نگارش پایان نامه در مورد بررسی رابطه ی نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایه ی اجتماعی ... |
![]() |
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
از سالهای آخر قرن بیستم، سازمانها از جمله دانشگاهها و مؤسسات و مراکز آموزشعالی در معرض تغییرات شدید محیطی ناشی از پیشرفتهای علمی، فناوری و تحولات سیاسی و اقتصادی جهان قرار گرفتند، که منجر به دگرگونی بسیاری از مفاهیم از جمله مشتری و نقش آن در سازمان گردید (یمنی، ۱۳۸۲؛ محمدی، ۱۳۸۲؛ جانسون،گاستیفسون، اندرسون، لِرویک و چا[۱]، ۲۰۰۱). در چنین شرایطی آنچه برای دانشگاهها و مؤسسات و مراکز آموزشعالی ارزش میآفریند، ایجاد ارتباط مستمر با مشتریان از طریق پاسخگویی به نیازها، خواسته ها و نظرات آنها است (اسکات[۲]، ۱۹۹۸).
زمانیکه دانشجویان به دانشگاه میپیوندند، مجموعه ای از خواسته ها، نیازها و تجربیات گذشته که انتظارات آنها را از دانشگاه را تشکیل میدهد، با خود به همراه میآورند. عکسالعمل و پاسخهایی که دانشگاه در مقابل خواستههای آنها فراهم می آورد، تعیینکننده نگرش مثبت یا منفی آنها نسبت به دانشگاه و میزان رضایت یا نارضایتی آنان خواهد بود (ویلم، بولنز و جانگه[۳]، ۲۰۰۷). بر این اساس، توجه به خواسته ها و انتظارات دانشجویان از طریق ایجاد بستر مناسب، از اصلیترین مأموریتهای دانشگاهها و مؤسسات و مراکز آموزشعالی به شمار می آید. یکی از مهمترین عواملی که می تواند در تحقق این بستر مناسب نقش داشته باشد، سرمایه اجتماعی[۴] است که از آن به عنوان کیفیت روابط بین ذینفعان آموزشی، گروه ها و نهادهای رسمی و غیررسمی یاد می شود (سلطانی و جمالی، ۱۳۸۷).
سرمایه اجتماعی مجموعه ای از هنجارها، شبکه ها و اعتماد اجتماعی موجود در یک سیستم (دانشگاهی) است که همچون یک نیروی ارتباطی قوی کل سیستم و عناصر آن را به هم مرتبط و از طریق تسهیل همیاری بین گروه ها و کاهش هزینه های مبادله، به تقویت رفتارهای همیارانه، نشر دانش و نوآوری، توسعه مسئولیت پذیری و در نهایت جلب رضایت دانشجویان از جنبههای مختلف آموزشی و دانشگاهی منجر میگردد (کمیسیون بهرهوری استرالیا، ۲۰۰۳؛ فوکویاما[۵]، ۱۹۹۸). با این وصف، امروزه سرمایه اجتماعی نقشی بسیار مهمتر از سرمایه های فیزیکی و انسانی در سازمانها و مراکز آموزشعالی ایفا می کند، به نحوی که در غیاب آن، نه تنها سایر سرمایهها اثربخشی خود را از دست می دهند، بلکه پیمودن راههای توسعه و تکامل سازمانی نیز ناهموار و دشوار میگردد (بیکر[۶]، ۱۳۸۲).
علاوه بر سرمایه اجتماعی که از طریق تسهیل روابط و افزایش سطح اعتماد بین ذینفعان آموزشی، به ایجاد بستر مناسب جهت افزایش میزان رضایت تحصیلی دانشجویان کمک خواهد کرد، نوع ساختار سازمانی دانشگاه که از آن به عنوان کالبد اصلی سازمان یاد میشود، بر میزان رضایت دانشجویان از تحصیل مؤثر خواهد بود. ساختار سازمانی از طریق ارائه الگوهایی از روابط رسمی و غیررسمی بین افراد در سازمان (دانشگاه)، از یک سو بر کیفیت و سطح سرمایهی اجتماعی دانشگاه تأثیر خواهدگذاشت، و از سوی دیگر بر میزان خلاقیت، نوآوری، توانمندی، تعهد و رضایت ذینفعان آموزشی مؤثر خواهد بود (پاول[۷]، ۲۰۰۲). البته این تأثیرات بسته به نوع و ویژگیهای کارکردی ساختار سازمانی، می تواند تواناساز[۸] یا بازدارنده[۹] باشد. ساختار تواناساز ترکیبی از اقتدار و اختیار است که در آن افراد هم احساس اعتماد می کنند و هم برای استفاده از قدرت در نقش خود توانمند هستند. در مقابل در ساختار بازدارنده، سلسلهمراتب و قوانین و رویه ها به نحوی است که مانع خلاقیت و نوآوری است و مدیران از قدرت خود جهت کنترل و دستوردهی به مرئوسین استفاده می کنند (هوی و سوئیتلند[۱۰]، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱؛ هوی و میسکل[۱۱]، ۲۰۰۸).
بر اساس شواهد پژوهشی، تعاملات سازمانی که نقش تبادل اطلاعات را در درون و بیرون سازمان بر عهده دارند، نیروی حیاتی سازمان به شمار میآیند. به نحویکه اگر این الگوی ارتباطات بر قوانین منعطف، مشارکت، نوآوری و ایجاد جوّی از اعتماد بین اعضا مبتنی باشد، به بقای سازمان، افزایش میزان کارایی و اثربخشی آن و در نهایت به جلب رضایت ذینفعان آموزشی از دانشگاه کمک خواهدکرد (گایزر و سایمسیک[۱۲]، ۲۰۰۵). لذا انتظار میرود ساختار سازمانی تواناساز با توسعه قوانین و فرایندهای منعطف، جلب مشارکت، خوشبینی و تعهد افراد، شفافسازی اهداف و رسالتهای علمی و دانشگاهی و همچنین حمایت از افراد در فضایی مملو از اعتماد، زمینه توسعه عملکرد افراد و همچنین جلب رضایت فراگیران که به عنوان اصلیترین مخاطبان و مشتریان دانشگاه محسوب میشوند را فراهم آورد. در مقابل در ساختار بازدارنده به دلیل تاکید بیش از حد بر ارتباط یکطرفه (از بالا به پایین)، عدم پذیرش تفاوتها، توسعه جوّی از بی اعتمادی و استفاده از سلسلهمراتب اداری جهت کنترل، نظارت و نظمدهی به افراد و زیردستان زمینه نارضایتی افراد (اساتید و دانشجویان) و ضعف عملکرد آنها فراهم می آید. بنابراین، با نظر به آنچه گفته شد و با توجه به نقش ساختار سازمانی تواناساز در جلب رضایت افراد و به خصوص دانشجویان از دانشگاه و نیز نقشی که در زمینهسازی برای عملکرد مطلوب دانشگاه دارد، مدیران و برنامه ریزان دانشگاهی باید با توسعه ساختار سازمانی مناسب و سوق دادن آن به سمت ساختار سازمانی تواناساز، به ایجاد بستر مناسب جهت اثربخشی و حفظ و بقای خود در محیط پررقابت کنونی یاری رسانند.
با این وصف، نظر به اینکه نوع ساختار سازمانی و نیز میزان و کیفیت سرمایه اجتماعی در جلب رضایت تحصیلی دانشجویان مؤثر خواهد بود، بررسی رابطه بین این متغیرها و نتیجه حاصل از آن، می تواند در اصلاح و بهبود راهبردها و برنامهریزیهای دانشگاهی جهت جلب رضایت دانشجویان ـ به عنوان مخاطبان و مشتریان اصلی دانشگاه ـ یاری رساند. به علاوه از طریق فراهم آوردن اطلاعاتی پیرامون ویژگیهای ساختار سازمانی دانشگاه و کیفیت سرمایهی اجتماعی حاکم در بخشها، می تواند در توسعه و بهبود این دو متغیر به عنوان دو عامل مؤثر بر انسجام درونی و اثربخشی دانشگاه، به ارتقای سلامت سازمانی و در نتیجه افزایش موفقیت دانشگاه و بهبود وجهه آن در جامعه نیز یاری رساند.
۱ ـ ۱ ـ بیان مسأله
مأموریت دانشگاهها، مؤسسات و مراکز آموزشعالی علاوه بر انتقال دانش، کمک به رشد و بهسازی همه جانبهی دانشجویان میباشد (آستین[۱۳]، ۱۹۹۳). از جمله اقداماتی که به مراکز دانشگاهی جهت انجام احسن این مأموریت یاری میرساند، گردآوری اطلاعاتی پیرامون رضایت تحصیلی دانشجویان میباشد، که از آن به عنوان یک پیامد (آستین، ۱۹۹۳ب؛ سندرز و چن[۱۴]، ۱۹۹۶) یا ابزار طراحیشده جهت بهبود کیفیت تجارب دانشجویان (هاروی، پلیمر، مونو گیِل[۱۵]، ۱۹۹۷؛ آلدریج و رولی[۱۶]، ۱۹۹۸) یاد می شود. بر اساس یافتههای پژوهشی رضایت تحصیلی دانشجویان هم به افزایش تعهد آنها نسبت به یادگیری مستمر و بهبود عملکرد تحصیلی آنها منجر می شود (واکر، شلتون و اسکرودر[۱۷]، ۲۰۱۰)؛ و هم از طریق تاثیرگذاری بر کیفیت و اثربخشی دانشگاه به ارائه تصویر مطلوبی از دانشگاه به محیط بیرونی و موفقیتهای بعدی آن نیز کمک خواهد نمود (راکِرت[۱۸]، ۱۹۹۲؛ دِشپَند، فارلی و وِبستِر[۱۹]، ۱۹۹۳؛ دی[۲۰]، ۱۹۹۴؛ دِشپَند و فارلِی[۲۱]، ۱۹۹۸الف؛ تسه و ویلتون[۲۲]، ۱۹۹۸). البته تحقق این امر، منوط به فراهم آوردن بستر مناسب، از جمله وجود شبکه هایی گسترده از روابط مثبت و مشارکتی بین ذینفعان آموزشی میباشد که از آن به عنوان سرمایهی اجتماعی یاد می شود.
سرمایه اجتماعی به عنوان ذخیرهای از حس اعتماد، همکاری و مشارکت در بین افراد یک گروه یا جامعه محسوب می شود که همانند یک نیروی ارتباطی مؤثر اجتماعی، اعضای یک گروه یا اجتماع را به هم متصل می کند و در عین حال نظیر یک مایع اجتماعی، مبادلات میان آنها را سریع، راحت و کمهزینه مینماید (رنانی و مؤیدفر، ۱۳۸۷). مطالعات انجام شده پیرامون سرمایه اجتماعی نشان میدهد، سیستمها یا گروه ها و جوامعی که از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردار میباشند، نه تنها میزان تعهد و مسئولیت پذیری، انعطافپذیری و مدیریت مناسب کنش جمعی در آنها، در سطح بالایی قرار دارد (بولینو، ویلیام و جیمز[۲۳]، ۲۰۰۲)، بلکه کاهش فقر و توسعه اقتصادی (پوتنام[۲۴]، ۲۰۰۰)، تسهیل مبادله و هماهنگی فعالیتها (شجاعی باغینی، ۱۳۸۷ :۲۴۱)، توسعه میزان مشارکت و تعلق اجتماعی (کاسارد و جانویتز[۲۵]،۱۹۸۶)، پیشرفت تحصیلی و در نهایت تأمین رضایت تحصیلی دانشجویان (کلمن[۲۶]، ۱۹۹۰، ازرایل، بایلیو و هِرتلِس[۲۷]، ۲۰۰۰) از دیگر پیامدهای آنها میباشد.
شایان ذکر است که تحقق انتظارات مشتریان و توسعه سرمایه اجتماعی در سازمانها و به ویژه در دانشگاهها، تحت تأثیر عوامل چندی قرار میگیرد که از مهمترین آن نوع ساختار سازمانی تواناساز یا بازدارنده میباشد. بر اساس نظر هوی، بلازوسکی و نیولند[۲۸] (۱۹۸۳) در ساختار سازمانی بازدارنده به دلیل تأکید بر کنترل متمرکز امور، اجرای دقیق استانداردها و عدم توجه به انتظارات و خواستههای فراگیران، نه تنها بستر مناسب جهت توسعه سرمایه اجتماعی فراهم نمیگردد، بلکه به دلیل مهمبودن اهداف دانشگاه، به تأمین رضایت تحصیلی دانشجویان نیز توجهی نمیشود. حال آنکه بر اساس یافتههای پژوهشی، چنانچه ساختار سازمانی از نوع تواناساز باشد، به دلیل تأکید بر قوانین و فرایندهای پویا و منعطف، هم زمینه ارتقاء میزان اعتماد، انگیزش و وفاداری اعضا به سازمان فراهم میگردد (هوی و سوئیتلند، ۲۰۰۱؛ آدلر و بورایز[۲۹]، ۱۹۹۶؛ هوی و میسکل، ۲۰۰۸) و هم بستر مناسب برای افزایش رضایت (میکائیل، کرون، رابینِسکی و جوچیم استالر[۳۰]، ۱۹۸۸)، افزایش نوآوری (دامنپور[۳۱]، ۱۹۹۱؛ کرایج[۳۲]، ۱۹۹۵)، کاهش تعارض نقش (سناترا[۳۳]، ۱۹۸۰) و کاهش احساس بیگانگی در محیطهای آموزشی (جکسون و اسکولر[۳۴]، ۱۹۸۵) را فراهم می آورد.
چنانچه ساختار سازمانی از نوع سلسله مراتبی، ایستا و بازدارنده باشد، نه تنها باعث از بین رفتن سرمایه اجتماعی می شود، بلکه از طریق الزام افراد به پیروی از قوانین و فرایندهای تعیین شده و تأکید صرف بر نتایج، زمینه بی اعتمادی اعضاء نسبت به یکدیگر را فراهم میآورد. از طرفی، چنانچه افراد در یک سازمان نسبت به یکدیگر بیاعتماد باشند، حتی اگر ساختار سازمانی به نحوی باشد که آنها را به مشارکت، همکاری و تبادل اطلاعات تشویق و ترغیب نماید، افراد نه تمایلی به برقراری ارتباط با یکدیگر دارند و نه از تبادل اطلاعات خود با دیگران احساس امنیت و راحتی می کنند. بدین ترتیب تعامل این دو مفهوم با یکدیگر، جوّی را به وجود خواهدآورد که از طریق تأثیرگذاری بر نگرش اعضاء و ذیربطان آموزشی هم عملکرد آنها و کیفیت خدمات آموزشی و پژوهشی را تحت تأثیر قرار خواهد داد و هم بر میزان رضایت یا نارضایتی تحصیلی دانشجویان مؤثر خواهدبود.
بر این اساس، با توجه به مفهوم نوع ساختار سازمانی و سرمایه اجتماعی و وجود نوعی همپایانی میان این دو متغیر در توسعه یا جلوگیری از شکلگیری جوّی تؤام با اعتماد، مشارکت، صمیمیت، مسئولیت پذیری و …، و همچنین با توجه به تأثیر مستقیم و تعاملی هر دو مفهوم در ایجاد بستر مناسب جهت تأمین و جلب رضایت تحصیلی دانشجویان، در تحقیق حاضر تلاش خواهد شد، با ارائه چارچوبی (شکل ۱) به بررسی رابطه این سه متغیر پرداخته شود. لذا در حالیکه سرمایه اجتماعی دارای سه بعد پنهان شبکه اجتماعی، هنجار اجتماعی و اعتماد و نوع ساختار سازمانی نیز دارای دو بعد پنهان توانمندساز و بازدارنده میباشد، ضمن بررسی رابطه مستقیم هر یک از این متغیرها با رضایت تحصیلی دانشجویان که دارای شش بعد[۳۵] میباشد، به بررسی رابطه تعاملی هر دو متغیر جهت پیشبینی میزان رضایت تحصیلی دانشجویان پرداخته شده است.
نوع ساختار سازمانی
سرمایه اجتماعی
رضایت تحصیلی
شکل شماره ۱: چارچوب مفهومی رابطه بین متغیرهای پژوهش
۱ ـ ۲ ـ ضرورت و اهمیت پژوهش
از آنجا که رضایت مشتریان منجر به وفاداری آنان به سازمان میگردد، همه سازمانها از جمله دانشگاهها در جهت نیل به مزیتهای رقابتی و دستیابی به موفقیت، مایل به ارائه خدماتی میباشند که رضایت مشتریان خود را تأمین کنند (آتناسپولوس، گوناریز، اِستادکوپولوس[۳۶]، ۲۰۰۱). به عبارتی چون مشتریان وفادار و راضی بهدلیل تجربیات خوشایند قبلی در مواجهه با اشتباهات احتمالی سازمان اغماض بیشتری دارند و به آن سازمان وفادار میمانند (جانسون، ۱۹۹۵)، عجیب نیست که توجه به جلب رضایت مشتریان از اصلیترین وظایف هر سازمانی از جمله دانشگاهها به شمار آید (جان[۳۷]، ۱۹۹۸). با این وجود، تأمین رضایت تحصیلی دانشجویان به عنوان مهمترین ذینفعان دانشگاه، به خودی خود و بدون وجود جوّ یا بستری مناسب جهت ارائه خدمات متناسب با انتظارات دانشجویان محقق نمی شود. سرمایه اجتماعی که شامل مجموعه ای از شبکه ها، هنجارها، ارزشها و ادراکی است که همکاری درون و بینگروه ها را در جهت کسب منافع متقابل تسهیل می کند (امینبیدختی، ۱۳۸۸)، از جمله عوامل بسترساز محسوب می شود. سرمایه اجتماعی به عنوان یک کالای عمومی و دارایی اجتماعی میباشد که به تمام افراد یک سیستم یا گروه تعلق دارد، لذا چنانچه خدشهای در آن ایجاد شود، نه تنها افراد، بلکه کل گروه یا سیستم آسیب میبینند و در صورت تقویت همگان، همه از منافع آن برخوردار خواهند شد (کاظمزاده، ۱۳۸۹). بنابراین سرمایهی اجتماعی نقشی مهمتر از سرمایه فیزیکی و انسانی در سازمانها ایفا می کند و مانند سایر اشکال مولّد، تحقق اهدافی را ممکن میسازد که بدون آن نمی توان بدانها دست یافت (منوریان، ۱۳۸۷؛ تاجبخش، ۱۳۸۴).
شایان ذکر است که سرمایه اجتماعی به تنهایی منجر به تحقق انتظارات دانشجویان نخواهد شد، بلکه در تعامل با سایر عناصر سازمانی از جمله نوع ساختار سازمانی دانشگاه، به تحقق این مهم کمک خواهدکرد. به عبارت دیگر نه تنها کیفیت سرمایه اجتماعی، گشودگی ارتباطات، ایجاد جوّی تؤام با اعتماد، صمیمیت، مسئولیتپذیری و مشارکت که از مؤلفه های سرمایه اجتماعی محسوب میشوند، به نوع ساختار سازمانی دانشگاه بستگی دارد، بلکه تحقق رضایت تحصیلی دانشجویان نیز تا حد زیادی به کیفیت و نوع ساختار سازمانی دانشگاه وابسته میباشد (نورالسناء، سقایی، شادالویی و صمیمی، ۱۳۸۷). در واقع، ساختار سازمانی که به عنوان رکن اصلی و اساسی سازمان محسوب می شود، با طرحریزی صحیح الگوهای ارتباطی و ایجاد هماهنگی بین عناصر سازمانی به بهبود عملکرد ذیربطان آموزشی و کیفیت خدمات آموزشی جهت جلب رضایت تحصیلی دانشجویان خواهد انجامید.
با وجود موارد فوق و در حالیکه امروزه نقش ارتباطات در تسهیل جریان اطلاعات و زمینهسازی برای تصمیمسازی و تصمیم گیری بر کسی پوشیده نیست (شاهی، نوهابراهیم و مهرعلیزاده، ۱۳۸۷)، سازمانها و به خصوص دانشگاهها و مؤسسات و مراکز آموزشعالی، با اصرار بر وفاداری نسبت به ساختارهای مکانیکی و ایستا (بازدارنده) و تمرکز بر کنترل امور حرفهای به صورت متمرکز (هوی و همکاران، ۱۹۸۳)، نه تنها حصول قابلیت های لازم جهت پاسخگویی به ذینفعان را از خود سلب کرده اند، بلکه با توسعه بی اعتمادی در بین ذیربطان آموزشی، بقای خود را در شرایط پر رقابت امروز، به مخاطره انداختهاند.
بدینترتیب، از آنجا که دانشجویان به عنوان مهمترین و اصلیترین دریافتکنندگان خدمات دانشگاهی محسوب میشوند (وارن و تیو[۳۸]، ۲۰۰۱)، پایش مستمر رضایت تحصیلی آنها، جهت اتخاذ سیاستهای مناسب نه تنها به پیشرفت و موفقیت علمی آنها کمک خواهد کرد، بلکه منجر به حفظ و بقای دانشگاه در محیط رقابتی نیز خواهدشد (دشیلدز، کارا و کایناک[۳۹]، ۲۰۰۵؛ هِلگِسن و نِسِت[۴۰]، ۲۰۰۷). بر این اساس، دانشگاهها و مؤسسات و مراکز آموزشعالی ناگزیر باید بکوشند تا با ایجاد جوّی تؤام با اعتماد و حمایت از فرایندهای منعطف و پویای یاددهی ـ یادگیری از طریق توسعه سرمایه اجتماعی و طراحی ساختارهای تواناساز، جهت جلب رضایت دانشجویان و حفظ بقای خود در محیط تلاش کنند.
در تحقیق حاضر تلاش خواهد شد تا ضمن بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و نوع ساختار سازمانی دانشگاه با رضایت تحصیلی دانشجویان به بررسی رابطه تعاملی این دو متغیر جهت پیش بینی میزان رضایت تحصیلی دانشجویان پرداخته شود. البته با توجه به اینکه کیفیت آموزشعالی به شدت متأثر از مجموعه عوامل و شرایط محیط درونی و بیرونی مراکز دانشگاهی میباشد، نتایج حاصل از این تحقیق می تواند نوعی چارچوب کلی برای مدیران و مسئولان دانشگاهی به منظور تلاش جهت تأمین و تضمین رضایت تحصیلی دانشجویان از طریق بهبود برنامه های دانشگاهی، تجدیدنظر در ساختارهای متمرکز دانشگاهی، تغییر در برخی از سیاستهای تمرکزی و دست وپاگیر و توسعه شبکه های ارتباطی در بخشها یا گروه های آموزشی جهت توسعه سرمایه اجتماعی را فراهم آورد.
۱ ـ ۳ ـ اهداف پژوهش
هدف کلی تحقیق، بررسی رابطه بین نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایه اجتماعی بخشها با رضایت تحصیلی دانشجویان بود. در این راستا اهداف جزئی زیر دنبال شده است:
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ اهداف اصلی
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ ۱ ـ تعیین نوع ساختار سازمانی غالب در دانشگاه شیراز
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ ۲ ـ ارزیابی وضعیت سرمایه اجتماعی بخشهای (گروه های) آموزشی
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ ۳ ـ ارزیابی وضعیت رضایت تحصیلی دانشجویان
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ ۴ ـ بررسی رابطه بین نوع ساختار سازمانی دانشگاه با رضایت تحصیلی دانشجویان
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ ۵ ـ بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی بخشها با رضایت تحصیلی دانشجویان
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ ۶ ـ بررسی رابطه تعاملی نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایه اجتماعی بخشها با رضایت تحصیلی دانشجویان
۱ ـ ۳ ـ ۲ ـ اهداف فرعی
۱ ـ ۳ ـ ۲ ـ ۱ ـ مقایسه ابعاد رضایت تحصیلی دانشجویان
۱ ـ ۳ ـ ۲ ـ ۲ ـ مقایسه دیدگاه اساتید گروه های مختلف درباره نوع ساختار سازمانی دانشگاه
۱ ـ ۳ ـ ۲ ـ ۳ ـ مقایسه دیدگاه اساتید گروه های مختلف درباره سرمایه اجتماعی بخشهای آموزشی
۱ـ ۳ ـ ۲ ـ ۴ ـ مقایسه رضایت تحصیلی دانشجویان در گروه های مختلف آموزشی
۱ ـ ۴ ـ سؤالات پژوهش
۱ـ ۴ ـ ۱ ـ سؤالات اصلی
۱ ـ ۴ ـ ۱ ـ ۱ ـ نوع ساختار سازمانی غالب در دانشگاه شیراز کدام است؟
۱ ـ ۴ ـ ۱ ـ ۲ ـ آیا سرمایه اجتماعی بخشها در وضعیت مطلوبی قرار دارد؟
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 10:59:00 ب.ظ ]
|