نگارش پایان نامه درباره :اثرات بستر کاشت و غلظتهای مختلف ایندول بوتیریک اسید (IBA) ... |
![]() |
۵/۱۳ de
بستر کاشت ماسه بادی × بدون هورمون
۳۷/۲۱ cd
بستر کاشت ماسه بادی × ۲ میلیگرم در لیتر هورمون
۳۷/۳۲ ab
بستر کاشت ماسه بادی × ۴ میلیگرم در لیتر هورمون
۷۹/۳۷ a
بستر کاشت ماسه بادی × ۶ میلیگرم در لیتر هورمون
۲۲/۱۵ cde
بستر کاشت مخلوط خاک مزرعه و ماسه بادی × بدون هورمون
۱۱/۲۵ bc
بستر کاشت مخلوط خاک مزرعه و ماسه بادی × ۲ میلیگرم در لیتر هورمون
۳۸/۲۲ bcd
بستر کاشت مخلوط خاک مزرعه و ماسه بادی × ۴ میلیگرم در لیتر هورمون
۸۹/۱۶ cde
بستر کاشت مخلوط خاک مزرعه و ماسه بادی × ۶ میلیگرم در لیتر هورمون
میانگینهای دارای حروف غیر مشترک اختلاف آماری معنیداری با هم دارند (آزمون دانکن).
۱-۲- طول ریشه
نتایج تجزیه واریانس حاکی از اثر غیر معنیدار بستر کاشت و کاربرد هورمون ایندول بوتیریک اسید بر طول ریشه بود (جدول۴-۱). در این آزمایش تیمارهای مورد بررسی بیشتر اثر خود را بر تعداد ریشه اعمال کردهاند و اثر کمتری بر طول ریشه داشتهاند، به طوری که در تیمار بستر کاشت ماسه بادی و کاربرد غلظت ۶ میلیگرم در لیتر هورمون ایندول بوتیریک اسید تعداد بسیار زیادی ریشه (با میانگین ۷۹/۳۷ عدد در هر قلمه) تولید شد.
(جدول ۲-۴). به نظر می رسد که در این مرحله از رشد قلمهها بیشتر انرژی خود را صرف ایجاد تعداد ریشه کردهاند و کمتر به افزایش طول آنها پرداختهاند. همچنین، این احتمال نیز وجود دارد که شرایط محیطی آزمایش و نیز نوع تیمارهای اعمال شده هم، بر واکنش قلمهها مبنی بر افزایش تعداد ریشهها و عدم تغییر معنیدار در طول آنها تأثیر گذار بودهاند. در واقع شاید تیمارهای آزمایشی خصوصاً غلظتهای هورمون ایندول بوتیریک اسید به حدی نبوده است که بتواند اثر معنیدار بر طویل شدن ریشههای ایجاد شده داشته باشد و آنها را تحریک به رشد بیشتر کند، یا حتی ممکن است غلظتهای مورد استفاده در این آزمایش بیش از نیاز برای تحریک به رشد بوده است. یا اینکه تامین رطوبت کافی در خاک گلدان ها و همچنین رطوبت نسبی مطلوب محیط گلخانه منجر به چنین نتیجه هایی شده باشند. در همین راستا، ابوزهرا و همکاران(Abozhm (etal.2013 طی بررسی تأثیر غلظتهای مختلف اکسین شامل ۰، ۱۰۰۰، ۲۰۰۰، ۳۰۰۰، ۴۰۰۰ و ۵۰۰۰ ppm بر ریشهزایی قلمههای گیاه رزماری، گزارش کردهاند که بیشترین طول ریشه در قلمهها در تیمار ppm 1000 اکسین به دست آمد و بین غلظتهای بالاتر از آن تفاوت معنیداری از نظر صفت طول ریشه وجود نداشت. البته در این میان از عامل زمان نیز نباید غافل شد، چرا که شاید اصلاً قلمهها فرصت کافی را در نمونه برداری اول برای توسعه قابل توجه ریشهها و در واقع واکنش مناسب به تیمارهای به کاربرده شده را پیدا نکرده و تنها توانستهاند که تعداد ریشههای خود را افزایش دهند (اولین نمونه برداری ۳۰ روز پس از کاشت قلمهها صورت گرفت). به هر حال با وجود اینکه قبلاً ذکر شد که بین تیمارهای بستر کاشت تفاوت معنیداری از نظر صفت طول ریشه وجود نداشت، اما با این حال همان طور که در شکل (۴-۱) نیز مشخص است، بررسی تغییرات این صفت در شرایط کاربرد بسترهای مختلف کشت نشان میدهد که مقدار این صفت در تیمار بستر کاشت ماسه بادی بیشتر از مخلوط خاک مزرعه و ماسه بادی و هر دو این بسترها بیشتر از خاک مزرعه بود. همان طور که قبلاً نیز اشاره شد خاک مزرعه بافتی رسی داشت و بدیهی است که ریشهها برای اینکه به رشد خود ادامه دهند با نیروی بیشتری از طرف ذرات خاک روبرو هستند و همین امر سبب کاهش طول آنها نسبت به دو بستر دیگر شده است.
شکل ۱-۴- مقایسه تأثیر بسترهای مختلف کاشت بر طول ریشه گیاه رزماری ۳۰ روز پس از کاشت قلمه
در مورد تأثیر کاربرد هورمون ایندول بوتیریک اسید بر طول ریشه نیز از نظر آماری معنی دار نبود (جدول۱-۴) اما بررسی روند تغییرات این صفت نشان داد که کاربرد هورمون نسبت به عدم کاربرد آن (شاهد) طول ریشه را افزایش داد و تاثیر غلظت های۲ و ۴ میلی گرم در لیتر بیشتر از تیمار ۶ میلی گرم در لیتر بود که مبین مدیریت اعمال غلظت هورمون در این مرحله می باشد (شکل۲).
شکل ۲-۴ مقایسه تأثیر غلظتهای مختلف هورمون ایندول بوتیریک اسید بر طول ریشه گیاه رزماری ۳۰ روز پس از کاشت قلمه
۱-۳- وزن تر ریشه
نتایج حاصل از تجزیه واریانس دادهها نشان داد که اثر بستر کاشت بر وزن تر ریشه (در سطح احتمال یک درصد معنی دار شد)، در حالی که کاربرد هورمون اثر معنیداری بر این صفت نداشت (جدول ۱)، به طوری که در تیمار بستر کاشت ماسه بادی با میانگین ۸۲/۶ گرم و در تیمار خاک مزرعه با میانگین ۶۵/۱ گرم به ترتیب بیشترین و کمترین وزن تر ریشه بدست آمد (شکل۴-۳). با توجه به اینکه همین دو تیمار به ترتیب بیشترین و کمترین تعداد ریشه در هر قلمه را نیز دارا بودند، چنین نتیجه ای قابل انتظار بود (جدول ۲). البته تیمار بستر کاشت ماسه بادی با تیمار مخلوط خاک مزرعه و ماسه بادی از نظر این صفت در یک گروه آماری قرار گرفتند (شکل۴-۳). این امر که ریشهها در بستر کاشت سبک (ماسه بادی) نسبت به بافت سنگین (خاک مزرعه) از وزن بیشتری برخوردار هستند، با توجه به اینکه ریشهها در شرایطی که خاک از خلل و فرج بیشتری برخوردار باشد و نیروی کمتری را برای نفوذ و رشد و نمو آن طلب کند، امری بدیهی است. ریشهها در چنین شرایطی (بافت سبک نسبت به بافت سنگین خاک) آب قابل استفاده و عناصر غذایی بیشتری را در اختیار دارند که همین امر نیز در رشد و تجمع ماده خشک بیشتر آنها نسبت به خاکهای رسی که کلوئیدهای خاک آب و عناصر غذایی را با قدرت بیشتر در اختیار گرفته و از آب قابل استفاده یا سهلالوصول کمتری برخوردارند، دخالت دارد.
شکل ۳-۴ مقایسه تأثیر بسترهای مختلف کاشت بر وزن تر ریشه گیاه رزماری ۳۰ روز پس از کاشت قلمه
۱-۴- وزن تر برگ
نتایج نشان داد که اثر بستر کاشت بر وزن تر برگ بسیار معنیدار بود (در سطح احتمال یک درصد معنی دار شد)، در حالی که کاربرد هورمون اثر معنیداری بر این صفت نداشت (جدول ۴-۱). نتایج مقایسه تأثیر بسترهای کاشت بر وزن تر برگ نشان داد که بیشترین وزن برگ با میانگین ۷۳/۷ گرم در هر قلمه در بستر کاشت ماسه بادی به دست آمد که البته با بستر کاشت مخلوط خاک مزرعه و ماسه بادی با میانگین ۵۱/۶ گرم در هر قلمه در یک سطح آماری قرار گرفت و کمترین آن نیز در بستر کاشت خاک مزرعه (بافت لومی) به دست آمد (شکل ۴-۴). همان طور که قسمتهای قبل نیز بحث شد، بستر کاشت ماسه بادی بیشترین تعداد ریشه و وزن تر ریشه و تیمار خاک مزرعه کمترین مقادیر را برای این صفتها به خود اختصاص داده بودند. در واقع نتایج نشان داد که تغییرات این صفت در بسترهای مختلف کاشت شبیه به تغییرات وزن تر ریشه در بسترهای کاشت بود که شاید بتوان این امر را به پدیده آلومتری رشد قسمتهای هوایی به ریشه در گیاهان و در ارتباط بودن تغییرات این صفات با یکدیگر نسبت داد. بدیهی است قلمههایی که از تعداد و وزن ریشه بیشتری (با توجه به مزیتهایی که در ارزیابی صفتهای مورد بررسی قبلی، برای بستر کاشت سبک (ماسه بادی) ذکر شد) برخوردار باشند، نسبت به قلمههایی که تعداد و وزن ریشه کمتری را دارا میباشند (با توجه به معایبی که در ارزیابی صفتهای مورد بررسی قبلی، برای بستر کاشت رسی (خاک مزرعه) ذکر شد)، در جذب آب و عناصر غذایی موفقتتر عمل کرده و همین امر ضمن رشد بهتر ریشه، رشد بهینه اندامهای هوایی را نیز در پی دارد. در واقع این یک واکنش دو طرفه میباشد به این نحو که رشد بهتر اندامهای هوایی خصوصاً برگها و بالا بودن وزن و تعداد آنها از طریق فتوسنتزی که انجام داده و غذایی که تولید میکنند، بر رشد بهتر ریشهها نیز تأثیر گذار میباشند.
شکل ۴- مقایسه تأثیر بسترهای مختلف کاشت بر وزن تر برگ گیاه رزماری در نمونه برداری اول۳۰ بعد از کاشت
۱-۵- سطح برگ
نتایج حاصل از تجزیه واریانس حاکی از تاثیر معنیدار بستر کاشت و برهمکنش بستر کاشت و کاربرد هورمون بر سطح برگ در سطح احتمال یک درصدمی باشد، در حالی اثر کاربرد هورمون بر این صفت معنیدار نبود (جدول ۳-۴). نتایج مقایسه برهمکنش بستر کاشت و کاربرد هورمون ایندول بوتیریک اسید بر سطح برگ قلمهها نشان داد که بیشترین سطح برگ در تیمار بستر کاشت خاک مزرعه و کاربرد ۶ میلیگرم در لیتر هورمون به دست آمد و کمترین آن متعلق به بستر کاشت خاک مزرعه و بدون مصرف هورمون بوده است. ظاهراً در صفت سطح برگ برهمکنش این دو تیمار بیشترین اثر را داشته که البته با تیمارهای مانند بستر کاشت ماسه بادی و مصرف ۲ و ۴ میلیگرم در لیتر و حتی بدون مصرف هورمون یا تیمارهای مخلوط خاک مزرعه و مصرف ۲ میلیگرم در لیتر هورمون و بدون مصرف هورمون در یک گروه آماری قرار گرفت (جدول ۴-۴). در آزمایشی که در راستای تعیین تأثیر هورمون اکسین (شامل غلظتهای ۰، ۲۰۰۰، ۳۰۰۰ و ۴۰۰۰) بر ریشهزنی قلمههای گیاه زینتی خرزهره انجام شده، نتایج نشان داده است که کاربرد اکسین در غلظتهای ۳۰۰۰ و ۴۰۰۰ میلیگرم در لیتر بر میزان رشد اندامهای هوایی جدید، اثر معنیداری داشت (حبیبی کوتنایی، ۱۳۸۹).
جدول ۳- تجزیه واریانس صفات سطح برگ، سطح ریشه، وزن خشک ریشه و وزن خشک برگ گیاه رزماری تحت شرایط بسترهای کاشت و کاربرد هورمون ایندول بوتیریک اسید ۳۰روز پس از کاشت قلمه
فرم در حال بارگذاری ...
[سه شنبه 1400-08-04] [ 11:23:00 ب.ظ ]
|