کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو



 



۱-استقرار بر روی دامنه­های بسیار شیب دار به منظور جلوگیری از تخریب زمین­های کشاورزی در بخش غربی و جنوبی
۲- امکان حداکثر استفاده از شرایط محیطی و طبیعی مانند نور، باد و …
۳- قرار گرفتن بر روی مسیرهای ارتباطی وکاروان رو به عراق
۴- دوری گزیدن از حریم رودخانه و سیلابهای فصلی
۵- امکان دفع راحتر و آسان­تر منابع آب سطحی
۶- مقابله و دفع خطرات ناشی از حمله اقوام دیگر
۷- به علت کمبود زمین برای کشاورزی اقدام به باغداری در مسیر دره­ها و مسیل­ها کرده ­اند و مناطق مسکونی را بر روی نواحی شیب­دار احداث کرده ­اند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
اگر بخواهیم روند توسعه و تکوین شهر پاوه را در طی ادوار مختلف (از زمانی که به عنوان یک سکونتگاه بوده تا اکنون) مورد بررسی قرار دهیم. باید پارمترهای هم­چون تعداد جمعیت، وضعیت اقتصادی، عواما سیاسی، و … را مدنظر داشته باشیم. به طور کلی ۳ دوره در توسعه و تکوین شهر پاوه وجود دارد که عبارتنداز:
الف) دوره اول یا دوره بطئی شهرنشینی
ب) دوره دوم یا دوره شهرنشینی سریع و شتاب آلود
ت) دوره سوم یا دوره برنامه ریز شده( کیوان فر، ۱۳۹۰: ۹).
الف: دوره اول یا دوره بطئی شهرنشینی شهرسازی:
این مرحله از رشد و توسعه شهر پاوه به دو دوره قابل تقسیم بندی است یکی قبل از انتخاب شهر به عنوان مرکز اورامانات یا دوره­ای که شهر پاوه یک سکونتگاه روستایی بود و دیگری بعد از انتخاب آن به عنوان مرکز اورامانات از ۱۳۳۷ تا ۱۳۵۷ می باشد. در این دوره رشد شهر همانند سایر سکونتگاه های منطقه به تبعیت از شرایط محیطی و جغرافیایی بر روی دامه بسیار شیب دار بخش شمالی و جنوبی قرار گرفته است. و رشد آن کاملا ارگانیک وسنتی و بدون برنامه­ ریزی بوده است. قرار گرفتن بر روی دامنه­های بسیار شیب دار علاوه بر مزیت­های همچون برخورداری از منظره زیبا، زهکشی آسان آبهای سطحی، استفاده از نورکافی، دور بودن از حریم سیل و دارای معایبی مانند بالا بودن هزینه خدمات رسانی به این نواحی، اسقرار اکثر تاسیسات و تجهیزات شهری در همجواری محورهای اصلی ارتباطی به علت وجود شیب بسیار زیاد، عدم وجود عرض کافی برای معابر و پیاده­ روها و دسترسی نامناسب به معابر سواره، فقدان سیستم و شبکه دفع آبهای سطحی و ضعف سیستم جمع آوری و دفع زباله­های شهری، فقدان وجود امکانات خدماتی و رفاهی و … می­باشد(همان، ۱۳۹۰: ۱۰).
ب) دوره دوم یا دوره شهرنشینی و شهرسازی سریع و شتاب آلود:
این دوره از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۲ را در بر می­گیرد. رشد در این دوره با دوره اول کاملا متفاوت بوده است. رشد شهر در دوره اول کاملا سنتی و ارگانیک و همگام با شرایط طبیعی بوده است اما در دوره دوم به علت وجود جنگ تحمیلی و هجوم آورگان مرزی و روستاهای مرزی به شهر پاوه باعث رشد و سریع و افزایش ناگهانی در جمعیت شهر شد. شکل و بافت شهر در این دوره نسبت به دوره اول از نظم بیشتری برخوردار بود. برای اسکان جمعیت زمینهای زراعی بخش غربی را زیر ساخت و ساز بردند در حالی که تنها قسمت شهر قابلیت زراعی داشت همین قسمتهای غربی بود که باعث شد تا در آینده بیشتر ساخت و سازها در آن انجام شود. البته با ایجاد شهرک به شکل شطرنجی در این قسمت باعث ورود برنامه ریزی و برنامه در بخش شهرسازی شهرستان شد.که تا این زمان وجود نداشت. در این دوره استفاده از الگوی وارداتی و غیر بومی بود که با الگوی شهرسازی دوره اول متفاوت بوده بافت پلکانی شهر را تا حدودی آشفته کرده بود( همان، ۱۳۹۰: ۱۰).
ث) دوره سوم یا دوره شهرسازی و شهرنشینی مبتنی بر برنامه ریزی:
این مرحله از سال ۱۳۷۲ تا اکنون را در بر می گیرد. رشد و توسعه شهر در این دوره نسبت به سایر دوره­ های قبل منظم­تر و با برنامه­تر بوده است. ساخت و سازهای شهری بر اساس اصول و ضوابط شهرسازی صورت گرفته است و به منظر و سیمای شهری توجه بیشتری شده است. اگرچه رشد و توسعه شهری در این دوره ادامه دوره دوم می­باشد و ابتد رشد و توسعه­ای آرام و ملایم بود ولی به علت موج جدید مهاجرت روستائیان به شهر باعث شد تا شهر شاهد گسترش سریع­تری شود و قیمت زمین و مسکن به سرعت افزایش یابد البته نباید نقش دلالان و واسطه گران زمین و مسکن را در این زمینه نادیده گرفت. در این دوره شهرکهایی در بخش غربی و جنوب شرقی و جنوب شهر احداث شده ­اند که تا حدودی از مشکلات زمین و مسکن کاسته شد. در ساخت و ساز این شهرک­ها و ساختمان سازی از مصالح با دوام استفاده شد چون در این مرحله شهر با برنامه پیش می­رفت و امکانات و خدمات رفاهی و تفریحی برای شهرکها در نظر گرفته شده است. رشد شهر در این دوره بیشتر در مجاور محورهای اصلی صورت گرفته است(همان، ۱۳۹۰: ۱۱).
۳-۲۹ خصوصیات قومی
ساکنین این شهر کرد بوده و به دو گویش هورامی و سورانی(جافی) تکلم می­ کنند. هورامی­ها بومیان اصلی شهر بوده و به گویش هورامی تکلم می­ کنند که به عقیده برخی یکی از گویش­های زبان کردی است. جاف­ها عموما در روستاهای اطراف شهر پاوه زندگی می­ کنند که در سالهای اخیر تعداد زیادی از آنها به شهر پاوه مهاجرت کرده ­اند. شهر پاوه هم اکنون در اثر توسعه شهری به روستاهای اطراف خود شامل دوریسان، چورژی، نوسمه، بندره و نوریاب متصل شده است اگرچه روستاهای نامبرده به صورت رسمی در محدوده شهرداری پاوه قرار ندارند(ویکی پدیا).
۳-۳۰ زبان
زبان ساکنان پاوه کردی است. گویش کردی اورامی در منطقه رایج بوده و به دو ایل بزرگ لهونی در منطقه اورامان جنوبی و طوایف رزاب و اورامان تخت در حوالی استان کردستان و نیز ایل باجلان یا باجلند تعلق دارد(جغرافیایی آبادیهای استان، ۱۳۸۶: ۱۶).
۳-۳۱ دین و مذهب
دین اهالی شهرستان پاوه همانند سایر نقاط ایران، زردتشتی بوده است. با ورود اسلام به سرزمین مان ایران، مردم منطقه به دین اسلام گرویده­اند واغلب آنها اهل تسنن(شافعی) بوده و درصد کمی نیز از شیعیان در این شهرستان زندگی می­ کنند(همان، ۱۳۸۶: ۱۶).
۳-۳۲ آداب و رسوم
برای آشنایی بیشتر با آداب و رسوم و سایر نمودهای فرهنگی منطقه که جزء لاینفکی از فرهنگ عظیم کوردی اند . فهرست وار آنها نام می بریم :
الف- شادی ها ، سورها و مراسم کهن :
۱-زه ماون : همان عروسی است .
۲- سمای خرمن : به شکرانه ی برداشت محصول در محل خرمن به پایکوهی می پردازند .
۳-دانه کؤلانه : آش نذری که به مناسبت دندان در آوردن کودک پخته می شود .
۴-ناونیان : جشن روز هفتم تولد و نامگذاری
۵-ئاگری شایی : به مناسبت اولین روز سال نو مراسم آتشبازی به پا می شود .
۶-سینزده وه ده ر : تفریح همگانی در روز سیزده به در
اعیاد مذهبی:
۱عید قربان
۲عید فطر
۳ پرسه ، عزا، ماتمین: مراسم سوگواری(این مراسم همان پرسه زردشتیان است) .
۴ یارمه تی ، هاویاری : افراد روستا در هنگام برداشت محصول و… به کمک یکدیگر می روند(طاهری،۱۳۸۰،ص۱۱۳).
۳-۳۳ مطالعات جمعیتی
شناخت وبررسی ویژگی­های کمی وکیفی جمعیت همراه با حرکات جمعیتی در هر مکان و زمان جغرافیایی در امر برنامه ریزی و اجرای سیاستها و برنامه ­های توسعه اجتماعی اقتصادی بسیار ضروریست. تنها با آگاهی از کم و کیف جمعیتی است که می­توان با به کار گیری صحیح برنامه­ ها به رشد و توسعه یک منطقه دست یافت.
۳-۳۴ جمعیت شهرستان پاوه
جدول(۳-۹): جمعیت شهرستان پاوه

 

شرح ۱۳۸۵ پیش بینی ۱۳۹۴
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 02:21:00 ق.ظ ]




 

 

 

مدل‌های کسب‌وکار الکترونیکی در صنعت سفر

 

آلفورد

 

۲۰۰۰

 

بررسی روندهای تجارت الکترونیکی سفر و مدل‌های کسب‌وکار الکرونیکی آن با رویکرد مطالعه موردی

 

 

 

 

 

مدل‌های کسب‌وکار برای تجارت الکترونیکی در صنعت مسافرت
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

جارولا و همکاران

 

۱۹۹۹

 

شناسایی مدل‌های کسب‌وکار الکترونیکی در صنعت خدمات مسافرت با بهره گرفتن از وب‌سایت‌های گردشگری فنلاند و آمریکا

 

 

 

فصل سوم
روش اجرای تحقیق
۱-۳- مقدمه
تحقیق در لغت به معنی وارسی، بررسی، کشف حقیقت و به کنه حقیقت رسیدن و در اصطلاح، کوشش علمی و اندیشیدن توأم با طرح و نقشه برای کشف حقیقتی مجهول است. تحقیق تنها راه رشد و تعالی بشر است. بسیاری از فیلسوفان علم معتقدند که هدف اصلی تحقیق علمی، ایجاد و بسط نظریه به منظور شناخت درست پدیده مورد بررسی است تا از این طریق بتوان با توصیف، پیش بینی و کنترل آن، عملکرد را بهبود بخشید (استون[۲۶۱]، ۲۰۰۷). در واقع، هدف اصلی از انجام تحقیق، تولید و توسعه علم است تا با مبنا قرار دادن این علم، بتوان درست انجام دادن کارها (کارایی) و انجام کارهای درست (اثربخشی) را تحقق بخشید.
هدف از این فصل توضیح و توجیه دقیق روش به کار رفته در تحقیق است. با آن‌که به اذعان برخی متخصصان، همه روش‌های تحقیق، خصوصیات مشترک زیادی با همدیگر دارند و در واقع تمام روش‌های پژوهش؛ شامل مشاهده، توصیف و تجزیه و تحلیل آنچه که اتفاق افتاده یا می‌افتد می‌باشد (سیف نراقی و نادری، ۱۳۷۸)، با این وجود، مسأله انتخاب روش تحقیق یکی از مراحل مهم انجام پژوهش است و پژوهشگران برای این‌که بتوانند به آسانی و سهولت پاسخ مناسب و دقیقی برای پرسش‌های مورد نظر خود پیدا کنند ناگزیر از انتخاب روش تحقیق هستند. روش تحقیق نحوه رسیدن به هدف‌های تحقیق را نشان می‌دهد و به عنوان چراغ راهنما یا نقشه راه در اختیار محقق قرار می‌گیرد. در انتخاب روش تحقیق رعایت پاره‌ای از مسائل و شرایط ضروری است. بنابر اظهار متخصصان مدیریت، انتخاب روش تحقیق تا حد بسیار زیادی بستگی به هدف و ماهیت موضوع پژوهش و امکانات اجرایی آن دارد (اسمیت، ثورب و لو، ۱۳۸۴).
در این فصل با تمرکز بر عناصر اصلی فرایند تحقیق، روش‌شناسی و کلیات مربوط به متدولوژی تحقیق توضیح داده می شوند.
۲-۳- نوع تحقیق
تحقیق در علوم اجتماعی و مدیریت بسیار ساده و در عین حال بسیار پیچیده است. بسیار ساده است زیرا اگر سئوال یا سئوال‌های تحقیق دقیق باشند می‌توان با بهره گرفتن از تعدادی روش و تکنیک به صورتی پاسخ داد که اکثریت ذی‌نفعان قانع شوند. اما وقتی که تحقیق برای سازمان و مدیریت انجام می‌شود، مباحثی فراتر از روش و تکنیک‌ها مطرح می شود که موجب پیچیدگی این نوع تحقیقات می‌شود. تحقیقات براساس چند شاخص طبقه بندی می‌شوند (اعرابی و فیاضی، ۱۳۸۹):

 

 

  • طبقه‌بندی تحقیق بر مبنای نتیجه: تحقیقات از لحاظ نتیجه به سه نوع بنیادی، توسعه‌ای و کاربردی تقسیم می‌شوند. ویژگی کلیدی تحقیق بنیادی این است که هدف از انجام آن خلق نظریه‌ است. تحقیقات تیلور، مطالعات هاثورن و پژوهش‌های فایول، نمونه­های معروف و شناخته شده‌ای از تحقیقات بنیادی هستند. هدف از تحقیق توسعه‌ای، مدل‌سازی و مشخص کردن نحوه ارتباط بین عوامل مؤثر است. هدف از تحقیق کاربردی، پیدا کردن راه‌حل برای مشکلاتی خاص است، و معمولاً مستلزم همکاری تنگاتنگ میان پژوهشگر و کارفرماست. معرفی یک سیستم مدیریت دانش برای یک سازمان خاص، نمونه ای از تحقیقات کاربردی است.

 

 

 

  • طبقه ­بندی تحقیق بر مبنای هدف: از لحاظ هدف انجام تحقیق، تحقیقات را به چهار نوع اکتشافی، تبیینی، توصیفی و پیش‌بینی تقسیم می‌کنند.

 

 

 

  • طبقه ­بندی تحقیق بر مبنای نوع داده‌ها: انواع تحقیقات بر اساس نوع داده را می‌توان به دو نوع کیفی و کمی تقسیم کرد. تحقیق‌های کمی غالباً از داده‌های کمی و تحقیق‌های کیفی غالباً از داده‌های کیفی استفاده می‌کنند. منظور از کمی اتکای تحقیق به اعداد و رقم نیست چرا که داده‌های کیفی را هم می‌توان با ابزار کمی (اعداد و رقم) تحلیل کرد.

 

 

 

  • طبقه ­بندی تحقیق بر اساس نقش محقق: محقق در یک فرایند تحقیق می‌تواند کاملاً مستقل از موضوع تحقیق باشد (همانند تحقیق پیمایشی) و یا این که کاملاً درگیر در موضوع تحقیق (تحقیق عملی) باشد.

 

 

براساس این دسته­بندی، تحقیق حاضر براساس نتیجه، کاربردی؛ بر اساس هدف، توصیفی؛ بر اساس نوع داده، کمی و بر اساس نقش محقق، مستقل از فرایند تحقیق است.
۳-۳- مراحل تحقیق
به منظور دست‌یابی به پاسخ سوالات تحقیق، فعالیت‌های پژوهشی در سه مرحله انجام پذیرفت. در مرحله اول به منظور شناسایی اجزای مدل کسب‌وکار الکترونیکی در صنعت گردشگری که سؤال اول این تحقیق را تشکیل می‌دهد، از منابع کتابخانه‌ایی به‌عنوان روش اصلی و مناسب جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز استفاده شد. بدین ترتیب که ابتدا اجزای متناظر هریک از اجزای مدل کسب‌وکار الکترونیکی هدمن و کالینگ (۲۰۰۳) که مدل پایه جهت انجام این پژوهش بوده است، تشریح شده و مدل‌‌های کسب‌وکار الکترونیکی موجود در هریک از اجزا تشریح و معرفی شدند.
خروجی این مرحله ارائه یک هستی‌شناسی مدل کسب‌وکار الکترونیکی برای صنعت گردشگری است.
در مرحله دوم، تحقق پذیری گونه‌های مدل‌ کسب‌وکار الکترونیکی گردشگری که در مدل هستی‌شناسی ارائه شده‌اند، مورد بررسی قرار گرفت. این مرحله به دنبال پاسخ‌گویی به سوال دوم پژوهش است. گردآوری اطلاعات لازم درباره‌ امکان تحقق اجزای مدل کسب‌وکار الکترونیکی در صنعت گردشگری ایران، با بهره گرفتن از روش پیمایش میدانی و توزیع پرسشنامه صورت گرفته است. شکل ۷، مدل روش­شناسی اجرای تحقیق ارائه شده را نشان می دهد.
۳-۳- جامعه آماری
جامعه آماری عبارتست از “تعدادی از عناصر مطلوب موردنظر که حداقل دارای یک صفت مشخصه باشند". “صفت مشخصه"، صفتی است که بین همه عناصر جامعه آماری مشترک و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد (آذر و مؤمنی، ۱۳۸۴). در پژوهش حاضر، خبره به فردی اتلاق می‌شود که دارای مدرک تحصیلی مرتبط با فناوری اطلاعات یا مهندسی نرم‌افزار‌ یا سخت‌افزار بوده و دارای حداقل یک سال سابقه‌کار در صنعت گردشگری (سایت‌های گردشگری، توراپراتورها، آژانس‌های مسافرتی، شرکت‌‌های حمل و نقل مسافرتی، هتل‌ها، رستوران‌‌‌ها و کسب‌وکارهای الکترونیکی گردشگری) ‌باشند.
تعریف اجزای صنعت گردشگری بر اساس مدل مفهومی انتخابی
معرفی مدل‌های کسب‌وکار الکترونیکی مورد استفاده در هریک از سطوح مدل
ارائه هستی‌شناسی مدل کسب‌وکار الکترونیکی صنعت گردشگری
مطالعات کتابخانه‌ای
مرور تعاریف هستی‌شناسی
مرور مدل های هستی‌شناسی مدل‌های کسب‌وکار الکترونیکی
تشریح مدل هستی‌شناسی انتخابی و ذکر دلایل انتخاب
مطالعات کتابخانه‌ای
تعریف عملیاتی هستی‌شناسی
مرور تعاریف مدل کسب‌وکار الکترونیکی
بررسی انواع مدل‌های کسب‌وکار الکترونیکی گردشگری
استخراج ویژگی‌های هر مدل کسب‌وکار الکترونیکی
مطالعات کتابخانه‌ای
تعریف عملیاتی مدل کسب‌وکار الکترونیکی
طراحی پرسشنامه بررسی تحقق پذیری پیاده‌سازی مدل‌های کسب‌وکار الکترونیکی گردشگری در ایران براساس موانع احتمالی
توزیع پرسشنامه در میان خبرگان
گلوله برفی
سنجش روایی پرسشنامه
SPSS

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:20:00 ق.ظ ]




* «آقازاده خانم: کار ما از نمک و بینمکی گذشته، ما آفتاب لب بومیم، ای بگذر از خودت، هیشکی به فکر خالهت نیست.»(۵۷۸)
همچنین واژهی «زمان»، انتظار طولانی مدت او برای وصال با حبیب را در ذهن تداعی میکند. این دو واژه و مفاهیم ذکر شده برای آنها در این جملهی «حبیب»، به بهترین شکل با یکدیگر ترکیب میشوند:
پایان نامه
* «حبیب: تو عروس بزرگهای، خودت صاحباختیاری، برو شبونه میون ابروتو وردار که فردا دو عروس در خانه داریم. داماد هم که از موی سفیدش حیا نمیکنه، که با تو سفید شده این مو، فروغ زمان.»(۶۰۷)
اقدس
نویسنده در انتخاب این ام برای شخصیت اقدس بسیار هنرمندانه و همشمندانه رفتار نموده است. چنانکه میدانیم، اقدس ابتدا با تنفروشی روزگار میگذراند، اما پس از آشنایی با «مجید»، زندگی و شخصیتش دستخوش تحولی همهجانبه میشود و از کارهای ناشایست گذشته توبه میکند. واژهی «اقدس» به معنی مقدسترین با هردو شکل شخصیت او تناسب دارد؛ این نام با شخصیت ناپاک اقدس تناقض دارد و تعریض و کنایه ای به ناپاکی و کارهای ناشایست او به شمار میرود اما پس از توبه و تطهیر، صفت شایسته و مناسب حال او میشود.
شخصیتهای اصلی:

 

    1. مجید:

 

در واقع اصلیترین شخصیت فیلمنامه که بیشترین حضور را در داستان دارد و داستان حول شخصیت و زندگی او میچرخد.
«مجید» فرزند «حاجی ظروفچی» مرحوم است. اعضای خانوادهاش شامل «آقازاده خانم»، «حبیب»، «کریمو همسرش،زینت» با او پیوند ناتنی دارند.
* «داداش حبیب، ما داداشیم، از یه خمیریم، اما تنورمون علیحده است، تنور شما عقدی بود، مال ما تیغهای صیغهای …» (مرکز: ۵۷۶)
به این دلیل و نیز به دلیل نارسایی ذهنی و تا حدی ظاهری، از جانب خانوادهاش مورد بیتوجهی قرار میگیرد.
* «تافتونیا، اون طرفیا، اون وریا، همونایی که بعد چلهی آقات تو رو انداختن تو این اتاق یه دری، همهی این ثروتو ضبط میکنن.» (۵۷۶)
او ناچار به تنهایی و دنیای ساخته و پرداخته و مورد علاقهی خودش پناه میبرد. «حبیب آقا» تنها فرد مورد علاقه و احترام «مجید» در خانواده و در حقیقت حامی او است؛ تاجایی که زندگیاش را وقف نگهداری او کرده و از آرزوهایش به خاطر او میگذرد.
از ویژگیهای شخصیتی «مجید» میتوان موارد زیر را برشمرد:

 

    1. تنهایی و حس تنفر نسبت به جمع خانوادگیاش: ویژگی شخصیتی تنهایی و حس انزجار از خواهر و برادرهای ناتنیاش از تک گوییهای «مجید» با خودش در تنهایی مشخص میشود. آنجایی که «مجید» در اتاقش با خرت و پرتهایش ورمیرود و با خودش حرف میزند.

 

* «… تنور شما عقدی بود، مال ما تیغهای صیغهای، کلهی شماها شد عینهو نون تافتون گرد و تلمبه قلمبه، کلهی ما شد عینهو نون سنگک. خوب شد بربری نشدیم… آقا مجید. تافتونیا، اون طرفیا، اون وریا، همونایی که بعد از چلهی آقات تو رو انداختن تو این اتاق یه دری، همهی این ثروتو ضبط میکنن.» (مرکز: ۵۷۶)
* «آقا مجید، اگه غربتیا برگشتن گفتن جوبچی لجن جمع کنه، بگو دیوثا، دامادتون که دواتچیه، لیقهی دوات جمع میکنه.» (مرکز: ۵۷۷)
«مجید» اعضای خانوادهاش را «غربتی» خطاب میکند، این نشان دهندهی نهایت دوری و عدم تفاهم میانشان است.

 

    1. وابستگی و احترام نسبت به «حبیب»: او نسبت به «حبیبم، برادرش که در حق او پدری میکند، احترام زیادی قائل است و میان او و بقیهی غربتیا تفاوت قائل میشود.

 

* «داداش حبیبم یه نفره تو اونا، غربتیا یه لشگرن …» (۵۷۷)

 

    1. علاقه به پدر درگذشتهاش: «مجید» خاطرات پدرش و نوازشهای او را به خاطر دارد و نوعی حرفشنوی و ادای احترام نسبت به او در وجودش است که حتی پس از مرگ او آنها را حفظ کرده است.

 

* «حبیب: چرا نیومدی در دکون؟
مجید: امروز جمعه ست، تعطیلیه.
حبیب: امروز دوشنبه است، خیلی داریم تا جمعه.
مجید: نخیر، تو اون تقویمه که آقام اونسال عید خودش به دست خودش به من عیدی داد، امروز جمعه است.
حبیب:اون تقویم باطله است.
مجید:واسه من جمعه جمعهی آقامه، شنبه، شنبهی آقامه، خواه، مرده، خواه زنده، جخ تقلید مرده جایزه، آقا میگه بالا منبر، بکی اینو» (مرکز: ۵۷۵)
و یا در جایی پوستین پدرش را به تن میکند و بیرون از اتاقش میرود و با خودش میگوید:
* «پوستین آقامه، بو آقامو میده، هوام بو آقامو میده، هوا هوا آقامونه، منو میشوند رو زانوش، میگفت: مجیدکم، بعبعکم، تون به تون افتاده، حالا نیس که ببینه بچه مزلفا داد میزنن مجید دیوونه، اُ، اُ، کله خربزه، هو، هو… .» (مرکز:۵۷۷)

 

    1. جمعآوری اشیا بیمصرف: «مجید» علاقهی فراوانی به جمع کردن آهن پاره ها و وسایل آهنی زنگ زدهی بیمصرف دارد؛ میخ زنگ زده، زنجیر زنگ زده، ساعت زنگ زده و… .

 

* «این مال و منال مفتی همچی هلو برو تو گلو گیر نیومده، حاصل یه عمر جوب گردیه، آقامون ظروفچی بود خودمون شدیم جوبچی …» (مرکز: ۵۷۶)
در قسمتی از فیلمنامه میبینیم که پسر بچهای وارد مغازهی حبیب میشود و خبر میدهد:
* «مجید زیر پل گیر کرده، رفته بودیم جوبگردی، یهو رفت زیر پل، سرش افتاد تو لجنها» (مرکز: ۵۷۴)
در این قسمت خواننده از سرگرمی محبوب «مجید» آگاه میشود و بعدها از تک گوییهای مجید با خودش، به علاقهی شدیدش به جمعآوری آهن پاره ها پی میبرد:
* «آهنم برکت خداست، مثل دونهی گندم نعمته …» (مرکز: ۵۸۰)

 

    1. علاقمندی به فیلم و سینما: «مجید» از نمایش سریالها و فیلمهایی که در سینماهای مختلف نمایش داده میشود، به خوبی باخبر است و میداند کدام فیلم یا سریال در کدام سینما نمایش داده میشود.

 

در جایی از زبان «مجید» خطاب به برادرش میخوانیم:
* «… من جیمی جنگلیم، دختره رو طایفهی عجوز مجوز از دستم در آوردن. تو آخرین شب فرار تارزان، نامسلمونا دختره رو انداختنش جلوی سوسمارا، سوسماره یه پای دختره رو خورد، من بودم و کینگ کونگ، رئیس دزدارو خونه خراب کردیم، داداشم مرد آهنینه، میشناسیش داداش حبیبو؟ اگر داداشم بود، دختره رو از دستشون درمیآوردیم. دنیا باقالی به چند منه دیگه، یه نامسلمونی نیست دست من علیلو بگیره، بگه شزم ببره امامزاده داود، حالمو خوش کنه …» (مرکز: ۵۸۵)
گرچه این دیالوگ «مجید» در حالت پریشانی روانیاش، به دلیل پایان یافتن ماجرای عشقش به دختر بلیط فروش گفته میشود و ربط منطقی بین شخصیتهای نام برده و داستان و گفته های «مجید» وجود ندارد، ولی دلیلی بر دمخوری مجید با سینما محسوب میشود.

 

  1. پایبندی به اخلاق: آنچه شخصیت «مجید» را در نزد خوانندهی اثر دوست داشتنی و قابل تامل میکند، پایبندی به فضایل اخلاقی و اعتقادی و ایمانی آمیخته با ترس به خداوند است که همین اعتقاد و ترس سبب شده است تا برخی فضایل اخلاقی صفت او شوند. «مجید» دروغ نمیگوید، حرفای آقا بالای منبر برایش سند است و روضه و منبر برایش اهمیت دارد. در جایی خطاب به «آقازاده خانم» و «فروغالزمان» که در حال رفتن به روضه هستند، میگوید:
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:20:00 ق.ظ ]




۵- بیلا بِه پرسِن قوم و خویشانت تا گه به زانِن نامِ ئو نی شانِت
۶- لاوه لاوه کم کورپه­ی نازارِم کورپه­ی ایلِ باوان هزار هزارِم
۷- خوه شال وَ کسی موئینی وَ چَیه­م کورپه­ی کَلِن بو مچو وَ کل رَم
۸- گَل گَل رَم دری وَ روی تاشِ را پا زنه پُورّه کی و نهاش را
۹- کهَ لِ به کُشی هشت پا وَه نوی گُل چوئیر حواردهِ کله­ی گرین کوی
۱۰- خیراتی به کم گوشتِ شکاری دس خُووشی بوشِن وی هُونَه کاری
۱۱- لاوه لاوه کم کورپه­ی نازارِم کورپه­ی ایلِ باوان هزار هزارم
معنی:
۱-برای فرزند نازنین خردسالم لالایی کنم. فرزند خردسالم که ایل پدریش هزاران هزار نفرند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۲- سرم به فدای فرزند خردسال و زیبایم. فرزندی که مهر آتشینش در دلم جای دارد.
۳- درونم برای فرزند خردسالم که قصرنشین است آن هم قصر دو طبقه، آشفته است.
۴- سواری آمده جلوی روستا و بر اسبش می­تازد. همه مردم می­پرسند اینکه بر اسبش می­تازد چه کسی است؟.
۵- بگذار همه اقوامت بپرسند. تا نام و نشانت را به خاطر بسپارند.
۶- برای فرزند نازنین خردسالم لالایی کنم. فرزند خردسالم که ایل پدریش هزاران هزار نفرند.
۷- آرزو دارم به چشم خود ببینم فرزند دلبندم بزرگ شده است و به شکار می­رود.
۸- و شکارهای کوهی را روی شیب کوه رم می­دهد، پازن جلودار گله­ی شکار«پورّه»می­کشد.
۹- پسرم که­لِ هشت و نه ساله­ای که گُلِ چوئیر نوک قله­ی گرین کوه را خورده، بکشد.
۱۰- من گوشت شکارش را خیرات می­کنم تا همه به پسرم دست خوش بگویند.
۱۱- برای فرزند نازنین خردسالم لالایی کنم. فرزند خردسالم که ایل پدریش هزاران هزار نفرند. (عسکری عالم، ۱۳۸۷: ۲۳).

۲۷-۲) لالایی لری ویژه دختران

 

۲۷-۲-۱- ۱) دختران لر

هی­لای هی­لا یه چینه نیرِش اُفتا دِی مینه
۲- یه ماهه یا آساره نیرِش دِ دیر دیاره
۳- هم ماهه هم آساره خُوورِ هفت براره
۴- بِرارونش پایار بان پایار هشت و چار بان
۵- هر صو شفق بیار بان دِ مین مردم دیار بان
۶- هی­لای هی­لای یه چینه نیرِش اُفتا دِ مینه
۷- دُختِر گَپ و گلونِم نیر حونه، و حون و مونِم
۸- دُختر دردت و جونِم دختر بی­تو نه مونِم
۹- تو چی اُرِ وِهاری گِر گِرّ بارو بواری
۱۰- اَسرِت دونه مرواریه دِ آسمو نیر باریه
۱۱- یه کرم الهی یه نوم دخترکَم نازاریه
معنی:
۱-لالا لالا این نوری که در این میان افتاده، چه نوری است؟
۲- این نوری که از دور پیداست نور ماه است یا ستاره؟
۳- هم ماه است هم ستاره، زیرا خواهر هفت برادر است.
۴- برادرانش پایدار باشند. پایدار دوازده امام باشند.
۵- هر روز صبح زود بیدار شوند. در بین مردم باشند.
۶- لالا لالا این نوری که در این میان افتاده، چه نوری است؟
۷- دختر بزرگ و گلم. نور و روشنایی خونم.
۸- دخترم دردت به جانم و بی تو زنده نمانم.
۹- تو مثل ابر بهاری. بارش بارانت لحظه­ای است.
۱۰- اشک چشمت شبیه دانه­ های مروارید است. آسمان نور باران شده است.
۱۱- این لطف الهی است. اسم دخترم نازاری است. (عسکری عالم، ۱۳۸۷: ۳۴۵).

۲۷-۲-۱-۲) لالایی دختران لر:

۱-واتُنــم هی واتُنـم دختـــر گـــلِ می تو چــراغ حـــونه و هــرنگ دلِ می
۲-دخترم هی دختــــرم نــــازت کم کو چی کـلِ کلمـــا درآ بَزه و رَم کـــو
۳-سرونت دو برگ گل خو رنگ و رنگـــه واقطـــار پُر دِ شنــگ میلت و جنگ

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:19:00 ق.ظ ]




در مورد نسبت عرف و سیرهی متشرعه تعاریف و دیدگاه های متفاوتی وجود دارد به این گونه که اگر سیرهی متشرعه، سلوک و روش عملی خصوص متدینین عصر تشریع دانسته شود، در این صورت باید آن را عرف مذهبی دانست که طبیعتاً از محل بحث خارج خواهد بود، هر چند اگر در قانون و یا در کشف و استنباط احکام شرعی مورد توجه قرار گیرد، اما اگر این قید در تعریف و تحقق خارجی سیرهی متشرعه لحاظ نشود، در این صورت با توجه به معنای متصور و تعریف ارائه شده برای آن به نظر میرسد که باید آن را در پارهای از موارد از گونهی عرف عام و در پارهای از موارد از گونهی عرف خاص دانست.[۵۴]۱-۱-۳-۴اجماع
پایان نامه - مقاله - پروژه
۱-۱-۳-۴-۱ معنای لغوی اجماع
اجماع واژهای عربی است و معانی گوناگونی دارد، محکم کردن چیزی، عزم به کاری، جمع کردن اجزای متفرق چیزی به طوری که از هم جدا نشوند، و اتفاق از آن جمله است،[۵۵] و معنای اخیر با اجماع اصطلاحی تناسب کامل دارد.
۱-۱-۳-۴-۲ معنای اصطلاحی اجماع
اجماع در اصطلاح علمای اصول به اتفاق خاصی گفته میشود که مقصود علمای اصولی شیعه و اهل سنت از آن مختلف است، از این رو تعاریف گوناگونی از آن ارائه دادهاند که به تعدادی از آنها اشاره میشود.
غزالی از علمای اهل سنت میگوید:
«اجماع، عبارت است از اتفاق امت محمدnبر امری از امور دینی»[۵۶]
فخر رازی نیز چنین میگوید:
«اجماع، اتفاق اهل حل و عقد از امت محمدn است.»[۵۷]
و مراد او از اهل حل و عقد، کاردانان، متخصصان و مجتهدان است.
شیخ حسن صاحب المعالم، از علمای شیعه مینویسد:
«اجماع اتفاق کسانی از امت است که قول آنها در فتواهای شرعی معتبر است، بر امری از امور دینی»[۵۸]
فاضل تونی نیز مینویسد:
«اجماع، اتفاق گروهی است که اتفاق آنان موجب علم به صدور حکم مورد اتفاق، از سوی رئیس امت، امام معصوم۸ است.»[۵۹]
بنابراین اجماع عبارت است از اتفاق قولی یا عملی مجتهدین بر حکمی شرعی، به نحوی که کاشف از سنت باشد.
۱-۱-۲-۴-۳ تفاوت عرف و اجماع
برخی از علمای فقه، عرف عملی متشرعه را نوعی از اجماع، بلکه از بالاترین انواع اجماع میدانند، ولی برخی دیگر بر این باورند که باید اجماع را گونهای از گونه های عرف دانست، اما هیچ یک دلیلی برای سخن خود ارائه ندادهاند،[۶۰] حق این است که عرف و اجماع دو امر متباین هستند که وجوه تمایز آنها به شرح زیر است:
۱.در تحقق عرف، مشی عملی یا قولی یا ترک مستمر معتبر است و حال آنکه در تحقق اجماع قولی، صرف اتفاق فقها بر یک فتوی، کفایت میکند، هم چنان که در تحقق اجماع عملی، مجدد اتفاق آنها بر یک عمل کافی است.[۶۱]

 

    1. اجماع محقق نمیشود، مگر به اتفاق و وحدت نظر یا عمل تمامی اهل اجماع، و حال آنکه در تحقق عرف، شیوع و رواج میان مردم کافی است، حتی اگر به حد غلبه و اکثریت نرسد، چنان که در عرف مشترک چنین است.[۶۲]

 

۳.عرف ممکن است بد یا سودمند باشد و حال آن که اجماع نمیتواند نزد پیروان آن، بد و زیان آور باشد.[۶۳]

 

    1. با توجه به انواع عرف، عرف محلی وجود دارد، ولی اجماع محلی وجود ندارد.[۶۴]

 

۱-۱-۳-۵قانون
۱-۱-۳-۵-۱ رابطه عرف و قانون
عرف و قانون با هم رابطه دور و نزدیک دارند، رابطه آنها دور است به این جهت که هرگاه عرف با قانون در تعارض باشد و نظم عمومی را مختل کند، قانون حاکمیت دارد و مرجح است، و نزدیک است به این معنی که در موارد سکوت، قانون و یا ارجاع صریح و یا مخفی به عرف در جهت تکمیل قواعد حقوقی نقش موثر و الزامی بر جای میگذارد.
عرف را از نظر ماهوی باید یکی از منابع مهم حقوق به شمار آورد، ولی قدرت آن هیچگاه با قانون برابر نیست و دادرس نیز وقتی میتواند به آن استناد کند که قانون مجاز شناخته باشد و هیچ قانونی اقتدار فسخ قانون را به عرف نمیدهد.
گاهی اوقات عرف بر قانون ترجیح دارد، شاید گفته شود، در حقوق ما، عرف نمیتواند، هیچگاه با قدرت قانون معارضه کند و روح قانون نیز مانند متن آن، در برابر عرف محترم است و باید در هر حال بر آن مقدم داشته شود، ولی این استدلال چندان قوی نیست و برای اثبات ادعا کافی به نظر نمیرسد، زیرا آنچه به وسیله قانونگذار، به صراحت بیان شده، به یقین ناشی از اراده اوست، ولی حکمی را که دادرس ازگفتار او استنباط می کندبه این درجه از قوت نیست و انتساب آن به قانون گذار جز به ظن قوی و گاه احتمال امکان ندارد، به علاوه، دادرس هر اندازه که پای بند ارادهی قانونگذار باشد، خواه و یا ناخواه در این تلاش فکری تحت تأثیر اخلاق و مذهب و عادات و رسوم خود قرار میگیرد و حکمی که او در سایه این عوامل اجتماعی و درونی استنباط میکند، نمیتوان به یقین، نظر قوهی مقننه دانست و در هر حال بر عرف مقدم داشت.[۶۵] در رابطه قانون و عرف، سه نوع عرف قابل تشخیص است:
۱-مواردی که قانون به عرف ارجاع مینماید، مثل موارد زیادی که در قانون مدنی به صراحت به عرف رجوع میکند و حکم قانون کلی است.
۲- بعضی از عرفها، بدون آن که قانون به آن ارجاع داده باشد، دخالت میکنند که در روابط تجاری چنین عرفهایی زیاد است.
۳-عرف بر خلاف قانون را نمیتوان تبعیت کرد، قانونی که خلاف عرف وضع شده باشد، عرف را از اثر میاندازد، اما عکس آن ممکن نیست، قانون منبع فوق عرف است و با عرف نمیشود قانون را متوقف ساخت.[۶۶]
۱-۱-۲-۵-۲تعارض و قانون
تفاوت اصلی عرف و قانون در مقام واضع آن است، واضع قانون یک نظام هماهنگ و منسجم و بعضاً مقدسی است که به نام پارلمان، صلاحیت انجام این کار را دارد، تفاوت دیگر آن است که قانون مدون است و به صورت مجموعهای منظم ظاهر میشود و تحت قاعده در میآید، بنابراین برای آینده مقرر میشود و به طور عام میتوان گفت تغییر ناپذیر است و جز با قانونی دیگر لغو شدنی نیست و از آن رو که قانون ناشی از کل هیئت اجتماع است، دارای قدرتی است، فوق هرگونه مقررات دیگری که مقام دیگری وضع میکند.
«در واقع قانون همانند عرف چیزی جز تبلور وجدان قضایی نیست، در هر دو مورد حیات حقوقی جامعه به تبعیت از فرمولها با سنتهای معین و مشخص به مسیر خود ادامه میدهد که میتوان این حیات حقوقی را در مقابل ناتوانی قوانین قرار داد.»[۶۷]
۱-۱-۳-۶ عرف و نص
از نظر علمای فقه، عرف در صورتی که نص و دلیل شرعی معلل به عرف و یا مبتنی بر آن و یا با توجه به آن صادر گردیده و همچنین در مواردی که ردعی صورت نپذیرفته و کاربرد آن معارض با نص و دلیل شرعی نمیباشد، مورد پذیرش و دارای اعتبار است، چه این کاربرد در محدودهی موضوعات باشد و چه در دایرهی احکام و یا در دیگر موارد، در مواردی که عرف با نص و دلیل شرعی مخالف باشد، اگر دلیل شرعی، معلل و یا مبتنی بر عرف نباشد و یا در محدودهی موضوعات باشد، بنابر نظر کسانی که وجود خبرضعیف را، برای ردع، کافی میشمارند.عرف خالی از اعتبار و کنار گذاشته میشود، اما نزد گروهی دیگر که ردع از عرف را جز با خبرصحیح امکان پذیر میدانند، رجحان با عرف بوده و نمیتوان به نص و دلیل شرعی عمل کرد، مگر آن که قرینهای وجود داشته باشد که بی اعتباری عرف را ثابت نماید.البته همگان در پذیرش و اعتبار عرف در صورت مبتنی بودن نص و دلیل شرعی بر آن و نیز در بی اعتباری عرف معارضی که پس از ورود نص صریح و پس از تعیین و تحدید کامل مفهوم و موضوع نص حادث گردیده، متفق اند، این حکم دربارهی تمامی گونه های عرف جاری است، مکتب عرف شیعه روایت ضعیف را توانمند ردع عرف نمیداند و بر این باور است که ردع جز به صورت جدی و متناسب با قوت عرف و به وسیلهی منبع و نهیهای مکرر به ویژه در مواردی که میدان کاربرد عرف به شمار میآید، امکان پذیر نیست.همچنین ادله امارات را تنها هنگامی مقدم بر عرف و احکام عقلایی میشمارد که امارهی مورد نظر، خود از امارات عقلایی شمرده نشود.[۶۸]
۱-۲ گونه شناسی عرف
عرف پدیدهای بر آمده از نیازهای اجتماعی است که مردم همواره آن را به طور مکرر و از روی اراده و بدون احساس نفرت و کراهت انجام میدهند، این پدیدهی اجتماعی که به مرور زمان به صورت یک قاعدهی حقوقی در آمده است و از نیروی الزام آور بهرهمند میگردد، دارای اصطلاحات و گونههایی است که در فقه و حقوق اسلام به شیوه های گوناگون از آنها نام برده شده و مورد استفاده قرار گرفتهاند، لذا آگاهی بر هر یک از آنها لازم است.
مراد از عرف تنها عادت و رسم حقوقی الزام آور میباشد که در دانش حقوق به عنوان دومین منبع حقوق و در فقه اسلام نیز پس از کتاب و سنت به عنوان یکی از منابع کاشف به شمار میآید. از این رو، روشن میگردد که «عرف علما» از محل بحث خارج است، زیرا عرف علما که گاهی از آن به «عرف قضایی» هم معتبر میشود، زاییدهی رسم و عادت علما و دارای جنبهی استنباطی است، یعنی استنباطی است که افراد متخصص از پارهی اصول ارائه میدهند، در حالی که عرف به معنای خاص کلمه، رسم و روش تودهی مردم است، هم چنین باید گفت که «عرف مذهبی» نیز از محل بحث خارج است، زیرا منظور از «عرف مسلم در مذهب» چیزی غیر از قواعد و عادات قومی و محلیای است که پیروان مذاهب رسمی به آن انس گرفتهاند.[۶۹]
عرف مذهبی و عرف علما از محل بحث خارجاند، ولی از آن جا که شناخت عرف علما و عرف مذهبی در شناخت بهتر عرف و گونه های آن مؤثر است و نیز به جهت آن که قانون در پارهای از موارد، عرف مذهبی را مورد توجه قرار میدهد، اشاره به آن دو شایسته است.
۱-۲-۱ عرف به اعتبار سببیت
عرف به اعتبار سبب به دو گونهی عرف لفظی و عرف عملی بخش پذیر است.
۱-۲-۱-۱ عرف لفظی
عرف لفظی، عرف محاوره یا عرف استعمالی است که در گذشته با عناوینی همچون «عرف التخاطب»، «عاده اهل اللسان»، «عاده اهل اللغه» نام برده میشد و در دایرهی واژگان مورد توجه است، عرف لفظی عبارت است از شیوهی همهی اهل یک زبان یا گروهی از آنان در استعمال واژه یا عبارتی در معنا و مراد معین، خواه آن معنای معین مترادف با معنای حقیقی لغوی باشد یا نباشد.[۷۰]
این شیوهی استعمال واژه که از آن به عنوان حقیقت عرفیه یاد میشود، در بسیاری از موارد، مترادف و همسان با معنای حقیقی لغوی است، اما باید دانست که تجلی عرف لفظی، صرفاً در قالب بیان اهل لغت و قواعد و قوانین ادبی مقبول و رایج خلاصه نمیشود، بلکه گاه معنای یک لفظ و اصطلاح در میان عرف و مردم، متفاوت از معنای لغوی آن رواج پیدا میکند، به طوری که هنگام شنیدن آن لفظ بدون هیچ قرینهای آن معنا به ذهن متبادر میشود.این مورد نیز نمونهای از عرف لفظی تلقی میشود، مانند کاربرد لفظ «دابه» در مورد حیوان چهارپا، در حالی که در لغت برای «حیوان جنبنده» وضع شده است.[۷۱]
گروهی از علمای فقه و اصول از موارد وحدت معنای حقیقی عرفی و معنای حقیقی لغوی غفلت کرده و عرف لفظی و حقیقت عرفیه را به موارد افتراق اختصاص دادهاند و آن را شیوهی اهل یک زبان در استعمال واژه یا عبارتی در غیر از معنای اصلی و لغوی می دانند،این دیدگاه با چالش دیگری روبرو است و آن این که معنای اصلی، همان معنای حقیقی عرفی است نه معنای حقیقی لغوی ،اصالت و استقلالی ندارد،بلکه اعتبار فقهی آن به جهت طریقیت و کاشفیت آن نیز در مواردی است که اهل لغت، بریک معنای واحدی برای واژه به عنوان معنای حقیقی اتفاق داشته باشند، در غیر این صورت، از اعتبار طریقی نیز برخوردار نیست.[۷۲]
۱-۲-۱-۲عرف عملی
عرف عملی که در برابر عرف لفظی قرار دارد، عرفی است که در بخشی از کارهای ویژهی مردم خودنمایی میکند و جامعه در عمل، رفتار خود را بر آن منطبق میسازد، همانند بیع معاطات در بسیاری از جوامع.[۷۳]
عرف عملی به دو گونه بخش پذیر است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:19:00 ق.ظ ]