ارتباط بالا
ایده های اساسی با عملکرد ثابت شده
به طور داخلی تمرکز شده درخور رقابتی شدن
تحقیق درباره اقدام برای تغییر
پایان نامه - مقاله - پروژه
تعداد زیادی حق انتخاب
هیچ چیزی در این جا بررسی نمی‌شود
راه حل های کم
بهبود مستمر ( بدون توجه به رقبا )
اقدامات صنعتی/ تولیدی/ خدماتی

۲-۱-۷-۵ روش ابزار پیاده سازی پیشرفته کسب و کار AMBITE))
هدف روش AMBITE توسعه روشی است که مدیران میانی توسط آن بتوانند اثر تصمیمات استراتژیک را در شرکت خود ارزیابی کنند. این چهارچوب ابزاری را فراهم می‌آورد تا برنامه کسب‌وکار شرکت (فاکتورهای بحرانی موفقیت) به مجموعه‌ای از شاخص‌های عملکرد ترجمه شوند. شاخص‌های عملکرد مستقیماً با استراتژی در ارتباط بوده و فرآیندگرا هستند. چهارچوب AMBITE برای یک مدل کسب‌وکار شرکت تولیدی، در شکل نشان داده شده است. هر کدام از پنج فرایند اصلی کسب‌وکار (تکمیل سفارش مشتری، پشتیبانی فروشنده، طراحی مشترک، مهندسی مشترک و تولید) در شکل، درداخل پنج شاخص اصلی عملکرد (زمان، هزینه، کیفیت، انعطاف‌پذیری و محیط)، برنامه‌ریزی می‌شوند.طراحی مذکور برای هر پیکر ده‌بندی تولید، پنج فرایند اصلی کسب‌وکار در پنج شاخص اصلی عملکرد، بیست و پنج شاخص عملکرد استراتژیک[۵۴] را ارائه می‌دهد. در این روش یک شاخص بحرانی موفقیت شرکت را در نظر گرفته و آن را وارد چهارچوب AMBITE می‌کند. این امر شاخص‌های عملکرد استراتژیک مرتبط با شرکت را به دست می‌دهد. این شاخص‌های عملکرد سپس می‌توانند به شاخص‌هایی در سطوح پایین‌تر تجزیه شوند. تجزیه دقیق این شاخص‌ها در شرکت‌های مختلف متفاوت است و در نتیجه برای هر شرکت مجموعه‌ای خاص از شاخص‌های عملکرد به وجود می‌آید. ( Bradley,1996,P11)
شکل۲- ۳ فرایند AMBITE (Bradley, 1996,P10)
با توجه به این که مجموعه شاخص‌ها در هر سازمان مخصوص همان سازمان بوده و با سازمان‌های دیگر متفاوت است، امکان مقایسه بین سازمان‌ها وجود ندارد. البته این تفاوت بیشتر در شاخص‌های سطوح پایین دیده می‌شود. اما در سطوح بالا، شاخص‌ها در سازمان‌های مختلف تقریباً مشابه هستند و تا حدی امکان مقایسه وجود دارد.اگر سازمان عوامل حیاتی منفعت و موفقیت خود را بشناسد، داشتن شاخص‌های عملکرد متناسب با آن‌ها آسان است. در این چهارچوب، شاخص‌های سطح بالا به شاخص‌های سطح پایین، جزیی و کاربردی تجزیه می‌شوند. طی این تجزیه رابطه سلسله مراتبی بین شاخص‌های عملکردی تعریف می‌شود. این چهارچوب فرآیندی بوده و حالت عمومی دارد؛ در نتیجه برای هر سازمان و در هر اندازه‌ای قابل استفاده است. این چهارچوب شاخص‌هایی منحصر به فرد برای هر سازمان تولید می‌کند. این موضوع باعث می‌شود که نتوان به مقایسه میان چندین سازمان پرداخت. در واقع شاخص‌های سطح بالا برای سازمان‌ها به صورت یکسان تعریف شده است، ولی با تجزیه این شاخص‌ها به شاخص‌های سطح پایین، شاخص‌های متفاوتی در بین سازمان‌های مختلف به وجود می‌آید .
۲-۱-۷-۶ مدل بالدریچ
مدل آمریکایی که در قالب جایزه ای به همین نام از سال ۱۹۸۷ در آمریکا طراحی شد . جایزه به منظور شناسایی سازمان های آمریکایی در دستیابی به کیفیت و عملکرد و هم چنین میزان رشد و آگاهی آن ها نسبت به اهمیت کیفیت و برتری عملکرد تحت یک قالب رقابتی ایجاد شد. این مدل سه هدف اصلی را تبیین می کند (توفیقی و همکاران، ۱۳۹۰، ص ۲۱۴):
افزایش عملکرد ها و افزایش توانمندی‌ها.
افزایش توان رقابتی و از سوی دیگر تعامل بیشتر و بهتر میان شرکت‌های آمریکایی .
ایجاد ابزارهای مدیریتی با هدف پیاده‌سازی آموزش‌ها و برنامه ریزی‌ها .
شکل۲-۴ فرایند تحلیل اطلاعات در مدل بالدریج
۲-۱-۸ مفهوم عملکرد از دیدگاه های مختلف
عملکرد یکی از مهم ترین سازه های مورد بحث در تحقیق های مدیریتی است و بدون شک مهم ترین معیار سنجش موفقیت در شرکت های تجاری به حساب می آید. به هر حال عملکرد عوامل زیادی را بر اساس تنوع و ذی نفع شامل می شود و ضریب اهمیت هر یک از عوامل مذکور تا حد زیادی وابسته به نوع و ویژگی های محیطی است که شرکت در آن فعالیت می کند. ولی به طور کلی در مورد این که متغیرها و شاخص های عملکرد کدامند هنوز توافق نظر کاملی در بین صاحب نظران وجود ندارد،عملکرد سازمانی عبارت است از معیارهای بیرونی اثربخشی یک سازمان که سه حوزه کلی را در برمی گیرد:
۱- عملکرد مالی: شامل سود، بازده دارایی، بازده سرمایه گذاری، بازده فروش و…
۲- عملکرد بازار: فروش، سهم بازار
۳- بازده صاحبان سهام: بازده کل صاحبان سهام، ارزش افزوده اقتصادی و…
شاخص های عملکرد سازمانی در دو رشته شاخص های ذهنی و شاخص های عینی قابل تقسیم است.
در زمینه انتخاب شاخص‌های مناسب برای طراحی یک سیستم ارزیابی عملکرد، برخی محققان راهنمایی‌ها و پیشنهاداتی را مطرح کرده اند. برای مثال محققی در این زمینه راهنمایی‌های ارزنده ای را ارائه کرده است. پیشنهادات او در زمینه شاخص‌های عملکرد به شرح زیر می باشد (فتحی، ۱۳۸۶،ص۲۳):
شاخص‌های عملکرد باید از اهداف سازمان منشعب گردند.
شاخص‌های عملکرد باید امکان مقایسه سازمان‌هایی را ایجاد کند که در یک صنعت مشابه فعالیت می کنند.
هدف هر یک از شاخص‌های عملکرد باید واضح و روشن باشد.
گردآوری اطلاعات و روش‌های محاسبه هر یک از شاخص‌ها باید به روشنی تعریف گردند.
شاخص‌های عملکرد نسبتی بر اعداد مطلق ارجحیت دارند؛
شاخص‌های عملکرد باید تحت کنترل واحد سازمانی مورد ارزیابی باشند؛
شاخص‌های عملکرد بایستی از طریق مباحثه و بررسی نظرات افراد درگیر نظیر مشتریان، کارکنان و مدیران انتخاب شوند؛
شاخص‌های عملکرد عینی نسبت به شاخص‌های ذهنی ارجحیت دارند.
به طور مشابه هفت اصل زیر را برای شاخص های سیستم ارزیابی عملکرد پیشنهاد می شود که عبارتند از (کریمی ، ۱۳۸۵،ص۲۲):
شاخص‌ها باید به طور مستقیم به استراتژی شرکت مربوط شوند.
شاخص‌های عملکرد غیر مالی نیز باید مورد توجه قرار گرفته و انتخاب شوند.
باید به این نکته توجه کرد که شاخص‌های عملکرد در موقعیت‌های مختلف متفاوتند. به بیان دیگر یک شاخص برای تمامی واحدها و یا سازمان‌ها مناسب نیست؛ این موضوع درباره شاخص‌ها حائز اهمیت است که با تغییر محیط، شاخص‌هانیزتغییرمی یابند.
شاخص‌های عملکرد باید برای استفاده آسان و ساده باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...