نگارش پایان نامه درباره بررسی تناسب در آیات و سور در تفسیر المیزان و ... |
![]() |
و سپس از قول ترمذی روایتی را از ابن عباس در رابطه با نیاوردن بِِسْمِلَه در بین دو سورهانفال و برائت نقل کرده و نتیجه گرفتهاست که ترتیب آیات در هر سوره برابر رهنمود رسول خدا| انجام پذیرفتهاست و روایات دیگری را نیز به بحث خود اضافه می کند.[۱۶۹]
مفسّر فی ظلال هم چنین در ذیل آیات ۸۴- ۴۹ سوره مبارکه حِجر مینویسد معلوم است که آیات پیاپی سوره بدنبال یکدیگر نازل نشدهاند. بدان گونه که در قرآن به رشته نگارش در آمده است و هم اینک در دسترس ما است و لیکن ترتیب این آیات در سورهها بر حسب ترتیب موجود در قرآن توقیفی است و از سوی پیامبر| دستور ثبت و ضبط آنها داده شدهاست. [۱۷۰]
با همهاین بحثها میتوان نتیجه گرفت کهاز نظر اکثریت دانشمندان علوم قرآنی و مفسّران، تمامیفرقههای اسلامیمعتقدند که ترتیب آیات در سورهها برطبق دستورخداوند و بوسیله پیامبراکرم|انجام گرفته وتوقیفی بوده، و هیچ اختلاف چشمگیری در این زمینه وجود ندارد.[۱۷۱]
و البته هر گروه دلائل و شواهد نیز برای آن مطرح نمودهاند.[۱۷۲]
بنابراین بین آیات قرآن باید تناسب وجود داشته باشد تا بهاهداف و نتایج مورد نظر قرآن رسید در غیر این صورت اگر آیات بدون هیچ تناسب و هماهنگی از جانب خداوند ترتیب یافته باشند کار قبیحی خواهد بود. چرا که آوردن عباراتی پشت سرهم بدون هیچ ارتباط، از سوی افراد بشری هم قابل قبول نیست، چه رسد از سوی خداوند حکیم.[۱۷۳]
توقیفی یا اجتهادی بودن ترتیب سورهها
یکی دیگر از مسائلی که دانشمندان علوم قرآنی را به خود مشغول نمودهاست، کیفیت ترتیب سورهها در قرآن
میباشد. میدانیم که ترتیب سورهها در قرآن موجود با ترتیب نزول سورهها متفاوت است یعنی اولین سوره موجود در قرآن (حمد) اولین سوره نازله نبوده است. بنابراین این سؤال اساسی پیش میآید که چه کسی این ترتیب نزول را بر هم زده و سورهها را به نوعی دیگر مرتب نمودهاست؟ آیا بدستور پیامبر| انجام گرفتهاست یا به سلیقه و ذوق اصحاب پیامبر| مرتب شدهاست.
برای پاسخ بهاین سوال سه دیدگاه وجود دارد که عبارتند از:
۱) ترتیب و تالیف قرآن در زمان پیامبر| و بهامر خداوند بودهاست و توقیفی است.
۲)تدوین و ترتیب سور قرآن پس از حیات پیامبر| انجام گرفته و اجتهادی است.
۳) ترتیب بیشتر سورهها توقیفی بوده و تعدادی از سورهها نیز به صورت اجتهادی شکل گرفتهاست.
آنچه که بین علمای شیعه و سنی، مشهور است، اجتهادی بودن ترتیب سورهها است.
بطور مثال زرکشی در البرهان مینویسد:
« نظر اکثر علماء از جمله مالک و قاضی ابوبکر بن طیب این است که پیامبر|ترتیب سورههای قرآن کریم را بهامت پس از خود تفویض نمودهاست.»[۱۷۴]
سیوطی نیز اجماع علماء بر اجتهادی بودن ترتیب سورهها را ذکر نمودهاست.[۱۷۵]
از بین متقدمان علاوه بر اینها، ازابوالحسن احمد بن فارس قزوینی(صاحب مقاییس اللّغه و مکّی بن طالب(م ۴۳۷)[۱۷۶]، قاضی ابوبکر باقلانی، ابن فارس، ابن اشته و محدث نوری در فصل الخطاب[۱۷۷] میتوان نام برد.
از علمای متاخر نیز میتوان بهابو عبدالله زنجانی [۱۷۸] و سید عبد الوهاب طالقانی [۱۷۹] جعفر مرتضی عاملی[۱۸۰]، محمد هادی معرفت[۱۸۱]و….اشاره نمود.
آیت اله معرفت ضمن تأکید به اینکه جمع و تألیف قرآن به شکل کنونى، در یک زمان صورت نگرفته است، بلکه به مرور زمان و به دست افراد و گروههاى مختلف انجام گرفته است , معتقد است که:
ترتیب، نظم و عدد آیات در هر سوره در زمان حیات پیغمبر اکرم| و با دستور آن بزرگوار انجام شده و توقیفى است و باید آن را تعبّدا پذیرفت و به همان ترتیب سورهاى را تلاوت کرد
ولى درباره نظم و ترتیب سورهها میان اهل نظر اختلاف است. وبعد از مطرح کردن نظر سید مرتض و ایت اله خویی آنرا رد نموده واستدلال می کند که حافظ یا جامع قرآن بودن در آن عهد، دلیل نمىشود که میان سورهها ترتیبى وجود داشت و اگر کسى هرآنچه از قرآن را که تا آن روز نازل شده حفظ و ضبط کرده باشد، حافظ و جامع قرآن خواهد بود؛ بنابراین لازمه حفظ همه قرآن ترتیب فعلى آن نیست
پس ترتیب بین سورهها، تا ختم قرآن امکان نداشت؛ زیرا پیغمبر اکرم| در حال حیات بود و هر لحظه احتمال نزول سورهها و آیههایى مىرفت. وطبیعى است که پس از یأس از نزول قرآن، که به پایان یافتن حیات پیغمبر وابسته بود، سورههاى قرآن مرتب شده باشد
بنابراین، بیشتر محقّقین و تاریخنویسان براساس روایات وارد شده در اینباره، برآنند که جمع و ترتیب سورهها بعد از وفات پیغمبر|براى نخستین بار به دست على، امیر مؤمنان ×، سپس زید بن ثابت و دیگر صحابه بزرگوار انجام گرفت و تقریبا جمع قرآن به دست صحابه، پس از رحلت پیامبر| از امور مسلّم تاریخ است[۱۸۲]
امّا در برابر این نظر مشهور علماء، گروهی از اندیشمندان علوم قرآنی اعتقاد به توقیفیت ترتیب سورهها داشتهاند.
زرکشی در جایی دیگر اشاره میکند که: برای ترتیب سورهها در قرآن معیارها و دلایلی وجود دارد که ثابت میکند ترتیب موجود درسورهها، ترتیبی توقیفی است و از طرف شخصی حکیم انجام گرفتهاست.[۱۸۳]
وی از قول ابن انباری مینویسد: سیاق سورهها، مانند سیاق آیات و حروف قرآن است کههمهاز سوی رسول اکرم|میباشد و هر کس سورههای را پس و پیش کند نظم قرآن را بر هم زدهاست.[۱۸۴]
سیوطی نیز اگر چهاین اعتقاد را مطرح کرد و افرادی را که بهاین مساله معتقدند نام میبرد و حتی دلائلی
را هم ذکر میکند اما چنان می کند کهاین عقیده دلچسب ایشان نبودهاست. چون در پایان بحث میگوید:
البته آنچه دلچسب است هم آن قولی است که بیهقی اختیار کردهاست که: ترتیب تمام سوره توقیفی است بجز انفال و برائت[۱۸۵] در واقع میتوان گفت سیوطی به نظریه سوم ( تفصیلی )گرایش داشتهاست.
از متقدمان علاوه بر موارد ذکر شده میتوان از حارث بن اسد محاسبی [۱۸۶]، ابن انباری و کرمانی[۱۸۷]، حاکم جشمی[۱۸۸] بقاعی[۱۸۹] و از علمای متاخر میتوان بهایت اله خویی[۱۹۰]، صبحی صالح[۱۹۱]، علامه مرتضی عسگری[۱۹۲]، ابولفضل میرمحمدی زرندی [۱۹۳] اشاره کرد.
علامه طباطبائی در تفسیر المیزان توقیفی بودن ترتیب موجود در سورههای قرآن را نمیپذیرد و معتقد است سورهها با اجتهاد صحابۀ پیامبر مرتب شدهاست.
وی میگوید: ترتیب قرآن در جمع اول کار اصحاب بوده و هم چنین در جمع دوم به دلیل روایاتی که گذشت و در بعضی این نکته وجود داشته که عثمان(انفال و برائت) را در میان اعراف و یونس قرار داد، در حالی که در جمع اول بعد از آن قرار داشت. ایشان در ادامهاز روایات وارده برای اثبات نظریه خود استفاده میکند.[۱۹۴]
باید خاطر نشان کنیم کهاین دسته نیز برای خود، شواهد و ادلهای را ارائه میدهند و با کمک همین ادله است که بر نظر خود پافشاری میکنند.[۱۹۵]
سید قطب نیز در مقدمۀ سورۀ مبارکۀ نساء دراین بارهاین گونه مینویسد: امّا امر ترتیب سورهها برحسب نزول چنانکه در سرآغاز سخن از سوره بقره گفتیم- قطعی نیست. از سوی دیگر، یک سورههم به یکبار و در یک زمان همهایات آن، نازل نمیشد. بلکهایههای مختلف سورههای مختلف نازل میگردید، و سپس پیغمبر| دستور میداد هر یک از آنها را در جای اصلی خود، بگذارند. بنابراین یک سوره، مدت کم یا زیادی باز میماند، و چه بسا سالها بههمین منـوال، طول میکشید. مثلا در سوره بقره، آیههائی از آن جزو آیاتی شده که در اوائل کار در مدینه نازل شدهاند، و آیههائی از آن جزو آیاتی نازل شده کهاز قرآن در اواخرکار نازل شدهاند. در این سوره هم، کار بههمین منوال است.[۱۹۶]
نظریه تفصیلی
گروهی دیگر از دانشمندان علوم قرآنی نیز معتقدند کهاکثر سورههای قرآن بصورت توقیفی مرتّب شده است اگر چه بخش اندکی از سورهها نیز مطابق با اجتهاد صحابه منظم و مرتب شده است.
سیوطی از افرادی مثل: بیهقی، ابن حجر عسقلانی وقاضی ابومحمدابن عطیه و… نام برده که بهاین نظریهاعتقاد دارند.[۱۹۷]
ایشان از قول بیهقى در المدخل مىگوید: «قرآن در عهد رسول گرامى بر همین ترتیب بود- چه آیات و چه سورهها- مگر دو سوره الانفال و براءه به موجب حدیث سابق عثمان». و همچنین ابن عطیه به این نظر متمایل بوده که ترتیب بسیارى از سورهها- از قبیل سبع طوال و حوامیم و المفصل- در زمان حیات پیغمبر| معلوم بوده، و شاید امر بقیه را بعد از خودش به امت تفویض کرده باشد.
سپس بعد از آوردن نظرات دیگر دانشمندان علوم قرآنی مینویسد:
البته آنچه دلچسب است همان قولى است که بیهقى اختیار کرده که ترتیب تمام سورهها توقیفى است بجز برائت و انفال، سپس این گونه استدلال می کند که درست نیست که به قراءت پیغمبر استدلال شود- که پشت سرهم خوانده- بنابر این اشکال باینکه آن حضرت سوره نساء را پیش از سوره آل عمران خوانده وارد نیست، زیرا که بترتیب خواندن سورهها واجب نیست، پس شاید آن حضرت براى بیان جواز اینچنین خواندن آنطور قرائت فرموده است.
وی تاکید میکند که: از امورى که بر توقیفى بودن ترتیب سورهها دلالت دارد اینکه حامیمها پشت سر هم قرار داده شدهاند، همینطور طاسینها ولى مسبحات پشت سر هم واقع نیستند بلکه بین آنها فاصله شده است، و نیز بین طسم الشعراء و طسم القصص با طس فاصله شده، با اینکه این سوره کوتاهتر از آن دو است، پس اگر ترتیب سورهها از روى اجتهاد بود، مسبحات را پشت سرهم قرار مىدادند و طس را بعد از قصص[۱۹۸].
زُرقانی نیزبعد از آوردن هر سه نظریه ( توقیفی بودن ـ اجتهادی بودن ـ تفصیلی بودن ) بهاین نظریه اشاره نموده و به توضیح آن پرداختهاست.[۱۹۹] به نظر مىرسد که این عقیده بهترین نظر باشد. زیرا (همچنانکه در تشریح نظریه دوم آمد،) احادیثى وجود دارند که توقیفى بودن نظم گروهى از سورهها را تأیید مىکنند و در مورد سورههاى دیگر ساکنند. از طرف دیگر، اخبار و آثارى وجود دارند که بر تنظیم و ترتیب بخشى از سورهها بر اساس اجتهاد صحابه صراحت دارند، مانند حدیثى که در تشریح نظریه اول از ابن عباس نقل شد.
و از بین علمای معاصر میتوان به دکتر محمود رامیار[۲۰۰] و دکتر محمد باقر حجتی و… اشاره کرد.ازجمله دکتر حجتی بعد از آوردن نظرات مختلف درباره توقیفی واجتهادی بودن ترتیب سور قایل به تفصیل در ترتیب سور قرآن واین گونه استدلال می کند: بسیاری از مدارک شیعی واهل سنت وجود چنین ترتیبی را بطور نسبی در زمان پیامبر اکرم| تایید می کند مطلب دیگری که اجتهادی نبودن ترتیب موجود را تایید میکند این است که قرآن کریم با همین ترتیب مورد تایید صحابه و ائمه شیع قرار گرفته وتمتم فرق مسلمین عملا وقرائه پایبند به چنین ترتیبی بوده وهستند. واگر خلاف این ترتیب مورد نظر پیامبر اسلام| می بود تاکنون آثاری از آن بدست میآمد ویا دانشمندان اسلامی مارا با قرآنی دیگر که سور آن با ترتیبی دیگر مرتب شده بود رهنمون میشدند. [۲۰۱]
وبالاخره اینکه بسیاری از مفسرین شیعه واهل سنت در روابط بسیاری از سور قرآن نسبت به همدیگر بحث کرده اند که حاکی از وجود چنین ترتیبی در اکثر سور همزمان با رسول خدا| بوده است
یکی دیگر از نویسندگان معاصر معتقد است که: ترتیب بیشتر سورههای قرآن توقیفی است وترتیب بعضی از آنها اجتهادی میباشد که با علم صحابه بهاسباب النزول وجایگاه کلمات صورت گرفته است وهمانگونه که زرکشی میگوید اختلاف میان دو گروه لفظی است.[۲۰۲] بعضی نیز معتقدند با بررسی دلایل مطرح شده در این زمینه بهاثبات توقیفیت در ترتیب اکثر سورهها میرسیم واگر برای تعدادی از سورهها دلیلی پیدا نشد بدین معنا نیست که به صورت اجتهادی مرتب شده است بلکه ممکن است دلیل آن به ما نرسیدهاست. پس ترتیب سور همانند آیات با توقیفی از جانب رسول خدا| جبرییل وسرانجام از خداوند متعال است. [۲۰۳]
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 04:03:00 ق.ظ ]
|