راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره مقایسه اثر تمرینات ایروبیک و یوگا بر آمادگی جسمانی و برخی ... |
![]() |
۲-۵-۱- حداکثر اکسیژن مصرفی (Vo2max)
حداکثر ظرفیت مصرف اکسیژن هنگام ورزش بیشینه، حداکثر اکسیژن مصرفی نامیده می شود. واژه هایی مانند ظرفیت هوازی، توان هوازی، حداکثر اکسیژن مصرفی جذب شده و ظرفیت استقامت قلبی- تنفسی نیز به همین مفهوم به کار رفته است(۹۸). عموما چنین فرض می شود که، حداکثر اکسیژن مصرفی نمایندهی ظرفیت فرد در دوباره سازی هوازی ATP است(۵۳). میزان حداکثر اکسیژن مصرفی بستگی به عملکرد ۳ دستگاه مهم بدن داردکه عبارتند از: ۱- دستگاه تنفسی که اکسیژن را از هوا به داخل ریهها و از آنجا به خون انتقال میدهد. ۲- دستگاه قلبی- عوقی که خون را به حرکت در می آورد و در قسمت های مختلف بدن توزیع می کند. ۳- دستگاه عضلانی که اکسیژن را برای تهیه انرژی از کربوهیدرات و چربی، مصرف می کند(۹۹). این عامل فیزیولوژیک تا حد زیادی به حداکثر برونده قلبی وابسته است. از آنجا که سیستم انتقال اکسیژن شخص، هنگام اجرای ورزش بیشینه هوازی یا فعالیت بدنی تا سر حد واماندگی به حداکثر ظرفیت هوازی فرد میرسد؛ از این رو ظرفیت هوازی را به روشهای مستقیم یا باواسطه میتوان برآورد کرد (۱۰). پژوهشگران حداکثر اکسیژن مصرفی را یک معیار آزمایشگاهی و بهترین نشانه برای ظرفیت استقامتی قلبی- تنفسی قلمداد می کنند(۱۰۰).
ارزشهای Vo2max به شکل حجم مطلق (لیتر در دقیقه)، یا به نسبت وزن بدن (میلی لیتر به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه) بیان می شود. بیان مطلق برای آن دسته از ورزشهایی استفاده می شود که در آنها وزن بدن از سوی عوامل خارجی حمایت می شود (برای مثال، دوچرخهسواری) و بیان نسبی برای آن دسته از ورزشهایی استفاده می شود که در آنها وزن بدن از سوی خود فرد حمایت میگردد و در نتیجه در شدت فعالیت ورزشی سهیم می شود (برای مثال، دویدن) (۷۵).
۲-۵-۲- عوامل موثر بر حداکثر اکسیژن مصرفی
وراثت: تغییرات حداکثر اکسیژن مصرفی در افراد مختلف با ظرفیتهای عملکردی گوناگون، از افراد مبتلا به بیماری مزمن تا اسکی بازان صحرانوردی نخبه، صرفا در نتیجه تمرین نیست؛ زیرا عوامل وراثتی گوناگونی در حداکثر اکسیژن مصرفی موثرند، مثل واحدهای حرکتی و ظرفیتهای قلبی- عروقی مرکزی، این عوامل مبنای پتانسیل وراثتی هستندکه اندازه پیشرفت تمرینی را تعیین می کنند (۵۲). یافتههای تحقیقات بوچارد و همکارانش نشان داد که، مقدار حداکثر اکسیژن مصرفی دوقلوهای همسان تقریبا برابر است، در صورتی که تغییرپذیری در دوقلوهای غیر همسان خیلی بیشتر است. آنان به این نتیجه رسیده اند که وراثت تعیین کننده ۵۰-۲۵ % دامنه تغییرات حداکثر اکسیژن مصرفی است بدین معنی که از بین کل عوامل موثر در مقادیر حداکثر اکسیژن مصرفی، وراثت به تنهایی مسئول یک چهارم تا نیمی از کلیه این اثرات است (۷۰).
سن: اکسیژن مصرفی بیشینه (لیتر در دقیقه) در طول سالهای رشد سریعا افزایش پیدا می کند. متوسط حداکثر اکسیژن مصرفی دختران در حدود ۱۴ سالگی به اوج خود میرسد و پس از آن شروع به کاهش می کند. در ۱۴ سالگی تفاوت حداکثر اکسیژن مصرفی بین دختران و پسران تقریبا ۲۵ درصد و در ۱۶ سالگی به ۵۰ درصد میرسد. عمدهترین توضیح اختلاف حداکثر اکسیژن مصرفی نسبی بین پسران و دختران با افزایش سن، تجمع چربی نسبتا زیاد در زنان است. پس از سن ۲۵ سالگی حداکثر اکسیژن مصرفی به طور ثابت در حدوود ۱ در صد در سال کاهش مییابد(۵۳، ۹۸). تحقیق درازمدتی به مدت ۱۰ سال بر روی دو گروه از ورزشکاران مرد مسن انجام شد. یک گروه شدت تمرینات خود را حفظ کردند و گروه دیگر شدت تمرینات خود را کاهش دادند. در گروهی که شدت تمرینات خود را حفظ کرده بودند، میزان کاهش حداکثر اکسیژن مصرفی کمتر از گروهی بود که شدت تمرینات خود را کاهش داده بودند. این موضوع نشان میدهد که کاهش حداکثر اکسیژن مصرفی ناشی از سن تا حدودی در نتیجه کم شدن میزان فعالیت بدنی به علت سن ورزشکار است(۷۰).
جنسیت: توان هوازی بیشینه زنان در حدود ۱۵ الی ۲۵ درصد کمتر از مردان است. در برخی از مطالعات حتی تا ۳۰ درصد کمتر از مردان گزارش شده است (۱۰۱). حداکثر اکسیژن مصرفی دختران و زنان تندرست تمرین نکرده خیلی کمتر از پسران و مردان تندرست تمرین نکرده است(۲۰ تا ۲۵ درصد کمتر). با این وجود حداکثر اکسیژن مصرفی ورزشکاران استقامتی زن که در اوج آمادگی هستند خیلی به حداکثر اکسیژن مصرفی مردان ورزشکار نزدیک است (درحدود ۱۰ درصد کمتر است) (۷۰). تفاوت بین توان هوازی مردان و زنان در سنین نوجوانی بسیار ناچیز است و در سنین جوانی و میانسالی کاملا بارز میگردد (۱۰۲). تفاوت جنسی آشکار در حداکثر اکسیژن مصرفی به تفاوت در ترکیب بدن و میزان هموگلوبین نسبت داده می شود. زنان جوان تمرین نکرده معمولا حدود ۲۶ درصد چربی بدن دارند، در حالی که مقدار معادل آن در مردان دارای میانگین برابر با ۱۵ درصد است. مردان قهرمان تمرین کرده دارای درصد چربی کمتری هستند، زنان همتراز آنها به طور معناداری چربی بیشتری دارند؛ بنابراین، مردان فقط به دلیل داشتن توده عضلانی نسبتا بیشتر و چربی کمتر از زنان، عموما قادر به تولید کل انرژی هوازی بیشتری هستند(۵۳).
غلظت هموگلوبین مردان ۱۰ تا ۱۴ درصد بیشتر از زنان است. این تفاوت درظرفیت حمل اکسیژن خون، مردان را به طور بالقوه قادر میسازد تا اکسیژن بیشتری را هنگام تمرین به گردش درآورده و در نتیجه به آنها اندک برتری در ظرفیت هوازی میدهد. تفاوت در سطح فعالیت جسمانی طبیعی بین متوسط مردان و متوسط زنان نیز یکی دیگر از دلایل تفاوت بین دو جنس می تواند باشد. چرا که به دلیل محدودیتهای اجتماعی، زنان نسبت به مردان به طور قابل توجهی از موقعیتهای شرکت در تمرینهای ورزشی محرومند(۵۳).
ترکیب بدنی: برآورد شده است که ۶۹ % از تفاوت در امتیازات حداکثر اکسیژن مصرفی بین افراد را میتوان به آسانی به تفاوتهای موجود در توده بدن، ۴ درصد تفاوتهای موجود در جثه و ۱ درصد اختلافات در وزن بدون چربی گذاشت. مقایسه مقدار مطلق اکسیژن مصرفی بین افرادی که از نظر اندازه و ترکیب بدن متفاوتند بی معنی به نظر میرسد. در صورتی که حداکثر اکسیژن مصرفی در ارتباط با وزن بدن بیان شود یعنی (میلی لیتر در کیلوگرم در دقیقه)، زنان نسبت به مردان ۲۰ % پائین تر قرار دارند. با این حال، اگر ظرفیت هوازی بر حسب وزن بیچربی بدن بیان شود، تفاوت بین آن دو بیش از این کاهش مییابد. این یافته ها حاکی از آن است که تفاوتهای موجود در ظرفیتهای هوازی بین مردان و زنان عمدتا تابعی از حجم توده عضلانی در حال انقباض است (۵۳).
وضعیت تمرین: امتیازات حداکثر اکسیژن مصرفی باید متناسب با وضعیت تمرین فرد در زمان اندازه گیری ارزیابی شود. چرا که مقدار گسترش حداکثر اکسیژن مصرفی به ارزش اولیه و پیش از تمرین بستگی دارد. درافرادی که حداکثر اکسیژن بالاتری دارند، احتمال گسترش آن ناشی از تمرین استقامتی درازمدت کمتر از ۵ % میباشد. بزرگترین پاسخ تمرینی معادل ۵۷ % و به کسانی اختصاص دارد که به انفارکتوس عضله قلبی مبتلا بوده و سپس به تمرین پرداخته و توانسته اند در دو ماراتون شرکت کنند(۱۰۳).
۲-۶- فشارخون
فشارخون سیستولی: هنگام استراحت بالاترین فشار تولید شده به وسیله قلب در حدود ۱۲۰ میلیمتر جیوه طی انقباض یا سیستول[۴۴] بطن چپ است. فشار سیستولی برآوردی از کار قلب و فشار روی دیواره های سرخرگی به هنگام انقباض بطن را ارائه میدهد. هنگامی که قلب به استراحت می پردازد و دریچههای آئورتی بستهاند، بازگشت ارتجاعی طبیعی دستگاه سرخرگی هدایت فشار به تداوم برای حفظ جریان خون یکنواخت به بخشهای پیرامونی بدن را تا حد ایجاد موج تلاطم بعدی امکان پذیر میسازد(۱۰۴).
فشارخون دیاستولی: فشارخون دیاستولی نشان دهنده بازتاب فشار سرخرگی هنگام استراحت قلب و پائینترین فشار درون سرخرگهاست که در حدود ۷۰ تا۸۰ میلیمتر جیوه میباشد. این فشار نشاندهنده مقاومت محیطی یا روانی حرکت خون از سرخرگچهها به مویرگهاست. هنگامی که مقاومت محیطی بالاست، فشار داخل سرخرگها پس از سیستول از بین نمیرود و برای مدت زمان طولانی از دوره قلبی در حد بالایی باقی میماند(۱۰۴).
تغییرات فشارخون به طور عمده به وسیله تغییرات ویژهای که در سرخرگها، شریانچهها و سیاهرگها رخ میدهد، کنترل می شود. انقباض عموم رگها فشارخون را زیاد می کند و اتساع آنها فشارخون را کاهش میدهد (۷۰). خاصیت ارتجاعی سرخرگها به اضافهی مقاومت موجود در برابر جریان خون (خصوصا در شریانچهها) باعث جریان خون یکنواختی در مویرگها خواهد شد. این یکنواختی جریان خون، هدفی ضروری را درپی دارد، زیرا به طوری که میدانیم انتشار گازها و سایر مواد مغذی در مویرگها به وجود میپیوندد (۵۱).
۲-۶-۱- عوامل موثر بر فشارخون
سن: فشارخون در طول زندگی به تدریج افزایش مییابد. فشار سیستولی معمولی برای بزرگسالان در جوامع صنعتی غربی حدود ۱۴۰ میلیمتر جیوه و فشار دیاستولی حدود ۹۰ میلیمتر جیوه است. در کشورهای توسعه نیافته میانگین فشارخون پائینتر از جوامع غربی است. لازم به ذکر است که از لحاظ فردی فشار بالای ۱۴۰ میلیمتر جیوه نشان دهنده حالت غیر عادی فشارخون نیست. زیرا دامنه طبیعی فیزیولژیکی برای بعضی از افراد ممکن است گاهی به حد دامنه غیر طبیعی برای کل جمعیت برسد. در واقع برای افراد مسنتر ارزش سیستولی معادل ۱۷۰-۱۶۰ میلیمتر جیوه به عنوان طبیعی پذیرفته شده است (۸۲).
جنسیت: تا قبل از یائسگی فشارخون سیستول و دیاستول برای زنان معمولا ۱۰-۵ میلیمتر جیوه پائینتر از مردان و پس از این دوران، فشار زنان کمی بیشتر از مردان می شود. همچنین فشار در زنان حامله کمتر است (۱۰۵).
وزن: اضافه وزن غالبا همراه با شروع فشار بالا بخصوص بعد از سن ۴۰ سالگی است. یک مقدار کار اضافی بر روی دستگاه قلبی- عروقی شخصی که باید یک اضافه وزن ۹-۶ کیلوگرمی را هر جا که میرود با خود حمل کند تحمیل میگردد (۱۰۶).
احساسات و عواطف: به خوبی معلوم شده است که موقعیتهای عاطفی مانند اشتیاق، ترس و بیقراری، فشارخون سرخرگی را افزایش میدهد. در حقیقت کمترین درگیریهای عاطفی ممکن است سبب افزایش کاذب فراوانی در فشارخون شود. روشن نیست که تأثیر احساسات و عواطف تا چه حد به واسطه آزاد شدن اپینفرین است، به هر حال در میان صاحب نظران تصور بر این است که موج تحریک عصبی از کرتکس مغز به مراکز میانی ممکن است نقش مهمی را در این ورد داشته باشد (۸۲).
وضعیت بدن: فشارخون در حالت ایستاده ۴ میلیمتر جیوه بیش از حالت نشسته است و در حالت نشسته هم ۴ میلیمتر جیوه بیش از حالت درازکش است (۱۰۵).
تمرین عضلانی: تغییرات قابل ملاحظهای در فشارخونه بخصوص از فشار سیستولی هنگام تمرینات عضلانی حادث می شود. یکی از عوامل کمک کننده عمده در این حالت افزایش حجم ضربهای است که ناشی از انقباض عضلات اسکلتی است و همچنین فعالیت شدید دستگاه تنفس که هر دوی این عوامل منجر به افزایش میزان بازگشت وریدی میشوند (۱۰۶).
۲-۶-۲- پرفشارخونی
پرفشارخونی یا هپرتانسیون[۴۵] واژهای بالینی است که علامت افزایش فشارخون بالاتر از حد طبیعی است. و به فشارخون سیستولی که به طور مداوم بالاتر از ۱۴۰ میلی متر جیوه و فشار دیاستولی که به صورت پایدار باشد، اطلاق میگردد (۱۰۴). در مورد افرادی که به سبب رسوب مواد چربی در درون دیواره سرخرگهایشان (یا به دلیل ضخیم شدن لایه بافت همبند عروق) دچار سختی سرخرگها شده اند و یا به دلیل فشار عصبی یا نارسایی کار کلیه با مقاومت زیادی در جریان خون محیطی مواجهند، فشار سیستولی هنگام استراحت ممکن است به حد ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلی متر جیوه برسد و فشار دیاستولی نیز ممکن است به بیش از ۹۰ میلی متر جیوه برسد (۵۳). چنین برآورد شده که ۱۵ % کل جمعیت ایالات متحده از پر فشارخونی رنج میبرند. در بین بزرگسالان این کشور در حدود ۲۰ % مردان و زنان سفید پوست دارای پرفشارخونی بوده، در حالی که این نسبت در مورد مردان و زنان سیاه پوست به ۳۰ % افزایش پیدا می کند(۵۱). در این بیماری مزمن فشار خون پیوسته و مداوم، بالاتر از سطح فیزیولوژیکی متناسب با سن و جثه فرد تندرست میباشد. در یک فرد بالغ، اندازه فشارخون سیستولی بین ۱۴۰ و ۱۵۹ میلی متر جیوه و فشار دیاستولی بین ۹۰ و ۹۵ میلی متر جیوه در آستانه هیپرتانسیون جای دارد. فشار سیستولی برابر یا بیش از ۶۰ میلی متر جیوه و نیز فشار دیاستول معادل یا بالاتر از ۹۶ میلی متر جیوه به منزله حد پر فشارخونی اطلاق میگردد(۱۰). فشار خون بالا به عنوان یک عامل خطر عمده در نارسائی قلبی، سکته مغزی، بیماری عروق کرونر شناخته می شود. همچنین فشارخون بالا ۷۵ % علل قلبی را تشکیل میدهد (۱۰۷). فشارخون بالا در جوامعی که در رژیم غذایی آنها دریافت کلرید سدیم (نمک طعام) آنها بیشتر است؛ شایعتر میباشد. عوامل ژنتیکی و چاقی نیز نقش مهمی در بروز آن دارند استعمال دخانیات، مصرف الکل و برخی داروها از قبیل قرصهای ضد بارداری و غیر استروئیدی ضد التهاب هم زمینه ساز بروز این بیماری هستند (۳۲).
هیپرتانسیون به دو رده تقسیم می شود:
۱- اولیه: ۹۵ % موارد فشارخون بالا، اولیه یا اساسی میباشند که به معنای نامشخص بودن علت هیپرتانسیون (ایدیوپاتیک) است(۲۵) ولی ممکن است در نتیجه عوامل ارثی، غلظت زیاد سدیم برنامه غذایی، چاقی، کم تحرکی، فشارهای روانی و ترکیبی از عوامل مزبور و یا سایر عوامل دیگری که هنوز شناخته نشدهاند، باشد(۱۰).
۲- ثانویه: سایر علتهای ثانوی فشارخون، مانند بیماری مزمن کلیوی (۴ %)، بیماری عروق کلیه (۱ %)، تنگی آئورت (۱ %) و آلدوسترونیزم خفیف (۱ %) را در بر میگیرد(۱۰).
فشارخون را به کمک دستگاه فشار سنج میتوان به آسانی اندازه گیری کرد. فشارخون تابعی از برونده قلبی و مقاومت محیطی کل میباشد. برونده قلبی به وسیله فاکتوهایی نظیر ضربان قلب، وضعیت اینوتروپیک، پیشبار و پسبار (که به نوبه خود بستگی به تأثیرات هورمونی و عصبی که از سیستمهای عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک متأثر می شود)، کنترل میگردد (۸۱).
اصولا تغییرات فشارخون به تنگ و گشاد شدن عروق محیطی بدن بستگی دارد. عواملی که به تنگ و گشاد شدن عروق محیطی اثر میگذارند عبارتند از: ۱- ایمپالسهای عصبی صادر شده از مغز، ۲- تغییر در نظم کار قلب، ۳- تغییر مقدار آب بدن، ۴- تغییر تعادل هورمونی، ۵- ایمپالسهای سمپاتیک و ۶- تغییر مقدار مواد میانجی که از انتتهای فیبرهای عصبی به داخل ماهیچههای عروقی ترشح میشوند (۸۴).
داروهای ضد فشارخون اگر چه موثرند، ولی بدون عوارض جانبی نیستند (۱۰۸). ورزش هوازی می تواند فشارخون بالا را کاهش دهد و عمل قلبی- عروقی را به طور کلی بهبود بخشد. روشهای غیر دارویی بهترین روش اولیه برای درمان فشارخون خفیف است. از بین این روشها هر سال فواید ورزش مشخصتر می شود (۱۰۹).
۲-۷- عوامل موثر بر ضربان قلب
حالت بدن: اگر چه میزان این تغییرات در افراد مختلف متفاوت است ولی حالت بدن تأثیر منفی در ضربانهای قلب دارد. به طوری که در حالت درازکش نسبت به حالت نشسته و در موقعیت نشسته نسبت به حالت ایستاده ۱۲-۱۰ بار در دقیقه ضربان قلب بیشتر است. این افزایش به علت تأکید نیروی جاذبه است که حجم خون بررگشتی به قلب (در نتیجه حجم ضربهای) را هنگام تغییر حالت از خوابیده به ایستاده کاهش میدهد. در افرادی که دارای آمادگی جسمانی هستند تفاوت کمتری بین حالات درازکش و ایستاده نسبت به افراد کم فعالیت مشاهده می شود (۸۶).
جنسیت: تعداد ضربان قلب زنان بزرگسال ۱۰-۵ بار سریعتر از مردان بزرگسال است. میانگین ضربان قلب استراحتی در مردان بزرگسال به مقدار تقریبی ۷۸ بار در دقیقیه و در زنان بزرگسال ۸۴ بار در دقیقه است (۱۱۰).
سن: در انسان، اثر سن بر روی تعداد ضربان قلب بدین گونه است که از حدود ۴۰ بار در دقیقه برای جنین، به ۱۲۰ بار در دقیقه برای نوزادان، ۹۰ بار در کودکان و ۷۰ بار در افراد بالغ کاهش مییابد (۱۰۶). با افزایش سن کارائی سیستم قلبی- عروقی کاهش مییابد و از شدت واکنش دستگاه قلبی- عروقی به تحریکات بتاآدرنرژیک کاسته می شود. همچنین با افزایش سن، ضربان قلب بیشینه کاهش یافته و ضربان قلب هنگام بازگشت به حالت اولیه با تأخیر انجام می شود (۸۴).
احساسات: فشار عاطفی در هنگام استراحت و ورزش موجب تند شدن ضربانهای قلب می شود. اگر چه افزایش ضربانهای قلب در نتیجه این عامل در حالت استراحت (هنگامی که ورزشکار شرکت در فعالیت را پیش بینی می کند) آسانتر قابل مشاهده است، اما عواطف و احساسات ممکن است منجر به تطابق بیش از حد سیستمهای قلب و گردش خون و تنفس در هنگام فعالیتهای ورزشی سبک شود. به عنوان مثال در چنین شرایطی پاسخ ضربانهای قلب به یک مقدار کار معین (کار سبک) ممکن است به واسطه تأثیر متقابل ورزش و فشار عاطفی (پیش بینی فعالیت ورزشی) بیش از حد معمول شود. به عبارتی دیگر احساس عواطف احتمال تأثیر بسیار ناچیزی بر حداکثر ضربانهای قلب دارد. تصور عمومی این است که افزایش ضربانهای قلب هنگام پیش بینی فعالیت احتمالا به واسطه تحریک مرکز عصبی تند کننده قلب در پیاز مغز تیره و همچنین افزایش مقدار هورمونهای اپی نفرین و نور اپی نفرین که از بخش مرکزی غده فوق کلیوی به جریان خون راه مییابد (۸۲).
عوامل محیطی: بالا رفتن درجه حرارت و افزایش ارتفاع، افزایش شدید ضربان قلب در حالت استراحت را در پی دارد. در عین حال برای هر درجه حرارت استاندارد و مقدار کار معین، در صورت ساکن بودن هوا و بالا بودن رطوبت، افزایش ضربان قلب بیشتر خواهد بود و همچنین هوای گرم و ارتفاع زیاد ممکن است باعث طولانیتر شدن دوره بازگشت به حالت اولیه شود(۸۲، ۷۰).
۲-۷-۱- مکانیسمهای کنترل کننده قلب
۲-۷-۱-۱- مکانیسمهای عصبی
کار قلب به وسیله سیستم عصبی خود مختار تنظیم می شود. سیستم خود مختار سمپاتیک (آدرنرژیک) و پاراسمپاتیک (کلینرژیک)، شبکه عقدهای (نرونهای خارج از نخاع و مغز) و عصبهای مجاور نخاع و قلب را تشکیل می دهند. انتهای این رشته های عصبی در مجاور دیواره های قلب قرار دارند و به داخل آنها نفوذ نمیکنند. سیستم عصبی سمپاتیک تا قاعده بطنها ادامه دارد و دیواره دهلیزی اغلب از سیستم پاراسمپاتیک عصب میگیرند. پایانه های عصبی سمپاتیک اپی نفرین و نور اپی نفرین (بیشتر نور اپی نفرین) ترشح می کنند، که این مواد باعث سریعتر شدن گره سینوسی- دهلیزی و سرعت هدایت جریان میگردد و سبب می شود تا قلب تندتر بزند. همچنین تحریک سمپاتیکی نیروی انقباضی میوکارد را نیز افزایش میدهد.
برخلاف سیستم عصبی سمپاتیک با ترشح بازدارندهی قلبی استیلکولین میزان تخلیهی سینوسی را به تأخیر می اندازد و ضربان قلب را آهسته می کند. ابتدای رشته های عصبی پاراسمپاتیک از مغز میانی عصب دهم جمجمهای (عصب واگ)، شروع می شود. تحریک واگی اساسا تأثیری روی انقباضپذیری میوکارد ندارد(۱۱۱، ۵۳).
۲-۷-۱-۲- مکانیسمهای کنترلی هورمونها
دستگاه غدد درون ریز اثرات خود را از طریق هورمونهای بخش مرکزی غدهی فوق کلیوی یعنی نوراپی نفرین و اپی نفرین اعمال می کنند. به این هورمونها کاتکولامینها هم میگویند. نوراپی نفرین و اپی نفرین همانند دستگاه عصبی سمپاتیک قلب را به تحریک می کنند که منجر به افزایش ضربان آن می شود. در واقع هنگام بروز فشار، آزاد شدن این هورمونها به وسیله تحریک سمپاتیک رخ میدهد که اعمال هورمونهای یاد شده، واکنش عصبی سمپاتیک را طولانیتر می کند(۷۰).
۲-۷-۱-۳- دروندادهای محیطی
مرکز قلبی- عروقی در بخش قدامی جانبی بصلالنخاع داده های حسی را از گیرندههای محیطی عروق خونی، مفاصل و عضلات دریافت می کند. محرکهای حاصل از این گیرندههای مکانیکی و شیمیایی که نشان دهنده وضعیت عضله فعال است، جریان خروجی واگ یا سمپاتیک را جهت ارائه پاسخ قلبی- عروقی مناسب تغییر میدهد. گیرندههای واقع در قوس آئورت و سینوس سبات به تغییرات فشارخون پاسخ می دهند و یا از اعصاب کنترل کننده قلب از بخش خاص در پیاز مغز تیره سرچشمه میگیرند که مراکز بازدارنده و تسریع کننده قلب نامیده میشوند. به عبارتی دیگر کنترل ضربانهای قلب عمدتا از طریق بازتاب عصبی صورت میگیرد. این مراکز یک سیستم بازخوردی را کنترل می کنند که کار آن ثابت نگه داشتن میانگین فشارخون سرخرگی در شرایط استراحت است. مراکز یاد شده تحت تأثیر چند منبع تحریک حسی که به نام افزایش دهنده فعالیت و کاهش دهنده فعالیت نامیده میشوند قرار میگیرند. بعضی از منابع حسی افزایش دهنده فعالیت عبارتند از: ۱- بازتابهای گیرندههای عمقی منشأ گرفته از عضلات و مفاصل فعال، که همه این موارد باعث افزایش ضربان قلب می شود. ۲- امواج تحریکی منشأ گرفته از گیرندههای شیمیایی (گیرندههای حساس به مواد شیمیایی) سرخرگهای آئورتی و کاروتید در نتیجه کاهش PH یا افزایش CO2 ۳- امواج تحریکی منشأ گرفته از کورتکس مغز قبل از مسابقه یا یک رقابت ورزشی ۴- علائم سرچشمه گرفته از بخش مرکزی فوق کلیوی که باعث آزاد شدن هورومونهای اپینفرین و نور اپی نفرین به درون جریان میگردد. منابع اصلی فعالیت حسی بازدارنده گیرندههای حساس به کشش در سینوس کاروتید و قوس آئورتی که فعالیت این گیرندهها که موجب تند شدن ضربان قلب می شود (۸۲).
۲-۸- تنفس
فرایند تهویهی ریوی که شامل حرکت هوا به داخل و خارج ریهها است، را تنفس مینامند. در واقع تنفس روشی است که توسط آن مبادلات گازی بین یک سلول زنده و محیط آن به انجام میرسد (۱۱۲).
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 08:20:00 ق.ظ ]
|