تحقیقات انجام شده با موضوع : بررسی نقش و جایگاه صحابه و تابعان در تفسیر المیزان ... |
![]() |
از طرف دیگر ذیل داستان اصحاب کهف، به اهمیت و اعتنایی که اهل کتاب به این داستان می دادند اشاره کرده است.[۱۳۷۸] همچنین می توان گفت نقل روایات فراوان پیرامون این داستان، از کعب الأحبار و وهب بن منبه، نتیجه همین عنایت خاص می باشد.
بنابراین از آنجا که ایشان منشأ اصلی ورود اسرائیلیات را همین اشخاص می داند، این روایات را بیشتر از این جنبه مورد نقد قرار داده است.
۵-۱-۳-۲٫ ویژگی های نقد دلالی
نقد متن در روایات اسرائیلی نقشی مهم نزد علامه دارد. چنان که بیان شد، آنچه را ایشان، در بیان ضعف روایات اسرائیلی از جهت متن بیان نموده است، در بسیاری از معیارها، همچون «مخالفت با قرآن»، «مخالفت با عقل»، «تناقض» و… با عواملی که در ضعف روایات صحابه و تابعان نقل نموده، یکسان است و لذا در فصول پیش ذکر شد.
اما، نکاتی در ویژگی های ارزیابی ایشان نسبت به متن روایات اسرائیلی، وجود دارد که به آنها پرداخته می شود:
۵-۱-۳-۲-۱٫ جنبه اساطیری روایات اسرائیلی
علامه، به افسانه یا اسطوره بودن اسرائیلیات، به عنوان عامل ضعف آنها اشاره می نماید.
به عنوان مثال، در نقد روایات مربوط به باغ ارم، تنها نقد دلالی خود را «افسانه ای بودن» آن عنوان می کند.[۱۳۷۹] همچنان که داستان هاروت و ماروت و مسخ زهره را «داستان خرافی» عنوان می کند.[۱۳۸۰]
ایشان، در ذیل تفسیر آیاتی که کلمه «اسطوره» یا «اساطیر» آمده،[۱۳۸۱] معنای «اسطوره» را «دروغ و کذب»[۱۳۸۲] عنوان کرده و به جنبه «مکتوب بودن»[۱۳۸۳] آن اشاره نموده است و استعمال آن را در معنای «داستان های خرافی»[۱۳۸۴] یا «منظومه یا مجموعه ای از اخبار کاذب»[۱۳۸۵] یا «اخبار،[۱۳۸۶] اباطیل و احادیث خرافی»[۱۳۸۷] دانسته است.
در جای دیگر آن را نوشته هایی از دروغ و خرافات می داند که اهلش به خیال خود، آن را مقدّس مىشمردهاند.[۱۳۸۸] همچنان که در مقامی، در معنای این کلمه آن را «سخنان باطل امت های پیشین» ذکر می کند.[۱۳۸۹]
بر این اساس، می توان گفت این کلمه، ارتباط مستقیم با معیار «ناسازگاری با تاریخ» داشته باشد؛ چرا که ماهیت افسانه و اسطوره، مخالفت با آن وقایعی است که به طور مستند، در تاریخ، ضبط شده است. شاید جنبه «تقدس» اسطوره برای اهلش، اشاره ای به اهتمام یهود به نقل داستان های امت های پیشین و انبیاعلیهم السلام داشته باشد. چنان که عهد قدیم به طور مفصل، به نقل این داستان ها پرداخته است؛ در حالی که بسیاری از آن ها خلاف واقعیت می باشد.
۵-۱-۳-۲-۲٫ معیارهای ویژه
علامه، در نقد اسرائیلیات، معیارهایی را عنوان نمود که به نظر منحصر به فرد می رسد:
الف. شباهت به مضامین یهودی، اسرائیلیات و خرافات
علامه، گاهی به دلیل شباهتی که میان آن روایت و اسرئیلیات، خرافات، داستان های یهودی و… مشاهده می کند، به نقد آن می پردازد.
ایشان، به شباهت قصه حضرت عـزیر علیه السلام[۱۳۹۰] و تفـسیر حـروف مقطعه، به کوه قاف[۱۳۹۱] - کـه از ابن عباس نقل شده، - و اسرائیلیات اشاره کرده و داستان هاروت و ماروت و مسخ ستاره زهره، با عنوان «شبیه به مضامین یهودی و یونانی» یاد کرده است.[۱۳۹۲]
ب. مخالفت با ذوق سلیم و موازین علمی
چنان که بیان شد، علامه مخالفت با ذوق سلیم را در عامل ضعف روایات ذیل داستان ذوالقرنین[۱۳۹۳] بیان نموده است. به نظر می رسد مقصود از این معیار، همان موافقت با آنچه عرف یا عقلا می پسندند، باشد.
همچنین در بیان روایات مربوط به حضرت ادریسعلیه السلام به معیار ناسازگاری با «موازین علمی» اشاره می کند که در موضع گیری های دیگر ایشان، نمونه دیگری برای آن یافت نشد.[۱۳۹۴]
اما اینکه مراد ایشان از «موازین علمی» چیست، به نظر می رسد، همان قوانین علوم عقلی یا تجربی مد نظر باشد که به تناسب به کار برده شده است.
۵-۲٫ آیت الله معرفت و اسرائیلیات
رویکرد آیت الله معرفت نسبت به اسرائیلیات را در دو عنوان اصلی «رویکرد نظری» و «رویکرد عملی» مورد بررسی قرار می دهیم:
۵-۲-۱٫ رویکرد نظری
در این قسمت، به بررسی دیدگاه نظری آیت الله معرفت، پیرامون اسرائیلیات می پردازیم:
۵-۲-۱-۱٫ تعریف اسرائیلیات از نظر آیت الله معرفت
آیت الله معرفت، به آفات تفسیر اشاره کرده و در ضمن آن، مبحثی را به اسرائیلیات اختصاص می دهد و آن را سومین آفت تفسیر نقلی دانسته و در تعریف اولیه آن، می گوید: «اسرائیلیات، جمع اسرائیلیه می باشد، و آن داستان یا اسطوره ای است که از منبعی اسرائیلی روایت شده است، چه از کتاب یا شخصی که سلسله سند آن قصه به او منتهی شود».[۱۳۹۵]
آیت الله معرفت، به این نکته اشاره نموده که روایت اسرائیلی، گاه از منبع و مصدر اسرائیلی، و گاه از شخصی نقل گردیده که او به عنوان عامل نقل اسرائیلیات شناخته می شود؛ به عبارت دیگراسرائیلی بودن روایت هم به جنبه سندی و هم به جنبه متنی آن مرتبط می باشد.
مراد از «اسرائیل» حضرت یعقوبعلیه السلام می باشد که یهودیان به او منسوب هستند؛ لذا به آنها «بنی اسرائیل» اطلاق می شود.[۱۳۹۶]
همچنین، به سه تعریف دیگر از اسرائیلیات اشاره می کند:
الف) یکی آنچه از ظاهر لفظ اسرائیلیات فهمیده می شود و اشاره به روایاتی دارد که از منبعی یهودی نقل شده باشد.
ب) تعریف برخی از دانشمندان علوم قرآن و حدیث که آن را هر اسطوره یهودیی دانسته اند که به تفسیر، حدیث و تاریخ راه یافته و در اصل به منبعی یهودی یا مسیحی یا غیر آن منسوب است.
ج) برخی دیگر آن را به روایاتی اطلاق کرده اند که هیچ ریشه ای در منبع قدیمی ندارد و دشمنان اسلام، آن را وارد تفسیر و حدیث نموده اند.[۱۳۹۷]
شاید در نگاه اول، به نظر آید که از میان سه تعریف، تعریف اول، به آنچه آیت الله معرفت بیان نموده نزدیک تر است. اما با توجه به آنچه بیان خواهد شد، ایشان تعریفی مشابه تعریف دوم و سوم، را پذیرفته است.
۵-۲-۱-۲٫ علت نامگذاری «اسرائیلیات»
آیت الله معرفت پیرامون اینکه چرا اسرائیلیات، بر معنایی اعم از معنای لغویش اطلاق می شود، به سه نکته اشاره می نماید:
الف) این نام گذاری از باب غلبه داشتن رنگ یهودی این دسته از روایات است؛ زیرا بخش وسیعی از آنها، از منبع یهودی نشئت می گیرد.[۱۳۹۸]
ب) یهودیان محل رجوع عرب های پیش از ظهور اسلام و صدر اسلام می باشند.[۱۳۹۹]
ج)آنان بیشتر از دیگر اهل کتاب با مسلمانان رابطه داشتند و از فرهنگ و دانش گستردهترى برخوردار بودند و نیرنگ ها و حیلههاى خبیثانهاى در جهت خدشهدار ساختن چهره اسلام به کار مىبستند؛ بنابراین در جعل این حجم وسیع ازاسرائیلیات بىاساس و درهم ریخته، بیشترین سهم را به خود اختصاص داده اند.[۱۴۰۰]
محمود ابوریه درباره سوء نیت یهودیان نسبت به اسلام، می گوید:
«یهودیان که سرسختترین دشمنان نسبت به مسلمانان بودند، براى رسیدن به هدفهاى خود به نیرنگ و فریب متوسّل شده، در ظاهر به آیین اسلام روى آوردند و مقاصد خود را در وراى آیین خویش پنهان داشتند…زیرکترین و حیلهگرترین آنان، کعب الأحبار، وهب بن منبّه و عبد اللّه بن سلام بودند که به جعل و دسّ در روایات نبوى پرداختند».[۱۴۰۱]
بنابر آنچه گفته شد، اسرائیلیات تنها روایاتی نیست که شامل قصه ها و اسطوره های یهودی باشد؛ بلکه همه آنچه از منبعی غیر اسلامی وارد منابع اسلامی شده را شامل می گردد؛ اما از باب غلبه داشتن صبغه یهود در این نوع روایات جعلی، آنها را «اسرائیلیات» نامیده اند.
۵-۲-۱-۳٫ خاستگاه ورود اسرائیلیات به منابع اسلامی
بر اساس سخنان آیت الله معرفت، می توان خاستگاه ورود اسرائیلیات را به چهار دوره تقسیم نمود:
۵-۲-۱-۳-۱٫ دوره اول: ظهور اسلام و مراجعه به اهل کتاب
در این دوره، مسلمانان به منظور شناخت پیامبرصلی الله علیه و آله ، به اهل کتاب مراجعه می کردند. در بیان علت آن می توان به دو عامل زیر، اشاره نمود:
الف. منزلت اهل کتاب نزد عرب صدر اول
قوم عرب از زمان هاى دور، اهل کتاب و به ویژه یهودیان ساکن سرزمین هاى خود را اهل دین و فرهنگ و آگاه به شؤون زندگى مىپنداشتند و از این رو در همه مسائل مورد علاقه خود، اعم از مسائل مربوط به شناخت مخلوقات، سرگذشت امت هاى پیشین، تاریخ انبیاءعلیهم السلام و دیگر امور، به یهودیان مراجعه مىکردند و به همین دلیل پس از ظهور اسلام هم براى شناخت مسائل مربوط به دین اسلام، مراجعه به اهل کتاب را ترجیح مىدادند.[۱۴۰۲]
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 12:14:00 ق.ظ ]
|