۱۸- پِنْجَلّ[۸۰]: وسیله­ای که پنجه­ای شکل بوده و برای بیرون آوردن ظروفی که در برکه افتاده، استفاده می­شده است.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
۱۹- بَردارَه[۸۱]: وسیله­ای که با چوب درست می­شده و دلّۀ آب (حلب ۱۷ کیلویی) را داخل آن قرار می­داده­اند. از آن برای بردن آب به منزل استفاده می­شده است.
۲۰- پَالون، پالُدم، سینه بند: برای بالا رفتن حیوان به سر بالایی به کار برده می­شده که آن را زیرگردن حیوان می­بسته­اند
زِر تِک(زیر شکم حیوان می­بسته­اند)، کفل پوش، غُر،‌اوسار، گردی بند: وسایلی بوده ­اند که برای اسب،‌الاغ و قاطر استفاده می­شده و بعضی از آنان هم اکنون نیز کاربرد دارند.
۲۱- کَندَر[۸۲]:چوبی که به دو طرف آن توسط طناب دو پیت(حلب ۱۷ کیلویی) وصل می­شده و از آن جهت حمل آب استفاده می­کرده ­اند.
۲۲- مَنْجَل[۸۳]:برای درو کردن گندم یا جو در قدیم استفاده می­شده است.
۲۳- خیش[۸۴]: وسیله­ای که به خَر می­بسته اند و برای شخم زدن استفاده می­شده است.
۲۴- اوسین[۸۵]: برای جدا کردن گندم و جو از کاه استفاده می­شده است.
۲۵- بَنَه[۸۶]: با موی بُز بافته می­شده، شبیه تور ماهیگیریمشبک بوده و هنگام درو کاه داخل آن می­ریخته و جا به جا می­کرده ­اند.
۲۶- کَمونچَه : برای زدن پنبه استفاده می­شده است.
۲۷- پَروَند یا فَروَند[۸۷]: طناب مخصوص بالا رفتن از درخت نخل که از الیاف خرما بافتهمی­شود.آن را بر کمر می­بندند و از درخت نخل بالا می­روند.
۵-۲-۶- پوشاک و پیرایه
پوشاک قدیم مردان در روستای هرمود صحرای باغ، عمدتاً شال و قبا و شلواربوده است؛ که کلاه نمدی دو گوش نیز جزئی از این پوشاک بوده و به قول بزرگان این لباس مایه فخر و اعتبار مردان روستا بوده است . هم اکنون لباس مردان مثل سایر مناطق کشور، پیراهن و شلوار و بعضاً کت و شلوار می­باشد.شال و قبا(شامل لباس بلند و کمربند بوده است که به کمر می­بسته­اند).
زنان در قدیم پیراهن­های کوتاه چین­دار و شلوارهای بسیار گشاد می­پوشیده­اند. بعد از آن و در گذشته­ای نه چندان دور لباس­هایی به نام «کُمُپل» که عبارت بوده از دامنی گشاد و چین­دار و بلوزی که کمی بلند بوده و دو طرف آن چاکدار بوده و روی آن قرار می­گرفته است. هم­اکنون این لباس در روستاهای اطراف خصوصاً اقوام ترک استفاده می­ شود،‌حتی در بعضی مراسم عروسی بعضی زنان از این لباس جهت رقص استفاده می­ کنند که زیبایی و جذابیت خاصی دارد و هم­چنین پوشش اصیل زن ایرانی و اصالت و فرهنگ را به خوبی نشان می­دهد. در حال حاضر لباس زنان کاملاً شبیه زنان عرب بوده با پیراهنی بلند که اگردور آستین و یقۀ آن زردوزی شده باشد به آن «مُخَّوَری » یا بعضی­ها «تدریسی» می­گویند و شالی که به آن «آرنی» می­گویند. در منزل از نوع گلدار و بلند آرنی استفاده می­ شود و در بیرون از خانه آرنی سیاه رنگ که بر روی عبامی­پوشند استفاده می­گردد.
در قدیم کفش­های مردانه که به آن «مِلِکی» می­گفته­اند، استفاده می­شده و زنان «کوشَکی» می­پوشیده­اند. به کفش «جُتی» و به چکمه­هایی که بر پا می­کرده ­اند «بُوت» می­گفته­اند.
پیرایه­هایی که زنان خود را با آن می­آراسته­اند، متنوّع و زیبا بوده است که برخی از آنان عبارتند از:
کَرْبای[۸۸]: که به رنگ سرخ و زرد بوده و به صورت دستبند استفاده می­شده، از جنس شبیه شیشه درست می­شده است.
چمبُر[۸۹]ْ: دستبند طلای قبّه­دار، بزرگ و پهن و منحصر به فرد و زیبا که هم­اکنون نیز بعضی زنان دارند.
میل پا: معمولاً نقره بوده و به ساق هر پا می­کرده اند و سنگین بوده است.
کلاه لَچَکی: که نقره بوده و بر سر می کرده اند
جُلوُی[۹۰]: وسیله­ای از طلا که روی کلاه طلا می­پوشیده­اند.
کلاه طلا: که با اشرفی­های طلا تزئین شده و هم­اکنون نیز بعضی زن­ها دارند ومعمولاً در مجالس عروسی بر سر کرده و در شب اوّل عروسی، عروس نیز با لباس قرمز یا سبز آن را بر سر می­ کند.
ماهَک: که به پیشانی می­بسته­اند و از جنس طلا بوده،‌احتمالاً چون شبیه شکل ماه بوده به آن ماهَک می­گفته­اند.
سِلسِلَه: شکل گرد­بند است، جنس آن نقره بوده و دور کلاه طلا می­پوشیده­ اند که تا روی سینه آویزان می­شده است.
کچاچَه: که کلاه نقره بوده است.
پَتْری: :جنس آن از طلا بوده، زینتی که کوچک و دایره شکل است و در یک طرف بینی قرار می­گیرد. سوزن ریزی نیز به آن چسبانده شده که جهت استفاده باید بینی سوراخ باشد. در گذشته زنان از این وسیله تزئینی زیاد استفاده می­کردند، هم اکنون تقریباً مورد استفاده­ای ندارد.
دُمْ­بُشکی[۹۱] : گیره­ای بوده از جنس طلا و نقره که برای آراستن مو استفاده می­شده است هم اکنون بیشتر از جنس پلاستیکی آن استفاده می­ شود است. (اشرفی،‌ غوس،عصیری، گل جُلُوی، خازی کوچک و ماهک)، همه مجموعه ­ای از کلاه طلا هستند که در حال حاضر به صورت اختصاصی بیشتر در مراسم عروسی، به عروس می­پوشانند و بعضی زنان نیز هنوز این مجموعه را دارند.
۵-۲-۷ خیرات، ‌نذورات و صدقات
۵-۲-۷-۱ برات
اهالی روستا، شب نیمه شعبان و شب بیست و هفتم رمضان را شب بَرات می­گویند. در این دو شب هر کس که بخواهد خیرات کند و یا حاجتی دارد، به اندازه وسع مالی­اش چیزی به عنوان خیر به درب منازل همسایه و اقوام می­برد. این نذری ممکن است به صورت غذا طبخ شود مثل برنج و گوشت یا چیز دیگر و یا به صورت مواد خام مثل: گندم، برنج و…. باشد که مقدار مشخصی را در ظرف ریخته و به درب منازل همسایه می­برند.
۵-۲-۷-۲ برکه
یکی از کارهایی خیری که برخی که توانایی مالی دارند انجام می­ دهند و بیشتر در قدیم رواج داشته، ساخت آب انبار یا برکه است که بعضی­ها این امر خیر را برای شادی روح رفتگانشان و بعضی نیز برای خودشان در روستا انجام می­ دهند.
۵-۲-۷-۳ حلیم نیمه شعبان
این حلیم توسط شیعیان روستا طبخ می­ شود. بدین ترتیب که چند روز قبل از فرا رسیدن این عید از اهالی پول جمع کرده و وسایل پخت حلیم خریداری می­ شود. در شب نیمۀ شعبان حلیم با مشارکت اهالی پخته می­ شود و معمولاً شب تا صبح طول می­کشد.هنگام پخت حلیم هر شخص هزار صلوات نذری تقدیم ساحت مقدس امام زمان (عج) می­ کند و به طور معمول هزاران صلوات تا صبح نیمه شعبان ختم می­ شود. صبح روز نیمه شعبان حلیم نذری بین اهالی شیعه و سنی تقسیم می­گردد.
۵-۲-۷-۴ شُلۀ پیرِ پرنده
این شُله نیز یک نذری است. به هر نیتی که باشد،گندم آسیاب شده (به آن ِزبْرِه می­گویند) را خیس می­ کنند. پیاز را در روغن سرخ کرده و نوعی ماهی به نام «موتی» را در پیاز سرخ می­ کنند، به این مواد کنسرو ماهی هم اضافه می­ کنند.سپس ادویه و نمک می­زنند. مواد که کاملاً سرخ شد، گندمِزبْرِه نیز به مواد اضافه می­ شود.خوب تفت می­ دهند و بعد آب اضافه می­ کنند. کاملاً هم می­زنند و می­گذارند خوب پخته شود. این شله زیاد نباید غلیظ شود، بعد از آماده شدن آن را بین اهالی تقسیم می­ کنند.
۵-۲-۷-۵ شلۀ زیارت
این آش بیشتر برای طلب باران پخته می­ شود. ترکیبات اصلی آن معمولاً گوشت و گندم است. چند نفر در روستا می­گردند و پول جمع می­ کنند تا اقلام مورد نیاز شُله را خریداری کنند. به این ترتیب همه اهالی در این نذری شریک هستند. این آش حتماً باید کنار زیارت دِه پخته شود، به همین دلیل به آن شلۀ زیارت گفته می­ شود.
۵-۲-۷-۶ شلۀ گندم چَش­کَنده
یک آش نذری است، که با هر نیّتی پخته می­شده است. بدین صورت بوده که گندم را پاک کردهو سپس با آب جوش می­خیسانده­اند. بعد از خیس خوردن، پوست آن را می­گرفتند و در هاون سَنگی می­کوبیدند و نرم می­کردند.سپس اجازه می­دادند تا خوب بپزد. در این آش معمولاً هفت نوع حبوبات و کله پاچۀ گوسفند استفاده می­شد و بعد از آماده شدن بین همسایه­ها و فامیل تقسیم می­شد.
۵-۲-۷-۷صدقۀ نوزاد
در قدیم زنی که زایمان می­کرد، گوسفندی را به منظور نذری دور گهواره نوزادش می­گرداندند، بعد قربانی می­کردند و گوشت آن­را تقسیم می­کردند.
مقداری گندم یا برنج را در الک یا تشت ریخته و شب زیر گهواره کودک می­گذاشتند و صبح به عنوان خیرات تقسیم می­کردند.
۵-۲-۷-۸عقیقه
عقیقه در دین مبین اسلام، یک امر مستحب است و یک صدقه به حساب می ­آید، چه در مذهب تشیع و چه تسنن. این امر در لارستان و روستاهای تابع حتماً انجام می­گیرد و مردم این دیار به آن اعتقاد راسخ دارند.
پدر موظف است از بدو تولّد تا سن بلوغ هر وقت برایش امکان داشت، این عمل را انجام دهد.
اگر برای عقیقه، شتر یا گاو در نظر گرفته شود به ازای هر هفت نفر یعنی سه پسر و چهار دختر است و اگر گوسفند باشد به ازای هر نفر یکی باید قربانی شود.
حیوانی که برای عقیقه در نظر گرفته می­ شود، باید از هر نظر سالم باشد (یعنی زخمی نباشد، شکستگی شاخ نداشته باشد و به طور کلی هیچ عیب و نقصی نداشته باشد). گوشت حیوان ذبح شده را به فقرا و نیازمندان و همسایه­ها می­ دهند و مقداری نیز برای خود و خانواده بر می­دارند.
۵-۲-۷-۹ نذری زیارت
در قدیم­ترها وروزگاری نه چندان دور اهالی روستا سالی سه مرتبه گاو و گوسفند قربانی می­کردند و هَریسه[۹۲] درست می­کردند. این نذری کنار زیارت دِه به نام «سلطان سیّد احمد عماد» انجام می­گرفته است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...