هنگامی­که بنگاه تصمیم بگیرد که استراتژی رهبری هزینه (استراتژی تمایز) را در بخش محدودی از بازار دنبال کند، تمرکز هزینه (تمرکز تمایز) مطرح خواهد بود. پورتر معتقد است که قیمت پایین ­یا تمایز محصول، موفقیت استراتژی را تضمین نمی­کند مگر برای مشتری ارزش ایجاد شود. (هابر، هرمان و مورگان[۹۸]، ۲۰۰۱)
پایان نامه - مقاله - پروژه
چارچوب پورتر بر اساس این فرض قرار دارد که موفقیت یک صنعت در رقابت بین المللی به قدرت نسبی اقتصادی مجموعه ­ای از ویژگیهای وابسته به کسب و کار یا محرکهای رقابت پذیر «شرایط عامل[۹۹]» یعنی شرایط تقاضا، صنایع وابسته وحمایت کننده، استراتژی، ساختار و رقابت شرکت بستگی دارد. مهم ترین هدف اقتصادی ملت­ها ایجاد « استاندارد بالای زندگی برای شهروندان » می­باشد که این استاندارد توسط میزان بهره وری در استفاده از منابع به کارگرفته شده در امر تولید و تجارت تعیین می­ شود. در واقع همین عامل است که وضعیت رقابتپذیری کشورها در صنعتی خاص را تعیین می­ کند. (پورتر، ۱۹۹۰، ۶)
پورتر در سال ۱۹۸۵ در تکمیل استراتژی خود به بیان زنجیره­ی ارزش[۱۰۰] پرداخت. وی زنجیره­ی ارزش را ارزش خلق شده از سوی بنگاه در مقایسه با صنعت و محیط رقابتی اش تعریف می­ کند. بر اساس دیدگاه پورتر، هر بنگاه مجموعه ­ای از فعالیت­هاست و بنگاه این فعالیت­ها را برای طرّاحی، تولید، بازاریابی، تحویل و پشتیبانی محصول انجام می­دهد. نمایشگر۳-۲، زنجیره­ی ارزش پورتر را نشان می­دهد. پورتر مدل زنجیره­ی ارزش را به عنوان ابزاری برای تحلیل اینکه کدام فعالیت­ها بر مزیت رقابتی مؤثرند، توسعه داد. (پورتر، ۱۹۸۵)
نمایشگر۷-۲

 

زیر ساخت بنگاه
مدیریت منابع انسانی
توسعه تکنولوژی
تدارکات
خدمات بازاریابی و فروش سازماندهی برون سازمان عملکرد سازماندهی درون سازنان
 

فعالیت­های حمایتی
سود ناویژه
نمایشگر۷-۲٫ زنجیره­ی ارزش پورتر
منبع: پورتر(۱۹۸۵)
ولی پورتر در سال۱۹۹۰ضمن بررسی علل موفقیت کشورها، تئوری جدید خود را ارائه و چهار نیروی کلیدی مورد نیاز را برای موفقیت صنعت معرفی کرد که به الماس پورتر معروف شده است. (آنکلی، ۱۹۹۲). این چهار عامل کلیدی عبارتند از۱- وضعیت نهاده(کار، سرمایه زمین) ۲- شرایط تقاضا ۳- صنایع حمایتی و مرتبط (صنایعی که تکنولوژی، اطلاعات و مواد خام را عرضه می­ کنند.) ۴- استراتژی، ساختار و رقابت پذیری بنگاه (سرا، وودفورد، و مارتین، ۲۰۰۵)[۱۰۱].
راگمن[۱۰۲] در ۱۹۹۱ جهت ارائه­ مدلی جامع و فراگیر بیان کرد قدرت رقابت پذیری کشورها تنها متأثر از محیط داخلی و فعالیتهای شرکت­های چند ملیتی نمی­تواند باشد بلکه کشورهای دیگری هم از جمله همسایگان و­ یا شرکای تجاری عمده در ایجاد کسب و حفظ مزیت رقابتی نقش بسزایی دارند. به بیان دیگر راگمن بزرگی محیط را تا خارج از مرزهای ­یک کشور گسترش داد. پس الماس ملی مبدل به دو الماسی گردید که ­یکی خارجی و دیگری درونی بود و شرکت­های چندملیتی و تعاملات بین عوامل مدل بیان کننده سطح رقابت پذیری کشور­ها باهم بودند. این وضعیت در اقتصادهای باز ­یا کوچک بیشتر مشهود بود و در نهایت مدل الماس مضاعف توسط او ارائه شد. در این مدل عامل توسعه ­یافته محیط مورد بررسی بود. (راگمن، ۱۹۹۱)
بر اساس تئوری پورتر، بنگاه­ها می­توانند از طریق رهبری هزینه و­ یا تمایز به مزیت رقابتی دست پیدا کنند. وی به بنگاه­ها توصیه می­ کند که از ماندن بین این دو حالت پرهیز کنند، ولی اعتبار این فرمول به طور گسترده ای زیر سؤال رفته است. برای نمونه، بر اساس پژوهش نایت[۱۰۳] (۱۹۹۲) که برای ­یک بنگاه خدمات مالی انجام داد، سیاست عدم توجه به رفتار بنگاه­های رقیب، قابل اتّکا نیست و تقلید نیز به آسانی صورت می­گیرد. (کلین، ۲۰۰۱). این تئوری هم به علت کاستی­های تئوری پورتر و هم به خاطر واقعیت­های موجود در بازار، مورد تردید قرار گرفت و در اواخر دهه­ی۱۹۸۰ تئوری جدیدی در زمینه­ مزیت رقابتی مطرح شد که به تئوری منبع مدار[۱۰۴] (RBV) معروف شد.
۲-۶-۲ تئوری منبع مدار
دیدگاه دیگری که مباحث آن از زمان نگارش مقاله » تئوری مبتنی بر منابع » توسط آقای ورنر فلت (۱۹۸۴) در ادبیات مدیریت استراتژیک رایج شد، دیدگاه منبع محور نامیده می شود.
پایه­ های نظریه مبتنی بر منابع براین قرار گرفته است که سازمان­ها با بهره گرفتن از منابع و قابلیت­هایی که ارزشمند، کمیاب، غیر قابل جایگزین و تقلید ناپذیر هستند، می­توانند به شایستگی کلیدی دست پیدا کنند و در نگاه بلند مدت، بتوانند موقعیت رقابتی خودرا حفظ نماید (ناصربخت و البدوی، ۱۳۸۴)
بطور مشخص، دیدگاه منبع مدار روی گروه منابع جذاب و رفتار آن­ها متمرکز شده، در حالی که روش تحلیل بیرونی بر توصیف رفتارهای ­یک صنعت جذّاب متمرکز شده است. (استرند[۱۰۵]، ۲۰۰۶) هم چنین، دیدگاه منبع پایه دو فرض اساس مدل­های محیطی ­یعنی همگنی منابع و فرصت­ها در میان بنگاه­های صنعت مشابه و تحرک کامل منابع را کنار می­ گذارد. (کالکاگنو، ۱۹۹۶)
در سال ۱۸۸۷، تیس با طرح نظریه قابلیت ­های پویا، افق جدیدی در نظریه مبتنی بر منابع گشود. در این نظریه نگاه خارجی در نظریه مبتنی بر منابع لحاظ شده است. قابلیت پویا امکان تجمع، ایجاد و پیکربندی مجدد شایستگی­های داخلی وخارجی را به سازمان می­دهد، تا باتوجه به محیط متغیر بیرونی، شایستگی­های خود را بازسازی نماید(ناصر بخت و البدوی، ۱۳۸۴) مزیت رقابتی پایدار یک سازمان عمدتاً در پی ایجاد مزیت رقابتی در منابع داخلی آن حاصل می گردد. (­هانت و مورگان[۱۰۶]، ۱۹۹۵، ۱۲)
منبع[۱۰۷] اصطلاحی است که به تمام آنچه در تولید کالا یا ارائه خدمت مورد استفاده قرار می گیرد، اطلاق می­ شود.(گرانت[۱۰۸]، ۱۹۹۱، ۱۱۴) از این رو به آن منابع، منابع عملیاتی[۱۰۹] نیز می­گویند. مجموعه ای از منابع، هنگامی که به منظور یک فعالیت خاص با یکدیگر ترکیب و تجمیع می شوند «توانمندی» نام می­گیرد.(هیت[۱۱۰]، ۲۰۰۳، ۱۵۴) توانمندی­ها نیز به نوبه خود سبب ایجاد قابلیت­هایی می گردند که نهایتاً منبع مزیت وسیعی از منابع و توانمندی­ها می شوند. منابع عملیاتی به چهار دسته تقسیم می گردند که عبارت اند از: منابع مالی، منابع فیزیکی، منابع انسانی و استراتژی­ها و رویه­های سازمانی. منابعی که مورد استفاده قرار می گیرد اگر قابل لمس باشد به آن، منبع فیزیکی گفته می شود(هانگر، ۱۳۸۱)؛ منابع فیزیکی سازمان در سازمان­های امروزی و غیر مجازی دارای اهمیت خاصی است.( پورتر، ۲۰۰۱، ۱۱۸) دستگاه­ها، تجهیزات، ماشین آلات و تکنولوژی­های مورد استفاده در تولید و تو زیع و…، ساختمان و فضاهای مکانی، مواد اولیه و موجودی­های انبار، تجهیزات و امکانات اداری و سایر مقدورات فیزیکی که عموماً با چشم قابل مشاهده و ارزش گذاری است در زمره منابع فیزیکی، قابل دسته بندی است (هانگر، ۱۳۸۱، ص ۱۲۸)
منابع مالی منابعی اند که به عنوان پشتوانه سازمان به جهت اعتباربخشی به آن برای اخذ وام یا اعتبارات اسنادی یا از این دست مورد توجه قرار می گیرد. و همچنین وجوه نقدی (پول) در گردش، روش­های جلب سرمایه و شیوه ­های سرمایه گذاری به جهت کسب سود حداکثری برای سازمان در زمره موضوعات مورد توجه در منابع مالی شرکت­هاست. (­هانگر، ۱۳۸۱، ص۱۳۶) این منابع خلق ارزش می کند و حاصل تعاملات سازمانی و گردش فعالیت­های اجرایی است به عنوان استراتژی­ها و رویه­های سازمانی ذکر می گردد که ساز و کار الکترونیکی سازمان (MIS ,DSS….) و سایر توانایی­های از این قبیل در این زمره اند.(هانگر، ۱۳۸۱)
منابع انسانی اصلی ترین بازیگران این عرصه اند؛ مدیران، کارکنان، کارگران و سایر دست اندرکاران تولید کالا یا ارائه خدمت (بسته به نوع سازمان) جزو منابع انسانی سازمان هستند. اهمیت منابع انسانی به حدی است که می توان گفت: سازمانی که مجهز به افراد کافی و باصلاحیت است برای موفقیت، شرایط لازم را داراست و منابع دیگر سازمان در کنار نیروی انسانی به عنوان یک عنصر مکمل قرار می­گیرند. (امیرکبیری، ۱۳۸۱) اهمیت و جایگاه منحصر به فرد نیروی انسانی در موقعیت رقابتی سازمان­ها، هر سازمانی را بر آن می دارد که در مقوله مزیت رقابتی به نیروی انسانی به عنوان با ارزش ترین منبع نگاه کند. شواهد این امر در نیاز به تغییر و تحول سازمان­ها و نقش نیروی انسانی برای توانمندسازی سازمان با هدف سازگاری بیشتر با الزمات جدید محیطی، به دلایل زیر است: (مهری، ۱۳۸۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...