در مجموع تاکید می شود که مدیریت دانش فرایند ایجاد، تأیید، ارائه، توزیع و کاربرد دانش است. این پنج عامل در حوزه مدیریت دانش برای یک سازمان زمینه آموزش، بازخورد، آموزش مجدد و یا حذف آموزش را فراهم میآورد که معمولاً برای ایجاد، نگهداری و احیا قابلیتهای سازمان مورد نیاز است.
۲-۷٫ مفهوم مدیریت دانش
با وجود اینکه مفهوم شبکه های دانش با موضوع مدیریت دانش متفاوت است، اما پیشینه شبکه های دانش به این موضوع بر می گردد. به همین دلیل در این بخش به صورت اجمالی موضوع مدیریت دانش مرور شده است.
در قرن بیست و یکم جوامعی موفق و توسعهیافته به احتساب میآیند که جایگاه علم، دانش و اندیشه در آنها عالیتر و همچنین منزلت پژوهشگران، عالمان و دانشمندان نزد آنها بالاتر و افزونتر است. در دنیای امروز، سازمانها در رویارویی با محیطهای غیرقطعی و غیر قابل پیشبینی کسب و کار خود، برای رسیدن به موفق پایدار و رقابت نیاز به توسعه و تقویت مدیریت دانش خود دارند.
تاکنون تعاریف مختلفی از مدیریت دانش ارائه شده است. به عنوان مثال میتوان به تعریف زیر اشاره نمود: “مدیریت دانش کشف و مدیریت سطوح مختلف دانش از اشخاص، تیمها و سازمانها در جهت افزایش کارایی سازمان است.” یکی از جامع ترین تعاریف که مرتبط با تحقیق حاضر نیز می باشد مربوط به تعریف فرایندی مدیریت دانش توسط نوناکا و تاکاشی (Nonaka & Takeuchi, 1995) است. ایشان مدیریت دانش را به صورت فرایند کشف، کسب، توسعه و ایجاد، تسهیم، نگهداری، ارزیابی و به کارگیری دانش مناسب، در زمان مناسب، توسط فرد مناسب در راستای اهداف سازمان تعریف می کنند. نمودار زیر این تعریف را نشان می دهد:
برای درک مدیریت دانش، لازم است دانش و تفاوت آن از اطلاعات را شناخت. همانطور که نشان داده شد، اطلاعات و دانش نقاطی در امتداد افزایش ارزش و نقش بشر هستند. داونپورت و پروساک به این مسأله اشاره نمودند که بعضی از محققین علاوه بر سه طبقهبندی داده، اطلاعات و دانش، به مسائل دیگری مانند حکمت[۱۰۰]، بصیرت[۱۰۱]، تصمیمگیری و عمل را نیز توجه نمودهاند. هر چند آنها ترجیح دادند که به طبقهبندی سهتایی (دانش، اطلاعات و داده) بسنده کنند ولی بر این مسأله تاکید داشتند که تفاوت بین آنها بسیار مهم است. ناتوانی در تشخیص تفاوت بین این سه میتواند باعث ناکارآمدی، بیهودگی و ضررهای اقتصادی بسیار زیادی برای سازمان است. مدیریت دانش بر سه موضوع اصلیِ انسان، ساختار و فناوری تأکید دارد و سعی دارد تا با ایجاد ساختار مناسب و زیرساخت های فناوری لازم در سازمان و با محور قرار دادن انسان، با تولید و استفاده صحیح از منابع دانش به اهداف سازمانی دست یابد. (Becerra-Fernandez and et al., 2004)
سیستم های مدیریت دانش در حقیقت طبقه و سطح بالاتری از سیستم های اطلاعاتی رایج سازمانی هستند که برای مدیریت کردن دانش های سازمانی به کار برده می شوند. آن ها سیستم هایی بر پایه فناوری اطلاعات هستند، که برای حمایت و ارتقای فرایندهای سازمانی خلق، ذخیره و بازیابی، انتقال و به کارگیری دانش توسعه یافته اند. (Alavi and Leidner, 2001)
به طور کلی مدیریت دانش در اختیار گرفتن دانش کارکنان سازمان و حتی دانش خارج از سازمان و انتشار به هنگام آن برای انجام وظایف موجود در سازمان میباشد، که رشد و توسعه بیشتر سازمان را در پی خواهد داشت. هدف مدیریت دانش شناسایی، جمع آوری، دستهبندی و سازماندهی، ذخیره، اشتراک، اشاعه و در دسترس قرار دادن دانش در سطح سازمان میباشد. در سازمانهایی که به شکل سنتی اداره میشوند دانش از بالا به پایین در طول خطوط سازمانی در جریان است. در این صورت دانش به ندرت در زمان درست و در جایی که بیشترین نیاز به آن وجود دارد، قابل دسترس است.
اما در سازمان های دانش محور که به اجرا و پیادهسازی مدیریت دانش پرداختهاند، دانش در کل سازمان جاریست و هرکس به فراخور نیاز خود در زمان مناسب میتواند از آن در جهت انجام وظایف خود استفاده کند.
۲-۷-۱٫ ظهور مفهوم مدیریت دانش
مطالعات صاحب نظرانی مانند ایلکاتومی[۱۰۲]، باب روو وینوگراد[۱۰۳] نشان میدهد که از اوائل دهه ۱۹۶۰ به طور پراکنده در مورد مدیریت دانش مطالبی ارائه شدهاست. به عنوان مثال، آررو در سال ۱۹۶۲ به اهمیت تجربه در ایجاد دانش اشاره کرده و یا شون در سال ۱۹۶۳ در مقالهای با عنوان ‹‹خلاقیت و تکامل ایده ها›› به بیان اهمیت دانش ضمنی و نقش آن در یادگیری پرداخته است[۱۰۴].
پولانی هم در سال ۱۹۶۷ بین دو نوع صریح و ضمنی تفاوت قائل شده و معتقد است که ما بیش از آنکه میگوئیم، میدانیم. علیرغم بحثهای پراکندهای که در زمینه های مدیریت دانش صورت گرفتهاست عملاً تا دهه ۱۹۹۰ شاهد تحقیقات عمدهای در زمینه مدیریت دانش نیستیم. به همان اندازه که مبناهای اقتصادی سنتی از منابع طبیعی به سرمایهها و منابع فکری تغییر حالت پیدا کرده اند، توجه به دانش نیز به عنوان یک منبع مهم و حتی مهمترین مزیت رقابتی پایدار افزایش یافتهاست. به عنوان مثال، اسوارتز به بررسی مقالات منتشر در زمینه مدیریت دانش پرداختهاست. پژوهشهای وی نشان میدهد که این مقالات عمدتاً از سال ۱۹۹۱ به بعد منتشر شده اند.
همچنین باربارا دیلی نیز به بررسی پژوهشهای دانشگاهی در قالب پایان نامه های دکتری پرداختهاست. این بررسیها نیز که تا سال ۲۰۰۲ را در بر میگیرد، نشان میدهد که تحقیقات عمدتاً از سال ۱۹۹۱ شروع شده اند. به عنوان مثال در سال ۱۹۹۱ دو مورد رساله دکتری با عناوین Knowledge- Intensive, Knowledge Acquisition و Intelligent Knowledge Management به ترتیب در دانشگاه های نیویورک و پوردو انجام شده اند. نتایج بررسیها در سایر سالها به این صورت بوده است: سال ۱۹۹۲ یک مورد، ۱۹۹۳ تحقیقی در قالب رساله دکتری انجام نشدهاست، ۱۹۹۴ پنج مورد، ۱۹۹۵ یک مورد، ۱۹۹۶ سه مورد، ۱۹۹۷ شش مورد، ۱۹۹۸ سیزده مورد، ۱۹۹۹بیستویک مورد، ۲۰۰۰ بیستوهشت مورد، ۲۰۰۱ بیستوشش مورد و ۲۰۰۲ هشت مورد[۱۰۵].
۲-۷-۲٫ تاریخچه و علل پیدایش مدیریت دانش
در سال ۱۹۷۹، حسابدار سوئدی به نام کارل اریک سیوبی[۱۰۶] که بعدها به عنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش معرفی شد، با پرسشی بزرگ روبرو گردید. دفاتر حسابداری (ارزش دفتری) یکی از شعبههای معروف سازمانی که او در آنجا کار میکرد، تنها یک کرون ارزش نشان میداد. در حالی که ارزش واقعی سازمان، به مراتب بیشتر از اینها بود. در این هنگام، وی متوجه شد که ترازنامه مالی شرکت او تنها ارزش دارایی فیزیکی آن را که شامل چند میز و ماشین تحریر بود نمایش میدهد و ارزش واقعی سازمان وابسته به شایستگی کارکنان سازمان و چیزی را که جمع کارمندان سازمان به عنوان یک فکر و مغز جمعی تشکیل میدادند، وابسته است.
سیوبی و دیگران، این یافته را به نام “دارایی فکری” و “دارایی ناملموس” معرفی کرد و آن را در کنار دارایی های ملموس قرار داد. به این ترتیب، تعداد نوشتهها، سمینارها و… در این زمینه رشد کرد و موضوع به طور جدی در دستور کار دانشمندان علم مدیریت و مدیران سازمانهای بزرگ قرار گرفت.
در جدول زیر فهرست نخستین حرکتها و وقایع مهم در رابطه با مدیریت دانش، ارائه می شود.
جدول۲-۵: نخستین تلاش ها در راستای مدیریت دانش
سال | طرح کننده | رویداد |
۱۹۸۶ | سیوبی / کونراد | ترازنامه نامشهود |
۱۹۸۶ | کارل ویگ | ابداع مفهوم مدیریت دانش |
۱۹۸۹ | شرکتهای مشاور مدیریتی بزرگ | شروع تلاش های درونی برای اداره رسمی دانش |
۱۹۸۹ | ارزش واترهاوس | یکی از پیشروها برای تکمیل مدیریت دانش در استراتژی تجاریاش |
۱۹۹۱ | بازبینی تجاری هاروارد (نوناکا و تاکوچی) | یکی از نخستین مقالات منتشر شده در مورد مدیریت دانش |
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 02:04:00 ق.ظ ]
|