۲-۵-۳- مفاهیم اساسی هوش عاطفی از دیدگاه مایر و سالووی
اصطلاح هوش عاطفی برای اولین بار از سوی سالووی و مایر در سال ۱۹۹۰ بعنوان شکلی از هوش اجتماعی مطرح شد. الگوی اولیه آنها از هوش عاطفی شامل سه حیطه یا گستره از توانایی ها می شد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۱- ارزیابی و ابراز هیجان : ارزیابی و بیان هیجان در خود توسط دو بعد کلامی و غیر کلامی، همچنین ارزیابی هیجان در دیگران توسط ابعاد فرعی ادراک غیر کلامی و همدلی مشخص می شود.
۲- تنظیم هیجان در خود و دیگران : تنظیم هیجان در خود به این معناست که فرد تجربه فراخلقی، کنترل، ارزیابی و عمل به خلق خود را دارد و تنظیم هیجان در دیگران به این معناست که فرد تعامل مؤثری با سایرین (برای مثال آرام کردن هیجانی که در دیگران درمانده کننده هستند) دارد.
۳- استفاده از هیجان : استفاده از اطلاعات هیجانی در تفکر، عمل، مساله گشایی است.
مایر و سالووی (۱۹۹۷) تعریف اولیه شان را از هوش عاطفی با ایجاد یک مدل چهار شاخه ای از هوش عاطفی توسعه دادند .
این مدل هوش عاطفی را بصورت عملیاتی در دو سیستم شناختی و هیجانی بررسی می کند. اما با این وجود مدل مورد نظر از چهار شاخه یا مؤلفه تشکیل می شود.
توصیف این مدل چهار شاخه ای در شکل ۲-۳ نشان داده شده است، که چهار شاخه و متعاقباً مراحل پردازش هیجانی مرتبط با هر شاخه را مشخص کرده است.
۱- Dearborn
۲- Miller
قوه تفکر، رشد عاطفی هوشی
و شخصی را ارتقا می دهد
مدیریت ابزار احساسات را کاربردهای عاطفه از
تشویق می کند
یک احساس تا احساس
۲ - مدیریت عاطفه دیگر ملاحظه می شوند
هوش عاطفی
عواطف قابل دریافت نشانه های عاطفی در
و قابل بیان هستند ۱- برداشت و ۳- فهم عاطفی ارتباط با تعامل و کاربرد
اظهار عاطفی دنیوی درک می شوند.
۴- کاربرد هوش
عاطفی
عواطف احساس می شوندو عواطف و اطلاعات
تاثیر گذاری خود کار روی احساسی مورد توجه
شناخت را شروع می کنند قرار میگیرد
عواطف به صورت نشانه های
محسوس وارد سیستم شناخت شده
و سپس روی شناخت تاثیر می گذارند.
شکل شماره ۲-۳. مدل هوش عاطفی مایر و سالووی (۱۹۹۷)
الف) برداشت و اظهار عاطفی۱ : به توانایی شناخت دقیق و درست هیجانات در خود و دیگران و تمیز قائل شدن ابراز هیجانات واقعی از هیجانات نادرست و غیر واقعی (ریاکارانه ) اشاره دارد. یک فرد بالغ قادر خواهد بود نه تنها احساسات درونی خود، بلکه احساسات دیگران را نیز تشخیص دهد، احساساتش را و هر آنچه از نیازهایی که حول و حوش این احساسات می گردد را بیان کند و آخر از همه اینکه ، او نسبت به بیان احساسات مصنوعی و دستکاری شده حساس می باشد، یعنی می تواند ابراز هیجانات واقعی را از غیر واقعی تشخیص دهد. این شاخه از هوش عاطفی با ظرفیت و استعداد درک و بیان احساسات طبیعی انسان شروع می شود.هوش عاطفی بدون صلاحیت های موجود در این شاخه غیر ممکن است. ادراک عواطف شامل توجه و رمزگشایی پیام های عاطفی، هنگامی که آنها در حالت هایی مثل حالت های صورت یا تن صدا پدیدار می شود، می گردد. شخصی که یک ترس زود گذر را در چهره دیگران تشخیص می دهد بیشتر از کسی که این علامت را تشخیص نمی دهد، درباره افکار و عواطف می فهمد.
ب) مدیریت و تنظیم عواطف : به توانایی تنظیم مؤثر وتعدیل شدت عواطف و مدیریت آن برخود و دیگران اشاره دارد. که این امکان را به فرد می دهد تا عواطف منفی، مضر و آسیب زا را به صورتی
۱- Perception, and expression of emotion
سازگارو انطباقی تبدیل کند. عده ای اعتقاد دارند که هوش عاطفی راهی خواهد بود برای رها شدن از عواطف دردسر دهنده و پرزحمت یا شکاف های عاطفی در روابط انسانی و فراتر از آن معتقدند که عواطف را کنترل می کند. افراد یک دامنه وسیعی از تکنیک ها را برای تنظیم خلق و خویشان بکار می برند.
تایر، نیومن و مک لاین۱ (۱۹۹۴) ، اعتقاد دارند که تمرین های فیزیکی، یکی از مؤثرترین استراتژی ها، برای تغییر خلق و خوی های بد می باشند. دیگر استراتژی های تنظیم احساسات شامل گوش کردن موزیک و تعاملات اجتماعی می باشد.همچنین تفریح های دلپذیر (سرگرمی ها، کارهای ذوقی، شوخی، فعالیت های کاری، خرید، مطالعه و نویسندگی) نیز مؤثر می باشد.
بطور کلی موفق ترین روش های تنظیم (کنترل) عواطف، شامل صرف انرژی تکنیک های مدیریت فعال احساسات مانند تمدد اعصاب، استراحت،مدیریت استرس، تلاش های شناختی و ورزش می باشد.
ج) فهم یا ادراک عاطفی۲ : توانایی فهم عواطف و استفاده صریح و صادقانه، انعطاف پذیرو ابتکاری از عواطف، در موقعیت های اجتماعی است که در جهت حفظ انگیزه های مثبت برای رسیدن به اهداف بکار می رود( مایرو دیگران، ۲۰۰۲).
توانایی درک عواطف پیچیده و آگاهی از علل آنها و چگونگی تغییر عواطف از یک حالت به حالت دیگر را درک عواطف می نامند. به کمک این آگاهی ها ما می توانیم بفهمیم که چه چیزی موجب برانگیختن یا عدم برانگیختگی افراد یا گروه ها می شود و در نتیجه می توانیم همکاری بهتری را با دیگران برنامه ریزی کنیم (سیاروچی و همکارانش، ۱۳۸۳).
د) تسهیل تفکر بوسیله عاطفه(کاربرد هوش عاطفی)۳ : توانایی یکی کردن و داخل کردن احساسات در تجزیه و تحلیل، استدلال، حل مسأله و تصمیم گیری. کاربرد عواطف یعنی توانایی استفاده از عواطف در جهت کمک به کسب نتایج مطلوب، حل مسائل و استفاده از فرصتها.( سیاروچی و همکارانش،۱۳۸۳).
۲-۵-۴- مفاهیم اساسی هوش عاطفی از نظر بار- آن
همانطور که در مبحث تاریخچه هوش عاطفی گفته شد مدلی که بار- آن در مورد این هوش ارائه داده است شامل پنج عامل ترکیبی و پانزده خرده مقیاس است که در قالب شکل ۲-۴ آورده شده است :
۱- Thayer, Newman & McClain
۲- Emotional Understanding
۳- Emotion`s facilitation of thinking
هوش عاطفی
همدلی
خلق و خوی
توان سازگاری
مدیریت استرس
مهارتهای
میان فردی
مهارتهای
درونی
خودآگاهی عاطفی
شادکامی
حل مسأله
کنترل
تکانه ها
روابط بین فردی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...