همان­که قصه­ی شهنامه خواندی هموار (۱۲۴۱)

 

 

 

با توجه به نظر اکثر کسانی که درباره‌ی فرخی تحقیق و مطالعه کرده‌اند، می‌توان گفت که « دولتنامه» مجموعه‌ی فتح نامه‌های منظوم نظیر قصیده‌ی فتح سومنات خود فرخی یا همه قصاید محتوی شرح فتوحات محمود در هند از شاعران دربار باشد که فرخی از آن به دولتنامه تعبیر می‌کند و یا این که کتابی باشد از معاصران وی و به احتمال ضعیف از خود وی ( محجوب، بی تا: ۱۳۹ و ۱۴۰؛ یوسفی، ۱۳۷۳: ۷۶؛ امامی، ۱۳۷۳: ۳۹). «فرخی شاعری درباری است و یکی از ویژگی‌های شاعران درباری مدیحه سرایی برای رسیدن به مقاصد خود است. «شاعران هر یک به درباری منسوب بودند و از دربار مستمری و انعام و صله دریافت می‌کردند، ناگزیر ستایش آنان را وجهه­ همت خود ساختند و ستایشگری در دوان او به حد اعلای ترقی رسید»(محجوب، بی تا، ۱۴۷). دیوان او به گفته غلامحسین­یوسفی در چشمه­ی روشن از جهت توصیف اشخاص، جاها ومکان­ها، شرح جنگ­ها یکی ازمنابع مهم تاریخی محسوب می­ شود. (یوسفی، ۱۳۷۱: ۴۹).
پایان نامه
فرخی ۲۱۴ قصیده­ی مدحی دارد و حدود ۲۵ تن از سلاطین، شاهزادگان و بزرگان دربار غزنوی را مدح گفته است. بزرگترین ممدوح او سلطان محمود غزنوی است که حدود ۴۴ قصیده در مدح او گفته است. این مدایح او بسیار مورد توجه سلطان محمود غزنوی بوده و موجب تقرب و صلات فراوان برای فرخی شده است. ۴۶ قصیده از مجموع قصاید فرخی و یک ترجیع بند مفصل در ۲۵ بند در مدح امیر محمد بن محمود غزنوی و ۳۹ قصیده و نیز یک ترجیع بند معروف در ستایش امیر ابویعقوب یوسف است» (یوسفی، ۱۳۷۱: ۵۹) و نیز سلطان مسعود بن محمود غزنوی، احمد بن حسن میمندی وزیر، وزیر زاده ابوالفتح عبدالرزاق بن احمد بن حسن میمندی را بسیار مورد مدح و توجه خود قرار داده است. دیگر ممدوحان فرخی نیز از مقام و مرتبه‌ی خاصی در قصاید او برخوردار بودند. ( نک: دبیر سیاقی، ۱۳۷۸: ۴۵-۴۱).
فرخی از برجسته‌ترین شاعران قصیده سرای فارسی قرن چهارم و اوایل قرن پنجم است شعر او ساده و روان و حاصل تجربیات درونی اوست. وی بیانی نرم و لطیف و سخنی سهل و ممتنع دارد که بعضی او را هم پایه‌ی سعدی در غزل سرایی می‌دانند و یا او را در سخن سهل و ممتنع داشتن هم طراز متنبّی شاعر عرب می‌خوانند ( هدایت، ۱۳۸۲، ج۱: ۱۵۶۷؛ دولتشاه سمرقندی، ۸۹۲: ۳۰ ). لطافت طبع و فکر ساده‌ی فرخی یکی از عوامل مهم سادگی و روانی در شعر اوست. « وی ظریف طبع، خوش بیان، دارای فکری ساده و طبعی دهقانی، با لهجه‌ی نرم و سبک، در سخن پردازی مسلط و در تعبیر مقتدر، دارای معانی و عبارات سهل و کلمات خوش آهنگ بر ظرافت طبع و سماجت خاطرش بهترین دلیل است. ( فروزانفر، ۱۳۸۷: صص ۱۱۴ تا ۱۱۶).
اشعار غنایی و تغزلات فرخی به دلیل احساسات لطیف، وصف‌های زیبا و طبیعی و معانی عاشقانه بسیار مورد توجه بوده است. توانایی او در آوردن مضامین غنایی، سرودن تغزلات زیبا و توصیف مظاهر طبیعت مثال زدنی است. تغزلات او حاصل تجربیات و حالات درونی و عاطفی شخصی اوست. او شاعری جوان خوش گذران بود و روحیه‌ی کامیابی و عشرت طلبی او باعث شده است آنچه را که در درون دارد به گونه‌ای لطیف و زیبا به زبان آورد. وی در ذکر حالات عاطفی و مفاهیم عاشقانه هیچ تصنع و تکلفی به کار نبرده است. وصف معشوق و زیبایی­های او و نیز موسیقی در بیان لطیف و گیرای تغزلات وی بی­تأثیر نبوده است. این خصوصیت شعر او بسیار مورد توجه و پسند ممدوحان بوده است (یوسفی، ۱۳۷۳، صص۴۲۸-۴۶۰). در سرودن تغزلات پیرو رودکی و شهید است. « فرخی طریقه­ی آنها را می­پسندد و در غزل بیشتر بر شیوه‌ی شهید که وی غزل او را به دلاویزی و نغزی می‌ستاید، می‌رود (زرین کوب، ۱۳۷۱: ۲۱).
وی در سرودن قصاید مدحی شاعری تواناست. قدرت و مهارت او در مدح، وصف و ذکر جزئیات بسیار آشکار است. در این زمینه فرخی آن طور که از سبک و سیاق سخنش پیداست پیرو شاعران دوره‌ی سامانی است. « او نیز در قصیده همان نکات مورد نظر قصیده سرایان از قبیل مطلع لطیف و تغزل و وصف طبیعت، حسن تخلص، مدح و دعا را رعایت کرده است ( یوسفی، ۱۳۷۸: ۴۵۴). او در تمام قصاید خود با مهارت و توانایی به وصف طبیعت، وصف حالات معشوق، ممدوحان و اعمال و جنگ‌های آنها پرداخته است. « شوخ طبعی و گستاخی او در برابر ممدوحان خویش نیز رونقی خاص به اشعارش بخشیده است (صفا، ۱۳۷۱، ج۱: ۵۳۹).
تصاویر شعری وی گسترده و متنوع است، بارزترین صورت خیالی که در همه‌ی موضوعات شعری او به چشم می‌خورد تشبیه است. تشبیهات او لطیف و بدیع و بیشتر از نوع محسوس به محسوس است استعاره نیز در شعر او کاربرد فراوان دارد و بیشتر مستعارٌمنه‌های او از طبیعت و امور حسی است. تشخیص به شکل‌های گوناگون ( مفصل، مجمل) در شعر او کاربرد فراوان دارد. دیگر صورت‌های خیالی شعر به طور متعادل و با توجه به سبک خاص دوره‌ی او در بین اشعار وی دیده می‌شوند. به هر حال با توجه به همه‌ی این مسائل می‌توان قدرت توصیف، قریحه‌ی روشن، ذوق فکری، تخیلات لطیف و دلنشین و اسلوب سهل و ممتنع وی پی برد.
اغلب منابع وفات او را به سال ۴۲۹ هجری نوشته اند (هدایت، ۱۳۸۲، ج۱: ۱۵۶۷؛ صفا، ۱۳۷۱، ج۱: ۵۳۹؛ دبیر سیاقی، ۱۳۷۸: ۴۰؛ یوسفی ۱۳۷۳: ۵۳). از مدت عمرش اطلاع دقیقی در دست نیست. اگرچه در لغت فرس اسدی بیتی مبنی بر روزگار پیری و ناتوانی وی آمده است؛ اما قرینه‌ای که آن را تأیید کند و مرگ شاعر را در زمان پیری نشان دهد، دیده نمی شود:

 

 

من پیرم و فالج شده‌ام اینک بنگر

 

 

 

تا نولم کژ بینی و کفته شده دندان

 

 

 

و در جایی دیگر در توصیف لاغری و مدح امیرمحمدبن محمود می‌گوید:

 

 

دل من لاغرکی دارد شیرین کردار

 

 

 

لاغرم من چه کنم گر نبود فربه یار (۱۸۷۱)

 

 

 

همین قدر معلوم است که فرخی در هنگام مریضی و بد احوالی محمود جوان بوده و خود این امر را در شعرش تصریح کرده است:

 

 

کاشکی چاره دانمی کردن

 

 

 

که بدو بخشم جوانی و جان

 

 

 

پس معلوم می‌شود که در اواخر عمر محمود غزنوی (متوفی به سال ۴۲۱) فرخی هنوز در مراحل شباب بوده است و نیز شعر لبیبی که بر فوت فرخی دارد بیان کننده‌ی مرگ فرخی در زمان جوانی است ( دبیر سیاقی، ۱۳۷۳: ۱۰؛ صفا، ۱۳۷۱: ۵۳۴؛ زرین کوب، ۱۳۷۰: ۵۳).

 

 

گر فرخی بمرد چرا عنصری نمرد
فرزانه‌ی برفت و وز رفتنش هر زیان

 

 

 

پیری بماند دیر و جوانی برفت زود
دیوانه ای بماند وز ماندنش هیچ سود

 

 

 

۲-۳٫ صور خیال در شعر فرخی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...