کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو



 



برای رضایت داشتن از خودشان نیازی به تصدیق دیگران ندارند. از وابستگی به دیگران برای کسب ایمنی رها هستند، چون اعتقاد دارند ایمنی از خودشان است نه از بیرون. آن‌ها کار را مکانی برای خلاقیت، اعتماد به نفس و یادگیری، جایی که پول و پاداش، ثانویه است، می‌دانند. آن‌ها افراد محیط کار را به عنوان انسان‌هایی با قوت، ضعف، نگرانی، نیازها و خواسته‌های خودشان در نظر می‌گیرند، برای آن‌ها روابط، همواره قبل از کار است (رجایی، ۱۳۸۸).
پایان نامه - مقاله - پروژه
آن‌ها از زندگی مادی دست نمی‌کشند بلکه خواهان ایجاد تعادلی در زندگی مادی همسو با اهداف متعالی و معنوی خود هستند. مدیر معنوی در برخورد با موقعیت‌ها به جای مداخله در امور، به ایجاد بصیرت می‌پردازد؛ به جای کنترل، اعتماد می‌کند و به جای مطرح کردن خود، فروتنی نشان می‌دهد.
۲-۱۷- هوش معنوی و مدیریت
تأثیر فوق العاده هوش معنوی بر متغیرهای مهم مدیریت همچون رهبری، انگیزش، خودکنترلی، قابلیت تغییر، ارتباطات، عملکرد و… و نیز ارتباطش با دیگر انواع هوش سبب می‌‌شود معنویت و هوش معنوی به یک موضوع مهم در حوزه مدیریت و سازمان تبدیل شود (رکابی، ۱۳۸۵).
مدیرانی که دیدگاه معنوی دارند، نسبت به تغییر، پذیراتر و به دنبال هدف و معنا برای سازمان خود هستند. اهمیت اتصال به یک کل بزرگ‌تر را می‌فهمند، ادراک و بیانی فردی از معنویت خود دارند. این افراد از ذهنیت وفور برخوردارند یعنی باور دارند که منابع کافی برای همه وجود دارد و نیاز به رقابت نیست.
در نتیجه افراد راحت تر به یکدیگر اعتماد می‌کنند، اطلاعات و کارشان را به مشارکت می‌گذارند و با همکاران و اعضای گروهشان هماهنگ می‌شوند تا به اهداف نهایی خود برسند. افراد در سلسله مراتب سازمان‌هایی که گرایش معنوی دارند، برای توانمندسازی یکدیگر تلاش می‌کنند. در موقعیت‌های تعارض از راهبردهای همکاری برد- برد استفاده می‌کنند (رکابی، ۱۳۸۵).
مدیر معنوی در برخورد با موقعیت‌ها به جای مداخله در امور، به ایجاد بصیرت می‌پردازد؛ به جای کنترل، اعتماد می‌کند و به جای مطرح کردن خود، فروتنی نشان می‌دهد. مدیر معنوی بر ارزش‌های اخلاقی مثل صداقت، درستی، آزادی و عدالت تاکید دارد. او هویت اخلاقی کارکنان خود را بهبود داده و تعهد عمیقی در آنان ایجاد می‌کند و بین آن‌ها روابط سازنده را حاکم می‌سازد.
مدیر معنوی بر توسعه فردی، تصمیم گیری مشترک، و کمک به خودشکوفایی تاکید دارد. اگر ارزش‌های اصلی‌اش مورد تهدید قرار گیرد، به جای تطبیق با عقاید و افکار دیگران، آن‌ها را به چالش می‌کشد تا به نتیجه والا برسد. مدیر معنوی اجازه نمی‌دهد مقام و موقعیت ذهن او را درگیر سازد، زیرا ذهن همواره با این تهدید روبرو است که توسط موقعیت‌ها و حاشیه‌های به ظاهر مهم به گروگان گرفته شود. مدیر معنوی به جای هدایت شدن توسط موقعیت، خودش موقعیت را خلق و هدایت می‌کند.
امروزه روانشناسان بر این باورند که موفقیت نهایی یک سازمان بزرگ به هوش معنوی مدیران و کارکنان آن بستگی دارد هر چند که هوش عقلانی و هوش عاطفی نیز تا حدی این موفقیت را تضمین می‌کند. آن‌ها معتقدند تشویق معنویت در محیط کار می‌تواند منجر به افزایش خلاقیت، صداقت و اعتماد، حس تکامل شخصی، تعهد سازمانی، رضایت شغلی، مشارکت شغلی، اخلاق و وجدان کاری، انگیزش، عملکرد و بهره وری بالا شود. یک مدیر معنوی قادر می‌شود طوری سازمان خود را به موفقیت برساند که همه مشتریان، کارکنان و افراد جامعه از آن منتفع شوند (شیخ الاسلامی، ۱۳۷۷).
همچنین یکی از مسائل مهم در حوزه کسب‌وکار موضوع سرمایه‌های معنوی است. در سال‌های اخیر شواهد علمی فراوانی مبنی بر وجود هوشی با نام SQ یا هوش معنوی به دست آمده است.
این هوش در ارتباط با مسائلی است که ما به آن‌ها اعتقاد داریم و نقش باورها، عقاید و ارزش‌ها را در فعالیت‌هایی که برعهده می‌گیریم، مدنظر قرار می‌دهد. محققان هوش معنوی را به شکل‌های متفاوتی تعریف کرده‌اند که تمام این تعاریف به مساله انعطاف‌پذیری در برابر تغییرات، درس گرفتن از شکست‌ها، داشتن معنا و هدف در کارها و فعالیت‌ها، خلاقیت، نوآوری و توسعه سازمان و خودآگاهی اشاره می‌کنند. هوش معنوی زمانی خود را نشان می‌دهد که افراد بتوانند زندگی خود و تمام کارها و فعالیت‌هایشان را با معنویت تلفیق کنند. در واقع هوش معنوی ظرفیتی است برای پرسیدن سؤالات غایی درخصوص معنای زندگی، ظرفیتی است برای ارتباطات بین افراد و جهانی که در آن زندگی می‌کنند. این هوش، توانایی به‌کارگیری ارزش‌ها و کیفیت‌های معنوی است؛ به‌طوری‌که منجر به ارتقای سلامت روحی و جسمی افراد شود. هوش افراد به چهار نوع تقسیم می‌شود:
الف) PQ یا هوش جسمانی: یعنی توانایی استفاده از اشیا و کنترل ماهرانه بدن که بر اساس سیستم‌های عصبی مغز مشخص می‌شوند. در واقع این هوش ابتدایی‌ترین کانون توجه ما را به خود اختصاص می‌دهد.
شکل ۲-۱- تقسیم بندی انواع هوش
ب) IQ هوش عقلانی: که مربوط به مهارت‌های منطقی، حل مساله ریاضی و مهارت‌های زبان شناسی افراد است که بیش از سایر هوش‌ها به‌عنوان ملاک موفقیت آموزشی محسوب می‌شود.
ج) EQ یا هوش عاطفی یاهیجانی: هوشی است که به افرادکمک می‌کندتابه مدیریت و کنترل عواطف خود و دیگران بپردازند و تعیین کننده موفقیت حرفه‌ای و شخصی افراد است. این هوش به افراد در برقراری ارتباط با دیگران کمک می‌کند.
د) هوش‌معنوی یا:SQ آخرین لایه، مربوط به هوش‌معنوی یا SQ است که برخلاف هوش‌عقلانی (IQ) که امروزه در کامپیوترها هم مشاهده می‌شود و نیز هوش‌عاطفی (EQ) که در برخی از پستانداران رده بالا دیده می‌شود، این هوش مختص انسان است و برای حل مسائل مفهومی و ارزشی استفاده می‌شود SQ. در ارتباط با تمام چیزهایی است که ما به آن‌ها اعتقاد و باور داریم و منجر به حفظ تعادل فکری و آرامش درونی و بیرونی و عملکرد همراه با مهربانی و ملایمت می‌شود. می‌توان سطوح مختلف هوش را در یک هرم به صورت زیر نشان داد:
نمودار ۲-۳ - سطوح مختلف هوش
این هرم نشان‌دهنده این مساله است زمانی که یک نوزاد به دنیا می‌آید ابتدا بر روی کنترل بدن خود؛ یعنی PQ تمرکز می‌کند سپس مهارت‌های عقلایی و مفهومی او توسعه می‌یابند (IQ) و تمرکز اصلی در مدرسه بر روی همین نوع از هوش است؛ اما بعد از مدتی که افراد پی بردند که نیاز به بهبود روابط عاطفی و ارتباط با دیگران دارند، هوش عاطفی پر رنگ می‌شود و در نهایت SQ یا هوش معنوی زمانی مورد توجه قرار می‌گیرد که فرد به جست‌وجوی معنا و مفهوم زندگی خویش می‌گردد و از خود می‌پرسد «آیا این، همه آن چیزی است که وجود دارد؟» هوش عاطفی و معنوی با هم در ارتباط هستند. در واقع افراد برای رشد موفق هوش معنوی خود به برخی از پایه‌های هوش عاطفی نیازمندند؛ به عبارت دیگر درجه‌ای از خود آگاهی عاطفی و همدلی پایه و اساس مهمی برای رشد هوش معنوی است که منجر به آشکار شدن و تقویت آن می‌شود و تقویت هوش معنوی نیز منجر به تقویت و رشد بیشتر هوش عاطفی می‌شود.
مدیرانی که از هوش معنوی قوی‌تری برخوردار هستند، نسبت به تغییر، منعطف‌تر بوده و به دنبال هدف و معنا برای سازمان خود هستند. این افراد از ذهنیت وفور برخوردارند؛ یعنی باور دارند که منابع کافی برای همه وجود دارد و نیاز به رقابت نیست. در نتیجه افراد در این گونه سازمان‌ها راحت‌تر به یکدیگر اعتماد می‌کنند، اطلاعاتشان را به مشارکت می‌گذارند، با همکاران و اعضای گروهشان هماهنگ می‌شوند، برای توانمند‌سازی یکدیگر تلاش می‌کنند و در موقعیت‌های تعارض از استراتژی‌های همکاری برد – برد استفاده می‌کنند.
چند اصل برای تشخیص هوش معنوی وجود دارد که عبارت‌اند از:
۱) خود‌آگاهی: آگاهی از آنچه باور دارم و آنچه عمیقاً به من انگیزه می‌دهد.
۲) زندگی در لحظه
۳) داشتن چشم‌انداز: اقدام براساس اصول و اعتقادات عمیق.
۴) کل‌گرایی: دیدن الگوهای بزرگ‌تر، روابط و ارتباطات و داشتن احساس تعلق.
۵) شفقت: داشتن احساس همراه با همدلی عمیق.
۶) تجلیل از تنوع: ارزش نهادن به افراد به خاطر تفاوت‌های آن‌ها.
۷) استقلال داشتن: ایستادن در برابر جمعیت و ابراز عقاید خود (شهیدی و شیرافکن، ۱۳۸۷).
۸) تواضع: داشتن این برداشت از مکان واقعی خود در جهان: «حس بودن یک بازیکن در یک نمایش بسیار بزرگ‌تر.»
۹) گرایش به درخواست‌های اساسی همراه با پرسیدن سؤال چرا؟: نیاز به درک همه چیز و سپس رسیدن به پایین‌تر از آن‌ها.
در حقیقت یکی از مفاهیمی که به تدریج از درون جلسات آکادمیک و سخنرانی‌های علمی ظهور کرده، «هوش معنوی» است. به طور جدّی، ورود واژه و مفهوم «هوش معنوی» به ادبیات علمی روا‌ن‌شناسی و مدیریت را باید به زوهار [۶۳] (۲۰۰۰) در طی دو دهه اخیر نسبت داد.
هوش معنوی سازه‌های هوش و معنویت را با هم داراست، در حالی که معنویت جست‌وجو برای یافتن عناصر مقدّس، معنایابی، هشیاری بالا و تعالی است. هوش معنوی شامل توانایی برای استفاده از چنین موضوعاتی است که می‌تواند کارکرد و سازگاری فرد را پیش‌بینی کند و منجر به تولیدات و نتایج ارزشمندی گردد. گاردنر در نظریه «هوش»، چند معیار بیان می‌کند. چنانچه بخواهیم مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها یا توانایی‌ها را به عنوان هوش قلمداد کنیم باید هشت معیار را در نظربگیریم:
مجموعه‌ای از فعالیت‌های مشخص را دربرگیرد.
دارای تاریخچه تکاملی باشد و از نظر تکاملی، عقلانی به نظر برسد.
دارای الگوی بخصوصی از رشد و تحوّل باشد.
بتوانیم از طریق آسیب مغزی آن را مشخص کنیم.
بتوانیم افراد را در گستره‌ای از وجود آن توانایی و یا فقدان آن، طبقه‌بندی کنیم.
قابلیت رمزگردانی با یک نظام نمادین را داشته باشد.
با مطالعات روان‌شناسی تجربی حمایت گردد.
با یافته‌های روان‌سنجی تأیید شود (رجایی، ۱۳۸۸: ۲۲).
ایمونز (۲۰۰۰) معتقد است: هوش معنوی این معیارها را داراست و پایه‌های زیست‌شناختی هوش معنوی را در سه سطح می‌توان بررسی کرد: زیست‌شناسی تکاملی‌، ژنتیک رفتاری، و دستگاه‌های عصبی.
کیرک پاتریک[۶۴] (۱۹۹۹) معتقد است: همین که در طول تاریخ تکامل انسان، دین توانسته است سازوکارها و راهبردهای روان‌شناختی را به وجود آورد که از طریق انتخاب طبیعی بتواند بسیاری از مشکلاتی را که اجداد ما با آن روبه‌رو بوده‌اند حل و فصل کند، نشان‌دهنده کارکرد تکاملی دین و معنویت است. از جمله این سازوکارها، دل‌بستگی، وحدت و پیوستگی، تبادل اجتماعی و نوع‌دوستی قومی است. در خصوص ارثی بودن توانایی‌ها وظرفیت‌های معنوی نیز مطالعاتی انجام شده است، اما شواهد روان‌سنجی نشان می‌دهد که هوش معنوی یک ظرفیت عالی شناختی است،‌ نه یک توانایی اختصاصی که صرفاً به بخشی ازمغزمربوط باشدکه باتخریب مغزی ویاتحریک آن بتوان هوش معنوی افرادرا دست‌کاری کرد (همان، ۲۴). به نظر می‌رسد که هوش معنوی بسیاری از معیارهای مطرح‌شده برای هوش را داراست.
۲-۱۸- جایگاه هوش‌معنوی در سازمان
چنان‌که گذشت، هوش معنوی مفاهیم معنویت و هوش را در یک سازه جدیدتر با هم ترکیب می‌کند و به انسان این فرصت را می‌دهد که در مقابل واقعیت‌های مادی و معنوی حسّاس باشد و تعالی را هر روز در لابه‌لای اشیا، مکان‌ها، ارتباطات و نقش‌ها دنبال کند (سهرابی، ۱۳۸۸، ۱۱۹).
ادوارد[۶۵] (۲۰۰۳) معتقد است: داشتن هوش معنوی بالا با داشتن اطلاعاتی در خصوص هوش معنوی متفاوت است. این تمایز فاصله میان دانش عملی و دانش نظری را مطرح می‌کند. ازاین‌رو، نباید داشتن دانش وسیع درباره مسائل معنوی و تمرین‌های آن‌ها را هم ردیف دست‌یابی به هوش معنوی از طریق عبادت و تعمّق برای حل مسائل اخلاقی دانست، هرچند می‌توان گفت برای بهره‌مندی مؤثر از معنویت، داشتن دانش نظری و عملی لازم است (بناب، ۱۳۸۹).
هوش معنوی بازندگی درونی ذهن ونفس و ارتباط آن با جهان رابطه دارد و شامل ظرفیت مهم فهم عمیق سؤالات وجودی وبینش نسبت به سطوح چندگانه هوشیاری می‌شود. آگاهی ازنفس، زمینه و بستر بودن یا نیروی زندگی تکاملی خلّاق را دربر می‌گیرد. هوش معنوی به شکل هشیاری ظاهر می‌شود وبه شکل آگاهی همیشه درحال رشد ماده، زندگی، بدن، ذهن، نفس وروح درمی‌آید. بنابراین، هوش معنوی چیزی بیش از توانایی ذهنی فردی است و فرد را به ماورا فرد و به روح مرتبط می‌کند. علاوه براین، هوش معنوی فراتر از رشد روان‌شناختی متعارف است. بدین روی، خودآگاهی شامل آگاهی از رابطه با موجود متعالی، افراد دیگر زمین و همه موجودات می‌شود.
هوش معنوی برای حل مشکلات و مسائل مربوط به معنای زندگی و ارزش‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد و چنین سؤال‌هایی در ذهن ایجاد می‌کند: «آیا شغل من موجب تکامل من در زندگی می‌شود؟» و «آیا من در شادی و آرامش روانی مردم سهیم هستم؟»
در واقع، این هوش بیشتر مربوط به پرسیدن است تا پاسخ دادن؛ بدین معنا که فرد سؤالات بیشتری را درباره خود و زندگی و جهان پیرامون خود مطرح می‌کند. همچنین قابل ذکر است که سؤال‌های جدّی درباره اینکه از کجا آمده‌ایم، به کجا می‌رویم و هدف اصلی زندگی چیست، از نمودهای هوش معنوی می‌باشند (غباری بناب، ۱۳۸۹: ۱۴۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 02:27:00 ق.ظ ]




کاملاً مخالفم

 

 

 

کارکنان شغل خود را به خوبی می­شناسند.

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

 

 

دانش کارکنان مطابق با آخرین اطلاعات روز است.

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

 

 

اطلاعات ارائه شده توسط کارکنان همیشه برای من با ارزش بوده است.

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

 

 

کارکنان دانش همه خدماتی را دارند که به وسیله شرکت ارائه می­گردد.

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

 

 

خدمات ارائه شده توسط شرکت کارگزار در کل خوب است.

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

 

 

سطح کیفیت خدمات ارائه شده در همه ایام حفظ شده است.

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

 

مدیران شرکت پیشنهادهای خوبی برای رفع نیازهای ما ارائه می­ دهند

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:26:00 ق.ظ ]




۳- مقایسه ای که می توان در حقوق ایران و انگلستان نمود این است که در حقوق ایران نظارت بر عهده شرکت می باشد و قانون گذار شرکت را ملزم به این کار نیز نکرده است لذا در تمامی شرکت های تجارتی نظارت بر کار مدیر تصفیه بر عهدۀ شرکت خواهد بود در حقوق انگلستان تصفیه به دو صورت می باشد یکی بر عهده سهامداران و در جایی دیگر بر عهده دادگاه در تصفیه ای که به عهده دادگاه می باشد عملاً مدیر تصفیه به عنوان یک مأمور دادگاه می باشد.
گفتار چهارم: مسؤولیت عدم انجام وظایف مدیران تصفیه
مسؤولیت مدیر یا مدیران تصفیه را با توجه به قوانین عام و خاص می توان به مسؤولیت های مدنی و جزایی تقسیم نمود که ابتدأً مسؤولیت مدنی را در شرکت های تجارتی مطابق ترتیبات قانونی و سپس مسؤولیت جزایی را توضیح خواهیم داد.
۱- شرکت سهامی:
مسؤولیت مدنی مدیران تصفیه در اثر ارتکاب تقصیر تابع اصول کلی حقوق مدنی می باشد.[۱۱۲] که در اثر تقصیر مدیران تصفیه به سهامدار، شخص ثالث ذی نفع یا شرکت مستقیماً خسارتی وارد گردد زیان دیده برای اخذ خسارت مزبور باید تقصیر فاعل زیان و رابطۀ سببیت بین فعل زیان آور و ضرر وارده را اثبات نماید.[۱۱۳]
پایان نامه - مقاله - پروژه
۱- مدیر یا مدیران تصفیه موظفند برابر با ماده ۲۲۵ ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷ از بستانکاران و اشخاص ثالثی که علیه شرکت در روزنامه رسمی و روزنامه کثیرالانتشار که آگهی و اطلاعات شرکت در آن منتشر می شود به عمل آید تا اشخاص مذکور حداکثر ظرف مدت شش ماه از تاریخ انتشار نوبت اول آگهی فوت به نشانی مدیر یا مدیران تصفیه مراجعه نمایند.
ماده ۲۲۶ ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷ مدیر یا مدیران تصفیه را که از مقررات ماده مذکور تخلف نموده باشند از لحاظ مدیران خسارت وارده به طلبکاران که طلب خود را دریافت نکرده باشند مسؤول می داند، باید خاطر نشان گردد اقامه دعوی و بار دلایل به عهدۀ مدعی خواهد بود. سؤالی که می توان مطرح نمود این است که در صورت عدم تکاپوی دارایی شرکت برای پرداخت طلب طلبکاران چه کسی مسؤول است؟
مطابق ماده ۱۴۳ ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷ در صورتی که پس از انحلال شرکت معلوم شود که دارایی شرکت برای تأدیه طلب بستانکاران تکافو نمی کند، دادگاه صلاحیت دار می تواند به تقاضای هر ذی نفع هر یک از مدیران و مدیر عاملی را که کافی نبودن دارایی شرکت به نحوی از انحاء معمول تخلفات او بوده است، منفرداً یا متضامناً به پرداخت آن قسمت از دیونی که تأدیه آن از دارایی شرکت امکان پذیر نیست محکوم کند.
۲- شرکت با مسؤولیت محدود، تضامنی، نسبی، مختلط سهامی، مختلط غیر سهامی و تعاونی:
در صورتی که مدیران تصفیه از مقررات قانونی و اساسنامه تخلف نمایند و این تخلفشان موجب ضرر و زیان به اشخاص ذی نفع گردد متضرر می تواند با توجه به مواد قانون مدنی (۳۳۸-۳۳۱) و ماده ۱ ق.م.م. مصوب ۱۳۳۹ پس از اثبات تقصیر فاعل و زیان و رابطۀ سببیت بین فعل زیان آورد ضرر وارده جبران خسارت وارده را مطالبه نماید.[۱۱۴]
ماده ۲۱۶ ق.ت.: مدیران تصفیه را در صورت تخلف از مفاد ماده (۲۱۵ ق.ت.) (موضوع نشر آگهی قبل از تقسیم دارایی) مسؤول خسارت طلبکارانی که به طلب خود نرسیده اند قرار داده است.[۱۱۵]
۳- حقوق انگلستان: در انگلستان متصدی امر تصفیه می تواند گاهی مسؤولیت های شخصی را متحمل شود مثلاً جایی که او هزینه ها و اقدامات مازاد بر میزان دارایی های شرکت را بنیاد می نهد. او ممکن است شخصاً مسؤول نقض وظیفه باشد و تحت پیگرد قرار بگیرد. به علت سوء استفاده از اختیارات قانونی (ماده ۲۰۱۲ قانون ۱۹۸۶)،از جمله تخلف های مدیر تصفیه این است: نتواند در راستای شرایط دقیق قانونی مقام و مسؤولیت گام بردارد و مثلاً به اشتباه یک ادعایی توسط یک طلبکار مدعی را تأیید کند یا در توزیع مناسب دارایی های شرکت میان اشخاص محق درست عمل نکند، کارهایش را با تسامح انجام دهد یا در وظایف امانتی خود به شرکت با گرفتن سود مخفی یا خود را در موقعیت های ضدیّت و ناسازگاری قرار دهد. این موارد از جمله مواردی است که مدیر تصفیه مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد.[۱۱۶]
پس از آن که مسؤولیت مدنی مدیران تصفیه را توضیح دادیم حال نوبت به مسؤولیت های کیفری آنان می شود.
۱- شرکت سهامی:
برابر ماده ۲۶۸ ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷: «مدیر یا مدیران تصفیه هر شرکت سهامی در صورتی که عالماً مرتکب جرائم زیر بشوند به حبس تأدیبی از ۲ ماه تا ۶ ماه یا جزای نقدی از ۰۰۰/۲۰ تا ۰۰۰/۲۰۰ ریال یا به هر دو مجازات محکوم خواهند شد: عدم اعلام نام و نشانی مربوط به مرجع ثبت شرکت ها، در ظرف مدت یک ماه پس از اتخاذ تصمیم راجع به انحلال شرکت دعوت ننمودن مجمع عمومی عادی صاحبان سهام و اطلاع ندادن به مجمع از وضعیت اموال و مطالبات و قروض شرکت و نحوه تصفیه او شرکت و مدتی را که جهت خاتمه امر تصفیه لازم می دانند تا مدت ۶ ماه پس از شروع به امر تصفیه. دعوت ننمودن مجمع عمومی عادی صاحبان سهام شرکت، همه سال تا قبل از خاتم امر تصفیه، با رعایت شرایط و تشریفاتی که در این قانون و اساسنامه شرکت پیش بینی شده است و همچنین عدم تسلیم صورت دارایی منقول و غیر منقول و ترازنامه و حساب سود و زیان عملیات مربوط به مجمع مذکور به انضمام گزارشی حاکی از اعمالی که تا آن موقع انجام داده اند. ادامه دادن به عملیات امر تصفیه پس از خاتمه دوره متصدی مدیریت تصفیه مشروط به آن که تمدید مأموریت خود را خواستار نشده باشند. اعلام ننمودن ختم تصفیه به مرجع ثبت شرکت ها در ظرف مدت یک ماه پس از خاتمه آن، توزیع کردن وجوه باقی مانده پس از ختم تصفیه، متعلق به سهامداران و بستانکارانی که طلب خود را وصول ننموده اند در حساب مخصوص در یکی از بانک های ایرانی. عدم اطلاع تودیع وجوه باقی مانده مذکور به اشخاص ذینفع در طی آگهی ختم تصفیه.[۱۱۷]
طبق ماده ۲۶۹ ل.ا.ق.ت مصوب ۱۳۴۷ مدیر تصفیه یا مدیران در شرکت سهامی که مرتکب جرائم زیر شوند به حبس تأدیبی از ۱ سال تا ۳ سال محکوم خواهند شد:
در صورتی که اموال یا اعتبارات شرکت در حال تصفیه را برخلاف منافع شرکت یا برای مقاصد شخصی یا برای شرکت یا مؤسسه دیگری که خود به طور مستقیم یا غیر مستقیم در آن از نفع می باشند مورد استفاده قرار دهند.
۲- در دیگر شرکت ها قانون گذار موارد خاصی را درباره مسؤولیت کیفری آنان پیش بینی ننموده است ولی به نظر می رسد بتوان آن مواردی را که قانون گذار در مورد شرکت سهامی آورده است و برای آن مجازات تعیین نموده است به شرکت های دیگر نیز تسرّی داد البته مواردی را که در شرکت کلانی و دیگر شرکت ها یکی باشند.
مبحث دوم: اداره امور شرکت منحل شده
پس از آن که مدیر تصفیه مشخص گردید حال به نحوۀ اداره کردن آن و وضعیتی که یک شرکت پس از انحلال دارد صحبت می کنیم.
گفتار اول: تاریخ آغاز تصفیه و مدت آن:
طولانی شدن زمان تصفیه علی القاعده موجبات ایجاد هزینه های زیاد و ضرر و زیان صاحبان سهام و یا اشخاص ذی نفع دیگر را فراهم می آورد و چه بسا اطمینان مردم را از شرکت های تجارتی بکاهد، لذا مدیران تصفیه می بایست هر چه سریع تر و در حداقل زمان ممکن عملیات تصفیه را به انجام برسانند و ختم عملیات تصفیه را اعلام کند. بدین منظور قانون گذار، در شرکت سهامی جهت زمانی خاصی را پیش بینی نموده است تا از طولانی نمودن زمان تصفیه توسط مدیران جلوگیری گردد.
۱- شرکت سهامی: ماده ۲۱۴ ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷ مقرر می دارد که مدت مأموریت مدیر یا مدیران تصفیه نباید از دو سال تجاوز نماید. بر این اساس صاحبان سهام نمی توانند از ابتدای امر تصفیه و انحلال شرکت مدت مأموریت مدیران تصفیه را بیش از سقف زمانی دو سال تعیین کنند بلکه حداکثر می توانند برای یک دورۀ دو ساله آن ها را انتخاب نمایند.
در برخی موارد ممکن است بنا به علل و جهات موجهی که رفع آن ها از توان مدیران تصفیه خارج است امر تصفیه به درازا بکشد و از دو سال تجاوز نماید و موجب طولانی شدن زمان مقرر بشود[۱۱۸] (مثلاً وصول برخی مطالبات نیاز به طرح دعوی داشته باشد و مدیران تصفیه منتظر طی مراحل قانونی دادرسی باشند و یا اشخاصی علیه شرکت ادعاهایی داشته اند که به دلیل عدم اجابت مدیران تصفیه اقدام به اقامۀ دعوی نموده اند و دعوی مطروحه هنوز خاتمه نیافته باشد)، در این قبیل موارد قانون گذار این حق را به صاحبان سهام داده است که در صورت ارائه دلایل موجه برای خاتمه نیافتن امر تصفیه توسط مدیران جهت اضافی را که برای اتمام عملیات تصفیه لازم و ضروری می باشد و توسط مدیران پیشنهاد می شود یا تعیین و اعلام دارند و مأموریت مدیران را تا مدت تعیین شده تمدید نمایند.[۱۱۹]
علی الاصول تمدید مأموریت با مرجعی است که مدیر تصفیه را تعیین می نماید، اگر مدیران توسط صاحبان سهام انتخاب شده باشند، تمدید زمان مأموریت آنان با مجمع عمومی شرکت است و چنانچه مدیران از طرف دادگاه انتخاب شده باشند می باید با رعایت تشریفات مقرر توسط دادگاه تمدید مأموریت صورت گیرد. در صورتی که مدیر تصفیه در خاتمه دوره تصدی خود، بدون آن که تمدید مدت مأموریت خود را تقاضا کند به عملیات تصفیه ادامه دهد به نظر می رسد مجازات شود.[۱۲۰]
۲- قانونگذار در دیگر شرکت تجارتی (با مسؤولیت محدود، تضامنی، نسبی، مختلط غیر سهامی، مختلط سهامی و تعاونی) مدت معینی را برای اتمام و انجام تصفیه در نظر نگرفته است. لیکن اگر قرارداد شرکت متضمن مدت معینی برای تصفیه باشد، مدیر تصفیه باید آن را رعایت کند. مگر آن که این مدت جواب گوی عملیات تصفیه نباشد.
۳- در ل.ق.ت. مصوب ۱۳۹۱ تصفیه باید ظرف مدتی که مجمع عمومی فوق العاده معین می کند انجام شود. مدت مذکور نباید بیش از دو سال باشد. چنانچه تصفیه ظرف این مدت خاتمه نیابد، مدیر یا مدیران تصفیه باید به طور کتبی و مسؤول جهات خاتمه نیافتن تصفیه، مهلتی را که برای خاتمه دادن به تصفیه لازم می دانند و تدابیری را که برای پایان دادن به امر تصفیه در نظر گرفته اند به اطلاع مجمع عمومی عادی برسانند. مجمع عمومی مذکور پس از استماع نظریه بازرس یا بازرسان در مورد گزارش مدیر یا مدیران تصفیه به تمدیدی دوره تصفیه حداکثر برای دو سال دیگر اقدام می کند. (ماده ۳۵۳).
۴- در حقوق انگلستان یک عمل تصفیه از زمان شروع آن اجرایی می شود بدین معنا که وقتی که شرکتی منحل گردید تصفیه آن همانند حقوق ایران شروع می شود. در تصفیه ای که به وسیلۀ انحلال اختیاری ایجاد شده است، تصفیه در زمان تصویب یک قطع نامه شروع می شود. در مورد انحلال اجباری، به نظر می رسد که در زمان ارائه دادخواست (و نه ایجاد خود دستور) شروع شود. مدت تصفیه در حقوق انگلستان به روشنی یافت نمی شود و به نظر می رسد، مدت تصفیه را بر اساس نوع انحلال توسط مرجع منحل کننده معین نماید.[۱۲۱]
گفتار دوم: وضع حقوقی شرکت در حال تصفیه:
شرکت تجارتی در حال تصفیه اصولاً وضعیت حقوقی اش مورد ابهام قرار دارد ما در این گفتار به صورت مفصل این موضوع را مورد بحث قرار خواهیم داد.
بند اول: بقاء شخصیت حقوقی شرکت:
۱- همان گونه که اشخاص طبیعی پس از فوت یک شخصیت حقوقی بنا به رفع حوائج مثل اداره موضوعات و غیره از خود باقی می گذارند، اشخاص حقوقی و به ویژه شرکت های تجارتی هم بعد از انحلال به تداوم شخصیت حقوقی برای شروع، اجرا و اختتام امر و به ویژه حفظ دارایی تا زمان تقسیم نیاز دارند.[۱۲۲] در تمامی شرکت های تجارتی بقا شخصیت تا ختم تصفیه باقی می ماند در این زمینه ماده ۲۰۷ ق.ت. (در شرکت تجارتی به جز سهامی) مقرر می دارد «وظیفه متصدیان تصفیه خاتمه دادن به کارها جاری و اجرای تعهدات و وصول مطالبات و تقسیم دارایی شرکت است…» اگر برای اجرای تعهدات شرکت معاملات جدید لازم شود متصدیان تصفیه انجام می دهند (ماده ۲۰۸ ق.ت.)[۱۲۳].
می بینیم که در این متون قانونی، بر اجرای تعهدات و وصول مطالبات و معاملات جدید و تقسیم دارایی شرکت تکیه شده است پس گرچه قانون به شخصیت حقوقی اشاره نمی کند، ولی حضور عملی[۱۲۴] آن امکان پذیر می نماید. کما این که عبارت فراز ماده ۲۰۸ ل.ا.ق.ت. (شرکت سهامی) دیگر شگفت آور به نظر نمی آید: «تا خاتمه امر تصفیه شخصیت حقوقی شرکت جهت انجام امور مربوط به تصفیه باقی خواهند ماند…»
۲- ماده ۳۶۰ ل.ق.ت. مصوب ۱۳۹۱ می گوید: شخصیت حقوقی شرکت تا خاتمۀ امر تصفیه باقی است.
۳- در حقوق انگلستان با توجه به آنچه که گفته شد به نظر می رسد شخصیت حقوقی شرکت تا اتمام انجام عملیات تصفیه باقی باشد باقی باشد چرا که یک متصدی امور تصفیه به نام شرکت که همچنان یک شخصیت حقوقی مجزا دارد عمل می کند[۱۲۵] و عملاً بر عکس حقوق ایران که شرکت با محدودیت هایی روبروست به عنوان یک مدیر فعالیت می نماید منتها بر این مبنا که شرکت منحل شده می باشد به هر حال باید منحل شود.
بند دوم: آثار بقای شخصیت حقوقی شرکت منحل شده
سؤالی که ممکن مطرح شود این است که آیا آثاری که یک شخص حقوقی بعد از آن که منحل شد دارد، با آثاری که قبل از آن که منحل شود دارد یکی است؟ ابتدا لازماست این آثار شرکت منحل شده را بیان نماییم.
این آثار و زمان تصفیه به شرح زیر است:
۱- شرکت مرکز امور اداری یا به عبارتی اقامتگاه خود را نگه می دارد. بنابراین تعیین دادگاه صالح، مطابق ماده ۱۱ ق.آ.د.م برای طرح دعوی علیه شرکت منحله خالی از اشکال خواهد بود. البته ممکن که این محل به لحاظ نیازهای تصفیه با ثبت و آگهی مراتب تغییر کند. به هر حال، کلیه اوراق قضایی باید در اقامتگاه شرکت در حال تصفیه ابلاغ شود (مواد ۲۳ و ۷۶ ق.آ.د.م)[۱۲۶]
۲- نام شرکت همراه با عبارت «در حال تصفیه» حفظ می گردد.
۳- رابطه اموال با شخصیت حقوقی ادامه می یابد. در این صورت شریکان گرفتار حالت اشاعه نمی شود. اموال شرکت منحله وثیقه پرداخت مطالبات بستانکاران باقی می ماند و طلبکاران شخصی شرکاء حق تأمین آن را ندارند.[۱۲۷]
۴- مدیر تصفیه جانشین مدیر شرکت بوده و حق اداره اموال شخص حقوقی را دارد (مستنبط از ماده ۲۱۱ ل.ا.ق.ت.) و می تواند به نام شرکت علیه هر شخص حقیقی یا حقوقی دعوی اقامه نماید (مستنبط از مواد ۲۱۲ ق.ت. و ۲۰۹ ل.ا.ق.ت.مصوب ۱۳۴۷).[۱۲۸]
۵- شرکت در حال توقف باید ورشکسته اعلام گردد؛ چه حصول توقف قبل از انحلال و چه بعد از انحلال باشد و شرکت شخصیت حقوقی را صرفاً برای حوائج تصفیه نگاه میدارد. مطابق ماده ۳۶۰ و ۳۶۱ ل.ق.ت. مصوب ۱۳۹۱. نیز همانند قانون تجارت منحل بیان نموده است.
در حقوق انگلستان همانند ایران رابطه اموال با شخصیت حقوقی ادامه می یابد یعنی اموال تا ختم تصفیه در شرکت باقی است و مهمترین موردی باید اشاره نمود این است که مدیر تصفیه جانشین مدیر شرکت می باشد و حق اداره اموال شخص حقوقی را دارد منتها همان طور که گفته شد می تواند فعالیت هایی را نیز انجام دهد که مدیر تصفیه در ایران محدودیت دارد. [۱۲۹]
مبحث سوم: تصفیه امور شرکت منحل شده:
پس از آن که اداره کنندگان امور شرکت منحل شده مشخص شدند و همچنین اداره امور توسط آن ها به اجرا درآمد نوبت به موردی می رسد که شرکت برای همیشه شخصیت حقوقی اش از بین رود و پایان حیات او به صورت کامل اعلام گردد حال به مواردی اشاره می نماییم که مربوط به عمل تصفیه شرکت منحل شده می باشد. از تصفیه امور شرکت منحل شده به حکم عملیات تصفیه نیز تعبیر می شود.[۱۳۰]
مرحلۀ تصفیه امور شرکت منحل شده دارای اهمیت و حساسیت خاص می باشد. در زمان تصفیۀ شرکت شخصیت حقوقی آن باقی می ماند و شرکت دارای محل و اقامتگاه و تابعیت می باشد و مدیران تصفیه به نام شرکت اقداماتی را انجام می دهند و از همه مهمتر آن که با وجود شخصیت حقوقی رابطۀ مستقیمی مابین سهامداران و شرکای شرکت با اشخاص ثالث طرف قرارداد یا طرف حساب شرکت برقرار نیست، بلکه شخص حقوقی، مقابل اشخاص دیگر قرار دارد و پاسخگوی اعمال و عملکرد شرکت می باشد و بر این اساس رابطۀ مالی شرکت با دیگران مجزا و منفک از دارایی ها و اموال مربوط به صاحبان سهام شرکت یا شرکای آن می باشد و شرکای شرکت بدین دلیل مادامی که شخص حقوقی محسوب نخواهند شد، ولی با اعلام ختم عملیات تصفیه فی الواقع حیات شرکت پایان می یابد و شخصیت حقوقی آن از بین می رود و در صورتی که شرکت کمبود مالی داشته باشد و تعدادی از بستانکاران نتوانسته باشند حقوق خود به آن ها مراجعه و مابقی بستانکاران طلب خود را از آن ها وصول نمایند.
گفتار اول: نحوۀ اختتام امر تصفیه:
مدیران تصفیه مطالبات شرکت را وصول نموده و دارایی های غیرنقدی آن را به صورت نقد در می آورند و سپس از محل آن ها دیون شرکت را تأدیه می نمایند و تعهدات شرکت و امور جاری را انجام می دهند در واقع در این جا عملیات تصفیه پایان یافته تلقی می شود و عملاً حیات شرکت به اتمام می رسد. در قانون ۱۳۱۱ مدیران تصفیه الزامی به انتشار آگهی ختم عملیات تصفیه ندارند اما قانون گذار در ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷ که برای شرکت سهامی عام و خاص می باشد، مدیران را مکلف نموده که نسبت به انجام تشریفات ثبت و انتشار موضوع انحلال، اسامی مدیران و اقامتگاه آنان و نیز اعلام ختم عملیات ظرف مدت مشخص اقدام نمایند.
و ضمانت اجرا برای آن منظور داشته است و مکلف نموده است که مدیران تصفیه باید ظرف یک ماه پس از ختم تصفیه، مراتب را به مرجع ثبت شرکت ها اعلام دارند تا به ثبت رسیده در روزنامۀ رسمی و روزنامۀ کثیرالانتشاری که اطلاعیه و آگهی های مربوط به شرکت در آن درج می گردد آگهی شود و نام شرکت از دفتر ثبت شرکت ها و دفتر ثبت تجار حذف گردد.[۱۳۱](مستنبط از ماده ۲۲۷ ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷)
این تکلیف که قانون گذار مقرر نموده است به مصلحت و منفعت اشخاص ذی نفع و سهامداران می باشد، چرا که این آگهی و انتشار عملاً به اشخاص ذی نفع این امکان را می دهد که از انحلال شرکت و همچنین از تصفیه آن و ختم تصفیه مطلع شوند این بدین دلیل است که بستانکار یا اشخاص ذی نفع اگر از نحوۀ تصفیه یا ختم تصفیه مطلع نشده باشند این که در دسترس نباشند این امکان به آن ها داده می شود که متوجه امر تصفیه و ختم آن شوند سؤالی که ممکن است مطرح شود این است که چرا قانون گذار مدت یک ماه را در نظر قرار داده است؟ در جواب می توان گفت چون عملاً وقتی که ختم تصفیه صورت گرفت و شرکت منحل شد بدین معنا است که دیگر مدیر تصفیه هیچ مسؤولیتی ندارد این مدت برای آن است که اگر ذی نفعی در این رابطه از ختم تصفیه مطلع نشده است به هر نحوی از انحاء برای این است که حق او زایل نشود در این جا قانون گذار عملاً برای ذی نفعی از ختم تصفیه مطلع نشده است. یک ارفاقی واقع شده که می تواند به نفع او باشد در کتاب آقای خواجه پیری مطلبی عنوان شده است و آن این است موضوع دعوت مجمع عمومی صاحبان سهام شرکت است برای آخرین بار و به منظور تأیید اعلام ختم تصفیه قانون گذار در این رابطه نص صریح و روشنی ندارد[۱۳۲] به نظر بنده دعوت مجمع عمومی صاحبان سهام شرکت برای ختم تصفیه امری ضروری نیست چرا که از آنجایی که مدیر تصفیه همچون وکیل می باشد و عملاً توسط مجمع عمومی انتخاب می شود دیگر نیازی نیست که بخواهند ختم تصفیه را تأیید کنند و انتخاب و نسب مدیر تصفیه بدان جهت است که برای اجرای تعهدات شرکت منحل شده اقدام نماید، یعنی اعضاء او را انتخاب نموده و به او اطمینان دارند.
با توجه به مجموع مقررات راجع به تصفیه چنین القا کرده که ختم تصفیه زمانی است که مطالب شرکت وصول شده و، بدهی های آن به طلبکارانی که در دسترس اند، پرداخت گردیده است و دارایی اش نقد شده است.[۱۳۳]
در ماده ۳۶۷ ل.ق.ت. مصوب ۱۳۹۱ مطابق ل.ا.ق.ت. مصوب ۱۳۴۷ بیان نموده است. منتها در مادۀ ۳۶۹ مدیر یا مدیران تصفیه باید مقارن اعلام ختم تصفیه به مرجع ثبت شرکت ها نسخه ای الکترونیک از دفاتر و اسناد و مدارک… و آن به مرجع ثبت شرکت ها تحویل دهند.
در حقوق انگلستان مدیر تصفیه در جلسه نهایی طلبکاران را فراخوانی می کند که در آن گزارش نهایی را منظور خواهد نمود نتیجه این جلسه برای آن است که میزان طلب و بدهی شرکت مورد محاسبه قرار گیرد و نتیجه این جلسه و آگهی و اعلان می شود اگر جلساتی لازم باشد باید برگزار گردد و از آخرین جلسه، سه ماه بعد شرکت به طور کل منحل می شود.[۱۳۴]
پس از آن که طلبکاران دعوت شدند باید وجود قرض هایشان را به منظور سهیم بودن در دارایی های شرکت ثابت کنند و همه قرض ها باید اثبات شوند اعم از این که تسویه حساب نشده باشند یا این که تسویه حساب شده باشند مطمئن باشند یا اینکه نامطمئن و موقوف باشند یا حساب شان مربوط به حال باشد یا آینده و اگر مقدار کمی قرضها قابل اطمینان نباشد مسؤول تسویه حساب باید ارزش و بهای آن ها را ارزیابی کند.
قرض ها باید به منظور اولویت بندی طبقه بندی شود که این به منظور تخمین دارایی های شرکت می باشد جایی که CVA حاضر باشد دادگاه سرپرست را به عنوان مسؤول تسویه حساب انتخاب می کند و در مورد موارد دیگر مأمور ضبط اموال مأمور تسویه حساب و بدهی ها نیز می باشد.
طلبکاران شرکت هر ذی نفعی به غیر از سهامداران شرکت می تواند باشد حتی کارمندان شرکت که نتوانستند حق و حقوقشان را دریافت کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:26:00 ق.ظ ]




– اهداف و آرمان‌های خودمان.
– سهم خودمان در بازار چگونه است.
– رشد در بازار چگونه است.
– کیفیت خدمات در بازار چیست.
– جایگاه در بازار کدام است.
– منابع و استراتژی ما در بازار چگونه است.
ج) تجزیه‌وتحلیل محیط:
رابطه ما با کشور بازار هدف ازنظر سیاسی چگونه است.
ساختار اقتصادی آن کشور چیست.
فرهنگ و آداب اجتماعی کشور بازار هدف چگونه است.
۴– نوع فنّاوری غالب در کشور بازار هدف چگونه است.
۵- قوانین و مقررات حاکم بر آن کشور چیست.
اثرات محیط جهانی در آن بازار چگونه است.
د) تجزیه‌وتحلیل بازار:
– اندازه بازار هدف به لحاظ میزان خرید و مصرف کالای موردنظر.
– رشد بازار هدف چگونه است.
– تقسیمات جمعیتی بازار به لحاظ عرضه و تقاضا.
– شناخت رفتار خریداران و سبک زندگی افراد آن جامعه.
– شناخت واسطه‌ها در بازار (شرکت‌های تجاری و صادراتی و…)
شناخت علائق و رضایت مشتریان.
۸-۸-۲ بازاریابی[۷۰]
بازاریابی شامل شناخت نظام بازار و نیازها و خواسته هاورفع آن‌ها از طریق مبادلات مطلوب است.(فیلیپ کاتلر،گری آرمسترانگ، زارع،مهدی(۱۳۸۹))
بازاریابی دارای سه بعد است: بازارشناسی، بازار سازی و بازار داری
بازارشناسی یعنی انجام تحقیقات بازاریابی برای شناخت نظام بازار و نظام صادرات قبل از هرگونه انجام عملیات صادراتی.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
مدل ۴C برای بازار شناسی وجود دارد:
الف: شناخت خودمان (شرکت)[۷۱]
ب: شناخت مشتری یا مخاطب[۷۲]
ج: شناخت رقبا[۷۳]
د: شناخت محیط و عوامل محیطی[۷۴]
- بازار سازی یعنی استفاده از کلیه عوامل فن‌ها و استراتژی‌ها جهت ایجاد و افزایش سهم بازار
مدل ۴P برای بازار سازی وجود دارد:
الف: محصول خوب[۷۵]
ب: قیمت مناسب[۷۶]
ج: توزیع به‌موقع[۷۷]
د) تبلیغ بجا[۷۸]
بایستی این چهار عامل را طوری ترکیب کنیم که مورد قبل مشتری قرار گیرد.
بازار داری یعنی روش‌ها و فن‌ها و ابزارهایی را بکار برد  تا سهم بازار و مشتریان حفظ شوند و روابطی بلندمدت و توأم با وفاداری برای ایجاد صادرات پایدار به وجود آورد.
مجموعه بازارشناسی، بازار سازی و بازار داری را بازار گردانی می‌گویند.
۹-۲ استان چهارمحال و بختیاری و قابلیت‌های اقتصادی – بازرگانی آن:
استان چهارمحال و بختیاری سرزمینی کوهستانی و مرتفع با وسعتی حدود ۱۶۵۳۳ کیلومترمربع بین ۳۱ درجه و نه دقیقه تا ۳۲ درجه و ۴۹ دقیقه عرض شمالی و ۴۹ درجه و ۳۰ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۲۶ دقیقه طول شرقی گرینویچ در مرکز ارتفاعات موسوم به رشته‌کوه‌های زاگرس قرار دارد. از طرف شمال و شرق به استان اصفهان، از غرب به استان خوزستان، از جنوب به استان کهگیلویه و به ویر احمد و از شمال غرب به استان لرستان محدود می‌شود.
جمعیت این استان بالغ‌بر ۹۰۰ هزار نفر است که ۴۵% آن در شهرها سکونت دارند. این استان دارای نه شهرستان (به نام‌های اردل، بروجن، فارسان، شهرکرد، لردگان، کوهرنگ، کیار، سامان و بن)،۲۴ شهر، ۴۹ دهستان و حدود ۱۰۰۰ روستا است. (راهنمای گردشگری استان چهارمحال و بختیاری،درهمسایگی آسمان ،زمستان ۱۳۹۳)
در استان چهارمحال و بختیاری رویکرد اقتصاد معیشتی که مبتنی بر کشاورزی و دامداری بوده به سمت یک اقتصاد تولید و تجارت است و روزبه‌روز سیر تکاملی خود را در این زمینه طی می کند. مهم‌ترین موضوعی که در این استان باید موردعنایت و توجه تمامی مسئولان، برنامه ریزان و مجریان فعالیت‌های اقتصادی و بازرگانی قرار گیرد سرعت بخشیدن به این سیر تکاملی است. مطالعات بیانگر این است که امروزه به‌عنوان دست آورده‌ای توسعه درزمینه های زیر بنائی و زیرساخت‌های اقتصادی در استان شاهد هستیم از برکات نظام مقدس جمهوری اسلامی است. خوشبختانه امروز استان چهارمحال و بختیاری به بالاترین شاخص‌های زیر بنائی نسبت به متوسط شاخص‌های ملی درزمینه های ارتباطات جاده‌ای، تأمین انرژی، تأمین نیروی انسانی، آموزش‌وپرورش عمومی، سرمایه‌گذاری بر روی منابع آب، گردشگری و … دست‌یافته است و می‌توان گفت در حال حاضر از شاخص‌های بالای اجتماعی – اقتصادی در زیربناها بهره‌مند است البته تاکنون این موضوع برای بسیاری از متصدیان کشور و به‌ویژه بخش خصوصی ناشناخته است. اگر عنوان یک منطقه ویژه اقتصادی را بخواهیم به یک محلی اطلاق نماییم که همه زیربناهای فعالیت‌های اقتصادی – بازرگانی ازلحاظ ارتباطات، امنیت، شاخص‌های مناسب اجتماعی – اقتصادی و … را داشته باشد، به‌راحتی می‌توان همه این معیارها را در استان چهارمحال و بختیاری مشاهده و از آن بهره جست.
محورهای اساسی در خصوص قابلیت‌های اقتصادی – بازرگانی استان چهارمحال و بختیاری که می‌توان به‌صورت کوتاه به آن‌ها اشاره نمود عبارت‌اند از:
یکی از ویژگی‌های برخی مناطق توسعه‌نیافته نداشتن نیروی کار ماهر است. خوشبختانه ما در استان چهارمحال
و بختیاری از نیروی کار بامهارت بالا برخوردار هستیم و جالب‌توجه اینکه این نیروی کار، محدود به بازار کار ملی نیست و حتی به بازار کار منطقه روی آورده و سهم خودش را در اجرای پروژه‌های بزرگ نفت، گاز و تأسیسات نفتی و تأسیسات ساختمانی به‌خوبی نشان داده است.
عنایت به این نیروی کار و تنظیم بازار کار ملی، شکل دادن و سامان بخشیدن به نیروی کار ماهر از محورهای مهمی است که باید در استان چهارمحال و بختیاری بیش‌ازپیش به آن توجه گردد.
در حال حاضر قریب ۴۰۰۰۰ نفر نیروی کار از این استان در کشورهای حوزه خلیج‌فارس و کره جنوبی مشغول به کار هستند (آشنایی باقابلیت‌های اقتصادی – بازرگانی استان چهارمحال و بختیاری،تابستان ۱۳۸۱) که برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، حمایت و بازاریابی نیروی کار و مهم‌تر از آن برگشت دسترنج و درآمد این نیروی کار از سایر کشورها به درون کشور نیازمند عنایت و توجه ویژه است و این مهم می‌تواند رونق اقتصادی بالائی را در این استان به همراه داشته باشد.
در حال حاضر ۱۰% از منابع و ذخایر آبی کشور در استان چهارمحال و بختیاری است و باید به‌عنوان یک پدیده مهم و یک منبع سرشار و ارزان برای رونق اقتصاد ملی به آن توجه جدی شود. زمینه‌های بهره‌برداری از این منبع عظیم خدادادی در امر تأسیسات آبی، کشاورزی و صدور آب باکیفیت بالا به‌عنوان یک کالای قابل‌رقابت دربازارخاورمیانه و حتی بازارهای جهانی است. (اداره کل بازرگانی استان چهارمحال و بختیاری در دولت هفتم، مهرماه ۱۳۸۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:26:00 ق.ظ ]




.۰۱۰

 

.۲۸۷

 

۴٫۴۱۴

 

.۰۰۰

 

 

 

شناخت دینی

 

.۰۵۸

 

.۰۱۶

 

.۲۰۵

 

۳٫۶۳۸

 

.۰۰۰

 

 

 

نگرش دینی

 

.۰۲۲

 

.۰۰۸

 

.۱۸۰

 

۲٫۸۳۸

 

.۰۰۵

 

 

 

در جدول فوق ضرایب همبستگی استاندراد شده و استاندارد نشده، مقدار آماره t و سطح معناداری متغیرهای پیش بین برای پیش بینی تفکر انتقادی ارائه شده است. همانند جدول قبل در اینجا نیز ۳ مدل ارائه شده است. با توجه به اینکه مدل ۳ که از همه متغیرهای پیش بین در تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده می کند قدرت پیش بینی کنندگی بیشتری دارد معادله رگرسیون بر اساس این مدل دقیق تر می باشد. معادله رگرسیون برای پییش بینی تفکر انتقادی با توجه به اطلاعات فوق به صورت زیر می باشد:
پایان نامه - مقاله - پروژه
تفکر انتقادی=(۰۴۲/۰) x (رفتار دینی) + (۰۵۸/۰) x (شناخت دینی) + (۰۲۲/۰) x (نگرش دینی) + ۴۳۲/۳
فصل پنجم
نتیجه ­گیری و بحث
نتیجه گیری و بحث
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین مؤلفه های دینی با تفکر انتقادی در بین دانشجویان مستقر در طرح جامع دانشگاه شاهد بود. با استناد به نتایج حاصله از تجزیه و تحلیل آماری داده ها به بحث و بررسی سوالها و یافته های جانبی پرداخته می شود. جهت تبیین و توضیح بیشتر یافته ها، ابتدا هریک از سوالها به تفکیک مطرح و سپس مورد بررسی قرار می گیرد. اگر چه تا کنون پژوهشی در مورد رابطه بین مؤلفه های دینی با تفکر انتقادی انجام نگرفته است ولی پژوهشهای متعددی به صورت جداگانه به برخی از این متغیرها پرداخته است.
سؤال ۱ :آیا بین شناخت دینی با تفکر انتقادی در بین دانشجویان مستقر در طرح جامع دانشگاه شاهد ارتباط وجود دارد؟
نتایج بررسی سؤال اصلی شماره یک تحقیق:
نتایج حاصل از تحلیل داده های مربوط به این سؤال، بیانگر آن است که با افزایش میزان شناخت دینی دانشجویان میزان تفکر انتقادی آنها نیز افزایش می یابد. در تبیین این یافته می توان گفت که از جمله اموری که می تواند به باورها و اعتقادات انسان، رشد و تعالی دهد. فعالیّت علمی است به عبارت دیگر افزایش شناخت و آگاهی نسبت به دین و اعتقادات، رشد و تعالی عملی اعتقادات و باورهای دینی که محصول شناخت صحیح و آگاهانه از معارف و حقایق دینی است. هر چه انسان بتواند مطالعات دینی خود را بالا برده و با برهان و استدلال عقلی، اصول دین را برای خود اثبات نماید، به همان میزان احتمال انحراف او در عمل کاهش خواهد یافت. لذا لازم است انسان قبل از ورود به وادی عمل و طی مسیر، شناخت جامع و کاملی از راه داشته باشد تا موانع بر سر راه را به راحتی پشت سر گذاشته و به مقصود برسد. و راه دیگری که برای تقویت باورهای دینی و در واقع تقویت ایمان و اعتقادات وجود دارد، شناخت درست دین است. زیرا هر اندازه انسان دین را بهتر و درست‌تر بشناسد و باورهای دینی و مذهبی بر اساس شناخت درست از دین شکل بگیرد و پدید آید. و همچنین فردی که تفکر انتقادی که نوعی تفکر انتزاعی است، داشته باشد، بدون چون و چرا و استدلال کافی مطلبی را نمی پذیرد و آنچه را به عنوان باور و شیوه ی زندگی خود قرار می دهد، با بصیرت و آگاهی انتخاب می کند چنین کسی بهتر و بیشتر می‌تواند در برابر هجوم تبلیغات دین‌زدایی جهان معاصر، مقاومت کند و اگر پایه‌های معرفت دینی انسان قوی نبوده و باورهای دینی انسان، مستند و محکم نباشد و هر باور و اعتقاد دینی تکیه‌گاهی در قرآن و روایات صحیح و مبانی کلامی و فلسفی به همراه نداشته باشد،‌ در برابر هجمه تندباد حوادث و تبلیغات دین‌زدایی سبز فایل، تاب مقاومت نخواهد داشت. بنابراین نتایج نشان دهنده ی وجود رابطه مثبت و معناداری بین شناخت دینی با تفکر انتقادی در بین دانشجویان مستقر در طرح جامع دانشگاه شاهد می باشد.
سؤال۲: :آیا بین نگرش دینی با تفکر انتقادی در بین دانشجویان مستقر در طرح جامع دانشگاه شاهد ارتباط وجود دارد؟
نتایج بررسی سؤال اصلی شماره دو تحقیق:
نتایج حاصل از تحلیل داده های مربوط به این سؤال، بیانگر آن است که با افزایش میزان نگرش دینی دانشجویان میزان تفکر انتقادی آنها نیز افزایش می یابد. نتایج این سؤال به نوعی با نتایج صادقی (۱۳۸۸) که به بررسی رابطه بین نگرش دینی مثبت و منفی با تفکر انتقادی پرداخته بود همخوانی دارد. مهمترین یافته پژوهش وی آن بود که هرچه قدر فرد در سطح بالاتری از نگرشهای دینی قرار داشته باشد به همان میزان از تفکر انتقادی بالاتری برخوردار خواهد بود. همچنین نگرش دینی مثبت و نگرش دینی منفی و شناخت و آگاهی و بسیاری عوامل دیگر که تحت تأثیر دین می باشد بر تفکر انتقادی اثر می گذارد یعنی کسانی که از مهارت تفکر انتقادی ، به خوبی استفاده کرده یا می کنند، از نگرش دینی مثبتی ( شکل یافته تری ) و یا اینکه مراحل جستجو برای دستیابی به نگرش دینی مثبت ( شکل یافته ) را طی می کنند. بنابراین نگرش دینی مثبت و منفی نه تنها با تفکر انتقادی افراد مرتبط است بلکه می تواند تأثیرات بسیار زیادی بر این بعد از شخصیت انسان بگذارد در تبیین این یافته می توان گفت از آنجا که نگرش دینی افراد خصوصی ترین و مقاومترین بخش دینداری آنهاست و از طرفی کمترین آیین و قواعد را دارد، لذا افراد آزادانه و به هر شکل ممکن می توانند با خدای خود ارتباط برقرار کنند و تجربه ای از وجود و حضور خدا پیدا کنند . در میان ابعاد مختلف دینداری، نگرش ها و عواطف دینی همیشه بالاترین میزان دینداری را به خود اختصاص می دهند. کسانی که نگرش مذهبی قوی دارند ، این نگرش در سر تا سر زندگی شان ایفای نقش می کند .به عبارت دیگر هر مقدار نگرش دینی افراد قوی‌تر باشد . یعنی هر چقدر اعتقاد به خداوند و دستورات او محکم‌تر باشد، به همان اندازه در پذیرش باور خاصى از توانایى استدلال خود بیشتر کمک می_گیرد و بدون چون و چرا مطلبى را نمی پذیرد و از تفکر رشد یافته‌ترى برخوردار خواهد بود. با این نوع تفکر مى تواند خود را مورد ارزیابى قرار دهد و بدون پیش داورى به بررسى دلایل و احتمالات مختلف یک موضوع بپردازد. از این جهت، مى توان آن را یکى از عوامل مؤثر در پذیرش نگرش هاى دینى دانست. بنابراین نتایج نشان دهنده ی وجود رابطه مثبت و معناداری بین نگرش دینی و تفکر انتقادی در بین دانشجویان مستقر در طرح جامع دانشگاه شاهد می باشد.
سؤال ۳ : آیا بین رفتار دینی با تفکر انتقادی در بین دانشجویان مستقر در طرح جامع دانشگاه شاهد ارتباط وجود دارد؟
نتایج بررسی سؤال اصلی شماره سه تحقیق:
نتایج حاصل از تحلیل داده های مربوط به این سؤال، بیانگر آن است که فرد، هر چه از اعتقادات مذهبی بیشتری برخوردار باشد و مقید به انجام دادن اعمال مذهبی گردد میزان تفکر انتقادی او نیز افزایش می یابد. در تبیین این یافته می توان گفت افزایش و ارتقاء یافتن بینش و باورهای دینی در گرو عمل به دستورات و فرامین الهی است. و به عبارت بهتر با فعالیّت عملی یا رفتار دینی، میزان تفکر انتقادی نیز افزایش می یابد در حقیقت اعمال و رفتار دینی، عینی ترین و ملمو س ترین بخش دین است. به همین دلیل درک عامه از دین بیشتر، رفتارهای دینی مثل نماز خواندن و روزه گرفتن است تا اعتقادات و امور دیگر. از آنجا که حالات و ویژگی‌های رفتاری انسان‌ها در بستر شرایط و موقعیت می‌روید و از آنها تأثیر می‌پذیرد. از این رو موقعیت‌های مختلف، زمینه‌ساز و بسترساز خوبی برای شکل‌دهی رفتارها و حالات انسا‌ن‌ها می‌باشند. مهیا کردن زمینه‌های مناسب و موقعیت‌های مطلوب، به‌ مثابه ی عامل تسهیل کننده‌ای برای ظهور رفتارها و کردارهای مطلوب است. توجه به این نکته ضروری است که عمل به وظایف نباید ما را از تفکر و مطالعه در معارف و اعتقادات باز دارد و یکی را بر دیگری ترجیج دهد. چرا که خداوند عالم را با اسباب اداره کرده و عمل به وظایف و مطالعه و تفکر پیرامون اعتقادات دو سبب از اسباب تقویت باورهای دینی است که در طول یکدیگر قرار دارند بنابراین نتایج نشان دهنده ی وجود رابطه مثبت و معناداری بین رفتار دینی و تفکر انتقادی در بین دانشجویان مستقر در طرح جامع دانشگاه شاهد می باشد.
یافته های جانبی
سؤال ابین میزان دینداری، نگرش دینی، رفتار دینی، شناخت دینی و تفکر انتقادی دانشجویان پسر و دختر دانشگاه شاهد تفاوت معناداری وجود دارد.
نتایج حاصل از تحلیل داده های مربوط به این سؤال، بیانگر آن است که بین متغیرهای دینداری، نگرش دینی، رفتار دینی، شناخت دینی و تفکر انتقادی دانشجویان پسر و دختر دانشگاه شاهد تفاوت معناداری وجود ندارد. به عبارت دیگر نمره ی کل دانشجویان پسر و دختر در متغییرهای ذکر شده باهم تفاوت بارزی ندارند و نمره ها تقریباً حالت نزدیک به هم است. یافته حاضر با نتایج به دست آمده از تحقیقات علوی(۱۳۸۵)، طالبان(۱۳۷۸)، خدایاری فرد و همکاران (۱۳۷۸) ، ناهمسو بود. با نتایج مولوی(۱۳۸۵) و سراج زاده(۱۳۷۸ ) همسو بود.
در مورد ناهمسو بودن مسأله تفاوت جنسی در عامل نگرش مذهبی باید گفت که تفاوت بین زنان و مردان در میزان مذهبی بودن توسط محققین متعددی مورد بررسی قرار گرفته است که نتایج برخی از آنها به مذهبی تر بودن زنان اشاره داشته است به طوری که در بین زنان فعالیت های مذهبی روزانه بیشتر به چشم می خورد ایمان شخصی قوی تر در زنان وجود دارد و درگیری در مناسک مذهبی و عبادت در زنان بیشتر از مردان است .آلستون، مک اینتوش،( ۱۹۷۹)،به نقل از اسماعیلی( ۱۳۸۰).
این گونه پژوهش ها نشان داده اند که زنان در مقایسه با مردان نسبت به باورهای دینی خود احساس تعهد بیشتری دارند. عامل این تفاوتها، فرصتهای بیشتر زنان برای فعالیتهای دینی می باشد. مولوی (۱۳۸۵) در بررسی میزان و ابعاد دینداری دانشجویان زن و مرد بدین نتیجه رسید که تفاوت معناداری در دینداری زنان و مردان وجود ندارد.
علت ناهمسو بودن یافته حاضرطبیعی به نظر می رسد بعلت جو مذهبی دانشگاه شاهد که با برگزاری نمازهای جماعت، برنامه های منظم ادعیه خوانی، اردوهای زیارتی و جلسات دینی در پرورش عواطف و تقویت جاذبه های دینی و ارتقاء باورهای مذهبی دانشجویان اعم از دختر و پسر مؤثر بوده است. و حضور در این برنامه ها پیوند قلبی آنها را با دین و معنویات افزایش می دهد و زمینه را برای شکوفایی ایمان فراهم می سازد و به این دلیل دانشجویان مستقر در طرح جامع دانشگاه شاهد اعم از دختر و پسر از اعتقادات و باورهای مذهبی مطلوبی برخوردار می باشند و همچنین در مورد متغیر تفکر انتقادی میانگین گروه پسران با دختران باهم تفاوت بارزی ندارد و یافته حاضر با تحقیقات کشاورز و همکاران(۲۰۰۹) ناهمسو با زینالی و همکاران (۱۳۸۹ ) همسو می باشد. در ناهمسو بودن این یافته نتایج نشان داده است عوامل فرهنگی شرایط مساعدتری برای مردان در رویاروری به تفکر نقادانه فراهم کرده است . و همسو بودن نتایج نشان داده که جنسیت نقشی در مهارت تفکر انتقادی ندارد . تامسون (۲۰۰۱) نشان داد که جنسیت یک متغیر پیش بینی کننده برای تفکر انتقادی به حساب نمی‌آید. پاینار (۲۰۰۰) در مطالعه خود در آفریقای جنوبی نشان داد که تفکر انتقادی بیشتر زمینه سیاسی دارد و بنابراین جنسیت نقشی بر آن ندارد. بنابراین دانشجویان مستقر در طرح جامع دانشگاه شاهد اعم از دختر و پسر با بهره گرفتن از تفکر انتقادی به ارزیابی و جستجوی اعتقادات و باورهای دینی بر می آیند.
سؤال ۲ : بین میزان دینداری، نگرش دینی، رفتار دینی، شناخت دینی و تفکر انتقادی دانشجویان مجرد و متأهل دانشگاه شاهد تفاوت معناداری وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:25:00 ق.ظ ]