راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره تعیین نوع بهینه تقاطع غیرهمسطح با استفاده از الگوریتم انبوه ذرات ... |
![]() |
ج- عاملهای متنوع دیگر
-
- شعاع قوسها
-
- درجه عملکردی رمپها
-
- توپوگرافی محل
-
- سرعت طرح
-
- نحوه ترکیب ترافیک (نوع وسایل نقلیه عبوری و درصد هریک)
-
- هزینه های اجرایی
پس از محاسبه هزینه گزینه های مختلف،برای هر یک از معیارهای فوق با در نظر گرفتن میزان اهمیت آنها یک عدد در نظر گرفته می شود.با توجه به درجه تطابق هر یک از گزینه ها در معیار مورد نظر نمرهای به آن داده می شود.گزینهای که در مجموع دارای بالاترین نمره باشد به عنوان گزینه نهایی انتخاب می شود.عیب عمده این روش این است که عدد در نظر گرفته شده برای هر معیار اختیاری و دلخواه بوده و با توجه به سلایق طراح تغییر می کند.در نتیجه گزینه انتخابی با توجه به عدد در نظر گرفته شده برای هر معیار متغیر خواهد بود که این امر به میزان زیادی از اعتبار روش فوق میکاهد. ]۲۲و۳[
روش اسمیت و گاربر در انتخاب تقاطع غیرهمسطح
این روش زمانی به کار برده می شود که بخواهیم تقاطع مورد نظر را صرفا از میان تقاطعهای لوزی یا تکنقطهای انتخاب کنیم. اسمیت و گاربر مطالعات جامعی را در مورد میزان ایمنی و خصوصیات عملکردی این دو نوع تقاطع انجام دادند که نتایج آن در ادامه ارائه شده است.
زمانیکه حجم وسایل نقلیه در هر رویکرد افزایش مییابد،میزان افزایش تاثیر در مبدلهای لوزی بیش از مبدلهای تکنقطهای است.هنگامی که تعداد عابرین پیاده زیاد است مبدلهای لوزی به مبدل های تکنقطهای ترجیح داده میشوند.زیرا در تقاطع های تکنقطهای میزان تاخیر جهت سازگاری تقاطع با عبور زیاد عابرین پیاده به سرعت افزایش پیدا می کنند.
هنگامی که یکی از دو راه متقاطع دارای مسیرهای جمع و پخشکننده است،مبدلهای لوزی بر تکنقطهای ترجیح داده میشوند زیرا در این حالت در مبدلهای تکنقطهای مجبوریم جهت سازگاری با مسیرهای جمع و پخشکننده از چراغهای فازبندی شده استفاده کنیم که این امر سبب افزایش میزان تاخیر می شود.
مبدلهای لوزی معمولا در مواردی که زاویه تقاطع خیلی حاده است بر مبدلهای تکنقطهای ترجیح داده میشوند زیرا در این حالت هزینه ساخت مبدلهای تکنقطهای به علت نیاز به سازه بزرگتر افزایش یافته و فاصله دید نیز به شکل قابل ملاحظه ای کاهش مییابد.
زمانیکه حجم گردش به چپ ها در تقاطع قابل توجه است،بکار بردن مبدل های تکنقطهای می تواند سطح خدمت بالاتری را نسبت به مبدل های لوزی در تقاطع ایجاد کند.مبدل های تکنقطهای بعلت دارا بودن فاز گردش به چپ جداگانه دارای قابلیت انتقال میزان گردش به چپ بیشتری هستند.
هنگامیکه توزیع ترافیک در مسیر اصلی بزرگتر است مبدلهای تکنقطهای و زمانیکه حجم ترافیک در مسیر فرعی بیشتر است مبدلهای لوزی برترند. ]۲۳و۳[
روش سید کمال سید حسین[۱۳] در انتخاب تقاطع غیر همسطح
شیوه مورد استفاده در این تحقیق شامل مراحل مختلفی بوده است که هر یک از این مراحل با توجه به اهداف موردنظر در پژوهش و ضرورت رعایت مسیر کلی یک طرح مطالعاتی به ترتیب صورت پذیرفتهاند. با توجه به موضوع مطالعه و دستاوردهای حاصل از بخشهای قبلی، نرمافزار مناسب جهت تحلیل عملکرد اجزاء مختلف تقاطعهای غیرهمسطح شناخته شده و در ادامه اطلاعات مورد نیاز برای شروع تحلیلها از چند تقاطع در سطح شهر تهران جمعآوری شده و بعنوان داده های ورودی نرمافزار مورد استفاده قرار گرفتند. سپس از طریق تطبیق پارامترهای ترافیکی در شرایط واقعی و مدلهای شبیهسازی شده، طی یک پروسه زمانبر شبکه مورد استفاده در مورد هر یک از تقاطعهای غیرهمسطح کالیبره شد. نهایتاً جهت شناخت نقاط ضعف و قدرت انواع تقاطع غیرهمسطح، هر یک از آنها تحت تأثیر یک سری حجم سناریو قرار گرفت و نتایج مورد نظر در هر مورد، از خروجیهای برنامه استخراج شد. با توجه به یافتههای حاصل از بررسی کتب و مقالات و خروجیهای بدست آمده از هر مدل و مطابقت آن با حجم سناریوی معادل با آن، نتایج تحقیق بدست آمده و ارائه شده است. ]۱۰[
جهت بررسی نحوه عملکرد هر یک از انواع تقاطع غیرهمسطح تحت شرایط مختلف ترافیکی، ابتدا از هر یک از انواع تقاطع یک نمونه در سطح شهر تهران انتخاب شده و خصوصیات فیزیکی و عملکردی آن برداشت شد. تقاطعهای منتخب عبارتند از: شبدری کامل،نیمه شبدری،لوزی و تکنقطهای
برای ارزیابی عملکرد تقاطعهای غیرهمسطح باید داده های زیادی جمعآوری شوند.این داده ها را میتوان در دوگروه دستهبندی کرد:
ثابت(استاتیکی( و وابسته به زمان(دینامیکی (.جهت استخراج داده های استاتیکی تقاطعهای غیرهمسطح فوقالذکر، پارامترهایی نظیر عرض و تعداد خطوط عبور، مساحت تقاطع، شیب مسیر، طول و شعاع قوس در رابطها، فاصله تقاطعهای همسطح مجاور هم، طول خطوط افزایش و کاهش سرعت، طول پاکتهای گردش به چپ و … از عکسهای هوایی موجود در سایت اینترنتی Google Earthبرداشت شده است. داده های دینامیکی عموماً شامل پارامترهایی نظیر حجم ترافیک، ترکیب ترافیک، زمانبندی و فازبندی چراغهای متغیر و … هستند که از ضبط تصویر ویدیویی از محل تقاطع در ساعت اوج ترافیک حاصل شده اند. علاوه بر برداشت حجم و ترکیب ترافیک، مشخصات عملکردی و رفتاری نظیر میانگین سرعت وسایل نقلیه در هر رویکرد، میانگین تأخیر در تقاطعهای چراغدار ، فاصله ما بین وسایل نقلیه و … نیز جهت کالیبراسیون مدل ساخته شده برداشت شده اند. برای بدست آوردن یک تصویر بهتر از نحوه عملکرد تقاطعهای غیرهمسطح، لازم است یک سری حجم سناریو برای انواع تقاطعهای غیرهمسطح اتخاذ شده و هر تقاطع تحت تأثیر هر یک از آنها مورد آنالیز قرار گیرد. به همین دلیل در این تحقیق پنج حجم متفاوت تعریف شده اند که، عبارتند از: ۶۵۰۰،۵۵۰۰،۴۵۰۰،۲۵۰۰،۱۵۰۰ وسیله در ساعت. برای هر یک از حجمهای اعمال شده، ده سناریو در نظر گرفته شده است که ترافیک را به اشکال مختلف در سطح تقاطع توزیع می کنند. حجم سناریوها طوری در نظر گرفته شده اند که کلیه حالات ممکن را شامل شده و بتوانند حساسیتهای ترافیکی هر یک از انواع تقاطع غیرهمسطح را نشان دهند. ]۱۰[
در این تحقیق، جهت مقایسه کیفیت خدمتدهی تقاطعهای غیرهمسطح با یکدیگر، سطح سرویس(سطح خدمت) هر یک محاسبه شده و مبنای این قیاس قرار گرفته است. برای محاسبه سطح سرویس(سطح خدمت) هر یک از انواع تقاطع غیرهمسطح، ابتدا عناصر تأثیرگذار در نحوه عملکرد هر یک از انواع تقاطع شناخته شده، سپس سطح خدمت هر یک از این عناصر با بهره گرفتن از جداول موجود در HCM2000 (کتاب راهنمای ظرفیت راه ها)محاسبه و با یکدیگر قیاس شده است. جهت تحلیل عملکرد انواع مختلف تقاطع غیرهمسطح تحت شرایط مختلف ترافیکی و شناخت حساسیت و محاسن و معایب هر یک، از شبیهسازی ترافیکی در محیط نرمافزار AIMSUN استفاده شد. برای این کار همانطور که پیشتر بیان شد از هر یک از انواع تقاطع غیرهمسطح یک نمونه در سطح شهر تهران انتخاب شده و پس از برداشت دقیق داده های استاتیکی و دینامیکی، مدل مربوط به آن ساخته شد. سپس دادههایی نظیر میزان تأخیر، سرعت و تراکم از مدل شبیهسازی شده استخراج شده و با مقدار واقعی این پارامترها تطبیق داده شد و در صورت وجود مغایرت، با تغییر پارامترهای رفتاری و عملکردی وسایل نقلیه و رانندگان مدل شبیهسازی شده کالیبره شد.برای بدست آوردن یک تصویر بهتر از نحوه عملکرد تقاطعهای غیرهمسطح، یک سری حجم سناریو برای انواع تقاطعهای غیرهمسطح اتخاذ شد و هر تقاطع تحت تأثیر هر یک از آنها مورد آنالیز قرار گرفت.در ادامه نتایج حاصل از شبیهسازی هر یک از انواع تقاطع غیرهمسطح ارائه شده است.
برخی از مهمترین نتایج حاصله از این پژوهش:
الف) سطح خدمت تبادلهای لوزی متأثر از نحوه عملکرد دو تقاطع همسطح موجود در آن است و در کل میتوان گفت زمانیکه حجم وسایل نقلیه ورودی به تقاطع ۴۵۰۰ وسیله در ساعت یا کمتر از آن است، تبادلهای لوزی در سطح خدمت D یا بهتر از آن عمل می کنند.
ب) نحوه عملکرد تبادلهای تکنقطهای مستقیماً وابسته به کیفیت خدمتدهی تقاطع همسطح موجود در آن است و در کل زمانیکه حجم وسایل نقلیه ورودی به تقاطع ۵۵۰۰ وسیله در ساعت یا کمتر از آن باشد، تبادلهای تکنقطهای در سطح خدمت D یا بهتر از آن عمل می کنند.
ج) تبادلهای تکنقطهای همواره دارای عملکرد بهتر و سطح خدمت مطلوبتری نسبت به تبادلهای لوزی در حجم سناریوهای مشابه هستند.
د)نحوه توزیع ترافیک در تبادلهای تکنقطهای نقش تعیینکننده ای در میزان تأخیر و سطح خدمت این تقاطعها دارد. بنحوی که عدم تقارن در حجم چپگردهای خروجی از رمپها یا چپگردهای مسیر فرعی، سبب افزایش میزان تأخیر و افت سطح خدمت تقاطع می شود.
ه) نحوه عملکرد تبادلهای شبدری کامل، متأثر از میزان تراکم ترافیک در مناطق همگذری و همچنین نواحی واگرایی و همگرایی ترافیک در محل اتصال رمپها با بزرگراه است. با توجه به طول معمولاً کوتاه مناطق همگذری در تبادلهای درون شهری، غالباً این نواحی دارای شرایط بحرانیتری نسبت به مناطق واگرایی و همگرایی رمپها هستند. با در نظر گرفتن شکل معمول تبادلهای شبدری کامل در مناطق درون شهری میتوان گفت زمانیکه حجم ترافیک ضربدری ۱۱۷۰ وسیله در ساعت یا کمتر از آن باشد، تقاطع در سطح خدمت D یا بهتر از آن عمل می کنند.
و) سطح خدمت تبادلهای نیمه شبدری وابسته به میزان تراکم ترافیک در مناطق واگرایی و همگرایی رمپها و نحوه عملکرد مناطق همگذری میباشد.
در صورتیکه حجم ترافیک ضربدری در مناطق همگذری بیش از ۱۱۷۰ وسیله در ساعت باشد، میتوان با بکاربردن رمپهای جهتی این مناطق را حذف کرد، در نتیجه سطح خدمت تبادلهای نیمه شبدری تنها وابسته به نحوه عملکرد نواحی واگرایی و همگرایی رمپها خواهد بود.نتایج تحلیلهای صورت گرفته نشان میدهد، تبادلهای نیمه شبدری در کلیه حجم سناریوها دارای عملکرد بسیار مناسبی بوده و در سطح خدمت D یا بهتر از آن عمل می کنند.
ز) با توجه به اینکه معمولاً ارزش زمین در مناطق درون شهری بسیار زیاد است لذا تبادلهای که حریم کمتری نیاز داشته باشند اقتصادیتر هستند.از این حیث، تبادلهای تکنقطهای در میان تقاطعهای غیرهمسطح کم هزینهترین تبادل بشمار میروند و بعد از آن به ترتیب تبادلهای لوزی، نیمه شبدری و شبدری کامل در اولویتهای بعدی قرار دارند. ]۱۰[
اولویت بندی عوامل مؤثر بر انتخاب تقاطعهای غیرهمسطح توسط شهاب حسن پور[۱۴]
نگاه تک بعدی به تقاطعها باعث می شود که گاه معضلها را از یک نقطه به نقطه دیگری در شبکه راه ها منتقل نمود.از سوی دیگر نگاه جامع دستیابی به مبدا، مقصد، و تمایلات تردد محدوده تقاطع را امکان پذیر نموده و ارائه راهکارهای ترکیبی را ممکن میسازد. تامین حرکت روان و ایمن ترافیک در تقاطعها، باعث جلوگیری از ایجاد گرههای ترافیکی و کاهش تاخیر وارده می شود.بر این اساس در تحلیلهای اقتصادی، باید ارزش زمان صرفهجویی شده و پارامترهای مثبت دیگر در این ارتباط مدنظر قرار گیرد. ]۵[
این پارامترهای مثبت عبارتند از :
-
- رویکردهای ترافیکی
-
- هزینه
-
- توپوگرافی منطقه
-
- منفعت استفاده کنندگان
پارامترهای ارزیابی
-
- کنترل دسترسی
- تاسیسات معارض
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 10:03:00 ب.ظ ]
|