فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
از سال­های آخر قرن بیستم، سازمان­ها از جمله دانشگاه­ها و مؤسسات و مراکز آموزش­عالی در معرض تغییرات شدید محیطی ناشی از پیشرفت­های علمی، فناوری و تحولات سیاسی و اقتصادی جهان قرار گرفتند، که منجر به دگرگونی بسیاری از مفاهیم از جمله مشتری و نقش آن در سازمان گردید (یمنی، ۱۳۸۲؛ محمدی، ۱۳۸۲؛ جانسون،گاستیفسون، اندرسون، لِرویک و چا[۱]، ۲۰۰۱). در چنین شرایطی آنچه برای دانشگاه­ها و مؤسسات و مراکز آموزش­عالی ارزش می­آفریند، ایجاد ارتباط مستمر با مشتریان از طریق پاسخگویی به نیازها، خواسته ­ها و نظرات آنها است (اسکات[۲]، ۱۹۹۸).
دانلود پروژه
زمانی­که دانشجویان به دانشگاه می­پیوندند، مجموعه ­ای از خواسته ­ها، نیازها و تجربیات گذشته که انتظارات آنها را از دانشگاه را تشکیل می­دهد، با خود به همراه می­آورند. عکس­العمل و پاسخ­هایی که دانشگاه در مقابل خواسته‌های آنها فراهم می ­آورد، تعیین­کننده­ نگرش مثبت یا منفی آنها نسبت به دانشگاه و میزان رضایت یا نارضایتی آنان خواهد بود (ویلم، بولنز و جانگه[۳]، ۲۰۰۷). بر این اساس، توجه به خواسته ­ها و انتظارات دانشجویان از طریق ایجاد بستر مناسب، از اصلی­ترین مأموریت‌های دانشگاه­ها و مؤسسات و مراکز آموزش­عالی به شمار می ­آید. یکی از مهم­ترین عواملی که می ­تواند در تحقق این بستر مناسب نقش داشته باشد، سرمایه اجتماعی[۴] است که از آن به عنوان کیفیت روابط بین ذی­نفعان آموزشی، گروه­ ها و نهادهای رسمی و غیررسمی یاد­ می­ شود (سلطانی و جمالی، ۱۳۸۷).
سرمایه اجتماعی مجموعه ­ای از هنجارها، شبکه­ ها و اعتماد اجتماعی موجود در یک سیستم (دانشگاهی) است که همچون یک نیروی ارتباطی قوی کل سیستم و عناصر آن را به هم مرتبط و از طریق تسهیل همیاری بین گروه­ ها و کاهش هزینه­ های مبادله، به تقویت رفتارهای همیارانه، نشر دانش و نوآوری، توسعه مسئولیت­ پذیری و در نهایت جلب رضایت دانشجویان از جنبه‌های مختلف آموزشی و دانشگاهی منجر می­گردد (کمیسیون بهره­وری استرالیا، ۲۰۰۳؛ فوکویاما[۵]، ۱۹۹۸). با این وصف، امروزه سرمایه اجتماعی نقشی بسیار مهمتر از سرمایه ­های فیزیکی و انسانی در سازمان­ها و مراکز آموزش­عالی ایفا می­ کند، به نحوی که در غیاب آن، نه تنها سایر سرمایه­ها اثربخشی خود را از دست می­ دهند، بلکه پیمودن راه­های توسعه و تکامل سازمانی نیز ناهموار و دشوار می­گردد (بیکر[۶]، ۱۳۸۲).
علاوه بر سرمایه اجتماعی که از طریق تسهیل روابط و افزایش سطح اعتماد بین ذی‏نفعان آموزشی، به ایجاد بستر مناسب جهت افزایش میزان رضایت تحصیلی دانشجویان کمک خواهد کرد، نوع ساختار سازمانی دانشگاه که از آن به عنوان کالبد اصلی سازمان یاد می‏شود، بر میزان رضایت دانشجویان از تحصیل مؤثر خواهد بود. ساختار سازمانی از طریق ارائه­ الگوهایی از روابط رسمی و غیررسمی بین افراد در سازمان (دانشگاه)، از یک سو بر کیفیت و سطح سرمایه‏ی اجتماعی دانشگاه تأثیر خواهد­گذاشت، و از سوی دیگر بر میزان خلاقیت، نوآوری، توانمندی، تعهد و رضایت ذی­نفعان آموزشی مؤثر خواهد بود (پاول[۷]، ۲۰۰۲). البته این تأثیرات بسته به نوع و ویژگی­های کارکردی ساختار سازمانی، می ­تواند تواناساز[۸] یا بازدارنده[۹] باشد. ساختار تواناساز ترکیبی از اقتدار و اختیار است که در آن افراد هم احساس اعتماد می­ کنند و هم برای استفاده از قدرت در نقش خود توانمند هستند. در مقابل در ساختار بازدارنده، سلسله‏مراتب و قوانین و رویه­ ها به نحوی است که مانع خلاقیت و نوآوری است و مدیران از قدرت خود جهت کنترل و دستوردهی به مرئوسین استفاده می­ کنند (هوی و سوئیتلند[۱۰]، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱؛ هوی و میسکل[۱۱]، ۲۰۰۸).
بر اساس شواهد پژوهشی، تعاملات سازمانی که نقش تبادل اطلاعات را در درون و بیرون سازمان بر عهده دارند، نیروی حیاتی سازمان به شمار می­آیند. به­ نحوی­که اگر این الگوی ارتباطات بر قوانین منعطف، مشارکت، نوآوری و ایجاد جوّی از اعتماد بین اعضا مبتنی باشد، به بقای سازمان، افزایش میزان کارایی و اثربخشی آن و در نهایت به جلب رضایت ذی­نفعان آموزشی از دانشگاه کمک خواهد­کرد (گایزر و سایمسیک[۱۲]، ۲۰۰۵). لذا انتظار می­رود ساختار سازمانی تواناساز با توسعه قوانین و فرایندهای منعطف، جلب مشارکت، خوش­بینی و تعهد افراد، شفاف­سازی اهداف و رسالت­های علمی و دانشگاهی و همچنین حمایت از افراد در فضایی مملو از اعتماد، زمینه­ توسعه عملکرد افراد و همچنین جلب رضایت فراگیران که به عنوان اصلی­ترین مخاطبان و مشتریان دانشگاه محسوب می­شوند را فراهم آورد. در مقابل در ساختار بازدارنده به دلیل تاکید بیش از حد بر ارتباط یک­طرفه (از بالا به پایین)، عدم پذیرش تفاوت­ها، توسعه جوّی از بی ­اعتمادی و استفاده از سلسله­مراتب اداری جهت کنترل، نظارت و نظم­دهی به افراد و زیردستان زمینه­ نارضایتی افراد (اساتید و دانشجویان) و ضعف عملکرد آنها فراهم می ­آید. بنابراین، با نظر به آنچه گفته شد و با توجه به نقش ساختار سازمانی تواناساز در جلب رضایت افراد و به خصوص دانشجویان از دانشگاه و نیز نقشی که در زمینه­سازی برای عملکرد مطلوب دانشگاه دارد، مدیران و برنامه­ ریزان دانشگاهی باید با توسعه ساختار سازمانی مناسب و سوق دادن آن به سمت ساختار سازمانی تواناساز، به ایجاد بستر مناسب جهت اثربخشی و حفظ و بقای خود در محیط پررقابت کنونی یاری رسانند.
با این وصف، نظر به اینکه نوع ساختار سازمانی و نیز میزان و کیفیت سرمایه اجتماعی در جلب رضایت تحصیلی دانشجویان مؤثر خواهد بود، بررسی رابطه­ بین این متغیرها و نتیجه­ حاصل از آن، می ­تواند در اصلاح و بهبود راهبردها و برنامه‌ریزی­های دانشگاهی جهت جلب رضایت دانشجویان ـ به عنوان مخاطبان و مشتریان اصلی دانشگاه ـ یاری رساند. به علاوه از طریق فراهم آوردن اطلاعاتی پیرامون ویژگی­های ساختار سازمانی دانشگاه و کیفیت سرمایه‏ی اجتماعی حاکم در بخش­ها، می ­تواند در توسعه­ و بهبود این دو متغیر به عنوان دو عامل مؤثر بر انسجام درونی و اثربخشی دانشگاه، به ارتقای سلامت سازمانی و در نتیجه افزایش موفقیت دانشگاه و بهبود وجهه­ آن در جامعه نیز یاری رساند.
۱ ـ ۱ ـ بیان مسأله
مأموریت دانشگاه­ها، مؤسسات و مراکز آموزش­عالی علاوه بر انتقال دانش، کمک به رشد و بهسازی همه جانبه­ی دانشجویان می­باشد (آستین[۱۳]، ۱۹۹۳). از جمله اقداماتی که به مراکز دانشگاهی جهت انجام احسن این مأموریت یاری می­رساند، گردآوری اطلاعاتی پیرامون رضایت­ تحصیلی دانشجویان می­باشد، که از آن به عنوان یک پیامد (آستین، ۱۹۹۳ب؛ سندرز و چن[۱۴]، ۱۹۹۶) یا ابزار طراحی­شده جهت بهبود کیفیت تجارب دانشجویان (هاروی، پلیمر، مونو گیِل[۱۵]، ۱۹۹۷؛ آلدریج و رولی[۱۶]، ۱۹۹۸) یاد ­­می­ شود. بر اساس یافته­های پژوهشی رضایت تحصیلی دانشجویان هم به افزایش تعهد آنها نسبت به یادگیری مستمر و بهبود عملکرد تحصیلی آنها منجر می­ شود (واکر، شلتون و اسکرودر[۱۷]، ۲۰۱۰)؛ و هم از طریق تاثیرگذاری بر کیفیت و اثربخشی دانشگاه به ارائه­ تصویر مطلوبی از دانشگاه به محیط بیرونی و موفقیت­های بعدی آن نیز کمک خواهد­ نمود (راکِرت[۱۸]، ۱۹۹۲؛ دِشپَند، فارلی و وِبستِر[۱۹]، ۱۹۹۳؛ دی[۲۰]، ۱۹۹۴؛ دِشپَند و فارلِی[۲۱]، ۱۹۹۸الف؛ تسه و ویلتون[۲۲]، ۱۹۹۸). البته تحقق این امر، منوط به فراهم آوردن بستر مناسب، از جمله وجود شبکه­ هایی گسترده از روابط مثبت و مشارکتی بین ذی­نفعان آموزشی می­باشد که از آن به عنوان سرمایه‌ی اجتماعی یاد می­ شود.
سرمایه اجتماعی به عنوان ذخیره­ای از حس اعتماد، همکاری و مشارکت در بین افراد یک گروه یا جامعه محسوب می­ شود که همانند یک نیروی ارتباطی مؤثر اجتماعی، اعضای یک گروه یا اجتماع را به هم متصل می­ کند و در عین حال نظیر یک مایع اجتماعی، مبادلات میان آنها را سریع، راحت و کم­هزینه می­نماید (رنانی و مؤیدفر، ۱۳۸۷). مطالعات انجام شده پیرامون سرمایه اجتماعی نشان می­دهد، سیستم­ها یا گروه­ ها و جوامعی که از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردار می­باشند، نه تنها میزان تعهد و مسئولیت­ پذیری، انعطاف­پذیری و مدیریت مناسب کنش جمعی در آن­ها، در سطح بالایی قرار دارد (بولینو، ویلیام و جیمز[۲۳]، ۲۰۰۲)، بلکه کاهش فقر و توسعه اقتصادی (پوتنام[۲۴]، ۲۰۰۰)، تسهیل مبادله و هماهنگی فعالیت­ها (شجاعی باغینی، ۱۳۸۷ :۲۴۱)، توسعه میزان مشارکت و تعلق اجتماعی (کاسارد و جانویتز[۲۵]،۱۹۸۶)، پیشرفت تحصیلی و در نهایت تأمین رضایت تحصیلی دانشجویان (کلمن[۲۶]، ۱۹۹۰، ازرایل، بایلیو و هِرتلِس[۲۷]، ۲۰۰۰) از دیگر پیامدهای آنها می­باشد.
شایان ذکر است که تحقق انتظارات مشتریان و توسعه سرمایه اجتماعی در سازمان‏ها و به­ ویژه در دانشگاه­ها، تحت تأثیر عوامل چندی قرار می­گیرد که از مهم­ترین آن نوع ساختار سازمانی تواناساز یا بازدارنده می­باشد. بر اساس نظر هوی، بلازوسکی و نیولند[۲۸] (۱۹۸۳) در ساختار سازمانی بازدارنده به­ دلیل تأکید بر کنترل متمرکز امور، اجرای دقیق استانداردها و عدم توجه به انتظارات و خواسته‌های فراگیران، نه تنها بستر مناسب جهت توسعه سرمایه اجتماعی فراهم نمی­گردد، بلکه به­ دلیل مهم­بودن اهداف دانشگاه، به تأمین رضایت تحصیلی دانشجویان نیز توجهی نمی‌شود. حال آنکه بر اساس یافته­های پژوهشی، چنانچه ساختار سازمانی از نوع تواناساز باشد، به­ دلیل تأکید بر قوانین و فرایندهای پویا و منعطف، هم زمینه­ ارتقاء میزان اعتماد، انگیزش و وفاداری اعضا به سازمان فراهم می­گردد (هوی و سوئیتلند، ۲۰۰۱؛ آدلر و بورایز[۲۹]، ۱۹۹۶؛ هوی و میسکل، ۲۰۰۸) و هم بستر مناسب برای افزایش رضایت (میکائیل، کرون، رابینِسکی و جوچیم استالر[۳۰]، ۱۹۸۸)، افزایش نوآوری (دامنپور[۳۱]، ۱۹۹۱؛ کرایج[۳۲]، ۱۹۹۵)، کاهش تعارض نقش (سناترا[۳۳]، ۱۹۸۰) و کاهش احساس بیگانگی در محیط‏های آموزشی (جکسون و اسکولر[۳۴]، ۱۹۸۵) را فراهم می ­آورد.
چنانچه ساختار سازمانی از نوع سلسله مراتبی، ایستا و بازدارنده باشد، نه تنها باعث از بین رفتن سرمایه اجتماعی می­ شود، بلکه از طریق الزام افراد به پیروی از قوانین و فرایندهای تعیین شده و تأکید صرف بر نتایج، زمینه­ بی ­اعتمادی اعضاء نسبت به یکدیگر را فراهم می‏آورد. از طرفی، چنانچه افراد در یک سازمان نسبت به یکدیگر بی­اعتماد باشند، حتی اگر ساختار سازمانی به نحوی باشد که آنها را به مشارکت، همکاری و تبادل اطلاعات تشویق و ترغیب نماید، افراد نه تمایلی به برقراری ارتباط با یکدیگر دارند و نه از تبادل اطلاعات خود با دیگران احساس امنیت و راحتی می­ کنند. بدین ترتیب تعامل این دو مفهوم با یکدیگر، جوّی را به وجود خواهد­آورد که از طریق تأثیرگذاری بر نگرش اعضاء و ذی­ربطان آموزشی هم عملکرد آنها و کیفیت خدمات آموزشی و پژوهشی را تحت تأثیر قرار خواهد داد و هم بر میزان رضایت یا نارضایتی تحصیلی دانشجویان مؤثر خواهد­بود.
بر این اساس، با توجه به مفهوم نوع ساختار سازمانی و سرمایه اجتماعی و وجود نوعی هم­پایانی میان این دو متغیر در توسعه یا جلوگیری از شکل‌گیری جوّی تؤام با اعتماد، مشارکت، صمیمیت، مسئولیت­ پذیری و …، و همچنین با توجه به تأثیر مستقیم و تعاملی هر دو مفهوم در ایجاد بستر مناسب جهت تأمین و جلب رضایت تحصیلی دانشجویان، در تحقیق حاضر تلاش خواهد شد، با ارائه­ چارچوبی (شکل ۱) به بررسی رابطه­ این سه متغیر پرداخته شود. لذا در حالی­که سرمایه اجتماعی دارای سه بعد پنهان شبکه­ اجتماعی، هنجار اجتماعی و اعتماد و نوع ساختار سازمانی نیز دارای دو بعد پنهان توانمندساز و بازدارنده می‏باشد، ضمن بررسی رابطه­ مستقیم هر یک از این متغیرها با رضایت تحصیلی دانشجویان که دارای شش بعد[۳۵] می­باشد، به بررسی رابطه­ تعاملی هر دو متغیر جهت پیش‌بینی میزان رضایت تحصیلی دانشجویان پرداخته شده است.
نوع ساختار سازمانی
سرمایه اجتماعی
رضایت تحصیلی
شکل شماره­ ۱: چارچوب مفهومی رابطه­ بین متغیرهای پژوهش
۱ ـ ۲ ـ ضرورت و اهمیت پژوهش
از آنجا که رضایت مشتریان منجر به وفاداری آنان به سازمان میگردد، همه سازمان­ها از جمله دانشگاه­ها در جهت نیل به مزیت­های رقابتی و دستیابی به موفقیت­، مایل به ارائه­ خدماتی می‌باشند که رضایت مشتریان خود را تأمین کنند (آتناسپولوس، گوناریز، اِستادکوپولوس[۳۶]، ۲۰۰۱). به عبارتی چون مشتریان وفادار و راضی به‌دلیل تجربیات خوشایند قبلی در مواجهه با اشتباهات احتمالی سازمان اغماض بیشتری دارند و به آن سازمان وفادار می­مانند (جانسون، ۱۹۹۵)، عجیب نیست که توجه به جلب رضایت مشتریان از اصلی­ترین وظایف هر سازمانی از جمله دانشگاه­ها به شمار آید (جان[۳۷]، ۱۹۹۸). با این وجود، تأمین رضایت تحصیلی دانشجویان به عنوان مهم­ترین ذی­نفعان دانشگاه، به خودی خود و بدون وجود جوّ یا بستری مناسب جهت ارائه­ خدمات متناسب با انتظارات دانشجویان محقق نمی­ شود. سرمایه اجتماعی که شامل مجموعه ­ای از شبکه­ ها، هنجارها، ارزش­ها و ادراکی است که همکاری درون و بین­گروه­ ها را در جهت کسب منافع متقابل تسهیل می­ کند (امین­بیدختی، ۱۳۸۸)، از جمله­ عوامل بسترساز محسوب می­ شود. سرمایه اجتماعی به عنوان یک کالای عمومی و دارایی اجتماعی می­باشد که به تمام افراد یک سیستم یا گروه تعلق دارد، لذا چنانچه خدشه­ای در آن ایجاد شود، نه تنها افراد، بلکه کل گروه یا سیستم آسیب می­بینند و در صورت تقویت همگان، همه از منافع آن برخوردار خواهند شد (کاظم­زاده، ۱۳۸۹). بنابراین سرمایه‌ی اجتماعی نقشی مهم­تر از سرمایه فیزیکی و انسانی در سازمان­ها ایفا می­ کند و مانند سایر اشکال مولّد، تحقق اهدافی را ممکن می­سازد که بدون آن نمی­ توان بدان­ها دست یافت (منوریان، ۱۳۸۷؛ تاجبخش، ۱۳۸۴).
شایان ذکر است که سرمایه اجتماعی به تنهایی منجر به تحقق انتظارات دانشجویان نخواهد ­شد، بلکه در تعامل با سایر عناصر سازمانی از جمله نوع ساختار سازمانی دانشگاه، به تحقق این مهم کمک خواهد­کرد. به عبارت دیگر نه تنها کیفیت سرمایه اجتماعی، گشودگی ارتباطات، ایجاد جوّی تؤام با اعتماد، صمیمیت، مسئولیت‌پذیری و مشارکت که از مؤلفه­ های سرمایه اجتماعی محسوب می­شوند، به نوع ساختار سازمانی دانشگاه بستگی دارد، بلکه تحقق رضایت تحصیلی دانشجویان نیز تا حد زیادی به کیفیت و نوع ساختار سازمانی دانشگاه وابسته می­باشد (نورالسناء، سقایی، شادالویی و صمیمی، ۱۳۸۷). در واقع، ساختار سازمانی که به عنوان رکن اصلی و اساسی سازمان محسوب می­ شود، با طرح­ریزی صحیح الگوهای ارتباطی و ایجاد هماهنگی بین عناصر سازمانی به بهبود عملکرد ذی­ربطان آموزشی و کیفیت خدمات آموزشی جهت جلب رضایت تحصیلی دانشجویان خواهد انجامید.
با وجود موارد فوق و در حالی­که امروزه نقش ارتباطات در تسهیل جریان اطلاعات و زمینه‏سازی برای تصمیم‌سازی و تصمیم ­گیری بر کسی پوشیده نیست (شاهی، نوه­ابراهیم و مهر­علیزاده، ۱۳۸۷)، سازمان­ها و به خصوص دانشگاه­ها و مؤسسات و مراکز آموزش­عالی، با اصرار بر وفاداری نسبت به ساختارهای مکانیکی و ایستا (بازدارنده) و تمرکز بر کنترل امور حرفه­ای به صورت متمرکز (هوی و همکاران، ۱۹۸۳)، نه تنها حصول قابلیت ­های لازم جهت پاسخگویی به ذی­نفعان را از خود سلب کرده ­اند، بلکه با توسعه بی ­اعتمادی در بین ذی‌ربطان آموزشی، بقای خود را در شرایط پر رقابت امروز، به مخاطره انداخته­اند.
بدین­ترتیب، از آنجا ­ که دانشجویان به عنوان مهم­ترین و اصلی­ترین دریافت­کنندگان خدمات دانشگاهی محسوب می­شوند (وارن و تیو[۳۸]، ۲۰۰۱)، پایش مستمر رضایت تحصیلی آنها، جهت اتخاذ سیاست­های مناسب نه تنها به پیشرفت و موفقیت علمی آنها کمک خواهد کرد، بلکه منجر به حفظ و بقای دانشگاه در محیط رقابتی نیز خواهد­شد (دشیلدز، کارا و کایناک[۳۹]، ۲۰۰۵؛ هِلگِسن و نِسِت[۴۰]، ۲۰۰۷). بر این اساس، دانشگاه­ها و مؤسسات و مراکز آموزش­عالی ناگزیر باید بکوشند تا با ایجاد جوّی تؤام با اعتماد و حمایت از فرایندهای منعطف و پویای یاددهی ‌ـ یادگیری از طریق توسعه سرمایه اجتماعی و طراحی ساختارهای تواناساز، جهت جلب رضایت دانشجویان و حفظ بقای خود در محیط تلاش کنند.
در تحقیق حاضر تلاش خواهد شد تا ضمن بررسی رابطه­ سرمایه اجتماعی و نوع ساختار سازمانی دانشگاه با رضایت تحصیلی دانشجویان به بررسی رابطه­ تعاملی این دو متغیر جهت پیش بینی میزان رضایت تحصیلی دانشجویان پرداخته شود. البته با توجه به ­اینکه کیفیت آموزش­عالی به شدت متأثر از مجموعه عوامل و شرایط محیط درونی و بیرونی مراکز دانشگاهی می­باشد، نتایج حاصل از این تحقیق می ­تواند نوعی چارچوب کلی برای مدیران و مسئولان دانشگاهی به منظور تلاش جهت تأمین و تضمین رضایت تحصیلی دانشجویان از طریق بهبود برنامه ­های دانشگاهی، تجدید­نظر در ساختارهای متمرکز دانشگاهی، تغییر در برخی از سیاست­های تمرکزی و دست وپاگیر و توسعه شبکه ­های ارتباطی در بخش­ها یا گروه ­های آموزشی جهت توسعه سرمایه اجتماعی را فراهم آورد.
۱ ـ ۳ ـ اهداف پژوهش
هدف کلی تحقیق، بررسی رابطه­ بین نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایه اجتماعی بخش­ها با رضایت تحصیلی دانشجویان بود. در این راستا اهداف جزئی زیر دنبال شده است:
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ اهداف اصلی
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ ۱ ـ تعیین نوع ساختار سازمانی غالب در دانشگاه شیراز
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ ۲ ـ ارزیابی وضعیت سرمایه اجتماعی بخش­های (گروه ­های) آموزشی
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ارزیابی وضعیت رضایت تحصیلی دانشجویان
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ ۴ ـ بررسی رابطه بین نوع ساختار سازمانی دانشگاه با رضایت تحصیلی دانشجویان
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ ۵ ـ بررسی رابطه­ بین سرمایه اجتماعی بخش­ها با رضایت تحصیلی دانشجویان
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ ۶ ـ بررسی رابطه­ تعاملی نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایه اجتماعی بخش­ها با رضایت تحصیلی دانشجویان
۱ ـ ۳ ـ ۲ ـ اهداف فرعی
۱ ـ ۳ ـ ۲ ـ ۱ ـ مقایسه­ ابعاد رضایت تحصیلی دانشجویان
۱ ـ ۳ ـ ۲ ـ ۲ ـ مقایسه­ دیدگاه اساتید گروه ­های مختلف درباره نوع ساختار سازمانی دانشگاه
۱ ـ ۳ ـ ۲ ـ ۳ ـ مقایسه­ دیدگاه اساتید گروه ­های مختلف درباره سرمایه اجتماعی بخش‏های آموزشی
۱ـ ۳ ـ ۲ ـ ۴ ـ مقایسه­ رضایت تحصیلی دانشجویان در گروه ­های مختلف آموزشی
۱ ـ ۴ ـ سؤالات پژوهش
۱ـ ۴ ـ ۱ ـ سؤالات اصلی
۱ ـ ۴ ـ ۱ ـ ۱ ـ نوع ساختار سازمانی غالب در دانشگاه شیراز کدام است؟
۱ ـ ۴ ـ ۱ ـ ۲ ـ آیا سرمایه اجتماعی بخش­ها در وضعیت مطلوبی قرار دارد؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...