دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد بررسی میزان بقاء لاکتوباسیلوس پلانتاروم A7 ریزپوشانی شده توسط صمغ فارسی (زدو) در ... |
![]() |
۲-۶-۶- کاربرد امولسیون دوگانه در ریزپوشانی میکروارگانیسمها
باکتریهای اسید لاکتیک به دلیل اثرات سودمندی که برای سلامتی میزبان خود به عنوان پروبیوتیک دارند، توجهات زیادی را به سمت خود جلب کردهاند، اما بقا و زندهمانی آنها تحت تاثیر فرآوری، ذخیرهسازی و فرایندهای مختلف گوارشی میزبان از قبیل محلول اسیدی معده و اسیدهای صفراوی قرار میگیرد. روش ریزپوشانی بهترین و شناخته شدهترین برای فراهم کردن یک محیط حفاظتی برای میکروارگانیسمها تحت شرایط نامطلوب است. مطالعات متعددی ریزپوشانی و پوشش دهی باکتریها را با بهره گرفتن از مواد کپسولسازی و روش های مختلف، به طور موفق نشان دادهاند. از روش های جایگزین برای حفاظت از پروبیوتیکها گنجاندن آنها در یک امولسیون W/O/W است. امولسیون دوگانه ممکن است به عنوان یک پوشش مناسب در پوششدهی و محافظت از باکتریهای پروبیوتیک طی فرآیندهای مواد غذایی، انبارداری و عبور از دستگاه گوارش انسان، به کارگرفته شود. در این ارتباط، حفاظت از لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس JCM 1132 در برابر اسیدهای سایتوتوکسیک شیره معده و صفرا با بهره گرفتن از قرار دادن باکتری در فاز آبی داخلی یک امولسیون W/O/W گزارش شده است.
گنزالس و همکاران (۲۰۰۹) با بررسی زنده ماندن لاکتوباسیلوس رامنوسوس در یک امولسیون دوگانه با بهره گرفتن از آب پنیر شیرین به عنوان امولسیفایر آبدوست، گزارش کردند که امولسیون دوگانه از Lactobacillus rhamnosus در برابر شرایط شبیهسازی شده معده و روده محافظت میکند.
۲-۶-۷- سورفاکتانتها
نقش اصلی سورفاکتانتها در امولسیونهای غذایی افزایش بازدهی تشکیل امولسیون و پایداری آنها است. آنها به سرعت جذب سطحی قطرات در طول هموژنیزاسیون میشوند و با تشکیل لایه حفاظتی از تجمع قطرات جلوگیری میکنند. ملکولهای سورفاکتانت بین سطح روغن و آب جذب میشوند و کشش بین سطحی را کاهش میدهند. کاهش کشش بین سطحی در طول هموژنیزاسیون بسیار مهم است زیرا شکستن قطرات را تسهیل میکند و انرژی کمتری برای شکستن قطرات لازم است (وندین و همکاران، ۲۰۰۱).
بیشتر امولسیفایرها ملکولهای آمفیفیلیک هستند، یعنی دارای یک سر قطبی و یک دم غیر قطبی میباشند. سر قطبی میل ترکیبی بسیار زیادی با آب و دم غیرقطبی میل ترکیبی بسیار زیادی با روغن دارد. امولسیفایرها با فرمول RX نشان داده میشوند. X سر هیدروفیلیک و R سر لیپوفیلیک است. خصوصیات ویژه یک امولسیفایر بستگی به طبیعت گروه های سر و دم آن دارد (وندین و همکاران، ۲۰۰۱).
میزان اتصال یا جذب به آب یا روغن بسته به نوع امولسیفایر تغییر میکند و این موضوع تحت نام توازن هیدروفیلیک- لیپوفیلیک شناخته میشود که به طور گسترده برای طبقهبندی سورفاکتانتها به کار میرود. عدد HLB[33] یک سورفاکتانت حلالیت آن و نوع امولسیون تشکیل شده را مشخص میکند. یک سورفاکتانت با HLB پایین (۶-۳) غالبا هیدروفوبیک است، محلول در روغن است و امولسیونهای W/O را پایدار میکند. یک سورفاکتانت با HLB بالا (۱۸-۸) غالبا هیدروفیل است، محلول در آب است و امولسیونهای O/W را پایدار میکند. سورفاکتانتهایی با HLB متوسط تمایل ویژهای برای روغن یا آب ندارند (شینودا و همکاران، ۱۹۶۹). برخی از امولسیفایرها در زیر آورده شده است.
۲-۶-۷-۱-DATEM
دو اسید میوه برای ساخت امولسیفایرهای غذایی به کار میرود، اسید تارتاریک و اسید سیتریک. استرهای اسید تارتاریک DATEM و استرهای اسید استیک ACETEM نامیده میشوند. DATEM در روغن و الکل محلول است، نقطه ذوب آن بیشتر از ۱۰۰ درجه است و امولسیونهای O/W را پایدار میکند. HLB آن ۸ و بسیار هیدروفیل است (شینودا و همکاران، ۲۰۰۱).
۲-۶-۷-۲-PGPR
پلی گلیسرول پلی ریسینولئات (PGPR) یک امولسیفایر است که در یک فرایند سه مرحلهای به ترتیب از گلیسرول و اسیدهای چرب ساخته میشود. PGPR ویسکوزیته شکلات و پوشش دهندههای مشابه را کاهش میدهد. PGPR با کاهش اصطکاک بین ذرات کاکائو، شکر، شیر و … این عمل را انجام میدهد بنابراین آنها زمانی که ذوب میشوند به راحتی میتوانند جریان یابند. این ترکیب از یک زنجیره کوچک از مولکولهای گلیسرول متصل به باندهای اتری با زنجیره های اسید ریسینولئیک متصل به باندهای اتری ساخته شده است.
PGPR یک مایع زرد رنگ چربیدوست شامل استرهای پلی گلیسرول اسیدهای چرب سیرشده از روغن کرچک میباشد. شدیداً چربیدوست، محلول در چربیها و روغنها و نامحلول در آب و اتیل الکل میباشد. در شکلاتها، به عنوان عامل کاهش ویسکوزیته به کار میرود. PGPR تقریباً همیشه با لسیتین یا دیگر عوامل کاهش ویسکوزیته پلاستیکی جفت میشود. همچنین میتواند به عنوان یک امولسیفایر در گسترش دهندهها و پوشش دهندههای سالاد یا به عنوان ممانعت کنندههای تشکیل کریستال و عوامل ضد ابری شدن در روغنهای گیاهی جزء به جزء شده بهکار رود.
در یک مطالعه در سال ۱۹۹۸، موشهاPGPR را به میزان ۹۸ درصد هضم کردند و به عنوان منبع انرژی نسبت به نشاسته و تقریباً نزدیک به روغن بادام زمینی به کار رفتند. به علاوه، شاهدی از دخالت در متابولیسم طبیعی چربی با رشد، تولید مثل و نگهداری از بافت وجود ندارد. به طور کلی، خطری برای سلامت انسان ندارد(شینودا و همکاران، ۱۹۶۹).
۲-۷- مواد مصرفی برای ریزپوشانی
مواد زیادی از قبیل پروتئینها، پلیساکاریدها و لیپیدها برای ایجاد عامل پوشش دهنده مورد استفاده قرار گرفتهاند. برای انتخاب مادهی پوششدهنده، جنبهی ایمنی، اقتصادی و اینکه این ریزپوشینه چه مصرفی خواهد داشت، از اهمیت بالایی برخوردار است. مثلا در صنایع داروسازی بیشترین مواد پوششدهنده پلی استرهای پلیلاکتیک اسید و پلیلاکتیک کوگلایکولیک هستند (فریتاس و همکاران، ۲۰۰۶). برای ریزپوشانی سلولهای باکتریایی زنده، مادهی پوششدهنده باید غیرسمی باشد (ساندوال-کاستیوا و همکاران، ۲۰۱۰). گذشته از مواد مختلف مصرف شده افزودنیهایی از قبیل سدیم دودسیل سولفات[۳۴]، تویئن ۸۰ (به عنوان امولسیفایر) و محافظت کنندههای سرمایی (مثل گلیسرول) هم به محلولهای کپسولسازی اضافه میشوند (مرتضوی و همکاران، ۲۰۰۷).
۲-۷-۱- صمغهای ژلان و زانتان
صمغ ژلان پلیساکاریدی میکروبی است و از سودومناس الودا استخراج میشود. این ماده از ۴ واحد تکرار شدهی گلوگز، گلورونیک اسید، گلوکز و رامنوز تشکیل شده است. از ترکیب صمغهای ژلان و زانتان ریزپوشینهای مقاوم به اسید تولید میکند. نسبت اپتیمم زانتان به ژلان ۱ به ۷۵/۰ است و برخلاف کاراگینان که به یونهای پتاسیم برای پایداری ساختمانی خود نیاز دارد (که مقدار بالای آن برای بدن مضر است) برای پایداری ساختمانش به یونهای کلسیم نیاز دارد. قابل ذکر است صمغ ژلان خود قادر است ساختار دانه ژلی برای ریزپوشانی بدهد ولی به دلیل دمای ژلهای شدن بالا به تنهایی استفاده نمیشود (۸۰ الی ۹۰ درجه سانتیگراد به مدت حدود یک ساعت)، که نتیجه این حرارت بالا آسیب حرارتی به سلول پروبیوتیک است (بورگین و همکاران، ۲۰۱۱).
۲-۷-۲- ژلاتین
این ماده، منشا حیوانی دارد و به تنهایی یا همراه با ترکیبات دیگر در ریزپوشانی استفاده میشود. ژلاتین به دلیل دارا بودن خاصیت آمفوتری، و اثر سینرژیستی که با پلیساکاریدهای آنیونی مثل ژلان دارد، گزینهی مناسبی برای ترکیب با پلیساکاریدهای یونی مثل ژلان است. از ترکیب ژلاتین و صمغ عربی، برای پوششدهی کپسولهای روغن سویا استفاده شده است (مرتضوی و همکاران، ۲۰۰۷).
۲-۷-۳- نشاسته
پلی ساکاریدی است که از تعداد زیادی واحدهای گلوکز با پیوندهای گلوکوزیدی تشکیل شده است. نشاستهی مقاوم شده۲ نشاستهای است که بوسیلهی آنزیمهای پانکراس هضم نمیشود و میتواند به رودهی بزرگ برسد و در آنجا تخمیر شود. در نتیجه باکتریهای ریزپوشانیشده با این ماده، در رودهی بزرگ آزاد میشوند و در کل مادهی ایدهآلی برای ریزپوشانی است. استفاده از نشاستهی ذرت با آمیلوز بالا ریزپوشانی بالا به همراه ۲۰ درصد نشاستهی مقاوم شده برای رساندن پروبیوتیکها به روده مناسب گزارش شده است (مرتضوی و همکاران، ۲۰۰۷).
۲-۷-۴-کاراگینان
پلیمری طبیعی است که در صنایع غذایی مصرف میشود. اگر در درصدهای بالا استفاده شود برای حل شدن به دمای بالا نیاز دارد (۶۰ تا ۹۰ درجه سانتیگراد). در دمای بین ۴۰ تا ۵۰ درجه سانتیگراد سلولها به پلیمر اضافه میشوند و بعد از سرد شدن و رسیدن به دمای اتاق و با اضافه کردن یونهای پتاسیم به فرم پتاسیم کلرید، ریزپوشینهها تشکیل میشوند. از معایب استفاده از این ماده این است که بسیار به استرس حساس میباشد (بورگین و همکاران، ۲۰۱۱). همچنین گزارش شده است که پتاسیم کلرید اثر ممانعتکنندگی روی رشد بعضی باکتریهای لاکتیک اسید مثل استرپتوکوکوس سالواریوس و لاکتوباسیلوس دلبروکی دارد. بنابراین استفاده از یونهای Cs+، Rb+ و به جای پتاسیم کلرید توصیه میشود. به علت حساسیت کم کاپاکاراگینان به اسیدهای ارگانیک، استفاده از مخلوط کاپاکاراگینان و صمغ دانهی خرنوب بازده خوبی در ریزپوشانی محصولات تخمیری لاکتیکی دارد. نسبت اپتیمم بین کاراگینان و خرنوب ۱ به ۲ است (مرتضوی و همکاران، ۲۰۰۷).
۲-۷-۵- سلولز استات فتالات
ماده ایمنی است و در صنایع داروسازی برای آزاد شدن کنترل شدهی دارو در روده استفاده میشود. علت آن این است که در pH اسیدی نامحلول است (pH های بالای ۶) اما در محیط بازی حل میشود و از پروبیوتیکها و سایر ترکیبات در محیط معده محافظت میکند (بورگین و همکاران، ۲۰۱۱).
۲-۷-۶- کیتوزان
پلیساکاریدی خطی است که از واحدهای گلوکزامین ساخته شده است، بهوسیلهی پیوندهای عرضی در حضور آنیونها پلیمریزه میشود. معمولا به عنوان لایهی خارجی در ریزپوشینه استفاده میشوند نه مادهی اصلی (برای مثال برای ریزپوشانی کپسولهای ژلاتین). معمولا غلظت کمی از آن به عنوان پوشش استفاده میشود (۴/۰ درصد). استفاده از مخلوط کیتوزان- هگزامتیلن دیایزوسیانات و کیتوزان-گلورتالدهید پوشش مستحکمتری نسبت به کیتوزان تنها ایجاد میکند. از معایب آن این است که اثرات ممانعت کننده بر روی باکتریهای لاکتیک اسید دارد(مرتضوی و همکاران، ۲۰۰۷).
۲-۷-۸- آلژینات
آلژینات و ژلهایش موارد مصرف بیشمار و مختلفی دارد. از نظر تاریخی هم گستردهترین صمغ مصرفی در صنایع غذایی است. از جلبکهای دریایی استحصال میشوند که در آبهای کم عمق و دمای متوسط رشد میکنند. معمولا از سه گونهی Laminaria hyperborea وL.japunica استخراج میشود (آلان-وجتاس و همکاران، ۲۰۰۸).
هتروپلی ساکاریدی خطی است که ازبتا- دی- مانورونیک و آلفا- ال-گلورونیک اسید با پیوند گلیکوزیدی (۴-۱) تشکیل شده است. شکل ۲-۳ ساختمان آلژینات را نشان میدهد.
شکل ۲-۳ ساختمان آلژینات
موارد مصرف آن شامل پایدار کننده و امولسیفایر است مثلا به خاطر ویژگیهای ذاتی و واکنشهایش با پروتئینها، چربی و فیبرها، به عنوان جانشین چربی در محصولات کم چرب استفاده میشود. آلژینات همچنین به عنوان ژل کننده در مواد غذایی استفاده میشود، چون مخلوط ژل آلژینات- پکتین وابسته به مقدار شکر نیست پس در محصولات کم کالری هم قابل استفاده است (آگوست و همکاران، ۲۰۰۶).
آلژینات بیشترین صمغ طبیعی استفاده شده برای ریزپوشانی باکتریها مخصوصا لاکتیک اسید باکتریها است (رزاس- لدسما و همکاران، ۲۰۱۲).
از مزایای آن: غیر سمی بودن، ایجاد شبکهی محکم با کلسیم (برای گیرانداختن مواد حساس مثل باکتریها) است و اینکه زندهمانی باکتریها را تحت تاثیر قرار نمیدهد. همچنین رهاسازی باکتریها از شبکهی ژلی با یک کمپلکس دهنده با کلسیم به راحتی انجام میشود (هیدابچ و همکاران، ۲۰۰۹). ریزپوشینههای آلژینات معمولا با روش امولسیون تولید میشوند (لو و همکاران، ۲۰۰۷؛ کراساکوپت و همکاران، ۲۰۰۳؛ مکرم و همکاران، ۲۰۰۹). از جمله معایب استفاده از این ماده، گرانی و مقرون به صرفه نبودن آن و همچنین بافت شنی که در بعضی محصولات ایجاد میکند، میباشد.
۲-۷-۹- صمغ فارسی
زدو صمغی شفاف است که از درختان بادام کوهی، زردآلو، آلبالوی وحشی و … به دست میآید. اما عمدهی تولید صادراتی این گیاه، مربوط به درخت بادام کوهی از خانواده گلسرخیان[۳۵]، با نام علمی Amygdalus scoparia Spach میباشد که در اثر تنشهای دمایی، رطوبتی، گزش حشرات، بیماری گومیوزیس[۳۶] و غیره ترشح میشود. این صمغ را در زبان فارسی، زدو، ازو، ازدو، جدو، انگوم، صمغ قراصیا، صمغ فارسی و یا در مواردی صمغ شیرازی مینامند. در زبان فرانسوی و انگلیسی به ترتیب gommenotras و gum zed مینامند. صمغ فارسی علاوه بر طبیعی بودن نوعی صمغ فراسودمند بوده و محصولات حاوی آن را تحت عنوان فراورده فراسودمند معرفی میکنند. خصوصیات مختلف این صمغ هنوز ناشناخته است ولی از خواص دارویی آن میتوان به رفع صرفههای پی در پی و افزایش دید چشم اشاره کرد. درختچههای بادام کوهی در ایران در سیستان و بلوچستان، شیراز، کردستان، چهارمحال و بختیاری، تهران و لرستان پراکنده شدهاند. این نوع صمغ در مناطق گرمسیری بیشتر به دست میآید و رنگ آن در نواحی گرمسیر روشنتر از نواحی سردسیر میباشد. در ایران تا سال ۱۳۸۵ تولید سالانه زدو حدود ۷۰۰ تن بوده که از این میزان حدود ۴۰۰-۲۰۰ تن صادر میگردید (جعفری و همکاران، ۲۰۱۲؛ خرمی. ب، ۱۳۸۵؛ عباسی و همکاران، ۱۳۹۰).
خواص زدو شبیه صمغ عربی است ولی زدو بیشتر مصرف صنعتی و صمغ عربی بیشتر مصرف خوراکی دارد. مصارف صنعتی زدو بسیار متنوع است. این صمغ در صنایع نساجی، آهار پارچه، کاغذسازی، چسب، لیتوگرافی، جوهرسازی و همچنین بسیاری از صنایع آرایشی و غذایی به کار میرود. این صمغ به عنوان عامل امولسیون کننده به همراه کتیرا و صمغ عربی در داروسازی به کار برده میشود. همچنین به علت دارا بودن خاصیت چسبندگی در صنایع قرص سازی به کار برده میشود (عباسی و همکاران، ۱۳۹۰).
صمغ فارسی قادر به تشکیل ژل واقعی نبوده و در غلظتهای کم (کمتر از ۵ درصد) به یک بخش نامحلول کدر و خمیری شکل (ژل ضعیف) و همچنین یک بخش محلول و شفاف تقسیم میشود. شاید بتوان گفت در غلظتهای کم مقداری از آب مورد استفاده به وسیلهی صمغ جذب شده و مابقی آن به صورت فاز محلول شفاف ظاهر میشود. در حالیکه در غلظتهای بالاتر (بیشتر از ۵ درصد) مقدار آب جذب شده توسط صمغ بیشتر بوده و شبکه ایجاد شده نیز حجیمتر است. به طوریکه مابقی آب را نیز در خود حبس کرده و دیگر فاز محلول مشاهده نمیشود. ولی با اعمال نیروی سانتریفیوژ به علت ضعیف بودن ساختار شبکه، فاز محلول از نامحلول جدا شده و قابل جداسازی است. در غلظتهای خیلی زیاد (بیشتر از ۱۰ درصد) احتمالا به علت کم شدن سهم آب در مخلوط و افزایش آب جذب شده توسط صمغ، شبکه محکم و پایداری ایجاد میگردد که در این حالت حتی با اعمال نیروی سانتریفیوژ هم فاز محلول قابل جداسازی نیست و فقط یک توده ژلی ضعیف مشاهده میگردد (عباسی و همکاران، ۱۳۹۰).
۲-۸- مروری بر تحقیقات انجام شده در زمینه ارزیابی بقاء باکتریهای پروبیوتیک ریزپوشینه شده طی نگهداری در ماست
ماست یکی از بهترین حاملهای غذایی برای پروبیوتیکهای ریزپوشانی شده است. کاهش pH بعد از تخمیر، تولید اسید در ماست طی انبارداری و نگهداری در دمای یخچال باعث مرگ اکثر سلولهای پروبیوتیک میشود (لاوروس و همکاران، ۲۰۰۱). ریزپوشانی و افزودن پریبیوتیک به فراوردههای پروبیوتیکی میزان بقاء پروبیوتیکها را در شرایط اسیدی فراوردههای تخمیری نظیر ماست افزایش میدهد.
پرووست[۳۷] همکاران (۱۹۸۵) گزارش کردند که روش تولید مداوم ماست با بهره گرفتن از کشتهای آغازگر ریزپوشانی شده از روش سنتی و غیرمداوم پیچیدهتر است ولی مزایای زیادی دارد. پیکوت و لاکرا[۳۸] (۲۰۰۴) گزارش کردند که ریزپوشانی باکتریهای پروبیوتیک در ریزپوشینههایی از جنس پروتئینهای آب پنیر پایداری سلولها را در ماستهای قالبی و همزده طی دوره انبارمانی افزایش میدهد. اودت[۳۹] و همکاران (۱۹۸۸) از استرپتوکوکوس ترموفیلوس و لاکتوباسیلوس دلبروکی زیرگونه بولگاریکوس ریزپوشانیشده در تهیه ماست استفاده کردند و گزارش کردند که میزان بقاء این باکتری در طول مراحل ریزپوشانی و مراحل بعدی افزایش یافت. گودوارد (۲۰۰۲) همین مساله و نتایج مشابه را گزارش کرد. آدهیکاری[۴۰] و همکاران (۲۰۰۰) تفاوت قابل توجهی را میان شمارش سلولهای زنده ریزپوشانی شده بیفیدوباکتریوم لانگوم نسبت به سلولهای آزاد در ماست قالبی طی نگهداری به مدت ۳۰ روز مشاهده کردند. برینکس و ایوب (۲۰۱۱) گزارش کردند که کاهش میزان بقاء سلولهای ریزپوشانی شده در ریزپوشینههای پوششدهی شده با کیتوزان در بستر ماست ۵۵/۰ سیکل لگاریتمی بود.
ریزپوشانی با محدود کردن اکسیژن در محیط باعث میشود سویههای حساس به اکسیژن پایداری بیشتری به دست آورند و همچنین از سلولهای پروبیوتیک در برابر محیط اسیدی ماست محافظت میکند. از سوی دیگر ریزپوشانی باعث میشود باکتریهای پروبیوتیک روی فرایند تخمیر باکتریهای آغازگر ماست تاثیری نداشته باشند(زویدام و همکاران، ۲۰۱۰).
۲-۹- مروری بر تحقیقات انجام شده در زمینه ارزیابی میزان بقاء باکتریهای پروبیوتیک ریزپوشانی شده نسبت به شرایط شبیهسازی شده گوارشی
اگرچه تحقیقات زیادی در جهت افزایش میزان بقاء پروبیوتیکها در فراوردههای غذایی انجام شده است، اما پایداری آنها در معرض سیستم گوارشی چندان مورد توجه قرار نگرفته است. باکتریهای پروبیوتیک مصرف شده در بدن میزبان به ترتیب با تنشهای مرگآور ناشی از آنزیم لیزوزیم در دهان، اسیدکلریدریک و آنزیم پپسین در شیرهی معده، نمکها و اسیدهای صفراوی و آنزیم پانکراتین در روده کوچک، روبرو میشوند. ارزیابی مقاومت در برابر تنشهای مذکور یکی از معیارهای مهم در انتخاب سویههای پروبیوتیکی است (سودینی و همکاران، ۲۰۰۵).
به دلیل متغیر بودن غلظت ترکیبات بازدارنده و مدت زمان اثر هر یک از تنشهای گوارشی در افراد مختلف و حتی در یک فرد، تفاوتهای زیادی در روش های گزارش شده برای ارزیابی پایداری باکتریهای پروبیوتیک در شرایط گوارشی مشاهده میشود. از سوی دیگر، نحوهی انتقال باکتری پروبیوتیک به بدن میزبان نیز در کاهش تنشهای گوارشی موثر است. نتایج تحقیقات همچنین نشان داده است که بستر غذا و ترکیب آن نقش موثری در افزایش پایداری پروبیوتیک در معده دارد (اسمیدروس و همکاران، ۱۹۷۲). به عنوان مثال حضور قندهای قابل احیا مثل گلوکز، در محیط اسیدی به حفظ میزان بقاء برخی از گونه های لاکتوباسیلوس کمک میکند. علاوه بر این باکتریهای لاکتیکی تولیدکننده اگزوپلیساکارید به طور طبیعی از پروبیوتیکها در محیط آنتاگونیستی محافظت میکنند (روگوسا و همکاران، ۱۹۷۵). روشهایی که جهت ارزیابی مقاومت میکروارگانیسمهای پروبیوتیک به شرایط گوارشی تعیین شده است شامل استفاده از آب مقطر اسیدی شده با HCl، محیط کشت مایع و بافرها و استفاده از شیره معده تازه انسان میباشد. علاوه بر اینها، محققان یک روش برونزیست که به دقت مراحل عبور از معده را شبیهسازی میکند پیشنهاد کردهاند (چارتریز و همکاران، ۱۹۹۸).
چاندرامولی[۴۱] و همکاران (۲۰۰۴) گزارش کردند که تکنیک ریزپوشانی پایداری لاکتوباسیلوسها را در محیط اسیدی معده افزایش میدهد. اما کیلاساپاسی(۲۰۰۰) گزارش کرد که ریزپوشانی تاثیر چشمگیری در بهبود پایداری سلولهای پروبیوتیک در شرایط اسیدی و صفراوی شدید نداشت. نتایج تحقیقات برینکس و ایوب (۲۰۱۱) نشان داد که میزان بقاء سلولهای ریزپوشانیشده در محیطهای شبیهسازی شده گوارشی در مقایسه با محیط کنترل تفاوتی نکرد و این در حالی است که پایداری سلولهای آزاد و ریزپوشانیشده پروبیوتیک در محیط معده به شدت کاهش یافت. مارتونی[۴۲] و همکاران (۲۰۰۷) اعلام کردند که ریزپوشانی سبب افزایش پایداری باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم در محیط شبیهسازی شده گوارشی شد.
پیمنتل- گنزالس[۴۳] و همکاران (۲۰۰۹) با بررسی زنده ماندن لاکتوباسیلوس رامنوسوس در یک امولسیون دوگانه با بهره گرفتن از آب پنیر شیرین به عنوان امولسیفایر آبدوست، گزارش کردند که امولسیون دوگانه از لاکتوباسیلوس رامنوس در برابر شرایط شبیهسازی شده معده و روده محافظت میکند.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که میزان بقاء باکتریهای پروبیوتیک ریزپوشینه شده با کاهش pH ماست یا شیره معده انسان کاهش پیدا نمیکند. این گزارشات نشان میدهند که ریزپوشانی میتواند برای حصول اطمینان از حفظ پایداری باکتریهای پروبیوتیک طی عبور از دستگاه گوارشی به ویژه معده و رسیدن به روده و رها شدن در آنجا و ایجاد اثرات سودمند و سلامتیبخش، سودمند باشد.
۲-۱۰- هدف از انجام پژوهش
تاکنون پژوهش و بررسیهای زیادی روی ریزپوشانی پروبیوتیکها انجام شده، و در اکثر این مطالعات از محصولات لبنی به عنوان حامل و از آلژینات به عنوان پوشش کپسول استفاده شده است و در پژوهشهای اندکی از روش امولسیون دوگانه برای عمل ریزپوشانی استفاده شده و در هیچکدام از آنها از صمغ فارسی به عنوان مادهی ریزپوشانی استفاده نشده است. در پژوهش حاضر از فرایند ریزپوشانی جهت حفظ تعداد لازم باکتری پروبیوتیک لاکتوباسیلوس پلانتاروم A7 در ماست استفاده شد. از صمغ فارسی به عنوان مادهی اصلی پوششدهی استفاده شد. زندهمانی پروبیوتیکها طی زمان انبارداری و تغییرات pH و مقدار اسیدیته بر حسب اسید لاکتیک محصول اندازه گیری شد. علاوه بر این بعضی از خصوصیات رئولوژیکی محصول مثل گرانروی و سفتی بافت در طول دوره نگهداری مورد ارزیابی قرار گرفت و خصوصیات حسی محصول تولیدی هم توسط ارزیابها بررسی شد.
فصل سوم
فرم در حال بارگذاری ...
[چهارشنبه 1400-08-05] [ 12:46:00 ق.ظ ]
|