صفاتی که با برونگرایی و درونگرایی همبستگی دارند در زیر شرح داده می شود مبین و مؤید تعریفی است که از این حالت روانی شده است :

 

الف – برونگرایان مردمی خونگرم ، زودآشنا ، اهلل معاشرت ، و گفت و شنود هستند ، به آنچه دیده و شنیده می شود و به طور کلی به آنچه محسوس یا به اصطلاح قابل لمس است ، توجه و علاقه دارند ، به سیر انفس و آفاق می پردازند . به اشیا ء و اشخاص به آسانی دل می بندند و به آسانی هم دل برکنند ، عمل را دوست دارند و به سرعت و سهولت عزم می‌کنند و تصمیم می گیرند . در زمان حال زندگی می‌کنند و برای دارایی خود و ‌پیروزی‌های اجتماعی خود ، ارزش قائلند و چندان پای بند به وفای به عهد و رعایت اصول نیستند . ( سیاسی ، ۱۳۸۶ ، ص ۶۵ )

 

ب – ‌درون‌گرایان برعکس ، دیر آشنا ، مردم گریز ، محافظه کار و خیال پرورند ،به دیگران به نظر احتیاط و احیاناً بدگمانی می نگرند ، به آنچه آشکار است به نیروهای نامرئی و نوامیس طبیعت علاقه نشان می‌دهند بیشتر اهل نظرند تا اهل عمل . پیش از عزم و تصمیم ، مدتی از خود تردید نشان می‌دهند . به اشیاءو اشخاص دیر دل می بندند ولی در دلبستگی و وفای به عهد پایدار هستند ( کریمی ، ۱۳۸۴ ،ص ۱۰۹ )

 

ویژگی‌های شخصیتی برونگراها :

 

    1. علامند به وقایع پیرامون خود .

 

    1. روراست و معمولاً پرحرف .

 

    1. عقاید خود را با دیگران مقایسه می‌کنند .

 

    1. اهل عمل و پیش قدمی در کارها .

 

    1. به سهولت دوستان جدیدی یافته و یا با یک گروه خود را وفق می‌دهند .

 

    1. افکار خود ر ا بیان می‌کنند .

 

    1. علاقمند به افراد جدید .

 

    1. بزرگترین وحشت وی آن است که نکند پس از یک فاجعه هولناک ، آخرین بازمانده بشر روی زمین باشند ( ترس از قطع ارتباط با دنیای خارج و مردم ) تنهایی برای او بسیار آزار دهنده است .

 

    1. از تعامل و ارتباط برقرار کردن با دیگران انرژی می گیرند .

 

    1. خوش مشرب بوده اما زیاد احساساتی نیستند .

 

    1. ۵۷ الی ۶۰ % از جمعیت را تشکیل می‌دهند .

 

    1. از جمع شدن با دیگران لذت می‌برند و هرچه بیشتر باشند آن ها شادترند .

 

    1. این افراد از لحاظ اجتماعی پیشرفت می‌کنند و اغلب رهبر گروه هستند .

 

  1. این افراد در جستجوی محرک و هیجان هستند و خواهان محیط های شلوغ اند ( میرتقی گرومی فرشی ، ۱۳۸۰ ،ص ۵۹ )

ویژگی‌های شخصیتی درونگراها :

 

    1. علاقمند به احساسات و افکار خودشان : نیاز به داشتن قلمرو شخصی ، کم حرف ، ساکت و متفکر

 

    1. دوستان زیادی ندارند .

 

    1. در ارتباط برقرار کردن با افراد جدید مشکل دارند

 

    1. علاقمند به سکوت و تمرکز

 

    1. از دیدو بازدیدهای غیرمنتظره و ناگهانی بیزارند .

 

    1. کارایی وی در تنهایی یشتر است .

 

    1. بزرگترین وحشت وی آن است که در یک جمع شلوغ قرار گیرد .

 

    1. در بین مردم انبوه بودن آن ها را خسته می‌کند

 

    1. بیشتر از دست کرده خودشان خشمگین می‌شوند تا دیگران

 

    1. معمولاً کمرو هستند

 

    1. اهل ایده و عقاید نو

 

    1. از در میان گذاشتن اطلاعات شخصی با دیگران ممانعت می‌کنند

 

    1. مایل به رویکرد آهسته اما دقیق می‌باشند

 

    1. با مشاهده درس می آموزند ( عبرت گرفتن از دیگران ) و پس از آموختن روش زندگی خود را آغاز می‌کنند .

 

  1. ۲۵ الی ۴۰ % از جمعیت را تشکیل می‌دهند.( همان منبع ، ص ۶۱ )

اختلال‌های شخصیت :

 

اصطلاح اختلالات شخصیت ، برای توصیف الگوهای رفتاری خاص که برای دیگران زیان آور هستند ، اما برای بیمار منبع لذت می‌باشند ، به کار می‌روند . در کتاب راهنمای تشخیصی اختلالات روانی ، ویژگی‌های اختلالات شخصیتبه شرح زیر بیان شده است :

 

    1. این اختلالات ، عمدتاًً از دوران اولیه زندگی شروع می‌شوند و در طول عمر ادامه می‌یابند .

 

    1. مبتلایان ‌به این دسته از اختلالات ، معمولاً علائم اضطراب را از خود نشان نمی دهند .

 

    1. این افراد به ندرت به صورت دوطلبانه برای درمان مراجعه می‌کنند .

 

    1. این بیماران از تحمل بسیار کمی برای مقابله با استرس برخوردار هستند .

 

  1. این افراد ، موجب نگرانی و ناراحتی دیگران می‌شوند .( ستوده ، ۱۳۸۱ ، ص ۲۲۸ )

هنگامی که ویژگی‌های شخصیت ، چندان انعطاف ناپذیر و انطباقی شود که کارکرد شخص را به صورت چشمگیری مختل سازند ، به عنوان اختلال شخصیت شناخته می‌شوند . این دسته از مردم خودشان و دنیا را طوری در می‌یابند که برای خودشان پررنج و عذاب است و یا توان تلاش و کار را از آنان سلب می‌کند این تجربه ها در کودکی یا نوجوانی آغاز شده و در طول زمان و موقعیت های گوناگون پایدار ماند ، و در بیشتر زمینه ها بر زندگانی شخص تأثیر می‌گذارد : این گونه اختلال ها که در واقع شیوه ای نارسا و نامناسب برای حل مسأله و کنارآمدن با فشار روانی به شمار می‌آیند معمولاً در اوایل نوجوانی بارز و آشکار شده و در سراسر زندگی ادامه می‌یابند ( هاشمیان ، ۱۳۸۵ ،ص ۵۴۸ )

 

در DSM-IV چندین نوع اختلال شخصیت مطرح شده است که در زیر به صورت خلاصه آورده شده است :

 

    1. شخصیت جامعه ستیز : تکانشی ، رفتارهای خالی از عطوفت و بی اعتنا به دیگران و ارج نگذاردن بر هنجارهای اجتماعی

 

    1. شخصیت مرزی : ناپایداری مزمن در خلق و روابط با دیگران و خودنگری ، تکانشوری خود ویرانگر

 

    1. شخصیت هیستریایی : نیاز شدید به توجه و تأیید دیگران از راه رفتار نمایشی ، اغواگری و وابستگی

 

    1. شخصیت خودشیفته : خود بزرگ پنداری و بی اعتنایی و زیرپا گذاردن مکرر نیازهای دیگران ، بهره کشی از دیگران

 

    1. شخصیت پارانوئیدی : بی اعتمادی گسترده و مکرر به دیگران به صورت نابجا و ناروا

 

    1. شخصیت اسکیزوفرنی گونه : رفتار هیجانی و اجتماعی مکرراً نامناسب یا بازداشته ، شناختهای انحرافی ، گفتار نامنسجم

 

    1. شخصیت مردم گریز : اجتناب از تعامل های اجتماعی ، محدود ساختن تعامل ها به سبب نگرانی مزمن از انتقاد شدن

 

    1. شخصیت وابسته : خودباختگی گسترده ، نیاز به مراقبت شدن و ترس از طرد شدن

 

  1. شخصیت وسواسی : انعطاف ناپذیری و خشکی شدید در کارها و روابط اجتماعی ، کمال گرایی افراطی ( همان منبع ، ص ۵۴۹ )

سنجش شخصیت :

 

به طور کلی در روان شناسی از دو نوع روش برای ارزیابی و اندازه گیری شخصیت استفاده می شود یکی روش عینی و دیگری روش فرافکن . در روان شناسی بالینی ، روش های عینی را می توان به دو قسمت تقسیم کرد : یکی از آنکه رفتار فرد را با مشاهده مستقیم ارزیابی می‌کند و ‌بنابرین‏ به آن ها هم می توان نام مشاهدان کلینیکی داد و دسته دیگر که آن ها را با نام آزمون‌های عینی می شناسیم ( شاملو ، ۱۳۸۶ ،ص ۱۱۳ )

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...