۱۲۲ - خنجر سـبزش چــو سـرخ آیـد به خـون
حِصـرِم و مـی را نشــان بینـی بـــه هــم
واژگانحِصرِم: غوره، انگور نارسیده که هنوز سبز است. (فرهنگ لغات)
معنی و مفهومخنجر سبز رنگ شاه اخستان هنگامی که به خون سرخ دشمن آغشته می‌شود، همانند آن است که حصرم سبز و شراب سرخ با هم آمیخته شده باشد.
آرایه‌های ادبیبیت دارای لفّ و نشر مرتّب است، خنجر به حصرم و خون به می مربوط می‌شود.
۱۲۳ - تـا نــه بـس دیـر ازکـمال عـدل شــاه
مصــر و ری در شــابُـران بینـی بــه هــم
معنی و مفهومدیری نخواهد پایید که به خاطر عدل کمال یافته‌ی شاه اخستان، شابُران در وسعت و آبادانی همچون سرزمین ری و مصر خواهد شد.
توضیحات:
مصرناحیتی است مشرق وی بعضی حدود شام است و بعضی بیابان مصر و جنوب وی حدود نوبه است و مغرب وی بعضی از حدود مغرب است و بعضی بیابان است که آن را الواحات خوانند و شمال وی دریای روم است و این توانگرترین ناحیتی است اندر مسلمانی و اندر وی شهرهای بسیار است و همه آبادان و خرّم و توانگر و با نعمت‌های بسیار گوناگون. (دهخدا به نقل از حدود العالم)
ریناحیه‌ای قدیم که در عهد هخامنشی بین دربند (دروازه‌ی بحر خزر) و دریای خزر و ماد قرار داشت… . منسوب به ری را، رازی گویند و به روایت شاهنامه نام قدیم آن «پیروز رام» است… . در ادوار تاریخ اسلام، شهر ری از شهرهای بزرگ عالم به شمار می‌رفت و بسیار آبادان بود و اعتبار داشت. (دهخدا)
شابُرانتوضیحات (۳/۱۱۵)
۱۲۴ - از نســیم عــدل او هـــر پنــج وقــت
چـــار ملّــت را امـــان بینــی بــه هــم
واژگانپنج وقت: اوقات پنج گانه‌ی نماز، همیشه. (فرهنگ لغات) چار ملّت: چهار ملّت، چهار دین، ظاهراً یهودی، نصرانی، زرتشتی و اسلام. (فرهنگ لغات)
معنی و مفهوماز نسیم عدالت و انصاف شاه اخستان، همواره و در تمام طول شبانه روز، پیروان چهار آیین زرتشتی، یهودی، مسیحی و اسلام، در امن و امان در کنار هم زندگی می‌کنند
آرایه‌های ادبینسیم عدل، اضافه‌ی تشبیهی است. پنج وقت، کنایه از همیشه و همواره است. پنج و چهار، با هم تناسب دارند.
۱۲۵ - بــر دعـــای دولتـش در شـش جهــت
هفـت مـردان یــک زبــان بینـی بــه هـم
واژگانهفت مردان: هفت اخیار. (فرهنگ لغات)⭠توضیحات. شش جهت: جهات ستّه، شش طرف: پس، پیش، چپ، راست، زیر و بالا. (فرهنگ لغات)
معنی و مفهومشاه عادل به گونه‌ای عزیز و محترم است که در تمام شش گوشه‌ی عالم، هفت طبقه‌ی مردان خدا، یک زبان و متحد، همواره برای دولت و اقبال او دعا می‌خوانند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
آرایه‌های ادبیشش و هفت و یک با هم تناسب دارند و سیاقه الاعداد ساخته‌اند.
توضیحات:
هفت مردانمردان خدا هفت دسته‌اند، که ایشان را هفت مردان گویند: ۱- اقطاب ۲- ابدال ۳- اخیار ۴- اوتاد ۵- غوث ۶- نقبا ۷- نجبا. هفت مردان را رجال الغیب نیز گفته‌اند که بعضی معتقدند قوام عالم به وجود آن‌ها وابسته است. مؤلّف برهان نویسد: هفت مردان کنایه از هفت مرد است که کنایه از اصحاب کهف و اخیار باشد و گویند اخیار سیصد و پنجاه و شش‌اند، در شش مرتبه، سیصد از ایشان در یک مرتبه، چهل در یک مرتبه، هفت در یک مرتبه، پنج در یک مرتبه، سه در یک مرتبه و یکی در مرتبه‌ی بالاتر از این‌ها، قطب است و قوام عالم به وجود این‌هاست. (ماهیار، ۱۳۷۶: ۵۳-۵۲)
۱۲۶ - در ریـــاض عشـرتـش هــر هــفت روز
هشــت جنّــت، نقـل دان بینـی بــه هــم
واژگاننقل دان: ظرف نقل. (فرهنگ لغات)
معنی و مفهومدر بزم عشرت و شادی شاه، که مانند باغ بزرگ و سرسبزی است، چنان عظمت و سرسبزی موجود است که در تمام ایّام، هشت بهشت با همه‌ی بزرگی، به عنوان نقل دان این بزم به حساب می‌آید.
آرایه‌های ادبیریاض عشرت اضافه‌ی تشبیهی است. عشرت به باغ مانند شده است. هفت و هشت با هم تناسب دارند و سیاقه الاعداد ساخته‌اند.
۱۲۷ - کُنیتش چـون بشمری، هـر هشـت حـرف
نــه فلـک را حــرز جــان بینــی بــه هـم
معنی و مفهومهشت حرفِ (بوالمظفّر) کنیه‌ی شاه اخستان، به عنوان حرز و دعایی برای حفظ جان نه آسمان به کار می‌رود.
آرایه‌های ادبیکنیه‌ی شاه به حرز و امانی برای جان آسمان‌ها تشبیه گردیده است. هشت و نه با هم سیاقه الاعداد ساخته‌اند و تناسب دارند.
۱۲۸ - خـاص بـهر لشـکرش بــرخـاسـت چـرخ
ترک و هنـدو دیـده‌بـان، در شـرق و غـرب
معنی و مفهومآسمان به عنوان لشکر شاه، برخاسته و در بالا ایستاده است و روز را مانند ترک سپید روی، در شرق و شب را همانند هندویی سیاه، در غرب برای مملکت شاه به عنوان دیده‌بان گماشته است.
آرایه‌های ادبیترک استعاره از روز و هندو استعاره از شب است. بیت دارای لفّ و نشر مرتّب است، ترک به شرق و هندو به غرب مربوط می‌شود.
بند دهم:
کلمات قافیهجهان، دهان، نشان و …
حروف اصلی قافیها ن
حرف روین
حروف الحاقیندارد
ردیفخواهد نمود
۱۲۹ - رُمحـش از طـوفـان نشـان خواهــد نمـود
معـجز نــوح از سـنان خــواهــد نمـــود
واژگانرُمح: نیزه. (معین)
معنی و مفهومنیزه‌ی شاه نشان می‌دهد که طوفانی در راه است و سرنیزه‌اش این طوفان را که همچون معجزه‌ی نوح سهمگین و بزرگ است، به وجود می‌آورد.
آرایه‌های ادبیمعجز نوح کنایه از طوفان است. جنگ و قتل دشمنان به وسیله‌ی نیزه‌ی ممدوح به طوفان نوح مانند شده است. مصراع دوم تلمیحی به ماجرای طوفان نوح دارد.
توضیحات:
طوفان نوحنوح اوّلین پیامبری بود که در زمان وی عذاب نازل گردید. پس از قرن‌ها دعوت قوم گناه کارش، چون او را حقیر می‌شمردند و بدو ایمان نمی‌آوردند، نوح مأمور شد کشتی بسازد… . نوح کشتی به چهل سال تمام کرد و از درون و برون با قیر بیندود… . به او وحی شد که از هر موجودی جفتی بگیر و نوح چنین کرد، به دستور خداوند استخوان‌های آدم و حوا را برگرفت و همه‌ی مؤمنان را به کشتی نشاند… . روزی که از آسمان طوفان آمد در زمین نیز از تنور خانه‌ی پیرزنی آب برجوشید و تمام زمین را فرا گرفت، فقط حرم و به قول برخی اورشلیم از طوفان محفوظ ماند… . نوح در کوفه به کشتی نشست و برفت و گرد حرم کعبه طواف کرد و چون شش ماه تمام بگذشت و آب فرو نشست، کشتی بر سر کوه جودی نشست. (یاحقّی، ۱۳۷۵: ۴۲۴-۴۲۳)
۱۳۰ - تیـغ هنـدیـش از مخـالـــف ســـوختــن
در خــزر، هنــدوســتان خــواهــد نمــود

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...