۲- شرکتهایی که تعداد سهامداران بیشتری داشته باشند، از کیفیت افشای بهتری برخوردارند.
۳- شرکت های حسابرسی شده توسط موسسه های حرفه ای بزرگ(CPA) نسبت به شرکت های حسابرسی شده توسط موسسه های حرفه ای کوچک از کیفیت افشای بیشتری برخوردارند.
۴- شرکتهای با بازده حقوق صاحبان سهام(سود خالص/ارزش خالص) بالاتر، نسبت به شرکت های با بازده حقوق صاحبان سهام پایین تر از کیفیت افشای بهتری برخوردار هستند.
آشاری وهمکاران۱۲[۵۰] (۲۰۰۱) آشاری وهمکاران در سال ۲۰۰۱ با تحقیقی تحت عنوان"عوامل موثر بر هموارسازی سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار سنگاپور” عوامل مرتبط با هموارسازی سود را مورد بررسی قرار دادند. تحقیق آنها شامل چهار فرضیه بود که برای آزمون تاثیر متغیرهای اندازه، سودآوری صنعت و ملیت بر هموارسازی سود مورد بررسی قرار گرفت.
دانلود پایان نامه
آشاری وهمکاران در ابتدا با بهره گرفتن از شاخص ایکل، شرکتها را به دو گروه هموارساز و غیر هموارساز تقسیم نموده و وجود هموارسازی را تایید کردند.
نتایج آزمون فرضیات نشان داد که، شرکتهایی با سودآوری پایین بیشتر اقدام به هموارسازی می نمایندو همچنین صنعت بر هموارسازی سود موثر بوده وشرکتهایی با ریسک بالاتر(صنایع پرخطر)تمایل بیشتری به هموارسازی سود دارند.
مضافاً اینکه نتایج نشان داد که ملیت برهموارسازی سود موثر بوده اما اندازه شرکت تاثیری بر هموارسازی ندارد.
بلکویی وپیکورر۲۱[۵۱]۴ (۲۰۰۴) بلکویی وپیکور با تقسیم شرکتها به دو بخش صنایع محوری و پیرامونی این فرضیه را که شرکتهای بخش محوری درجه هموارسازی کمتری نسبت به شرکتهای درجه هموارسازی کمتری را نسبت به شرکتهای بخش پیرامونی نشان می دهند آزمون کردند.
نتیج حاصل از آزمون فرضیات آنها نشان داد که شرکتهای بخش صنایع پیرامون با فرصتهای محدود تر و درجه بالایی از عدم اطمینان روبرو هستند. به همین دلیل آمادگی و فرصت بیشتری نسبت به شرکتهای بخش صنایع محور برای هموارسازی جریان سود دارند.
تحلیلهای صورت گرفته توسط میشلسون و ونگر۱۲[۵۲] در محیط اقتصادی آمریکا صورت گرفته است در آن ارتباط بین هموارسازی سود و بازده شرکتها آزمون شده است. این محققین فرض کرده اند عکس العمل بازار برای شرکتهای هموارساز سود مثبت است و برای تحقیق خود ۳۵۸ شرکت از شرکتهای شاخص ساندپ۲۳[۵۳] انتخاب وچهار سطح سود را بر اساس شاخص ایکل به هموارساز و غیرهموارساز تفکیک نموده و میانگین بازده غیرعادی شرکتها را با بهره گرفتن از آزمون تی مورد مقایسه قرار داده و همچنین تاثیر متغیرهایی مثل نوع صنعت، اندازه شرکت را در کسب بازده غیرعادی بررسی نموده اند برای بررسی تاثیر نوع صنعت شرکتها را در هشت گروه، طبقه بندی کرده و با بهره گرفتن از آزمون اف به نتایج زیر دست یافته اند.
هموارسازی سود بین شرکتهاس نمونه و جود داشته و شرکتهای هموارساز میانگین بازده غیر عادی بیشتری نسبت به شرکتهای غیرهموارساز داشته اند.
دیمیتروپولوس و استریو[۵۴](۲۰۰۸)۳ به بررسی تأثیر شفافیت و کیفیت افشای شرکت ها بر رابطه سود و بازده (محتوای اطلاعاتی سود حسابداری)پرداختند.ایشان در بررسی خود تأثیر به موقع بودن و محافظه کاری را مورد بررسی قرار دادند. این پژوهشگران برای کمی نمودن و سنجش محافظه کاری از مدل معرفی شده توسط باسو۴[۵۵] (۱۹۹۷) یعنی واکنش نامتقارن سود استفاده کردند. آنها با جمع آوری و تجزیه و تحلیل آماری داده های ۱۰۵ شرکت در فاصله زمانی سال های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۴ به این نتیجه رسیدند که بهبود افشاء و افزایش شفافیت فقط موجب افزایش محتوای اطلاعاتی سود شرکت های شده است که محافظه کاری اندکی در حسابداری و گزارشگری مالی بکار گرفته اند.
فرانچسکو پودا۵۵[۵۶]۳ (۲۰۰۹)رابطه بین بازده غیرعادی بلند مدت و هموارسازی سود در بورس سهام اسپانیا در سال ۲۰۰۹ توسط پودا انجام شده است.
نتایج این تحقیق نشانگر وجود پدیده هموارسازی سود در بورس سهام اسپانیا می باشد. همچنین مشخص گردیده، شرکتهای هموارساز سود بازده بیشتری نسبت به شرکتهایی که دست به هموارسازی سود نزده اند نصیب سهامداران نموده اند.
نتیجه این تحقیق حاکی از این است که شرکتهای بزرگ ریسک کمتری نسبت به شرکتهای کوچکتر دارند.
بیکس و همکاران۱[۵۷](۲۰۰۹) به بررسی رابطه محافظه کارانه و به موقع بودن سود با میزان نظارت اعمال شده از سوی هیئت مدیره (به عنوان یکی از مکانیزم های راهبری شرکتی) پرداختند.آنها با بررسی و تجزیه و تحلیل آماری داده های جمع آوری شده در رابطه با بالغ بر ۵۰۰ سال – شرکت و با بهره گیری از مدل معرفی شده توسط باسو۲[۵۸](۱۹۹۷) برای اندازه گیری محافظه کاری، نشان دادند بین ماکانیزم های راهبری شرکت و محافظه کاری همبستگی مستقیم و معنی داری وجود دارد.یافته های بیکس و همکاران[۵۹](۲۰۰۴) حاکی از آن بود که حساسیت سود حسابداری به اخبار ناخوشایند در شرکت های که مدیران غیر موظف بیشتری دارند، بیش از سایر شرکت هاست. آنها نشان دادند در شرکت های که میزان اعضای غیر موظف هیئت مدیره آنها بیشتر از میانه نمونه مورد بررسی است، حساسیت سود حسابداری در زمینه انعکاس اخبار ناخوشایند در حدود ۵/۳ برابر بیشتر از سایر شرکت ها است.
تحقیقات داخلی
ثقفی و ملکیان در سال ۱۳۷۶ پژوهشی در زمینه “فراگیری گزارش های سالانه و ویژگی های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” انجام داد. هدف وی از این پژوهش کمک به نوشتن استانداردهایی در زمینه گزارشگری مالی در ایران بود.زیرا در صورت وجود رابطه سیستماتیک میان ویژگی شرکت ها با سطح افشا در گزارشگری سالانه، می توان نتیجه گرفت که تفاوت در میزان افشا در گزارش های سالانه، ناشی از تفاوت در ویژگی های مالی شرکت ها است.از این رو باید در تدوین استانداردهای گزارشگری و حسابداری این موضوع در نظر گرفته شود.
نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که:
۱- بین اندازه شرکت(جمع داراییها) و افشای کامل گزارش های سالانه رابطه معنادار وجود دارد.
۲- بین نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام و افشای کامل گزارش های سالانه رابطه معنادار وجود دارد.
۳- بین فروش خالص و افشای کامل گزارش های سالانه رابطه معنادار وجود دارد.
۴- بین نسبت سود قبل از مالیات به حقوق صاحبان سهام و افشای کامل گزارش های سالانه رابطه معنادار وجود ندارد.
۵- بین نسبت سود قبل از مالیات به فروش خالص و افشای کامل گزارش های سالانه رابطه معنادار وجود دارد.
نوری فرد در سال۱۳۷۷، پژوهشی با عنوان “افشای اطلاعات در گزارش های مالی شرکت ها” انجام داده است. هدف وی در این پژوهش بررسی رابطه میان ویژگی های شرکت ها و افشا بوده است. در واقع در این تحقیق کوشش شده تا جنبه های کمی و کیفی افشا اطلاعات در ایران ضمن بررسی گزارش های سالیانه مورد ارزیابی قرار دهد.روند افشا اطلاعات در قالب سه ویژگی از ویژگی های شرکت(میزان دارایی، حاشیه سود و ماهیت صنعت)، مورد بررسی قرار گرفت(نوری فرد،۱۳۷۷، ۲۴).
نتایج حاصله از این پژوهش نشان داد که:
۱- رابطه بین اندازه شرکت(کل داراییها) و عدد افشای شرکت مثبت و از لحاظ آماری معنادار بوده است.
۲- رابطه بین حاشیه سود و عدد افشای شرکت مثبت و از نظر آماری معنی دار تشخیص داده شده است.
۳- اندازه شرکت(کل داراییها) یک رابطه بهتر از حاشیه سود با میزان افشا دارد.
۴- بین نوع صنعت شرکت و عدد افشای شرکت هیچ گونه رابطه معنی داری وجود نداشت. یعنی ماهیت صنعت هیچ گونه تاثیری بر میزان افشا در گزارش گری سالیانه ندارد.
۵- در این پژوهش،سه عامل مورد توجه قرار گرفته است: میزان دارایی، حاشیه سود و ماهیت صنعت. از میان این عوامل می توان در یافت که اندازهی(کل داراییها) مهمترین عاملی است که بر افشا تاثیر می گذارد. ارزیتون نیز در تحقیقی با عنوان “بررسی رابطه ویژگی های ساختار مالی و عملکرد شرکت ها با سطح افشای اطلاعات در صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، که در سال۱۳۸۳ انجام داده است، به دنبال بررسی این فرضیه ها بوده است.
نمازی، و همکاران۲ (۱۳۸۳)در تحقیقی به بررسی سود مندی متغیرهای حسابداری در پیش بینی ریسک سیستماتیک شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد هموارسازی سود می تواند ارزش بازار شرکت ها را بواسطه تاثیر در هزینه تامین تحقیق نشان می دهد هموارسازی سود می تواند ارزش بازار شرکت ها را بواسطه تاثیر در هزینه تامین مالی، بی ثباتی کمتر در سود و کاهش احتمال ورشکستگی بیشتر کند.
نوروش و همکاران۳(۱۳۸۴)، در تحقیقی به بررسی رابطه ارزش های فرهنگی با هموارسازی سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران پرداخته اند. در این پژوهش شرکت ها با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی ساده، ۹۰ شرکت انتخاب شده اند. و پرسشنامه های تکمیلی ۶۴ شرکت گردآوری شده است ارزشهای فرهنگی هافستد مبنا قرار داده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که بین ارزشهای فرهنگی شرکت از قبیل مرد گرایی با هموارسازی سود رابطه معنا داری وجود دارد.
مشایخی ودیگران۱(۱۳۸۴) در تحقیقی به بررسی نقش اقلام تعهدی اختیاری در مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که در شرکت های مورد مطالعه در این تحقیق مدیریت سود اعمال شده است. در واقع مدیریت در هنگام کاهش وجوه نقد حاصل از عملیات که بیانگر عملکرد ضعیف واحد تجاری بوده است، به منظور جبران این موضوع، اقدام به افزایش سود از طریق افزایش اقلام تعهدی اختیار کرده است.
۲-۱۱ خلاصه فصل:
در این فصل، ابتدا تعاریف هموارسازی سود از دیدگاه محققین مختلف بیان می گردد. سپس به انواع هموارسازی و انگیزه ها وابزارهای مختلف هموارسازی اشاره می گردد و همچنین پیشینه تحقیق پرداخته شد و در فصل آینده روش تحقیق ارائه خواهد شد.
فصل سوم
روش پژوهش
مقدمه
یکی از مهم ترین مراحل هر تحقیق علمی، تدوین روش انجام آن است. اگر یک تحقیق از مبانی نظری بسیار قوی برخوردار باشد و داده ­های آن به صورت دقیق و کامل گردآوری شده باشند، اما از روش تحقیق مناسبی برای تجزیه و تحلیل داده ­ها استفاده نشده باشد، نتایج تحقیق چندان قابل اتکا نخواهند بود.
به همین دلیل، برای رد یا عدم رد فرضیات هر تحقیق، لازم است که شیوه و روش تحقیق مناسب اتخاذ شود. در این شرایط است که یافته­های تحقیق قابل اتکا بوده و می­توان از نتایج آن برای تصمیم ­گیری استفاده کرد (عرب مازار یزدی و شاکر، ۱۳۷۲). تحقیق حاضر به دنبال بررسی رابطه بین سطح افشا (کیفیت افشا) و هموارسازی سود در شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار است.
۳-۱ مبانی نظری، فرضیه ها و مدل های تحقیق
امروزه، مدیریت سود۱[۶۰] از مباحث مهم در تحقیقات حوزه‌ی حسابداری است. این موضوع از اوایل قرن بیستم به بعد، با تحقیقات مختلفی توسط صاحبنظران رشته حسابداری شکل گرفت. هریک از این تحقیقات از ابعادی خاص و با بیان هایی متفاوت نظیر دستکاری سود۲[۶۱]، هموارسازی سود۳[۶۲] و در نهایت مدیریت سود به موضوع پرداخته اند. ادبیات اولیه در حوزه‌ی مدیریت سود، به آزمون تاثیر گزینش رویه های متفاوت حسابداری۴[۶۳] بر بازار سرمایه پرداخته است و کانون اصلی تمرکز آن، تمایز میان دو فرضیه رقیب (جایگزین)۵[۶۴] بوده است. فرضیه مکانیکی۶[۶۵] که در ادبیات حسابداری دهه ۶۰ میلادی رایج بود، بیانگر این است که استفاده کنندگان اطلاعات صورت های مالی، در تصمیم گیری های خود منابع اطلاعاتی غیر از گزارش های مالی شرکت ها را مورد استفاده قرار نمی دهند و سرمایه گذاران تنها بر اساس ارزش های ظاهری منعکس در اطلاعات مالی گزارش شده توسط شرکت ها، تصمیمات خود را اتخاذ می نمایند. آن ها اعتقاد دارند که با تغییر رویه های حسابداری می توان بازار سرمایه را گمراه نمود. رقیب فرضیه مکانیکی، اصطلاحاً فرضیه بازار کارا[۶۶] نامیده می شود. فرضیه بازار کارا۷ که پارادایم حاکم بر تحقیقات حسابداری مالی در دهه ۷۰ میلادی بوده ، بیانگر این است که قیمت های بازار سهام تمام اطلاعات در دسترس درباره شرکت را به طور کامل منعکس می‌کنند و بنابراین با تغییر رویه های حسابداری نمی توان بازار را گمراه کرد (واتز و زیمرمن[۶۷]، ۱۹۸۶)۱۸.
در ادبیات حسابداری تعاریف گوناگونی از مدیریت سود ارائه شده است. بنیش۲[۶۸] (۲۰۰۱) بیان می­ کند که در مورد تعریف مدیریت سود، توافق عمومی وجود ندارد و به عنوان نمونه تعاریف مختلفی از مدیریت سود را به شرح زیر بیان می­ کند:
مدیریت سود یعنی انجام کارهای عمدی در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری که مدیران را قادر می سازد تا سود گزارش شده را به سطح مطلوب خودشان برسانند (دیویدسون، استیکنی و ویل[۶۹]، ۱۹۸۷)۳.
مدیریت سود مداخله­ی هدفمند در فرایند گزارشگری مالی برون سازمانی برای کسب بعضی منافع شخصی است( شیپر،[۷۰]، ۱۹۸۹)۴.
مدیریت سود زمانی اتفاق می افتد که مدیران برای گمراه کردن بعضی از ذینفعان ( اعتباردهندگان، سهامداران، کارکنان، دولت، سرمایه گذاران و…) در خصوص سطح عملکرد مالی شرکت، در گزارشگری مالی و در ساختار معاملات از قضاوت شخصی خود استفاده کنند، تا گزارش های مالی را تغییر دهند و از این طریق روی قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند، تاثیر بگذارند (هیلی و والن[۷۱]، ۱۹۹۹)۵.
هموارسازی سود نوع خاصی از مدیریت سود است که دارای بُعد زمانی است. در هموارسازی سود مدیریت در طول زمان سعی در ایجاد روند ثابت و یا روندی صعودی با شیب به نسبت ثابتی برای سود گزارش شده است. مدیریت سود و یا هموارسازی سود زمانی برای شرکت نتیجه خواهد داشت که سرمایه گذاران از وجود آن پدیده در شرکت بی اطلاع باشند. به همین دلیل، انتظار می رود که شرکتهای هموار کننده سود، کیفیت گزارشگری (بهنگام بودن و قابلیت اتکا) پایینی داشته باشند. با توجه به موارد فوق، فرضیه های تحقیق به شرح زیر ارائه می شوند:
فرضیه اول: بین سطح افشای شرکت وهموارسازی سود، رابطه منفی معناداری وجود دارد.
فرضیه دوم:. بین به موقع بودن افشای شرکت و هموارسازی سود، رابطه منفی و معناداری وجود دارد.
فرضیه سوم:. بین قابل اتکا بودن افشای شرکت و هموارسازی سود، رابطه منفی معناداری وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...