن یبذل ماله و نفسه حتى یقتل فی سبیل اللّه، و جهاد المرأه أن تصبر على ما ترى من أذى زوجها»[۱۶۳]
صاحب جواهر نیز با استناد به این حدیث جهاد را بر زنان واجب نمی‏داند.[۱۶۴]
در روایتی دیگر از امیرمؤمنان «» نیز چنین آمده است که:
«وَ لَا عَلَى النِّسَاءِ جِهَادٌ؛[۱۶۵] … بر زنان جهاد واجب نیست… .»
و نیز در روایتی دیگر آن حضرت «» از قول پیامبر «» می‏فرماید:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ «»: کتَبَ اللَّهُ الْجِهَادَ عَلَى رِجَالِ أُمَّتِی، وَ الْغَیرَهَ عَلَى نِسَاءِ أُمَّتِی، فَمَنْ صَبَرَ مِنْهُنَّ وَ احْتَسَبَ أَعْطَاهَا اللَّهُ أَجْرَ شَهِیدٍ؛[۱۶۶] پیغمبر خدا «» فرمود: خداوند، جهاد را بر مردان و غیرت را بر زنان امّت من واجب کرد؛ پس هر زنى که بردبارى پیشه کند و خویشتن‌دار باشد، خداوند ثواب و پاداش شهید را به وى عطا فرماید.»‌
در داستان کربلا نیز آن هنگام که مادر وهب از خیمه به میدان نبرد بیرون آمد، امام حسین «» به وی فرمود:
«ارْجِعِی یا أُمَّ وَهْبٍ، أَنْتِ وَ ابْنُک مَعَ رَسُولِ اللَّهِ «»، فَإِنَّ الْجِهَادَ مَرْفُوعٌ مِنَ النِّسَاءِ؛[۱۶۷] «اى مادر وهب! برگرد؛ تو و پسرت با رسول خدا «» خواهید بود؛ زیرا جهاد از زن‌ها‌ برداشته شده است.»
اگر چه تمامی این روایات و احادیث صراحت بر وجوب جهاد بر مردان دارد و زنان را از این امر معاف دانسته‌اند لیکن به فرموده‏ی جناب صاحب جواهر این در مورد جهاد ابتدائی می‌باشد و گرنه دفاع بر همگان چه مرد و چه زن واجب می‌باشد.
«و هذا واجب على الحر و العبد و الذکر و الأنثى و السلیم و المریض و الأعمى و الأعرج و غیرهم إن احتیج إلیهم»[۱۶۸]
گفتار سوم: آزاد بودن
یکی دیگر از شرایطی که برای وجوب جهاد در کلام فقها بیان شده آزاد بودن است که بنابر آن بر بردگان، حضور در جبهه جهاد واجب نمی‏باشد. برخی چون آیت الله خویی نیز دو روایت در دلیل حریّت می‏آورد. یکی روایت یونس بن یعقوب:
«قال: قلت لأبی عبد اللّه «»: إنّ معنا ممالیک لنا و قد تمتعوا، علینا أن نذبح عنهم؟ قال: فقال: «إنّ المملوک لا حجّ له و لاعمره و لاشی‌ء»
و دیگری روایت آدم بن علی:
«عن أبی الحسن علیه السّلام، قال: «لیس على المملوک حجّ و لا جهاد».[۱۶۹]
لیکن در حال حاضر بردگی چون موضوعیت ندارد به بیان روایتی دیگر که این مطلب را مشروط به عدم نیاز دانسته بسنده کرده و از تفصیل این بحث صرف نظر می‏کنیم.
حضرت علی «» در این مورد می‌فرماید:
«لَیسَ عَلَى الْعَبِیدِ جِهَادٌ مَا اسْتَغْنَوْا عَنْهُمْ… ؛[۱۷۰] بر بردگان تا هنگامى که به حضورشان نیازى نباشد جهاد واجب نیست.»
گفتار چهارم: بالغ بودن
صاحب جواهر و آیت الله خوئی هر یک بر این که کودکان مادامی که به حدّ رشد و بلوغ نرسیده‏اند جهاد واجب نیست صحّه گذاشته‌اند.[۱۷۱] در ادامه‏ی همان روایت گفتار قبلی حضرت «» کودکان و نوجوانانی که به سن بلوغ نرسیده‏اند را نیز از جهاد معاف می‏داند و می‏فرماید:
«لَیسَ عَلَى الْعَبِیدِ جِهَادٌ مَا اسْتَغْنَوْا عَنْهُمْ، وَ لَا عَلَى النِّسَاءِ جِهَادٌ، وَ لَا عَلَى مَنْ لَمْ یبْلُغِ الْحُلُم؛ بر بردگان تا هنگامى که به حضورشان نیازى نباشد، و همچنین بر زنان و نوجوانانى که به سنّ بلوغ نرسیده‌اند، جهاد واجب نیست.»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...