.؛ طبری، جامع البیان، ج ۲۵، ص ۱۷؛ آلوسی، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم، ج ۱۳، ص ۳۱ ↑
.طبرانی، أبوالقاسم(م۳۶۰) المعجم الکبیر، تحقیق حمدی‌بن عبدالمجید‌السلفی، چاپ دوم، قاهره، مکتبه ابن‌تیمیه، ۱۴۱۵ق، ج ۱۲، ص ۳۳؛ ۲۸٫سیوطی، الدرالمنثور فی تفسیرالمأثور، ج ۶، ص ۷ ادامه روایت چنین است «… فخرجوا مختلفین فقالوا لمن ترون ما قال رسول الله صلى الله علیه و سلم فقال بعضهم انما قال هذا لنقاتل عن أهل بیته و ننصرهم فانزل الله أَمْ یَقُولُونَ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً إلى قوله وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبادِهِ فعرض لهم بالتوبه إلى قوله وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ هم الذین قالوا هذا ان یتوبوا إلى الله و یستغفرون». ↑
. سیوطی، الدرالمنثور فی تفسیرالمأثور، ج ۶، ص ۸ شیخ مفید این روایت را در قالب خطابه ای بر منبر از حضرت علی علیه السلام را به گونه بیان نموده که صریحاً ناظر بر آیه است: «ُ لَا یُحِبُّنِی إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُنِی إِلَّا مُنَافِقٌ وَ قَدْ خابَ مَنِ افْتَرى‏» ر.ک: مفید، محمد بن محمد( ۴۱۳ ق‏)، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، محقق و تصحیح مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، چاپ اول، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ ق‏، ج۱، ص ۴۱ ↑
. ر.ک: حسکانى، عبید الله بن احمد(قرن۵)، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تحقیق: محمد باقر محمودى، چاپ اول، تهران، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامى، ۱۴۱۱ ق، ج ۲، ص ۲۰۳ «…. قال ابن عباس: فوقع فی قلوب المنافقین من أهل المدینه شی‏ء فقالوا: ما یرید منا إلا أن نحب أهل بیته و نکون تبعا لهم من بعده، ثم خرجوا فنزل جبرئیل على النبی ص فأخبره بما قالوا، فأنزل الله تعالى: أَمْ یَقُولُونَ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِب» ↑
. ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج ۹، ص۴۴؛ فیض کاشانی، الصافی، ج ۴، ص ۳۷۵؛ طباطبایی، المیزان، ج ۱۸، ص ۴۹ و نیز ر.ک: کلینی نیز در باب «بَابُ الْإِشَارَهِ وَ النَّصِّ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ» در ضمن روایت طولانی سخن منافقان را این گونه بیان کرده است که «….. فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ هَذَا عَلَى مُحَمَّدٍ وَ مَا یُرِیدُ إِلَّا أَنْ یَرْفَعَ بِضَبْعِ ابْنِ عَمِّهِ وَ یَحْمِلَ عَلَیْنَا أَهْلَ بَیْتِهِ یَقُولُ أَمْسِ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ وَ الْیَوْمَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى‏»(کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۲۹۷) یعنی: باز منافقان گفتند: خدا این را بر محمد نازل نکرده و او مقصودی جز بلند کردن بازوی پسر عمویش و تحمیل خاندان خود را بر ما ندارد، دیروز می‌گفت: هر کس من مولای او هستم، علی مولای اوست، و امروز می‌گوید: بگو من برای پیغمبری از شما مزدی جز دوستی خویشان نمی‌خواهم. ↑
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
. ر.ک: قاسمی، محاسن الـتأویل، ج ۸، ص ۳۶۵ ↑
. عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ: کَانَ لِنَفَرٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ - أَبْوَابٌ شَارِعَهٌ فِی الْمَسْجِدِ. قَالَ: فَقَالَ یَوْمًا: ” سُدُّوا هَذِهِ الْأَبْوَابَ إِلَّا بَابَ عَلِیٍّ “. قَالَ: فَتَکَلَّمَ أُنَاسٌ فِی ذَلِکَ. قَالَ: فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ - فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عَلَیْهِ، وَقَالَ: ” أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّی أَمَرْتُ بِسَدِّ هَذِهِ الْأَبْوَابِ غَیْرَ بَابِ عَلِیٍّ، فَقَالَ فِیهِ قَائِلُکُمْ، وَإِنِّی وَاللَّهِ مَا سَدَدْتُ شَیْئًا وَلَا فَتَحْتُهُ وَلَکِنِّی أُمِرْتُ بِشَیْءٍ فَاتَّبَعْتُهُ ر.ک: هیثمی، مجمع الزوائد، ج۹، ص ۱۱۴ ↑
. ابن جوزی، الموضوعات، ج۱، ص ۷۷ ↑
. همان، ص ۸۱و ۸۲ ↑
. کلینی، الکافی، ج۱، ص ۲۹۷ ↑
. سوره توبه که در مورد منافقان مطالب فراوانی بیان می‌دارد و به سوره «فاضحه» نامیده شد کاملا گویای این سخن است، پیش از این در بحث از منافقان در قرآن، بدین موضوع اشاره شد و به نگرانی خلیفه دوم نیز در خصوص قرار گرفتن در زمره منافقان پرداخته شد. ↑
. آلوسی، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم، ج ۱۲، ص ۳۳ ↑
. هُمُ الَّذینَ یَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى‏ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى یَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنَّ الْمُنافِقینَ لا یَفْقَهُونَ: منافقان: ۷ ↑
. این برداشتِ اشتباه متاثر از ماهیت مبهم «الذین فی قلوبهم مرض» است که احتمال منافقانه دانستن بسیاری از ماجرای‌های آخرین لحظات حیات پیامبر را دشوار ساخته است. ↑
. کاربرد منافقان در این مجال با اندکی مسامحه همان گروه «الذین فی قلوبهم مرض» هستند. زیرا در آخرین اشارات قرآنی ماهیت نفاق و حتی کفر به خود گرفتند. ↑
. مقدسی، مطهر بن طاهر مقدسی (م نحو ۳۵۵ق)، البدء والتاریخ، [بی‌جا]، مکتبه الثقافه الدینیه، بی‌تا، ج۵، ص۵۹؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص ۱۸۰ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم والملوک، ج۴، ص ۱۶ ↑
. مالک بن أنس(م ۱۷۹ق)، الموطأ، تحقق محمد مصطفى الأعظمی، چاپ اول، امارات، مؤسسه زاید بن سلطان آل نهیان للأعمال الخیریه والإنسانیه، ۱۴۲۵ق، ج۶، ص ۳۴؛ ا بن أبی شیبه، عبد الله بن محمد(م ۲۳۵ق)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، تحقیق کمال یوسف الحوت، چاپ اول، ریاض، مکتبه الرشد، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص ۳۹۲؛ أحمد بن حنبل، مسند، ج۵، ص ۲۶۶و ۲۸۶ ↑
. سعید بن منصور ، أبو عثمان (م ۲۲۷ق)، سنن سعید بن منصور، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، چاپ اول، هند، الدار السلفیه، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص ۳۶۸؛ علی بن الجَعْد، ابن عبید (م ۲۳۰ ق)، مسند ابن الجعد، تحقیق عامر أحمد حیدر، چاپ اول، بیروت، مؤسسه نادر،۱۴۱۰ق، ج۱، ص ۴۳۴؛ بخاری، محمد بن إسماعیل، صحیح، تحقیق محمد زهیر بن ناصر الناصر، چاپ اول، [بی‌جا]، دار طوق النجاه، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص ۲۳؛ ج۶، ص ۱۶؛ ج۸، ص ۱۲۸، ج۹، ص۷۳؛ ابن جوزی، المنتظم، ج۴، ص ۱۶؛ ذهبی، شمس الدین (م ۷۴۸ق)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، تحقیق عمر عبد السلام التدمری، چاپ دوم، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص ۵۶۶ ↑
. طبری، تاریخ الطبری، ج۳،ص ۱۸۴ ↑
. ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص ۱۸۰ ↑
ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص ۴۸۴ ↑
ر.ک: کاندهلوی، محمد یوسف بن محمد(م ۱۳۸۴ق)، حیاه الصحابه، تحقیق بشار عوّاد معروف، بیروت، چاپ اول، مؤسسه الرساله للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص ۱۷ ↑
. کاندهلوی، حیاه الصحابه، ج۲، ص ۱۸ ↑
. تاکیدات پیامبر به بزرگان مهاجرین بر همراهی با اسامه و اعتراض و سستی از همراهی نشان می‌دهد که انتخاب این گروه از سوی پیامبر و اصرار حضرت بر همراهی آنها با سپاه، آخرین اقدامات پیامبر(ص) در دفاع از اسلام و اهل بیت(ص) بوده است. ↑
. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۲، ص ۸۳ ↑
. صلاَّبی، عَلی محمد محمد، معاویه بن أبی سفیان - شخصیته وعصره، چاپ اول، مصر، دار الأندلس الجدیده للنشر والتوزیع، ۱۴۲۹ق، ص ۴۵ ↑
. ر.ک: بخاری، صحیح، ج۵، ص ۲۳؛ ج۶، ص ۱۶؛ ج۸، ص ۱۲۸، ج۹، ص ۷۳؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص ۵۹؛ ↑
. معنای این جمله این است که چون مبتنی بر اجتهاد پیامبر(ص) است قابل نقض به وسیله‌ اجتهادی دیگر است. ↑
. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۷؛ ص ۱۸۹-۱۹۳ ↑
. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص ۵۱ ؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص ۱۸۳ ↑
. ر.ک: بخاری، صحیح، ج۶، ص ۹ ↑
. بخاری، صحیح، ج۷، ص ۱۲۰؛ مسلم بن الحجاج(م ۲۶۱ ق)، صحیح مسلم، تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی تا ج۳، ص ۱۲۵۹ ↑
. نویری، أحمد بن عبد الوهاب(م ۷۳۳ق)، نهایه الأرب فی فنون الأدب، قاهره، دار الکتب والوثائق القومیه، القاهره، ۱۴۲۳ق، ج۱۸، ص ۳۷۴ ↑
. صنعانی، عبد الرزاق (م ۲۱۱ق)، المصنف، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، هند، المجلس العلمی، چاپ دوم، بیروت، المکتب الإسلامی، ۱۴۰۳ق، ج۵،ص ۴۳۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص ۱۸۸؛ احمد بن حنبل، مسند، ج۲، ص ۳۰۹؛ بخاری، صحیح، ج۷، ص ۱۲۰؛ مسلم، صحیح، ج۳، ص ۱۲۵۹؛ نسائی، أبو عبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی الخراسانی (م ۳۰۳ ق)، السنن الکبرى، تحقیق حسن عبد المنعم شلبی، چاپ اول، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۲۱ ق، ج۵، ص ۳۶۶؛ ابن حبان، صحیح، ج۱۴، ص ۵۶۲؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص ۵۹؛ هیکل، محمد حسین(م ۱۳۷۶ق)، حیاه محمد صلى الله علیه وآله وسلم، [بی‌جا]، [بی‌نا]، [بی‌تا] ص ۳۱۳ ↑
. جوهری بصری به گونه‌ای پرده ازاین دستکاری در عبارت بر می‌دارد؛ وی در نقل ماجرا که به نقل از مصنف عبدالرزاق است، می‌گوید: «فقال عمر کلمه معناها، أن الوجع قد غلب على رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله‏» ر.ک: جوهرى بصرى، احمد بن عبد العزیز(۳۲۳ ق)، السقیفه و فدک‏، تحقیق محمد هادی امینى، تهران، مکتبه نینوى الحدیثه، بى تا، ص ۷۴ ↑
. ر.ک: مسلم، صحیح، ج۲، ص ۱۲۵۷؛ شارح صحیح بخاری نیز همین معنا را بیان نموده است: «فیه من فقه عمر وفضله أنه خشى أن یکتب النبى أمورًا ربما عجز عنها فاستحق علیها العقوبه» ر.ک: ابن بطال، أبو الحسن(م ۴۴۹ق)، شرح صحیح البخارى لابن بطال، تحقیق أبو تمیم یاسر بن إبراهیم، چاپ دوم، ریاض، مکتبه الرشد - السعودیه، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص ۱۸۹ ↑
. نووی، أبو زکریا(م ۶۷۶ق)، المنهاج شرح صحیح مسلم بن الحجاج، چاپ دوم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۲ق، ج۱۱، ص ۹۱ ↑
. ابن بطال، شرح صحیح البخارى، ج۱، ص ۱۸۹و ۱۹۰ ↑
. وی در تحت بابی به عنوان «قول المریض قوموا عنى» می‌گوید: فیه من الفقه أن المریض إذا اشتد به المرض أنه یجوز أن یقول لزواره قوموا عنى ویأمرهم بالخروج لینفرد. ابن بطال، شرح صحیح البخارى، ج۹، ص ۳۸۶ ↑
. شخصی از این جهت که بر اساس ماجرا نه تنها مشورتی صورت نگرفته است بلکه عمر در این زمینه داناتر از افرادی چون ابن عباس(که مخالف نظر وی بوده است) دانسته شده است. ↑
. شهرستانی، أبو الفتح(م ۵۴۸ق)، الملل والنحل، [بی‌جا]، مؤسسه الحلبی، [بی‌تا]، ج۱، ص ۱۹ ↑
. شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۲۰ ↑
. آل عمران: ۵۴ ↑
. آل عمران: ۵۶ ↑
. وَ قالَ الَّذینَ أَشْرَکُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَیْ‏(۳۵) ↑
. وَ إِذا قیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا لِلَّذینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ(۴۷) ↑
. شهرستانی، الملل والنحل، ج۱،ص ۲۰ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...