نگاهی به پژوهشهای انجامشده درباره : رابطهی بین فعالیت بدنی با BMI و تصویر بدن در دانشآموزان دختر دوره ... |
![]() |
رد H1
فصل پنجم
نتیجهگیری
۵-۱- مقدمه
در فصل حاضر، ابتدا ضمن بیان خلاصهای از نتایج تحقیق، یافتههای تحقیق با نتایج دیگر تحقیقات مقایسه و سپس در این باره بحث خواهد شد. در پایان، پیشنهادها کاربردی و پژوهشی برگرفته از یافتههای تحقیق ارائه میشود.
۵-۲- یافتههای تحقیق
در این بخش، ابتدا نتایج حاصل از تحقیق حاضر ارائه میشود و سپس به تفاوت تغییرات بین گروهها پرداخته خواهد شد.
- بین فعالیت بدنی و BMI در دختران مقطع متوسطه، رابطهی منفی(معکوس) و معنیداری وجود دارد و به عبارت دیگر با افزایش فعالیت بدنی، BMIکاهش مییابد.
- بین فعالیت بدنی و تصویر بدن رابطهی مثبت(مستقیم) و معنیداری وجود دارد. به عبارت دیگر با افزایش فعالیت بدنی، میزان رضایت از تصویر بدن هم افزایش مییابد.
- بین فعالیت بدنی و WHRدر دختران مقطع متوسطه رابطهی معنیداری وجود ندارد.
- بین BMIو تصویر بدنی در دختران مقطع متوسطه رابطهی منفی(معکوس) و معنیداری وجود دارد. به عبارت دیگر با افزایش BMI، میزان رضایت از تصویر بدن کاهش مییابد.
- بین BMI وWHR در دختران مقطع متوسطه رابطهی مثبت(مستقیم) و معنیداری وجود دارد. به عبارت دیگر با افزایشBMI ، WHR هم افزایش مییابد.
- بین تصویر بدنی و WHRدر دختران مقطع متوسطه رابطهی معنیداری وجود ندارد.
نتایج آماری، بر خلاف انتظارمان نشان داد که در متغیر فعالیت بدنی، ۵۵% افراد دارای فعالیت بدنی متوسط و در متغیر تصویر بدن، ۶۷% افراد دارای تصویر بدن متوسط میباشند و در متغیر BMI، ۴۴% افراد لاغر و ۴۱% دارای وزن مناسب و فقط ۲% افراد چاق بودند و در متغیر WHR، ۸۴% از افراد نمره زیر ۸/۰ را کسب کرده بودند. در تبیین این نتایج میتوان گفت که احتمالا، دانشآموزان این منطقه هستند که در مورد فعالیت بدنی و BMI چنین نتایجی را نشان دادند و شاید در مناطق دیگر چنین نتیجهای بدست نیاید و علت آن را شاید بتوان وضعیت اقتصادی- اجتماعی افراد دانست؛ زیرا در این مورد برخی از تحقیقات نشان دادند که افراد غیر برخوردار(از نظر وضعیت اقتصادی- اجتماعی) نسبت به افراد برخوردار، دارای فعالیت بدنی بیشتر و WHR پایینتری میباشند(۶). همچنین ممکن است علت دیگر، در تفاوت جنسیتی افراد باشد؛ زیرا نتایج بسیاری از تحقیقات نشان دادند که دختران نسبت به پسران، در مورد تصویر بدن خود، به خصوص در دوران نوجوانی حساسترند و جهت کاهش وزن خود، اقدام به استفاده از روشهای مختلف کنترل وزن مینمایند.
۵-۳- بحث
در این قسمت ابتدا هر یک از اهداف تحقیق در قالب سؤال مطرح و سپس بحثهای مربوط، آورده میشود.
۵-۳-۱- رابطه بین فعالیت بدنی و BMI در دختران مقطع متوسطه
نتایج حاصل از تحقیق حاضر، نشان داد که بین فعالیت بدنی و BMI در دختران مقطع متوسطه، رابطهی منفی(معکوس) و معنیداری وجود دارد اما شدت رابطه ضعیف میباشد. مقایسه این نتایج با سایر پژوهشها نشان میدهد که برخی از پژوهشها، تا حدودی نتایج همسو با پژوهش حاضر را گزارش کردهاند و برخی دیگر نیز با آن مخالفند. برای نمونه، در پژوهشی که توسط «زارعی» و همکارانش(۱۳۹۱) بر روی ۶۵۰ دانشآموز شهر سبزوار صورت گرفت، نشان داد که میزان شاخص توده بدنی در آزمودنیها با سطح پایین فعالیت بدنی نسبت به آزمودنیها با سطح متوسط و بالای فعالیت بدنی به طور معنیداری بالاتر میباشد. در این مطالعه نشان داده شد که فعالیت بدنی، میزان شاخص توده بدون چربی را افزایش داده و میزان چربی بدن را کاهش میدهد(۲۲). در پژوهشی دیگر، «محبی» و همکاران(۱۳۸۴) به بررسی ارتباط بین آمادگی قلبی- تنفسی، میزان چربی بدن و عاملهای خطرزای بیماری کرونری قلب در پسران نوجوان پرداختند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که با افزایش فعالیت بدنی، BMI، چربی بدن تا حدودی تغییر میکنند(۳۱). همچنین «ژانگ» و همکاران(۲۰۱۱) گزارش کردند که مداخلات باید به منظور پیشگیری و کاهش اضافه وزن و با تکیه بر افزایش فعالیت بدنی و کاهش ساعات اختصاصیافته به تماشای تلویزیونی انجام شود(۴۱).
از سویی دیگر «بروغنی» و همکاران(۱۳۸۹) در مطالعات خود با عنوان، بررسی شاخص توده بدنی و فعالیت بدنی در دانشآموزان پسر ۱۱ تا ۱۴ ساله شهر خوشاب، بیان کردند که بین میزان فعالیت بدنی و BMI ارتباط معنیدار آماری وجود ندارد اما با افزایش BMIسطح فعالیت بدنی در آزمودنیها کاهش مییابد. همچنین «زالیلا» با مقایسه سطح فعالیت بدنی نوجوانان ۱۵-۱۱ ساله مالزیایی در سه گروه لاغر، طبیعی و اضافه وزن هیچگونه تفاوت معنیداری مشاهده نکرد(۸۱). «هاساپیدو» و همکاران نیز هیچگونه اختلاف معناداری در میزان فعالیت بدنی نوجوانان ۱۴-۱۱ ساله شمال یونان در دو گروه طبیعی و چاق مشاهده نکردند(۵۱) ولی این دو محقق مشاهده نمودند که میزان فعالیت بدنی در بین آزمودنیهای چاق و اضافه وزن نسبت به همتایان غیرچاقشان کمتر بوده است. این دو مطالعه یکی از دلایل عدم مشاهده اختلاف معنیدار در سطح فعالیت بدنی بین گروههای مختلف وزنی را خطا در گزارشدهی و کم گزارش دادن میزان و شدت فعالیت بدنی به خصوص در آزمودنیهای چاق عنوان کردند(۸۱ و ۵۱).
در مجموع با توجه به ضد و نقیض بودن نتایج ذکر شده در پژوهشهای مختلف، شاید بتوان علت نبودن یا کم رنگ بودن این ارتباط را در نوع، شدت و مدت فعالیت بدنی بیان کرد. به گونهای که تحقیقات نشان دادهاند، فعالیت هوازی میتواند با افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی و همچنین افزایش تودهی عضلانی بدن، سبب افزایش اکسیداسیون چربی بدن در طول فعالیت گردد. از طرفی افزایش شدت و مدت فعالیت میتواند با افزایش بیشتر تودهی بدن و افزایش تراکم عروق در عضلات فعال، سبب افزایش اکسیداسیون چربی بدن چه در طی فعالیت و چه در زمان استراحت گردد(۴).
۵-۳-۲- رابطهی بین فعالیت بدنی و تصویر بدن در دختران مقطع متوسطه
نتایج حاصل از تحقیق حاضر نشان دادند که رابطهی بین فعالیت بدنی و تصویر بدن، رابطهای مثبت(مستقیم) و معنیدار بوده و شدت رابطه، قوی میباشد. مقایسه نتایج پژوهش حاضر با سایر پژوهشها نشان میدهد که اکثر پژوهشها، نتایج همسو با پژوهش حاضر را گزارش کردهاند. برای نمونه، در پژوهشی که توسط «بلبلی» و همکاران(۱۳۹۰) صورت گرفت، به بررسی تأثیر افزایش ساعات ورزش بر تصویر بدنی، تودهی بدنی و اضطراب اجتماعی در دانشآموزان پسر مقطع متوسطهی شهرستان کرمانشاه پرداختند. نتایج نشان دادند که تمرینهای ورزشی بر بهبود تصویر بدنی و کاهش تودهی بدن و اضطراب اجتماعی تأثیر داشته است(۸). در پژوهشی دیگر، «کارگر» و همکاران(۱۳۹۱) ارتباط تصویر ذهنی از بدن با نمایه تودهی بدن، میزان مصرف گروههای مواد غذایی و میزان فعالیت بدنی در کارمندان اداری دانشگاه علوم اقتصاد را بررسی نمودند و نتایج بررسیهایشان نشان داد که هرچه نمایهی تودهی بدن بیشتر، تصویر ذهنی نامطلوبتر و هر چه فعالیت بدنی بیشتر، تصویر ذهنی مطلوبتر میشود(۲۸).
«پائول» و همکاران(۲۰۱۳) به بررسی تأثیر تمرینهای مقاومتی بر بهبود تصویر بدن و فعالیت بدنی در میان زنان میانسال و کهنسال روستایی پرداختند. نتایج تحقیقات شان، بیانگر تأثیر مثبت تمرینهای مقاومتی بر بهبود قابل توجه ابعاد تصویر بدن و در نتیجه بهبود کیفیت سلامت زندگی و رفتارهای فعالیت بدنی، رضایتمندی، آسایش و آرامش در میان زنان سالخورده روستایی بود(۷۱). در پژوهشی دیگر «مالت» و همکاران(۲۰۱۳) روابط میان چاقی، فعالیت بدنی و نارضایتی از تصویر بدنی با درنظرگرفتن وضعیت اجتماعی و اقتصادی و شهرنشینی در نوجوانان بوتسوانایی را بررسی نمودند که شامل یک نظرسنجی مقطعی و گویا به لحاظ ملی بود که در میان ۷۰۷ دانشآموز مقطع متوسطه اجرا شد. نتایج نشان داد، دانشآموزان چاق یا دارای اضافه وزن در مقایسه با دانشآموزان با وزن ایدهآل احساس نارضایتی بیشتری را نسبت به تناسب قد و وزن خود نیز نشان میدادند و دانشآموزان مناطق روستایی در مقایسه با دانشآموزان شهری، که فعالیت بدنی بیشتری هم داشتند، رضایت بیشتری را نسبت به تناسب وزن و قد خود نیز نشان میدادند(۶۲). همان طور که مشاهده میشود، این نتایج با نتایج پژوهش حاضر همخوانی دارند.
از سوی دیگر، بر خلاف نتایج حاصله از این پژوهش، در بررسیهای «لائوس» و همکاران(۲۰۱۱) با عنوان نارضایتی از تصویر بدن و رابطهاش با فعالیت جسمانی و شاخص جرم بدن که بر روی ۲۷۵ نوجوان برزیلی صورت گرفت، نشان دادند که عدم رضایت و ناخشنودی از تصویر بدن رابطه محکمی با شاخص جرم بدن داشت، اما با فعالیت جسمانی این گونه نبوده است. آنها علت را این گونه بیان کردند که میان فعالیت جسمانی و تمرینات ورزشی تفاوت وجود دارد. فعالیت جسمانی در زندگی روزمره میتواند به فعالیتهای شغلی، ورزشی، خانهداری و آمادگی جسمانی و سایر فعالیتها طبقهبندی گردد اما تمرینات ورزشی شامل آن دسته از فعالیتهایی هستند که دارای برنامه مشخص و ساختارمندی بوده و هدف از انجام آنها ، بهبود و حفظ یک یا چند بعد از ابعاد آمادگی جسمانی میباشد و این گونه نتیجه گرفتند که ممکن است اغلب شرکتکنندگان، فعالیتشان از نوع فعالیت جسمانی بوده، نه فعالیت ورزشی(۶۳). اما علت ناهمسویی نتایج این پژوهش با پژوهش حاضر شاید این باشد که در پژوهش حاضر شرکتکنندگان به طور دقیق نوع فعالیت ورزشی خود را در پرسشنامهی فعالیت بدنی «بک»(در بخش مربوط به فعالیتهای ورزشی) و این که آیا دارای فعالیت ورزشی دوم هستند یا نه و حتی میزان شدت آن را مشخص نمودند که این نیز میتواند در محاسبه امتیازات هر فرد و در نتیجه، پدیدار شدن نتایج آماری حاصله، بسیار تأثیرگذار باشد. در تبیین یافته اخیر میتوان گفت: انجام دادن ورزش و فعالیتهای بدنی با ایجاد توازن بهتر عضلانی و افزایش کارایی بدنی در ورزشکاران، باعث بهبود تصویر بدنی آنها میشود و از عدم اعتماد به نفس و احساس بیکفایتی که در اثر کمکاری و بیتحرکی عضلانی و در نتیجه افزایش چربی و ترکیب بدنی نامناسب در آنها ایجاد میشود، جلوگیری کرده و موجب بهبود تصویر بدنی و خود انگاره آنها میشود.
تمام موارد ذکر شده، اهمیت فوقالعاده فعالیت بدنی بر روی تصویر بدنی را نشان میدهد. به نظر میرسد که شرکت در فعالیتهای بدنی نقش میانجی بر روی افزایش عزت نفس و نیز نگرش نسبت به خویشتن داشته باشد. در واقع، شرکت در فعالیتهای بدنی موجب افزایش سطح تواناییهای بدنی و آمادگی بدنی فرد شده و این مورد به نوبه خود موجب تغییر نوع ارزیابی و برآورد فرد از قابلیتهای خود میگردد. این رابطه از دور مثبت برخوردار بوده که در نهایت منجر به افزایش عزت نفس و نگرش مثبتتر از بدن میگردد(۵۵).
همچنین یافتههای پژوهشهای مختلف در این زمینه نشان میدهند که ورزش موجب کاهش اضطراب و در نتیجه بهبود تصویر بدن میشود که این تأثیرات ضد اضطرابی ورزش را بر اساس ساز و کارهای مختلفی میتوان تبیین کرد. از آن جمله میتوان به ساز و کارهای زیستی- فیزیولوژیک و روانی ورزش اشاره نمود. از جنبه زیستی، ورزش از طریق فراهمسازی امکان دستیابی فرد به آمادگی جسمانی، تأثیر بر سطح انتقالدهندههای عصبی دخیل در اضطراب و تأثیر بر سطح هورمونهای استرس و کاهش تنشهای عضلانی به دنبال انجام فعالیتهای ورزشی، میتواند تأثیرات ضد اضطرابی داشته باشد. از بعد روانی، ورزش با افزایش سطح فعالیت و به دنبال آن افزایش تقویتهای مثبت و با فراهم ساختن موقعیتی که سبب منحرف شدن توجه فرد از موارد اضطرابزا می شود، سبب افزایش اعتماد به نفس و احساس خود توانمندی شده و در نتیجه میتواند سبب کاهش اضطراب گردد(۸ و ۴۶). در مجموع، میتوان گفت که ورزش و فعالیت بدنی میتواند سبب بهبود تصویر بدن گردد.
۵-۳-۳- رابطهی بین BMI و تصویر بدنی در دختران مقطع متوسطه
نتایج حاصل از تحقیق حاضر نشان دادند که رابطهی بین BMIو تصویر بدنی، رابطهای منفی(معکوس) و معنیدار بوده و شدت رابطه ضعیف میباشد. مقایسه نتایج پژوهش حاضر با سایر پژوهشها نشان میدهد که اکثر پژوهشها، نتایجی همسو گزارش کردهاند. برای نمونه، در پژوهشی که توسط «ضیغمی» و همکاران(۱۳۸۸) صورت گرفت، به بررسی همبستگی بین شاخص توده بدنی، تصویر ذهنی از جسم خود و افسردگی در زنان مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان حضرت علی(ع) شهر کرج پرداختند. نتایج نشان داد که شاخص توده بدنی با نارضایتی از بدن رابطه داشت. نتایج پژوهش «امیدوار» و همکاران(۱۳۸۱) با عنوان، تصویر بدن و ارتباط آن با نمایه توده بدنی و الگوی مصرف مواد غذایی در نوجوانان شهر تهران نیز مشابه بود. در مطالعه «پهلوانزاده» و همکاران(۱۳۸۴) نیز رضایت از تصویر ذهنی بدنی در دختران کمتر از پسران بود و با نمایه توده بدنی رابطه معنیداری داشت. همچنین در مطالعات «گوین» و همکاران(۲۰۱۰) نتایجی مشابه بدست آمد.
در تبیین یافته اخیر میتوان گفت: نوجوانی؛ مرحلهای از رشد است که با تغییرات سریع شکل و اندازه بدن و وقوع بلوغ همراه است. در خلال این تغییرات، نوجوان بدن و ظاهر خود را با دیگران مقایسه میکند که این مقایسه در اکثر موارد به نارضایتی از ظاهر بدن خود منجر میشود. مطالعات نشان داد که تنها دختران چاق نیستند که از ظاهر خود ناراضی بودند؛ بلکه بیشتر دختران با آن که قد و وزن طبیعی داشتند نیز این گونه بودند. بعضی از دختران در عین برخورداری از قد بلند و وزن متناسب از نحوه توزیع چربی بدن خود(به شکل چربی زنانه) ناراضی بودند. یکی از مهمترین دلایل نارضاتی از بدن در دختران نوجوان، سمبل ایدهآل غیرواقعی زیبایی زنانه در سال های اخیر میباشد که بطور عمده به لاغری تأکید میکند و این لاغری مفرط برای اکثر دختران غیرقابل دستیابی است(۵۰). این سمبل های زیبایی از طرق مختلف نظیر رسانه های جمعی، ژورنال های لباس، مد و نحوه دوخت لباس های زنانه و دخترانه، ماهواره و همسالان در میان دختران انتشار مییابد. از دیگر دلایل تمایل دختران برای لاغری شدید در جامعه ما میتوان به ترس از چاقی دربزرگسالی اشاره کرد که لازم است در کنار هشدار و آموزش برای جلوگیری از چاقی، به مشکلات و مضرات لاغری مفرط و احتمال اختلالات تغذیه ای نیز اشاره شود(۲۶).
۵-۳-۴- رابطهی فعالیت بدنی، تصویر بدن و BMI با WHR در دختران مقطع متوسطه
نتایج حاصل از تحقیق حاضر نشان دادند که رابطهی فعالیت بدنی و تصویر بدنی با WHR معنیدار نبوده اما رابطهیBMI با WHR معنیدار بوده و میتوان گفت که شدت این رابطه ضعیف میباشد و در این راستا، «بحرالعلوم» و همکاران(۱۳۸۹) در پژوهشی تحت عنوان «مقایسه ترکیب بدنی دانشجویان پسر دارای فعالیت بدنی منظم و غیرفعال دانشگاه صنعتی شاهرود»، نتایجی همسو با این پژوهش را گزارش کردهاند. نتایج تحقیقاتشان نشان داد که در شاخص نسبت دور کمر به دور لگن اختلاف معنیداری وجود نداشت اما در توده بدون چربی اختلاف معنیدار بوده، به گونهای که دانشجویان فعال، توده بدون چربی بیشتری داشتند(۷). همچنین در پژوهشی که توسط رحمانی نیا و حجتی (۱۳۷۹) بر ترکیب بدنی و توان هوازی دختران دانشجو انجام شد، نتایج کاهش معنیدار درصد چربی و افزایش معنیدار توان هوازی را در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل نشان داد و تغییرات وزن بدن و وزن چربی با وجود کاهشی که داشتند اما این کاهش معنیدار نبود(۲۰). «امیری»(۱۳۹۱) در پژوهش خود به مقایسه آثار پیادهروی با شدت کم و زیاد بر ترکیب بدن و نیمرخ لیپیدی زنان دارای اضافه وزن پرداخت. نتایج نشان دادند که بین یک دوره پیادهروی با شدت کم و ترکیب بدن(وزن، BMI، درصد چربی، وزن چربی و WHR) رابطه معنیدار وجود دارد. «رحمانینیا» و «رحیمی مقدم»(۱۳۸۰) در تحقیقی با عنوان «اثر پیادهروی بر ترکیب بدن مردان غیرفعال» به این نتیجه رسیدند که اجرای ۴ هفته پیادهروی ۳۰ دقیقهای با شدت ۷۰-۵۰% ضربان قلب بیشینه، موجب کاهش چربی بدن میشود.
نتایج تحقیقات یک دانشکده آمریکایی طب ورزش نشان داد حدود ۴۰ % ازدانشجویان غیرفعال و ۱۳% دانشجویان فعال اضافه چربی داشتند و نتایج نشاندهندهی اختلاف معنیدار بین توده چربی و درصد چربی دانشجویان فعال و غیرفعال بود و در تبیین این یافته، اظهار داشتند که ورزشکاران با هر نوع فعالیتی، میزان چربی کمتری دارند؛ چون چربیها، بخصوص در فعالیتهای استقامتی، برای سوخت و ساز استفاده شده و در بدن آنها تجمع پیدا نمیکند اما کمتحرکی با کاهش سوخت انرژی و کاهش فعالیت عضلات اسکلتی و همچنین کاهش اکسیداسیون چربی در بافتهای بدن همراه میباشد، به طوری که در اثر فعالیت جسمانی انرژی بیشتری مصرف و در نتیجه از ذخیره شدن چربی در بدن جلوگیری میشود(۴۳).
در این جا باید اذعان داشت که علت نا همسو بودن نتایج پژوهشهای اخیر با پژوهش حاضر شاید مربوط به مدت و شدت فعالیت بدنی و یا نوع تمرین ورزشی باشد؛ زیرا تحقیقات نشان میدهند که تمرین ورزشی حتی در غیاب کاهش وزن، با کاهش معنیدار چربی شکمی- احشایی مرتبط است. اگر چه میزان شدت فعالیت در کاهش چربی شکمی- احشایی روشن نیست، با این وجود دادههایی که بر اساس مطالعات مقطعی به دست آمده است نشان میدهد که فعالیت با شدت بالا نسبت به فعالیت ملایم در ورود چربی احشایی- شکمی به چرخه سوخت مؤثرتر است؛ چرا که موجب ترشح هورمونهای لیپولیتیک میشود و انرژی مورد نیاز بعد از فعالیت ورزشی را فراهم میکند و بنابر این با افزایش اکسیداسیون چربی سبب کاهش بیشتر چربی احشایی- شکمی میگردد(۸۱). همچنین در ارتباط با نوع فعالیت بدنی همان طور که نتایج پژوهشها نشان میدهند، اگرچه فعالیت هوازی یکی از عوامل مهم در بهبود ترکیب بدنی است و با افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی و افزایش فعالیت آنزیمهای میتوکندریایی، میتواند سبب افزایش اکسیداسیون چربی گردد اما تمرین ترکیبی(قدرتی+ هوازی) بیشترین کاهش وزن، کاهش دور کمر و کاهش درصد چربی را نسبت به تمرین هوازی ایجاد میکند که احتمالا به علت بهبود هورمون رشد میباشد(۶۸).
۵-۴- جمع بندی
در این تحقیق ارتباط معنیداری بین فعالیت بدنی با BMI و تصویر بدن دیده شد. همچنین ارتباط معنیداری بین BMI با تصویر بدن و BMI با WHR مشاهده شد. اما بین WHR با فعالیت بدنی و WHR با تصویر بدن ارتباط معنیداری وجود نداشت. با توجه به نتایج، میتوان گفت که فعالیت بدنی تا حدودی میتواند بر رویBMI تأثیر بگذارد و با کاهش و یا کنترل وزن، سبب بهبود تصویر بدن و در نتیجه رضایتمندی بیشتر از تصویر بدنی، به خصوص در دختران نوجوان گردد.
۵-۵- پیشنهادها
۵-۵-۱- پیشنهادهای کاربردی
- با افزایش فعالیت بدنی(در مدارس، منزل و …) میتوان انتظار داشت، BMIو تصویر بدنی دختران متوسطه بهبود یابد.
- با کاهش BMIاز طریق افزایش فعالیت بدنی احتمالا میزان رضایت از تصویر بدنی در دختران دبیرستانی، افزایش خواهد یافت.
- با کاهش BMI از طریق افزایش فعالیت بدنی میتوان انتظار داشت که، چربی شکمی هم(WHR)
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 09:35:00 ق.ظ ]
|