«یک کاسه مسی در اینسبورگ که در دو طرف آن میناکاری حجره­ای انجام گرفته کار هنری منحصر به فردی از این دوره محسوب می­ شود این کاسه برای یکی از فرماندهان سلجوقی ساخته شده بود». (دقت، ۱۳۷۸، ۱۶)
دانلود پایان نامه
«کارهای مفرغی این دوره دارای اشکال زیاد و متنوع است. شمع­دان­های کوتاه و سنگین که پایه­ های آنها گرد یا به شکل چندضلعی است و تصاویر گل روی آن نقره­کوبی، و با این که اشکال پرندگان و حیوانات و آرایش­های دیگر روی آنها به­ طور برجسته نقش شده است. جعبه و صندوق مفرغی که تصاویر انسان و اشکال دیگر روی آنها نقش گردیده در این دوره ساخته شده، ولی نمونه­های آن زیاد نیست.
نقره زمان سلجوقی به خاطر ظرافت و استحکام مشهور است. اگرچه اشیاء محکم و از حیث شکل خیلی عالی هستند، ولی در جزییات بعضی از نقش­ها دقت نشده است.
بعضی از عناصر تزیینی که در این دست­ یافت­ها دیده می­ شود، چون خط کوفی که مورد استعمال زیاد دارد، بسیار جالب است. در این ظرف­ها پرندگان و جانوران با جلوه مخصوصی نمایش داده شده ­اند. بزرگترین ظرف نقره­ای زمان سلجوقی سینی آلب ارسلان است که در موزه صنایع ظریفه بوستن قرار دارد و بهترین نمونه صنعت فلزکاری و میناکاری عصر سلجوقی است». (دبیری، ۱۳۵۵، ۹)
«یکی از عالی­ترین نمونه میناکاری اسلامی موجود یک بشقاب برنزی است در موزه اینزبورگ که با مینای چندرنگ با تصاویر انسانی و پرنده و حیوان در داخل اشکال ترنجی که با درخت نخل و تصاویر رقاصه­ها از هم جدا شده تزیین گشته است. نوشته این بشقاب نام صاحب آنرا سلطان رکن­الدوله داود ارتقی (۵۴۰-۵۰۲ هـ) معین می­ کند که در کیفا و آمیدا (ظاهرا مراد «حصن کیفا و آمد» است که دیار بکر شد) در شمال عراق سلطنت می­کرده است». (دیماند، ۱۳۶۶، ۱۳۸)
«به نوشته «لئو برونستین» و «اروین مرگولیس»، «غازان خان» اولین ایلخانان مسلمان مغول (۶۹۴ تا ۷۰۳ هجری) در مدت کوتاهی به علم شیمی دست یافت و برخلاف پیشینیان که مبالغ هنگفتی در راه پیدا کردن اکسیر صرف می­کردند ترجیح داد که دانش و مساعی خود را صرف هنر میناکاری نماید».(هیواموتو گلاک، ۱۳۵۶، ۱۶۳)
«در اواخر دوره مغول و مخصوصا در عصر امپراطوری تیموریان به صنعت بیشتر توجه می­شد و از این جهت سبک جدیدی در فلزکاری به وجود آمد. اشکال و تصاویری که قیافه و لباس اعضا دربار ایران را داشتند به جای اشکال و تصاویر عربی دوره قبل را گرفتند، مخصوصا ترصیع فلز در عصر تیموری به منتهی درجه ترقی رسید». (کریستی ویلسون، ،۱۷۴)
«در عصر تیموری به علت علاقه وافر تیمور به هرگونه تجملات و زینت فن میناسازی هم بسیار متداول شد و در گوشه و کنار کاخ­های وی بر روی در و چلچراغ و جعبه و نظایر آن آثار مینایی مشاهده می­شده است. در این دوره با پیشرفت هنر ترصیع، از صنعت و هنر میناکاری استفاده شایان توجهی به عمل آمد». (مهرپویا، ۱۳۶۵، ۱۴)
«در روزگار صفویه زمینه و جهت هنر میناکاری و فلزسازی تغییر یافت، ظروف نقره ایران به نقوش مینیاتور از قبیل مجالس بزم در دربار یا مجالس شکار یا اسب سوار و غیره مزین گشته بود، و نمونه­های متعددی از این نوع ظروف امروز در موزه­های مغرب زمین و در موزه ایران باستان موجود است. در موزه ایران باستان از این دوره آفتابه و شمعدان­های متعدد و لگن و روتکامی­های بزرگ از برنج میناکاری شده یا از نقره موجود است که بیشتر آنها کار خراسان است». (دبیری، ۱۳۵۵، ۱۲)
«ترکیبات مینا تا آن دوره حتی زمان حاضر نیز تغییری پیدا نکرده است. به طور کلی ایرانیان در پدیدآوردن رنگ­های گوناگون مهارت داشته اند؛ فی­المثل رنگ سفید برای زمینه و رنگ سبز شفاف، فیروزه­ای، آبی لاجوردی، آبی رویال را با کیفیت مناسب می­ساختند و استفاده می­کردند. آنها غالباً از رنگ قرمز استفاده نمی­کردند و طرح­ها بر مبنای نقش­های اسلیمی و گل و بیشتر بر روی زمینه مس و گاهی طلا و نقره بود که به صورت فنجان، کوزه، آفتابه، سینی و غیره ساخته می­شد». (دقت، ۱۳۷۸، ۱۷)
«آفتابه مسی میناکاری که در موزه آستان قدس خودنمایی می کند یکی از آثار هنری ایرانیان است که در قرن ۱۲ هجری ساخته شده و با نقوش شاخه­ های گل ریز و ساقه­های مو آویخته با برگ و میوه به رنگ آبی و ترنج برجسته با نقش بوته­ های گل سرخ و نقوش هندسی با رنگ مایل به سبز بر جلوه مینای آن می­افزاید. بلندی آن ۵/۳۲ و گشادی آن ۱۵ سانتی­متر است. واقف و سازنده آن معلوم نیست.» (سپریان، ۱۳۴۳، ۷۲)
«شاردن، جهانگرد فرانسوی نیز در سیاحت­نامه خود اشارتی به کفچه­های (قاشق­های) بزرگ زرین و تزیین شده با مینا کرده و در تعریف کلی از آنها نوشته که مشتمل بر طرحی از پرندگان و حیوانات بر زمینه گل و بوته به رنگ آبی کمرنگ، سبز، زرد و قرمز بوده است. همچنین در عصر صفویه صندوق­های مزار بزرگان را با مینا تزیین می­کرده ­اند چنانچه صندوق روی مزار شیخ صفی الدین اردبیلی که نمونه بدیعی از مینای عصر صفویه را در بردارد گواه این مدعا است». (دقت، ۱۳۷۸، ۱۸)
«بعد از صفویه به علت اوضاع خاصی که در ایران به وجود آمد، تا مدت­ها از کارهای فلزی و میناکاری چندان خبری نبود و یا حداقل اگر بود، از رونق ویژه­ای برخوردار نبود. در زمان افشاریه و زندیه کمتر می­توان نشانه­هایی از فلزکاری و نقاشی روی فلز سراغ گرفت». (تجویدی، ۱۳۵۵، ۱۳)
«اما جای تردید نیست که میناکاری (لااقل بر سیم و شاید بر مس و مفرغ) در زمان زندیه در ایران مرسوم بوده است زیرا نمونه تنگ مینایی بی­نظیری است بر زمینه زر که از آن زمان بر جای مانده است». (وی، پی، مین، ۱۳۵۵، ۵۲)
«از جمله روش­هایی که برای تزیین ظروف زرین و سیمین بعد از دوران صفویه معمول گردید و در دوران قاجاریه راه کمال پیمود طریقه میناکاری ظروف است. هنرمندان توانستند نقوش زیبایی را با لعاب رنگارنگ بر روی اشیاء زرین و سیمین جلوه دهند.
زرگران دوره قاجاریه ظروفی که جنبه صنعتی داشت ساخته و روی آن را با مینا نقاشی کرده ­اند. قلیان­هایی از طلا و نقره ساخته و روی ان را طرح­های برجسته انداخته و با مینا و سنگ­های قیمتی تزیین نموده ­اند». (کریستی ویلسن، ،۲۱۱)
«در این روزگار قطعات و لوحه­های مینایی بر روی انواع لوازم مانند: تخت، کرسی، صندلی، جعبه، سرقلیان، کوزه عطردان و انفیه دان و لوحه­های فراوان از مینا به منظور آرایش مقبره بزرگان دین ساخته شده و برای تزیین اماکن مقدسه و متبرکه بر روی ضریح، درها و غیره نصب شده است». (مهرپویا، ۱۳۶۵، ۱۴)
«یکی از آثار مهم و ممتاز هنر دستی ایران تخت خورشید معروف به تخت طاووس است که در سال ۱۲۱۵ هجری به وسیله استادان و زرگران و جواهرتراشان و میناکاران و طراحان اصفهانی زیر نظر “حاجی محمدحسین خان صدر اصفهانی ملقب به امین­الدوله و نظام­الدوله” به ساختن تخت مشغول شدند و قبل از فرارسیدن نوروز سال ۱۲۱۶ هجری آن را تمام کرده برای جلوس فتحعلیشاه از اصفهان به تهران حمل کردند». (حقیقت، ۱۳۶۹، ۶۷۰)
از زمان فتحعلیشاه (۱۲۱۲-۱۲۵۰ هجری) تعدادی مینای زرین در دست است و بیشترین این نمونه­ها در مجموعه جواهرات سلطنتی است. جمله میناکاری­های این مجموعه بر زمینه زر است که بهتر از هر فلز دیگر رنگهای گوناگون را می­پذیرد و سایه رنگها را نمودار می­ کند و بیشتر میناکاری­ها دارای دستخط استادکار و گاه تاریخ است و این نشان می­دهد که استاد میناکار به هنر خویش مباهات دارد. (غلام خانه زاد علی، کمترین محمدمحسن امیر کلهر، قاسم بن نجفعلی، محمد جعفر، حسین علی و …)» (وی بی مین، ۱۳۵۵، ۱۱۰، ۵۲)
«میرزابابا و مهرعلی، علی باقر و محمد جعفر، از نقاشان بزرگ دربار فتحعلیشاه قاجار بودند که از چهره پادشاه آثاری به شیوه مینیاتورسازی در مقیاس ریز نقش بر اشیاء درودگری و میناکاری زینتی نیز پدید آوردند.» (دبلیو خریه، ۱۳۷۴، ۲۲۵، ۲۲۹)
«از رنگ­های ویژه دوره قاجار که در اغلب ظروف مینایی این عصر دیده می­ شود، رنگ قرمز است و از خصوصیات طرح­های مینایی این زمان می­توان از بوته­سازی نام برد». (تجویدی، ۱۳۵۵، ۱۴)
«هنر میناکاری نیز چون بسیاری از هنرهای دیگر ایرانیان، با مرگ فتحعلیشاه مدتی نقصان دید تا آنجا که در زمان ناصرالدین شاه (۱۳۱۴-۱۲۶۴) حیاتی دوباره یافت.
در این زمان بود که استادانی چیره­دست باز به میدان آمدند و هرچند هیچ یک نتوانستند از پیشینیان خود پیشی گیرند، چند تنی را با ایشان برابر می­توان دانست. با این همه رنگ­های زنده و متنوعی که متداول میناکاری زمان فتحعلیشاه بود، یا از توان هنری میناکاران بعدی بیرون بود و یا دیگر خریدار نداشت و از این روی رفته رفته از میان رفت».(وی بی مین، ۱۳۵۵، ۵۲)
«در سراسر دوران فرمانروایی ناصرالدین شاه میناکاری منقوش و خصوصا نقاشی زیرلاکی به مقدار هنگفت تولید می­شد. سر مق یا ملاک اصلی به توسط (آقا) نجف وضع گردیده و با پالایش روز افزون در دست برادر جوانترش محمد اسماعیل که متخصص در اجرای موضوع­های (نقش مایه) اروپایی داشت، و نیز با مددکاری سه فرزندش محمد کاظم و جعفر و احمد، رونق و کمال یافته بود. کاظم و جعفر در میناکاری منقوش همتا نداشتند». (دبلیو خریه، ۱۳۷۴، ۲۳۰)
«مولف کتاب «جغرافیای اصفهان» در سال ۱۲۹۴ هجری درباره صنف میناکاری اصفهان می­نویسد که میناکاری در اصفهان استادان معروف داشت مانند آقاعلی فرزند آقا باقر نقاش که در فن نقاشی و میناسازی هم ردیف پدرش بود و در اواخر سلطنت محمدشاه قاجار در گذشت. (حدود ۱۲۶۴) و اینک برخی از نقاشان این زمان در هنر میناکاری هم استادی دارند و اگر به آنها سفارش کار مینا بشود مانند استادان مشهور گذشته از عهده انجام آن برمی­آیند و هم­اکنون سرقلیان­های بسیار خوب مینا می­سازند». (حقیقت، ۱۳۶۹، ۶۷۸)
«در ابتدای سلطنت رضا شاه، یک نفر آلمانی به نام «مارتین» موسسه­ای در شهر اصفهان ایجاد نمود و با کمک و مجاهدت هنرمندان با ذوق ایرانی ساختن مینا بر روی نقره به صورت ختایی و اسلیمی رواج یافت. آنگاه رنگ­های لطیف اروپایی به وجود آمد و هنرمندان میناساز ایران، در توسعه آن اهتمام ورزیدند و بار دیگر هنر مینا اعتبار و اهمیت گذشته خود را بازیافت و به دوران طلایی رجعت نمود». (غرشی، ۱۳۴۲، ۲۳)
«رواج صنعت میناکاری در اصفهان از دوران پهلوی و حدود سال ۱۳۱۰ شمسی و مخصوصا طی سی سال اخیر این صنعت به وسیله یکی از استادان هنرمند و بنام اصفهان «آقای شکرالله صنیع­زاده» بسط و توسعه یافت و شاگردانی در این مکتب تربیت شدند که هریک کانون دیگری در هنر میناکاری به وجود آوردند». (هیواموتوگلاک، ۱۳۵۶، ۱۶۳)
«برای ترویج و آموزش این هنر در سال ۱۳۳۲، کارگاه میناسازی از سوی اداره کل هنرهای سنتی وزارت فرهنگ و هنر آن روز تأسیس شد. “احمد رائض” که از استادان این هنر بود و پیش از آن در خدمت استادانی مانند “مرحوم حاج مصورالملکی، مرحوم حاج میرزا آقا امامی” دقایق و ظرائف هنر مینا را آموخته بود. به سرپرستی این کارگاه برگزیده شد. استاد احمد رائض در آن تاریخ تا چند سال پس از انقلاب اسلامی، با ممارست کامل و دقت فراوان به امر تکمیل این فن و آموختن آن به معدود شاگردان خود کرد و نیز ساخت آثار مینایی جالب و متعدد و به کوره بردن آثار مینایی را که توسط استاد دیگری چون حاج حسین اسلامیان، استاد عباس جلالی سوسن­آبادی و دیگران تهیه شده بود، به عهده گرفت و موفق شد یادگارهای با ارزش را در این زمینه برجای بگذارد.
در آغاز تأسیس این کارگاه میناسازی، استاد اکبر تجویدی با بهره گرفتن از بورس تحصیلی یونسکو به مدت یک سال و نیم به اروپا رفت و در مراکزی مانند پاریس و لیموژ (هنرمیناسازی ژنو) به تکمیل این هنر پرداخت و در بازگشت مدتی به ساخت پاره­ای از لوحه­های مینایی در کارگاه یاد شده مشغول بود که بعضی از آنها هنوز موجود است. از دیگر هنرمندان این کارگاه خانم پروانه نراقی و شادروان علیرضا منوری بودند که آثار این افراد نیز در کارگاه میناسازی وزارت فرهنگ و آموزش عالی موجود است». (مهرپویا، ۱۳۶۵، ۱۴)
«آثار کارگاهی میناسازی زیبای کشور تاکنون در نمایشگاه­های مختلف جهانی نمایش داده شده و مورد توجه و استقبال واقع گردیده است.
در سال ۱۹۵۹ م. آثار میناسازی کارگاه مزبور در نمایشگاه جهانی بروکسل عرضه گردید و به اخذ مدال نقره و دیپلم هنری افتخاری نایل آمد.
«در نمایشگاه ژاپن نیز آثار میناساز هنرهای زیبای کشور با حسن استقبال و تحسین بینندگان روبرو شد. از آثار کارگاه میناسازی هنرهای زیبای کشور تاکنون به سلاطین و روسای جمهور و شخصیت­های عالی قدر خارجی، که به کشور ما سفر کرده ­اند نمونه­های جالبی اهدا گردیده و هنر هنرمندان ما مورد توجه و تحسین آنان قرار گرفته است.» (فرشی، ۱۳۴۲، ۲۴)
«سنت ساخت ضریح در روزگار ما به خوبی حفظ شده و تاکنون ضریح­های عالی و گرانبهای مزین به طلا و نقره برای حرم بعضی ائمه معصومین علیهم­السلام، مرقد امامزادگان و بزرگان مذهب جعفری ساخته شده است.بسیار بجاست که در این فرصت از زحمات استاد مسلم این هنر شادروان صنیع­زاده، یاد و تقدیر شود». (مهرپویا، ۱۳۶۵، ۱۴)
در عصر حاضر اساتید بزرگی وجود دارند که از هنر هنرمندان گذشته خود پاسداری می­ کنند و آن را به آیندگان عرضه می­دارند از آن جمله می­توان به استاد مرحوم زرقونی، استاد مرحوم صنیع­زاده، استاد مرحوم فیض­الهی، آقایان غفاریان، هنردوست، اسماعیلی، فقیهی و … اشاره کرد.
لازم به ذکر است آقای حیدر صنیع­زاده فرزند مرحوم شکرالله صنیع­زاده فارغ­التحصیل از دانشگاه پردیس اصفهان، رشته صنایع دستی در سال ۷۱-۱۳۷۰ رساله­ای با عنوان «میناکاری در هفتاد سال (۱۳۷۰-۱۳۰۰)» تهیه­کرده ­اند که مطالعه آن به علاقمندان توصیه می­ شود.
۲-۱۲ استانداردسازی
یکی دیگر از معضلات صنایع دستی نداشتن استاندارد می­باشد. از آنجایی که در شرایط موجود می­توان استاندارد را دروازه ورود به بازارهای جهانی دانست، موضوع استانداردسازی صنایع دستی امری مهم و ضروری به نظر می­رسد. آنچه که قابلیت تکرار داشته قابلیت استاندارد شدن را نیز خواهد داشت. صنایع دستی در جایگاهی که به تولید انبوه تبدیل می­ شود می ­تواند حداقل استانداردها را شامل شود.
لزوم استانداردسازی در شیوه ­های تولید و کارگاه­های تولید صنایع دستی می­توانند اولین قدم به سوی استانداردسازی می­باشند. عدم وجود کارگاه­های استاندارد باعث افت کیفیت در تولید کالا خواهد بود به این معنی که تولید استاندارد در کارگاه استاندارد صورت می­پذیرد، زیرا در کارگاه­های تولید؛ ما همواره شاهد به هدر رفت انرژی هستیم که در نهایت هزینه آن نیز به خریدار تحمیل می­ شود و با این شرایط توان رقابت با کالاهای دیگر وجود ندارد. از سوی دیگر ضرورت نظارت بر استاندارد در امر آموزش تولید صنایع دستی نیز یکی دیگر از مواردی است که باید خاطرنشان کرد. هم­اکنون دستگاه­های مختلفی در امر آموزش صنایع دستی فعالیت می­ کنند و این موضوع در نهایت باعث می­ شود مدیریت لازم در امر تولید صنایع دستی نباشد.
هرچند نمی­ توان تعریف و استاندارد خاصی برای صنایع دستی بیان کرد، اما حداقل می­توان برای مواد اولیه، استاندارد مشخصی را تعیین نمود. بدین صورت که اگر مواد به کار رفته در یک ظرف قلمزنی شده استاندارد باشد اعتماد خریدار را جلب می­ کند و قدرت رقابت بالا می­رود. با استانداردسازی تولیدات دستی کیفیت تولید، خدمات و صادرات بالا رفته، و در نتیجه جایگاهی مناسب در بازارهای بین ­المللی را با ارزش افزوده برتر به همراه خواهد داشت. همچنین سلامت فکری و اطمینان مصرف ­کننده را تأمین خواهد کرد.
اهداف کلی تدوین استانداردهای ملی در تولیدات دستی را به شرح زیر می­توان بیان نمود:
ارائه محصولات استاندارد در نمایشگاه­ها و فروشگاه­های داخلی و خارجی
جلوگیری از تولید، صدور و فروش کالاهای نامرغوب (کالاهای مشمول استاندارد)
حفظ حقوق مصرف­ کنندگان، هنرمندان و صنعتگران
افزایش و بهبود ارزش هنری و کیفیت
۲-۱۳تاثیرکالاهای چین بر صنایع دستی
از آنجایی که یکی از مهم­ترین معضلات تجارت صنایع دستی در بسیاری از کشورها تولید و صادرات بی­رویه محصولات چین، هند، پاکستان، ویتنام و … می­باشد پرداختن به تولیدات چین به عنوان بزرگترین صادرکننده این محصولات امری ضروری به ­نظر می ­آید. در حالی که رقابت در بازارهای جهانی در سطح پایین قرار دارد، وجود چنین رقبای قدرتمندی که تولید را بر مبنای هزینه کم (هزینه­ های پایین نیروی کار)، تولید بالا، تمرکز بر روی طرح­های مدرن (کپی از طرح­های صنایع دستی کشورهای دیگر)، تولید کالاهای لوکس و انعطاف در قیمت­ گذاری پیش می­برند، و با ادامه این روند در آینده نیز خواهند توانست بازارهای جهانی را به خود وابسته کنند. گاهی تقاضای بازار برای محصولات چنین به قدری زیاد می­باشد که به گفته برخی کارخانه­های چینی آنها به دلیل عدم کارگر ماهر در چین برای بهره­ گیری از نیروی کار ماهر مجبور به بازکردن امکانات تولید در کشورهای دیگر مانند ویتنام و … می­باشند. کارخانه­های چینی قادر به تهیه محصولاتی با بسته­بندی، بارکد و برچسب برطبق نظر خریدار هستند. بسیاری از کارشناسان صنعت معتقدند که چین به عنوان یک صادرکننده دارای جایگاه مسلط در بازارهای جهانی می­باشد و در حال حاضر امکان تولید تقریبا هر محصول ارزانتر و مؤثرتر از هر کشور جهان در چین امکان­ پذیر است و محصولات صنایع دستی ایران نیز در این روند مستثنی نیست. محصولات صنایع دستی ایران حتی با وجود داشتن کیفیت برتر نسبت به چین به دلیل گران بودن مواد اولیه و قیمت بالایی که برخوردار می­باشد و نداشتن بسته­بندی مناسب، بارکد و … نتوانسته در بازار (تجارت) با تولیدات دستی دیگر رقابت کرده و مشتری و سهم بازار را به خود اختصاص دهند. این در شرایطی است که بسیاری از خریداران و مصرف کنندگان محصولاتی با کیفیتی، غیر از کالاهای چینی را بازار جستجو می­ کنند (باربر و دیگران، ۲۰۰۶ ).
اگر بخواهیم یک ارزیابی کلی داشته باشیم، اجناس چینی دارای مرغوبیتی خوب و ارزان و در درجه بعد دارای بسته­بندی مناسب هماهنگ با نیاز و سلیقه بازار هستند. البته در کشور چین برای کالاها، گمرکی وجود ندارد و از سوی دیگر هزینه کارگران بسیار اندک است. به عنوان مثال یک سبد حصیری ایرانی که دارای تزئینی ساده است؛ قیمت بالایی دارد اما همان سبد وقتی از چین وارد می­ شود با فرفورژه یا موارد دیگر تزئین شده و تنوع بیشتری دارد ضمن آنکه از قیمت پایین­تری برخوردار است. در نتیجه مشتری به سمت خرید این جنس رغبت پیدا می­ کند.« توجه به قدرت خرید مشتریان، تولید انبوه محصولات با پشتوانه­سازی برنامه ­های منسجم بازاریابی، وجود و یا ایجاد تقاضای مثبت، تحقیقات گسترده انجام گرفته در مورد بازارهای فرا ملی از شاخص­ های مهم توانمندی محصولات چینی در بازارهای جهانی است.» (اورسینی، ۲۰۰۵، ۱).
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
مقدمه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...