۵- خلاقیت و نوآوری[۱۴۱]
گرایش به نوآوریدر طول یک دهه گذشته شاهد توجه بسیار زیاد، چه در نوشه های غیرآکادمیک(یانگ[۱۴۲]، ۱۹۹۴) و چه در نوشته های آکادمیک(کانتر[۱۴۳]، ۱۹۸۵) به نوآوری به عنوان عامل کلیدی برای ایجاد مزیت رقابتی پایدار، شده است. نوآوری از اجزای اساسی و بنیادی کارآفرینی و عوامل اساسی موفقیت کسب و کار است(ناناکو و تاکوچی[۱۴۴]، ۱۹۹۵). نوآوری از اعمال کلیدی در فرایند کارآفرینی به شمار می رود. نوآوری تعریفی جامع را در بر می گیرد که شامل ایجاد محصولات جدید یا با کیفیت جدید، ایجاد روش جدید تولید برای ورود به بازار جدید، ایجاد منابع جدید یا سازمان جدید و یا ساختار جدید در کسب و کار. نوآوری حاصل به کارگیری اراده و عملی کردن آن است (هانزمارک[۱۴۵]، ۱۹۹۸). نوآوری به عنوان رفتاری است که کارآفرینی و جهت گیری کارآفرینانه را توصیف می کند. با توجه به تعریف کارآفرینان به دنبال جذب فرصت های جدید هستند( زاکاراکیس[۱۴۶]، ۱۹۹۷؛ نقل از امیری، ۱۳۹۰). دراکر برای مثال ادعا می کند که نوآوری ابزار مهمی برای کارآفرینی است. او به کارآفرینی به عنوان جستجوی سیستماتیک برای تغییرات، به عنوان فرصت ها برای بازارها، محصولات و ایده های جدید می نگرد(کرومی، ۲۰۰۰). همانند بسیاری از نویسندگان در ادبیات، استوارت و همکارانش[۱۴۷](۲۰۰۳) معتقدند که نوآوری در کارآفرینی امری ذاتی است و می تواند تفاوت بین مدیر و کارآفرین را مشخص کند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
کارآفرین میتواند از طریق بهبود (ارتقاء) مستمر روش بهرهبرداری از فرصت و پیشرفتهتر نگه داشتن آن نسبت به دیگران، مانعی را برای رقابت ایجاد کند. فرایند نوآوری به کارآفرین اجازه میدهد تا در منحنی یادگیری از رقبای خود یک مرحله بالاتر قرار بگیرد. مادامیکه دانش مربوط به چگونگی فراهم آوردن یک خدمت یا محصول برای مشتریان توسعه یافت و امکان مخفی کردن آن از رقبا فراهم شد، کسبوکارهای جدید میتوانند از ورود تقلیدکنندگان به عرصهی فعالیتشان جلوگیری کنند( شین، ۲۰۰۳).
خلاقیت و ابتکار؛ خلاقیت توانایی شخص در ایجاد ایده ها، نظریه ها، بینش ها یا اشیای جدید و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه هاست که به وسیله متخصصان به عنوان پدیده ای ابتکاری و از لحاظ علمی، فن آوری و اجتماعی با ارزش قلمداد می گردد( حسینی، ۱۳۸۱).
ورتهایمر[۱۴۸] خلاقیت را توانایی نگاه جدید و متفاوت به یک موضوع و به عبارتی فرایند شکستن و دوباره ساختن دانش خود درباره یک موضوع و بدست آوردن بینش جدید نسبت به ماهیت آن تعریف می کند(گلستانی هاشمی، ۱۳۸۲).
استیز موارد زیر را از ویژگی های افراد خلاق می داند:
- سلاست، روانی و ادراک( توانایی ایجاد ایده ها به طور صریح).
- انعطاف پذیری ادراک.
- ابتکار و پیشنهاد راه های جدیدی و ابداعی.
- استقلال رأی و داوری( نیلی آرام، ۱۳۷۷).
خلاقیت و ابتکار کارکنان در سازمان، گستره و میزانی است که کارمند در برآوردن انتظارات کاری، خود-هدایت گر، مبتکر و خلاق است و اینکه چگونه تفکر خود را در تعیین، تغییر و توسعه عقاید و روش های جدید در موقعیت های در حال تغییر بکار می گیرد(ارزشیابی عملکرد کارکنان، ۲۰۰۳). خلاقیت و ابتکار کارکنان از عوامل مهم بقای سازمان ها به شمار می رود(زارعی متین، ۱۳۷۳).
عامل خلاقیت و نوآوری بقدری در تبیین و تشریح فعالیت‌های کارآفرینانه از اهمیت بالا برخوردار است که پیتردراکر معتقد است: «وجود نوآوری در کارآفرینی بقدری ضروری است که می‌توان ادعا نمود کارآفرینی بدون آن وجود ندارد و خلاقیت نیز بدون کارآفرینی نتیجه‌ای را حاصل نمی‌نماید». (احمد پور، ۱۳۸۷ ص ۸۸) به طور کلی می‌توان گفت:
الف– افراد خلاق در عرصه ذهن و عمل انعطا‌ف‌پذیرند، «انعطاف‌پذیری در کارآفرینی بیشتر در بعد تطبیق ایده با شرایط متحول محیطی مطرح است با توجه به تحولات و تغییرات عمیق محیطی حاکم بر عملکرد کارآفرین، اهداف و استراتژی‌های فردی وی برای دست‌یابی به ایده مورد نظر، باید متناسب با محیط حاکم، انعطاف لازم را داشته باشد. حتی گاهی لازم می‌شود که کارآفرین، ایده یا رویای اولیه خویش را نیز از موضع خود خارج کند». (فتحی، ۱۳۷۹ ص ۳۴).
ب– به عقیده افراد خلاق؛ اولاً: مسائل پیچیده بر مسائل ساده و راه‌ حل ‌های ساده بر راه‌ حل ‌های پیچیده ارجحیت دارند. ثانیاً: از دیدگاه این دو دسته از افراد چیزی بنام مسئله، مشکل و یا مفصل وجود ندارد بلکه آن چه که وجود دارد نادانی، کم‌دانی و یا عدم دقت ما در بررسی مسائل است. آنان بر این باورند: هیچ قفلی نیست که برای آن کلیدی نتوان ساخت، فقط باید اندکی تلاش کرد تا آن را ساخت.
ج– «افراد خلاق، به اندکی خارج از استاندارد و قاعده و قانون عمل کردن تمایل ذاتی دارند[۱۴۹]»
آنان بیشتر گرایش به عمل کردن به شیوه خود دارند. ایساک آدیزس[۱۵۰] می‌گوید:
«یک کارآفرین باید مطلقاً فردی غیرمنطقی باشد». (فتحی، ۱۳۷۹ ص ۳۴).
۶- حل مسئله
میر کمالی مسئله را موانعی می داند که بر سر راه یک فرد ظاهر شده و او را از رسیدن به هدف و تأمین نیازش باز می دارند(میرکمالی، ۱۳۸۰). از طرف دیگر مجموعه وسیعی از فعالیت هایی که لازمه یافتن راه حل یا شیوه عمل و اجرای آن برای اصلاح موقعیت نامساعد است حل مسأله خوانده می شود(علاقه بند، ۱۳۸۰).
در ذیل به برخی از رفتارهایی که شاخص های مهارت حل مسئله می باشند اشاره شده است:
ـ تشخیص نیازهای همکاران.
ـ جمع آوری اطلاعات مرتبط برای تصمیم گیری های مؤثر.
ـ مشخص کردن شقوق حل مسئله.
ـ پیشنهاد عقاید، روش ها و راه حل های مؤثر برای حل مسئله.
ـ فراهم کردن فرصت هایی برای توسعه مهارت های جدید در ارتباط با تغییر فرایندها و کاربرد فنون و تکنولوژی نوین به هنگام ضرورت( ارزشیابی عملکرد کارکنان آزمایشی[۱۵۱]، ۲۰۰۰۳ به نقل از باشکوه، ۱۳۸۵: ۳۶).
چنانچه گفته شد پژوهشگران و صاحبنظران ویژگیهای رفتاری و شخصیتی متعددی را برای کارآفرینان مطرح کرده اند که مهمترین و عمومی ترین آنها در مدل جامع کارآفرینی مشاهده می شود. مطابق مدل مزبور که توسط مؤسسه توسعه کارآفرینی هند[۱۵۲] ارائه شده، کارآفرینان دارا ی ۵ ویژگی هستند: توفیق طلبی، استقلال طلبی، ریسک پذیری، خلاقیت و مرکز کنترل درونی.
شکل ۲-۴: ویژگی های کارآفرینان از دیدگاه مؤسسه توسعه کارآفرینی هند
ویژگی های ریسک پذیری، استقلال طلبی، توفیق طلبی، خلاقیت و اسناد درونی مولفه هایی هستند که از دیدگاه اکثر کارشناسان به عنوان ویژگیهای کارآفرینی در نظر گرفته میشوند. بر همین اساس، این پژوهش نیز قابلیت‌های کارآفرینی را بر مبنای این ویژگیها می سنجد.

مهارتهای کارآفرینی مدیران

با بررسی مبانی نظری کارآفرینی میتوان مهارتهای آن را در سه بخش زیر تقسیم کرد:

 

    1. مهارت شخصی:که در بردارنده ی مواردی از قبیل :کنترل و نظم درونی ، ریسک پذیری، نوآوری، توانایی ادار ه ی تغییر ، تغییرمحوری ، پافشاری، مقاومت و پشتکار ؛ و رهبری دوراندیشی دانست.

 

    1. مهارت های مدیریتی:که عبارتند ا ز: برنامه ریزی و تعیین اهداف، تصمیم گیری، روابط انسانی، بازاریابی، مهارتهای مالی و حسابداری مدیریت،کنترل، مذاکره و مدیریت توسعه.

 

    1. مهارت های فنی : که عبارتند از : مهارتها ی نوشتاری ، ارتباطات شفاهی یا ارتباطات کلامی ، نظارت یا ارزیابی، محیط، مدیریت کسب و کار ، فناوری، مهارت میان فردی، مهارت شنیداری ، توانایی سازمان دهی، ایجاد شبکه های مدیریت (مدیریت مشارکتی)، مربی گری، بازیگر و ایفاکنندهی نقش در تیم یا مهارتهای تیمسازی (به نقل از عبدالملکی و همکاران، ۱۳۸۷). در ادامه ابعاد هر کدام از مهارتهای کارآفرینی را تشریح می کنیم.

 

مهارت‌های شخصی عبارتند از:
۱- کنترل و نظم درونی: عقیده فرد نسبت به این که وی تحت کنترل وقایع خارجی یا داخلی هست یا خیر را مرکز کنترل می‌نامند. بیشتر کارآفرینان را دارای مرکز کنترل درونی توصیف نموده‌اند. افراد با مرکز کنترل بیرونی معتقدند وقایعی که خارج از کنترل آن‌ها هستند، سرنوشتشان را تعیین می‌کند. کارآفرینان موفق به خود ایمان دارند و موفقیت یا شکست را به سرنوشت، اقبال یا نیروهای مشابه نسبت نمی‌دهند (احمد پورداریانی، ۱۳۷۹) آن‌ها همچنین این ویژگی را دارند که وقایع پیش آمده را برای خود قابل کنترل می‌دانند (صمدآقایی، ۱۳۷۷).
۲- ریسک پذیری: ریسک پذیری به معنای پذیرش و استقبال از خطرات حساب شده در کسب و کار می‌باشد. این ویژگی از ویژگی‌هایی است که در اکثر کارآفرینان وجود دارد (صمدآقایی،۱۳۷۷).
۳- نوآوری: نوآوری فرایند خلق چیزی جدید است که ارزش قابل توجهی برای فرد، گروه، سازمان، صنعت یا جامعه دارد. یکی از ویژگی‌های شرکت‌ و فرد کارآفرین نوآوربودن است. حل مسائل و پیگیری فرصت‌ها به راه‌ حل‌ هایی نیاز دارد که بسیاری از آنها ممکن است مختص یک وضعیت خاص باشند. بنابراین خلاقیت و نوآوری حاصل از آن، برای بقاء و موفقیت شرکت امری حیاتی است (هیگینز، ۱۳۸۱).
۴- توانایی اداره تغییر: ما در زمانی زندگی می‌کنیم که روند دگرگونی در فناوری‌ها، با شتاب فراوان افزایش می‌یابد و موج‌هایی می‌آفریند که همه صنایع را دربر می‌گیرد. نمی‌توان جلوی دگرگونی‌ها و تغییرات را گرفت یا خود را از آن‌ها پنهان کرد. باید نگاه‌ها را بر آنها دوخته و برای رویایی با آن‌ها آماده شد. برای مقابله با تغییرات عصر حاضر برنامه‌ریزی‌ها کاری از پیش نمی‌برند و توان پیش‌بینی این گونه دگرگونی‌ها را ندارند. البته این بدان معنا نیست که باید از برنامه‌ریزی دست برداشت، بلکه باید همانند سازمان‌ها و واحدهای آتش نشانی صورت گیرد، آنها نمی‌توانند محل آتش سوزی را در آینده پیش‌بینی کنند ولی گروهی آنچنان توانمند و کارآمد آماده می‌سازند که می‌توانند همانند رخدادهای عادی به هر پیشامد دشوار و پیش بینی نشده‌ای پاسخ مناسب دهند. بنابراین، کارآفرین نیز باید به همین صورت توانایی اداره تغییر را داشته باشد و بتواند تغییر جهت باد را تشخیص داده، مسیر مناسب را برگزیند. این توانایی برای ادامه آینده کار کارآفرین بسیار مهم و حساس است (گاهنامه کارآفرین، ۱۳۸۲).
۵- تغییرمحوری: دانشمندان و نظریه پردازان مدیریت و علوم رفتاری بر این عقیده‌اند که شرایط بیرونی و درونی سازمان (یا شرکت) همواره در حال دگرگونی است. این دگرگونی‌ها با سرعت انجام می‌پذیرد و تمامی سازمان را دربرمی‌گیرد. در بیرون سازمان شرایط محیطی معمولاً‌ غیرثابت و در نوسان است. شرایط اقتصادی، هزینه و دسترسی به مواد و سرمایه لازم ، تکنولوژی تازه و قوانین و مقررات همگی به سرعت در حال تغییرند. در درون سازمان کارکنان تغییر می‌کنند و با خود اندیشه‌ها و دانش‌های تازه می‌آورند (علوی، ۱۳۷۷).

 

    1. ۶. پافشاری، مقاومت و پشتکار:افراد موفق به نیروی پشتکار ایمان دارند. این یک باور است که پافشاری و مقاومت برای انجام یک کار همیشه با موفقیت همراه است. هیچ توفیق بزرگی بدون پشتکار و جدیت بی وقفه مقدور نمی‌شود. اگر به افرادی که در هر زمینه موفق شده‌اند بنگریم، می‌بینیم که آن‌ها لزوماً بهتر، با هوش‌تر، سریعتر و قویتر از دیگران نبوده‌اند، بلکه پشتکار و مقاومت بیشتری داشته‌اند. یک کارآفرین نیز برای موفقیت در کار خود باید پشتکار و مقاومت لازم را داشته باشد (نظری، ۱۳۸۲).

 

    1. ۷. رهبری دوراندیشی:دوراندیشی، قدرت دیدن همه چیز پیش از به‌وقوع پیوستن آن‌ها است پیتردراکر در کتاب خود «کنترل آشوب و هرج و مرج»مهارتی را شرح می‌دهد که یک مدیر و رهبر خوب به آن نیازمند است، این مهارت که برای کنترل دوران آشوب ضروری است همان دوراندیشی است (برکر، ۱۳۸۰).

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...