فایل ها درباره ماهی کپور معمولی- فایل ۱۷ |
![]() |
۴-۳٫ فعالیت سیستم کمپلمان
سیستم کمپلمان نیز یکی از فاکتورهای ایمنی غیر اختصاصی میباشد که تاثیر بسزایی در پاسخ ایمنی ماهی دارد. همچنین یک عامل همورال ایمنی ذاتی است و نقش مهمی در حفظ کارایی دستگاه ایمنی و حذف عوامل بیماری زای ماهی داشته که در ماهیان استخوانی فعالیت ضد ویروسی، ضد انگلی و ضد باکتریایی دارد. افزایش فعالیت کمپلمان بدنبال استفاده از محرک های ایمنی غیر اختصاصی به کرات گزارش شده است(علیشاهی، ۱۳۸۸ Iwama et al, 1996;).
در این تحقیق تجویز خوراکی عصاره مرزه، لعل و ترکیب این دو عصاره تاثیر معنی داری در میزان فعالیت کمپلمان ماهی کپور در گروه های ایمن و غیر ایمن نشان نداد که با توجه به تحریک فاکتورهای ایمنی غیر اختصاصی دیگر (لایزوزیم و قدرت باکتری کشی سرم در گروه غیر ایمن)، میتوان دو احتمال عمده را در این مورد در نظر گرفت، اولاً در برخی مطالعات مشابه علیرغم گزارش تحریک پاسخ ایمنی غیر اختصاصی ماهی، فعالیت کمپلمان افزایش معنی داری نیافته است(Baulny et al., 1996 Selvaraj et al., 2005;)، که میتواند به علت تاثیر ویژه محرک ایمنی بکار رفته باشد، بطوریکه روی واکنش های خاصی از ایمنی غیر اختصاصی تاثیر گذاشته و کمپلمان را تحت تاثیر قرار نداده است، از طرفی احتمال مشکلات تکنیکی در انجام آزمایش اندازه گیری فعالیت کمپلمان را نیز میتوان به عنوان یکی از علل این اختلاف دانست، چراکه فعالیت کمپلمان به تغییرات محیطی مثل دما بسیار حساس بوده و شاید میزانی از فعالیت کمپلمان در طی تهیه نمونه، فریز نمودن و نیز در طول فریز نمودن از بین رفته است. بطوریکه کمپلمان باقی مانده در نمونه های سرمی فعالیت نسبتاً مشابه داشته اند. قنواتی و همکاران نیز در سال ۱۳۸۷ به نتایج مشابهی با نتایج ما در مورد عصاره گیاهان دارواش و سیاهدانه رسیدندکه آنها نیز علت را در مشکلات تکنیکی در انجام آزمایشات دانستند.
۴-۴٫ تیتر آنتی بادی
با وجود افزایش تیتر آنتی بادی در تیمارهای ایمن نتایج این تحقیق گویای عدم تاثیر معنی دار عصاره های مرزه، لعل و ترکیب لعل و مرزه بر تیتر آنتی بادی ضد باکتری آئروموناس هیدروفیلا در گروه های ایمن و غیر ایمن بود(۰۵/۰P>). از ویژگی های اصلی واکسن ها، افزایش بقاء ماهی واکسینه شده پس از چالش با آنتی ژن اختصاصی مورد نظر میباشد. لذا اندازه گیری آنتی بادی ضد باکتری آئروموناس هیدروفیلا یکی از روش های بررسی تحریک ایمنی اختصاصی میباشد. تحریک سیستم ایمنی ماهی بدنبال استفاده از عصاره های گیاهی و سایر محرکهای ایمنی در تحقیقات مختلف گزارش گردیده است
(Brunt et al., 2007; Yuan et al., 2007; Swain et al., ۲۰۰۶; Jian & Wu, 2003; Iwama et al, 1999; Gudmundsdóttir & Magnadóttir, 1997).
جعفرزاده و همکاران در سال ۱۳۸۷ بدنبال تجویز خوراکی عصاره دارواش افزایش تیتر آنتی بادی را در ماهی کپور مشاهده نمودند. آنها بیان کردند این افزایش میتواند به علت افزایش پروتئین های سرمی، بویژه ایمونوگلوبولین های سرمی باشد که این افزایش ایمونوگلوبولین ها تحت تاثیر مواد موثره موجود در این عصاره بوده است. در مطالعه ای مشابه Vasudeva و همکاران در سال ۲۰۰۴ نیز ا فزایش تیتر آنتی بادی اختصاصی بعد از تجویز عصاره گیاهی را گزارش نمودند. افزایش آنتی بادی در پلاسمای کپورهای تغذیه شده با عصاره گیاهان چینی Ganoderma lucidum و Astragulas radix توسط Yin و همکاران در سال ۲۰۰۹ گزارش گردید.
Selvaraj و همکاران نیز در سال ۲۰۰۶ با بهره گرفتن از بتا گلوکان بعنوان محرک ایمنی، افزایش تیتر آنتی بادی ضد آئروموناس هیدروفیلا در ماهی کپور معمولی را گزارش نمودند. همچنین Harikrishnan و همکاران (۲۰۰۳) تحریک ایمنی اختصاصی ماهی طلایی را بعد از تجویز عصاره گیاهی گزارش نمودند.Choi و همکاران (۲۰۰۸) تحریک سیستم ایمنی غیر اختصاصی مار ماهی را پس از تجویز خوراکی عصاره دارواش (بومی کره) گزارش نمودند. در تحقیق حاضر تجویز خوراکی عصاره گیاهان(مرزه خوزستان و لعل کوهستان) نتوانسته است سیستم ایمنی اختصاصی ماهی را تحریک کند و علی رغم برخی از گزارشات که تاثیر این عصاره ها را بر سیستم ایمنی حیوانات خونگرم تایید می کند(Mahboubi & Feizabadi., 2008; Basiri et al., 2007; Vosough-Ghanbariet al., 2008; Rezvanfar et al., 2009)، ترکیبات موثره این عصاره بر تحریک ایمنی اختصاصی در ماهی اثر ندارند. با وجود تحریک برخی فاکتورهای ایمنی غیر اختصاصی و افزایش مقاومت نسبت به چالش با باکتری در برخی تیمارها، عدم تاثیر روی ایمنی اختصاصی و تیتر آنتی بادی را میتوان به دلایل زیر نسبت داد:
اولاً محرک های ایمنی بیشتر ایمنی غیر اختصاصی را تحریک مینمایند و در بسیاری از تحقیقات ایمنی اختصاصی تحت تاثیر محرک های ایمنی قرار نگرفته اند (Kumari & Sahoo, 2006) از طرفی احتمال دارد دوز موثر بر ایمنی اختصاصی یا مدت زمان تجویز عصاره برای تحریک ایمنی اختصاصی بیشتر از میزان بکار رفته در این تحقیق باشد، تفاوت های اساسی سیستم ایمنی ماهی با حیوانات خونگرم نیز میتواند از دلایل تفاوت نتایج برخی تحقیقات در حیوانات خونگرم با نتایج این تحقیق باشد.
۴-۵٫ بقای نسبی[۳۵]
ماهیان در شرایط اسارت تحت استرس بوده و شرایط ممکن است نامساعد و باعث کاهش مقاومت بدن آنها در برابر بیماریهای گوناگون گردد. محیطهای غیر طبیعی به علت بسته بودن سریعاً دستخوش تغییرات شده و در اثر نامساعد شدن شرایط، مقاومت بدن ماهیان در مقابل بیماریها کاهش یافته و از طرف دیگر محیط برای تکثیر و افزایش حدت بیماری زایی میکروب ها مساعد میگردد. رشد و تکثیر عوامل بیماری زا در محیط های غیر طبیعی و پرورشی به علت بسته بودن آنها قابل توجه است. از آنجایی که پرورش ماهی باید مقرون به صرفه باشد، ماهیان پرورشی با تراکم بالا نگهداری میشوند که از دو جهت به بیمارشدن ماهی کمک میکند: اول اینکه سرایت عوامل بیماریزا از یک ماهی به ماهی دیگر آسان بوده و دوم این که تراکم، یکی از عوامل استرس زا برای ماهی است(مخیر، ۱۳۸۱).
محققان متعددی از اثرات مفید محرک های سیستم ایمنی در مواجه با باکتری های بیماری زا و افزایش مقاومت ماهیان در برابر باکتری ها گزارش نموده اند که برخی از آنها عبارتند از: Grobiotic- A در برابر باکتری Mycobacterium marinum (Li & Gatlin, 2005)، نوکلئوتیدها در برابر باکتریAeromonas hydrophila (Choudhury et al., 2005)، لوامیزول در برابر باکتری Aeromonas hydrophila (Gopalakannan & Arul, 2006)، Aloe vera در برابر باکتری Aeromonas hydrophila (Alishahi et al., 2010)، دارواش در برابر باکتری Aeromonas hydrophila (قنواتی و همکاران ۱۳۸۷).
یکی از ویژگی های اصلی واکسن ها افزایش بقای ماهی های واکسینه شده پس از چالش با آنتی ژن اختصاصی مورد نظر است و تجویز برخی محرک های ایمنی باعث افزایش کارایی واکسن ها میگردد (Brunt et al., 2007). بر اساس نتایج به دست آمده در تیمارهای ایمن به طور معنی داری تلفات کمتری نسبت به تیمارهای غیر ایمن مشاهده شد که با توجه به حضور آنتی بادی های اختصاصی در ماهی های ایمن شده کاملاً قابل توجیه میباشد. به طور کلی واکسن تولید شده در برابر هر عامل عفونی باعث ایجاد محافظت در برابر آن و کاهش تلفات پس از چالش با آن عامل میگردد(; Alishahi et al., 2010علیشاهی، ۱۳۸۷). در تحقیق حاضر در تیمارهای غیر ایمن تجویز خوراکی عصاره مرزه خوزستان باعث کاهش معنی دار تلفات نسبت به گروه کنترل گردید(۰۵/۰P<). در صورتیکه تجویز لعل کوهستان و ترکیب این دو عصاره تغییر معنی داری در تلفات ایجاد ننمود(۰۵/۰P>). همچنین در تیمارهای ایمن تجویز خوراکی عصاره مرزه و نیز ترکیب عصاره های مرزه و لعل کاهش معنی داری را در درصد تلفات بعد از چالش با باکتری آئروموناس هیدروفیلا نسبت به گروه کنترل ایجاد نمود. البته تجویز لعل تاثیری در درصد تلفات بعد از چالش نداشت(۰۵/۰P>). این نتایج گویای تاثیر خوب مرزه خوزستان در ایجاد مقاومت در برابر عفونت باکتریایی در تیمارهای ایمن و غیر ایمن میباشد، در صورتیکه عصاره لعل کوهستان چنین اثری نداشت. با وجود گزارشات تحریک ایمنی هر دو عصاره در حیوانات خونگرم، احتمالاً مکانیسم اثر این دو ماده کاملاً متفاوت بوده و لعل کوهستان گزینه خوبی برای افزایش مقاومت در برابر عفونت های باکتریایی در ماهی نمیباشد. مطالعات مشابه نیز تاثیر برخی عصاره ها در افزایش مقاومت نسبت به عفونت های باکتریایی را گزارش نموده اند. Yin وهمکاران (۲۰۰۹) اثر گیاهان چینی Astragalus radix و Ganoderma lucidum را در ماهی کپور معمولی بررسی نموده که افزایش بقاء را در ماهیان تغذیه شده با ترکیب این گیاهان مشاهده نمودند. گزارش مشابهی نیز توسط Jan و همکاران در سال ۲۰۰۳ از کاربرد داروهای سنتی چینی برروی ماهی Croaker زرد در مقابل Pseudosciaena crocea ارائه شده است. Alishahi و همکاران (۲۰۱۰) نیز افزایش مقاومت در برابر عفونت باکتریایی را به دنبال تجویز خوراکی صبر زرد در ماهی کپور معمولی گزارش نمودند.
افزودن هسته تخم انبه به جیره غذایی ماهی روهو Labeo roho سبب افزایش پاسخ ایمنی و مقاومت در برابر باکتری بیماریزای آئروموناس هیدروفیلا شد(Sahu et al., 2007).
قنواتی و همکاران نیز در سال ۱۳۸۷ با تجویز عصاره دارواش به ماهی کپور معمولی شاهد افزایش کارایی واکسن آئروموناس هیدروفیلا بودند که سبب کاهش معنی دار تلفات بعد از چالش با باکتری زنده گردید، ولی عصاره سیاه دانه و دارواش در تحقیقات آنها در گروه غیر ایمن تفاوت معنی داری را با گروه شاهد نشان نداد.
Kim وهمکاران (۱۹۹۹) نیز با تجویز آلوئه ورا به ماهی Rockfish افزایش مقاومت در برابر عفونت با باکتری ویبریو آنگوایلاروم را گزارش نمودند. نتایج مشابهی از کاربرد، پودر برگ گیاه Rosmarinus officinalis (Abutbul et al., 2004) ، عصاره آبی گیاه Eclipta alba (Christybapita et al., 2007) و عصاره الکلی گیاه Solanum trilobatum (Divyagnaneswari et al., 2007) نیز در منابع مشاهده گردید که نسبتاً با یافته های تحقیق حاضر انطباق دارد. البته عدم تاثیر دو عصاره مورد بررسی ( لعل و ترکیب لعل و مرزه) دراین تحقیق بر میزان بقای ماهی های غیر ایمن، میتواند به علت حدت بالای باکتری یا نیاز به غلظت های بالاتر عصاره برای تاثیر بیشتر باشد.
۴-۶٫ فاکتور های خونی مورد بررسی
گلبول های سفید در ماهیان عمل فاگوسیتوز و پاسخ ایمنی بدن نسبت به عوامل انگلی، باکتریایی و ویروسی و کمک به ترمیم بافت های صدمه دیده را به عهده دارند. اندازه گیری گلبول های سفید، درصد و نوع آنها در تعیین وضعیت عمومی ماهی کاربرد فراوانی میتواند داشته باشد (علیشاهی، ۱۳۸۷). محرک های سیستم ایمنی میتوانند در تعداد و فعالیت گلبول های سفید خونی تاثیر گذارند(Raa et al., 1992). برخی محرک های ایمنی در بهبود خونسازی در اندام های خونساز و بهبود فاکتورهای خونی تاثیر میگذارند.
نتایج تعداد گلبولهای سفید به دست آمده از آنالیز فاکتورهای خونی در جدول ۳-۳ نشان میدهد که این فاکتورها در بین ماهیان تغذیه شده با عصاره گیاهان مرزه، لعل و ترکیب لعل و مرزه و گروه شاهد تفاوت معنی داری را ایجاد نکرده است(۰۵/۰P>). البته افزایش نسبی در تیمارهای تغذیه شده با عصاره مرزه نسبت به سایر تیمارها مشاهده میگردد. با مقایسه نتایج تاثیر عصاره ها بر تیتر آنتی بادی و تعداد لکوسیت ها مشخص میگردد که هر دو فاکتور در هیچ یک از گروه ها افزایش نیافته است، لذا به درستی میتوان نتیجه گرفت که عدم تغییر در تیتر آنتی بادی بدنبال عدم افزایش تعداد لکوسیت ها (مخصوصاً لنفوسیت) بوده است. چراکه آنتی بادی ها توسط لکوسیت ها تولید میشوند، لذا این ترکیبات احتمالاً در تحریک برای تولید برخی از سایتوکین ها نقشی نداشته و تعداد و فعالیت لکوسیت ها را نیز تحت تاثیر قرار نداده اند. البته عدم تاثیر این عصاره ها را همچنین میتوان به دلیل کم بودن احتمالی دوز عصاره نسبت داد، چراکه افزایش نسبی در تیمارهای تغذیه شده با مرزه مشاهده میگردد، ولی این افزایش به حدی نیست که از نظر آماری معنی دار باشد. در تحقیقات متفاوت، تاثیر محرک های ایمنی بر افزایش لکوسیت های ماهی گزارش گردیده است. به عنوان مثال تجویز گلوکان و لیپوپلی ساکارید در ماهی کپور معمولی، افزایش تعداد و نسبت گلبول های سفید را باعث شده است(Selvaraj et al., ۲۰۰۵ & 2006). Tatina و همکاران (۲۰۱۰) نیز افزایش تعداد لکوسیت های تاس ماهی را بدنبال استفاده از ویتامین E و C به عنوان محرک ایمنی گزارش نمودند. Harikrishnan و همکاران(۲۰۰۳) تاثیر افزودن عصاره های گیاهی بر تعداد و نسبت لکوسیت های ماهی طلایی را گزارش نمودند. همچنین نتایج بدست آمده از تحقیق Akrami و همکارانش در سال ۲۰۰۸ نشان میدهد با اضافه کردن اینولین از ۱ تا ۳ درصد به جیره غذایی فیل ماهیان جوان، تعداد کل گلبولهای سفید در ماهیان تغذیه شده با کمترین سطح از اینولین به طور معناداری در مقایسه با سایر گروه های آزمایشی بالاتر بوده است.
Sahu و همکاران در سال ۲۰۰۷ نشان دادند که هسته تخم انبه به عنوان یک محرک ایمنی سبب بالا رفتن سطوح لوکوسیت ها در ماهیان تغذیه شده با این مکمل غذایی میشود. Choundhury و همکاران در سال ۲۰۰۵ دریافتند که استفاده از RNA مخمر به عنوان محرک ایمنی سبب افزایش در تعداد کل گلبولهای سفید در ماهی روهو Labeo rohi میگردد. در تحقیق دیگری تغذیه ماهیان روهو با محرک ایمنی مثل لوامیزول و اسید آسکوربیک سبب افزایش تعداد گلبولهای سفید خون گردید(Sahoo & Mukherjee, 2002).
افزایش مقاومت دربرابر عفونت باکتریایی در قزل آلای رنگین کمان پس از تغذیه لاکتوفرین گاوی مشاهده شده است. همچنین این گلیکوپروتئین سبب افزایش تولید ماکروفاژها، گرانولوسیت ها و نوتروفیل گردیده است(Sakai et al., 1999).
در کنار ایمنی ذاتی مکانیسم های دفاعی تکامل یافته تری نیز وجود دارد که در پی رویارویی با آنتی ژن فعال شده و سپس در هر بار برخورد با همان میکروب بر قدرت دفاعی و شدت پاسخگویی آنها افزوده میشود و از آنجا که این نوع ایمنی به صورت واکنش یا پاسخی در برابر عفونت شکل میگیرد به آن سیستم ایمنی تطبیقی نیز گفته میشود.
مرکزیت دفاعی اختصاصی، لنفوسیت ها بوده که مسئول سه شکل از ایمنی اختصاصی میباشند: ایمنی خونی، ایمنی سلول میانجی(Cell-mediate immune) و ایمنی خاطره. ایمنی خونی با تولید آنتی بادی (ایمونوگلوبین) و CMI به پاسخ ها دلالت دارد که توسط لنفوسیت ها و ماکروفاژها ایجاد میشوند. مهمترین شکل ایمنی اختصاصی، ایمنی خاطره است که به عنوان عامل سازگاری با تغییرات ایجاد شده و در نتیجه رویارویی با همان آنتی ژن پاسخ دوم شکل میگیرد. لنفوسیت ها در گردش خون، ارگان های لنفی و دیگر بافت ها بویژه در طی واکنش های التهابی دیده میشوند. در مهره داران عالی تر دو جمعیت از لنفوسیت ها وجود دارند که شامل لنفوسیت T و لنفوسیت B میشوند. لنفوسیت T مسئول برای CMI و مسئول همکاری با لنفوسیت B میباشد که مسئولیت تولید آنتی بادی در بدن را دارد. لنفوسیت T و لنفوسیت B هر دو مسئول ایمنی خاطره میباشند. گزارشات متعددی از افزایش تعداد لنفوسیت ها در آبشش، پوست و روده به خصوص در زمان عفونت و تحریکات وجود دارد(Roberts, 1989). همچنین تحقیقات ثابت نمود که بین استرس و ایجاد مقاومت نسبت به بیماری ها ارتباط وجود دارد. ولی مکانیزم های این ارتباط بسیار پیچیده است. به طوری که استرس موجب بروز تغییرات زیادی در سیستم های فیزیولوژیک بدن از جمله سیستم های دفاعی میگردد(Ellis, 1982). هنگامیکه به ماهی استرس وارد میشود، سطوح در گردش لوکوسیت ها با زمان تغییر کرده و این تغییرات به دنبال انواع فاکتورهای فیزیکی استرس زا، کاهش تعداد لنفوسیت ها یا کاهش تعداد این سلول ها نسبت به تعداد گلبولهای قرمز را شامل میشود.
در مورد سایر فاکتورهای مورد بررسی در این تحقیق، نتایج نشان داد که تجویز خوراکی هیچکدام از دو عصاره مورد بررسی و نیز ترکیب عصاره ها، تفاوت معنی داری در نسبت گلبولهای سفید خونی(هتروفیل، لنفوسیت، ائوزینوفیل، مونوسیت) ماهی ایجاد ننمود(۰۵/۰P>). این یافته ها با برخی تحقیقات انجام شده بر تغییرات گلبولی بدنبال استفاده از محرک های ایمنی در ماهی تطابق ندارد که از آن جمله: Selvaraj و همکاران(۲۰۰۵ و ۲۰۰۶) درماهی کپور معمولی بعد از تجویز گلوکان و LPS باکتری افزایش نسبت نوتروفیل و مونوسیت و کاهش ائوزینوفیل و بازوفیل و عدم تغییر لنفوسیت را گزارش نمودند. Harikrishnan و همکاران (۲۰۰۳) افزودن مکمل های گیاهی به خوراک ماهی طلایی را باعث تغییر تعداد و نسبت گلبول های سفید خونی دانستند. البته استفاده از محرک های ایمنی در ماهی کپور(Watanuki et al., 2006) و تاس ماهی( Tatina et al., 2010) نیز تغییری در نسبت گلبول های سفید ایجاد ننموده است که با نتایج تحقیق جاری انطباق دارد.
قنواتی و همکاران نیز در سال ۱۳۸۷ با بررسی اثر عصاره های دارواش و سیاه دانه بر روی ماهی کپور دریافتند که این عصاره ها تغییری در نسبت گلبولهای سفید خونی ایجاد ننموده است.
محرک های ایمنی مثل بتا گلوکان و اسید آلژنیک میتوانند ایمنی اختصاصی و غیر اختصاصی را افزایش دهند. اثرات بلند مدت و کوتاه مدت جیره حاوی مخمر، بتا گلوکان و اسید آلژنیک بر روی پاسخ ایمنی در ماهی سی باس Dicentrarchus labrax مطالعه شده که در تیمارهای کوتاه مدت با جیره حاوی ۵/۰% ارگوسان روی ایمنی اختصاصی و غیر اختصاصی اثری مشاهده نشد. در تیمارهای بلند مدت، سطوح لایزوزیم و کمپلمان سرم، افزایش نشان داده است و میزان لنفوسیت ها وابسته به تغییرات درجه حرارت آب بود. به طوری که در فصول سرد سال کمپلمان سرم کاهش و سطوح لایزوزیم و درصد لنفوسیت ها افزایش معناداری را نشان داده است(Bagni et al, 2005).
در کل تفاوت نتایج غیر مشابه با تحقیقات فوق را میتوان به خصوصیات نوع محرک ایمنی، تفاوت سیستم ایمنی ماهی مورد بررسی(قنواتی و همکاران، ۱۳۸۷)، احتمالاً زمان کوتاه استفاده از جیره های آزمایشی و شرایط استرس زا چه در زمان انجام آزمایش و چه در زمان نمونه برداری(Ellis, 1982) نسبت داد.
نتایج این تحقیق نشان داده است تجویز خوراکی عصاره مرزه خوزستان و ترکیب عصاره های لعل کوهستان و مرزه باعث افزایش نسبی دفاع ایمنی ماهی کپور معمولی گردیده که این اثر با بهبود برخی فاکتورهای ایمنی غیر اختصاصی ماهی و افزایش کارایی واکسن در برابر باکتری آئروموناس هیدروفیلا نشان داده شده است. البته این اثرات در مورد گیاه مرزه خوزستان بیشتر و قابل توجه تر از سایر عصاره ها بوده است.
نتیجه گیری کلی
در نتیجه گیری کلی میتوان گفت که تجویز خوراکی عصاره مرزه خوزستان برخی فاکتورهای ایمنی غیر اختصاصی ماهی (لایزوزیم، قدرت باکتری کشی سرم) ماهی کپور معمولی را تحت تاثیر قرار داده و میزان بقاء را نیز در ماهیان افزایش داده است. لذا میتوان از آن به عنوان کاندیدایی برای محرک ایمنی ماهی نام برد. ترکیب عصاره لعل و مرزه نیز بعد از عصاره مرزه در درجه دوم اهمیت قرار دارد ولی عصاره لعل با وجود اثرات تحریک ایمنی گزارش شده در حیوانات خونگرم، اثرات تحریک ایمنی محدودی در ماهی داشته (عدم تغییر در میزان لایزوزیم سرم، قدرت باکتری کشی سرم، کمپلمان، تیتر آنتی بادی) و به دنبال آن افزایشی در تعداد لوکوسیت ها ایجاد ننموده است، بنابراین احتمالاً برای تحریک ایمنی ماهی مناسب نمیباشد. لذا امکان بررسی عصاره مرزه خوزستان به عنوان کاندیدایی برای تحریک سیستم ایمنی ماهی هم به عنوان ادجوان (یاور ایمنی، همراه واکسن) و هم به عنوان محرک ایمنی غیر اختصاصی در ماهی وجود دارد.
پیشنهادات
بر اساس نتایج این تحقیق موارد زیر جهت ادامه تحقیق و مطالعات پیشنهاد میگردد:
مطالعات مشابه بر روی سایر ماهیان پرورشی کشور انجام گرفته و نتایج مقایسه گردد.
بررسی امکان استفاده از عصاره مرزه خوزستان در سطح مزرعه پرورش ماهی.
اثر این عصاره ها، بویژه عصاره مرزه بر تیتر ایمنی ماهی به روش های دقیق تر (ELISA) بررسی گردد.
سایر فرآورده های دارویی از این دو گیاه (عصاره آبی ، اسانس، روغن و…. ) به روش تحقیق استفاده شده و نتایج مقایسه گردد.
استحصال ماده موثره این عصاره ها و بررسی اجزای تشکیل دهنده این عصاره ها به تفکیک بر سیستم ایمنی ماهی.
منابع و ماخذ :
پوستی، ا و صدیق مروستی، ع.، ۱۳۷۸٫ اطلس بافت شناسی ماهی. انتشارات دانشگاه تهران. ص ۱۴۹-۱۶۵٫
پیغان، ر و مشایی، م.، ۱۳۸۴٫ مدیریت مزارع پرورشی ماهی گرمابی، بهداشت و تغذیه ماهیها، انتشارات دریاسر، ص ۱۸-۲۲ و ص ۱۱۲-۱۱۵٫
جعفر زاده، م.، علیشاهی، م.، سلطانی، م.، ۱۳۸۷٫ تاثیر تجویز خوراکی عصاره گیاه دارواش و سیاه دانه بر فاکتورهای خونی و تحریک ایمنی اختصاصی ماهی کپور معمولی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اهواز واحد علوم تحقیقات، ۵۵ صفحه.
ذکاء ، ر.، ۱۳۶۴ . بررسی ضد میکروبی گیاهان ایران (قسمت سوم ) پایان نامه دکترای عمومی داروسازی. دانشکده داروسازی تهران. ۷۸ صفحه.
رجحان، م. ص.، ۱۳۸۷٫ دارو و درمان گیاهی، انتشارات فرهیختگان علوی، چاپ پنجم، ۲۸۷ صفحه.
رسولی، س و عبدی، ک .، ۱۳۸۴ . مبانی ایمنی شناسی ماهیان. سیمرغ. سال اول، شماره ۳، صفحه ۱۷- ۱۲٫
زرگری، ع.، ۱۳۸۴٫ گیاهان دارویی، جلد چهارم، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ ششم، ۹۷صفحه.
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 08:29:00 ب.ظ ]
|