مطالب پایان نامه ها درباره بررسی شرایط مناسب فضاهای آموزشی و فرهنگی همساز با اقلیم- فایل ۶۹ |
![]() |
به طور کلی خاکهای شهرستان لنگرود به دلیل جنس سنگ مادر، وفور، عناصر آبرفتی و بارش زیاد مطلوب بوده را میتوان به چهار دسته تقسیم بندی نمود.
۱) خاکهای کوهستانی
۲) خاکهای کوهپایه ای و دشتهای دامنه ای
۳) خاکهای دشت آبرفتی
۴) خاکهای دشت ساحلی
۱) خاکهای کوهستانی:
خاکهای کوهستانی کم عمق بوده و ضخامت ناچیزی دارند. از نظر زراعی به استثنای قطعات کوچک قابل توجه نیستند و در نقاط مرتفع به چشم میخورند. عموما در قلمرو جنگلها هستند. و چون روند تشکیل خاک در مقابل فرسایش بسیار به آهستگی صورت میگیرد. لذا اقدامات جدی در جهت تثبیت دامنه ها و حفاظت خاک در این مناطق ضروری است.
۲) خاکهای کوهپایه ای و دشتهای دامنه ای:
این خاکها در حاشیه ارتفاعات به صورت نواری در جنوب شهرستان لنگرود (از لیلا کوه تا کومله) کشیده شده اند و بین جلگه و کوهستان قرار دارند شیب این اراضی ملایم تا متوسط بوده (معمولا بین ۲ تا ۱۵ درصد) اغلب پستی و بلندی به صورت کم و بیش به چشم میخورد به همین دلیل در این خاکها قابلیت کشت چای و مرکبات افزایش یافته و در حال حاضر به این کشتها اختصاص یافته است. بالا بودن قابلیت زراعی خاکهای این منطقه موجب تراکم بیشتر جمعیت در این اراضی شده است. کیفیت درختان مرکبات پرشکوه در منطقه زبانزد است.
۳) خاکهای دشت آبرفتی:
خاکهای دشت آبرفتی حاصل فرایند رسوبگذاری مسیر قدیمیرودخانه بوده و دارای مواد آلی نسبتا مطلوبی است. خاک آن مسطح و دارای کمترین شیب بوده( حدود ۲٪) و در بعضی قسمتها اغلب گود و متشکل از مواد آبرفتی است، زهکشی طبیعی این خاکها به جزء در کناره رودخانه ها که کمیمرتفع ترند بسیار ضعیف است. بافت این خاکها سنگین بوده و اغلب زهدار میباشد، ویژگی خاص این آنها را جهت کشت برنج مناسب بوده احداث باغات در این اراضی بیشتر بر روی پشتهها و در حاشیه رودخانه هاست. اصولا زهاب زیاد در این اراضی باعث نقصان محصول برنج میگردد که برای بهره برداری صحیح از اراضی باید اقدام به ایجاد شبکه زهکشی (سطحی و عمقی) به منظور خارج نمودن هرز آب و جلوگیری از ماندابی شدن اراضی گردد و از آب آن در اراضی پایین دشت استفاده به عمل آید. این خاکها بیشترین گسترش را در شهرستان لنگرود دارند.
۴) خاکهای دشت ساحلی:
این خاکها به صورت نواری در حاشیه دریا کشیده شده اند. شیب این خاکها کم و اغلب شامل ماسههای ساحلی است. از لحاظ پروفیلی بافت این خاکها تکامل نیافته و درصد رس در آنها بسیار جزئی است این خاکها به دلیل عقب نشینی مکرر دریا برای کشاورزی چندان مناسب نبوده مگر در بعضی نقاط آن به کشت برنج و باغات اختصاص دارد. گیاهان عمده این تیپ شامل گونههای توسکا، انار وحشی و تبریزی بوده و گیاهان بوته ای همچون تمشک و هندوانه وجود دارد. (بنیاد مسکن، ۱۳۷۸، ص ۵۱ و ۵۲)
- جغرافیای تاریخی شهر لنگرود
ساختار فضایی – کالبدی هر شهر به گذشته آن و عوامل و حوادثی مربوط می شود که شرایط محیط را در طول زمان برای ایجاد و برقراری آن به وجود آورده است. در این جهت مروری بر ادوار تاریخی و مقایسهای از تاریخ و گذشته و عوامل مختلف که از نظر هنری و فرهنگی محیط را سازمان داده و بر فضای کالبدی آن در روند گسترش و توسعه تأثیر داشته است، می تواند روشنگر چگونگی سازمان و ترکیب ساختمان شهر در شرایط کنونی باشد.
هر اندازه سابقه تاریخی و گذشته شهری غنی تر و حوادثی که در آن اتفاق افتاده پربارتر یاشد به یقین مرور و گذشت از ادوار آن هم نیازمند تأمل و تعمق بیشتری خواهد بود. شهرهای زیادی هستند که با وجود سابقه کهن، رویدادهایی که محیط را چندان تحت تأثیر قرار داده باشند درآنها رخ نداده است. لذا مطالعه تاریخی آثار باقیمانده و گذشته چنین شهرهایی نیزگذارتر وسهل تر خواهد بود (هدایت، ۱۳۸۰، ص۱۱۲). باوجود این آثار شهرنشینی پراکنده ونسبتاً اندک در لنگرود، بیانگر وجود تمدن گسترده تر شهری دردوره های طولانی در این شهر می باشد. لنگرود در دوازده کیلومتری شمال شرقی لاهیجان و ده کیلومتری مغرب و شمال غربی رودسرقرار دارد. با نام لنگرود اولین بار درسال پانصد و دوازده هجری، زمان مرگ سلطان محمدبن ملک شاه فرامرز- بن مردانشاه لنگرودی که از زندان خارج شد، و به کمک علاء الدوله علی مازندرانی ازاصفهان به طبرستان واز آنجا به لنگرود مراجعت نمودآشنا می شویم.
لنگرودیا «لنگاب رود» در سال هزار و سیصد و هشت هجری شمسی از لاهیجان جدا شد و با روستاهای تابعه به صورت شهرستان مستقلی درآمد. به دودلیل این شهر را لنگرود گفته اند : اول اینکه لنگرود درابتدا لنگرگاه بوده است ودوم آنکه لنگرود نام رودخانه ایست در جوار شهر که به دریای خزر می ریزد (میرزایی راد، ۱۳۸۱، ۳۸).
لنگرود در روزگاران پیشین دریا بوده و در زمان آخرین شاه هخامنشی از جمله یکصد و بیست و هفت ولایتی می باشد که خشک شده است. لنگرود در زمان سلاطین «کیا»که هم عصر صفویه بودند، به صورت قصبه ای معمور بود، که یک محله به نام «راه پشته» داشت و بعداً توسعه یافته و شهری بزرگ شد. سرزمین گیلان قبل از دوره صفویه به دو منطقه بیه پیش و بیه پس تقسیم می شد. لنگرود و نواحی شرق گیلان با مرکزین لاهیجان شامل ناحیه بیه پیش می شدند.
در دوره صفویه که هم عصر با حکومت کیانیان در این منطقه بود، شهر لنگرود با توجهاتی که شاه عباس بدان معطوف نمود رونق می گیرد و گسترش شهر در دو طرف رودخانه و در محل برخورد جاده شاهی (شاه عباسی) با رودخانه شکل می گیرد ودرضلع شرقی آن واحدهای تجاری و مسکونی تجار ایجاد می شود. برای ارتباط با طرف دیگر رودخانه یک پل آجری که دارای جلوه های با ارزش تاریخی و معماری است ایجاد می گردد. این پل امروزه نیز مستحکم و پابرجا و محل تردد ساکنین محلات دو طرف رودخانه میباشد. در این دوره راه پشته به عنوان هسته مرکز شهر دارای اهمیت فرهنگی و مذهبی وسکونتی داشته و بافت آن از یک مسجد، حسینیه، حوزه علمیه و ۲ حمام و واحدهای مسکونی تشکیل می شده است. فضاهای تجاری و داد و ستد شهر بیشتر در ضلع شرقی رودخانه و در جوار مرقد (آقا سید حسین) شکل گرفت وبرخی مناطق همجوار آن اختصاص به فضاهای مسکونی تجار و بازاریان و محل حکومتی گردید.
در دوره بعد از صفویه و در زمان رخنه افغان ها به ایران، گیلان به دست روس ها اشغال شد و لنگرود به ماننددیگر شهرهای کشور از رشد و توسعه باز ماند. اما بعد از فروپاشی حکومت افاغنه و روی کار آمدن افشاریه، نادرشاه به لنگرود توجهی خاص نمود بطوری که به واسطه عبور رودخانه پرآب درآن محل ساخت کشتی و لنگرگاه مخصوص نیروی دریایی شمال در این زمان گردید. ایجاد گمرک خانه و لنگرکاه در جوار بازار وحاشیه رودخانه باعث گردید تا لنگرود محل تردد قایق های تجاری و روابط اقتصادی این قسمت از منطقه با مناطق و شهرهای مازندران و گیلان شود. در این دوره جدای از لنگرگاه و گمرک خانه، فضاها تجاری و مسکونی جدید نیز بنا گردید و لنگرود کم کم از حالت قسبه ای بوددن خود در آمد و بعنوان شهر رشد یافت. مجموعه خان نشینی دریابیگی که در محل راه پشته قرار دارد از جمله آثار بازمانده تاریخی این دوره محسوب می شود. دراین مقطع زمانی، شهردر امتداد توسعه دوره صفویه رشد کرد و محلات جدید انزلی محله ودرب مسجد به وجود آمد. از زمان افشاریه تا دوره قاجاریه شهر رشد چشمگیری نیافت.
با روی کار آمدن قاجاریه و به خصوص دوره حکومت فتحعلی شاه، لنگرود مجدداً حیات خود را باز یافت در این دوره محلات قدیمی رشد کردند و محلات جدید نیز پای گرفتند به خصوص محله فشکالی که مقرحکومت محسوب می شد، از رونق ویژهای برخوردار شد. از آثار به جا مانده این دوره مجموعه مسکونی منجم باشی است که وی از جانب فتحعلی شاه والی منطقه لنگرود شد. آثار این مجموعه هنوز باقی است (کهنسال، ۱۳۸۱، ۲۷).
در حد فاصل صفویه تا قاجاریه سیاحان و جهانگردان بسیاری از این منطقه گذر کرده اند و در یادداشتهای خود از لنگرود و شکل و سیمای آن یاد کرده اند.«ابوت» در ۱۲۵۹ هجری قمری می گوید:
«لنگرود ده بزرگ یا قصبه ای است که در دوطرف رودخانه ساخته شده است. آب رودخانه ی لنگرود بسیار کند حرکت می کند. آبادی لنگرود در ۸ میلی دریاست. و می گویند که آب دریا، چند سال یکبار اینجا را فرا می گیرد ولی فعلاً سی سال گذشته که آب دریا به این شهر نیامده است.»
و «ملکونف» در ۱۲۷۷ می نویسد:
لنگرود در زمینی پست و باتلاقی … نخست در کنار دریا و لنگرگاه بود و به این مناسبت نام شهر به وجود آمده است. آب و هوای لنگرود گرم و ناسالم است و اما «ه.ل رابینو» مولف صاحب نظر کتاب «گیلان – ولایات دالمرز ایران» درباره ی لنگرود می نویسد:
«به سبب وجود رودخانه و مناظر این رود، شهر لنگرود از دلرباترین شهرهایی است که در ایران شناختهایم.»
رودخانه ی لنگرود که روزگاری پر آب بود و پربرکت، شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می کند و محله های لنگرود، بر ساحل راست وچپ رودخانه، در دو بخش به هم پیوسته قرار دارند. رابینو که بین سال های ۱۹۱۲-۱۹۰۶ لنگرود را دیده است ، می نویسد که: «این شهرمانندرشت و لاهیجان دفعات بسیاری به سبب حریق ویران گردیده است . لنگرود دارای هشت محله است که ۱۰۰۰ خانه دارد ، ۲۰۰ خانه سفالی، بقیه گالی پوشی، بسیاری از خانه ها دور از هم قرار دارند و باغ و حیاط آنها مانند انزلی با پرچینهایی از نی (Lowle) محدود شده است. محله ثروتمند آنجا شبیه رشت است. این شهر دارای ۴۵۰ دکان و دو انبار نفت، شش موسسه خشک کردن پیله ، نه حمام، بازاری تازه با شصت دکان در دست ساختمان، هشت مسجد، نه زیارتگاه و نزدیک ۵۰۰۰ نفر جمعیت است …».
نه تنها ارقام و آماررابینو ازسال ها پیش، کاستی ها و فزونی هایی گرفته، بلکه ازآغاز سلطنت رضاخان -۱۳۰۰ شمسی- تا شهریور ۱۳۲۰ و از آن پس تا امروزدگرگونی های زیادی درهمه ی زمینه های جغرافیای تاریخی لنگرودپدیدآمده است (طاهری، ۱۳۷۵، ص۲۷۲).
در مورد محله های لنگرود در دوره ناصرالدین شاه، ملگونف چنین آنها را بر می شمارد، لنگرود به محلههای زیر تقسیم می شود:
محله فیشکلی: مسجد و بقعه آقا سید حسین آنجاست و نزدیک مسجد، مدرسه است، محله راه پشته با مسجد ویران شده و تکیه، کسگر محله، کی کلایه و انزلی محله، کاروانسرا در شهر.
مکنزی شرایط و موقعیت بندر لنگرود را چنین توصیف می کند: «سالیانه دو یا سه کشتی روسی نفت و میوه میآورند و در بندری که در دو فرسنگی شهر لنگرود است لنگر می اندازد. نفت، نمک، برنج را به وسیله کرجی هایی که روی رودخانه دیده می شوند می آورند. فلزات و ظروف سفالین و پارچه و سایر لوازم از سوریه به ارزش ۲۳۲۵۰ فرانک بوده وارد می شوند و ماهی دودی و ماهی شور را برای مصرف محلی از انزلی وارد میکنند». صادرات از لنگرود به روسیه شامل چوب، زغال چوب، برنج و سایر محصولات غذایی به ارزش ۲۲۷۹۷۵ فرانک برآورد شده که نشان می دهد ارزش صادرات این منطقه بیشتر از واردات آن بوده است (کهنسال، ۱۳۸۱، ص۳۷).
ویژگی های جمعیتی
جغرافی دانان ازدیرباز به رابطه انسان و محیط زیست وی واقف بوده اند ولی در سال های اخیر نقش جمعیت و اهمیت آن بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین سعی می نماید مسائل مختلف جغرافیایی را با پارامترهای جمعیتی مثل ترکیب های سنی و جنسی جمعیت، مهاجرت و عواملی که در رشد جمعیت موثر است و همچنین توزیع جمعیت و علل پراکنش آن مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند (مهدوی، ۱۳۷۷،ص ۹).
به همین جهت توزیع الگوهای فضایی جمعیت، ساختمان جمعیت و حرکات جمعیت و همچنین اثر نتایجی که این عوامل جمعیتی بر ویژگی های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه بشری باقت قدیم شهر لنگرود دارد مورد توجه قرار می گیرد.
تعداد و توزیع و رشدجمعیت درشهرستان لنگرود
شهرستان لنگرود در سال ۱۳۷۵ دارای ۳۲۲۱۱ خانوار و ۱۳۶۵۷۵ نفر جمعیت بوده که از این تعداد ۶۸۶۷۹ نفر (۳/۵۰ درصد) درنقاط شهری و ۶۷۸۹۶ (۷/۴۹ درصد) در نقاط روستایی ساکن بوده اند. این نسبت براساس آمار سرشماری نفوس ومسکن سازمان مدیریت و برنامه ریزی درسال ۱۳۸۵ با داشتن ۳۸۶۲۶ خانوار دارای ۱۳۳۹۵۶ نفرجمعیت که ۷۸۵۲۴ نفر (۶/۵۸ درصد) در نقاط شهری و ۵۵۴۳۲ نفر (۴/۴۱ درصد) در نقاط روستایی ساکن هستند. این شهرستان براساس آخرین آمار سرشماری نفوس و مسکن در سال۱۳۹۰ دارای ۱۳۷۲۷۲ نفر جمعیت و ۴۴۳۴۴ نفر خانوار می باشد (سالنامه آماری استان گیلان ۱۳۷۵، ۱۳۸۵، ۱۳۹۰، مرکز آمار ایران).
تعداد و توزیع و رشدجمعیت در شهر لنگرود
جمعیت شهر لنگرود در سال ۱۳۴۵ برابر با ۲۰۶۶۸ نفر بوده است ، این جمعیت در سال ۱۳۵۵ با افزایش مطلق ۸۵۴۴ نفر و با رشدی معادل ۵/۳ درصد به ۲۹۲۱۲ نفر افزایش یافت. جمعیت این شهر در سال ۱۳۶۵ بالغ بر ۴۵۹۱۰ نفر بود. به عبارت دیگر طی دهه ۱۳۶۵-۱۳۵۵ جمعیت شهر لنگرود با رشدی معادل ۶/۴ درصد و با افزایش مطلق ۱۶۶۹۸ نفر افزایش یافته بود. جمعیت شهر لنگرود در سال ۱۳۷۵ با احتساب جمعیت کیاکلایه، درویشانبر و جدانوکر به ۶۰۳۱۳ نفر افزایش می یابد.
جمعیت شهر لنگرود طی سال های ۱۳۷۵- ۱۳۴۵ با رشدی معادل ۴/۳ درصد و افزایش مطلق ۳۵۷۰۴ نفر افزایش یافته است و درسال ۱۳۸۵ وبراساس آمار سرشماری نفوس و مسکن جمعیت این شهربه تعداد ۶۵۶۱۴ نفر رسیده است. براساس آمار آخرین سرشماری نفوس و مسکن درسال ۱۳۹۰این شهر دارای ۷۴۴۷۷ نفر جمعیت می باشد (جدول شماره ۳-۱) (سالنامه آماری استان گیلان، ۱۳۴۵، ۱۳۵۵، ۱۳۶۵، ۱۳۷۵، ۱۳۸۵، مرکز آمار ایران).
جدول ۴-۱۱ وضعیت جمعیت شهر لنگرود طی سالهای ۱۳۹۰-۱۳۴۵و متوسط رشد جمعیت
سال | جمعیت شهر لنگرود |
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 04:05:00 ق.ظ ]
|