راهنمای نگارش پایان نامه درباره درک زوجین از عملکرد خانواده هنگام و قوع سرطان در ... |
![]() |
- پیشگیری از بیماریها
- بررسی و پایش بهداشت جوامع و ملل برای شناسایی جمعیتهای در معرض خطر (آسیب پذیر) و شناسایی اولویتهای اقدامات(۴۴).
بهداشت خانواده می تواند بهداشت جامعه را به عنوان یک کل تحت تاثیر قرار دهد. بهداشت جوامع با احساس خوشی مردم و خانواده های آن اندازه گیری می شود. چالش های پرستار بهداشت جامعه ارائه مراقبت برای جوامع و ملت ها و نه فقط تمرکز بر سطح افراد و خانواده ها می باشد. خانواده ها باید به عنوان اجزاء جامعه در نظر گرفته شوند. پرستار بهداشت جامعه باید جامعه را بشناسد، و در نظر داشته باشد که جوامع ، نه فقط به خاطر تفاوت در نیازهای بهداشتی بلکه به خاطر تفاوت در منابع بهداشتی، با همدیگر فرق دارند، تا مطمئن شوند که نیازهای خانواده و جامعه بر آورده می شوند و اولویتها و نیازهای متفاوت خانواده در جوامع مختلف را در نظر بگیرند(۲۵).
پرستاری بهداشت خانواده:
هدف پرستاری بهداشت خانواده، کمک به خانواده ها جهت رسیدن به سطح بالاتری از عملکرد درمتن اهداف ویژه، آرزوها و توانایی های آنها می باشد. عمل پرستاری خانواده، ارائه مراقبت پرستاری به خانواده ها و اعضای آنها در موقعیت های مختلف بیماری/سلامتی می باشد(۸). پرستاری بهداشت خانواده پایه تئوریکی قوی دارد و شامل پرستاران و خانواده هایی است که با همدیگر برای تقویت موفقیت های خانواده و اعضای آن و پاسخ های بیماری/سلامتی تعامل دارند(۹).
فرایند بررسی خانواده با جمع آوری مداوم اطلاعات و قضاوت حرفه ای که ضمیمه اطلاعات جمع آوری شده می باشد، همراه است. بنابراین، متغیر مهمی که پرستاری خانواده را ارتقاء می دهد یا باز می دارد، این است که پرستار مشکلات را چگونه می بیند. دانش و آگاهی در مورد نظریه های خانواده و همچنین استفاده از چارچوب سیستماتیک برای بررسی و کار با خانواده ها، کمک بزرگی به پرستار برای حرکت از جنبه های فردی به جنبه های خانوادگی می کند(۸).
با توجه به اینکه پژوهش حاضر در رابطه با خانواده های بیماران مبتلا به سرطان طراحی شده است، گذری کوتاه بر پرستاری سرطان، که شاخه جدیدی از پرستاری می باشد خواهیم داشت.
پرستاری سرطان یک تخصص منحصر به فرد در حرفه پرستاری است. در سال ۱۹۸۶،Ash، در مورد پرستاری سرطان می نویسد، همیشه پرستارانی که برای بیمار مبتلا به سرطان مراقبت ارائه دهند، وجود دارد ولی این پرستاران همیشه دانش و مهارت لازم را ندارند. Corner در سال ۱۹۹۷، نمونه هایی از رفتار پرستاری سرطان را شامل: بودن در کنار بیمار، حفظ امید بیمار، کاهش درد و رنج بیمار، حفظ خلوت بیمار، پیش بینی نیازهای بیمار بر می شمارد. محور اصلی فلسفه پرستاری سرطان، ارتقاء مراقبت خود محور با اعتقاد بر این است که بیماران حق دارند تا در مورد بیماری و درمان خود اطلاعات کسب کنند و در مورد تصمیمات مربوط به درمان، مشاوره دریافت کنند(۴۴).
مراقبتی که توسط پرستاران برای خانواده ها ارائه می شود، بخش حیاتی در ارائه مراقبت برای فرد مبتلا به سرطان است(۸۴). زیرا پرستاران سرطان در یک موقعیت منحصر به فرد برای ارائه مراقبت به بازماندگان سرطان وخانواده های آنان و حمایت از آنها در طول تشخیص و بعد از تشخیص قرار دارند. این پرستاران نه تنها با درمان بیماری درگیر هستند، بلکه نقش های آموزش دهنده، راهنما، مشاور و مدافع حقوق افراد مبتلا به سرطان را نیز بر عهده دارند. همچنین، نقش مهمی در ارتقاء رفتارهای بهداشتی بیماران دارند(۸۵).
بنابراین، بعد اساسی در نوتوانی سرطان این است که بیمار و خانواده به عنوان یک واحد در نظر گرفته شوند. پرستاران مانند سایر اعضاء تیم پزشکی، فرصت دارند که نقش مهمی در حمایت و توانمند سازی بیماران سرطانی و خانواده های آنها در سیر درمان سرطان، ایفا کنند. پرستاران می توانند آگاهی بیماران و پرسنل را در مورد نیازهای نوتوانی سرطان افزایش دهند و یک نگرش مثبت در مورد نوتوانی سرطان، با تاکید بر اینکه سرطان یک بیماری مزمن است، ایجاد کنند(۸۶).
مرور بر متون:
-
- در مطالعه ای که در ژاپن در سال ۲۰۰۳، بر روی زنان مبتلا به سرطان سینه صورت گرفت، ارتباط بین پاسخ های سازگاری بیماران مبتلا به سرطان نسبت به تشخیص سرطان سینه و عملکرد خانواده بررسی شد. ۴۶ بیمار سرطانی و همسرانشان در این مطالعه شرکت کردند. بیماران و همسرانشان، مقیاس قضاوت ذهنی سرطان(MAC)[9]، و پرسشنامه ۶۰ آیتمی سنجش عملکرد خانواده(FAD)[10]را بدون اطلاع از پاسخ های همدیگر و بصورت جداگانه تکمیل نمودند.
MAC خود ۵ بعد دارد و شامل ۴۰ حالت است که واکنش افراد به شنیدن تشخیص سرطان را توصیف میکند. در این مطالعه بیشتر بر ۲ بعد بی یاوری/ناامیدی و جنگ روانی تمرکز شده است. بیمار با جنگ روانی تشخیص سرطان را می پذیرد و در مورد سرطان به جستجوی اطلاعات می پردازد و تصمیم می گیرد که با آن بجنگد. در مقابل فرد با خصوصیت بی یاوری/ناامیدی، تحت تاثیر آگاهی از تشخیص سرطان قرار می گیرد و زندگی روزمره او از هم می پاشد.
امتیازات مقیاس MAC بیمار از جنگ روانی و نا امیدی در آنالیز، به عنوان متغیرهای وابسته وارد شدند. ابتدا بین امتیازات مقیاس MAC آنالیز تک متغیر انجام شد.
فاکتورهای روانی- اجتماعی و زیستی برای تعیین متغیرهای مستقل با من ویتنی، Uتست یا ضریب همبستگی اسپرمن بررسی شدند.
نتایج آنالیز چندگانه نشان دادند که درک بیماران از عملکرد ضعیف خانواده در بعد ارتباطات مقیاس FAD با امتیازات بالای بی یاوری/نا امیدی مقیاس MACارتباط دارد. میزان تحصیلات با بعد جنگ روانی در مقیاس MAC ارتباط معکوس دارد.
نتایج حاکی از آن است بین نگرش بیمار از بی یاوری/نا امیدی در برخورد با سرطان و بعد ارتباطات در خانواده رابطه وجود دارد. بنابراین کارکنان تیم بهداشتی علاوه بر بیمار، باید به دیگر اعضای خانواده نیز توجه کنند و برای ارتقاء الگوهای ارتباطی خوب در بین اعضاء خانواده تلاش کنند(۸۷).
- مطالعه دیگری با عنوان “ عملکرد خانواده و تنش روانی در بیماران مبتلا به سرطان سینه و خانواده ها” با هدف به دست آوردن یک دیدگاه از عملکرد خانواده دربیماران مبتلا به سرطان سینه و خانواده های آنها” در سال ۲۰۰۵ انجام گرفت. ۷۴ خانواده در مطالعه شرکت کردند.معیار های ورود به مطالعه، تشخیص در هر مرحله از سرطان سینه، آگاهی از تشخیص سرطان، سن بالاتر از ۲۰ سال، گذشت ۳ ماه از زمان تشخیص، قدرت جسمانی کافی برای پاسخگویی به سوالات، نداشتن اختلال شناختی و بدخیمی همزمان بود. همه نمونه ها ۳ مقیاس FRI[11] (شاخص ارتباط در خانواده)، SAS [۱۲](مقیاس سنجش اضطراب زونگ) وSDS[13] (مقیاس سنجش افسردگی زونگ) را تکمیل نمودند که در این مطالعه ۳ بعداز مقیاس FRI یعنی همبستگی، تعارض و وضوح در ۳ خوشه، طبقه بندی شدند. ۳ نوع از مقیاس ساختار خانواده در ۳ خوشه طبقه بندی شدند. خوشه ۱ ساختار خانواده حمایت کننده نامیده شد که چنین خانواده هایی سطح پایینی از تنش روانی در بین اعضایشان نشان دادند. خوشه ۲ ساختار خانواده متوسط، که این خانواده ها انسجام و وضوح ارتباطات متوسط و تعارض کم دارند. خوشه ۳ خانواده با تعارض، که تنش آنها بطور مداوم با ارتباط مناسب در طی درمان دخالت می کند.
پس از این تقسیم بندی، درک افراد از عملکرد خانواده در۳ طبقه مقایسه شدند و تنش روانی اعضاء در خانواده با استناد به مقیاس های SDS و SAS و با بهره گرفتن از آزمون ANOVA تحلیل شدند. تحلیل خوشه ها ۳ گروه از بیماران و خانواده های آنها را به همراه داشت. یک نوع که انسجام بالا، وضوح بالا و تعارض کمتر دارند(۴۶.(n= نوع با تعارض حمایت کننده، انسجام کم، وضوح زیاد و تعارض زیاد دارند (۶۵.(n=نوع متوسط با انسجام محدود، وضوح محدود و تعارض کمتر است (۶۰.(n=
یافته های این مطالعه نشان داد که گونه شناسی عملکرد خانواده می تواند بطور روانی، خانواده های در معرض خطر را شناسایی کند. رویکرد متمرکز بر خانواده می تواند به کاهش تنش روانی مخصوصاً در خانواده ها ی با تعارض کمک کند. بنابراین کارکنان تیم پزشکی باید علاوه بر بیمار، به اعضاء دیگر خانواده نیز، تمرکز کنند و برای ارتقاء الگوهای خوب ارتباطی در اعضاء خانواده مداخله کنند، زیرا ساختار خانواده حمایت گر منتهی به احساس خوب بودن روانی خانواده شود(۸۸).
۳- مطالعه دیگری در سال ۲۰۰۷، توسط Mantani، تحت عنوان” فاکتورهای مرتبط با اضطراب و افسردگی در زنان مبتلا به سرطان سینه و همسرانشان: نقش بی عاطفه بودن و عملکرد خانواده” در دانشگاه هیروشیمای ژاپن انجام شد. هدف این مطالعه، بررسی بی عاطفه بودن، عملکرد خانواده و سایر فاکتورهایی که ممکن است سطح اضطراب و افسردگی را در زنان مبتلا به سرطان سینه و همسرانشان تحت تاثیر قرار دهد می باشد. در این مطالعه مقطعی، ۴۶ زن با سرطان سینه که جراحی شده بودند و همسرانشان مورد مطالعه قرار گرفتند.
همه نمونه ها ۳ مقیاس FAD[14] (ابزار سنجش عملکرد خانواده)SAS [۱۵]مقیاس سنجش اضطراب زونگ) و SDS [۱۶](مقیاس سنجش افسردگی زونگ) را تکمیل نمودند. همچنین شرکت کنندگان مقیاس (TAS-20) [۱۷] که برای سنجش درجه بی عاطفه گی است دارای ۲۰ آیتم می باشد را تکمیل کردند. نسخه ژاپنی FADدارای ۶۰ آیتم است و برای بررسی ۷ بعد از عملکرد خانواده است از آن استفاده شده است. امتیاز بالاتر نشان دهنده ی عملکرد ضعیف تر خانواده است.
برای انجام آماری ابتدا یک آنالیز تک متغیری بین SDSو SASانجام شده است و فاکتورهای اجتماعی – دموگرافیکی، روانی و پزشکی برای تعیین متغیرهای مستقل با تست من ویتنی یا ضریب همبستگی اسپیرمن به ترتیب در بیماران و همسران بررسی شدند.
سپس ریسک فاکتورهای نهایی SAS وSDS بیماران با بهره گرفتن از تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه با امتیاز همسرانشان به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شدند.
یافته های مطالعه نشان داد که عملکرد خانواده با افسردگی در بیماران سرطانی و همسرانشان مرتبط است، اما ابعادی از عملکرد خانواده که با افسردگی مرتبط است دربیماران وشوهرانشان متفاوت است.
افسردگی بیماران با درک آنها از پاسخگویی عاطفی نا مناسب در بین اعضای خانواده مرتبط است. در حالیکه درک شوهران از نقشهای نا مناسب در اعضای خانواده با افسردگی آنها مرتبط است. به عبارت دیگر، در صورتیکه بیمار در دوران تنش، نتواند پاسخ همدلانه از خانواده دریافت کند، افسردگی بیمار، شدید تر می شود(۸۹).
۴- در سال ۲۰۰۷ تحقیقی توسط Gazendam[18]،در کشور هلند بر روی بیماران سرطانی با هدف تعیین ارتباط احتمالی بین ارتباطات درخانواده، عملکرد کودکان با والدین مبتلا به سرطان و محیط خانواده صورت گرفت. مطالعه در طی یک دوره ی ۲ ساله در دانشگاه پزشکی مرکز کرونیگن انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه، گذشت ۱ تا ۵ سال از زمان تشخیص سرطان، داشتن کودک ۴-۱۸ ساله و تسلط به زبان هلندی بود. مطالعه بر روی ۲۰۹ خانواده صورت گرفت و تمرکز بر خانواده هایی شد که کودکانی بین سنین ۱۱ تا ۱۸ سال داشتند. در کل، ۱۳۸ بیمار، ۱۱۴ نفر از همسران بیماران و ۲۲۱ کودک، پرسشنامه مربوط به محیط را تکمیل نمودند. بیماران و خانواده آنهاپرسشنامه چک لیست رفتار کودکانCBCL[19]را پرنمودند و نوجوانان نیز پرسشنامه خود گزارش دهی کودکان[۲۰]YSR را تکمیل نمودند.
از T-test برای مقایسه گزارشات اعضاء خانواده از محیط خانواده ها و گزارشات بیماران از عملکرد خانواده با گزارش های والدین، همسران با نوجوانان و اختلاف بین گزارش های دختران و پسران استفاده شد.
از ضریب همبستگی پیرسون، برای توضیح ارتباط بین عملکرد نوجوانان و گزارش های آنها از تنش مرتبط با سرطان و همچنین درک هر عضو خانواده از محیط خانواده و اختلاف والدین- نوجوان، استفاده شد. ضریب همبستگی کمتر از ۳۰/۰ به عنوان ضعیف، ۳۰/۰- ۵۰/۰ به عنوان متوسط و بیشتر از ۵۰/۰ به عنوان قوی در نظرگرفته شد.در مقایسه با گروه هنجار، والدین، خانواده خود را با تعارض کمتر، سازماندهی بهتر و کنترل کمتر و اجتماعی تر از گروه هنجار یافتند.
FRI[21] یا شاخص ارتباط خانواده به میزان قابل توجهی بالاتر از گروه هنجار بود و همچنین FSI[22] یا شاخص ساختار خانواده شبیه به گروه هنجار بود.
اختلاف معناداری بین گزارش های بیماران و همسران از عملکرد خانواده یافت نشد. نوجوانان نیز گزارش کردند که خانواده آنها منسجم تر، اجتماعی تر،با سازماندهی بهتر و تعارض کمتر نسبت به گروه های هنجار هستند.
یافته های این مطالعه نشان دهنده این است که، خانواده هایی که یکی از والدین آنها مبتلا به سرطان می باشد (از نظر نوجوانان و خود والدین) بطور مثبت تری عمل می کنند(۹۰).
۵ - در سال ۲۰۰۸، Schmitt[23]، مطالعه ای را بر روی بیماران سرطانی و کودکان آنها با هدف آزمودن فاکتورهای همراه با عملکرد خانواده در چنین بیمارانی انجام داد. فرضیه این مطالعه این بود که “وجود سرطان در یکی از والدین می تواند یک ریسک فاکتور برای عملکرد معیوب خانواده باشد“. برای انجام این مطالعه، ۳۹۱ خانواده از بین ۶ کشور اروپایی (آلمان، انگلستان، فنلاند، دانمارک، استرالیا و سوئیس) انتخاب شدند. مطالعه بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ انجام گرفت.
معیارهای ورود به مطالعه، گذشت حداقل ۲ وحداکثر ۶۰ ماه از زمان تشخیص سرطان و داشتن کودک ۴ تا ۱۷ ساله بود که عملکرد خانواده با ورژن ۶۰ آیتمی FAD(ابزار سنجش خانواده) سنجیده شد. توسط بیماران و اعضاء خانواده آنها تکمیل شد.جمعا ۱۱متغیر سنجیده شد،۳ متغیر مربوط به فرد (جنسیت، سن و نقش در خانواده)، ۸ متغیر مربوط به خانواده (ساختار خانواده، تعداد کودکان، جنسیت بیمار، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، تشخیص، زمان تشخیص،نمره افسردگی و نمره کیفیت زندگی) بودند.
افسردگی بیماران و همسران آنها با مقیاس افسردگی بک و کیفیت زندگی با پرسشنامه SF-8 سنجیده شد که فقط بیماران پرسشنامه را تکمیل نمودند.
برای آنالیز داده ها از آمار توصیفی و مدل آنالیز چند سطحی استفاده شد. آنالیز ۲ بار انجام شد، یکبار با داده های مربوط به تمامی نمونه ها و سپس بطورمجزا با نمرات کودکان.
نتایج نشان دادند که کودکان بیشتر از والدین اختلال در عملکرد خانواده را گزارش کردند. در سطح فردی، هر ۳ مورد جنس، سن و نقش در خانواده مهم بود. پدران و پسران اختلال در عملکرد خانواده را در مقیاس نقشها و پاسخگویی عاطفی درک کردند. سن در برخی مقیاس ها مهم بود، مثلا افزایش سن کودکان با کنترل رفتاری قوی تر همراه بود. در آنالیز همه شرکت کنندگان نیز نقش در خانواده، با درک اختلال در خانواده در ۵ بعد، حل مساله، کنترل رفتار، ارتباطات، پاسخگویی عاطفی و آمیزش عاطفی همراه بود.
در سطح خانواده، ۲ ریسک فاکتور یافت شد: افسردگی و وضعیت جسمانی والدین مبتلا.
شیوع افسردگی۳۵% مادران و ۲۸% پدران مبتلا بود. درآنالیز همه مشارکت کنندگان، افسردگی والدین نیز بطور معناداری با اختلال در ۵ بعد از۷بعد عملکرد خانواده (به جز کنترل رفتار وپاسخگویی عاطفی) همراه بود.
در آنالیز کودکان، درک کودکان از عملکرد خانواده با افسردگی والدین ارتباط معنادار نداشت. همچنین وضعیت جسمانی ضعیف بطور معنا داری با اختلال در ابعاد نقشها و ارتباطات همراه بود.
در کل مهمترین یافته مطالعه این است که، افسردگی والدین بیمار اصلی ترین فاکتور اختلال در عملکرد خانواده محسوب می شود(۱۹).
۶- در سال ۲۰۱۱ مطالعه ای با هدف" بررسی تاثیر نگرانیهای مالی و درد در کیفیت زندگی بیماران سرطانی و همسرانشان” انجام شد. در این مطالعه رابطه زوجین و شیوه های سازگاری شریک زندگی جهت دخالت در پی آمدهای بعدی، بررسی شده است.
شرکت کنندگان شامل ۱۷۷ زوج (از هر دو جنس به عنوان بیمار و همسر) بودند. بیماران تشخیص های متفاوت داشتند و در فازهای مختلف درمان بودند. هر شرکت کننده ۴ ابزار را تکمیل نمودند. قابل ذکر است که این مطالعه مقطعی، آنالیز ثانویه از یک مطالعه مداخله ای است. معیارهای ورود به مطالعه عبارت بودند از: بیماران فقط باید در تعهد یک همسر باشند. داشتن تشخیص سرطان در هر مرحله، سطح شدت درد حداقل ۳، از مقیاس ۰ تا ۱۰، سن حداقل ۱۸ سال، تحصیلات حداقل ۶ کلاس و مشکل روانی نداشته باشند. ۳۷% بیماران تحت درمان و شرایط Stable داشتند. ۳۵% تحت درمان ادامه دار بودند، ۱۱% درمان نگرفته بودندو Stable بودند، ۱۰% در فاز تسکین بیماری بودند و ۷% تحت درمان و در مرحله پیشروی بیماری بودند. هر عضو از زوجین پرسشنامه دموگرافیک،SDA[24] یا مقیاس قضاوت زوجی وPOMS [۲۵]یا پروفایل حالتهای خلقی و فرم کوتاه پرسشنامه پی آمدهای پزشکی یاMOS SF-16 [۲۶] را پر کردند.
بیماران شاخص درد Brief یا BPI[27] و مقیاس سنجش علائم حافظه ای یا MSAS [۲۸]و همسران نیز مقیاس نگرانیهای مالی یا CDS [۲۹]و شاخص حل مساله اجتماعی یا SPSI-R[30] را پرکردند.
از آنالیز رگرسیون چندگانه (ANOVA) برای تعیین رابطه سن، جنس، درگیریهای مالی و طول مدت زناشویی با کیفیت زندگی یا کیفیت پی آمدهای زندگی استفاده شد.
نتیجه تحلیل ها نشان داد که شیوه های سازگاری همسران تنها کیفیت زندگی خودشان را تحت تاثیر قرار می دهد. درد تاثیر معنا دار مستقیم و ومنفی بر کیفیت زندگی بیمار و رابطه غیر مستقیم با کیفیت زندگی همسر دارد. درگیری های مالی بر کیفیت زندگی هر دو بیماران و همسران تاثیر دارد.
زوجینی که کیفیت زناشویی بهتری دارند، کیفیت زندگی بهتری نیز دارند.بیمارانی که مجرد هستند یا کیفیت زناشویی پایین تری دارند، تاثیر منفی بر کیفیت زندگی، بهداشت روانی و بهداشت عمومی دریافت می کنند(۵۵).
۷- در سال ۲۰۱۱ یک مطالعه در کشور هلند با عنوان" رضامندی از رابطه در زوجینی که با سرطان کولورکتال مواجه هستند” صورت گرفت. شرکت کنندگان شامل بیمارانی که جدیدا تشخیص سرطان گذاشته شده اند و همسران آنها بودند که در یک مطالعه طولی شرکت کردند. نمونه ها شامل ۲۹ بیمار زن و ۵۹ بیمار مرد و همسرانشان بودند. متوسط سن ازدواج در بین نمونه ها ۳۳ سال بود و متوسط سن ۶۱ سال داشتند. از نمونه ها خواسته شد تا در ۳ زمان ( ماه های ۳،۵ و۹پس از تشخیص)، ۳ پرسشنامه را تکمیل کنند. مطالعه در فاز حاد و پس از درمان انجام شد. شرکت کنندگان سن ۱۸ تا ۷۵ سال داشتند.
۳ پرسشنامه شامل مقیاس ازدواج فعال زوجی، که دارای ۶ آیتم می باشد (نمره ۱ تا ۵ به هر آیتم تعلق می گیرد)، آلفا کرونباخ برای این مقیاس ۸۳ (برای بیماران) و ۸۵ (برای همسران) بود و آلفا کرونباخ برای مقیاس بعدی یعنی میانگیری حمایتی زوجی(MMQ)، ۶۸ (برای بیماران) و ۷۹ (همسران) بود. رضامندی از رابطه همسران با مقیاس کیفیت ازدواج سنجده شد.
این پرسشنامه نیز دارای ۱۰ آیتم است. آنالیز داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار HLM V6 و روش های تجزیه ای اطلاعات جفت، تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که در کوتاه مدت تعهدات مربوط به ازدواج فعال (شامل بحث در مورد احساسات و درگیری در حل مساله) بطور مثبتی با رضامندی رابطه در بیماران و همسران همراه است.البته تنها زمانی که حمایت قبلی زوجین کم باشد. میانگیری حمایتی ازدواج که شامل پنهان کردن نگرانیها و ترس و اجتناب از صحبت در مورد بیماریها، بطور منفی با رضامندی از رابطه ارتباط دارد برخلاف زمانی که حمایت قبلی زوج کم بود. برخلاف رفتار حمایتی جاری همسران، اگر حمایت گذشته زیاد باشد، مشارکت کنند گان کیفیت رابطه خود را بهتر گزارش می کنند(۷).
روش پژوهش
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 10:31:00 ب.ظ ]
|