چند مثال.
ــــــ . همان جا: اضافه اسم فرد به اسم قبیله".
اضافه اسم به اسم قبیله در عبارات فارسی و عربی.
ــــــ . همان: “اطلاق اسم پدر بر پسر"، ص۷۶ـ۷۷.
مثال‌هایی از زبان فارسی کهن؛ معرفی کتابی از عرب در همین باب.
ــــــ . همان: “افکندن"، ص ۸۶ـ۸۷ .
افکندن یا افگندن.
ــــــ . همان: ” اَل‍ ْ"، ص ۹۰.
حذف «ال‍ » در عبارات فارسی.
ــــــ . همان:"الف و لام"، ص ۱۰۲.
حکایتی در اثبات الف و لام در معجم‌الادبا.
ــــــ . همان: “اماله الف"، ص ۱۱۱.
ذکر چند مثال.
ــــــ . همان جا: “امپرسونل".
فعل مفرد برای فاعل جمع ذوی‌العقول.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
ــــــ . همان: “ـ ‍ان"، ص۱۱۷ـ۱۱۸.
“ـ ‍ان” علامت نبوت و ابوت.
ــــــ . همان: “ـ ای"، ص۱۴۶ـ۱۴۷.
گر تو زگناه من خبر داشتئی چون گرگ عزیز مصر پنداشتئی
ــــــ . یادداشت‌های قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “باز هم قواعد دستوری". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۵۴، ج۱۰، ص۶۴ـ۷۲.
چهارگونه از ادای “مفعول به” در زبان فارسی؛ علامت را برسر مبتدا در زبان فارسی؛ خود در معنی اصلاً؛ ترکیب سلحشور؛ ترکیبات من تشنمه و …؛ فعل بود برای شخص زنده غایب؛ بایست به جای باید.
ــــــ . یادداشت‌های قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “تانستن= توانستن". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۳، ج۲، ص۳۰.
سماعی بودن ترکیبات وصفی تذکیر و تأنیث.
ــــــ . همان جا: ” تأنیث و تذکیر صفات در طی عبارات فارسی".
چند مثال از شعرهای مولوی و رودکی.
ــــــ . همان: “ترکیب …"، ص۶۶ـ۶۷.
ترکیب اسنادی: وصفاً؛ ترکیب عددی؛ ترکیبات عربی؛ ترکیبات وصفی فاعلی؛ ترکیبات در فارسی [انواع ـ]
ــــــ . یادداشت‌های قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “ترین (افعل‌التفضیل عام)". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۵۴، ج۱۰ ، ص ۷۲ـ۷۳.
“ـ ترین” در آخر صفت تأدیه.
ــــــ . یادداشت‌های قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “تشدید". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۳، ج۲، ص ۷۱ـ۷۲.
تشدید؛ تشدید مخفف ضروره.
ــــــ . همان: “تصغیر(تصغیر تحقیر)"، ص ۷۷ـ۷۸.
مکبرهای معروف به تصغیر؛ تحریف مصغرها.
ــــــ . همان: “تکرار"، ص ۹۴ـ۹۵.
تکرار اسم؛ تکرار فعل؛ تکرار صفت.
ــــــ . همان: “تنوین منصوب"، ص۱۰۴ـ۱۰۵.
تنوین کلمات برحسب اختلاف موارد استعمال.
ــــــ . همان : “جمع"، ص۱۶۷ـ۱۷۳.
جمع غیرذوی‌الارواح؛ جمع فارسی مرجع عربی را؛ جمعِ جمع در فارسی؛ جمع در اسماء اشخاص؛ جمع اسماء مرکبه؛ جمع در اسم شخصی مفرد؛ جمع فعل؛ جمع در اسامی اعلام؛ بعضی جمع‌های عربی بسیار معمول؛ جمع به الف و تاء.
ــــــ . یادداشت‌‌های قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “جموع به الف و تاء". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۶۶، ج۳، ص۲۷.
جموع به الف و تاء که مفرد آنها در فارسی مستعمل نیست.
ــــــ . یادداشت‌های قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “جیم نسبت". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۳، ج۲، ص۱۹۹ـ۲۰۰.
جیم نسبت به جای یاء نسبت عربی.
ــــــ . یادداشت‌های قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “چنانچه". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۶، ج۳، ص۴۴ـ۴۶.
اگر چنانچه؛ چنانچه؛ چونانک؛ چنانکه.
ــــــ . “چنانکه و چنانچه". مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی تهران. س۱. ش۲. دی ۱۳۳۲، ص۳۹ـ۴۰.
معنی چنانچه در “اگر چنانچه"؛ حذف “اگر"؛ “چنانچه” در نوشته قدما.
ــــــ . یادداشت‌های قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “چه". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۶، ج ‍۳، ص ۵۱.
“چه تقلیلیه"؛ “چه” در ذوی‌العقول.
ــــــ . همان: “حروف الاطلاق"، ص ۵۹.
حروف الاطلاق در نوشته‌ها و شرح‌های دیگران.
ــــــ . یادداشت‌های قزوینی. به کوشش ایرج افشار: “حذف «ابن»…". تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۷، ج۱، ص۱۴۱ـ۱۴۲.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...